بازگشت به زندگي طبيعي
كنار آمدن با تنهايي و مشكلاتي كه پس از فوت نزديكانمان رخ مي دهد بسيار آزاردهنده است.
از دست دادن نزديكان يكي از پراسترس ترين وقايع زندگي هر فرد محسوب مي شود.
براساس پژوهش هاي انجام شده در مركز روانشناسي نيوجرسي محققان دريافتند كه هر فردي به شيوه منحصر به فردي با پديده «فقدان» عزيزان و «اندوه» حاصل از آن كنار آمده و مدت زماني كه به طول مي انجامد تا شخص از لحاظ رواني مجدداً به وضع طبيعي بازگردد و به اصطلاح «شفا» يابد، متغير است.
به گفته گري كرامز در واقع همانطور كه اثر انگشت هر كس منحصر به فرد است، رويارويي با اين واقعه هم براي هر كس منحصر به فرد و استثنايي است. اما در نهايت بسيار مهم است كه فرد داغديده، شخصاً خواهان بازگشت به زندگي طبيعي باشد، زيرا سلامت رواني او در آينده به همين شفاي عاطفي بستگي دارد.
زماني كه عزيزي ما را ترك مي كند، تجربه احساسات بسيار عميقي مانند غصه، اندوه و يأس همراه با اشك هايي كه دائم جاري مي شوند كاملا طبيعي و جزئي از روند زندگي است. اين كه حتي گاهي احساس مي كنيم، اوضاع از كنترل خارج شده و تحمل اين وضعيت دشوار است نيز غيرطبيعي نيست.
مدت زماني طول مي كشد تا ذهن و احساس با يكديگر در درك فقدان پيش آمده هماهنگ شوند، اما دقيقاً پس از اين اتفاق است كه بازگشت فرد به وضعيت طبيعي خود امكان پذير مي شود.
نبايد فراموش كرد اندوه، به ما كمك مي كند تا نيرويمان را بازيابي كرده و بر آينده متمركز شويم.
بنابه گفته كرامز مدير اين مركز روانشناسي با اين كه تقريباً هر فرد، به طور جداگانه اندوه را تجربه مي كند، زماني كه شخصي يكي از دوستان نزديك يا عزيزان خود را از دست مي دهد چند مرحله را پشت سر مي گذارد تا مجدداً روال زندگي عادي خود را بازيابد. اين سه مرحله عبارتند از:
شوك يا گيجي كه در اين حالت بلافاصله پس از شنيدن خبر فوت، هر شخص تقريباً دوره اي از احساس شوك را تجربه مي كند. برخي معتقدند ساعت هاي اوليه پس از مواجهه با اين موضوع را اصلا به ياد نمي آورند زيرا قادر به رويارويي با واقعيت نبودند.
معمولا اين دوره تا پاسي از مراسم سوگواري به طول مي انجامد، البته بسته به اين كه پيوند عاطفي وي با فرد از دست رفته تا چه حد نزديك بوده است.
به هم ريختگي و آشفتگي كه در اين حالت به طور طبيعي، كمي پس از مرحله شوك، احساسات فرد بازمي گردند. شخص به مرور برخي علائم فيزيكي مانند احساس تنگي قفسه سينه، نفس هاي بريده بريده، خستگي مفرط و آه كشيدن هاي پياپي را تجربه مي كند. اما علائم احساسي در اين مرحله جدي ترند: عصبانيت از اين كه شخص مورد نظر، خانواده و عزيزانش را ترك كرد، غصه شديد، نياز به گريه، بي ميلي به زندگي و بي اشتهايي و حتي از دست دادن كنترل احساسات، عموماً در اين مرحله تظاهر مي يابند.
نكته مهم در خصوص مرحله آشفتگي اين است كه علي رغم دردناك بودن، وجود آن كاملا طبيعي و ضروري است. اكثر افراد اين مرحله را به سلامت طي مي كنند، اما براساس نوع شخصيت ها، گذران اين دوره، هفته ها، ماه ها و يا حتي چند سال به طول مي انجامد.
با وجود اين كه زخم هاي عميق عاطفي، هرگز كاملا فراموش نمي شوند اما پس از مدتي، درگير شدن با وظايف و فعاليت هاي روزمره همچنين مرور گذشته و زنده كردن خاطرات شيرين فرد در گذشته، موجب مي شود تا از درصد غم و اندوه كاسته شود. در ميان گذاشتن عواطف با دوستان نزديك نيز راهي است براي عبور از مرحله آشفتگي و بازگشت به زندگي طبيعي.
در هر صورت نبايد از ياد برد دو پديده مرگ و زندگي، در جدال دائم با هم به سر مي برند و تجربه از دست دادن عزيزان، امري طبيعي روي اين سياره است. با اين وجود مي توان تلاش كرد تا به صورت آگاهانه، تلخي ناشي از فقدان را به سلامت پشت سر گذاشت.