مركز درمان و اطلاع رساني بيماري ای خاموش(خودارضائی)
اين پست مركزي مي شود تا با بيماري استمناء مبارزه و اطلاع رساني هاي دقيق شود. در اين زمينه مقالات، كتابها، و... بصورت رايگان در اختيار بازديد كنندگان قرار داده مي شود.
خود ارضایی و آثار مخرب آن (1)
خود ارضایی و آثار مخرب آن (2)
خود ارضایی و آثار مخرب آن (3)
خود ارضایی و آثار مخرب آن (4)
خود ارضایی و آثار مخرب آن (5)
خود ارضایی و آثار مخرب آن (6)
***
رابطه خود ارضايي ( استمناء ) با انزال زودرس
***
بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی (1)
بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی (2)
***
تأثیر خود ارضایی بر زندگی زناشویی
***
چهل روش موثر برای ترک خود ارضايي
***
علل انحرافات جنسی و راه های پیشگیری و درمان (1)
علل انحرافات جنسی و راه های پیشگیری و درمان (2)
علل انحرافات جنسی و راه های پیشگیری و درمان (3)
***
راههای درمان خودارضایی
عواقب و مضرات خود ارضایی
آسیبهای معنوی خودارضایی
پاسخ به یک شبهه
دوران نوجواني ،جواني و حيات جنسي
انحرافات جنسي و خود ارضايي در دوران بلوغ
چند نکته تربيتي در زمينه انحرافات جنسي نوجوانان
آثار خودارضايي در دوران نوجواني
بيماري خاموش
علل انحرافات جنسي در دوران نوجواني
سوال و جواب پيرامون استمناء
- ادامه دارد...
كتابهايي كه درباره ي استمناء(خودارضايي نوشته شده اند)
نامه ي افراد استمناء كار به آيت الله مكارم شيرازي
«... چون شما در نوشته هاى خود یادآور شده اید که: جوانان مشکلات خود را در موضوعات مختلف تشریح کنند به فرستادن این نامه مبادرت ورزیدم:
... مشکلى که من از آن رنج مى برم و نزدیک است مرا هلاک کند راجع به امور جنسى و تمایلاتى است که ذیلا برایتان تشریح مى کنم.
جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى که پا به دایره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربیت صحیح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «یک نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!
اکنون به این بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترک آن کوشیده ام نتیجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر این که در کتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نیز مشاهده مى کنم: چشمم ضعیف شده، ضعف اعصاب، کم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بیچاره کرده است!
وقتى قلم به دست مى گیرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمین مى گذارم تا وقتى کمى دستم قدرت پیدا مى کند دوباره مى نویسم!
ایمان ضعیفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى کنند.
ناچار در گوشه اى مى نشینم و تا مى توانم گریه مى کنم که چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بیچاره و بدبختم و دادرس و فریادرسى ندارم!!...
شاید مایل باشید بدانید چرا با این که ضررهاى آن را مشاهده مى کنم آن را ترک نمى نمایم؟
در جواب خواهم گفت امروز ترک این کار (تقریباً) از نظر من محال است. هنگام تحریک شدن، اراده از من سلب مى شود بعد که به خود مى آیم کارم گریه است!...
گاهى به خدا التماس مى کنم و به درگاه امامان(علیهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى کنم کمتر نتیجه مى گیرم.
گاهى با خود فکر مى کنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاکى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، که حتّى به نزدیک ترین خویشان نمى توانیم درد دل خود را بگوییم دامن چه کسى را باید بگیریم؟
کاسه صبرم لبریز، و جانم به لب رسیده، به من رحم کنید و راه نجاتى به من معرّفى نمایید اگر دستور طبى در نظر دارید به من اطّلاع دهید. و مسلّم بدانید (و مى دانید) احتیاج به قدردانى امثال من ندارید اجتماع باید از شما قدردانى کند و پاداش شما با خداى بزرگ است.
* * *
* نامه دیگر
«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى که براى هدایت جوانان آغاز کرده اید مى ستایم... چه براى من واضح است که ایده شما بر خلاف عدّه زیادى از نویسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نویسنده گفت) خوشبختى جوانان است.
بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال چهارم دبیرستان که در تمام دوران ابتدایى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى که خودتان خیلى خوب مى دانید به محض رسیدن به دوران پرآشوب بلوغ به یک دام افتادم.
البتّه این منحصر به من نیست عدّه اى از همسالان من نیز به این دام افتاده اند.
در کلاس اوّل دبیرستان مبتلا به «یک نوع انحراف» شدم در عرض این چهار سال مقدار فراوانى از قواى فکرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه کردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زیادتر شده.
اکنون به طورى که خودم حس مى کنم قسمت هاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نیز به مقدار زیادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى کنم، خیلى کم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بکنم و حتّى به میهمانى هاى خانوادگى نیز نمى روم!...
به خوبى مى دانم که آینده خوبى نخواهم داشت... این قدر بى اراده شده ام که ترک این «عمل خطرناک» برایم کارى مشکل شده است...
علت چیست؟
علت این است که عکس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زیاد دیده مى شود.
فیلم هاى منحرف کننده و سکسى تنها سرگرمى ماست و کتاب هاى مزخرف با نازل ترین قیمت در دسترس ما قرار دارد.
مرا راهنمایى کنید. به من بگویید چطور مى توانم از این درد «کشنده» خلاص شوم؟!...».
* * *
* نامه سوّم
«... آیا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى دارید؟...
آیا مى دانید عدّه اى از جوانان دست به جنایت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...
چندى پیش در خیابان ثریاى «یزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد که سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابینا داشت در حالى که دست او در دست براد کوچکش بود، از خیابان مى گذشت.
من از چرخ پیاده شدم و از برادرش که با هم آشنا بودیم پرسیدیم این کیست؟ گفت این برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...
گفتم چرا برادرت به این روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هیچ عیبى نداشت، ولى بر اثر اعتیاد به «یک نوع انحراف جنسى» چند سال است که چشمش نابینا شده...
بدبختانه باز دست بردار نیست... تقاضا مى کنم هر چه زودتر زیان هاى این جنایت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشریح کنید، چه کنیم که ما هم آلوده این کارها نشویم؟...».
* * *
این بود قسمتى از نامه هایى که از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسیده و غالباً به عین عبارت (با حذف نام نویسندگان و عباراتى که قابل درج نبود) در بالا آوردیم.
*********************
مه هاى بسیار زیاد و تکان دهنده در مورد این کتاب به ما رسیده که فقط یک نمونه آن را بدون هیچ گونه تغییر و حتّى بدون ویرایش در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهیم.
به نام خداوند متعال
به نام خداوندى که جوانان را آفرید و به نام خداوندى که تمام انسان ها را پاک آفرید.
اجازه بدهید همان طور که قول داده بودم و بدون مقدّمه سرگذشت خود را برایتان ذکر نمایم تا در اختیار جوانان قرار گیرد:
من جوانى هستم 19 ساله. در نوجوانى بسیار علاقه مند به قرآن و امام عزیزمان (ره) بودم و هم اکنون نیز مى باشم. در این دوران (نوجوانى) از نگاه کردن به نامحرم بسیار نفرت داشتم و آن را گناه فراوان مى پنداشتم و اصلا نگاه بد نمى کردم.
از موقعى که پا به دوران بلوغ گذاشتم و وارد دبیرستان شدم تغییرى در من ایجاد شد و کم کم شیطان در من نفوذ نموده و مرا از راه راست منحرف کرد به طورى که نگاه کردن به نامحرم برایم عادى شده بود. با دوستان بد آشنا شدم و آنان نیز مرا به عادتى که 4 سال دامنگیر من بود اُنس دادند. 4 سال دبیرستان این عادت شوم جنسى را ادامه دادم و اُفت تحصیلى غیر قابل انکارى در من به وجود آمد که کاملا قابل احساس بود. در دوران راهنمایى شاگرد ممتاز کلاس بودم ولى دبیرستان بدون باور تجدیدى آوردم. 4 سال از خداوند دور ماندم، 4 سال فرد پستى بودم، 4 سال از خود نیز غافل بودم. در طى این 4 سال همه چیز خود را از دست دادم و از جمله سلامتى ام را. تمام علائم این عمل در من ظاهر شد: لاغرى بدن، سستى بدن، کم خونى، کم شدن حافظه، کم شدن هوش، لرزش دست، ضعیف شدن چشم و...
سال چهارم دبیرستان از خواب غفلت بیدار شدم و مى کوشیدم که این عمل را ترک نمایم ولى سعى ام بى فایده بود. 2 الى 3 روز تحمّل مى کردم ولى باز نمى توانستم نجات پیدا کنم و دوباره این عمل شوم را انجام مى دادم. تابستان 70 تمام تلاش خود را براى ترک این عمل کردم ولى نمى توانستم این عمل را ترک کنم. به خداوند و امامان معصوم و امامزاده ها پناه آوردم و به تلاوت قرآن قبل از اذان گوش مى دادم و گریه مى کردم. در آن لحظات مى خواستم خون گریه کنم ولى قطره اشکى بر گونه هایم نمى بارید. مى خواستم درد دل کنم امّا با چه کسى؟
در همان لحظه تلاوتِ قرآن با خداوند صحبت مى کردم و از او کمک مى خواستم و تا 2 الى 3 روز این عمل را انجام نمى دادم ولى بعد از 3 روز به این عمل دست مى زدم، سپس گریه مى کردم و به حمّام مى رفتم و غسل مى نمودم و دوباره تصمیم مى گرفتم این عمل را انجام ندهم. نمى دانید در آن لحظاتى که این عمل را انجام نمى دادم یا تصمیم در ترک این عمل مى گرفتم چه احساسى داشتم؟ آن قدر خوشحال بودم که گویا خداوند تمام گناهانم را بخشیده است!؟ ولى لعنت بر شیطان...
خلاصه هر روز غروب نزدیک اذان به تلاوت قرآن گوش فرا مى دادم و همراه آن گریه مى کردم و از خداوند کمک مى خواستم و به او پناه مى آوردم و بعد از اذان، نماز مى خواندم و دعا مى کردم که خداوند تمام جوانانى را که معتاد به این عمل هستند نجات دهد از جمله خودم.
به دوستان خود نگاه مى کردم که چه پیشرفت هایى داشتند ولى من بر عکس، سیر نزولى را طى مى کردم. در کنکور سال 70 پذیرفته نشدم و علّت را همین اعتیاد مى دانستم. لطف خداوند هیچ گاه بر روى بنده اش بسته نمى شود. بله، بالاخره خداوند لطفى در حق من نمود و یک روز در کتابخانه با کتابى به نام «مشکلات جنسى جوانان» آشنا شدم و آن را خریدارى نمودم. این کتاب، همان کتاب نجات بود، همان کتابى که مرا از مرگ پستى نجات داد، همان کتابى که بیشتر جوانان را نجات مى دهد و به طور حتم کتابى که اگر جوانان به دستورات آن عمل کنند از این اعتیاد نجات پیدا مى کنند. خدا را شکر مى کنم که لطفى در حق این بنده پست و حقیر نمود و او را از مرگ حتمى و مرگ همراه با پستى نجات داد.
تمام مطالب کتاب را خواندم و دستورات ده گانه آن را موبه مو اجرا کردم و در ضمن اجراى دستورات کتاب، نماز را به موقع و سروقت مى خواندم و بعد از نماز دعا مى کردم که خداوند تمام جوانان معتاد به این عمل را نجات دهد و آیة الکرسى را آن قدر در روزهاى متوالى تکرار مى کردم که از حفظ شده و تا فکر گناه به سرم مى آمد آیة الکرسى را مى خواندم و تأثیر آن را به وضوح و آشکار ملاحظه مى نمودم.
در ضمن دو آیه «وَاِذا فَعَلُوا فاحِشَةً اَوْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ، ذَکَرُو الله، فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبُ اِلاّ الله، وَلَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ». و «اِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُمْ طائفُ مِنَ الشَّییْطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذاهُمْ مُبْصِرُونَ». را در همان موقع مى خواندم و به طور کلّى این فکرهاى فلاکت بار از ذهنم خارج مى شد. خواندن این دو آیه بسیار مؤثّر مى باشد.
ابتدا تصمیم گرفتم، سپس از نگاه کردن به زنان و دختران چشم پوشیدم (بسیار مهم است) و برنامه اى فشرده در طول روز ترتیب مى دادم که اصلا وقت براى این کار نداشته باشم و... که مو به مو و کامل در کتاب «مشکلات جنسى جوانان» توضیح داده شده است. اوّلین بار ایمانم را قوى کردم و از خداوند کمک خواستم که مهم تر از بقیه مى باشد. من به آن جمله اى که در آخر این کتاب ذکر شده بود ایمان داشتم:
«ما اطمینان کامل داریم جوانان اگر یک ماه دستورات کتاب را اجرا کنند از این اعتیاد نجات پیدا مى کنند».
خلاصه بعد از چند بار تصمیم گرفتن موفق شدم که این عمل را ترک کنم و نجات یابم و الآن که این نامه را مى نویسم دو ماه از ترک این عمل مى گذرد. نمى دانید وقتى یک ماه تمام شد چه احساسى داشتم و چقدر خوشحال بودم، دو رکعت نماز شکر خواندم و تا الان نیز دو رکعت نماز شکر مى خوانم و از خداوند مى خواهم که این احساس را در تمام جوانان معتاد جنسى ایجاد کند (ان شاءالله).
جوانانى که به این عمل دست مى زنند اگر بدانند که چه عواقب شوم و تاریکى آنها را دنبال مى کند و آنها را هلاک خواهد کرد، اگر تصمیم بگیرند که آن را ترک کنند و دستورات کتاب نامبرده را اجرا کنند مطمئن باشند که بعد از یک ماه اجراى دستورات و دست نزدن به این عمل حتماً نجات پیدا خواهند کرد و آن احساس را به دست خواهند آورد. (ان شاءالله)
دلم مى خواهد فریاد بکشم و به تمام انسان ها بگویم من از مرگ نجات پیدا کردم، نه از مرگِ حق، از مرگ همراه با پَستى و بدبختى.
دلم مى خواهد خون گریه کنم، نه گریه حاکى از شکست، گریه خوشحالى و پیروزى که از ته دل بیرون آید.
دلم مى خواهد به طبیعت بنگرم، زیرا آن قدر زیبا شده است که حدّ ندارد.
دلم مى خواهد با خانواده بیشتر حرف بزنم و بخندم، زیرا تا دو ماه پیش چنین خنده اى که از ته دل است در لبانم ظاهر نشده بود و خیلى کم حرف مى زدم.
خدایا تو را شکر مى کنم که لطفت را از بنده اى که از تو دور مى شد، دریغ نداشته اى.
خدایا تو را شکر مى کنم که حقیقت را به من نشان دادى و کمک کردى به حقیقت بپیوندم.
جوانان عزیز! آینده سازان کشور! بکوشید اگر پاک هستید، همیشه پاک باشید و اگر پاک نیستید، پاک شوید و کتاب «مشکلات جنسى جوانان» را مطالعه نمایید و دستورات را اجرا کنید، مطمئن باشید اگر معتاد هستید نجات پیدا خواهید کرد و باید مطمئن باشید زیرا در لحظات آخر نجاتم چنان امیدى در من ایجاد شده بود که مى دانستم حتماً نجات پیدا خواهم کرد.
جوانان عزیز! اگر تصمیم گرفتید که این عمل را ترک کنید و نتوانستید، دوباره تصمیم بگیرید و اصلا ناامید نشوید و نگویید کار از کار گذشته، نه اگر خیلى هم به این عمل دست زده اید ولى با تصمیم هاى مکرّر مى توانید حتماً پیروز شوید. آن قدر تصمیمتان را تجدید کنید تا شاهد پیروزیتان باشید
ان شاءالله و حتماً شاهد خواهید بود. تصمیم بعدى را محکم تر بگیرید.
در ضمن، مطالعه کتاب «بهترین راه غلبه بر نگرانى ها و ناامیدى ها» مفید و سودمند است. (انتشارات نسل جوان).
* * *
و امّا شما اى مردان پاک! شما که با چاپ کردن این کتاب ها، جوانان زیادى را از مرداب هاى خطرناک نجات دادید و نجات مى دهید مى دانم که احتیاج به سپاسگزارى ما جوانان ندارید ولى اجر و مزدتان را از خداوند منّان دریافت خواهید کرد.
خدایا، ما جوانان را کمک و مدد کن که در ترک این اعتیاد پیروز و سربلند بیرون آییم.
خدایا ما جوانان را راهنمایى فرما که بدانیم آن قدر ارزش داریم که نباید تن به کارهاى خلاف بدهیم و نباید نگاه آلوده به نامحرم بکنیم، زیرا با این کارها خیلى کوچک و پست مى شویم.
خدایا مى دانم با انجام این عمل حافظه و هوشم را بسیار از دست داده ام، از تو مى خواهم آن حافظه و هوش قبلى را در من پدیدار نمایى و مطمئنم اگر به تو پناه آورم حتماً حافظه و هوش اوّلیه ام را به دست خواهم آورد. پس به تو پناه مى آورم اى ارحم الراحمین.
خدایا خودت ما جوانانى که این عمل را ترک کردیم کمک کن تا ضررهاى قبلى را به راحتى جبران نماییم.
خدایا توبه اعمال گذشته ام را بپذیر و کمکم کن که دیگر به این عمل جانسوز مبتلا نشوم و همه جوانانى که مى خواهند مثل من روزى از زنجیر طغیان این غریزه نجات یابند، نجات ده که تمام امور به دست خودت است.
خدایا به همه کسانى که سعى در راهنمایى جوانان دارند مدد رسان و کمک کن که بهتر بتوانند این کار خداپسندانه را انجام دهند و آنها را وارد بهشت جاوید بگردان.
خدایا شکر، شکر، شکر، صد هزار مرتبه شکر.
خدانگهدار و التماس دعا
کوچک شما......
دستورهاي ده گانه آيت الله مكارم شيرازي براي مقابله با استمناء:
اکنون که این مراحل پیموده شد باید امور زیر را دقیقاً به کار بندند.
ممکن است این امور در نظر بعضى ساده جلوه کند، ولى هنگام عمل روشن مى شود که اثر معجزه آسایى دارد.
1- اجتناب از هر گونه تحریک مصنوعى
اگر جوانان انتظار داشته باشند که هر شب در سینما یا در برابر تلویزیون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فیلم هاى سکسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عکس هاى شهوت انگیز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در کوچه و خیابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز کنند، و با این همه باز هیچ گونه آلودگى پیدا نکنند سخت در اشتباهند.
این گونه «تحریکات مصنوعى» که هیچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسیر فکر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغییر مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغیانگر، مى کشاند.
شب و روز، آنها را در یک حال اضطراب دائمى عصبى که آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سایه خواهد افکند نگه مى دارد.
همه جوانان عزیز - مخصوصاً آنهایى که داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - باید به شدت از این گونه امور بپرهیزند، از دیدن این فیلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فکرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نیرومند خود را با هیجان هاى دائمى تضعیف نکنند.
براى موفقیت در این قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمایند و به کمک دوستان خود برنامه هاى صحیحى براى این اوقات تنظیم کنند.
این سرگرمى ها ممکن است:
ورزش هاى فردى و دسته جمعى
پیاده روى در هواى آزاد
مطالعه کتب سودمند و مفید
پرورش گل در منزل و به طور کلى کارهاى کشاورزى،
کارهاى دستى
جمع آورى اشعار
تهیه کلکسیون هاى عکس و تمبر و مانند اینها.
شرکت در انجمن هاى گوناگون و کنفرانس هاى علمى یا اخلاقى، باشد.(1)
* * *
2- تهیه برنامه فشرده و تمام وقت
جوانان باید بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظیم کنند به طورى که یک ساعت وقت بیکار و بدون برنامه نداشته باشند.
نمى گوییم مرتباً درس بخوانند یا کار کنند، بلکه مى گوییم اگر تفریح یا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و یک ساعت خالى از برنامه نباشد.
جوانان باید بدانند بزرگ ترین بدبختى براى یک جوان این است که وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد.
خطرناک» به وسیله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشریح گردیده است.
ممکن است جوانى بیکار باشد و جویاى کار، امّا در عین حال براى شب و روز خود برنامه اى تهیه کند، اعم از مطالعه و تفریح و استراحت و مانند آن.
حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را کمى بیش از مقدار وقتشان تنظیم کنند به طورى که فکر آنها حتى یک لحظه بیکار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زیرا اشتغالات فراوان فکرى، اثر عمیقى در انصراف فکر از آن عادات شوم دارد.
بسیار دیده شده که افراد معتاد به سیگار در روزهاى تعطیلى چند برابر روزهایى که مشغول کار هستند سیگار دود مى کنند، این تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فکر و اعصاب و بدن به کارهاى مثبت و انصراف از کارهاى بیهوده یا زیان آور در ایّام غیر تعطیلى است.
خلاصه افرادى که گرفتار اعتیادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول کننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند این عادت را از سر خود دور کنند، و تهیه چنین برنامه اى از مؤثرترین عوامل ترک اعتیاد است، و مطمئناً با تهیه چنین برنامه اى قسمت مهمى از مشکلات ترک این اعتیاد را پشت سر خود خواهند گذاشت.
3- توجّه مخصوص به ورزش
معروف است ورزشکاران نسبت به مسائل جنسى کم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فکرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل دیگر کم مى کند.
به همین دلیل براى جلوگیرى از تحریکات زیاد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسیع و متنوع ورزشى انتخاب کنند.
مبتلایان به این عادت شوم غالباً افرادى گوشه گیر، منزوى کم تحرک و خمود هستند و همین گوشه گیرى و انزوا و عدم تحرک وضع آنها را تشدید مى کند، و اگر از این وضع به کلى در آیند و زندگى خود را با تحرک زیاد بیامیزند اثر عمیقى در بهبود حال آنها و ترک عادتشان خواهد بخشید.
این گونه افراد معمولا اعصاب ضعیف و ناتوانى دارند، و ورزش هاى متنوع و مناسب در تقویت اعصاب آنها فوق العاده مؤثّر است.
این افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند باید به بازى هاى گوناگون ورزشى و یا پیاده روى در هواى آزاد تخصیص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز یابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فکرى آنها متوجه این قسمت گردد.
به همان اندازه که تحرّک و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفید است، انزوا و به گوشه اى خزیدن و در فکر فرو رفتن براى این قبیل افراد سم مهلک است که باید به هر قیمتى شده از آن دورى گزینند.
این توصیه را فراموش نکنید و آثار معجزه آساى آن را ببینید، در روز آن قدر ورزش کنید که خسته شوید و شب هنگام به محض این که در بستر آرمیدید در خواب عمیقى فرو خواهید رفت و از شر بسیارى از خیالات و افکار مضر و کشنده که در این موقع به سراغ جوانان مى آید در امان خواهید بود!
* * *
4- باید عادتى جانشین عادتى گردد
روانشناسان مى گویند: براى ترک یک عادت بد حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود.
مثلا کسانى که عادت به قمار دارند، و با این که تمام زیان هاى آن را مى بینند و حس مى کنند، باز حاضر نیستند آن را ترک گویند، و به گفته خودشان وقت قمار که مى رسد نمى فهمند چه نیرویى آنها را مانند یک اسیر و برده به سوى این عمل که عقل و وجدانشان آن را محکوم ساخته مى کشاند؟!، چنین کسانى براى این که بر این عادات غلط پیروز شوند حتماً باید در همان ساعات، بازى صحیحى را (مانند یک مسابقه ورزشى سالم) جانشین بازى قمار کنند تا این عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد.
و به عبارت دیگر انرژى خاصى که تحت تأثیر انگیزه عادت در آن حال تحریک مى گردد به این سمت کشیده شود و مصرف گردد بدون این که هیچ گونه واکنش نامطلوبى داشته باشد (دقت کنید).
در مورد عادات بد جنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنین ساعتى از قبل پیش بینى کرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه یک اثر جالب، یک ورزش مورد علاقه مانند کوهنوردى، اسب سوارى و... این کار را آن قدر ادامه دهند که جانشین عادت بد سابق گردد.
* * *
5- پرهیز مطلق از تنهایى
این گونه افراد باید حتماً و بدون هیچ گونه قید و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب کنند.
هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند.
و به محض این که در محیطى احساس کردند تنها هستند از آن محیط بیرون بروند.
این گونه افراد مخصوصاً باید این نکته را فراموش نکنند که به مجرد این که نخستین تحریک را در خود حس مى کنند بلافاصله برخیزند و سرگرم کار دیگرى شوند. فراموش کردن این تذکر غالباً گران تمام مى شود.
تنهایى، محیط کاملا مساعدى است براى پرورش میکرب این اعتیاد در فکر هر جوان، و تمام جوانانى که مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظیم استمنا در امان باشند باید از تنهایى بپرهیزند.
6- ازدواج در نخستین فرصت
این افراد اگر امکاناتشان اجازه مى دهد باید در نخستین فرصت ازدواج کنند حتى اگر امکانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع که عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است باید این فرصت را نیز از دست ندهند.
خلاصه ازدواج تأثیر قابل توجّهى در مبارزه با این انحراف جنسى دارد و در صورتى که دامنهة توقّعات را کوتاه و تشریفات زاید و بیجا را از آن حذف کنند کارى است بسیار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه یک سلسله اوهام و قیود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصیل کرده و بى سواد - در این قسمت بسته است.
بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى این وحشت کاملا بى اساس است زیرا با به کار بستن دستورها هم ترک این اعتیاد آسان است و هم پیروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشویى.
7- تلقین و تقویت اراده
«تلقین» نیز در مبارزه با این عادت رُل مهمى را بازى مى کند.
افراد معتاد باید مرتباً به خود تلقین کنند که به خوبى قادر هستند این عادت زشت را ترک گویند.
براى این که تلقین در آنها اثر قوى و سریع ببخشد آن طور که یکى از اطباى روانشناس دکتر «ویکتور پوشه فرانسوى» مى گوید: - باید تلقین را به صورت زیر چندین روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى که چیزى فکر آنها را به خود مشغول نسازد، فکر خود را متمرکز ساخته و با کلمات شمرده و محکم این جمله را تکرار کنند: «من به خوبى قادر هستم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم»! تکرار این تلقین ساده اثر عجیبى در تقویت روحیه و ترک این عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانید آزمایش کنید).
علاوه بر این باید براى تقویّت اراده از مطالعه کتاب هاى روانى که براى تحکیم و رشد شخصیت و تقویت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زیرا همان طور که دانستیم - و همه معتادانى که موفق به ترک این عادت بد و سایر اعتیادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستین گام در این راه «اراده و تصمیم» است.
* * *
8- پرهیز کامل
از معاشرت و همنشینى با افراد منحرف و مبتلا به این عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، باید به طور مطلق دورى جست همان طور که از مبتلایان به «وبا» فرار مى کنند. علاوه بر این باید زیان ها و عواقب دردناک و مرگبار این عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگیز این و آن ندهند.
نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به این انحراف، و ادامه آن، بسیار عجیب است آنها براى این که کمتر احساس گناه و بدبختى کنند سعى دارند افراد دیگرى را نیز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگیز خود گرفتار نمایند، لذا همواره مى کوشند با سخنان وسوسه انگیز این عمل شوم و زشت را لذت بخش و کم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بیدار هرگز در دام وسوسه هاى شیطانى آنها نمى افتند.
* * *
9- تقویت عمومى و رژیم غذایى
داشتن یک رژیم غذایى کامل و سالم که موجب تقویت عمومى بدن گردد نیز در مبارزه با این عادت که در بسیارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گیرد و یا خود عامل ضعف اعصاب است تأثیر قابل توجّهى دارد.
استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى که وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نیز کمک مؤثرى به این گونه افراد مى تواند بنماید.
همچنین این گونه افراد باید به شدت از پوشیدن لباس هاى تنگ و چسبان که عامل مؤثّرى براى تحریک مصنوعى است بپرهیزند، این گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زیان بخش و حتى گاهى خطرناک است هم به نمو و رشد طبیعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگیز و تحریک آمیز است.
* * *
10- استمداد از نیروى ایمان و عقاید مذهبى
نیروى ایمان و عقیده مذهبى مى تواند بزرگ ترین کمک را به این مبتلایان کند و آنها را به زودى از چنگال این عادت بد نجات بخشد.
این گونه افراد هرگز نباید خود را یک فرد نفرین شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلکه باید به لطف خداوند بزرگ کاملا امیدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز که سر به سجده گذاشته و با آفریننده مهربان و بخشنده خود راز و نیاز مى کنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خویش از او بخواهند که آنها را در ترک این عادت زشت یارى کند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمایند، لطف خداوند مهربان به یارى آنها خواهد شتافت و در این مبارزه حیاتى پیروز خواهند شد.
و نیز باید در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پیشگاه مقدّس او دست به چنین کار خلافى بزنند.
ما اطمینان کامل داریم اگر مبتلایان دستورهاى بالا را دقیقاً فقط براى یک ماه به کار بندند از شر این انحراف رهایى خواهند یافت.
پایان
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات13)
در حقيقت ارجمندترين شما نزد
خدا پرهيزگارترين شماست»
فرض کنید مردان از سیاره مریخ و زنان از سیاره ونوس به زمین آمده اند.روزی از روزها در زمان های دور مریخی ها با تلسکوپشان سیاره های دیگر را رصد می کردند که ونوسی ها را پیدا کردند. با دیدن ونوسی ها احساسی ناشناخته در آنها بیدار شد،عاشق شدند . بلافاصله با سفینه به سمت ونوس حرکت کردند.ونوسی ها با روی گشاده از مریخی ها استقبال کردند،آنها بر حسب غریزه می دانستند که چنین روزی فرا خواهد رسید و قلب هایشان پر از عشقی شد که تا کنون تجربه نکرده بودند.
عشق ونوسی ها و مریخی ها جادویی بود. آنها از این که در کنار هم بودند ،در کارها به هم کمک می کردند و شریک رندگی یکدیگر بودند،احساس خوشبختی می کردند،آن ها دنیایی متفاوت داشتند،اما از تفاوت ها لذت می بردند.آنها ماه ها وقت صرف شناخت،درک و احترام گذاشتن به نیازهای مختلف و رفتارهای یکدیگر کردند و سال ها با عشق و احترام با هم زندگی کردند. روزی تصمیم گرفتند به زمین پرواز کنند.اوایل همه چیز خوب بود و بر وفق مراد پیش می رفت.اما رفته رفته تحت تاثیر فضای زمین قرار گرفتند و یک روز با بیماری فراموشی از خواب بیدار شدند.
مریخی ها ونوسی ها فراموش کردند که از سیاره های متفاوتی آمده اند و باید تفاوت هایی داشته باشند. یک روز تمام چیزهایی که در مورد تفاوت های هم یاد گرفته بودند از ذهنشان پاک شد و از آن روز تا کنون مردان و زنان با هم در تضادند.
تقاوت اصلی مریخی ها و ونوسی ها
مریخی ها
۱-بزرگترین اشتباه:مریخی ها با راه حل دادن مزاحمت ایجاد میکنند.
۲-مردها به زبان مریخی حرف میزنند.
۳-مریخی ها باید اهمیت گوش دادن را درک کنند.
۴-در کره مریخ ابراز علاقه روش خاصی دارد.
۵-مردها برای این که حالشان بهتر شود به غارهایشان میروند.
۶-در مریخ مردان فرض میکنند اگر همسرشان محبت و توجه بیش تری نمی خواهد پس به اندازه کافی محبت دیده است.
۷-مریخی ها از اعتماد و اطمینان و پذیرش دیگرات لذت میبرند.
به قطع و یقین درون هر مریخی یک ونوسی هست!
ونوسی ها
۱-بزرگترین اشتباه:ونوسی ها نصیحت های بی ثمر می کنند.
۲-زن ها به زبان ونوسی حرف می زنند.
۳-ونوسی ها نباید سعی کنند مردها را تغییر بدهند.
۴-در ونوس به زبان نیاوردن عشق فاجعه است!
۵-زن ها برای این که حالشان بهتر شود در مورد مشکلاتشان حرف می زنند.
۶-ونوسی ها خوش ندارند از طرف عشق و علاقه بخواهند.
۷-اصولا ونوسی ها از این که دیگران درکشان کنند و به آنها عشق بورزند ،لذت میبرند.
به قطع و یقین درون هر ونوسی یک مریخی هست!
شعار این مجال
وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا (حجرات9)
و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد.
http://www.khoderzae.com/dard-del/index.htm
طبق تجربه ای که پس از سالها بدست آمد، به این نتیجه رسیدیم که جهت ترک این عمل باید .
این عدد هم به تجربه بدست آمده است و هم طبق نظر پزشکان بر آن است و هم مورد تایید معصومین بوده است چنان که پیامبر اکرم فرمودند : ...
در این مشاوران ما بصورت ارتباط ایمیلی در کنار شما هستند، بدین صورت که هر روز و یا یک روز در میان با شما در ارتباط هستند و مشکلات احتمالی را با کمک خودتان حل میکنند.
اینطور شما هم مبارزه کرده اید و هم یک همراه خواهید داشت و تنها نخواهید بود.
توجه : باز تاکید میکنیم بوده و شما به هیچ وجه مشاور خود را تا آخرین روز ترک نخواهید شناخت و اطلاعاتی از شما که در اختیار ایشان قرار خواهد گرفت تنها در حدّ آن است که بتوانند مشکل شما را حل کنند، شامل اسم شما، سن و جنسیت شما و دیگران اطلاعات لازم.
توجه : ارتباط شما با مشاور پس از گذراندن این 40 روز قطع میگردد و دیگر هیچ گاه از طریق ایشان با شما تماسی (ایمیل) گرفته نخواهد شد.
این ارتباط دو طرفه خواهد بود و تا زمانیکه شما ایمیل مشاور مربوط به خود را پاسخگو باشید ایشان نیز در کنار شما خواهند بود.
توجه : (اطلاعات بيشتر)
تذکر : خواهشاً قبل از پر کردن فرم ابتدا مطمئن شوید که آیا واقعاً به ترک هستید یا نه؛ این طرح همیشه فعال است، پس ابتدا با خود فکر کنید که آیا مایل به ترک هستید یا خیر.
..:: ::..
http://www.khoderzae.com/
کلیه آمارها بر اساس اطلاعات به ثبت رسیده در همین سایت میباشد.
آمارهای فعالی بر اساس 320 نفر از عزیزان میباشد.
جهت دریافت آمار کاملتر میتوانید با ایمیل مدیریت تماس حاصل نمائید : Dir@khoderzae.com
رهایی( ترک خود ارضایی)
هویت جنسی را جدی بگیرید
و پسر، همانند دختر نیست. من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسههاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مىدهم.» (آلعمران، 36 ).
در این زمان پرسشی جدی مطرح شده است: که آیا اختلاف جنسیتی وجود دارد یا خیر؟ آیا این اختلاف جنسیتی نتیجه ومعلول آموزش ها وتربیت فرهنگی هر جامعه نیست ؟ به عبارت دیگر آن که آیا هویت جنسی ذاتی انسان است یا آن که اکتسابی است ؟ پاسخ پرسش های فوق به طور مختصر منفی است.
ولی گروه های فمنیسم ، معتقدندکه نقش جنسیتی اکتسابی است و هرگونه تربیت در راستای هویت جنسی را نادرست می دانند وبه پیروانشان تأکید دارند که پسر ودختر را به بدون هویت جنسیتی تربیت نمایند. یعنی این که با دختران به همان گونه رفتار کنید وانتظار داشته باشید که از پسرتان انتظار دارید ؛ هردو را به گونه ای تربیت کنید که هیچ تفاوتی در ایفای نقش جنسیتی نداشته باشند ، هرکدام بتوانند تمام رفتار وکردار یکدیگر را انجام دهند.
نگاه اسلام کاملاً برخلاف فمنسیم است ، بلکه هویت جنسی را ذاتی انسان می داند و از این رو در آموزه های دینی گزاره های زیر آمده است:
اولاً : انسان با تفاوت جنسیتی خلق شده است . خدا این حقیقت را در سوره قیامت به وضوح بیان فرموده است:
أَلَمْ یَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنىٍِّ یُمْنىَ،ثمَُّ كاَنَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى،فجََعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَینِْ الذَّكَرَ وَ الْأُنثىَ
آیا او نطفهاى از منى كه در رحم ریخته مىشود نبود؟! ، سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت، ،و از او دو زوج مرد و زن آفرید! (قیامة،39ـ37)
ثانیاً : تربیت درست وصحیح آن است که بر مبنای فطرت کودک باشد ، یعنی آن که پسر ودختر را به گونه ای تربیت نمود که به راحتی بتوانند نقش جنسیتی خود را در جامعه به خوبی ایفای نمایند.
ثالثاً : در احکام اسلامی بسیاری از احکام مختص جنس خاص می باشد ، مانند نماز خواندن زن ومرد در بعضی از احکام آن متفاوت است .
رابعاً: مهم ترین نکته آن که خدا روح یا نفس زن ومرد را از یک جنس خلق کرده است به عبارت دیگر «روح » جنسیت ندارد ؛ جسم است که دارای دو جنس «مذکر» و«مؤنث» می باشد . درنتیجه ای تفاوت عملی به تفاوت جسمی زن ومرد بر می گردد نه به «نفس» و«روح» آنها .
منظور از هویت جنسی ، پذیرش ویژگی های زیستی ، شناختی ، عاطفی واجتماعی هر یک از دختر وپسر است که به صورت متفاوت ، در دو جنس ، پدید می گردد
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثیراً وَ نِساءً
«اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان كسى كه همه شما را از یك انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمین) منتشر ساخت»
(النساء،1).
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها «او شما را از یك نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گِل) او خلق كرد» (زمر ،6)
برای یادگیری نقش جنسیتی وتحقق یافتن هویت مطلوب جنسی ، لازم است که والدین ، به عوامل وزمینه های مؤثر در ایجاد این نقش وهویت ، توجه کنند ودر پدید آوردن آنها تلاش مناسب داشته باشند .
منظور از هویت جنسی ، پذیرش ویژگی های زیستی ، شناختی ، عاطفی واجتماعی هر یک از دختر وپسر است که به صورت متفاوت ، در دو جنس ، پدید می گردد (تربیت جنسی از منظر قرآن وحدیث ،ص105).
والدین درهویت جنسی فرزندان نقش به سزایی دارند . برای آن که آنها به این امر مهم درست وصحیح بپردازند باید نکات زیر را توجه نمایند:
1 : عدم برتری دادن جنسی بر جنس دیگر می باشد .باید احساس ارزشمندی جنسیتی به گونه ای به فرزند منتقل گردد تا کودکان بتوانند به راحتی وبدون آرزوی داشتن جنسیتی مخالف ، به هویت جنسی خود دست یابند.
2 : نقش جنسیتی هر یک از فرزندان ِ دختر یا پسر خود را به آنها آموزش دهندتا هویت جنسی شان تقویت گردد.
3 : از هر گونه تبعیض ، نسبت به فرزند دختر یا پسر باید خوداری نمایند. عموماً والدین پسر را بر دختر ترجیح می دهند ، وبه نوعی دختر را آزار روحی نموده واورا تحقیر می کنند؛ ازاین رو پیامبر اسلام (ص) فرمودند کسی که به دختر توجه بیشتر نماید اهل بهشت است : قال رسول الله صلی الله علیه واله : مَن کانَت لَهُ أُنثی فَلَم یُؤذِها وَلَم یُهنِها وَلَم یُؤثِر وُلدَهُ عَلَیها أَدخَلَهُ اللهُ الجَنَّةَ «پیامبر صلی الله علیه واله فرمودند: کسی که فرزند دختری داشته باشد واورا اذیت نکند وتوهین نکند وپسر را بر او ترجیح ندهد، خداوند ، اورا وارد بهشت می کند (تربیت جنسی ص 107).
4 : نفش الگویی والدین در هویت پذیری فرزندان ، بسیار مهم وحساس است .جالب این که طبق نظریه روانکاوی کودکان ،الگویابی جنسیتی را از طریق فرآیند همانند سازی با پدر ومادر ، از چهار ـ پنج سالگی آغاز می کنند . آنان ویژگی های شخصیتی زنانه یا مردانه والدین شان را درونی می کنند وبسیاری از ارزش ها و ویژگی های آنان را کسب می کنند .
شکی نیست که والدین ، به عنوان نخستین الگوی رفتاری مردانه وزنانه ، نقش عمده ای در الگو یابی جنسیتی فرزندنشان بازی می کنند . چگونگی برخورد والدین با یکدیگر ونگرش آنان نسبت به نقش جنسیتی خودشان ، بر نظرات کودکان اثر می گذارد
علاوه بر این ، والدین ، به شیوه های گوناگونی چون : انتخاب اسباب بازی ، تشویق فعالیت های معین و واکنش نشان دادن در برابر رفتارهای مناسب یا نامناسب با جنس کودک ، رفتارهای جنسیتی کودک را شکل می دهند (زمینه روانشناسی ،ج 1،ص162).
والدین برای نقش دهی جنسی صحیح به کودکان ، باید نکات زیر را در تربیت وبرخورد با آنها رعایت کنند :
1 ـ اعتدال در محبت به فرزندان وپرهیز از محبت بیش از اندازه والد جنسی مخالف ،به کودک ؛
2 ـ پرهیز از تبعیض وتفاوت رفتاری نسبت به دختر وپسر در خانواده ؛
3ـ هماهنگی پوشش کودک با جنسیت او؛
4 ـ ایجاد تنوع وجهت دهی به بازی کودکان بر اساس جنسیت آنان ؛
5 ـ پرهیز از تحمیل ویژگی ها ورفتارهای یک جنس ، بر جنس دیگر ؛
6ـ توجه به رفتارها ، نگرش ها وموضع گیری های کودکان وایجاد نگرش صحیح ، نسبت به جنس خود وجنس مخالف ، از دوران کودکی ؛
7ـ واگذاری مسؤلیت های متناسب با جنسیت کودکان ، در خانه وبیرون از خانه ؛
8 ـ اظهار رضایت هر کدام از والدین ، نسبت به هم جنس خود در برابر فرزندان ؛
9 ـ بیان طبیعی بودن تفاوت های دو جنس (از نظر روانی ، عاطفی ، جسمی ، فیزیو لوژی و...) ولزوم وجود این تفاوت ها برای ادمه حیات و در نتیجه ، ضرورت احترام گذاشتن به این تفاوت ها (تربیت جنسی، ص111).
منبع:تربیت جنسی از منظر فرآن وحدیث،
ارسال توسط کاربر محترم سایت : alirezamazrooei
/ج
محضر الهی
مردی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام علیه السلام فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش). جاء رجل الی حسین علیه السلام و قال أنا رجل عاص و لا أصبر عن المعصیة- فعظنی بموعظة- فقال علیه السلام: «افعل خمسة أشیاء و أذنب ما شئت».
1.روزی خدا را نخور و هرچه خواستی گناه کن. «فأول ذلک لا تأکل رزق الله و أذنب ما شئت».
2.از ولایت خدا خارج شو و هرچه خواستی گناه کن. «والثانی اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت».
3.جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن. «و الثالث اطلب موضعا لا یراک الله و أذنب ما شئت».
4.آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید، اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن. «والرابع إذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و أذنب ما شئت».
5.وقتی مامور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند، اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن. «والخامس إذا أدخلک مالک فی النار- فلا تدخل فی النار و أذنب ما شئت».بحارج 75 ص 126
ریشه قرآنی حدیث آن است که قرآن کریم نیز از همین عامل به عنوان یکی از اهرم های تربیتی استفاده کرده است: «و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون».سوره توبه آیه 105
پیامبر! به آن ها بگو هر کار خواستید بکنید، ولی توجه داشته باشید که در محضر و منظر خدا، رسول خدا و انسان های کامل - که مصداق بارز آن ائمه اطهار علیهم السلام هستند - قرار دارید و به زودی عالم غیب و شهادت بر می گردید و به شما خبر می دهد که چه کارهایی کردید.
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بعد از شهادت اصحاب، سرش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «اللهم إنک تری ما یصنع بولد نبیک»، بحارج44ص321، خدایا توشاهدی و می بینی که با پسر پیغمبر تو چه می کنند.
چنان که پس از شهادت طفل شیر خوار دست مبارک خود را زیر گلوی او گرفت، وقتی کف دستش پر از خون شد، آن را به طرف آسمان پاشید و گفت: «هون علی انزل بی أنه بعین الله».بحارج 45 ص 46 آن چه که این مصیبت را بر من آسان می کند این است که این مصائب در محضر خدا و منظر او واقع می شود و او می بیند.
منبع: کتاب حماسه و عرفان
منبع: ماهنامه قرآنی نسیم وحی