از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى‌پیمایند، حتى درختان، استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى‌دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى‌بایست آزمایش شوند و استعدادهای خود را شکوفا سازند.
گرچه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشکل، بعضى آسان و قهراً نتایج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست، قرآن مجید به امتحان عمومى انسان‌ها اشاره کرده مى‌فرماید: ” أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون”؛ آیا مردم گمان مى‌کنند بدون امتحان رها مى‌شوند، نه هرگز بلکه همگى باید امتحان دهند. (عنکبوت/ آیه۱) قرآن نمونه‌هائى از امتحان‌های پیامبران را نیز بازگو کرده است آنجا که مى‌فرماید: “و اذ ابتلى ابراهیم ربه”؛ خداوند ابراهیم را امتحان کرد. (بقره/ ۱۲۴)
در جاى دیگر آمده است: هنگامى که یکى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر کرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى این که مرا امتحان کند آیا شکرگزارى مى‌کنم یا کفران؟ (نمل/ ۴۰ )

در آیه مورد بحث نمونه‌هائى از امورى که انسان با آنها امتحان مى‌شود بیان شده، از قبیل: ترس، گرسنگى، زیان‌هاى مالى، و مرگ … ولى وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست بلکه امور دیگرى نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است، مانند: فرزندان، پیامبران، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خواب‌ها ممکن است از وسائل آزمایش باشد شرها و خیرها نیز از آزمایش‌هاى الهى محسوب مى‌شوند. “و نبلوکم بالشر و الخیر.” (انبیاء/ ۳۵)
بنابراین مواردى که در آیه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از نمونه‌هاى روشن و زنده آزمایش‌هاى الهى است . و مى‌دانیم که مردم در برابر آزمایش‌هاى خداوند به دو گروه تقسیم مى‌شوند: گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى که مردود مى‌شوند.