ویژه حج
كفن متبرك
صاحب روضات مىگوید: از جمله مقامات سید بن طاووس(ره)، متبرك نمودن كفن خود است در اماكن مقدسه كه خودش فرموده است: در عرفات از اول وقوف تا غروب عرفه، كفن را به نحوى خاص بلند نموده و بعد از آن به خانه كعبه و حجر الاسود و قبر حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) و قبر و روضه ائمه بقیع(علیهمالسلام) و بعد از آن به ضریح حسینى در كربلا و بعد از آن به ضریح حضرت موسى بن جعفر و حضرت جواد و عسگریین و محل غیبت امام زمان(عج) متبرك نمودم و تمام اینها براى نیل به شفاعت ایشان و نجات از «فزع اكبر» بوده است؛ چون در روایت وارد شده است كه: «كفن را قبل از مرگ مهیا كنید و همیشه به آن نظر نمایید» و من این كار را مىنمایم و گویا مشاهده مىكنم كه آن را پوشیده و در پیشگاه خداوند متعال ایستادهام.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر
بی اعتنایی میرزای شیرازی به پادشاه حجاز
سال 1287 هجرى قمرى به پایان نزدیك مىشود. آنانى كه آهنگ زیارت بیت الله الحرام را دارند، به سرعت آماده مىشدند تا به موقع خویش را به دیار دوست رسانده، در حریم حرمش احرام بندند و در كنار خانهاش به یاد ابراهیم(علیهالسلام) و همسان ملائك به گرد كعبه طواف نمایند. این سال رهبرى جهان تشیع؛ یعنى، میرزاى شیرازى نیز آهنگ سفر حج كرد تا در گردهمایى بزرگ مسلمین جهان شركت جوید و ضمن آشنایى با دیگر مسلمانان تا حد امكان در حل مشكلات جهان اسلام یار و یاور دیگر مسلمانان باشد.
خبر تشرف او به گوش همه حاجیان مسافر و نیز دیگر مسلمانان حجاز رسید پادشاه آن روز حجاز، شریف عبدالله الحسنى منتظر بود تا به محض ورود میرزاى شیرازى به مكه به ملاقات او برود؛ ولى بر خلاف انتظار او، پیشواى شیعیان وارد مكه شده، اعمالش را انجام مىدهد و كوچكترین اعتنایى به سلطان و پادشاه آن روزگار حجاز نمىكند.
شریف عبدالله الحسنى فردى را خدمت میرزاى شیرازى مىفرستد تا ضمن ابلاغ سلام وى، به ایشان گوشزد كند كه شاه منتظر است كه به دیدار او بروند. همانگونه كه بسیارى دیگر از علماى فرقههاى مسلمانان به دیدار شاه شتافتهاند یا در انتظار اجازه ملاقات وى مىباشند.
میرزاى شیرازى با یك حركت بسیار زیباى سیاسى به همه علماى بلاد مختلف اسلامى ـ كه در كنگره آن روز حج حضور داشتند ـ درس آزادگى و آزادمنشى داد. در جواب فرستاده شاه حجاز فرمود: سلام گرم ایشان را متقابلا جواب مىگویم، ولى نباید انتظار داشته باشند كه به دیدار ایشان بیایم. ایشان بدانند كه: «بدترین دانشمندان این امت آنانند كه به دربار سلاطین رفت و آمد كنند و بهترین حكمرانان آنهایند كه به محضر علما بروند.»
پیغام رسان، سخن میرزاى شیرازى را به شریف مكه ابلاغ مىكند. او كه سخن را در نهایت متانت و اتقان مىیابد خود به محضر میرزاى شیرازى شتافته و با او دیدار مىكند و سپس میرزا هم به بازدید او تشریف مىبرد.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر
صدقه و سلامتى حجاج
مرحوم غلام حسین ملك التجار بوشهرى گفت: در سفرى كه به حج مشرف شدم، عالم ربانى مرحوم حاج شیخ محمد جواد بید آبادى(ره) هم مشرف بودند.
در آن سفر عدهاى قطاع الطریق اموال زیادى از حجاج بردند و مرض وبا هم، همه را تهدید مىكرد و همه ترسناك بودند.
مرحوم حاجى بیدآبادى فرمود: هر كس بخواهد از خطر وبا محفوظ بماند مبلغ 140 تومان یا 1400 تومان به مقدار توانایىاش صدقه بدهد. من سلامتى او را توسط حضرت حجة بن الحسن العسكرى(عج) از خداوند مسألت مىكنم و سلامتى او را ضمانت مىكنم.
مرحوم حاج ملك گفت: براى خودم 140 تومان دادم، هم چنین عدهاى از حجاج پرداختند و چون این مبلغ در آن زمان زیاد بود بسیارى ندادند. آن مرحوم وجوه پرداخته شده را بین حاجیانى كه دزد اموالشان را برده و پریشان بودند، تقسیم فرمود و در آن سفر هر كس مبلغ مزبور را پرداخته بود، از آن مرض محفوظ و به سلامت به وطن خود برگشت و كسانى كه ندادند همه گرفتار و هلاك شدند؛ از آن جمله همشیره زادهام و كاتبم از پرداخت آن مبلغ امتناع ورزیدند و جزء هلاك شدگان گشتند.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر
كرامتی از مرحوم الهی قمشهای
آیت الله حسن زاده آملى در باره كرامات مرحوم الهى قمشهاى مىنویسد: حاجیان در راه مكه براى اقامه نماز توقف مىكنند. آقاى الهى قمشهاى از ماشین پیاده مىشود و به گوشهاى رفته، نماز مىگزارد. در این هنگام ماشین حركت مىكند و وى از كاروان جا مىماند.
در این حال ماشین سوارى شیكى جلوى پایش مىایستد و راننده آن مىگوید: آقاى الهى! ماشین شما رفت؟ جواب مىدهد: بلى. مىگوید: بیایید سوار شوید. وقتى سوار مىشود، با یك چشم به هم زدن به ماشین خودشان مىرسد، فوراً پیاده شده و به ماشین خود مىرود. وقتى برمىگردد، مىبیند ماشین سوارى نیست. از مسافران مىپرسد: این ماشین سوارى كه مرا این جا رساند، كجا رفت؟ مسافران مىگویند: آقاى الهى، ماشین سوارى كدام است؟ اینجا توى این بیابان، ماشین سوارى پیدا نمىشود.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر
واقعهای در كنار مقام ابراهیم
در سفرى كه استاد جوادى آملى به سال 1351 ه. ش به مكه معظمه مشرف گردیدند، حادثهاى روى داده كه از زبان خودشان بدان اشاره مىكنیم:
در آن سفر دستمان به حجر الاسود نرسید و نتوانستیم استلامى بكنیم، ولى در كنار مقام، بالاخره فرصت مختصرى دست مىدهد. مقام ابراهیم (علیهالسلام) سنگى است كه در قفسهاى قرار دارد و اثر دو قدم بر آن است، اما اثر انگشتى به نظر نمىآید. چند سانتى ضخامت دارد و معروف است كه اثر دو پاى حضرت ابراهیم(علیهالسلام) است و حضرت روى این سنگ پا مىگذاشتهاند و بناى كعبه را مىچیدهاند. این به ذهن نمىآید كه این اثر دو تا پا باشد، براى این كه هیچ اثر انگشتى نیست مگر این كه كفش باشد كه باز ممكن است قابل توجیه باشد. بالاخره مثل این كه باور كردنش تعبد بیشترى مىطلبد و همان طور كه من نگاه مىكردم به این سنگ مبارك، خوب كه نگاه كردم، دیدم سمت چپ آن سنگ اگر كسى پشت به خانه كعبه بایستد ـ روى آن نوار با خط خیلى عالى نوشته بودند: «ولا یؤده حفظهما.» این جمله مبارك آیة الكرسى را كه خداى سبحان مىفرماید:
حفظ آسمان و زمین براى ما دشوار نیست و ما را خسته نمىكند، ما اگر بخواهیم دو پا را حفظ كنیم، براى ما خیلى خستگى ندارد... وقتى در نوار این سنگ دیدم، خیلى خوشحال شدم و براى دوستان نقل كردم. آقایان و دوستانى كه در سالهاى بعد به مكه مشرف شدند براى این كه این خط را با این خصوصیات ببینند، هر چه گشتند آن را نیافتند. من خودم كه باز اخیراً مشرف شدم، رفتم ببینم، هر چه گشتم نبود. آن كسى كه مسؤول آن قسمت است، گفت: دنبال چه مىگردى؟ گفتم: دنبال یك چنین چیزى، گفت: مگر این كه در كتاب خوانده باشى، اینجا نیست. آنجا واقعاً آیات و بینات است.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر
گزیده سخنان سیاسی آیت الله ری شهری در مکه مکرمه
نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی پیش از ظهر یكشنبه در همایش روحانیون كاروانهای حج طی سخنان مهمی به تشریح معنای بصیرت در قرآن و احادیث پرداخت و مهمترین كاربرد بصیرت در جامعه امروز را حمایت از ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی دانست. ...
آیت الله محمدیریشهری بصیرت و بینایی حقیقی در فرهنگ قرآن و حدیث را جامعنگری و آینده نگری علمی و عملی دانست و تأكید كرد حمایت از رهبری معظم انقلاب اسلامی یك وظیفه ملی و تكلیف عینی است. پاسداری از خون شهدا و دفاع مقدس و تداوم انقلاب اسلامی تا نهضت جهانی اسلام بستگی به ادای این تكلیف دارد.
نماینده ولیفقیه تقویت بصیرت در عصر حاضر را ضروریترین مسأله فرهنگی برای مردم ایران و مسلمانان جهان بخصوص نسل جوان دانست و گفت: تقویت بصیرت كه مورد تأكید رهبرمعظم انقلاب اسلامی میباشد میتواند زمینهساز برپایی حكومت جهانی حضرت ولیعصر(عج) باشد.
آیت اله ریشهری با اشاره به روایتی از امام علی(ع) گفت: انسانهای بصیر كه عقل جامعنگر دارند میدانند كه خانه اصلی ابدی و حقیقی جای دیگری است آنان دل از دنیا برمیگیرند و دلبستگی و وابستگی ندارند. از دنیا برای آخرت توشه تهیه میكنند.
وی تقویت بصیرت را یك ضرورت سیاسی اجتماعی برای هر مسلمان دانست و گفت: اگر انقلاب اسلامی ایران پس از قرنها به پیروزی رسید به دلیل بصیرت اكثریت مردم و حمایت از امام بود. اگر نظام اسلامی تا امروز در برابر این همه دشمن پابرجاست و در برابر شرق و غرب ایستاده است به دلیل عنایت و حمایت خاص خداوند و ولیعصر(عج) است و مجرای این اراده، بصیرت اكثریت مردم است.
تقویت بصیرت كه مورد تأكید رهبرمعظم انقلاب اسلامی میباشد میتواند زمینهساز برپایی حكومت جهانی حضرت ولیعصر(عج) باشد
نماینده ولی فقیه بااشاره به توصیههای مقام معظم رهبری به فرهنگیان ونخبگان برای تقویت بصیرت مردم گفت: كجا بهتر از سرزمین وحی كه روحانیون بتوانند افزایش بصیرت را به داخل كشور منتقل كنند.
آیت اله ریشهری سپس به عنوان «احساس تكلیف» خطاب به منتقدین و حامیان نظام توصیههایی مطرح كرد و بر ضرورت وحدت با محوریت رهبرمعظم انقلاب و در چارچوب نظام جمهوری اسلامی تأكید نمود.
وی خطاب به منتقدین و خصوصاً یاران امام گفت: هیچ كس مدعی عصمت نیست. اشتباه و تخلف وجود دارد ولی مسأله مهم كه بصیرت میخواهد چگونگی تصحیح اشتباهات است. آیا بین خود و خدا، راه تصحیح اشتباهات هم صدا شدن با كسانی است كه خون به دل امام كردند و امام از دست آنها از خداوند طلب مرگ كرد؟ آیا برای تصحیح اشتباه باید دوستان امام دركنار دشمنان امام حرفشان گفته و نوشته شود؟ و یا از طرف دشمنان امام زده شود.
وی افزود: قبول داریم اشتباهاتی وجود دارد اما منتقدان هم احتمال بدهند راهشان اشتباه است، آیا آنها معصوماند؟! آیا واقعاً منتقدان بین خود و خدا دلشان بیشتر از رهبری برای انقلاب میسوزد؟ آیا كسی بیش از رهبری برای نظام اسلامی دلسوزی دارد؟ چرا جوانان را منحرف میكنید آیا بهتر نیست به جای هم صدا شدن با دشمنان نظام كمك كنید كه مشكلات كاهش یابد. همصدایی با دشمنان مشكلات را افزایش میدهد. آیا مطلب به این سادگی قابل فهم نیست؟
آیتاله ریشهری با استناد به تجربه 30 سال انقلاب اسلامی گفت: تجربه 30 سال انقلاب اسلامی نشان داد هر كسی در برابر نظام و رهبری حضرت امام و خلف صالح ایشان حضرت آیت اله خامنهای موضعگیری كند. عاقبت به خیر نمیشود. البته نباید تصور كرد این انتقادات و تحركات به اصل نظام ضربه میزند، مشكل ایجاد میكند اما این نظام به فضل خدا و با بصیرت اكثریت مردم تداوم خواهد یافت و همانگونه كه حضرت امام پیشبینی كردهاند اسلام موانع بزرگ داخلی و خارجی مقابل خود را برطرف مینماید.
نماینده ولیفقیه حامیان نظام را مخاطب قرار داد و گفت: حامیان نظام كه با قلم، زبان و قدرت امنیتی و قضایی از نظام و رهبری حمایت میكنند نباید تصور كنند نیازی به بصیرت ندارند. مدافعان نظام و رهبری بیش از دیگران به بصیرت نیازمندند.
وی افزود: نباید تصور كرد برای دفاع از نظام هر كاری میشود انجام داد و برای دفاع از رهبری هرچه میتوان گفت و یا نوشت. رهبر معظم انقلاب رضایت ندارند حتی یك مكروه در حمایت از ایشان و نظام انجام شود؛ چه برسد به تهمت، دروغ و یا گناه، با بیانصافی نمیتوان از رهبری نظام حمایت كرد.
رئیس موسسه دارالحدیث با اشاره به روایات اسلامی گفت: با دشمن نیز باید با عقل و انصاف رفتار كرد. در قیامت به انسانهای منصف كه با برخورداری از قدرت قلم و زبان انصاف دارند بالاترین پاداش داده خواهد شد.
آیت اله ریشهری با استناد به روایتی از امام علی(ع) گفت: كم میشود زبان و قلم، انصاف داشته باشد. انسانهایی كه میخواهند با انصاف تعریف و یا انتقاد كنند كمتر وجود دارند.
نباید تصور كرد برای دفاع از نظام هر كاری میشود انجام داد و برای دفاع از رهبری هرچه میتوان گفت و یا نوشت. رهبر معظم انقلاب رضایت ندارند حتی یك مكروه در حمایت از ایشان و نظام انجام شود؛ چه برسد به تهمت، دروغ و یا گناه، با بیانصافی نمیتوان از رهبری نظام حمایت كرد
نمایده ولیفقیه از رسانهها و سایتهای خبری خواست انصاف را رعایت كنند و به اختلافات دامن نزنند.
ویتاكید كرد: هر رسانهای با هر گرایشی به اختلافات دامن بزند به انقلاب اسلامی ضربه زده است.
نماینده ولیفقیه افزود: من در كنار خانه خدا حقیقتاً برای همه دعا میكنم، شما هم دعا كنید دلها بههم مهربان شود.
نماینده ولی فقیه در بخش دیگری از سخنان خود از روحانیون كاروانها به دلیل تلاشهای خوبی كه در هدایت و راهنمایی زائران داشتهاند تشكر و ابراز امیدواری كرد كه در روزهای آینده كه عملیات سخت حج در پیش است تلاشهای روحانیون مضاعف شود.
وی افزود: براساس گزارش معاونت برنامهریزی و نظارت بعثه در سال جاری تاكنون روحانیون بالاترین رتبه را كسب كردهاند و این پیشتازی باید تا پایان عملیات حج تداوم داشته باشد.
پیش از سخنان آیت اله ریشهری معاونین بعثه مقام معظم رهبری و معاون سازمان حج و زیارت به سؤالات فرهنگی و اجرایی روحانیون كاروانها پاسخ گفتند.
منبع: hajj.ir
تنظیم: سعید آقازاده
پیام متفاوت امام خمینی
امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، سنت نیکویی را از سال پیروزی انقلاب بنیان نهادند و آن صدور پیام برای حجاج بود. ایشان در این پیامها مهمترین توصیه ها و مواردی را که می توانست به بهره وری بیشتر حجاج از این فریضه معنوی منجر شود را برای مردم بازگو می نمودند. اما پیام سال 1366 ایشان به حجاج تفاوت مهمی با پیام های سال قبل داشت. ابتدا پیام های سال قبل را با هم مرور می کنیم:
پیام اول که در مهرماه سال 1357 و پیش از پیروزی انقلاب صادر شد با حدیث مشهور مَنْ اَصْبَحَ وَلَمْ یَهْتَمَّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم پایان می یابد.
پیام دوم در مهرماه 58 و با اشاره به آیه قرآن "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا آغاز می گردد.
پیام سوم در شهریور ماه 59 بیان شده و با سلام و درود بر بندگان صالح خدا پایان می یابد.
پیام چهارم در پانزدهم شهریور ماه 60 با اشاره به آیه "جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنّاسِ" آغاز می گردد.
پیام پنجم در سال 61 با جمله "وَاِلَی اللهِ الْمُشْتَكی" آغاز می گردد که ایشان شکایت جنایات آمریکا و اسراییل و دشمنان اسلام و مسلمین را به خداوند باری تعالی عرضه می دارند.
پیام ششم در سال 62 با این جمله پایان می یابد: اِنَّكَ وَلِیُّ النَّصْر وَالنِّعْمَة، و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و اله و
علی اولیاء المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا فداه.
پیام هشتم در سال 64 با اشاره به آیه " اِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرُكُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَكُمْ " پایان می یابد.
پیام نهم در سال 65 با اشاره و تاکید بر آیه برائت آغاز می شود: وَاَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ اِلَی النّاسِ یَومَ الْحَجِّ الْاَكْبَرِ اَنَّ اللهَ بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ وَ رَسُولُه" صَدَقَ اللهُ الْعَلیُّ الْعَظیم.
به نظر می رسد که تا اینجا امام خمینی در یک روند تدریجی و آرام ابتدا مسلمین را به توجه به یکدیگر فرا می خوانند و سپس مسلمانان را به اتحاد و بعد از آن لزوم قیام، سپس شکایت از دشمنان اسلام، توجه به نصرت الهی دعوت می کنند و نهایتا در پیام سال 65 به طور جدی برائت از مشرکین را به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان حج مطرح می کنند.
متفاوت ترین پیام
اما پیام دهم ایشان در سال 66 با آیه ای عجیب آغاز می شود:
و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله
"هر کس که از خانه خویش بیرون آید تا به سوی خدا ورسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهده خداست ،و خدا آمرزنده و مهربان است"
و در همین سال است که حاکمان سعودی دست به کشتار بی رحمانه حجاج ایرانی و خارجی حاضر در مراسم برائت از مشرکین می زنند و امام خمینی در پیام خودشان به این حجاج که پیش از این رخداد نگاشته شده بود، اجر و مزد این افرادی را که از خانه خود در راه خدا هجرت می کنند و سپس در این راه جان می سپارند را بر عهده خداوند می دانند.
حمید نساج
چرا كعبه كعبه است؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: كعبه چون یك خانه مكعب شكل است، كعبه نامیده شده است.(1) یعنى چهار دیوار دارد، یك سطح و یك كف، لذا مكعب مىشود.
آنگاه فرمود: سرّ این كه چهار دیوار دارد آن است كه بیت المعمور داراى چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور داراى چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا داراى چهار ضلع است، چون كلماتى كه معارف الهى بر آن كلمات استوار است، چهار كلمه مىباشد؛ «سبحان الله» و «الحمدلله» و «لا اله الاّ الله» و «الله اكبر»، تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تكبیر. این حدیث انسان را از عالم «طبیعت» به عالم «مثال» و از عالم مثال به عالم «عقل» و از عالم عقل به عالم «اِله» مىبرد و با آنها آشنا مىكند.
معمولا اهل حكمت براى هر موجودى سه مرحله قائل هستند: 1ـ وجود طبیعى 2ـ وجود برزخى در عالم مثال 3ـ وجود عقلى در نشأه تجرّدات عقلى.
اما عرفا و اهل معرفت، مطلب دیگرى دارند كه آن از عرفان به حكمت متعالیه راه پیدا كرده است. این سخن در نوع كلمات حُكما نیست در حكمت متعالیه است و آن هم از اهل معرفت گرفته شده است. و آن این است كه هر شیئى كه موجود است، چهار نشأه وجودى دارد: «عالم طبیعت»، «عالم مثال»، «عالم عقل» و «عالم اِله» كه قانون «بسیط الحقیقة كلّ الأشیاء و لیس بشىء منها» را آنجا دارند... این حدیث شریف مىتواند مراحل چهارگانه وجود را كه اهل معرفت مىگویند بازگو كند.
حقیقت كعبه یك وجود طبیعى و مادى دارد در سرزمین مكّه و آن همان خانه ایست(2) كه ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) بنایش كرد و اسماعیل (علیه السلام) هم دستیارش بود و در عالم مثال وجود دیگرى دارد. باز همین حقیقت در عالم عقل كه عرش اِله است وجود دیگرى دارد و نیز در نشأه تسبیح و تهلیل و تحمید و تكبیر كه مقام الوهیت و اِلهیّت است و اسماء الهى است، وجود دیگرى دارد.
حضرت فرمود: چون اسماء الهى و كلمات توحیدى و دینى چهار تا است، عرش هم چهار گوشه دارد، بیت المعمور هم چهار گوشه دارد و كعبه هم چهار ضلع دارد. عرش مانند تخت نیست و بیت المعمور هم خانه سنگى و گِلى نیست. گروهى از زائران دور همین كعبه مىگردند ولا غیر. عدّهاى از این جا گذشته تا عالم مثال را درك مىكنند و آنان كسانى هستند كه «خوفاً من النار»(با ترس از آتش) یا «شوقاً الى الجنة»(با شوق به سوی بهشت) به بیت الله مشرف مىشوند.
عدّه دیگرى از این مرحله بالاتر مىروند و تا مقام عرش اله بار مىیابند؛ نظیر حارثة(3) بن زید كه گفت: «كأنّى أنظر اِلى عرش الرَّحمان بارزاً» و از این بالاتر مقام عترت طاهره است كه حقیقت كعبه به آنها فخر مىكند و آنها دور این چهار كلمه طواف مىكنند: «سبحان الله» و «الحمدلله» و «لا اله الاّ الله» و «الله اكبر».
پینوشتها:
1ـ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص124 .
2ـ بقره: 127 .
3ـ در اصول كافى و محاسن برقى حارثه بن مالك آمده است.
منبع:
كتاب عرفان حج، جوادی آملی، ص 15.
نقش كعبه در قبله
خانه كعبه اين جايگاه شرافتمند، در زندگى مسلمانان داراى دو ويژگى و در واقع دوگونه توجيه است: يكى قبله و ديگرى طواف كه هر يك از اين دو ويژگىها، سمبل مفهومى است كه با ديگرى تفاوت دارد. در اينجا در مورد «قبله» سخن مىگوييم:
فَلَنُوِلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاه(1)؛ «تو را به سوى قبلهاى كه مىپسندى مىگردانيم.»
قبله داراى نقش دوگانهاى است:
الف- مسلمانان روزانه دست كم پنج بار رو به خدا (رو به قبله) قرا مىگيرند.
ب- جهتگيرى مسلمانان به سوى قبله، از وحدت و اتحادى برخوردار مىشود.
اينك توضيحى درباره اين دو نقش:
نقش نخستِ قبله
روى كردن به قبله در نمازها، نشان از اخلاص در برابر خداوند متعال است و اخلاص به معناى تسليم شدن خط سير و جهت حركت انسانها به خداوند متعال و روى آوردن به اوست. تسليم شدن انسان در برابر خداوند به چند گونه است:
1- تسليم در برابر قضا و قدر الهى به مفهوم عدم اعتراض و شكايت از مشيّت و قضا و قدر الهى در خوشىها و ناخوشىهاست.
2- تسليم شدن در برابر دين و حكم و شريعت الهى، به معناى اطاعت و تسليم در برابر امر و فرمان خداوند و پايبندى دقيق به حدود و قوانين الهى است كه تقوا نام دارد.
3- وجهه الهى و رضايت خداوندى را هدف و سمت و سوى حركت خود قرار دهد و همّ و غمّش، تحقّق بخشيدن به خشنودى خدا و كسب رضاى او و تقرّب به درگاه خداوندى باشد. اين مسأله يعني از جهت روانى و ذهنى؛ يعنى جلب رضاى الهى و خشنودى اوست.
انسان نسبت به خدا، سه حالت مىتواند داشته باشد:
1ـ قرار گرفتن در صراط مستقيم و راه راست.
2ـ حالت رويگردانى و قرار گرفتن در برابر خدا؛ يعنى حالت كسانى كه در قرآن از آنها به «مغضوبٌ عليهم» ياد شده است.
3 ـ حالت انحراف از خدا و البته بدون رويگردانى است كه همان حالت گمراهان (ضالّين) است.
اينها همان سه حالت انسان در برابر خداوند است كه در سوره فاتحه، به آنها اشاره شده است: حالت نخست، تنها حالت درست و راست در زندگى انسان است. و دورترين حالت انسان نسبت به خدا همان حالت رويگردانى و قرار گرفتن در برابر خدا؛ يعنى در شمار «مغضوب عليهم» بودن است؛ در اين حالت انسان از دايره رحمت گسترده الهى ـ كه جز به اراده خداوندى از چيزى دريغ نمىگردد ـ خارج مىشود؛ يعنى سقوط مىكند و به هلاكت مىافتد؛ در اين صورت، پردهاى ميان انسان و خدا حايل مىشود.
ميان اين دو حالت، حالتى است كه در آن انحراف از خدا و رويگردانى ناآگاهانه مطرح است و متعلق به گمراهان (ضالين) است؛ اين حالت نيز منحرفانه است و بر راه درست و راستى قرار ندارد ولى متضمن رو در رويى با خداوند نيست و لذا در محدوده اميد و رحمت الهى واقع است.
روى آوردن به قبله، نشان از همين تنها حالت درست و راست و مستقيم آدمى؛ يعنى اخلاص براى خدا دارد كه اولين نقش قبله نيز در همين است.
دومين نقش قبله
نقش دوم قبله در آن است كه همه روىها را به قبله سمت و سو مىدهد. اين يك ويژگى اجتماعى در اخلاص براى خداست كه باعث نزديكى و سرعت و اقبال بيشترى در حركت به سوى خدا مىگردد.
شگفت آن كه حركت انسان به سوى خدا در ضمنِ حركت تودههاى مؤمن در همين سو، سريعتر، نيرومندتر و باعث خشنودى بيشتر خداوندى در مقايسه با حركت تنها و انفرادى انسان به سوى خداست، مگر آن كه اين انسانِ تنها، همچون حضرت ابراهيم(عليه السلام) به تنهايى امّتى به شمار آيد.
خداوند متعال همواره دوست دارد تا بندگان خود را به طور گروهى در برابر خود يابد و اگر نماز، گزارند به جماعت باشد و اگر رو به سوى او آورند، دسته جمعى اين كار را بكنند و اگر روزه گرفتند همگى با هم روزه بگيرند و اگر قصد افطار كردند، افطارشان گروهى و همزمان باشد. اين ويژگى اجتماعى، ويژگى اصيل و خصلت پابرجايى و پرمفهومى در دين اسلام است و قبله، افزون بر اصل تسليم در برابر خدا و اخلاص براى او، اين ويژگى اجتماعى را نيز تحقق مىبخشد.
پينوشت:
1ـ بقره: 144 .
سخنی از دیروز برای امروز
فرمایشات امام خمینی(ره) كه گویا برای شرایط امروز دنیا فرمودهاند:
فریاد برائت ما، فریاد مردم مسلمان آفریقاست، فریاد برادران و خواهران دینی ما كه به جرم سیاه بودن، تازیانه ستمِ سیهروزان بی فرهنگِ نژادپرست را میخورند.
فریاد برائت ما، فریاد برائت مردم لبنان و فلسطین و همه ملتها و كشورهای دیگری است كه بر قدرتهای شرق و غرب، خصوصاً آمریكا و اسرائیل به آنان چشم طمع دوختهاند و سرمایه آنان را به غارت بردهاند و نوكران و سرسپردگان خود را به آنان تحمیل نمودهاند و از فواصل هزاران كیلومتر راه به سرزمینهای آنان چنگ انداخته و مرزهای آبی و خاكی كشورشان را اشغال كردهاند.
فریاد برائت ما، فریاد برائت همه مردمانی است كه دیگر تحمل تفرعن آمریكا و حضور سلطهطلبانه آن را از دست دادهاند و نمیخواهند صدای خشم و نفرتشان برای ابد در گلوهایشان خاموش و افسرده بماند و اراده كردهاند كه آزاد زندگی كنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسلها باشند.
فریاد برائت ما، فریاد دفاع از مكتب و حیثیات و نوامیس، فریاد دفاع از منابع و ثروتها و سرمایهها، فریاد دردمندانه ملتهایی است كه خنجر كفر و نفاق قلب آنان را دریده است.
فریاد برائت ما، فریاد فقر و تهیدستی گرسنگان و محرومان و پابرهنههایی است كه حاصل عرق جبین و زحمات شبانهروزی آنان را، زراندوزان و دزدان بین المللی به یغما بردهاند و حریصانه از خون دل ملتهای فقیر و كشاورزان و كارگران و زحمتكشان، به اسم سرمایهداری و سوسیالیزم و كمونیزم مكیده و شریان حیات اقتصاد جهان را به خود پیوند دادهاند و مردم جهان را از رسیدن به كمترین حقوق حقه خود محروم نمودهاند.(1)
توصیه رهبر به ملت
و اما زائران محترم ایرانی كه انصافاً شخصیت و شعور و رشد سیاسی و اجتماعی خود را در مراسم حج سالهای گذشته به نمایش گذاردهاند و باعث حفظ آبرو و اعتبار جمهوری اسلامی ایران شدهاند، امسال نیز علاوه بر دقت و توجه به اعمال و واجبات حج و استفاده از این نعمت بزرگ تشرف به مكه مكرمه و مدینه منوره و زیارت خانه خدا و مرقد پاك نبی اكــرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و بـقـیع و تـشـرف بـه جـوار تـربت مـطهـر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ائمه معصومین (علیهم السلام) در راهپیمایی كوبنده برائت با هماهنگی و انسجام كامل در صفوف و شعارها و برنامهها شركت نمایند و از بركاتِ این اجتماع مقدس عبادی - سیاسی كه نشان دهنده اقتدار مسلمین و كشور عزیز و اسلامی ایران است بهرهمند شوند.(2)
پینوشتها:
1- صحیفه نور، ج 19، ص 201، 6/5/64 .
2- صحیفه نور، ج 20، ص 130، 6/5/66 .
اسرار طواف به دور كعبه
«وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ(1)؛ و بر آن خانه كهنسال طواف كنند.»
دومين نقش كعبه بعد از قبله بودن، در آن است كه اين هدف (يعنى رضاى خداوندى و اخلاص براى او) همه تلاش و كوشش انسان و حركت و سمت و سوى آن را فرا مىگيرد و طواف، سمبلى از اين مفهوم و معناست .
قبله، انسان را در نماز متوجه خدا مىكند كه البته وظيفه دشوار و سختى است ولى اين وظيفه و نقش در مورد قبله، تمام سعى و تلاش و كوشش و حركت انسان را شامل نمىشود. انسان نماز مىخواند، تلاش و كوشش مىكند، براى كسب روزى به سير و سفر مىپردازد، ازدواج مىكند، آموزش مىبيند، آموزش مىدهد، به بازار مىرود و هزار و يك كار انجام مىدهد و در تمامى اين فعاليتها، تنها در پى روزى و لذت و برآوردن نيازهاى خويش ـ البته جز در معصيت خدا - است و مادامى كه اين حركتها در معصيت الهى نباشد، اشكالى هم ندارد.
ولى بخش بزرگى از تلاش و كوشش و حركت و سعى او در خارج از گستره رضاى الهى و خشنودى خدا ـ به رغم عدم تضاد با آن قرار دارد و بدين ترتيب رضاى خداوندى و اخلاص براى خدا، تمامى سعى و كوششهاى انسان را در برنمىگيرد؛ اين حالت نيز مشكلى ايجاد نمىكند. گو اين كه حركت به سوى خداى را كند مىسازد؛ حركت انسان هنگامى به سوى خداست كه در نماز رو به خدا ايستاده است ولى وقتى از نماز فارغ شد، اين حركت به سوى خدا نيز متوقف مىشود و به كارهاى روزمره زندگى مىپردازد. جوامع معاصر مسيحى، چنين هستند، روى آوردن به خدا، تنها بخش بسيار اندكى از شخصيت مردم و حركت آنان را در ساعتى چند از روزهاى يكشنبه در كليساها در برمىگيرد؛ وقتى اين مدت را در كليسا سپرى كردند و به ساير بخشهاى زندگى خويش پرداختند، از خدا روى مىگردانند و به كارهاى حلال يا حرام ديگرى مىپردازند.
حداقل چيزى كه در اين مورد مىتوان گفت اين است كه حركت انسان به سوى خدا، كُند و ناپيوسته است و چنين حركتي نمىتواند انسان را به لقاءالله رهنمون سازد.
«طواف» به ما مىآموزد كه مىتوان در تمامى حركتها و تلاشها و سعى و كوششهاى انسان در بازار و خانه و مسجد و مدرسه و ميدان جنگ و عرصه صلح و بى آنكه كمترين لطمه يا صدمهاى به فعاليت و حركت وى وارد شود ـ رضاى خداوندى و خشنودى او را در نظر گرفت.
در «طواف» سرّي نهفته است كه ميخواهد اخلاص را به انسان آموزش دهد كه به جنبه دشوارِ رابطه انسان با خداوند متعال اشاره دارد. در طواف، انسان دوره كاملى را به گرد كعبه طى مىكند كه در آن، انسان با شانه راست خود محيط دايره كاملى را از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال و در همه اين سوها، طى مىكند؛ هيچ نقطهاى روى اين محيط، طى نشده بر جاى نمىماند. اين محيط برابر با 360 درجه است و هيچ جهت هندسى را وسيعتر و فراختر از 360 درجه (يعنى محيط دايره) نمىشناسيم. در همان حالى كه شانه راست انسان بر گرد محيط اين دايره حركت مىكند، شانه چپ بر مركز دايره ـ كه همان كعبه است ـ ثابت مىماند و طى اين حركت دَوَرانى، تكان نمىخورد. در اين ثابت ماندن و بى حركتى در كنار آن حركت همه جانبه (شانه چپ و شانه راست) معناى عميقى در زندگى انسان مسلمان نهفته است؛ انسان مىتواند به تمامى فعاليتهاى مباحى كه ديگران در عرصههاى مختلف زندگى انجام مىدهند، بپردازد بى آن كه حتى يك لحظه از توجه به رضاى الهى و تحقق خواست خدا، غفلت ورزد؛ براى خدا به بازار رود، براى خدا درگير عرصههاى مختلف زندگى شود. براى خدا، ازدواج كند و روزى خانواده خود را تأمين نمايد. براى خدا در عرصههاى سياسى فعاليت كند. برزمد و دفاع كند، اگر دوستى و محبتى ورزيد و يا اگر كينه و نفرتى پيدا كرد براى خدا باشد. اگر خوشحال شد يا به خشم آمد در هر دو حالت براى خدا باشد.
انسان در اين حركت گسترده و فراگير، از هيچ يك از حركتها و فعاليتهايى كه مردم در عرصه امور مباح مىپردازند، فرو نمىماند و در هيچ بخش از اين فعاليتهاى همه جانبه، از جلب رضاى خداوندى، منحرف نمىگردد و در اين صورت است كه خالص و مخلصانه براى خدا كار كرده و هيچ شائبهاى در نيت تقرّب الهى وى، وجود نخواهد داشت.
خداوند متعال درباره حضرت موسى بن عمران (عليه السلام)ـ كليم و پيامبرخود ـ مىفرمايد:
وَاذْكُرْ فِى الكَتابِ مُوسى اِنّه كانَ مُخْلِصاً وَ كانَ رَسُولا نَبِيّ(2)؛ «و در اين كتاب، موسى را ياد كن او بندهاى مخلص و فرستادهاى پيامبر بود.»
وَ ما تُجْزَوْنَ اِلاّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون. اِلاّ عِبادَ الله الُْمخْلَصِينَ(3) ؛ «جز در برابر اعمالتان كيفر نخواهيد ديد . مگر بندگان مخلص خدا.»
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقَبَةُ الْمُنْذِرِينَ . اِلاّ عِبادَالله الُْمخْلَصِينَ(4)؛ «پس بنگر كه سرانجام آن بيم يافتگان چگونه بود. جز بندگان مخلص خدا.»
تعبير «مخلص» و «مخلَصين» به فتح لام، در اين آيات به معناى خالص و كس يا كسانى است كه خويشتن و نيت خويش را از هر گونه شائبه غير الهى، پاك و خالص گردانده است.»
در تفسير آيه: اِلاّ مَنْ أتَى اللهُ بِقَلْب سَلِيم(5)؛ «مگر آن كس كه با قلبى رَسته از شرك، به نزد خدا بيايد.»
به نقل از امام جعفر صادق(عليه السلام) سفيان ابن عيينه روايت كرد كه از آن حضرت درباره آيه فوق پرسيدم، فرمود: قلب سليم، قلبى است كه وقتى به پيشگاه خدا مىرسى، جز او (يعنى خدا) كسى در آن نيست. هر قلبى كه در آن شرك يا شكى وجود داشته باشد، رد مىشود. قلبهاى سليم از آن جهت، در دنيا زهد پيشه كردند كه دلهايشان تنها به آخرت و مسايل عقبى، بپردازد.(6)
يكي ديگر از ويژگىهاي طواف، جنبه اجتماعى آن است. خداوند متعال همواره دوست دارد كه بندگانش به صورت دسته جمعى به ديدارش آيند و در صفوف به هم فشرده و دست در دست هم و در كنار يكديگر، رو به سوى وى آورند و تودههاى مؤمن به صورت انبوه و گروهى، به سويش روان شوند.
عبادت جمعى و گروهى باعث خوشايندى بيشتر و تقرّب فزونتر به خداوند متعال و مايه پذيرش بيشتر از سوى حق تعالى است.
در طواف، اين خصلت اجتماعى كاملا آشكار است. چه، خداوند متعال مؤمنان را به طواف خانه خدا طى روزهاى مشخص و محدودى از سال فرا مىخواند؛ مؤمنان در اين ايام به گرد حرم جمع مىشوند و فشرده مىشوند و در اين ازدحام و انبوهى، مخلصانه به درگاه خداوند روى مىآورند. اين يكى از درسهاى شگفت و با اهميت «طواف» است.
پينوشتها:
1 ـ حج: 29 .
2 ـ مريم: 51 .
3 ـ صافات: 39 و 40 .
4 ـ الصافات: 74-73 .
5 ـ شعراء: 89 .
6 ـ اصول كافى: كتاب «الايمان والكفر»، باب الإخلاص، حديث 5. (اصل عربى)
تفاوت حج با دیگر عبادات
زائران بیت الله الحرام هر عبادتى را كه انجام مىدهند راز و رمز بسیارى از آنها برایشان روشن است. نماز كارهایى دارد. روزه دستوراتى دارد. زكات و جهاد دستوراتى دارند كه پى بردن به منافع و فواید این دستورات دشوار نیست. نماز ذكرهایى دارد كه معناى آن روشن است؛ ركوع و سجودى دارد كه تعظیم را تفهیم مىكند و تشهدى دارد كه اعتراف را به همراه دارد و ... .
روزهداراى پرهیز از مشتهیات است. همدلى و همدردى و هماهنگى با مستمندان و یادآور فشار گرسنگى و تشنگى بعد از مرگ است. روزه گرفتن منافع فراوان دارد كه هم منافع طبّى و دنیایىاش معلوم است و هم منافع تهذیب روح و معنوى آن.
زكات، انفاق و تعدیل ثروت و رسیدگى به حال مستمندان و ضعیفان است كه منفعت و مصلحت آن هم مشخّص است.
جهاد و مرزدارى و دفاع مقدّس علیه تهاجم بیگانگان نیز منافع فراوانى دارد كه پى بردن به آنها دشوار نیست.
لیكن حج، یك سلسله دستورات و مراسم و مناسك دارد كه پى بردن به راز و رمز آن بسیار سخت و دشوار است. فهمیدن معناى بیتوته در مشعرالحرام، سر تراشیدن، بین صفا و مروه هفت بار رفتن و بازگشتن و در بخشى از این مسافت هروله كردن و ... دشوار است، چرا كه این راز و رمزى دارد پیچیده. لذا جریان تعبّد در حجّ بیش از سایر دستورات دینى است.
از رسول خدا (صلّى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است كه آن حضرت به هنگام لبیك گفتن، به خدا عرض كرد:
«لبّیكَ بِحَجَّة حَقّاً تَعَبُّداً وَرِقّاً»(1)؛ خدایا! من با رقّیت و عبودیّت محض لبیك مىگویم و مناسك حجّ را انجام مىدهم.»
از آنجا كه روح تعبّد در حج بیشتر است، سرّ بسیارى از مناسك با عقل عادى قابل تبیین نیست. لذا به هنگام گفتن لبیك، عرض كرد: «تعبّداً و رقّاً» نظیر ذكرى كه در سجده تلاوت گفته مىشود.
پس حج یك سلسله دستوراتى دارد كه با بندگى محض و رقّیت صرف و عبودیّت تامّ هماهنگتر است، براى این كه آن اسرار و منافع مرموز را تبیین كنند، در روایات به صورت منافع آوردهاند و گاهى هم به صورت داستان در سخنان اهل معرفت و دل آمده است. از یك سو به عنوان بیان اسرار است و از سوى دیگر به عنوان داستان مىخواهند بخشهاى اساسى حج را خوب تفهیم و تبیین كنند.
پینوشت:
1ـ مجمع الزوائد، ج3، ص223/ محجة البیضاى فیض كاشانى.
منبع:
برگرفته از كتاب عرفان حج، آیةالله جوادی آملی .
حضور امام زمان (علیه السلام) در حج
وجود مبارك حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) هر سال در مراسم حج حضور دارند.(1) در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیارى از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفى ها و زُهرىها و ... كه تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت (علیهالسلام) مىتواند به شاگردان خود از راه ملكوت بفهماند كه چه كسى انسان است و چه كسى حیوان.
ممكن است كسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارك بقیة الله الاعظم دعا هم بكند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او قلب انسان نباشد. ممكن است كسى مشكلى داشته باشد و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله علیه) حل شود. اما چنین نیست كه اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارك حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند.
ممكن است سالمندى، زن یا مرد، و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم كند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیّى از اولیاى الهى كه تربیت شده مكتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه) است او را راهنمایى كند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلا واسطه نبوده است.
چنین نیست كه هر اثر غیبى در مراسم حج، مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر ( ارواحنا فداه) باشد. خیلى توفیق مىخواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان پیش مىآید كه وجود مبارك حضرت (سلام الله علیه) شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایى كه تربیت كرده است، مىشود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشكلات دیگران را حلّ مىكنند و خلاصه این كه وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مىبینند.
پینوشت:
1ـ وسائل الشیعه، ج13، ص272 .
منبع:
كتاب عرفان حج، آیة الله جوادی آملی .
پیوند حج با امامت و ولایت
حج با امامت گره خورده و در روایات زیادى هدف نهایى از انجام مراسم حج ملاقات با امام زمان(عج) و عرضه نصرت بر او شمرده شده است و حج بدون ولایت به حج جاهلى(1) و چرخش بر گرد سنگهایى كه «لا تَضُرُّ وَلا تَنْفَعُ»(2) تشبیه شده است.
ذیل آیه شریفه «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لله»(3) لقاى امام از مصادیق باطنى اتمام حج بیان شده كه حجگزار پس از انجام مناسك به زیارت امام(علیهالسلام) مشرف شود؛ و چون حضرات معصوم (علیهمالسلام) حیات و مرگشان یكسان است: «یَمُوتُ مَنْ مَاتَ مِنَّا وَ لَیْسَ بِمَیِّتٍ»(4) تفاوتى نیست كه در زمان حیات، وجود شریفشان را از نزدیك زائر باشیم و مراتب ولایت و نصرت خویش را بر آنان عرضه داریم یا در كنار قبور مطهرشان با سلام و درود فرستادن بر روح و جسم شریفشان مراتب مودت و وفادارى بر پیمان ولایت آنان را اذعان كنیم.
امام محمدباقر علیهالسلام مىفرماید: به مردم گفته شده گرد این سنگها! طواف كنند تا پس از انجام مناسك، نزد ما بیایند و میزان ولایت خویش را به ما اعلام كنند و یارى خود را بر ما اظهار دارند؛ «إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الاْحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فَیُخْبِرُونَا بِوَلایَتِهِمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نَصْرَهُمْ.»(5)
یحیى بن یسار مىگوید: پس از اتمام مراسم حج، افتخار تشرف به محضر مبارك امام صادق (علیهالسلام) را پیدا كردیم، آن حضرت فرمود: شما حجگزارانِ خانه خدا هستید و زائران قبر پیامبر او و شیعه آل محمد؛ بر شما این فضیلت گوارا باد؛ «حَاجُّ بَیْتِ اللهِ وَ زُوَّارُ قَبْرِ نَبِیِّهِ صلىاللهعلیهوآله وَ شِیعَةُ آلِ مُحَمَّدٍ هَنِیئاً لَكُمْ.» (6)
پینوشتها:
1- «هكذا كانوا یطوفون فی الجاهلیة» (بحارالانوار، ج24، ص314، ح9).
2- نهج البلاغه، خطبه 192 .
3- بقره: 196 .
4- نهج البلاغه، خطبه 87 .
5- اصول كافى، ج4، ص549 .
6- همان.
منبع:
عرفان حج، آیة الله جوادی آملی .
امتيازي براي شيعيان
حاجيان اندكند، ناله و فرياد بسيار!
ابوبصير نابينا مىگويد: سالى در مكه مشرف بودم كه امام محمد باقر (عليه السلام) نيز همان سال مشرف بودند. از نشانهها و علامتهايى كه از راه حواسّ ديگر ـ غير از باصره ـ احساس مىكردم، فهميدم زائران زيادند. با تعجّب گفتم: «ما أكثر الحجيج و أعظم الضجيج!»(10)؛ «امسال چقدر زائران زيادند و چه نالهها دارند!» در سرزمين عرفات همه مشغول دعايند، در اطراف كعبه همه مشغول طواف و نماز و ...
امام باقر (عليه السلام) به ابوبصير فرمود: چنين نيست. ابوبصير! جلو بيا. ابوبصير به امام نزديكتر شد. امام دست مبارك خود را به چشم ابوبصير گذاردند وى ناگهان صحراى وسيعى را ديد كه بسيارى از موجودات آن صحرا حيوان بودند. آنگاه حضرت فرمودند: «ما أقل الحجيج و اكثر الضجيج!» ابوبصير! حاجيان كم هستند و ناله و فرياد و سر و صدا زياد.
مسأله حركت جوهرى در موجودات و مسأله جسمانية الحدوث و روحانية البقاء بودن(11) نفس، كه دو مسأله فلسفى است، در باب اخلاق تحوّلات بسيارى به همراه دارد. اين دو مطلب بسيارى از مسائل اخلاقى را دگرگون مىكند.
صورت واقعى حجّ، سيرت واقعى و حقيقت زائر را مىسازد. حقيقت هر كسى را عقايد و اخلاق و اعمال و نيّات او مىسازد.
حجّ انسانساز است و اگر كسى حاجى راستين و واقعى نبود انسان نيست. ساير دستورات دين؛ مانند نماز و روزه نيز، همانند حج، انسانسازند و اگر كسى به حقيقت نماز و به سرّ روزه راه نيابد از انسانيت سهمى ندارد. صورتش صورت انسان و سيرتش سيرت حيوان است؛ على (عليه السلام) فرمود: «فالصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان.»(12)
قلب يعنى حقيقت آدمى و آن لطيفه الهى است.(13) و روح روح حيوانى است در بدن انسان، قيافه قيافه آدم است ليكن حقيقت، حقيقت حيوان. آنچه كه حقيقت انسان را تأمين مىكند؛ يا به صورت انسانيت و يا به صورت حيوانيت، همان عقايد، اخلاق و اعمال است.
آرى حجّ سرّى دارد كه سريره انسان با آن هماهنگ است و به وسيله آن ساخته مىشود. از اين روست كه امام باقر (عليه السلام) به ابوبصير نشان دادند كه بسيارى از مردم حاضر در حج، حيوانند. البته شيعيان بايد خوشحال و مسرور باشند كه به بركت ولايت، از اين شرّ و خطر مصون مىباشند. امام باقر (عليه السلام) آنگاه دست مبارك خود را به چشم ابوبصير كشيد و او به حالت اوّل برگشت و افرادى را كه در عرفات بودند به صورت انسان ديد.
سپس خطاب به ابوبصير فرمود: ابوبصير! اگر اين كار را كه نسبت به تو كردم با ديگران كنم و ديگران هم اسرار مردم را بفهمند و ببينند كه در صحنه عرفات چه خبر است، ممكن است ظرفيت نداشته باشند و درباره ما غلوّ كنند. در حالى كه ما بندگان خداييم و از عبادت و بندگى او استكبار نداريم. ما در پيشگاه حق تعالى منقاد، مسلم، مسلمان و مطيع هستيم و در اين امر هيچگاه خسته نمىشويم.
امام باقر (عليه السلام) همان وصفى را در مورد ائمه بيان كرد كه خداوند براى فرشتگان و مقربان و انسانهاى الهى بيان فرموده است.
سدير صيرفى گويد: من در سرزمين عرفات، در محضر امام صادق (عليه السلام) بودم، ديدم جمعيت زيادى مشغول انجام وظيفه و دعا هستند، به قلبم خطور كرد كه آيا اينها به جهنّم مىروند؟ چون كسى كه معتقد به ولايت على و اولادش (عليهم السلام) نباشد و كسى كه دستور روشن پيامبر اكرم را از روى علم و عمد زير پا بگذارد، حقيقت او حقيقت انسان نيست.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: سدير! تأمل و دقت كن. با تصرفى كه آن حضرت در بينش و ديد من كرد، باطن بسيارى از افراد را ديدم كه به صورت انسان نبودند.(14)
پس حجّ سرّى دارد كه حقيقت و سريرت انسان را مىسازد. اگر كسى با واقعيت حج همراه باشد، انسانى راستين است و اگر براى سياحت و تجارت حج كرد و از ولايت سهمى نداشت و به عترت طاهره ايمان نياورد و ... از سرّ حج محروم است. در روايت آمده است: كسانى كه قرآن را گرفتند و عترت را رها كردند، از حقيقت حج بهرهاى ندارد.
پينوشتها:
10ـ بحار، ج7، ص179 و ج99، ص258/ صهباى صفا، آية الله جوادى آملى، ص105.
11ـ مبدأ و معاد، آية الله جوادى آملى، ص193 .
12ـ نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 87 .
13ـ به شرح توحيد صدوق قاضى سعيد قمى، ج2، رجوع شود.
14ـ بحارالانوار، ج99، ص258 .
منبع:
برگرفته از كتاب عرفان حج، آيةالله جوادي آملي .