در باغ دوستي
در مجلسي نشسته بودم. صحبت دوستي و رفاقت پيش آمد. يكي مي گفت: دوست خوب آن است كه آدمي را فراموش نكند. دومي گفت: دوست خوب آن است كه طرف مقابلش را درك كند و ديگري مي گفت: دوست خوب آن است كه دلسوز ما باشد. در اينجا من به ميان مجلسي پريدم و گفتم: حرف هاي شماها هر كدام به نوبه خود درست است. مضافا بر اين كه دوست آن است كه رازدار باشد و تنها به مصلحت خود نينديشد. راهنماي رفيقش باشد و در مشكلات او را ياري كند. مخصوصا در زمان سختي، دوستي بهتر مشخص مي شود و مانند يك شي زير ذره بين سؤال مي رود و چهره واقعي اش نمايان مي گردد.
سخنم را پسنديدند. قرار گذاشتيم هر يك از ما آنچه از بزرگان انديشه در باب دوست و دوستي در حافظه داريم مطرح كنيم. احمد گفت: لاروشفوكو مي گويد: «همان طور كه عشق هاي حقيقي كمياب است دوستي هاي حقيقي نيز كمياب است.» سعيد از زبان آلبرت هوبارد نقل كرد كه: «دوست كسي است كه قدر مرا مي داند و براي من ارزش قائل است.»
و من گفتم: به قول ولتر «دوست مثل درشكه در روز باراني كمياب است.»
با اين سخن همه خنديديم.
بيژن غفاري ساروي