فصل پاييز
اندك اندك، شاپركهاي قشنگ
از ميان باغ و صحرا مي روند
مي شكوفد غنچه غم در دلم
چون پرستوها از اينجا مي روند
¤
رنگ سرخ از گونه گل مي رود
رنگ زردش بي قرارم مي كند
اندك اندك، باغ بي گل مي شود
باغ بي گل غصه دارم مي كند
¤
با دلي غمگين دبستان مي روم
دوستم نرگس صدايم مي كند
مي نشاند بوسه اي بر گونه ام
بوسه اي از غم رهايم مي كند
¤
با لبي پرخنده مي گويد به من
اندك اندك، كوچه پرگل مي شود
لاله و نرگس دبستان مي روند
مدرسه چون باغ سنبل مي شود
علي سرخ رو از ساري