راسخون

کاش

sifalaw کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1637
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
کاش میشد یعنی میتو.نستم حسابی غر میزدم کاش میشد وقتی حسابی خسته و در مونده میشدم از این دنیا چند سالی چشمام رو می بستم نه میشنیدم نه میدیدم کاش میشد فراموش کرد اتفاقات بد رو چیزهایی که روح رو خط خطی میکرد آدمهایی که نامردی کردن در حقم اونهایی که دلم رو شکستن حسابی غر زدم تازه اینا یزره از اونا بود خیلی خستم امشب انگار خواب هم با من بیگانه شده هر چند ماه هاسست آرامش ندارم آخه بدجور دلم رو سوزوندن کاش میشد فریاد زد حالا میفهمم وقتی میگن پیمانه لبریز میشه یعنی چه منم لبریز شدم لبریز از فریاد و بغض های چند ساله انگار خدا هم قهر کرده ولی آخه بی انصافها منم آدمم آخه خدا منم بنده تو هستم پس چرا من و نمی بینی من که ....... باشه دیگه نمیگم هر کاری خواستی تا حالا کردی از این به بعد هم میکنی پس دیگه هیچی نمیگم ولی اون دنیا حسابی شاکی میشم اونوقت نگی ببخش و برو نگی ولشون کن چون اونجا با تمام وجود داد میزنم میگم چرا من که کم نزاشتم
atena28 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 79
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
سلام من رو میشناسی میخوام بهت بگم باشه داد بزن غر بزن گله کن اون دنیا خدا بغلت میکنه میبوسدت میشونتت سر پاش و بهت میگه خوب دختر گلم کدومشون بودن  اذیتت کردن بگو ببینم چنان گوشی ازشون بپیچونم که هر چی خوشی کردن و قدر ندنوستن از چشمشون بزنه بیرون دیگه با من قهر نکنیا عزیزکم. 
sifalaw کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1637
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
ممنون که به دل نوشته من سر زدید ولی اون موقع دیگه خیلی دیره خیلی