آلمان را بهتر بشناسیم
شیلر شاعر، نویسنده و درامنویس معروف آلمانی هم چندسال در این شهر زندگی کرد. «ویلهلم تل» اثر معروف او هم در وایمار به روی صحنه رفت. او به همراه دوستش گوته شهر وایمار را به مرکزی برای تبادل ادبی و فرهنگی تبدیل کرد. آنها سبک ادبی کلاسیک را در وایمار پایهگذاری کردند. دهسال بعد از مرگ گوته، فرانتس لیست آهنگساز و پیانیست معروف مجاری نیز برای زندگی به وایمار آمد و علاقمندان به موسیقی را به دور خود جمع کرد. دورهی زندگی طولانی گوته در وایمار بهعنوان «دورهی طلایی» و دورهی زندگی فرانتس لیست بهعنوان «دورهی نقرهای» تاریخ وایمار معروف است.
[B]نمایشگاه بزرگ باوهاس در موزه باوهاوس در وایمار[/
B]
تشکیل گروه هنری «باوهاوس» در وایمار
تعدادی از معماران و نقاشان معروف این دوره مانند پائول کلی، کاندینسکی، فاینیگر و غیره گروه هنری «باوهاوس» را در سال ۱۹۱۹ میلادی در این شهر بنیان نهادند. این گروه در نقاشی و معماری سبک جدیدی را پایهگذاری کرد. کتابخانهی بزرگ قدیمی این شهر با ساختمان معماری «روکوکو» بنام «آنا آمالیا» مرکزی برای ادبیات و هنر معماریست.
امروزه وایمار با برگزاری نمایشگاهها و اجرای فستیوالهای تئاتر و سخنرانیها و دعوت از هنرمندان و موسیقیدانان سعی در حفظ سنت تاریخی و فرهنگی خود دارد. این امر بويژه از زمانی بیشتر شده است که وایمار بهعنوان پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۱۹۹۹میلادی انتخاب شد.
حافظ و گوته
غزلی ازحافظ در کنار بنای یادبود نمادین گفتگوی حافظ و گوته در پارک گوته در وایمار
در وایمار بنای یادبودی در پارک گوته وجود دارد که نشاندهنده گفتوگوی فرهنگهاست. این بنا شامل دو کرسی بزرگ از مرمر است که جایگاه نمادین دو ادیب برجسته گوته و حافظ محسوب میشود. گوته در اثر معروف خود دیوان غرب و شرق حافظ را بسیار ستوده است. به روی زمین در کنار این دو جایگاه اشعار حافظ با خط فارسی به روی لوحهای فلزی در کنار اشعار گوته به چشم میخورند.
عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
روی و ریای خلق به یکسو نهادهایم
طاق و رواق و مدرسه و قالوقیل علم
در راه جام و ساقی مهرو نهادهایم
همچنان بدان نرگس جادو سپردهایم
همدل بدان دو سنبل هندو نهادهایم
عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشهی ابرو نهادهایم
گفتی که حافظا، دل سرگشتهات کجاست؟
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم
به دعوت "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار" به سرپرستی دکتر کلاوس گالاس، از تاریخ دهم ژوئن گروهی ازعلاقمندان به فرهنگ و هنر شرق در آلمان، به ایران سفر میکنند. از جمله نقاط مورد بازدید آنها شهر شیراز و آرامگاه حافظ است.
بنای یادبود نمادین گفتوگوی حافظ و گوته در پارک گوته در وایمار
با امضای قرارداد فرهنگی میان مسئولین وایمار و شیراز، از فوریهی گذشته این دو شهر به عنوان دو کانون تاریخی ادب و فرهنگ، پیوند خواهرخواندگی بستهاند. در چهارچوب برنامههای "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار" در ماه اکتبر سال جاری میلادی، برنامهی بزرگداشت حافظ در وایمار اجرا خواهد شد. دکتر کلاوس گالاس، کارشناس فرهنگی و سرپرست "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار" در گفتگویی با دویچه وله از برنامههای این فستیوال و سفر به ایران میگوید:
دویچهوله: دکتر گالاس، به چه دلیل شما سفر گروه "فستیوال دیوان شرق و غرب وایمار" را به ایران برنامه ریزی کردید؟
"فستیوال دیوان شرق غرب وایمار" که من بنیانگذار آن هستم، با ایدهی گفتوگو میان دو جهان اسلام و مسیحیت تأسیس شد. فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجهی آلمان، ریاست افتخاری آن را برعهده دارد. من حدود یک سال و نیم برای سازماندهی این فستیوال فعالیت کردم. این فستیوال از دو بخش تشکیل شده است. در بخش اول قرار است ارکستر شهر وایمار تحت سرپرستی رهبر ارکستر ایرانی در تخت جمشید، در آرامگاه حافظ، در شیراز و در تهران برنامههایی اجرا کند.
فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان ریاست افتخاری "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار"به سرپرستی دکتر گالاس را برعهده دارد
بخش دوم این فستیوال شامل برنامهی هنرمندان ایرانیست که به وایمار سفر و در این شهر و شهرهای دیگر برنامه اجرا میکنند. بخش اول برنامه را ما برای تاریخ ۱۵ تا ۲۰ ژوئن تدارک دیده بودیم ولی به دلیل مصادف شدن آن با انتخابات ریاست جمهوری در ایران، همکاران ایرانی با ابراز تأسف این برنامه را موکول به تاریخ دیگری کردند. اما ما موازی با این برنامه، سفر دیگری را برنامه ریزی کردهایم که با وجود به تعویق افتادن برنامهی اجرای کنسرت، به اجرا در خواهد آمد. از سوی شهردار شیراز این قول به ما داده شده که برنامهی کنسرتی از سوی گروههای نوازندگان ایرانی در آرامگاه حافظ به اجرا درآید. همزمان میان دو شهر وایمار و شیراز ما پیوند همکاری فرهنگی منعقد کردهایم. آنته هاینهبرگ، یکی از هنرپیشگان سینما و تلویزیون آلمان همراه این گروه به شیراز سفر میکند و در کنار یکی از همکاران ایرانی اشعار حافظ را به آلمانی و فارسی در کنار مقبرهی این شاعر اجرا خواهند کرد. این برنامه جایگزین کوچکی برای برنامه گروه موسیقی وایمار است که در ایران به اجرا در خواهد آمد.
چه تعداد همراه این گروه خواهند بود؟
متأسفانه با محدود شدن برنامه ما فقط ۳۵ نفر را با خود به همراه میبریم. اما گروهی از شبکه تلویزیونی "بایریشر روند فونک" این گروه را همراهی خواهد کرد.
شما در ایران از چه شهرهای دیگری بازدید خواهید کرد؟
در برنامهی سفر ما در ابتدا تهران قرار دارد. قصد من این است که گذشته و حال این شهر را به اعضاء گروه نشان دهم. از جمله در شمال تهران در باغ سعدآباد از قصر رضا شاه دیدن می کنیم. بعد از آن به شهر ری سفر میکنیم و از امامزادهی آنجا دیدن خواهیم کرد. برای من مهم است که نشان دهم زندگی مذهبی مردم و اعتقاد به گونهای که ما در غرب داریم، در ایران طور دیگری عملی میشود. به همین دلیل این بخش برنامه برای من مهم است. بعد به اصفهان می رویم. خواست ما این است که نشان دهیم ایران فقط آن چیزی نیست که در رسانههای غربی نمایش داده میشود. به همین جهت ما میخواهیم با نمایندگان ارامنه در جلفا دیدن کنیم. من حتی اسقف این کلیسا را میشناسم. ما در آنجا با او دیدار و گفتوگو میکنیم. طبق برنامهی ما، سفر با اتوبوس به یزد و نائین و سپس شیراز ادامه خواهد یافت. از تخت جمشید و پاسارگاد، شهرهای دورهی هخامنشیان، و همچنین شهرهای دورهی ساسانی مثل فیروزآباد و غیره دیدن خواهیم کرد.
همکاری با مسئولین ایرانی چطور است؟ آیا شما برنامهی سفر را به تنهایی سازماندهی میکنید یا در این مورد همکاری مشترک وجود دارد؟
تمام برنامه توسط خود ما در اینجا برنامه ریزی شده است اما همانطور که گفتم من در ارتباط خوبی با دفتر مسافرتی در دوسلدورف و شیراز هستم که در این مورد به ما کمک میکند.
آیا "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار" غیر از این سفر برنامههای دیگری را نیز تابحال اجرا کرده است؟
برنامهی من این است که این فستیوال هر ساله به اجرا در آید. "فستیوال دیوان شرق غرب وایمار" دفتر مستقلی است. این طبیعی است که ما بهدنبال تأمین مالی برنامههای خود هستیم. برنامهی فستیوال برای سال آینده، ۲۰۱۰ میلادی هم تدارک دیده شده است. در این سال در مراکش و سال ۲۰۱۱ در سوریه برنامه اجرا خواهد شد. قصد ما این است که ارتباط فرهنگی از شهر وایمار با کشورهای اسلامی برقرار کنیم و در هرسال برنامهی جشنواره را در کشور دیگری به اجرا درآوریم تا بتوانیم گفتگو با فرهنگهای مختلف داشته باشیم. هنرمندان ایرانی نیز که از ایران به وایمار بیایند، این طرح را توسعه خواهند داد. به این معنی که جشنواره در تاریخ ۹ تا ۱۲ اکتبر امسال، تا تقریبا پنج ماه دیگر، در وایمار برگزار خواهد شد. روز ۱۲ اکتبر روز بزرگداشت حافظ است و به همین دلیل جشنواره در این زمان برگزار میشود. در این شب برنامههای مختلف هنری و موسیقی از ایران، و نه فقط به شکل سنتی آن، عرضه خواهد شد. برای مثال دو کنسرت پیانو تنها برای روز دوازدهم برنامه ریزی شده است. و آنته هانهبرگ، هنرپیشه آلمانی بخشهایی از دیوان شرقی غربی گوته را روخوانی خواهد کرد. علاوه بر آن در دوم اکتبر در دوسلدورف و در روز سوم در هامبورگ اجرای کنسرتهایی برنامهریزی شده است. در سالن موتزارت اپرای قدیمی فرانکفورت نیز در چهارم اکتبر برنامه خواهیم داشت.
آقای گالاس،علاقمندی شما به ایران و فرهنگ این کشور چطور آغاز شد؟
دکتر کلاوس گالاس، کارشناس فرهنگی و سرپرست "فستیوال دیوان شرق- غرب وایمار":« آرزوی قلبی من ساختن پلی میان شرق و غرب است»
ایران بخش ویژه ای را در قلب من به خود اختصاص داده است. من این کشور را از سال ۱۹۷۲، از زمان حکومت شاه میشناسم. در آن زمان من به تحصیلات معماری مشغول بودم و یکی از مناطق مورد تحقیق من ایران بود. بطور اتفاقی همسایه من در ساختمان دانشجویی، یک دانشجوی ایرانی بود. همه این ها باعث شد که من ارتباط زنده ای با این کشور و فرهنگ آن برقرار کنم که تا امروز این ارتباط حفظ شده است. من معماری خواندم و در رشتهی تاریخ هنر دکترا گرفتم. تاریخ هنر و مصر شناسی هم تحصیل کردهام و همیشه به شرق علاقمند بودهام. تا بحال حد اقل صد بار در دوران دانشجویی و بعد از آن به نقاط مختلف ایران سفر کردم و اولین کتاب گردشگری در ایران را در انتشارات دامو در آلمان به چاپ رساندم. آرزوی قلبی من ساختن پلی میان شرق و غرب است.
مجلس شیشهای آلمان در برلین
برلین، بزرگترین و از نظر تاریخی مهمترین ایالت آلمان است. چاذبههای تاریخی و فرهنگی این شهر در حال حاضر، آن را به یکی از مهمترین مراکز جلب گردشگر تبدیل کرده است. با اینحال برلین، شهری "فقیر" با وامدار است.
برلین به عنوان یکی از مراکز فرهنگی جهان در زمانهای مختلف نقش مهمی بازی کرده است: در قرن ۱۸، به عنوان پایتخت پروس، قلب روشنگری بود. در "دههی طلایی سالهای بیست"، در این شهر بزرگ جشنهای بیشماری برپا شد. امروز نیز برلین، یکی از شهرهای مهم اروپاست که هنوز نگاهها را به خود جلب میکند.
شهری تاریخی
بسیاری از رویدادهای تاریخی آلمان در این شهر رخ کردهاند: پس از دوران نازیها و پایان یافتن جنگ دوم جهانی، این خطه بین چهار قدرت بزرگ جهان، آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شد. در سال ۱۹۶۱ سرانجام جدایی دو بخش از آلمان با ساختن دیوار در برلین قطعی شد. تا ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹، تا زمان بهوقوع پیوستن انقلاب صلحآمیز مردم آلمان شرقی، این دیوار همچنان برقرار بود. یک سال پس از آن، دو آلمان رسماً متحد شدند.
برلین در تغییر
در حال حاضر برلین، پایتخت آلمان، مرکز دولت و مجلس فدرال این کشور است، هر چند که هنوز برخی از وزارتخانهها، شعبههایی نیز در شهر بن، پایتخت پیشین آلمان دارند. بخشی از شهر که بناهای دولتی در آن واقعاند، مثل "رایشستاگ" (Reichstag) که مجلس فدرال آلمان در آن قرار دارد، دروازهی "براندنبورگ" (Brandenburger Tor)، یا میدانهایی چون "بازار ژاندارمری" (Gendarmenmarkt)، از جمله دیدنیهای شهر برلین است که تاریخ معاصر آلمان در آنها نوشته میشود. در میدان پتسدام (Potsdamer Platz) که در زمان جنگ سرد به آن "نوار مرگ" میگفتند، چندی است که ساختمانهای بسیار مدرن و بلند و دیدنی بنا شدهاند. میدان الکساندر (Alexanderplatz)، که در دورهی حکومت "آلمان دموکراتیک" میدان مرکز مرکزی برلین شرقی بود، در سالهای گذشته تغییرات اساسی کرده است. همچنین در برخی از محلههای برلین، به ویژه در بخش شرقی آن، رد پای تاریخ را میتوان یافت.
دیوار برلین با چشمانداز دروازهی "براندنبورگ"
برنامههای فرهنگی مضاعف
با اینحال شهر برلین، چیزی بیشتر از رویدادهای تاریخی برای عرضه دارد؛ برای نمونه برنامههای فرهنگی و هنری. بناهای باعظمت و پرابهت "جزیرهی موزه"، دوران پروس را در یادها زنده میکند. این بناها هنر یگانهی معمارهای بزرگی چون کارل فریدریش شینکل (Schinkel Karl Friedrich) و کارل گوتهارد لانگهانز (Carl Gotthard Langhans) را به نمایش میگذارند. "موزهی بوده" (Bode-Museum)، برای نمونه، در این "جزیره" با شکوه تمام میدرخشد. برنامههای سه "خانهی اپرا"، تئاترهای بیشمار و تعداد زیادی موزه، به هر نوع سلیقهای پاسخ میگویند. افزون بر این، جشنوارهی بینالمللی "برلیناله" هر سال در ماه فوریه، ستارههای بزرگ و کوچک سینما را به این شهر جلب میکند.
فقیر، ولی سکسی
برلین، شهر انسانهای خلاق نیز هست: دفترهای تولید فیلم و برنامههای تلویزیونی، تبلیغات، موزیک و رشتههای دیگر هنری در محلههای مختلف برلین، پخشاند. مشکل آنها تنها یک چیز است: پولی ندارند. شهردار برلین، کلاوس وورایت (Klaus Wowereit)، یک بار شهرش را "فقیر، ولی سکسی" خواند. چون این تنها درصد بیکاران نیست که خیلی بالاست؛ ۱۴ درصد. بلکه خود شهر هم بدهیهای زیادی دارد. این چیزها ولی باعث نمیشود که برلینیها جشن نگیرند: در حال حاضر برلین به یکی از مکانهای برپایی پارتی با کلوپهای بسیار شیک تبدیل شده است.
برلین در یک نگاه:
جمعیت: ۴ / ۳ میلیون نفر
مساحت: ۹۰۰ هزار کیلومتر مربع
مرکز: برلین
تاریخ تأسیس به عنوان یک ایالت تازه: ۳۰ اکتبر ۱۹۹۰
منابع اصلی اقتصادی: خدمات