عاشورا پژوهي در غرب
مطالب ذكر شده از مقاله آقاي غلام احیا حسیني گرفته شده است.
در آغاز، ذكر اين نكته لازم است كه به رغم اهمیت فراوان شیعه پژوهی برای شیعیان و بسیاری از غیر شیعیان، تا کنون شیعه پژوهی غربیان و موضوعات وابسته به آن نظير عاشوراپژوهي به طور بايسته معرفی و بررسی جدی نشده است و شمار آثار جدی در این زمینه به خصوص به زبان فارسی ـ به عنوان زبان رسمی تنها کشوری که مذهب تشیع در آن رسمیت دارد – بسیار اندک است، تا آنجا که در زمينه معرفي عاشوراپژوهي در غرب فقط يك مقاله شش صفحه اي با مشخصات ذيل انجام يافته است:
عبدالحسين حاجي ابوالحسني و محمد نوري، «نگاهي به عاشورا پژوهي در غرب»، مجله (كليات)، ش 63 و64.
در آن مقاله فقط به معرفي بسيار كوتاه از چند مستشرق و معرفي اجمالي از چند اثر بسنده شده و بدون هيچ نتيجه گيري يا مقدمه يا مؤخرهاي پايان يافته است.
نوشتار پيش رو با توجه به كاستيهاي نوشته پيشين ابتدا با مقدمهاي مناسب به سير مطالعات اسلامي و سپس مطالعات شيعي در غرب اشاره دارد. در ادامه علاوه بر معرفي عاشورا پژوهان غربي، به معرفي دو عاشورا پژوه مسلمان برجسته در غرب پرداخته است. توجه به پايان نامه هاي عاشورايي در غرب و كنفرانسهايي كه به موضوعات مرتبط با عاشورا پرداختهاند از ديگر نكات قابل توجه نوشتار حاضر است. در پايان با يك جمع بندي به ويژگيهاي عاشوراپژوهي غربيان و همچنين مبحث مهم تفاوت عاشوراشناسي رسانهاي در غرب با عاشوراپژوهي علمي پرداختهشده است.
از دشواریهای نگارش مقاله حاضر، کمبود منابع به زبان فارسی و نيز دیگر زبانهاست و اين پژوهش جزو نخستین پژوهشها در ایران و دیگر کشورها محسوب ميشود.
مطالعات اسلامي، ريشه مطالعات شيعي در غرب
واقعه عاشورا در تاريخ اسلام از موضوعات مورد توجه محققان و تاريخ نگاران است. اين واقعه تاريخي از چنان اهميتي برخوردار است كه به نظر برخي از شيعه پژوهان آن را بايد نقطه بروز و ظهور تشيع محسوب كرد.[i] اين حادثه در پي توسعه مطالعات شيعي[ii] در غرب، از ابعاد قابل توجه تشيع براي محققان غربي بوده است. پيش از ورود به بحث، مناسب است به سیر «مطالعات اسلامی» به عنوان پيشزمينه «مطالعات شیعی» اشاره كنيم.
برای تعریف مطالعات اسلامی باید «شرق شناسی» یا اصطلاح امروزی آن «مطالعات شرقی» را تعریف کنيم؛ تعریفی مناسب از مطالعات شرقي جز با شناخت مفهوم شرق در نزد غربیان حاصل نخواهد شد.
متداول ترین مفهومی که از «شرق» در روزگار کنونی برداشت ميشود، مفهوم فرهنگی آن است که عبارت است از روح حاکم و مشترک مجموعههای مختلف بشری در مشرق زمین که این نوع خاص از مفهوم شرق را خود شرقی ها نیز پذیرفتهاند.
[i] - براي مثال رك: المصطفي، شيبي، الصلة بين التصوف و التشيع (بيروت، دارالاندلس، 1982م)، ج1، ص23 و احمد، وائلي، هوية التشيع (بيروت، دارالصفوه، 1994م)، ص25 و 26 و احمد محمود صبحی، نظرية الامامة لدی الشیعة الاثنی عشریة (بیروت: دارالنهضة العربیة، 1411 ق). ص47 -49. در اين اثر از اشترومان، ويل دورانت به عنوان صاحبان چنين ديدگاهي ياد شده است.
[ii]- Shi'ite Studies.
[iii] - محسن الویری، مطالعات اسلامي در غرب (تهران، انتشارات سمت، 1381)، ص 22؛ و نيز رك: عباس احمدوند، مرداد و شهریور 1380، ش 69، مقدمه.
[iv] - مرتضي اسعدی، مطالعات اسلامي در غرب انگلیسی زبان (تهران، انتشارات سمت، 1381)، ص 25؛ الویری، ص 23.
غربيها از دیر باز تلاشهایی برای شناخت شرق انجام دادهاند. برخی آثار ادبی و تاریخی پدید آمده در یونان و روم را میتوان نمونههایی از مطالعات شرقی نخستین شمرد؛ با این همه ظهور اسلام فصلی نو در روابط شرق و غرب گشود. با وجود به رسمیت شناخته شدن دین مسیحیت از سوی قرآن و برخوردهای مسالمت آمیز پیامبر(ص) با مسیحیان و دولتهای مسیحی، آنان موضعی خصمانه در برابر اسلام و مسلمانان اتخاذ کردند و تحت تأثیراین موضع، آثاری - هرچند اندک - درباره پیامبر، قرآن و مسلمانان پدید آوردند.
این رویه خصمانه پس از جنگهای صلیبی شدت بیشتری پیدا کرد؛ از اينرو ميتوان گفت «مطالعات اسلامی در غرب» تکویناً ضد اسلامی بوده و خاستگاهی اسلام ستیزانه داشته است.
مطالعات اسلامی در غرب عمدتاً از سه جریان و پدیده متأثر بوده است:
1- تحولات فرهنگی و سیاسی در غرب؛
2- تحولات سیاسی و فرهنگی در شرق؛
3- روابط شرق و غرب.
با توجه به این نکته و نظر به اهمیت دادن محققان حوزه شرق شناسی به هر یک از این سه جریان، دیدگاههای مختلفی در باب مراحل مطالعات اسلامی در غرب ارائه شده که از میان آن دیدگاهها، آراي مناسبتر در پنج مرحله زیر قابل تقسيمبندي است:
1- مرحله دفاع (از ظهور اسلام تا قرن 14م)؛
2- مرحله تبشیر (قرن 15 ـ 16)؛
3- مرحله استعمار(قرن17 ـ 18)؛
4- مرحله تحقیق علمی (قرن19 ـ 20)؛
5- مرحله فرا استعمار (بعد از واقعه يازدهم سپتامبر)؛
بررسي مفصل این مراحل از حوصله این مقاله خارج است؛[iii] اما به طور خلاصه ميتوان اشاره کرد که در مرحله اول، مسیحیان در واکنش به دین نو ظهور که دارای قدرت نظامی قابل توجهی هم بود، به دفاع از مبانی و اصول مسیحیت برخاستند و دراین راستا برای شناخت جبهه مقابل به ترجمه متون اسلامی اقدام كردند. آن مجموعه ترجمهها که به تشویق و نفقه پیتر مقدس در فاصله سالهای 1100 تا 1500 به انجام رسید بعدها به نام «مجموعه کلونیایی» شهرت پیدا کرد.
در مرحله تبشیر، هدف شناساندن و تبلیغ مسیحیت در جوامع شرقی بود. نقطه مشترک هر دو مرحله، ضدیت تمام عیار با اسلام و طرح اتهامات و افتراهایی بر ضد اسلام و پیامبر بود.
[i] - همان، ص38؛ عباس احمدوند، ، مقدمه.
[ii] - اسعدی، پيشين، ص1.
[iii] - براي آشنايي بيشتر با اين مبحث رك: غلام احياء حسيني، شيعه پژوهي و شيعه پژوهان انگليسي زبان (قم، انتشارات موسسه شيعه شناسي، 1387).
[iv]- peter the venerable.
[v]- cluniac corpus.
در مرحله استعمار با پدید آمدن ابعاد تازهای در روابط غرب و شرق به خصوص مسائل اقتصادی، نگاهی جدید با رویکرد اقتصادی به اسلام و شرق به وجود آمد. با افزایش ارتباطات در قرون اخیر، آغاز دین پژوهی علمی و افزایش مطالعات در مورد اسلام،«مرحله تحقیق علمی» پدیدار شد. دراین مرحله در کنار رشد فزاینده مراکز مطالعات اسلامی و شرقشناسی، شاهد ورود غیراروپاییها نیز بهاین عرصه هستیم.
پس از واقعه يازده سپتامبر، بسیاری از معادلههای سیاسی و فرهنگی جهان تغییر كرد. در پی این تغییر، مطالعات اسلامی ویژگیهای جدیدی یافته است که میتوان آن را در بحثی جداگانه مورد بررسی قرار داد. در واقع غرب به رهبری امریکا با استفاده از قدرت رسانهای و با مقاصد سلطه جویانه خویش، ادبیات تازهای را در حیطه مطالعات اسلامی وارد كرده است (با تأکید بر بزرگ نمایی ابعاد ستیزه جویانه اسلام و با استفاده از واژههایی چون تروریسم و بنيادگرايي)؛ بنابراین در سالهاي اخير آنچه ميتوان از اسلام شناسی در غرب برداشت شود ميتوان نوعی بازگشت به مرحله استعمار تلقی کرد و شاید آن را بتوان مرحله ششم سیر مطالعات اسلامی در غرب برشمرد.
[i] - رك: ريچارد سي مارتين، «پيشينه مطالعات اسلامي در غرب»، ترجمه سيد حسن اسلامي، ش 54، بهمن 1377، ص25.
مطالعات شیعی در غرب
شاخهای از مطالعات اسلامی در غرب به نام «مطالعات شیعی» معروف است. شاخهای نسبتاً نوپا که بیشتر تکاپو و حیات خود را در دهههای اخیر مدیون انقلاب اسلامی در ایران است.
دليل عدم توجه به تشيع درمطالعات اسلامي غربيها همان علت سنتي اين قضيه است؛ يعني سيطره اهل سنت بر مراکز قدرت و ثروت در طول تاریخ اسلام. این عامل باعث شده که تشیع و شیعیان در حاشیه مطالعات اسلامی قرار داشته باشند؛ لذا سالیان متمادی تشیع چهرهای پر از ابهام و مهآلود در آثار شرقشناسان غربی داشته است. به این مطلب شیعه پژوهان معاصر هم اشاره دارند:
آنچه از جستوجو در میان منابع کهن غربیان در مورد اسلام استفاده میشود این است که در قرون ابتدایی مواجهه اسلام و غرب – از آنجا که آشنایی غربیان از اسلام به طور کلی و عام بوده – آشنایی ایشان از تشیع در حد بسیار ناچیز بوده یا شاید بتوان گفت که اصولاً آشنایی دراین مورد نداشته اند:
صرف نظر از برخورد تند پارهای از منتقدان و نویسندگان مسلمان با پدیدة شرق شناسی و متهم ساختن شرق شناسان به تعقیب اهدافی سوء و برداشتهای نادرست از متون اسلامی و ارائه تحلیلهایی ناصواب از جنبههای مختلف تاریخ، فرهنگ و اندیشة اسلامی، این اعتقاد تقریباً مورد پذیرش همگان است که شیعه در مطالعات و بررسیهای شرقشناسی، بسیار مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفته و تصویری نادرست از آن ارائه شده است. به نظر میرسد این جملة ادوارد براون (متوفای 1926 م) همچنان به قوت خود باقی است که «هنوز در هیچ یک از زبانهای اروپایی، تألیفی مشروح، کافی و قابل وثوق درباره شیعه در دست نداریم».
[i] - ارزینه لالاني، نخستین اندیشههای شیعی تعالیم امام باقر، ترجمه فريدون بدرهاي (تهران، نشر فروزان روز، 1381) ص7.
[ii] - همان، ص8.
تکیة اصلی مستشرقان بر منابع اهل سنت، شناخته نشدن شیعه به عنوان یک جریان نیرومند دینی، سیاسی و فرهنگی، غرض ورزیهای برخی از مترجمان سنی مذهب آثار شرقشناسان، ضعف دستگاه تبلیغی شیعه و پیچیدگی و ابهام تاریخ سه قرن نخست شیعه از یک سو منجر به پایین بودن تعداد تألیفات مربوط به شیعه شده و از سوی دیگر از درجة اعتبار مطالعات و بررسیهای انجام شده کاسته است.
نویسندة مقاله «تحقیق عقاید و علوم شیعی» به استناد کتابها و مقالههای منتشر شده درباره اسلام به یکی از زبانهای غربی از سال 1943 تا 1968 م، چنین اظهار داشته است:
][
اما به هر ترتیب برخی از شیعه پژوهان مسلمان و غیر مسلمان به مقوله تاریخچه مطالعات شیعی در غرب توجه نموده و در آن مورد آثاری نگاشتهاند؛ از آن جمله است:
1- اتان کولبرگ، مجموعه مقالات کنفرانس «تشیع، مقاومت، انقلاب»، دانشگاه تل آویو، 1984 به سرپرستی دکتر مارتین کرامر.
2- عباس احمدوند، مجله ، دفتر 63، انتشارات دانشکده الهیات دانشگاه تهران، 1377.
مراحل شيعه پژوهي غربيان
مرحله اول: سفرنامهای
پیشینه آشنایی اروپاییان با شیعیان و مذهب تشیع، با وقوع جنگهای صلیبی آغاز شد. تا پیش از این، کشورهای غربی تنها با اسلام سنی که دین رسمی و حکومتی کشورهای مسلمان بود، آشنا بودند. اما در خلال جنگ، صلیبیان با فرقههايی از شیعیان، همچون فاطمیان در مصر و پس از مدتی با باطنی مسلکان روبهرو شدند. در برخی از آثار نویسندگان این دوره مطالبی راجع به شیعیان دیده میشود که نادرست بوده و با تعصب آمیخته شده است. شاید بتوان گفت که اولین آشنایی جدی غرب با تشیع از طریق سفر و سفرنامه نویسی است که آغاز آن را باید از سفرنامه مارکوپولو در دهههای آخر قرن سيزده و اوایل قرن چهارده دانست. مارکوپولو اولین یادداشتهای سفرنامهای را از اسماعیلیه شامات دارد.
[i] - رك: محسن الویری، «نقد نظریهای در پیدایش شیعة اثنی عشری»، ش2.
[ii] - عبدالجواد فلاطوری، «تحقیق عقاید و علوم شیعی»، به اهتمام سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی (تهران، شرکت سهامی انتشار، 1352) ص 437.
[iii]- Yule, Henry (Ed.), The Travels of Marco Polo, Dover Publications, (New York, 1983).
[iv] - رک: علي اصغر حكمت، اسلام از نظرگاه دانشمندان غرب (تهران، انتشارات امیر کبیر، 1357) ص 199-201.
مطالعات شیعی در غرب
شاخهای از مطالعات اسلامی در غرب به نام «مطالعات شیعی» معروف است. شاخهای نسبتاً نوپا که بیشتر تکاپو و حیات خود را در دهههای اخیر مدیون انقلاب اسلامی در ایران است.
دليل عدم توجه به تشيع درمطالعات اسلامي غربيها همان علت سنتي اين قضيه است؛ يعني سيطره اهل سنت بر مراکز قدرت و ثروت در طول تاریخ اسلام. این عامل باعث شده که تشیع و شیعیان در حاشیه مطالعات اسلامی قرار داشته باشند؛ لذا سالیان متمادی تشیع چهرهای پر از ابهام و مهآلود در آثار شرقشناسان غربی داشته است. به این مطلب شیعه پژوهان معاصر هم اشاره دارند:
آنچه از جستوجو در میان منابع کهن غربیان در مورد اسلام استفاده میشود این است که در قرون ابتدایی مواجهه اسلام و غرب – از آنجا که آشنایی غربیان از اسلام به طور کلی و عام بوده – آشنایی ایشان از تشیع در حد بسیار ناچیز بوده یا شاید بتوان گفت که اصولاً آشنایی دراین مورد نداشته اند:
صرف نظر از برخورد تند پارهای از منتقدان و نویسندگان مسلمان با پدیدة شرق شناسی و متهم ساختن شرق شناسان به تعقیب اهدافی سوء و برداشتهای نادرست از متون اسلامی و ارائه تحلیلهایی ناصواب از جنبههای مختلف تاریخ، فرهنگ و اندیشة اسلامی، این اعتقاد تقریباً مورد پذیرش همگان است که شیعه در مطالعات و بررسیهای شرقشناسی، بسیار مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفته و تصویری نادرست از آن ارائه شده است.
[i] - ارزینه لالاني، نخستین اندیشههای شیعی تعالیم امام باقر، ترجمه فريدون بدرهاي (تهران، نشر فروزان روز، 1381) ص7.
[ii] - همان، ص8.
به نظر میرسد این جملة ادوارد براون (متوفای 1926 م) همچنان به قوت خود باقی است که «هنوز در هیچ یک از زبانهای اروپایی، تألیفی مشروح، کافی و قابل وثوق درباره شیعه در دست نداریم». تکیة اصلی مستشرقان بر منابع اهل سنت، شناخته نشدن شیعه به عنوان یک جریان نیرومند دینی، سیاسی و فرهنگی، غرض ورزیهای برخی از مترجمان سنی مذهب آثار شرقشناسان، ضعف دستگاه تبلیغی شیعه و پیچیدگی و ابهام تاریخ سه قرن نخست شیعه از یک سو منجر به پایین بودن تعداد تألیفات مربوط به شیعه شده و از سوی دیگر از درجة اعتبار مطالعات و بررسیهای انجام شده کاسته است.
نویسندة مقاله «تحقیق عقاید و علوم شیعی» به استناد کتابها و مقالههای منتشر شده درباره اسلام به یکی از زبانهای غربی از سال 1943 تا 1968 م، چنین اظهار داشته است:
][
اما به هر ترتیب برخی از شیعه پژوهان مسلمان و غیر مسلمان به مقوله تاریخچه مطالعات شیعی در غرب توجه نموده و در آن مورد آثاری نگاشتهاند؛ از آن جمله است:
1- اتان کولبرگ، مجموعه مقالات کنفرانس «تشیع، مقاومت، انقلاب»، دانشگاه تل آویو، 1984 به سرپرستی دکتر مارتین کرامر.
[i] - رك: محسن الویری، «نقد نظریهای در پیدایش شیعة اثنی عشری»، ش2.
[ii] - عبدالجواد فلاطوری، «تحقیق عقاید و علوم شیعی»، به اهتمام سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی (تهران، شرکت سهامی انتشار، 1352) ص 437.
مراحل شيعه پژوهي غربيان
مرحله اول: سفرنامهای
پیشینه آشنایی اروپاییان با شیعیان و مذهب تشیع، با وقوع جنگهای صلیبی آغاز شد. تا پیش از این، کشورهای غربی تنها با اسلام سنی که دین رسمی و حکومتی کشورهای مسلمان بود، آشنا بودند. اما در خلال جنگ، صلیبیان با فرقههايی از شیعیان، همچون فاطمیان در مصر و پس از مدتی با باطنی مسلکان روبهرو شدند. در برخی از آثار نویسندگان این دوره مطالبی راجع به شیعیان دیده میشود که نادرست بوده و با تعصب آمیخته شده است. شاید بتوان گفت که اولین آشنایی جدی غرب با تشیع از طریق سفر و سفرنامه نویسی است که آغاز آن را باید از سفرنامه مارکوپولو در دهههای آخر قرن سيزده و اوایل قرن چهارده دانست. مارکوپولو اولین یادداشتهای سفرنامهای را از اسماعیلیه شامات دارد.
اما اوج سفرنامه نویسی را عمدتاً در قرنهای شانزده و هفده یعنی پس از تشکیل دولت صفوی و افزایش ارتباط سیاسی و اقتصادی اروپايیان با ایران شاهد هستیم. شاید بتوان معروفترین این دسته را نامید که اطلاعات نسبتاً خوبی از اوضاع آن روزگار ایران ارائه میدهد. مشخصه این دوره یادداشتهای روزانهای است که از نظم و موضوعیت برخوردار نیستند.
[i]- Yule, Henry (Ed.), The Travels of Marco Polo, Dover Publications, (New York, 1983).
[ii] - رک: علي اصغر حكمت، اسلام از نظرگاه دانشمندان غرب (تهران، انتشارات امیر کبیر، 1357) ص 199-201.
مرحله دوم: سفرنامهای – علمی (قرن 19-18)
در این مرحله و در ادامه سنت سفرنامه نویسی، افرادی که تجربیات سیاحان گذشته را نیز به همراه داشتند، به عنوان سفيران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشورهای شرقی مشغول به کار شدند. وجه تمایز این مرحله با مرحله قبل را میتوان در سکونت بیشتر این افراد در آن بلاد و تلاش در جهت نوشتن آثاری منظم درباره تاریخ شرق و ایران دانست؛ البته در ابتدا موضوعات عام، از قبیل مذهب، سیاست، اقتصاد و تجارت بود، ولی بعدها این موضوعات تخصصیتر و جزئیتر گردید؛ براي مثال در خصوص مذهب، حیطه کار آنان در کشورهای شیعه نشین، تاریخ تشیع و دیگر مطالعات شیعی بود.
مرحله سوم: شيعه پژوهي علمی (قرن 20)
قرن بیستم همان طور که در سیر مطالعات اسلامی هم از جایگاه مهمی برخوردار است، در مطالعات شیعی نيز اهمیت فراوانی دارد.
در چند دهه اخیر، گروهی از محققان به بعضی از ساحتهای اسلام شیعی توجه جدی مبذول داشتهاند. پیشگامان این گروه عبارتاند از: رودلف اشترومان (1877-1960)، لوئی ماسینیون[iii] (1883-1962)، هانری کربن (1913-1978) که سهم کربن در مطالعات شیعی از جهت شناخت ارزشمندش از اندیشه شیعی، چه شیعه اسماعیلی و چه شیعه اثنی عشری، منحصر و ممتاز است.
[i]-Rodolph Strouthmann.
[ii] - رادولف اشتروتمان دانشمند آلمانى به سبب تحقیق درباره زیدیه و اسماعیلیه بسیار مشهور شد با آثاري مانند در زمینه امامیه مهمترین دستاورد وى كتاب است كه در آن اندیشه شیعیان را مطرح نموده است. او همچنین مقالات متعددى درباره عقاید شیعه نگاشت كه در ویرایش نخست آمده است. (رك: محسن الويري، ص138).
[iii]- Louis Massignon.
[iv] - در 25 ژوئیه 1883 در یکی از نواحی پاریس به دنیا آمد. در 1900 دیپلم ادبیات و فلسفه و در 1901 دیپلم ریاضی و یک سال بعد لیسانس ادبیات خود را دریافت نمود. در سال 1904 دیپلم تحقیقات عالی خود را از سوربن اخذ کرد و در 1906 نیز مدرک زبان عربی خود را از مدرسه ملی زبانهای شرقی گرفت و در همان سال اولین تحقیق خود را در باب شرقشناسی در مورد مراکش در 305 صفحه انجام داد. در سالهای 1907 و 1908 در سفری که به عراق داشت با تشیع آشنا شد و در طول زندگی خویش در کنار علاقهاش به تصوف و به خصوص حلاج، به نگارش تحقیقاتی درباره مذهب شیعه پرداخت؛ از آن جمله میتوان بهاین موارد اشاره کرد: مقالات «نصیریه» و «فهرست منابع درباره نصیریه» در «فهرست منابع قرامطه»، «اصول شیعی خانواده بنی فرات»، «حضرت فاطمه (س) و جایگاه او در میان شیعه» و «مباهله در مدینه» و نوشتاری با عنوان «سلمان پاک و شکوفههای معنویت اسلام درایران». (برای آشنایی بیشتر با او رک: عبدالرحمان بدوي، فرهنگ کامل خاورشناسان، ترجمه شکرالله خاکرند، دفتر تبلیغات اسلامی قم).
[v]- Henry Corbin.
[vi] - ارزينه لالاني، پيشين، ص 7.
این مرحله با توجه به ویژگیها و شخصیتهایی که در آن بروز و ظهور داشته اند به سه مرحله تقسیم میشود:
1. از آغاز تا 1945
شخصیت معروف و کلیدی این دوره دونالدسون است که با نگاشتن کتاب ، مطالعات مشخص امامیه شناسی در آمریکا (هارفورد) را بنیان نهاد. که به شهادت دکتر نصر کتاب فوق هنوز در مطالعات شیعه امامیه مستند و مرجع است.[ii]
دونالدسون اهل انگلستان و فارغ التحصیل مدرسه تبلیغات کندی در هارتفورد است که مدت شانزده سال در ایران و مشهد سکونت داشت و به برخی از کشورهای اسلامی نیز مسافرت كرد؛ اما آثار او بیشتر شیعه پژوهانه است.
2. از 1945 تا 1979
پس از جنگ جهانی دوم و پس از آنکه در سال 1972 واتیکان اعلامیه بسیار مهم خود را در قبال اسلام منتشر ساخت، رویکرد علمی به شدت در میان اسلام شناسان غرب افزایش یافت و به تبع این رویکرد، به بخش مطالعات شیعی اسلام شناسی هم نفوذ کرد و باعث ظهور چهرههای برجستهای چون نیکی کدی، مارشال هاجسن و ویلفرد مادلونگ شد. علاوه بر شخصیتهای پیش گفته میتوان به «دانشمندانی چون اتان کولبرگ، هاینس هالم، حسین محمد جعفری، موجان مومن، فرهاد دفتری، محمد علی امیر معزی و دیگران که در بالابردن شناخت ما از اسلام شیعی کمک شایانی کردند اشاره نمود».[i]- D.M.Donaldson.
[ii] - بنابر اطلاعاتي كه در وبسايت دانشگاه زنجان موجود است كتاب از دونالدسون از سوي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با ترجمه عباس احمدوند در دست چاپ مي باشد. http://www.znu.ir
[iii] - دراین اعلامیه جالب توجه آمده است: «تصویر کهنهای که از اسلام به ما رسیده است و بر اثر خرافات و تهمتها تغيیر صورت یافته و خود مسیحيان این تصویر را از اسلام برای خویش برساختهاند باید طرد شود، و غرب تحت تربیت مسیحی باید به بی عدالتیهایی که در گذشته نسبت به مسلمانان مرتکب شده، اعتراف کند». (عباس احمدوند، مقدمه، ص5).
[iv] - ارزينه لالاني، ص 8.
مشخصه برجسته این دوره افزایش مطالعات راجع به مذهب اسماعیلیه است که علاوه بر توجهی که هاجسن و مادلونگ به اسماعیلیه داشتند اندیشمندان دیگری چون ایوانف روسی و عرفان تامر به این وادی توجه جدی نشان دادند.
پژوهش علمی در شاخههای گوناگون تشیع دراین دوره آغاز شد؛ به طور مثال شاید بتوان آغازگر مطالعات کلامی شیعه در دهههای اخیر را ویلفرد مادلونگ دانست که با كتاب باب این بحث را در عصر حاضر گشود.
3- از 1979 (پیروزی انقلاب اسلامی درایران) تا کنون
پيروزي انقلاب اسلامی در ایران به رهبری یک فرد روحانی و تشکیل حکومتی که دارای ویژگیهای خاص دینی همراه با مشروعیت مردمی است و در کمال ناباوری غربیان با شیوهای دموکراتیک اداره میشود، توجه جهان غرب را به چیستی و دلایل این امر جلب كرد. در اين راستا این سؤال براي غربيها پیش آمد که ریشه انقلاب کجاست و چه عواملي باعث پدید آمدن انقلاب شد؟ بهاین ترتیب حجم عظیمی از مطالعات اسلامی غربیان به سوی مطالعات شیعی جهت داده شد. کرسیهای شیعه شناسی در مراکز آموزشی غرب تأسیس گرديد. مستشرقان غربی و شرقی مطالعات جدی را در باب تشیع به خصوص شاخه امامیه آن آغاز کردند که تحقیق حاضر در صدد به دست آوردن نمایی از این رویکرد جدید غربیان به تشیع است.
[i] - زابينه شمیتکه، (مشهد،آستان قدس، 1378)، ص15.
با نگاهی گذرا به سیر مطالعات شیعی در غرب در مييابيم که انقلاب اسلامی ایران به مثابه زنگ بیدارباشی برای جهان غرب، آنها را وادار كرد تا بخش قابل توجهی از توان تحقیقی و مطالعاتی مراکز و مؤسسات پژوهشی خود را معطوف مطالعات شیعه شناسی كنند. که نقطه عطفی در سیر تاریخی مطالعات شیعی غرب به حساب میآید. تعداد قابل توجه آثار منتشر شده در باب تشیع در دو دهه اخیر خود گواهی روشن براین امر است.
بديهي است که پس از انقلاب اسلاميدر ايران و ظهور جنبشهاي شيعي در جهان، توجه غرب به مطالعات شيعي را بيش از پيش جلب كرد؛ براي نمونه می توان به نگارش بیش از پانصد عنوان پایان نامه در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاههای غرب در مورد ایران و تشیعاشاره کرد. اما مسئله مهم این است که ما به عنوان کانون توجه این مطالعات، تا چه حد از مطالعات غربیان درباره تشیع آگاهیم؛ چه افراد، مراکز و مؤسساتی، شیعه پژوهی را وجهه همت خویش قرار داده اند؛ آیا این کارها از اصالت کافی علمی برخوردار است و....
با کمال تأسف تا کنون پاسخ شایستهای بهاین پرسشها داده نشده است؛ مشکل نیز از همینجا شروع ميشود، زیرا بدون شناخت تواناییهای طرف مقابل، نميتوان در مقابل چشمانی که ما را به دید یک پدیده تازه کشف شده مينگرد، به برنامهریزی مناسبی دست زد. مقاله حاضر با هدف پر كردن اين خلأ در يك حوزه خاص ـ هر چند به صورت ناقص ـ نگارش يافته است.
[i] - رک: مركز اسناد انقلاب اسلامي، (تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378).
تصحيح و ترجمه تواريخ عموميو مكتوبات شيعي
به نظر ميرسد اولين آشنايي مستشرقان با حادثه عاشورا در نتيجه تصحيح و ترجمه تواريخ عمومييا كتب مخصوص به شيعه مانند شيخ مفيد به دست آمده باشد. ترجمه انگليسي كتاب منبعي براي مقاله Husayn Ibn Ali در معاصر بوده است.[i]
ترجمه بخش خلافت يزيد بن معاويه از [ii] مطمئناً در اطلاعات عاشورا پژوهان غربي مؤثر بوده است. ترجمه و تصحيح ابن مسكويه (431ق) به دست مستشرق انگليسي فردريك آمدرور (1854-1917م) و ترجمه بخش علي بن ابيطالب(ع) و فرزندان ايشان از كتاب بلاذري(279ق) به دست مادلونگ نيز به آشنايي بيشتر مستشرقان غربي با امام حسين(ع) انجاميد.
مرحله دوم: عاشورا پژوهي علميو تحليلي
از دهههاي نخستين قرن بيستم شاهد آثاري منحصر به فرد در باب مطالعات شيعي و به تبع آن توجه خاورشناسان به مقولههايي نظير محرم، عزاداري، عاشورا و امام حسين(ع) هستيم؛ براي نمونه در فصلي از كتاب دونالدسون به مبحثي تحت عنوان «كربلا مهمترين زيارتگاه شيعي» برميخوريم كه در آن به مباحثی چون موقعیت شهر کربلا، فضیلت زیارت آن، کربلا در نگاه جغرافیدانان و سیاحان، زیارت و عزاداری امام حسین(ع) و وصف کلی کربلای معلی میپردازد.[iii][i]- , Vol 2, PP. 150-151.
[ii]- Tabari, Muhammad ibn Jarir, : vol.19, The Caliphate of Yazid bn Muawiyah, L.K.A. Howard, Albany, Newyork, 1990.
[iii] - رك: دوايت، م. دونالدسن« كربلا مهمترين زيارتگاه شيعي»، ترجمه عباس احمدوند، فصلنامه ش 19.
از نيمه دوم سده بيستم به تدريج شاهد تحولي در عاشوراپژوهي غربي ها هستيم: اولاً، كتابها و مقالات مستقل در اين زمينه ارائه شد؛ ثانياً، تنوع موضوعي و روشي پيدا شد و پژوهشگران فقط به روش تاريخي و توصيفي اكتفا نكردند، بلكه با استفاده از مطالعات ميان رشتهاي و شيوههاي تعليل حوادث از منظرهاي جامعه شناسي و علوم سياسي به حادثه نگريستهاند. نكته جالب توجه در اين نوشتارها توجه ويژه ايشان به آداب و مراسم مربوط به عاشوراست، چه اينكه بخش قابل توجهي از تحقيقات صورت گرفته به تحليل جامعه شناختي و رواني اين آداب و رسوم در اين زمينه پرداختند. توجه به ابعاد نمايشي عاشورا نظير تعزيه و ابعاد ادبي آن مانند سوگوارههاي عاشورايي از نكات قابل توجه در ميان محققان غربي بوده است.
در سطور آتي به معرفي مستشرقان و مراكز و آثار ايشان در موضوع عاشورا و ريز موضوعات آن نظير محرم، كربلا و آداب و رسوم عزاداري ميپردازيم.
ابتدا به سيرتاريخي عاشوراپژوهي علمي با تكيه بر زندگي و آثار مستشرقان اشاره ميكنيم.[i]
-[i] در معرفي برخي شرق شناسان وامدار اين منبع هستيم. عبدالحسين حاجي ابوالحسني، محمد نوري، «نگاهي به عاشورا پژوهي در غرب»، ش 63 و 64.
شرقشناسان عاشوراپژوه
هاينريش فردينالد وستنفلد(1808-1899م)
خاورشناس آلماني و متخصص در تاريخ اسلام و ادبيات عرب كه مدارج علميخود را در دانشگاه هاي هانور و برلين به پايان برد.[i] اولين پژوهشگري است كه مقتل نگاري را با انتشار مقاله اي درباره (ع) ابي مخنف به غرب شناساند.[ii] كار ديگر او ترجمه همين اثر به آلماني بود.[iii]
اگست مولر(1848-1892م)
فرزند شاعر بزرگ آلماني ويلهم مولر است. فارغ التحصيل زبانهاي شرقي از دانشگاه لايبزيك و دانشگاه وين است. كتابها و مقالات فراواني در زمينه هاي گوناگون تاريخ اسلام نوشت. كتاب كه در واقع كار ناتمام نولدكه بود، يكي از آثار مهم اوست. بخشي از اين اثر درباره حسين بن علي(ع) است. از نظر قدمت از اولين پژوهش هايي است كه ماجراي كربلا را مطرح كرد.[iv]
[i] - براي زندگي نامه و آثار وي نك: ابوالقاسم سحاب، فرهنگ خاورشناسان، (تهران: انتشارات سحاب، بیتا) ص333.
[ii] "Der Tod des Husein ben Ali und die Rache" ,AGGW, 1883, SIV-VI.
[iii] - فؤاد سزگين، تعریب محمود فهمی حجازی، (ریاض، بینا، 1403) ص128.
[iv] - عنوان اصلي اثر Islam in Murgen und Abemdian است كه آخرين چاپ آن مربوط به 1985 در برلين است. ماجراي حسين بن علي در جلد اول اين چاپ آمده است.