مومن و والدين
وجه به پدر و مادر و چگونگی رفتار با آنها یکی از مسائلی است که در نزد خداوند بسیار اهمیت دارد و به همین علت ، آیات مختلفی از قرآن کریم به این موضوع اختصاص یافته و در این زمینه روایات متعددی نیز از اهل بیت ( علیهم السلام ) به ما رسیده است که جوانب متفاتی از آنرا برای ما مشخص می کند . حتی گاهی اوقات به هنگام بررسی آیات قرآن کریم و یا روایات ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) با تعابیر شگفت انگیزی مواجه می شویم که شاید کمتر بتوانیم نظیر آنها را در موضوعات دیگر بیابیم .
بحث چگونگی رفتار با والدین ، همانگونه که ذکر شد ، جوانب مختلفی دارد و جنبه حقوقی و اقتصادی ، چگونگی برخورد عمومی با پدر و مادر ، میزان تبعیت لازم از آنها و . . . همه بخشی از ابعاد مختلف آن بشمار می آیند . حتی جالب است بدانی که دین ما نه تنها رفتار ما در سنین جوانی و میانسالی و پیری در قبال پدر و مادر را تبیین می کند ، بلکه برایمان مشخص می نماید که حتی پس از آنکه آنان از دنیا رفتند ، ما باید در مورد آنان چگونه باشیم .
قرآن کریم هنگامی که درزمینه مسائل مالی سخن به میان می آورد ، جایگاه بخصوصی برای پدر و مادر قائل است . جدای از حقوق واجبی که در این خصوص والدین دارند ، خداوند ما را متوجه می سازد تا هنگامی که می خواهیم عمل صالحی را انجام دهیم ، پدر و مادر شایسته ترین افرادی هستند که باید آنها را مورد توجه خویش قرار دهیم . به عنوان نمونه ، خداوند متعال در آیه 215 سوره بقره که صحبت از انفاق است ، پیش از اینکه از هر گروه و دسته دیگری نام ببرد ، پدر و مادر را پیش می اندازد و ما را متوجه آنان می کند .
اما مسائل اقتصادی و مالی در عین اهمیت بسیار زیاد و دقت و توجه قرآن کریم به آنها ، تازه در جایگاه دوم قرار دارد . آیات شریفه قرآن پیش از آن ، اهمیت فوق العاده نیکی به پدر و مادر در همه زمینه ها را به ما می آموزند . با توجه به اهمیت و نقشی که رفتار نیک با پدر و مادر در سرنوشت ما دارد ، در 3 جای قرآن ، پروردگار ما ، ما را سفارش می کند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار کنیم .اما مهمتر از آن ، خداوند متعال در 3 آیه دیگر از قرآن کریم ، بلافاصله پس از اینکه ما را از شرک نهی می کند و فرمان می دهد که تنها او را بپرستیم ، به ما امر می نماید که به پدر و مادر خویش نیکی کنیم و حتی این مطلب را نیز به همراه تأکید ذکر می کند .
نیکی به پدر و مادر از مهمترین آموزه های اسلامی است که جایگاه ویژه ای نیز در دعوت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دارد . بر اساس آیه 151 سوره انعام ، هنگامی که رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به فرمان الهی مردم را فرا می خواند تا محرمات خداوند را برای آنان برشمرد ، آنان را ابتدا از شرک به خداوند نهی می کند وپیش از آنکه سایر محرمات را ذکر کند ، ما را فرمان می دهد تا به پدر و مادر خویش نیکی کنیم. از همین جا مشخص می شود که پس شرک به خدا که بزرگترین گناه است ، رنجاندن پدر و مادر در شمار عظیم ترین گناهان محسوب می شود .
اما نیکی به پدر و مادر ، تنها موضوعی مخصوص دین اسلام نیست ، بلکه از مواردی کلی به شمار می آید که تمامی انبیاء الهی مأمور بوده اند تا آنرا به مردم ابلاغ کنند و در همه شرایع ، از اصول مهم بشمار می آمده است . به عنوان نمونه ، هنگامی که در آیه 83 سوره مبارکه بقره ، سخن از عهد و پیمانی به میان می آید که بنی اسرائیل با پروردگارخود بستند ، مشاهده می کنیم دقیقا به همان ترتیبی که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دعوت خویش را ابلاغ نمود ، سخن به میان می آید . آنان نیز پس از پیمان بستن بر اینکه غیر خدا را عبادت نکنند ، عهد بستند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار نمایند .
دین ما به ما می آموزد هرگز نباید به گونه ای رفتار کنیم که سبب آزردگی خاطر پدر و مادرمان شویم . لذا هنگامی که آنان ما را از روی خیر خواهی و شفقت نسبت به انجام عملی فرمان می دهند و می دانیم که عدم انجام آن کار سبب رنجش و آزردگی خاطر آنان می شود ، باید حتما از پدر و مادر خویش اطاعت کنیم . این فرمان برداری و اطاعتی که پروردگارمان ، ما را نسبت به آن موظف می داند ، تنها و تنها یک قید دارد ؛ فقط در صورتی که اطاعت پدر و مادر سبب نافرمانی و معصیت خداوند گردد ، ما نباید به سخن آنها گوش دهیم .
اما جالب است حتی در این هنگام نیز که آنان به ما می گویند گناهی را انجام دهیم و یا آنکه از انجام واجبی چشم پوشی کنیم ، قرآن کریم به ما می آموزد تا در عین آنکه به سخن آنها عمل نمی کنیم ، ولی در این زندگی گذرای دنیا ، با آنان به نیکوئی رفتار نمائیم و در دنیا، هم نشین خوبی برایشان باشیم .
از سوی دیگر ، در فرازی از آیات قرآن کریم پروردگارمان ، ما را به یاد گوشه ای از رنجهای مادر می اندازد . قرآن به یادمان می آورد مادر هموست که به زحمت و سختی ما را در درون رحم خویش حمل نمود ، با رنج و زحمت ما را به دنیا آورد و 2 سال تمام ، ما را در دامن مهر خود پرورید و با شیره جان خویش ما را تغذیه کرد . لذا بدین ترتیب ، او 30 ماه درد و رنج را به خویش هموار نمود . بعضی وقتها که انسان با خویش فکر می کند و آن همه محبتهای مادر و زحمات پدرش را به یاد می آورد و یا با این آیات الهی برخورد می کند ، چه بسا یادآوری اینها ، جاری کننده قطره اشکی باشد که بر روی گونه اش می غلطد .
در همین جا است که خداوند متعال همانگونه که ما را نسبت به شکر گزاری به آستان خویش فرامی خواند ، به ما می آموزد که از پدر و مادرمان نیز سپاسگزار باشیم . در حقیقت از این آیه به خوبی روشن می گردد که سپاسگزاری از پدر و مادر از آنجائی که خداوند خود ما را نسبت به آن فرمان داده است ، سپاسگزاری از خود اوست .
در بسیاری از موارد سرانجام گرد پیری بر چهره پدر و مادرمان می نشیند . طبیعی است که با گذر سن ، انسان ممکن است طاقتی کمتر داشته باشد ، کم حوصله شود و بسیار زودتر برنجد . حتی چه بسا ممکن است در این دوران و یا حتی پیش از آن ، پدر و مادرمان در برابر ما اشتباه بکنند و ما را به ناحق مورد سرزنش و توبیخ خویش قرار دهند . اما جالب است در کنار همه این مسائل ، پروردگارمان به ما می گوید که در تمامی طول عمر پدر و مادرمان و بخصوص در دوران پیری که بیشتر به کمک ما احتیاج دارند ، هرگز آنان را از خویش نرنجانیم . حتی به عنوان نمونه ای کوچک ، در هنگام سخن گفتن ، اگر از آنان رنجیده خاطر نیز بودیم ، به پدر و مادر خویش " اف " نیز نگوئیم .
" اف " ، کمترین و خفیف ترین کلمه ایست که به هنگام ناراحتی درونی بر زبان انسان جاری می شود . اما خداوند ما را از گفتن همین میزان نیز بازداشته است . هنگامی که امام صادق (علیه السلام ) این آیه الهی را برایمان تفسیر می کنند ، می فرمایند که اگر کلمه ای پست تر و کمتر از این کلمه وجود داشت ، به جای این کلمه ، خداوند ما را از به زبان راندن آن در برابر پدر و مادر نهی می نمود .
اما شاید این سؤال به ذهنمان برسد پس در برابر پدر و مادرمان باید چگونه باشیم ؟ قرآن کریم به همین مقدار بسنده نمی کند و بسیار زیبا تر مسأله را برایمان روشن می نماید . شاید تاکنون پرندگان تیز پروازی را دیده باشی که با تمام چالاکی خویش دیگر قصد گریز ندارند . لذا در برابر فرد مقابل خویش دو بال خود را می گسترند و بر زمین می کشند تا بدین طریق تسلیم بودن خویش را به او نشان دهند . خداوند متعال در آیه 24 سوره مبارکه اسراء دقیقا همین را به ما می آموزد که بال و پر خویش را خاضعانه در برابر پدر و مادر خود بگشائیم و در مقابل آنان مهربانانه تواضع کنیم . لذا واقعا باید سعی کنیم تا مهر و محبت خویش را به آنان ابراز نمائیم و به این وسیله هر آنچه می توانیم در محافظت و حمایت از آنان و ابراز مهر و عاطفه در مقابلشان بکوشیم .
در کنار تمامی این سفارشات و فرامینی که قرآن کریم برای ما بر می شمرد ، این کتاب آسمانی در ناب ترین لحظات زندگی که لحظه پیوند با محبوب و دعا نمودن به درگاه اوست و در اوج خلوت آدمی که هنگامه مناجات و راز و نیاز اوست ، ما را یادآوری می کند تا پدر ومادرمان را فراموش ننمائیم و در حق آنان دعا کنیم و بگوئیم که : .
واقعا چگونه در کنار پدر و مادر بودن ، موضوعی است که در طول زندگی بسیار مورد نیاز ماست . خدا کند همه ما بدانیم که پروردگارمان از ما چه خواسته است و در مسیر رضای او بکوشیم که بهترین تکیه گاه و زیباترین محبوب ، هم اوست .نيكى به پدر و مادر
نيكى به پدر و مادر، وظيفهاى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر منعم ريشه دارد. انسان فطرتا شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است.
سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مىكند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
و وصينا الانسان بوالديه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛ (۲۴۶)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مىيابد آرى او را سفارش كرديم كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.
و همان طور كه كسى نمىتواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حد محال است.
از پيامبراكرم(ص) روايت شده است:
لن يجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكا فيشتريه و يعتقه؛ (۲۴۷)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمىكند، مگر آن كه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
بر الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل اللَّه؛ (۲۴۸)
نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كردهاند بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند. (۲۴۹)
مادر حق ويژهاى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند:
شخصى نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت. (۲۵۰)
خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفهاى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفهاى كه پس از توحيد در پرستش ذكر شده است:
و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما؛ (۲۵۱)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
مطابق اين آيه به پدر و مادر امرى واجب وكوچكترين بىاحترامى به آنان ممنوع است.اين وجوب و ممنوعيت چنان كه گفتيم پس از بيان وجوب يگانه پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بىاحترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچكترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است.
امام رضا (ع) فرمودند:
اگر لفظى كوتاهتر و سبكتر از اف وجود داشت خداوند آن را در آيه ذكر مىفرمود.
(۲۵۲)
و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از اف كمترين ازار است و اگر كلمهاى وجود داشت كه بر آزارى كوچكتر دلالت مىكرد، خداوند از آن نهى مىفرمود.(۲۵۳) روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل فرمودهاند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاق... (۲۵۴)
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مىشود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمىيابد.
آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق(ع) فرمود:
من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل اللَّه تعالى له صلوة؛ (۲۵۵)
كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمىپذيرد.
فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانهاى از روح شكرگزارى به شمار مىرود:
واحفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب رحمهما كما ربيانى صغيرا؛ (۲۵۶)
دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردى پروردند.
از اين بخش از آيه كه فرمود: و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا مىتوان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.
امام صادق(ع) فرمودند:
لا تملا عينيك من النظر اليهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما؛ (۲۵۷)
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.
فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنيا مىروند. همچنان وظيفهاى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روايت شده است:
ان العبد ليكون باراً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقصى عنهما دينهما و لا يستغفر لهما فيكتبه اللَّه عاقاً و انه ليكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ما تا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه اللَّه باراً؛ (۲۵۸)
هر آينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمىكند و براى آنان استغفار نمىنمايد پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مىدهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمىكرده است ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نيكى كنندگان به والدين قرار مىدهد.
از اين روايت فهميده مىشود كه اولا: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمىيابد و ديگر اين كه خداوند راه را براى جبران كوتاهىهاى فرزند خطا كار باز گزارده است.
خواهر و برادر
رابطه ميان فرزندان يك خانواده رابطهاى حساس است. عاطفهاى كه ميان والدين و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهرى و برادرى رقيقتر مىشود. از طرف ديگر خواهران و برادران با يكديگر به اندازهاى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مىكنند، مدارا نمىنمايند؛ به همين دليل اصطكاك و برخورد سليقهها و ارادهها ميان آنان بيشتر است.
فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدريج آماده ظاهر شدن در جامعه مىشوند؛ آنها روابطى را برقرار مىكنند كه عواطف شديدى همچون رابطه والدين و فرزندان در آنها نيست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسيارى از مشكلات اين رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مىگذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد قادربه ايجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جايى كه چنين اعتمادى نيست و چنان محبتى هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت كمترى مىكند و براى ايجاد ارتباط تشخيص درست انسانهاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است. اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضايى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضايى منتقل مىشود كه اين دو عنصر بسيار كمتر است اين انتقال دفعى او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ايجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت ميانهاى را تجربه مىكند كه متوسط رابطه والدين و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابراين رابطه خواهرى و برادرى بسيار اهميت دارد. تجربه نيز نشان مىدهد كه فرزندان خانوادههاى تك فرزند به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشته مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.
به ميزانى كه رابطه اعتماد و محبت ميان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت ميان والدين و فرزندان است، حقوق آنان نيز بر يكديگر كمتر است. در عين حال خواهران و برادران حقوق زيادى نسبت به يكديگر دارند و وظايف اخلاقى آنان بسيار با اهميت است. رعايت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفى آنان را تقويت مىكند و تقويت اين رابطه در واقع نيكى به پدر و مادر است؛ زيرا والدين همواره دوست دارند فرزندانشان رابطهاى محبتآميز با هم داشته باشند و اگر اين خواسته خود را برآورده ببينند، خشنود خواهند شد.
براى آشنايى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زين العابدين (ع) رجوع مىكنيم:
و اما حق اخيك فتعلم انه يدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجى اليه و عزك الذى تعتمد عليه و قوتك التى تصول بها فلا تتخذه سلاحا على معصية اللَّه و لا عدة لظلم بحق اللَّه و لا تدع نصرته على نفسه و معونته على عدوه و الحول بينه و بين شياطينه و تأدية النصيحة و الاقبال عليه فى اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابة له و الا فليكن اللَّه آثر عندك و اكرم عليك منه؛ (۲۵۹)
و اما حق برادر تو اين است كه بدانى كه او برايت چون دستى است كه مىگشايى و پشتوانهاى است كه به آن پناه مىبرى و عزتى است كه به آن تكيه مىكنى و نيرويى است كه به وسيله آن چيرگى مىيابى. پس او را وسيلهاى براى معصيت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگير و در يارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش يارى كن و ميان او و شياطينش فاصله انداز و او را نصيحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطيع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه بايد كه خداوند در نزد تو محبوبتر و بزرگتر از او باشد.
از اين جملات در مىيابيم كه در نسبت برادرى اصل بر آن است كه برادران دو وظيفه را نسبت به هم انجام مىدهند:
۱ - يار و حامى يكديگر باشند.
۲ - در راه خدا ناصح و خير خواه يكديگر باشند.
اين دو وظيفه يكديگر را تكميل مىكنند و هيچ يك بدون ديگرى وظايف برادرى را كامل نمىكند به نظر مىرسد رابطه خونى و عاطفى برادرى تا اندازه بسيار موجب حمايت برادران از يكديگر مىشود ولى اگر اين حمايت توأم با بصيرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمايتهاى ناروا و ظالمانه مىانجامد براى پيشگيرى از اين گونه حمايتهاى ناروا لازم است فقط از كسى كه هدف اخلاقى و الهى را تعقيب مىكند حمايت شود و اگر كسى در مسير ناصواب حركت مىكند. از آن راه باز داشته و نصيحت شود. توجه به حق بودن يا نبودن آن چه مورد حمايت واقع مىشود، حمايت كننده و حمايت شونده را از گناه و ظلم باز مىدارد. هر گاه برادرى در مسير مخالف خدا گام زند وظيفه برادران او نصيحت كردن است و چون در طريق الهى حركت كند وظيفه برادران حمايت از اوست.
اگر حمايت و نصيحت با هم جمع شوند، مصداق حقيقى نيكى كردن پديد مىآيد. نيكى حقيقى به پدر و مادر نيز بايد تركيبى از اين دو باشد؛ با اين تفاوت كه پدر و مادر حتى اگر نصيحتپذير نباشند باز هم بايد از آزردن و جدايى از آنها پرهيز كرد، ولى رابطه برادرى و خواهرى اين گونه نيست.
از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است۶
بر امك و اباك و اختك و اخاك ثم ادناك فادناك؛ (۲۶۰)
به مادر و پدر و خواهر و برادرت نيكى كن، سپس به خويشاوندان نزديك و آن گاه به خويشان دور نيكى كن.
صله رحم
پس از اعضاى اصلى هر خانواده خويشاوندان قرار دارند. رابطه خويشاوندانى كه رابطهاى خونى و مادرى (رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله دايى و نزديكان مادر كه مادر روزى با آنان در يك خانه زندگى كرده و رابطهاى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست احترام به خواسته مادر تلقى مىشود. در مورد عمه و عمو نيز همين مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نيز، در واقع احترام به خواسته پدر است.
در روابط خويشاوندى نيز محبت ميان طرفين شديد است ولى به اندازه محبت ميان والدين و فرزندان نيست. حفظ پيوند عاطفى و محبتآميز ميان خويشاوندان محافظت از مهربانى در گسترهاى وسيع است. خويشاوندى در حقيقت زمينه روحى و عاطفى مناسب براى نيكى كردن به ديگران است.
پيوند با ارحام موجب مىشود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى كنيم و نيكى به آنان را نيكى به خود بدانيم. اين ويژگى رابطه خويشاوندى انگيزه نيكى كردن را افزايش مىدهد و توفيق عمل صالح را بيشتر مىسازد. و عمل صالح بيشتر موجب نزديك شدن انسان به هدف زندگى است. پيامبر اكرم(ص) فرمودهاند كه خداوند فرمود:
انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمى فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛
(۲۶۱)
من الرحمن هستيم و اينان رحم از نام خود نامى برايشان جدا كردم، پس كسى كه به رحم بپيوندد به او مىپيوندم و كسى كه از رحم بگسلد از او بگسلم.
رحم مادران مايه پيوند مهرآميز آدميان است و اين رحمت و مهربانى ميان خويشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه كه رحمت ميان مؤمنان را به رحمت خويش پديد آورد. خداوند همه انسانها را از يك پدر و مادر آفريد؛ آدميان همه خويشاوند هستند و اگر به اين موضوع انديشه كنند مهربانى ميان آنان بيشتر خواهد بود:
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساءاً و اتقوا اللَّه الذى تساءلون به و الارحام ان اللَّه كان عليكم رقيباً؛ (۲۶۲)
اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را نيز از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد پروا داريد، و از خدايى كه به نام او از همديگر درخواست مىكنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.
اولياء خدا حتى جنگ با گمراهان را براى بسط توحيد و از سر مهربانى به انسانها انجام دادهاند.
به هر حال رحمت طبيعى ميان ارحام، راه پيوندهاى انسانى را هموارتر مىكند و كسى كه از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بيگانگان نزديكتر است و از همين روست كه قطع رحم نكوهش شده است.
امام صادق(ع) فرمودند:
اتقوا الحالقة فانها تميت الرجال، قلت: و مالحالقه؟ قال: قطيعة الرحم؛ (۲۶۳)
از حالقه بپرهيزيد كه مردان را مىميراند. شخصى پرسيد: حالقه چيست؟ امام پاسخ دادند: گسستن از خويشاوندان.
اميرالمؤمنين(ع) در خطبهاى چنين فرمودند:
اعوذباللَّه من الذنوب التى تعجل الفناء؛
از گناهانى كه نابودى را زود هنگام مىكنند به خدا پناه مىبرم. شخصى پرسيد: مگر گناهى هست كه نابودى زودرس آورد؟ ايشان فرمودند:
نعم و يلك قطيعة الرحم؛
آرى، واى بر تو، بريدن از خويشاوندان. سپس فرمودند:
ان اهل البيت ليجتمعون و يتواسون و هم فجرة فيرزقهم اللَّه جل و عز، و ان اهل البيت ليتفرقون و يقطع بعضهم بعضا فيحرمهم اللَّه و هم اتقياء (۲۶۴)
بسا خويشاوندانى كه گناهكارند و لى با هم اجتماع و تواسى مىكنند، پس خداوند بزرگ عزيز آنان را روزى مىدهد، و بسا خويشاوندان پرهيزكارى كه از يكديگر دورى مىكنند و از هم مىگسلند، پس خداوند آنان را محروم مىسازد.
هر چه بريدن از خويشاوندان نكوهيده و داراى آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارك است:
ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه الايمان... وصلة الرحم فانها مثراة فى المال؛
(۲۶۵)
همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خداوند به آن دست يازيدهاند ايمان... و پيوند با خويشان است كه مال را افزون سازد و اجل را واپس اندازد.
و نيز فرمود:
فرض اللَّه الايمان تطهيرا من الشرك... و صلة الرحم منماة للعدد؛ (۲۶۶)
خدا ايمان را واجب كرد تا موجب پاكى از شرك باشد... و پيوند با خويشان را واجب كرد تا سبب رشد و فراوانى عدد گردد.
امام سجاد(ع) از رسول خدا(ص) روايت فرمود:
من سره ان يمداللَّه فى عمره، و ان يبسط له فى رزقه فليصل رحمه؛ (۲۶۷)
كسى كه خوش دارد خدا عمرش را دراز كند و روزيش را گشاده سازد پس به خويشاوندانش بپيوندد.
آثار صله رحم در بركات دنياى خلاصه نمىشود، بلكه با جلوگيرى از گناه آخرت را نيز آباد مىكند:
امام صادق(ع) فرمود:
ان صلة الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصلوا ارحاكم و بروا باخوانكم و لو بحسن السلام و رد الجواب؛ (۲۶۸)
پيوند با خويشاوندان و نيكوكارى، حساب آخرت را آسان مىكند و از گناهان باز مىدارد. پس به خويشان خود بپيونديد و به برداران خود نيكى كنيد، حتى اگر به نيكى سلام و دادن جواب باشد
محبت و مهربانی با پدر و مادر، امری است که عقل و شرع به ضرورت آن اقرار می کنند. خداوند مهربان در قرآن مجید می فرماید: وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ (اسراء: 24) از روی محبت و مهربانی، بال فروتنی را برای پدرو مادرت فرود آور. بی تردید، اگر انسان به زحمت ها و رنج های بی شائبه والدین توجه کند، هرگز نیکی های آنان را از یاد نمی برد. امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: حق مادرت آن است که بدانی، او به گونه ای تو را حمل کرد که هیچ کس کسی را چنین حمل نکرده است و چنان ثمره ای از قلبش را به تو داده است که هیچ کس به کسی نمی دهد. او با جوارحش تو را حفظ کرده و هراسی از آن نداشته است که با وجود گرسنگی، تو را سیر و با وجود تشنگی، تو را سیراب کند و تو را بپوشاند. در حالی که خود برهنه است، خویشتن را در آفتاب، سایبان تو سازد و از برای تو از خواب دست کشد و تو را از گرما و سرما حفظ کند تا برای او باقی بمانی و تو نمی دانی سپاسش را به جای آری، مگر به یاری و توفیق الهی. اگر شخصی کوچک ترین نیکی و احسانی در حق انسان به جای آورد، عقل تشکر و قدردانی از او را لازم می داند، حال با توجه به این که پدر و مادر سمبل نیکی و احسان به فرزند هستند و از جان خود برای پرورش او مایه می گذارند، سزاوارترین انسان ها برای احترام و قدردانی اند. احترام به والدین را هم شرع تأکید می کند و هم عقل سفارش. بهترین راه برای ابراز محبت به پدر و مادر، نرم گویی و خوش زبانی با آنهاست. پیشوایان معصوم علیهم السلام که بزرگ ترین مربیان بشری هستند، تندی به پدر و مادر را نهی کرده اند و حتی صدای ما نبایداز صدای آنان بلند باشد چه رسد به این که خدای ناکرده با آنان به زشتی سخن بگوییم که سخن زشت و ناسزا گفتن به والدین، از گناهان کبیره است. امام صادق علیه السلام سفارش کرده است: «حتی» هنگامی که پدر و مادرتان شما را می زنند، شما از درگاه خدا برای آن دو طلب غفران و بخشش کنید.» باز همان حضرت می فرماید: اگر پدر و مادر صدایشان را بلند کردند شما صدایتان را آهسته کنید و با آرامش با آنان سخن بگویید.» حتی نباید پدر و مادر را به نام کوچک صدا بزنند. نگریستن از روی مهربانی و عطوفت به صورت والدین، عبادت است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هیچ گاه چشمانت را از نظر کردن به والدین پر مکن، مگر با رحمت و مهربانی.» خداوند در قرآن کریم در توصیه ای نیکو به همه آدمیان می فرماید: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آنان با احترام سخن بگوی. (اسراء: 24) پس اگر می خواهیم محبت خود را به آنان اظهار کنیم و سپاس گزار و قدردان آنان باشیم، این سخن امام را به خود تلقین کنیم که: «در همه حال سپاس گزار والدین باشید، حتی در مواقعی که گفتار و کردار والدین مطابق میلتان نباشد». مطیع بودن در قبال پدر و مادر نشان دهنده محبت به آنهاست.ضرورت محبت به والدین
پیام متن:
خوش زبانی و خوش رفتاری با والدین
« زکریا بن ابراهیم » میگوید:
من مسیحی بودم ولی مسلمان شدم و به خانه خدا مشرف شدم. در آنجا خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و سرگذشتم را تعریف کردم. اما به من فرمود:« چه چیزی در اسلام دیدی؟»
گفتم:« این آیه قرآن را: «سوره شوری، آیه 52»؛ ای رسول ما! تو آن نبودی که - بدون وحی و ارتباط با ما - بفهمی کتاب« قرآن» و ایمان چیست؛ ولی ما آن را نوری قرار دادیم که از بندگانمان هر کس را بخواهیم با آن هدایت میکنیم.
امام فرمود:« خداوند تو را هدایت کرده است.» آن گاه سه مرتبه فرمود:« بار پروردگارا او را هدایت فرما!» بعد فرمود:« هر سئوالی داری، بکن.»
به امام گفتم:« پدر و مادر و همه خانوادهام مسیحی هستند. آیا از این به بعد با آنها زندگی کنم و در ظرفهای آنها غذا بخورم؟»
فرمود:« گوشت خوک میخوردند؟»
گفتم:« نه.»
فرمود:« اشکالی ندارد. با آنها هم غذا باش. در ضمن مراقب مادرت باش و به او نیکی کن. وقتی هم که از دنیا رفت، خودت عهدهدار امور او باش. به کسی هم نگو مرا دیدهای تا ان شاء الله در منی دوباره مرا ببینی.»
در منی نیز امام را دیدم در حالی که مردم دورش را گرفته بودند و همانند کودکانی که از معلمشان سوال میکنند، هر کس چیزی از او میپرسید.
پس از آن به کوفه بر گشتم. از آن پس به مادرم خدمت و مهربانی کردم؛ غذا دهانش میگذاشتم و به نظافت لباسها و بدنش رسیدگی میکردم.»
یک روز مادرم به من گفت:« پسرم، تو که مسیحی بودی، با من چنین رفتاری نداشتی. از وقتی به مکه رفتی و برگشتی، رفتارت عوض شده.»
به مادرم گفتم:« مردی از فرزندان پیامبر ما چنین دستوری به من داده است.»
مادرم گفت:« آن مرد پیامبر است ؟»
گفتم:« نه، ولی پسر پیامبر است.»
مادرم گفت:« پسرم این سفارشها توصیه پیامبران است.»
به مادرم گفتم:« مادر جان، بعد از پیامبر ما پیامبر دیگری نیست. ولی این مرد پسر اوست.»
مادرم گفت:« پسرم، دین تو بهترین دین است. آن را به من نیز بیاموز.»
دین اسلام را به مادرم عرضه کردم و او مسلمان شد. آن روز نماز را فرا گرفت و نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند؛ ولی همان شب حالش بد شد. به من گفت:« پسرم دو باره دینی را که پذیرفتم، به من عرضه کن.» من هم شهادتین را برایش بازگو کردم و او اقرار کرد و سرانجام از دنیا رفت. صبح که شد مسلمانان بدنش را غسل دادند و خودم بر جنازه اش نماز خواندم و او را در قبرش گذاشتم.
از آیه ها و روایت های تربیتی برمی آید که احسان به پدر و مادر در همه حال لازم است. هرگاه یکی از پدر و مادر یا هر دو آنان پیر شوند، فرزند باید متکفل امور آنان باشد، نه اینکه اداره امور آنان را به دیگران بسپارد و خود از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. سپردن والدین پیر به خانه های سالمندان، خلاف مقتضای انسانیت و وجدان بشری است. پدر و مادر، تنها محتاج خوراک، پوشاک و خدمات معمولی و مادی نیستند، بلکه نیازمند محبت و دست گیری و مهربانی اند و این نیازمندی آنان، در خانه سالمندان و آسایشگاه ها تأمین نخواهد شد. هیچ فرزندی هرگز نباید از نگه داری و خدمت رساندن به پدر و مادر، اظهار انزجار و خستگی کند. البته نیکی به والدین، نباید تنها در زمان حیات و زندگی آنان باشد، بلکه پس از مرگ آن عزیزان نیز باید احسان به آنها را ادامه داد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «سرور نیکوکاران در روز قیامت، مردی است که بعد از فوت والدین، به آنان نیکی کرده است». نیکی به پدر و مادر پس از مرگ، به صورت استغفار برای آنان، نماز خواندن، صدقه دادن، حج نمودن، روزه گرفتن از طرف آنان، ادای دین و اطعام فقرا تجلی می کند. چنان که احترام گذاشتن به آنان در زمان حیات نیز با کارهایی چون پیش قدم نشدن از آنان، ننشستن پیش از آنان، بلند شدن در مقابل آنان، فرو بردن خشم و ناراحتی خود، صدای خود را بلند نکردن و نخواندن آنان با اسم کوچک شکل می گیرد.