من خدايي دارم كه در اين نزديكي است
مهربان،
خوب،
قشنگ،
چهره‌اش نوراني است
گاه‌گاهي سخني مي‌گويد با دل كوچك من
ساده‌تر از سخن ساده من،
او مرا مي‌فهمد
او مرا مي‌خواند
نام او ذكر من است
در غم و در شادي
چون به غم مي‌نگرم
آن زمان رقص‌كنان مي‌خندم، كه خدا يار من است
كه خدا در همه جا ياد من است
او خدايي است
كه مرا مي‌خواهد.