مسابقه سوگواره صفر
|
سوال تستی |
پاسخ |
|
1 |
الف |
|
2 |
الف |
|
3 |
د |
|
4 |
ب |
|
5 |
ج |
|
6 |
ب |
|
7 |
الف |
|
8 |
د |
|
9 |
ب |
پاسخ سوالات تشریحی
سوال 1 تشریحی : بعد از پایان جنگ بدر و گرفتن اسیران جنگى و پس از آنکه پیامبر (ص) دستور داد که دو نفر از اسیران خطرناک “عقبة” و “نضر” را گردن بزنند. گروه انصار به وحشت افتادند که نکند این دستور در باره سایر اسیران اجرا شود و آنان از گرفتن فدا محروم بمانند. لذا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: ما هفتاد نفر را کشته و هفتاد نفر را اسیر کردیم و اینها از قبیله تو و اسیران تواند، آنها را به ما ببخش تا در برابر آزادى آنها “فداء” بگیریم. پیامبر (ص) در انتظار نزول وحى آسمانى در این باره بود، آیات ۶۷ تا ۷۱ نازل شد و اجازه گرفتن “فداء” در مقابل آزادى اسیران داد.
سوال 2 تشریحی:همانا این پسرم (حسن بن علی) سرور و آقا است، خداوند به وسیله او، بین دو گروه از مسلمانان را اصلاح میدهد.
حسن و حسین علیهماالسلام دو آقای جوانان اهل بهشتند، آنها دو گل خوشبوی من در دنیا میباشند.
سوال3 تشریحی :امام رضا (ع):کسی که در روز غدیر مومنی را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد میکند و قبرش را توسعه میدهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند.
اقبال الاعمال
|
سوال تستی |
پاسخ |
|
1 |
الف:پیامبر اکرم (ص) |
|
2 |
الف:سوره آل عمران ، آیه144 |
|
3 |
ب:ابوسفیان |
|
4 |
ب:به فاصله چهار انگشت |
|
5 |
ج:سال50 ه.ق ،جعده همسرایشان |
|
6 |
ب:به میزان عقل ،درک وشعورشان |
|
7 |
د:حضرت یوسف (ع) |
|
8 |
ج:مأمون هیچ گونه دخالتی در امور نداشته باشد |
|
9 |
ب: عقل و جهل |
پاسخ سوالات تشریحی
سوال 1 تشریحی :بعد از گرفتن اسرا در جنگ بدر، پیغمبر دستور دادن که دو تن از اسرای شرور و خطرناک رو اعدام کنن. بعد از اعدام، برای مسلمون ها سوال پیش اومد که آیا همه ی اسرا قرار هست که اعدام شن؟ انصار به پیغمبر مراجعه کردن و از او خواستن که به اونها اجازه بده که در قبال آزاد کردن اسرا غنیمت جنگی دریافت کنن (فداء) که ضررها و صدمه هایی که در جنگ دیده بودن رو جبران کنن. رسول خدا هم بعد از دریافت وحی در این باره (آیات 67 الا 71 سوره انفال) اجازه دادن که مسلمون ها در قبال آزاد کردن اسرا مبلغی (فداء) دریافت کنن
سوال 2 تشریحی:پـیـامـبـر او را پـاره تـن، نـور دیـده، مـیـوه دل و گـل خـوشـبـوى بـوسـتـان نبوت مى نامید. پیوسته او را فرزند خود مى خواند و مى فـرمـود:«هـمـه فـرزندان مادران به پدرشان نسبت مى برند جز اولاد فاطمه ، كه آنان بـه من نسبت مى برند.» از عمق دل به او عشق مى ورزید، دست او را مى گرفت ، بر روى دامـن خـود مـى نـشـانـد و بـه مردم مى گفت :«هر كه این فرزند مرا دوست بدارد مرا دوست داشـتـه ، و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . خداوند دوست بدارد كسى را كه حسن مرا دوست بدارد.» و گـاه مـى فـرمـود :«خـداونـد مـرا بـه دوستى حسن و حسین فرمان داده است.). و گاه مى فرمود: (من در جنگم با هر كس كه با تو در جنگ باشد.»
سوال3 تشریحی :
امام رضا (ع):
کسی که در روز غدیر مومنی را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد میکند و قبرش را توسعه میدهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند.
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1)
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." (2)
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1)
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." (2)
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1)
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." (2)
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1)
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." (2)
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد."
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی |
پاسخ |
|
1 |
الف |
|
2 |
الف |
|
3 |
د |
|
4 |
ب |
|
5 |
ج |
|
6 |
ب |
|
7 |
د |
|
8 |
الف |
|
9 |
ب |
پاسخ سوالات تشریحی
سوال 1 تشریحی: برخورد اسلامي و انساني با اسيران
در منطق اسلام و سيره ي پيشوايان ديني به شدت از شکنجه و آزار اسيران نهي شده است. همان طور که گفته شد بعد از جنگ بدر رسول خدا (ص) پيشنهاد عمر بن خطاب را درباره ي بريدن زبان و شکستن دندان سهيل بن عمرو رد کرده و مورد نکوهش قرار داد، در حالي که وي از سران مشرکان مکه و از خطبايي بود که مسلمانان، به ويژه شخص رسول خدا (ص) از آزار و اذيت و نيش زبان او در امان نبودند و همواره با ايراد خطبه و سخنراني بر ضد اسلام تبليغ مي کرد.
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
سوال 2 تشریحی: امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچگاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد."
ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
سوال3 تشریحی :هر کس که در روز غدیر به دیدار مومنی رود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند ، و هرروز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید وبه او مژده بهشت دهد .
|
سوال تستی |
پاسخ |
|
1 |
الف |
|
2 |
الف |
|
3 |
د |
|
4 |
ب |
|
5 |
ج |
|
6 |
ب |
|
7 |
د |
|
8 |
الف |
|
9 |
ب |
پاسخ سوالات تشریحی
سوال 1 تشریحی: برخورد اسلامي و انساني با اسيران
در منطق اسلام و سيره ي پيشوايان ديني به شدت از شکنجه و آزار اسيران نهي شده است. همان طور که گفته شد بعد از جنگ بدر رسول خدا (ص) پيشنهاد عمر بن خطاب را درباره ي بريدن زبان و شکستن دندان سهيل بن عمرو رد کرده و مورد نکوهش قرار داد، در حالي که وي از سران مشرکان مکه و از خطبايي بود که مسلمانان، به ويژه شخص رسول خدا (ص) از آزار و اذيت و نيش زبان او در امان نبودند و همواره با ايراد خطبه و سخنراني بر ضد اسلام تبليغ مي کرد.
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
سوال 2 تشریحی: امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچگاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
سوال3 تشریحی :هر کس که در روز غدیر به دیدار مومنی رود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند ، و هرروز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید وبه او مژده بهشت دهد .
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
د
|
|
8
|
الف
|
|
9
|
ب
|
بر اساس آموزه هاي اسلامي، حتي اگر اسيري محکوم به اعدام نيز باشد کسي حق ندارد قبل از اجراي حکم، بر اساس ميل خود، او را اذيت و آزار دهد، فقط در وقت مقتضي بايد حکم را درباره ي او اجرا کرد نه بيشتر.
بعد از محاصره ي قلعه ي يهوديان بني قريظه توسط مسلمانان و تسليم آنان بر اساس پيشنهاد حکميت، وقتي اسيران يهود به حکم سعد بن معاذ (داور طرفين) و تأييد رسول خدا (ص) به اعدام محکوم شدند، يکي از آنان به نام نبّاش بن قيس را نزد پيامبر آوردند، او سعي کرده بود با کسي که او را مي آورد درگير شود، و او هم با مشت به بيني نبّاش کوبيده و آن را خوني ساخته بود. رسول خدا (ع) به مأموري که او را آورد، اعتراض کردند و فرمودند: چرا نسبت به او چنين کردي، مگر شمشير کافي نبود؟ مأمور گفت:اي رسول خدا، او با من درگير شد و مي خواست بگريزد. نبّاش گفت:اي ابوالقاسم سوگند به تورات، دروغ مي گويد، اگر مرا آزاد هم مي ساخت من از آمدن به جايي که همه ي قومم کشته شدند، تأخير نمي کردم، تا من هم مانند يکي از ايشان باشم. آن گاه رسول خدا (ص) فرمودند:
با اسيران خوش رفتاري کنيد و به آن ها آب بدهيد و سيراب شان کنيد تا خنک شوند و بعد حکم اعدام را درباره ي آنان اجرا کنيد. گرماي آفتاب و سوزندگي شمشير را بر آن ها جمع نکنيد.
آن روز هوا آفتابي و گرم بود، به اسيران آب و طعام دادند، و پس از اينکه سيراب و خنک شدند، دستور قتل آن ها نيز صادر شد
چنين سفارشي هيچ گاه با حکم سعد بن معاذ و تأييد پيامبر درباره ي کشتن بني قريظه، منافات ندارد، زيرا کشتن آن ها حکمي شرعي و الهي است که بايد اجرا مي شد، در عين حال قبل از اجراي حکم، آنان در دست مسلمانان اسيرند و تعدي به آنان جايز نبوده و احسان به آنان امري انساني، پسنديده و لازم است. بنابراين، از دو حيثيتي که براي آنان متصور است، دو حکم نيز براي آن ها مطرح مي شود؛ از اين حيث که اسيرند بايدحقوق آن ها به عنوان اسير مراعات شود و از اين حيث که حکم آن ها اعدام است، بايد درباره ي آنان اجرا شود.
حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود.
او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند
مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.
طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند
|
سوال تستی
|
پاسخ
|
|
1
|
الف
|
|
2
|
الف
|
|
3
|
د
|
|
4
|
ب
|
|
5
|
ج
|
|
6
|
ب
|
|
7
|
الف
|
|
8
|
د
|
|
9
|
ب
|
پاسخ سوالات تشریحی:
1- بعد از پایان جنگ بدر و گرفتن اسیران جنگى و پس از آنکه پیامبر (ص) دستور داد که دو نفر از اسیران خطرناک “عقبة” و “نضر” را گردن بزنند. گروه انصار به وحشت افتادند که نکند این دستور در باره سایر اسیران اجرا شود و آنان از گرفتن فدا محروم بمانند. لذا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: ما هفتاد نفر را کشته و هفتاد نفر را اسیر کردیم و اینها از قبیله تو و اسیران تواند، آنها را به ما ببخش تا در برابر آزادى آنها “فداء” بگیریم. پیامبر (ص) در انتظار نزول وحى آسمانى در این باره بود، آیات ۶۷ تا ۷۱ نازل شد و اجازه گرفتن “فداء” در مقابل آزادى اسیران داد.
2- همانا این پسرم (حسن بن علی) سرور و آقا است، خداوند به وسیله او، بین دو گروه از مسلمانان را اصلاح میدهد. حسن و حسین علیهماالسلام دو آقای جوانان اهل بهشتند، آنها دو گل خوشبوی من در دنیا میباشند. 3- امام رضا (ع):کسی که در روز غدیر مومنی را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد میکند و قبرش را توسعه میدهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت میکنند و او را به بهشت بشارت میدهند. اقبال الاعمال محمدصالح جعفری 09374748535
|
سوال تستی |
پاسخ |
|
1 |
الف |
|
2 |
الف |
|
3 |
د |
|
4 |
ب |
|
5 |
ج |
|
6 |
ب |
|
7 |
الف |
|
8 |
د |
|
9 |
ب |