درايران آزادي وجود ندارد. اين جمله اي است كه شايد بارها و بارها از زبان خيلي ها شنيده باشيد .
مفهوم آزادي از آن جهت قابل توجه است كه يك مسئله ي بين المللي است يعني از تمام مرزهاي جغرافيايي گذشته و در گفتمان بين المللي و حتي سياسي نقش ويژه اي را ايفا مي كند .
اين مفهوم فرامرزي در ادبيات ديني با جلوه هاي متفاوت مطرح شده است به اين معنا كه برخي آزادي ديني را اين مي دانند كه مردم بتوانند هر ديني را كه بخواهند آزادانه براي خود داشته باشند. حال اين سؤال پديد مي آيد كه منظور از هر ديني چيست؟ آيا اديان توحيدي است؟ يا اين كه هر گونه مذهبي را مي توان دين به حساب آورد براي مثال آيا بهاييت و وهابيت را مي توان دين به حساب آورد؟ درباره ي شينتوايسم چه طور يعني اينكه هر كس روح بابا بزرگش را بپرستد؟ !
اما آزادي ديني معناي واحدي ندارد. عده اي ديگرآزادي ديني را در اين مي دانند كه افراد اگر بخواهند اصلا دين نداشته باشند -لائيك ها- يعني آزادي ديني را آزادي مردم از دين مي دانند. در واقع بعد از اين كه منظورمان از دين را مشخص كرديم مي توانيم راجع به آزادي ديني صحبت كنيم. اين كه در اين حد وسيع از لفظ آزادي استفاده مي شود و براي اين لفظ معناي واحدي وجود ندارد حقيقتا حيرت آور است !
پس تا به اين جا متوجه شديم آزادي در دنيا معاني متفاوت و حتي متضادي دارد. هدف ما اين است كه در اين درياي معني كمي آب تني كنيم .
اگر بخواهيم بگوييم اين حرف ها سخت گيري است. آزادي را بايد خيلي ساده آزادي مطلق تعريف كرد. آزادي در همه چيز و بدون محدوديت. اينجا چند نكته مطرح مي شود و آن اين كه تحقق عملي چنين چيزي محال است چرا كه بالاخره ما مي خواهيم در جامعه زندگي كنيم و اگر قرار باشد هر كس هر كاري انجام دهد كه سنگ روي سنگ بند نمي شود. اين امر را خود غربيها هم قبول ندارند آنها مرز آزادي را جايي مي دانند كه حقوق سايرين زيرپا گذاشته شود .
اما آيا مي شود آزادي مطلق را در امور فردي صادق دانست. زماني كه شخصي قند خونش بالا مي رود منطقي است كه بگوييم اين آدم آزادي فردي مطلق دارد. بگذاريم مواد قندي بخورد خودكشي كند. اگر اين شخص پدر يا مادر شما باشد واكنش شما چه خواهد بود؟ آيا اگر كسي دلش بخواهد با داشتن يك زن و سه بچه كوچك برود معتاد شود ازنظرعقلي زن اين آدم بايد بگويد او در حوزه ي شخصي خودش آزادي مطلق دارد ؟
دردين اسلام شايد بتوان مفهوم آزادي را همان اختيار در نظر گرفت. اختيار از آن دسته نعماتي است كه به همراه عقل از وجوه تمايز انسان با حيوان به حساب مي آيد و اصلا اشرف مخلوقات بودن انسان با اين دو نعمت تحقق پيدا مي كند .
آزادي و اختيار زماني به كار مي آيند كه به همراه عقل باشند و بدون استفاده ازعقل چه بسا باعث نابودي انسان ها نيز باشند. اختيار و آزادي از نگاهي مثل چاقو مي مانند. هم مي توان آن را به قلب يك انسان بي گناه فرو كرد وهم اينكه براي تهيه غذاي گوارا از آن استفاده كرد .
اعتقاد ما بر اين است كه اگر شخصي با اطلاعات كامل اديان مختلف را به صورت عقلي بررسي كند در نهايت بدون شك به اين نتيچه مي رسد كه كدام دين برتر است .
شايد اين مسئله كه برخي از قواعد ديني مخالف آزادي است ذهن شما راهم مثل من به خود مشغول كرده باشد مثلا محدوديت هايي كه در پوشش وجود دارد. اينجا همه چيز به تعريف شما از آزادي برمي گردد .
اسلام آزادي حقيقي را آزادي ذهني و روحي مي داند. با توجه به اين امر كه تفكر هركس مسير زندگي اش را مشخص مي كند. اين تفكر است كه به جسم دستور مي دهد وجسم تنها اجرا كننده فكر است در نتيجه آزادي حقيقي آزادي فكري است. بر همين اساس اهتمام اسلام بيشتر در مسائلي است كه با روح انسان سر و كار دارد شايد اينجا علت توجه اسلام به پوشش مشخص شود. دانشجويان ارتباطات بهتر از هر كسي اين را مي دانند هر پوششي در اجتماع انتظار و ذهنيتي را به همراه دارد .
شايد بتوان نوع پوشش را يكي از مهم ترين دلايل ايجاد رابطه (اينجا منظور از رابطه نوع خاصي از ارتباط هست كه نوع پوشش از عوامل ايجاد آن به شمار مي رود بديهي است هر ارتباطي اين ويژگي را ندارد) به حساب آورد. ايجاد يك رابطه به راحتي مي تواند هشتاد درصد از ذهن طرفين رابطه را به خود مشغول كند. فكر كردن به يك مسئله دقيقا به معناي فكر نكردن به چيزهاي ديگر است. اين در حالي است كه جواني از مهم ترين سرمايه هاي هر كسبه حساب مي آيد. آيا براي پريدن سكويي بهتر از جواني پيدا مي كنيم. ميزان موفقيت هرانساني در زندگي به اين بستگي دارد كه مهم ترين دوره ي زندگي خود را چگونه سپري كرده باشد. هم مي توان ماشين عمر خود را در جاده هاي فرعي پر پيچ و خم با سرعت پايين برانيم وهم در آزاد راه با حد اكثر سرعت .
زماني كه اسلام پوشش خاصي را تعيين مي كند به معني محدوديت نيست بلكه عين آزادي است. هرفردي باپوشش كامل و رسمي مي تواند به مراتب راحت تر وموفق تر در جامعه حاضر شود .
بااين تعريف از آزادي شايد بتوان اسلام را آزادي بخش ترين مفهوم دنيا دانست .