مطالب خواندنی ماه رمضان
اعمال عید فطر
از جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نیست. برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده است :
1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.
3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.
4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی كل ذنب احصیته وهو عندك فی كتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از شیخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید" یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی كل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندك فی كتاب مبین." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.
5- زیارت امام حسین علیه السلام كه فضیلت بسیار دارد.
6- ده مرتبه ذكر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یك مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است كه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام این دو ركعت را به این كیفیت بجا مىآورد پس سراز سجده برمىداشت و مىفرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل كردهاند: " یاالله یاالله یاالله یا رحمان یاالله یا رحیم یاالله یا ملك یاالله یا قدوس یاالله یا سلام یاالله یا مؤمن یاالله یا مهیمن یاالله یاعزیز یاالله یا جبار یاالله یا متكبر یاالله یا خالق یاالله یا بارئ یاالله یا مصور یاالله یاعالم یاالله یا عظیم یاالله یا علیم یاالله یا كریم یاالله یا حلیم یاالله یا حكیم یاالله یا سمیع یاالله یا بصیر یاالله یا قریب یاالله یا مجیب یاالله یا جواد یاالله یا ماجد یاالله یا ملی یاالله یا وفی یاالله یا مولى یاالله یا قاضی یاالله یا سریع یاالله یا شدید یاالله یا رئوف یاالله یا رقیب یاالله یا مجید یاالله یا حفیظ یاالله یا محیط یاالله یا سیدالسادات یاالله یا اول یاالله یا آخر یاالله یا ظاهر یاالله یا باطن یاالله یا فاخر یاالله یا قاهر یا الله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا ودود یاالله یا نور یاالله یا رافع یاالله یا مانع یاالله یا دافع یاالله یا فاتح یاالله یا نفاح [نفاع] یاالله یا جلیل یاالله یا جمیل یاالله یا شهید یاالله یا شاهد یاالله یا مغیث یاالله یا حبیب یاالله یا فاطر یاالله یا مطهر یاالله یا ملك یاالله یا مقتدر یاالله یا قابض یاالله یا باسط یاالله یا محیی یاالله یا ممیت یاالله یا باعث یاالله یا وارث یاالله یا معطی یاالله یا مفضل یاالله یا منعم یاالله یا حق یاالله یا مبین یاالله یا طیب یاالله یا محسن یاالله یا مجمل یاالله یا مبدئ یاالله یا معید یاالله یا بارئ یاالله یا بدیع یاالله یا هادی یاالله یا كافی یاالله یا شافی یاالله یا علی یاالله یاعظیم یاالله یا حنان یاالله یا منان یاالله یا ذاالطول یاالله یا متعالی یاالله یا عدل یاالله یا ذاالمعارج یاالله یا صادق یاالله یا صدوق یاالله یا دیان یاالله یا باقی یاالله یا واقی یاالله یا ذاالجلال یاالله یا ذاالاكرام یاالله یا محمود یاالله یا معبود یاالله یا صانع یاالله یا معین یاالله یا مكون یاالله یا فعال یاالله یا لطیف یاالله یا غفور یاالله یا شكور یاالله یا نور یاالله یا قدیر یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله اسالك ان تصلی على محمد و آل محمد و تمن علی برضاك و تعفوعنی بحلمك و توسع علی من رزقك الحلال الطیب من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدك لیس لی احد سواك ولا احد اساله غیرك یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم. پس به سجده مىروى و مىگویى: یاالله یاالله یاالله یا رب یا رب یا رب یا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم فی مخزون الغیب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلی على محمد وآل محمد وان تقبل منی شهررمضان و تكتبنی من الوافدین الى بیتك الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب كنوزك یا رحمان."
9- چهارده ركعت نمازاقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، یک بار آیةالكرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.
10- شیخ درمصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجربنشین وعبادت کن.
اعمال روزعید
1- بعد از نماز صبح و نمازعید آن تكبیراتى را كه در شب عید ذکر شد، گفته شود.
2-پرداخت زکات فطره پیش از نمازعید.
4- انجام غسل روزعید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بك وتصدیقا بكتابك واتباع سنة نبیك محمد صلى الله علیه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبی وطهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."
5- برای اقامه نمازعید لباس نیکو پوشیده و ازعطر استفاده نمایید.
6- پیش از نماز عید، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما یا به شیرینى باشد. و شیخ مفید فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت سیدالشهداء علیه السلام كه براى هر دردى شفا است.
7- قبل ازخروج از منزل برای نمازعید، دعایی را که از امام باقرعلیه السلام روایت شده را بخوانی: " اللهم من تهیا فی هذاالیوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطایاه فان الیك یا سیدی تهیئتی و تعبئتی واعدادی واستعدادی رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطایاك و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیك محمد صلوات الله علیه وعلى آله ولم افد الیك الیوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت بمخلوق املته ولكن اتیتك خاضعا مقرا بذنوبی واسائتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفرالذنوب العظام الا انت یا لا اله الا انت یا ارحم الراحمین."
8- اقامه نمازعید.
9- زیارت امام حسین علیه السلام.
10- دعاى ندبه خوانده شود. سید بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید:" اعوذ بك من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى وعطشانها لا یروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگوید:" الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی وتعفیری لك بغیرمن منی علیك بل لك المن علی" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگوید: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگوید:" ان كنت بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فلیحسن العفو من عندك یا كریم " پس از آن صد بار بگوید: العفو العفو.
پله پله آسمانی می شوم
پله پله آسمانی می شوم
امتدادی کهکشانی می شوم
زیر باران گل و نور و نسیم
باغ سبز زندگانی می شوم
مثل یک رنگین کمان در طیف عشق
زرد، آبی، ارغوانی می شوم
نیمه ی ماهم که با «امّن یُجیب»
نقره فامی آسمانی می شوم
یاس های کوچه احساس را
آفتاب مهربانی می شوم
گرچه پیرم در نگاه روزگار
شاخه تُرد جوانی می شوم
با عروجی تا خدا، آری خدا
جاودانی، جاودانی، جاودانی می شوم
"سیمیندخت وحیدی"
نماز و نیاز
هر شب خیال روی تو در خواب دیده ام
یعنی صفای آینه در آب دیده ام
من گنگ خواب دیده و هرگز ندیده ام
الا خیال دوست که در خواب دیده ام
رنگین کمان عشق و جنون را در آسمان
گلریز بر صحیفه ی اصحاب دیده ام
با لحظه های سبز دعا آفتاب را
در خلوت شبانه ی مهتاب دیده ام
فوج کبوتران نماز و نیاز را
بر عرش پر کشیده ز محراب دیده ام
خون هزار سرو که از دست داده ایم
جاری به پای لاله ی سیراب دیده ام
«دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم»
با معجزی که در غزل ناب دیده ام
"مشفق کاشانی"
خطبههاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی
24/ 08/ 83
ملت بزرگ و خداجوی ایران به شكرانه یك ماه روزهداری و عبادت امروز نماز عیدسعید فطر را باشكوه هر چه تمامتر در سراسر كشور اقامه كرد. در تهران نیز انبوه بیشمار نمازگزاران مومن نماز عید فطر را با معنویتی وصف ناپذیر و به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی در مصلای بزرگ تهران اقامه كردند....
خطبهى اول
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
الحمدللَّه ربّ العالمین. الحمدللَّه الّذى خلق السّموات والارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذین كفروا بربّهم یعدلون. نستغفره و نتوب الیه و نحمده و نتوكّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه سیّد خلقه سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فىالارضین. اوصیكم عباداللَّه بتقوى اللَّه.
اولاً عید سعید فطر را به همهى ملت عزیز ایران و به همهى مسلمانان جهان و به شما نمازگزاران عزیز تبریك عرض مىكنم و امیدوارم خداوند متعال عبادات، طاعات و قربات شما را در ماه مبارك رمضان به بهترین وجه قبول فرماید. همهى برادران و خواهران عزیز نمازگزار و خودم را به تقواى الهى توصیه مىكنم.
در ماه رمضان براى ما خاكیان و زمینیان چه سعادت بزرگى است كه با ملائكهى الهى و با روح امین همنشین بشویم ... لیلةالقدر در ماه رمضان، شب همنشینى خاكیان با فرشتگان ملأ اعلاست.
ماه رمضان فرصت بسیار استثنایى و بزرگى است كه به لطف خداى متعال امسال هم این فرصت به ما داده شد كه بتوانیم در این ماه مبارك بر سر سفرهى ضیافت الهى حاضر بشویم. این فرصت استثنایى در طول سال نظیر ندارد. در ماه رمضان براى ما خاكیان و زمینیان چه سعادت بزرگى است كه با ملائكهى الهى و با روح امین همنشین بشویم: «تنزّل الملائكة والرّوح فیها باذن ربّهم». لیلةالقدر در ماه رمضان، شب همنشینى خاكیان با فرشتگان ملأ اعلاست. همانطور كه كاروان بشرى به سوى یك نهایتى در حال حركت دایمى است، هر فرد انسان هم در طول زندگى خود در حال حركت به یك منتها و غایت و سرمنزلى است: «انّك كادح الى ربّك كدحا فملاقیه». این مسیر طولانى و پر فراز و نشیب از گذرگاههاى گوناگونى مىگذرد؛ رنجها در آن هست، بلاها در آن هست، سختیها هست، گشایشها و فرجها و شادىها در آن هست: «بلوناهم بالحسنات و السّیئات»؛ همهى اینها هم آزمایش است. در این راه طولانى كه افراد بشر باید آن را طى كنند و سعى كنند خود را به اوج نقطهى كمال انسانى، یعنى به لقاءاللَّه، برسانند، حركت در بعضى از قطعات این راه دشوار است؛ مثل مسیرهاى زندگى معمولى؛ گاهى انسان از یك گذرگاه دشوارى عبور مىكند؛ گاهى از جادهى سختى، در گردنهیى مجبور است بالا برود؛ گاهى سر راه انسان باتلاقى قرار مىگیرد؛ گاهى هم راه، راهِ گسترده و مركب، مركب هموارى است.
این عبادتها، این دعاها، این خشوعها، این ذكرها و این لیلةالقدر همان وسایل هموارى است كه شما را فرسنگها جلو مىبرد؛ راهى را كه در طول سال و در ماههاى دیگر گاهى یك متر یك متر باید طى كنیم، مىتوانیم اگر همت كنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طى كنیم.
ما در طول سال و در مسیر طولانى حركت خودمان در چالش با هواهاى نفسانى، با گناهان، با فضاهاى تاریكى كه خودمان بهدست خودمان بهوجود مىآوریم، با مشكلاتى مواجه مىشویم. گاهى انسان براى اینكه حال دعا پیدا كند، مشكل دارد؛ گاهى براى اینكه قطرهى اشكى بفشاند، مشكل دارد؛ چون راه دشوار است، بهوسیلهى خلافها و گناههاى خود احاطه مىشویم؛ اما قطعهى ماه رمضان، آن قطعهیى است كه حركتِ در آن قطعه آسان است؛ مثل این است كه در این راه دشوارى كه مىخواهید به محلى یا به شهرى برسید، گاهى مجبورید پیاده راه را طى كنید؛ گاهى مجبورید از آب بگذرید؛ گاهى مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یكجا هم مىرسید به فرودگاهى كه هواپیماى مجهزى آماده است تا شما را بىدردسر و با خیال راحت و پس از طى مسیر طولانى به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خداى متعال راه را در ماه رمضان هموار كرده است و فضا را در ماه رمضان، فضاى خالى از مُعارض قرار داده است. این روزهیى كه شما مىگیرید، نفس و هواهاى نفسانى را به زنجیر مىكشد؛ این عبادتها، این دعاها، این خشوعها، این ذكرها و این لیلةالقدر همان وسایل هموارى است كه شما را فرسنگها جلو مىبرد؛ راهى را كه در طول سال و در ماههاى دیگر گاهى یك متر یك متر باید طى كنیم، مىتوانیم اگر همت كنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طى كنیم؛ لذاست كه شما مىبینید اولیاى خدا از مژدهى رسیدن ماه رمضان خرسند مىشدند و از فراق ماه رمضان اشكهایشان سرازیر مىشد.
امام سجاد در دعاى وداع ماه رمضان - كه ظاهراً دعاى چهلوپنجم صحیفه است - آنچنان از فراق ماه رمضان مىنالد؛ بارها و بارها بر ماه رمضان درود مىفرستد: «السّلام علیك». اینجا سلام به معناى بدرود و به معناى خداحافظى كردن با ماه رمضان عزیز و با این روزها و شبهاى نورانى است؛ خداحافظى با این قطعهى بهشتى از زمان عمر ما و از طول دوران سال، ماه رمضان، است.
عزیزان من! این ذخیرهى تقوا را كه در ماه رمضان بهدست آوردیم ... اگر بر سر سفرهى زیارت الهى درنگ كرده باشیم و از آن بهره برده باشیم، باید حفظ كنیم؛ این محصول بسیار ارزشمندى است.
محصول ماه رمضان، تقواست؛ به خود پرداختن، به خود رسیدن و ذخیرهى تقوا را براى خود فراهم كردن؛ «لعلّكم تتّقون». ماه رمضان در ما ذخیرهى تقوا ایجاد مىكند. این تقوا هم خود وسیلهیى براى منازل عالىتر است. تقوا مركبى است كه مىتواند ما را به آن منازل عالى برساند: «و اتّقوا اللَّه لعلّكم تفلحون»؛ «فاتّقوا اللَّه لعلّكم ترحمون»؛ «و اتّقوا اللَّه و یعلّمكم اللَّه». علم و هدایت و رحمت الهى بر اثر تقوا از سوى خداوند به انسان عطا مىشود. از همه بالاتر، فلاح است. فلاح و رستگارى بر اثر تقوا به دست مىآید. عزیزان من! این ذخیرهى تقوا را كه در ماه رمضان بهدست آوردیم - اگر انشاءاللَّه بهدست آورده باشیم - اگر بر سر سفرهى زیارت الهى درنگ كرده باشیم و از آن بهره برده باشیم، باید حفظ كنیم؛ این محصول بسیار ارزشمندى است؛ مثل آن كشاورزى كه زحمات خود را مىكشد، محصول گندم خود را مىچیند، بعد آن را در یك سیلوى مطمئنى بهدست امینى مىسپارد تا در طول سال بتواند از آن استفاده كند. این آذوقهى طول سال ماست. در طول سال، این آذوقه تهدید مىشود: وسوسهها هست، زرقوبرقها هست، شهوات و هواهاى نفسانى هست و گناهان؛ اینها همه آفت این ذخیرهى ارزشمندند. از این ذخیره براى مقابله با آن آفتها استفاده كنید و این ذخیره را حفظ كنید.
امروز روز عید است: «الّذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمّد (صلّىاللَّهعلیهوآله) ذخرا و شرفا و كرامتا و مزیدا». این مزیدى كه براى پیغمبر در روز عید فطر معین شده است، همین است كه ما پیروان پیغمبر در هر نقطهیى از نقاط دنیا كه هستیم، با این ذخیرهى تقوا خودمان را مجهز و مسلح كنیم براى پیمودن راه دشوار زندگى؛ براى آباد كردن دنیا و آخرت و براى رسیدن به فلاح.
پروردگارا! به محمد و آل محمد همهى ما را موفق به كسب تقوا و حفظ تقوا بفرما.
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم. والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصّبر
خطبهى دوم
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
الحمدللَّه ربّ العالمین والصّلاة والسّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن المعصومین سیّما على امیرالمؤمنین و الصدّیقة الطّاهرة سیّدة نساءالعالمین و الحسن و الحسین سبطىالرّحمة و امامىالهدى و علىّبنالحسین و محمّدبنعلى و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىبنموسى و محمّدبنعلى و علىبنمحمّد والحسنبنعلى والخلف الهادى المهدى القائم حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداةالمؤمنین. اوصیكم عباداللَّه بتقوى اللَّه.
بار دیگر تقوا را به یاد خود و شما مىآورم و همهى مؤمنین و مؤمنات را به رعایت تقوا و به حفظ تقوا و به اهتمام به تقوا توصیه مىكنم.
امسال ماه رمضان بحمداللَّه ماه رمضان بسیار پُررونقى بود. سال به سال، آنطور كه انسان ملاحظه مىكند، اقبال و توجه مردم، هم در كشور ما و هم در همهى آفاق اسلامى، بیشتر مىشود. برخلاف سیاست راهبردى دشمنان معنویت و فضیلت كه مىخواهند نسل جوان را در همهى دنیا از هستى معنوى ساقط كنند، بحمداللَّه و علىرغم تلاش پُرهزینهى آنها، خیل جوان ما با دلهاى نورانى خودشان به سمت دعا و تضرع و انابه و استغفار، بخصوص در ماه رمضان، حركت مىكنند. ملتى كه ماه رمضان دارد، خدا را دارد؛ ملتى كه محرم را دارد، مجاهدت و شهادت را دارد و ملتى كه مجهز به ابزار مجاهدت و متكى بهخداست، هرگز مغلوب نخواهد شد. در این ماه رمضان - مثل ماه رمضانهاى قبل - علاوه بر عبادات و تضرعات و توسلاتى كه انجام گرفت، راهپیمایى عظیم و پُرشكوه مردم در روز قدس، حركت نمادین عظیمى بود كه یقیناً در عرصهى سیاست عالم و در مقابله با استكبار، تأثیرات عمیقى را باقى گذاشته است و خواهد گذاشت. آنچه كام رمضانیان را در همهى دنیاى اسلام، بخصوص امسال، تلخ كرد، حوادث فاجعهآمیز فلسطین و عراق بود؛ اینها قطعههاى تن دنیاى اسلامند.
در فلسطین كشتار مردم یك عادت روزانهى ستمگران صهیونیست شده است. دنیایى كه در چنین جنایاتى سكوت كند، دنیاى منحرفى است. سیاستمدارانى كه به ملاحظات سیاسى و براى منافع دنیایى چشم بر این همه مظلومیت از یكسو و این همه جنایت از سوى دیگر ببندند، سیاستمداران گنهكارى هستند. امروز بشریت دچار چنین سیاستمدارانى است. مردم فلسطین در این ماه رمضان، با دهان روزه شهیدانى دادند. مردم عراق در این ماه رمضان با دهان روزه سختیهاى بسیارى را تحمل كردند. همهى اینها بهخاطر جنگ اعلام نشدهیى است كه استكبار جهانى در مقابل اسلام آغاز كرده است. در این جنگ نامتعادل همهى ثروت و قدرت و امكانات تبلیغاتى و سیاسى و اقتصادى استكبار در مقابل ملتهایى كه مىخواهند نام خدا را بر زبان بیاورند و بندهى خدا بمانند: «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید»، صفآرایى مىكنند. اسلام در دل مسلمان، شجاعت و نور و استقامتى بهوجود مىآورد كه مستكبران از آن بیمناكند و با اسلام به همین دلیل مخالفند.
در مقابل این جبههى مستكبرِ زیادهطلب و زیادهخواه، ملت و امت اسلامى ایستاده است. نمونههاى مقاومت را شما مشاهده مىكنید؛ در سرتاسر دنیاى اسلام این انگیزهى مقاومت وجود دارد. در بعضى جاها نمود آن بسیار چشمگیر است كه در قلهى این استقامت، ملت فلسطین قرار دارند. امریكا و صهیونیستهاى همكاسهى او نتوانستند این مجموعهى فلسطینى و ملت محاسبه شده را خاموش كنند؛ درماندهاند. صهیونیستهایى كه وقتى در جنگ مسلحانهى منظم مجهز با كشورهاى عربى وارد شدند، بیش از شش، هشت یا ده روز جنگ آنها ادامه پیدا نكرد، الان نزدیك به چهار سال است كه ملت فلسطین را در مقابل خود دارند؛ ملتى كه از آنها مىكشند، خانههایشان را ویران مىكنند، با آنها نهایت سختگیرى را مىكنند؛ اما از عهدهى این ملت برنمىآیند. همهجاى دنیاى اسلام اینجورى است. هرجایى كه این دشمن عنود كه در رأس آن دولتمردان ایالات متحدهى امریكا هستند - كه دشمن اسلام، دشمن مسلمانها و دشمن امت اسلامى هستند - بخواهد با این چهره و با این روش وارد بشوند، با مقاومت امت و ملتهاى اسلامى مواجه خواهد شد.
ما بار دیگر همدردى خودمان را با ملت مظلوم فلسطین، با ملت مظلوم عراق، با همهى ملتهاى مظلوم اعلام مىكنیم؛ ملت ایران ایستاده است.
نمازگزاران عزیز! این وحدت و این یكپارچگى و این تمسك شما به ارزشهاى معنوى، بزرگترین دستاوردى است كه به شما كمك مىكند كه بتوانید در مقابل افزونطلبى و زیادهخواهى و تعدى و تجاوز استكبار ایستادگى كنید؛ این را حفظ كنید؛ این بسیار ارزش دارد.
ملت عزیز ایران! نمازگزاران عزیز! این وحدت و این یكپارچگى و این تمسك شما به ارزشهاى معنوى، بزرگترین دستاوردى است كه به شما كمك مىكند كه بتوانید در مقابل افزونطلبى و زیادهخواهى و تعدى و تجاوز استكبار ایستادگى كنید؛ این را حفظ كنید؛ این بسیار ارزش دارد. همین نمازهاى عید، همین اجتماعات عظیم، همین راهپیمایىهاى پُرشكوه، همین جوانهاى پُرانگیزه و همین ملت آمادهى براى حركت، قیام، دفاع و جهاد در راه اسلام، توانسته است به همهى امت اسلامى عزت ببخشد. عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسك به همین وحدت، همین یكپارچگى، همین بصیرت و روشنبینى است؛ این را حفظ كنید. مسؤولان در خدمت مردم، مردم در كنار مسؤولان، همه به فكر مصالح این كشور و این ملت، و همه با اهتمام فراوان به آن چیزى كه ضامن اصلى نجات امت اسلامى است، یعنى تمسك به اسلام، باشند كه مىتواند دنیا و آخرت مردم را آباد كند. امروز از خدا بخواهید این روحیه و این ایمان و این نشاط و شادابى را در شما حفظ كند.
یك جمله هم امروز به مناسبت حادثهى بسیار مهمى كه در نیمسال آینده در پیش داریم، عرض كنم؛ مسألهى انتخابات ریاستجمهورى. تقریباً حدود شش ماه به این انتخابات باقى است و وقت زیاد است براى سخن گفتن و سخن شنیدن، فقط من یك جملهى كوتاه عرض مىكنم:
مردم مىخواهند كسانى مسؤولیتها را بهعهده بگیرند كه دلسوز، با كفایت و كارآمد باشند.
ملت ایران در این گزینشها و در این انتخاباتها همیشه بیدارى و حضور خود را در صحنه اثبات كردهاند. آنچه كه باید به عنوان راهبرد اساسى مورد نظر همه باشد، عبارت است از حضور حداكثرىِ مردم. باید شركت مردم در انتخابات ریاستجمهورى آینده كه انشاءاللَّه جزو حماسههاى ملى خواهد شد، شركتى باشد كه دشمن را از دستاندازى به ایران اسلامى و ملت سرافراز ایران مأیوس كند. ملت ما همیشه با بهرهگیرى از فیوضات و معنویات، خود را براى كارهاى بزرگ آماده كرده است و انشاءاللَّه ملت ایران آماده مىشود و مصمم است كه یكى از بهترین و پُرشورترین انتخاباتها و گزینشهاى ملى را برگزار كند. آنچه كه براى مردم در این انتخابات و همهى گزینشهاى ملى و انتخاباتها مهم است، این است كه سطح كارآمدى نظام روزبهروز ارتقا پیدا كند؛ این اساس مسأله است. اگر مردم دنبال رئیسجمهور یا دنبال نمایندهى مجلس مىگردند یا دنبال دیگر كسانى هستند كه مىخواهند آنها را با انتخاب تعیین كنند، در پى آن هستند كه انسانهاى كارآمدى را بر اریكهى مسؤولیت بنشانند تا آنها بتوانند سطح كارآمدى نظام را افزایش بدهند و مشكلات مادى و معنوى مردم را حل كنند؛ این خواست مردم است. حالا گروهها و احزاب و عناصر سیاسى هم هر كدام نقطهنظرهایى دارند؛ آن نقطهنظرات براى خودشان است. مردم مىخواهند كسانى مسؤولیتها را بهعهده بگیرند كه دلسوز، با كفایت و كارآمد باشند. بحمداللَّه امروز كارهاى زیادى شده؛ زیربناهاى مهمى از كشور آمادهى بهرهبردارى شده است. بازوان قوى و باكفایت یك مسؤول مؤمن و وفادار به آرمانهاى انقلاب - كه آرمانهاى مردم است - خواهد توانست بسیارى از گرهها را باز كند؛ مردم دنبال این هستند. فرصت فراوان است؛ حرفها در این زمینه زیاد است؛ انشاءاللَّه در زمان خود این حرفها گفته خواهد شد و مردم ما مثل همیشه بابصیرت، با آمادگى، با انگیزه و نشاط این آزمایش بزرگ را هم از سر خواهند گذراند.
پروردگارا! به محمد و آل محمد روح امام بزرگوار ما را با ارواح اولیا و صالحان و صدیقان محشور كن. پروردگارا! شهداى عزیز ما را با شهداى صدر اسلام محشور كن. پروردگارا! جانبازان و ایثارگران ما را مشمول رحمت و لطف و تفضل خود قرار بده. پروردگارا! آحاد مردم ما را در گوشه و كنار این كشور مورد لطف و تفضل خود قرار بده و مشكلات زندگى مردم را با دست قدرت و ارادهى خود برطرف بفرما. پروردگارا! سلام ما را در این روز عید به محضر مولا و سیدمان، ولىعصر (ارواحنافداه) كه صاحب این مملكت و صاحب زمان و زمانه است، برسان و ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده.
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
قل هواللَّه احد. اللَّهالصّمد. لم یلد و لم یولد. و لم یكن له كفوا احد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زیر تقدیم مى گردد:
1- حالات و دریافت هاى شخصى
كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مى دهد. دیگرانى هم كه به این حد از معنویت راه پیدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهاى شب قدر بهره بردارى كرده و فیض معنوى مى برند. ریشه اصلى این دگرگونى ها و حالات، به خود افراد برمى گردد و اینكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضیلت هاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانیم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه اینكه یكى از راه هاى رسیدن به اینكه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است.
2- شناساندن شب قدر
خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می آیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است.
فردى به امام باقر(ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اینكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: «والعمل الصالح فیها من الصلاه والزكاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر» (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شایسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ كس نمى كند، چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گرهى از كار بندگان مى گشاید؟ مى دانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، این است كه بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمنداست و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهدبود.
3- اجماع و سیره مسلمانان
مى دانیم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاكید فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه یكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اینكه شب قدر را درك كند، یك سال تمام یعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشكیل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال، همراه گریه وزارى و استغفار، برخاسته از یك واقعیت انكارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.
4- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى
امام صادق(ع) به ابوبصیر مى فرماید: «وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه»؛ در هر یك از دو شب بیست و یكم و بیست و سوم صد ركعت نماز بخوان «واحیهما ان استطعت الى النور)»؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى كن «واغتسل فیهما»؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصیر عرض كرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان.
-اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.
- اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود.
از حدیث فوق، مى توان تاثیر فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى كرد. مى بینیم ابوبصیر كه یك راوى زبردست و كار كشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام(ع) هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند كه رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثیر انسان را مشخص مى كند، جمله پایانى امام(ع) است كه آن را به عنوان ریشه و علت تاكید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند؛ آنجا كه فرمودند: «و تقبل اعمال المومنین»؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود. (3)
5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز
مى دانیم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترین و پر محتواترین دعاهاست؛ دعاهایى مانند ((جوشن كبیر))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعیه اى كه انسان را با دریایى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از یك طرف، با یاد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پایان خداى مهربان او را در كنار و دستگیر خویش مى بیند و نور امید در دلش مى درخشد و از دیگر سو، با یاد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قیامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه باید باشد مى سنجد و زیانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى یابد و علاوه بر شك و تردیدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خویش پیدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى گیرد و مسیر زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به این مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت؛ زیرا بیم و امیدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، این نتیجه به دست می آید كه در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى دهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشیند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراین، دعا در شب هاى قدر كه یك كار اختیارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همین دلیل به آن سفارش اكید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكید بیشترى بر این امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى زند.
6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبر گرامى اسلام(ص) فرمودند: ((من ادرك لیلة القدر، فلم یغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرین بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى(ص) قابل قبول نیست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصیت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمایند. ((انس بن مالك)) از پیامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فیه لیله خیر من الف شهر))؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخیر كله))؛ هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى نصیب مانده است. ((ولا یحرم خیرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خویشتن را محروم كرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها میخوارگى یا ((دایم الخمر)) بودن و نیز آزار پدر و مادر است.
7- شب قدر مكمل اعمال صالح
یكى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر این جهان را ترك كنند. پیش از این گفتیم كه امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه ((لیله القدر خیر من الف شهر)) فرمودند: مراد این است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به این پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مى فرمایند: ((و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولكن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نیكوى آن ها را چند برابر مى فرماید تا كاستى هایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى توان فهمید كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه یك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن یك عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر مى شود. در روایات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است
8- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر
1- نماز : ((انس بن مالك)) از پیامبر گرامى(ص) روایت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من لیله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصیبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال: ((ابو شی ابن حیان)) از پیامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت علیه الملائكه و لیالى رمضان كلها و صافحه جبرائیل(ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئیل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه :در باره امام زین العابدین(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل یوم بدرهم فیقول: لعلى اصیب لیله القدر)) (8)؛ در هر روز ماه مبارك یك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شاید با این كار، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم.
((عبدالله بن مسعود)) روایت مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از میان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم. مرا طعامى دهید. رسول خدا گفت: اى فقیر، ذكر غریب مكن كه دل مرا اندوهگین ساختى. بعد از آن فرمودند: غریبان چهار قسمند:
1- مسجدى كه در میان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند.
2- مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.
3- عالمى كه در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نكنند و از او مسایل دینى سوال نكنند.
4- اسیران اهل اسلام كه در میان كفار باشند،
پس فرمود: كیست كه موونه و غذاى این مرد را كفایت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، در كار این میهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یك نفر را بیشتر كفایت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
فاطمه(س) طعام را پیش آورد. حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از این طعام بخورم میهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن كردن چراغ دیگر تعلل كن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. امیرالمومنین فرمود: اى فقیر، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سیر شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)
4- شب زنده دارى: حضرت رسول(ص) فرمودند: ((من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
5- غسل و شب زنده دارى: امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزیده مى شود.
روایاتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ها، مانند دور شدن عذاب دوزخ كه در حدیث پیامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتیجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینكه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى تكمیل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى كنیم. این بحث تكمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم:
1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان.
2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
1- پاداش ها در ماه مبارك رمضان: امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذیرفته و كارهاى زشت بخشیده شده است. خواندن یك آیه قرآن در این ماه، برابر با یك ختم قرآن در ماه هاى دیگر است. كسى كه برادر خود را با یك لبخند شاد كند، در روز واپسین خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در این ماه یارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگیرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فریادرسى كند، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نكند. كسى كه ستمدیده اى را یارى كند، خداوند او را در دنیا، در مقابل دشمنانش یارى كرده و در روز قیامت نیز، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید. (12) و در روایت دیگر امام صادق(ع) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روایت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص: آیات و روایات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتیجه كار بنده دانسته، یا عمل او را تنها عامل معرفى كرده اند.
نمونه اى از این آیات و روایات:
((ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم))(14)؛ در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد، تا آنان حال خود را تغییر دهند.
((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دریا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهایشان را بچشانند، باشد كه باز گردند.
دعا دگرگون كننده سرنوشت
((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون مى كند و تنها نیكى است كه مایه افزایش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند.
اختیار انسان و شب قدر
آنچه از مجموع مباحث به دست می آید این است كه با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات، اطمینان كامل پیدا مى كنیم كه شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقینا، او در مقدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برایش رقم مى خورد موثر است؛ حتى مى شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.
1- اصول كافى ، ج 4، ص 158.مى گردد (16).
2-فوائد الرضویه ، ص 10 - قصص العلمإ، ص 18- سیماى فرزانگان ، ج 3.
3- وسائل الشیعه، ج 10، باب 32، ص 354.
4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.
5- كنزالعمال ، ج 8 ، ص 534، ح 24028.
6- همان ، ص 545، ح 24090.
7- الترغیب و الترهیب ، ج 2 ، ص 95، ح 14.
_8 بحار الانوار ، ج 95، ص 82.
9- تفسیر منهج الصادقین ، ج 9 ، ص 237.
10- بحار الانوار ، ج 95، ص 145.
11- همان ، ج 80، ص 128.
12- همان ، ج 93، ص 341.
13- همان ، ص 346.
14- رعد ، آیه 11.
15- روم ، آیه 41.
16- تحفه الاحوذى ، ج 6 ، ص 348 ، ح 2225.
بر گرفته از BALAQ.NET
ارائه دهنده مقاله : محمد مهدی رفیعی
علائم و منزلت لیلة القدر
حدیث:
قال الباقران علیهما السلام:
سالته عن علامة لیلة القدر، فقال: علامتها ان یطیب ریحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)
ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت لیلة القدر پرسید؟ پس امام (ع) فرمود: علامت لیلة القدر این است كه بوى خوشى از آن پخش مىشود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملایم مىگردد، و اگر لیلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنک و معتدل و نیكو مىگردد.
توضیح:
علامه طباطبائى در علایم شب قدر مىگوید: روایات در معنى و خصایص و فضایل شب قدر بسیار است، در بعضى از آن روایات علامت هایى براى شب قدر ذكر كرده از قبیل اینكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مىكند و هواى آن روز معتدل است. (المیزان، ج 40، ص 332)
حدیث:
قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیلة القدر فى كل سنة و یومها مثل لیلتها. (2)
ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مىباشد.
حدیث:
قال النبى (صلى الله علیه و آله):
ان انا ادركت لیلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافیة». (3)
ترجمه: به پیامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دریابم از خدا چه چیزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافیت را».
حدیث:
قال موسى (علیه السلام): الهى ارید قربك، قال: قربى لمن استیقظ لیلة القدر،
قال: الهى ارید رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكین لیلة القدر،
قال: الهى ارید الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر،
قال: الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر،
قال: الهى ارید النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى لیلة القدر،
قال: الهى ارید رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتین فى لیلة القدر. (4)
ترجمه:
موسی (علیه السلام)گفت:
خداوندا! مىخواهم به تو نزدیك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،
گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند.
گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقهاى بدهد.
گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از میوههایش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبیحش را انجام دهد.
گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.
گفت: خداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.
توضیح:
لیلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهراً مراد به قدر، تقدیر و اندازهگیرى است. خداى تعالى در آن شب حوادث یكسال را یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مىنماید، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چیزهایى از این قبیل را مقدر مىسازد.
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) ص 95
جمعى از نویسندگان
پى نوشتها:
1- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 256.
2- وسائل الشیعه، ج 7 صفحه 262.
3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458.
4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.
بر گرفته از IMAMALINET.NET
شب قدر ، قدر شب مقدرات
((انا انزلناه فى لیلة القدر و ما ادریك مالیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهرتنزل الملائكه والروح فیها باذن ربهم من كل امر سلام هى حتى مطلع الفجر)) (1)
ترجمه : ما این قرآن عظیم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كردیم و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در این شب فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبى و امام عصر(عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، این شب، رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه (شهود) ((شب قدر)) یا ((لیلة القدر)) مشهورترین نام این شب است. مفسران درباره اینكه چرا این شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:
1- قدر= شرف و منزلت
((مرحوم طبرسى)) گوید: ((از آن رو به این شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پایه اى بلند و شانى عظیم است. مثل اینكه گویند: مرد داراى قدر؛ یعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرماید: ((و ما قدروا الله حق قدره))، یعنى عظمت و شان خدا را آن گونه كه باید به جا نیاوردند. ((ابوبكر وراق)) گوید: ((لان من لم یكن ذا قدر اذا احیاها صار ذاقدر))؛ آن شب را، قدر نامیدند، از این رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. دیگران نیز گفته اند: شب قدر است، زیرا كارهاى خدایى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى دیگر نیز گفته اند: شب قدر است، چون كتابى گرانبها بر پیامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پایه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همین بس كه سوره مباركه (قدر) در شان آن نازل شده است.
2- قدر= تنگی و ضیق
یكى از معانى (قدر) ضیق و تنگى است.
این شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمین به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمین در این شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپیده دم، هم صدا با زمینیان به احیاى آن شب مى پردازند و به وظایف خویش مى رسند. در این زمینه قرآن كریم مى فرماید: (تنزل الملائكه و الروح فیها باذن ربهم من كل امر).
3- قدر= تقدیر و اندازه گیرى
بسیارى از دانشمندان این معنا را پذیرفته اند؛ چون در این شب، همه چیز اندازه گیرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات این شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پیش آمدها، مانند جنگ، زلزله، پیروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در این شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدیر و تفصیل كنند؛ هر كار كه مشحون به حكمت است، نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام، در این شب تقدیر كنند). (3)
از حضرت امام رضا(ع)، روایت شده است كه :
(...یقدر فیها ما یكون فى السنه من خیر او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلك سمیت لیلة القدر) (4)؛ این شب را لیلة القدر نامیده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبیل خوبى، بدى، زیان، سود، روزى (معیشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گیرى مى شود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصیر) فرمودند:
(یا ابا محمد، یكتب وفد الحاجه فى لیلة القدر و المنایا والبلایا و الارزاق و ما یكون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث)؛ اى ابو محمد، در شب قدر حاجیان مشخص شده و پیشامدها و مرگ ها و روزىها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آینده (شب قدر دیگر) رقم مى خورد؛ پس آن را در شب بیست و یكم و بیست سوم ماه جستجو كن البته اینكه خداوند بر پایه حكمت و مصلحت، تقدیر امور مى فرماید، به شایستگى و ظرفیت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.
قدر، باران رحمتى است كه در جویبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصیت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذیرش جریان رودى وسیع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى دیگر، زمینه كمترى براى جذب رحمت و عنایت دارند؛ برخى، هیچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمینه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذناپذیر است. حقیقت شب قدر از نوع حقایق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نیز این گونه است: (و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا). (5) قرآن غذاىسالم روح انسان هاست. این غذاى دلپذیر براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر كسى بیمار باشد، نه تنها از این سفره رنگین دلپذیر و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد، بلكه براى او مایه آزردگى است. از این رو، در قسمت دوم، آیه كریمه مى فرماید: و همین قرآن براى ستمكاران مایه تباهى و زیان است. گفتیم كه در شب قدر سرنوشت انسان ها بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. بى گمان، این تصمیم گیرى درباره آینده اشخاص و امت ها با گذشته آنان پیوند خورده است، اما اینكه در این شب چگونه تصمیم گیرى و تقدیر مى شود و چه مراحلى پشت سر گذاشته مى شود و نقش عنصر . انتخاب چیست؟ در صفحات بعد به آن خواهیم پرداخت.
منابع:
1- سوره قدر
2- مجمع البیان ، ج 10 ، ص 518.
3- تفسیر منهج الصادقین ، ج 10، ص 303.
4- عیون اخبار الرضا، ج 2 ، ص 116.
5- اسرإ ، آیه 82.
سایت صدا وسیما
شب قدر
شب قدر واژهای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مباركه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مباركه» و «لیله القدر خیر من الف شهر »
(ما قرآن را در شب مبارك فرو فرستادیم) و (شب قدر از هزار ماه برتر است) .
در شب قدر، همه امورات عالم اندازهگیری میشود و به تصویب حجت خدا در هر زمان میرسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر كدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل میدانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یكی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یكی از شبهای بیست و یكم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر میدانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر میدانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است كه در كتب دعایی مذكور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شبزندهداری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأكید فرموده است.
فضیلت شب قدر
شب قدر از شبهای مقدس و متبرك اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد كرده و سورهای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمیرسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائكه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یك سال انسانها و روزیها، عمرها و امور دیگر مشخص میشود.
ملائكه در این شب بر زمین فرود میآیند، نزد امام زمان علیه السلام میروند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه میدارند.
شبزندهداری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأكید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است كه روزی پیامبر اكرم فرمود:«یكی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب كردند و آرزو كردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود كه سوره قدر نازل شد و بیان شد كه « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»
منابع:
-المیزان، ج 18، ص 138
- مفاتیح الجنان
-تفسیر نمونه ج 27 ص 181
- مجمع البیان ج 10 ص 405
MYSELF
ارائه دهنده مقاله (9) : علی احمدی
حقیقت شب قدر
معنا و ماهیت حقیقى شب قدر چیست ؟
سید سعید لواسانى
«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.(4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است»(5). پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در بر مىگیرد.
این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا(ع) پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام(ع) فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است»(6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول وعرض و بقاى آن است».(7)
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و و یژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند.(8)
اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست».(10)
اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود.
با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مىگردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود.
به عبارت روشنتر، شب قدر یكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان، است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى كه در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر(ع) مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر بهولى امر(امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود».(14)
پس شب قدر شبى است كه:
1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مىگردد.
بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مىباشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مىفرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است». طبق این آیه، نزول قرآن(نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مىفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.
پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مىشود:
1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبى مبارك از شبهاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.
3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه «دخان» دو امر است:
الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مىگردد.
اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مىشمارد:
الف. شب نزول قرآن است(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).
ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است(وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).
ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است.(لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).
د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مىشوند(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مىشوند.
ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت(مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهىبر مومنان شب زنده دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد(سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).
و. شب قدر، شب تقدیر و اندازهگیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازهگیرى در آن شب خاص است.
مرحوم كلینى در كافى از امام باقر(ع) نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مىگردد». آن گاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و...».(15)
پىنوشت:
1. قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج5، ص 246 و 247
2. همان، ص 248.
3. المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج12 ص 150 و 151.
4. همان، ج19، ص 101.
5. انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.
6. المحاسن البرقى، ج1، ص 244.
7. بحار الانوار، ج5، ص 122.
8. المیزان، ج19، ص 101 - 103
9. انسان و سرنوشت، ص 53
10. همان، ص 55 و 56
11. اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375
12. الكافى، كلینى، ج4، ص 157
13. المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252
14. الكافى، ج1، ص 248
15. المیزان فى تفسیر القرآن ج: 20 ص: 382؛ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
HTTP://PORSEMAN.NET
ارائه دهنده مقاله (12) : محمد مهدی رفیعی
چند حدیث در عبادت زهرا (س) در شبهای قدر
قدرشناس قدر
قال على(ع): و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ینام تلك اللیلة - لیلة القدر - و تداویهم بقلة الطعامو تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خیرها.
دعائم الاسلام، ج 1: 282.
حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمىگذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مىداد و از روز قبل براى احیاى شب قدر آماده مىشد و مىفرمود: محروم كسى است كه از بركات این شب محروم باشد.
دو ركعت نماز
قال ابوعبدالله الصادق(ع):
كان لامى فاطمة صلاة تصلیها علمها جبرئیل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى لیلة القدر، ماة مرة و فى الثانیة: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمتسبحت تسبیح الطاهرة علیها السلام.
جمال الاسبوع:173.
امام صادق(ع) فرمود:
مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مىخواند كه جبرئیل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد، صد بار سوره توحید را مىخوانى، و پس از سلام نماز تسبیحات حضرتش را نیز مىگویى.
HTTP://WWW.IRIB.IR
ارائه دهنده مقاله (1) : ایمان عماد مستوفی
"رمضان" در كلام معصومین علیهما السلام
حضرت امام حسن (ع)
ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته .( تحف العقول ، ص 239 )
به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم اخل قلوبهم من الامنة ، و ابدانهم ، من القوة ، و اذهل قلوبهم عن الاحتیال ، و اوهن اركانهم عن منازلة الرجال ، وجبنهم عن مقارعة الابطال ، و ابعث علیهم جندا من ملائكتك بباس من باسك كفعلك یوم بدر ، تقطع به دابرهم و تحصد به شوكتهم ، و تفرق به عددهم. (صحیفه سجادیه)
بار خدایا دلهاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانایی تهی گردان ، و قلبهاشان را از حیله و چاره جویی فراموشی ده ، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان ( مسلمانان ) سست نما ، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام ) بترسان ، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان برانگیز مانند كاری كه در روز ( جنگ ) بدر نمودی كه به وسیله آن ریشه آنان را قطع كرده ببری و شوكت و بزرگیشان را بدروی ( از بین ببری ) و گروهشان را پراكنده فرمایی ( روز بدر جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرت بود كه پیغمبر - صلی الله علیه و آله - در بدر كه نام موضعی است در بیست و هشت فرسخی مدینه به راه مكه با سیصد و سیزده مرد كه در بین ایشان دو اسب یا یك اسب بیش نبود با كفار قریش كه هزار كس با اسبها و سلاحهای بسیار بودند و رییس آنها ابوجهل پیشوای مشركین بود ، جنگید و خدای تعالی هزار یا سه هزار یا بیشتر فرشته به كمك حضرت رسول فرستاد و گروه بسیاری از بزرگان كفار مانند ابوجهل و عتبه و شیبه كشته شدند ، و آن از بزرگترین جنگهای اسلام است ، و درباره فرستاده خدای تعالی فرشتگان را در آن جنگ به كمك مسلمانان قرآن كریم و اخبار بسیار گویاست ) .
حضرت امام سجاد (ع)
و الحمد لله الذی جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصیام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحیص ، و شهر القیام الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس ، و بینات من الهدی و الفرقان.(صحیفه سجادیه)
و سپاس خدایی را سزاست كه ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از این جمله آن است كه رمضان یكی از نامهای خدای تعالی است ) ماه صیام و روزه ( امساك و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی ، یا ماه دین اسلام برای این كه واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است ، چنان كه حفص ابن غیاث نخعی گفته : شنیدم حضرت صادق - علیه السلام - می فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیك از امتهای پیش از ما واجب نكرده است ، پس به آن حضرت گفتم : معنی قول خدای تعالی " سوره 2 ، آیه 183 " : یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب علی الذین من قبلكم " ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان كه بر آنان كه پیش از شما بودند واجب گردید " چیست ؟ فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امتها ، پس این امت را به ماه رمضان " بر امتهای گذشته " برتری داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاكیزگی ، و ماه تصفیه و پاك كردن ( از گناهان ، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها ) و ماه قیام و ایستادن ( برای نماز در شبها ) را یكی از آن راههای احسان قرار داد ( و این كه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آن است كه نماز مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود ، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبی كه در هر شب باید خواند چنان كه بسیاری از علما فرموده اند : خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است ، و كیفیت آن ، آن است كه هر شبی تا بیست شب بیست ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست ركعت صد ركعت دیگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و بیست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یكم و بیست و سوم به غیر از سی ركعت صد ركعت دیگر كه مجموع آنها هزار ركعت است ، و اگر ماه رمضان از سی روز كمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و به جای آن خواندن درست نیست ) آن چنان ماهی كه قرآن در آن فروفرستاده شد ( خدای تعالی آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر - صلی الله علیه و آله - نازل گردانید ) در حالی كه برای مردم راهنما ( ی از گمراهی ) و نشانه های آشكار رهبری ( حلال و حرام ) و جداكننده میان حق و باطل است ( جمله الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان از قرآن شریف " سوره 2 ، آیه 185 " اقتباس شده )
حضرت امام سجاد (ع)
و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصلة ، و أن نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیة ، و أن نخلص اموالنا من التبعات ، و أن نطهرها باخراج الزكوات ، و أن نراجع من هاجرنا ، وأن ننصف من ظلمنا ، و أن نسالم من عادانا حاشی من عودی فیك و لك ، فإنه العدو الذی لا نوالیه ، و الحزب الذی لا نصافیه .( صحیفه سجادیه)
و ما را در آن ماه توفیق ده كه با نیكی فراوان و بخشش ، به خویشان خود نیكی كنیم ، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم ، و داراییهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نماییم ( اموالی كه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا كرده به صاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست كیستند یا كجایند به حاكم شرع بازگردانیم ) و آنها را با بیرون كردن زكوتها ( زكوة شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما و مویز ، از چركی و عذاب و كیفر بر منع آن ) پاك كنیم ( رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده : ملعون كل مال لا یزكی " از خیر و نیكی دور است هر مال و دارایی كه زكوة آن داده نشود " و ناگفته نماند : درخواست پاك كردن اموال به بیرون كردن زكوة در ماه رمضان در صورتی است كه بیرون كردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد ، ولی اگر وقت وجوب بیرون كردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده به تأخیر افتد ، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا به تأخیر انداختن آن به ماه رمضان مستحب نیست ، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است ، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول به جواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحب بودن ) و به كسی كه از ما دوری گزیده بازگردیم ( به او به پیوندیم ) و به كسی كه به ما ظلم و ستم نموده از روی ( آنچه مقتضی ) انصاف و عدل ( است ) رفتار كنیم ( نه آن كه از جهت فرونشاندن خشم از عدل تجاوز نماییم ) و با كسی كه به ما دشمنی كرده آشتی نماییم ( نه آن كه ما هم در صدد دشمنی با او برآییم ) جز كسی كه در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد ، زیرا او دشمنی است كه او را دوست نمی گیریم ، و حزب و گروهی است كه با او از روی دل دوستی نمی كنیم
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم صل علی محمد و آله ، و إذا كان لك فی كل لیلة من لیالی شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوك ، أو یهبها صفحك فاجعل رقابنا من تلك الرقاب ، و اجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و هرگاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد كه عفو و بخشیدنت آنها را آزاد می نماید ، یا گذشتت ایشان را می بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان ، و ما را برای ماه ، از بهترین شایستگان و یاران ( برگزیدگان ) قرار ده ( حضرت صادق - علیه السلام - فرموده : در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز كسی كه به مسكر ( آنچه مستی آورد ) افطار كند " بخورد و بیاشامد " و در شب آخر مانند آنچه كه در همه آن ماه آزاد كرده آزاد می نماید ) 613-
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم اشحنه بعبادتنا إیاك ، و زین اوقاته بطاعتنا لك ، و اعنا فی نهاره علی صیامه ، و فی لیله علی الصلوة و التضرع الیك ، و الخشوع لك ، و الذلة بین یدیك حتی لا یشهد نهاره علینا بغفلة ، و لا لیله بتفریط .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان ، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما ، و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زاری به سوی ( درگاه ) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو ، یاری فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی خبری و شبش به تقصیر و كوتاهی ( در عمل ) گواهی ندهد ( گواهی دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و كردار انسان در آن در علم خدای تعالی به منزله گواهی دادن نزد اوست )
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم و اجعلنا فی سائر الشهور و الایام كذلك ما عمرتنا ، و اجعلنا من عبادك الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جلة ، أنهم الی ربهم راجعون ، و من الذین یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانی كه زنده داری همچنین ( به طوری كه برای ماه رمضان درخواست شد ) قرار ده ، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان كه ( الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون " سوره 23 ، آیه 11 " یعنی ) آنان بهشت را به میراث می برند در حالی كه در آن جاوید هستند ( گفته اند : بهشت مسكن و جایگاه پدر ما حضرت آدم - علی نبینا وآله و علیه السلام - بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است كه از او به آنها ارث رسیده ) و آنان كه آنچه ( صدقات ) را می دهند در حالی می دهند كه دلهاشان از ( اندیشه ) بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است ، و از آنان كه در نیكیها می شتابند و ایشان برای آن نیكیها ( بر دیگران ) پیشی گیرنده اند ( علی ابن ابراهیم - رحمه الله - فرموده : ایشان امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین - علیهم السلام - هستند كه بعد از پیغمبر - صلی الله علیه وآله - كسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است ، و جمله والذین یؤتون ما اتوا وقلوبهم وجلة انهم الی ربهم راجعون ، ومن الذین یسارعون فی الخیرات وهم لها سابقون كه در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن كریم " سوره 23 ، آیه 60 و 61 " اقتباس شده ، و فرمایش امام - علیه السلام - ومن الذین یسارعون فی الخیرات اقتباس از قول خدای تعالی : اولئك یسارعون فی الخیرات است ، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یكم گفتیم : اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلكه كلامی است مانند آن ، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جایز نبود )
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم و أنت جعلت من صفایا تلك الوظائف ، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان الذی اختصصته من سائر الشهور ، و تخیرته من جمیع الازمنة و الدهور ، و اثرته علی كل اوقات السنة بما أنزلت فیه من القرآن و النور ، و ضاعفت فیه من الایمان ، و فرضت فیه من الصیام ، و رغبت فیه من القیام ، و اجللت فیه من لیلة القدر التی هی خیر من الف شهر .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا و تو از كارهای برگزیده و واجبات مخصوصه ، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی كه آن را از همه ماهها اختصاص داده ، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده و بر همه وقتهای سال برگزیده ای به سبب قرآن و نوری كه ( قرآنی كه نور و روشنایی از ضلالت و گمراهی است ) در آن فروفرستادی ، و به سبب آن كه ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی ( از بسیاری عبادت و بندگی در آن ، آن را كامل گردانیدی ) و روزه را در آن واجب ، و برپا شدن ( برای عبادت ) را در آن ترغیب نمودی ، و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی
حضرت امام سجاد (ع)
ثم اثرتنا به علی سائر الامم ، و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل ، فصمنا بامرك نهاره ، و قمنا بعونك لیله ، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك ، و تسببنا الیه من مثوبتك ، و أنت الملئ بما رغب فیه الیك ، الجواد بما سئلت من فضلك ، القریب الی من حاول قربك. (صحیفه سجادیه)
سپس ما را به وسیله آن ماه بر همه امتها برگزیدی ، و به فضل و برتری آن ما را نه اهل ملتها و كیشها برتری دادی ( این بیان صریح و آشكار است در این كه ماه رمضان از خصایص پیروان دین اسلام است ، چنان كه در شرح جمله سوم از دعای چهل و چهارم به آن اشاره شد ) پس به فرمان تو روزش را روزه داشتیم ، و به یاری تو شبش را ( برای بندگی ) برخاستیم در حالی كه به روزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت كه ما را بر آن خواسته ای درآوردیم ، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم ، و تو به آنچه از درگاهت خواسته شود توانایی ، به آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای ، به كسی كه قصد تقرب به ( رحمت ) تو كند نزدیكی 639-
حضرت امام سجاد (ع)
و اوجب لنا عذرك علی ما قصرنا فیه من حقك ، و ابلغ باعمارنا ما بین ایدینا من شهر رمضان المقبل ، فإذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما أنت اهله من العبادة ، و ادنا الی القیام بما یستحقه من الطاعة ، و اجر لنا من صالح العمل ما یكون دركا لحقك فی الشهرین من شهور الدهر . (صحیفه سجادیه)
و ما را در تقصیر از ( ادای ) حق خود ملامت و سرزنش مكن ، و عمرهای ما را كه در پیش است به ماه رمضان آینده برسان ، و چون ما را به آن ماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی كه شایسته توست یاریمان فرما ، و بر رعایت فرمانبری كه سزاوار آن ماه است برسانمان ، و عمل شایسته ای را كه سبب به دست آوردن حق توست در دو ماه ( رمضان كنونی و ماه رمضان آینده ) از ماههای روزگار برای ما روان ساز ( ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده )
حضرت امام محمد باقر (ع)
لكل شی ء ربیع ، و ربیع القرآن شهر رمضان.(كافی ، ج 2 ، ص 630)
هر چیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است .
رمضان ؛ ماه خودسازى
خودسازى از خودشناسى آغاز مىشود. نخست باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى تحقق مىیابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساختهایم.
در آغاز باید دید چرا پدید آمدهایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این كه عبادت كنند.»
در تفاسیر زیادى «لیعبدون» به معناى «لیعرفون» آمدهاست، یعنى هدف از خلقت شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن نیست. نماز و روزه و ...، شعبهاى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش كمتر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مىاندیشد، وعبادت در معناى گستردهتر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.
چگونه خلیفة الله شویم ؟
عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیشتر به صورت جمعى مطرح مىشود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مىشود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت كند. ما آفریده نشدهایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چارهجویى ازدیگران باشیم نه تنها چارهجویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست كه بحثى است طولانى و از آن مىگذریم. اما آن چه گفتنى است، این است كه انسان چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به گونهاى تغییر دهیم كه پروردگار مىخواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان مىباشد، پس باید از آن دست برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامهاى تمیز و زیبا در بر كرد.
چه باید كرد ؟
باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت.
خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت شود و از هرچه مایه پستى و تن پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك و مقرب مىكند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجهاش باشد.
باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن چه مایه نفرت و خجلت باشد و شخصیت انسان را لكهدار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنتها و رنجها وسختىها و تنگدستىها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد.
باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.»
باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد.
باید خود نگهدار بود از آن چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادتهاى ناپسند و منشهاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان كه به خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد.
باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت.
باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم».
باید محبت، دوستى، همكارى، غمخوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود.
باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و دهها باید و نباید در این جا خودنمایى مىكند كه اگر انسان به فطرت و سرشت خویش بنگرد، به آنها پىخواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت خفتهاش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد.
لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم
برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه بیشترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظهاى از این ماه مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین مىشود.
هشیار باشیم، مبادا ساعتى بىانگیزه، بىتوجه و بىهدف بگذرد و از عیدى و جایزه الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بىبهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن سختتر و زیان بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلىالله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبهاى خواند و در آن خطبه فرمود:
«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم .» (1)
دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت بر روى مومنان گشوده مىشود و درهاى جهنم بسته مىشود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت بر رویمان بسته و درهاى دوزخ گشوده شود.
در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مىدهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مىگردد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.
الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم فطركم .» (2)
ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مىشود و گناهان زدوده مىشود.
ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.
ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.
ماه رمضان، ماه توبه است.
ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.
ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است.
پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین علیهالسلام مىفرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مىسازد و استغفار، گناهانتان را مىزداید .» به هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى توانست خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بىاعتنا باشد، بىگمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مىداند تمام مفاسد جهان و ظلمها و تعدىها و تجاوزها و گردن كشىها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.
فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام
در پایان فرازى زیبا از نیایشهاى امام سجاد (ع) را یادآور مىشویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد:
" اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) .
«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان تمام زمانها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان را درآن دو برابر ساختى و روزهاش را واجب، و شب زندهدارى را براى عبادت در آن ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت بخشیدى و گرامى داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مىداریم و به یارى تو شبش را به عبادت مىپردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار دادهاى، مىسازیم، و آن را سبب دریافت پاداش تو مىسازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست شود، توانایى و به آن چه كه از فضل و احسانت مسالت گردد بخشایندهاى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .»
آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.
سید محمد جواد مهرى
پىنوشتها:
1- المقنعه، ص 308 .
2- فضائل الاشهر الثلاثه، ص95 .
3- وسائل الشیعه، ج7، ص220 .
4- صحیفه سجادیه، دعاى 45.
روزه كودكانه
دنیای كودكان دنیایی سراسر رمز و راز است . آنان چون دانش كافی ندارند ، برای دریافت پیرامون خود به تخیل یا اندیشه هایی برخاسته از رویا دست می یازند و به پدیده ها از دریچه بهت و حیرت، و گاه شیفتگی و جذبه می نگرند . از این روست كه دنیای كودكان بی آلایش و پاك است . آنان یكپارچه از آرزوهای پاك و بلندپروازانه ساخته شده اند ، در دنیای كودكان شاید بی اغراق بزرگترین آرزو ، بزرگ شدن باشد. كودكان همواره در آرزوی بزرگ شدن و بالیدن هستند و برای نیل به این مقصود از والدین و اطرافیان بزرگسال خود تقلید می كنند. از زمانی كه كودكی نوپا پا در كفش پدر ، مادر یا بستگان خود می كند، از آن زمان كه دختر بچه ای كوچك چادر یا روسری به سر می كند یا پسر بچه ای در آینه پشت لبان خود را به امید دیدن تار مویی می كاود، همه و همه بزرگترین آرزوی كودكانه كودكان را می نمایاند . كودكان، كودكی خود را با یك آرزو سپری می كنند و آن بزرگ بودن و به شیوه بزرگسالان رفتاركردن است. گاه فعل و عملی در نظر كودكان یك كار بزرگ و پرجذبه است و گاه كار دیگری در نظر آنها كوچك و بی اهمیت .
روزه داشتن یكی از اعمال بزرگسالان است كه برای كودكان جاذبه بیشمار دارد. كودك حال روحانی والدین خود را به هنگام افطار كه لب باز نمی كنند تا دعایی را زیر لب زمزمه كنند، می بیند و بدان با دقت می نگرد . زمزمه های دعای سحر را در خواب و بیدار شبانه می شنود . همه اینها برای او راز بزرگی را در خود دارد و به تخیل و آمال كودك مجال جولان می دهد و برای آنكه سهمی از این بزرگی را نصیب خود سازد به اصرار از والدین خود می خواهد تا او را نیز در این كار مشاركت دهند.
در فرهنگ ما برای پاسخگویی به این نیاز و آرزوی كودكان روزه های «كله گنجشكی» یا روزه «پیوندی» معمول و متداول است و داستان یا داستان هایی مرتبط با آن به ذهن رویا پرداز كودكان پاسخ می دهد . در این نوع روزه ، والدین كودك را راضی می كنند كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن دست بشوید، بدین ترتیب روزه كودك، دو پاره می شود و والدین كودك با این داستان كه در آخر ماه رمضان استادی پینه دوز، یا ملائک آسمان، روزه های دو پاره را به هم دوخته و از آن یك روزه كامل می سازند، او را راضی و خشنود می كنند. و این خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جای مانده از آنان است، به درستی و علی رغم كم دانشی خود، ضمیر خیال پرداز و بدون مرز كودكانه را می شناخته اند .
همین مردم عامی ساده دل نیز برای آنكه كودك از نخستین روزه خود خاطره خوشی به همراه داشته باشد در پایان هر روز و یا در روز عید فطر هدیه ای برای وی در نظر می گرفتند كه كاملاً با استطاعت خانواده هماهنگ بود . اگر خانواده كودك كشاورز یا دامدار بود، گوشه ای از باغ یا زمین كشاورزی، یا بره و گوسفندی را به وی هدیه می دادند كه كودك آن را مزد روزه خود تلقی می كرد و كلیه عواید حاصل از آن هدیه نیز به او تعلق داشت و والدین در این زمینه كاملاً استقلال كودك را به رسمیت می شناختند. این رسم در میان خانواده های شهرنشین با برآوردن یكی از نیازمندی های كودك همراه بود. به هر روی والدین در این تجربه كودك را به دادن هدیه ای دلشاد و خرسند می كردند .
این روزها با حجم بسیار اطلاعاتی كه رسانه ها و صدا و سیما در زمینه تربیت كودكان، یا روان شناسی آنان در اختیار مردم می گذارند، بر كسی پوشیده نیست كه تشویق از اهمیتی به سزا در تربیت كودك برخوردار است. تشویق نه تنها دركودكان، كه حتی در بزرگسالان و جوامع نیز می تواند برانگیزاننده رفتاری درست و اصولی، یا بر حذردارنده از فعلی نادرست و غیراصولی باشد . تشویق بر جوهره وجود آدمی -كه همواره مطلوب بودن را دوست می دارد و می پسندد - استوار است . گفتن «آفرین» یا حتی نگاهی از سر تحسین، می تواند در فاعل بزرگترین حق شناسی ها را ایجاد كند، و هر چه فاعل معصوم تر و پاك نهادتر، تشویق در او كاری تر و كارسازتر. كودكی را همگان سنین شكل گیری شخصیت آدمی می دانند گاه حتی برخی از روان شناسان چنان در این زمینه پیش می روند كه شخصیت كودك 5 ساله را آیینه تمام نمای بزرگسالی وی می دانند . به هر روی اگر این نظر را اندكی اغراق آمیز بدانیم با این حال نمی توانیم منكر تأثیر كودكی بر رفتار بزرگسالی افراد باشیم.
والدین به دفعات برای نهادینه كردن رفتاری در كودك خود دست به تشویق می گشایند یا با خرید هدایایی انجام عملی را ازسوی وی تضمین می كنند . درآموزه های دینی ما نیز به دفعات بر تشویق كودكان به ویژه در امور دینی تأكید شده است . برای تشویق و ترغیب كودك یا نوجوان به انجام فرایض دینی، بهترین راه دادن هدایا یا انجام اعمالی است كه مورد توجه اوست . " اگر می خواهید اشتیاق به انجام كاری را در كودك خود ایجاد كنید، كاری كنید كه كه آن كار از نظر او تجربه ای موفق و لذت بخش باشد " تحسین و تشویق یكی از راه های ایجاد احساس لذت بخش در كودك است. در حین انجام فرایض دینی وقتی كودك یا نوجوان درانجام این اعمال احساس خوشایندی نسبت به خود داشته باشد در عمل به فرایض دینی ثابت قدم و استوار خواهد شد .
ماه رمضان آغاز شده است و بی شك شماری از دختران و پسران در این سال به تكلیف رسیده اند و روزه گرفتن برآنها واجب شده است . مادران و پدران نیز در عین اینكه نگران سلامت جسمانی فرزند خود هستند ، در تلاشند با تمهیداتی سلامت روحانی و ایمانی او را نیز فراهم آورند. والدین عزیز می توانند با ابتكار عمل، روزه داری را برای كودك یا نوجوان خود تجربه ای خوشایند كنند . به عنوان مثال برای روز عید فطر او هدیه ای شایسته در نظر بگیرند . برای افطار، كودك یا نوجوان را به اماكن مورد علاقه او ببرند . درانجام فرایض به هیچ وجه راه خشونت و شدت عمل نپیمایند بلكه همواره ملایمت ، نرمش و محبت را پیشه سازند . به هنگام سحر كودك را با نوازش از خواب بیدار كنند ، غذاهای مورد علاقه وی را آماده كنند و كارهایی دیگر كه مطمئناً والدین عزیز با ذكاوت و تیزهوشی بدانها دست خواهند یافت .
البته در عین انجام كارهای تشویق آمیز، در نظر داشته باشند كه انجام فرایض دینی آنگاه ارزشمند است كه از روی آگاهی كامل و ایمان قلبی انجام گیرد . و بدین منظور با تهیه كتب و منابعی كه فلسفه روزه را به زبان ساده توضیح داده است بر معرفت دینی كودك و نوجوان خود بیافزایند.
روزه كودكانه
دنیای كودكان دنیایی سراسر رمز و راز است . آنان چون دانش كافی ندارند ، برای دریافت پیرامون خود به تخیل یا اندیشه هایی برخاسته از رویا دست می یازند و به پدیده ها از دریچه بهت و حیرت، و گاه شیفتگی و جذبه می نگرند . از این روست كه دنیای كودكان بی آلایش و پاك است . آنان یكپارچه از آرزوهای پاك و بلندپروازانه ساخته شده اند ، در دنیای كودكان شاید بی اغراق بزرگترین آرزو ، بزرگ شدن باشد. كودكان همواره در آرزوی بزرگ شدن و بالیدن هستند و برای نیل به این مقصود از والدین و اطرافیان بزرگسال خود تقلید می كنند. از زمانی كه كودكی نوپا پا در كفش پدر ، مادر یا بستگان خود می كند، از آن زمان كه دختر بچه ای كوچك چادر یا روسری به سر می كند یا پسر بچه ای در آینه پشت لبان خود را به امید دیدن تار مویی می كاود، همه و همه بزرگترین آرزوی كودكانه كودكان را می نمایاند . كودكان، كودكی خود را با یك آرزو سپری می كنند و آن بزرگ بودن و به شیوه بزرگسالان رفتاركردن است. گاه فعل و عملی در نظر كودكان یك كار بزرگ و پرجذبه است و گاه كار دیگری در نظر آنها كوچك و بی اهمیت .
روزه داشتن یكی از اعمال بزرگسالان است كه برای كودكان جاذبه بیشمار دارد. كودك حال روحانی والدین خود را به هنگام افطار كه لب باز نمی كنند تا دعایی را زیر لب زمزمه كنند، می بیند و بدان با دقت می نگرد . زمزمه های دعای سحر را در خواب و بیدار شبانه می شنود . همه اینها برای او راز بزرگی را در خود دارد و به تخیل و آمال كودك مجال جولان می دهد و برای آنكه سهمی از این بزرگی را نصیب خود سازد به اصرار از والدین خود می خواهد تا او را نیز در این كار مشاركت دهند.
در فرهنگ ما برای پاسخگویی به این نیاز و آرزوی كودكان روزه های «كله گنجشكی» یا روزه «پیوندی» معمول و متداول است و داستان یا داستان هایی مرتبط با آن به ذهن رویا پرداز كودكان پاسخ می دهد . در این نوع روزه ، والدین كودك را راضی می كنند كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن دست بشوید، بدین ترتیب روزه كودك، دو پاره می شود و والدین كودك با این داستان كه در آخر ماه رمضان استادی پینه دوز، یا ملائک آسمان، روزه های دو پاره را به هم دوخته و از آن یك روزه كامل می سازند، او را راضی و خشنود می كنند. و این خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جای مانده از آنان است، به درستی و علی رغم كم دانشی خود، ضمیر خیال پرداز و بدون مرز كودكانه را می شناخته اند .
همین مردم عامی ساده دل نیز برای آنكه كودك از نخستین روزه خود خاطره خوشی به همراه داشته باشد در پایان هر روز و یا در روز عید فطر هدیه ای برای وی در نظر می گرفتند كه كاملاً با استطاعت خانواده هماهنگ بود . اگر خانواده كودك كشاورز یا دامدار بود، گوشه ای از باغ یا زمین كشاورزی، یا بره و گوسفندی را به وی هدیه می دادند كه كودك آن را مزد روزه خود تلقی می كرد و كلیه عواید حاصل از آن هدیه نیز به او تعلق داشت و والدین در این زمینه كاملاً استقلال كودك را به رسمیت می شناختند. این رسم در میان خانواده های شهرنشین با برآوردن یكی از نیازمندی های كودك همراه بود. به هر روی والدین در این تجربه كودك را به دادن هدیه ای دلشاد و خرسند می كردند .
این روزها با حجم بسیار اطلاعاتی كه رسانه ها و صدا و سیما در زمینه تربیت كودكان، یا روان شناسی آنان در اختیار مردم می گذارند، بر كسی پوشیده نیست كه تشویق از اهمیتی به سزا در تربیت كودك برخوردار است. تشویق نه تنها دركودكان، كه حتی در بزرگسالان و جوامع نیز می تواند برانگیزاننده رفتاری درست و اصولی، یا بر حذردارنده از فعلی نادرست و غیراصولی باشد . تشویق بر جوهره وجود آدمی -كه همواره مطلوب بودن را دوست می دارد و می پسندد - استوار است . گفتن «آفرین» یا حتی نگاهی از سر تحسین، می تواند در فاعل بزرگترین حق شناسی ها را ایجاد كند، و هر چه فاعل معصوم تر و پاك نهادتر، تشویق در او كاری تر و كارسازتر. كودكی را همگان سنین شكل گیری شخصیت آدمی می دانند گاه حتی برخی از روان شناسان چنان در این زمینه پیش می روند كه شخصیت كودك 5 ساله را آیینه تمام نمای بزرگسالی وی می دانند . به هر روی اگر این نظر را اندكی اغراق آمیز بدانیم با این حال نمی توانیم منكر تأثیر كودكی بر رفتار بزرگسالی افراد باشیم.
والدین به دفعات برای نهادینه كردن رفتاری در كودك خود دست به تشویق می گشایند یا با خرید هدایایی انجام عملی را ازسوی وی تضمین می كنند . درآموزه های دینی ما نیز به دفعات بر تشویق كودكان به ویژه در امور دینی تأكید شده است . برای تشویق و ترغیب كودك یا نوجوان به انجام فرایض دینی، بهترین راه دادن هدایا یا انجام اعمالی است كه مورد توجه اوست . " اگر می خواهید اشتیاق به انجام كاری را در كودك خود ایجاد كنید، كاری كنید كه كه آن كار از نظر او تجربه ای موفق و لذت بخش باشد " تحسین و تشویق یكی از راه های ایجاد احساس لذت بخش در كودك است. در حین انجام فرایض دینی وقتی كودك یا نوجوان درانجام این اعمال احساس خوشایندی نسبت به خود داشته باشد در عمل به فرایض دینی ثابت قدم و استوار خواهد شد .
ماه رمضان آغاز شده است و بی شك شماری از دختران و پسران در این سال به تكلیف رسیده اند و روزه گرفتن برآنها واجب شده است . مادران و پدران نیز در عین اینكه نگران سلامت جسمانی فرزند خود هستند ، در تلاشند با تمهیداتی سلامت روحانی و ایمانی او را نیز فراهم آورند. والدین عزیز می توانند با ابتكار عمل، روزه داری را برای كودك یا نوجوان خود تجربه ای خوشایند كنند . به عنوان مثال برای روز عید فطر او هدیه ای شایسته در نظر بگیرند . برای افطار، كودك یا نوجوان را به اماكن مورد علاقه او ببرند . درانجام فرایض به هیچ وجه راه خشونت و شدت عمل نپیمایند بلكه همواره ملایمت ، نرمش و محبت را پیشه سازند . به هنگام سحر كودك را با نوازش از خواب بیدار كنند ، غذاهای مورد علاقه وی را آماده كنند و كارهایی دیگر كه مطمئناً والدین عزیز با ذكاوت و تیزهوشی بدانها دست خواهند یافت .
البته در عین انجام كارهای تشویق آمیز، در نظر داشته باشند كه انجام فرایض دینی آنگاه ارزشمند است كه از روی آگاهی كامل و ایمان قلبی انجام گیرد . و بدین منظور با تهیه كتب و منابعی كه فلسفه روزه را به زبان ساده توضیح داده است بر معرفت دینی كودك و نوجوان خود بیافزایند.
«رمضان» در کلام معصومین علیهما السلام
حضرت امام حسن (ع)
ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته .( تحف العقول ، ص 239 ) به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم اخل قلوبهم من الامنة ، و ابدانهم ، من القوة ، و اذهل قلوبهم عن الاحتیال ، و اوهن اركانهم عن منازلة الرجال ، وجبنهم عن مقارعة الابطال ، و ابعث علیهم جندا من ملائكتك بباس من باسك كفعلك یوم بدر ، تقطع به دابرهم و تحصد به شوكتهم ، و تفرق به عددهم. (صحیفه سجادیه)
بار خدایا دلهاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانایی تهی گردان ، و قلبهاشان را از حیله و چاره جویی فراموشی ده ، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان ( مسلمانان ) سست نما ، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام ) بترسان ، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان برانگیز مانند كاری كه در روز ( جنگ ) بدر نمودی كه به وسیله آن ریشه آنان را قطع كرده ببری و شوكت و بزرگیشان را بدروی ( از بین ببری ) و گروهشان را پراكنده فرمایی ( روز بدر جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرت بود كه پیغمبر - صلی الله علیه و آله - در بدر كه نام موضعی است در بیست و هشت فرسخی مدینه به راه مكه با سیصد و سیزده مرد كه در بین ایشان دو اسب یا یك اسب بیش نبود با كفار قریش كه هزار كس با اسبها و سلاحهای بسیار بودند و رییس آنها ابوجهل پیشوای مشركین بود ، جنگید و خدای تعالی هزار یا سه هزار یا بیشتر فرشته به كمك حضرت رسول فرستاد و گروه بسیاری از بزرگان كفار مانند ابوجهل و عتبه و شیبه كشته شدند ، و آن از بزرگترین جنگهای اسلام است ، و درباره فرستاده خدای تعالی فرشتگان را در آن جنگ به كمك مسلمانان قرآن كریم و اخبار بسیار گویاست ) .
حضرت امام سجاد (ع)
و الحمد لله الذی جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصیام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحیص ، و شهر القیام الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس ، و بینات من الهدی و الفرقان.(صحیفه سجادیه)
و سپاس خدایی را سزاست كه ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از این جمله آن است كه رمضان یكی از نامهای خدای تعالی است ) ماه صیام و روزه ( امساك و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی ، یا ماه دین اسلام برای این كه واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است ، چنان كه حفص ابن غیاث نخعی گفته : شنیدم حضرت صادق - علیه السلام - می فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیك از امتهای پیش از ما واجب نكرده است ، پس به آن حضرت گفتم : معنی قول خدای تعالی " سوره 2 ، آیه 183 " : یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب علی الذین من قبلكم " ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان كه بر آنان كه پیش از شما بودند واجب گردید " چیست ؟ فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امتها ، پس این امت را به ماه رمضان " بر امتهای گذشته " برتری داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاكیزگی ، و ماه تصفیه و پاك كردن ( از گناهان ، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها ) و ماه قیام و ایستادن ( برای نماز در شبها ) را یكی از آن راههای احسان قرار داد ( و این كه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آن است كه نماز مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود ، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبی كه در هر شب باید خواند چنان كه بسیاری از علما فرموده اند : خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است ، و كیفیت آن ، آن است كه هر شبی تا بیست شب بیست ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست ركعت صد ركعت دیگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و بیست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یكم و بیست و سوم به غیر از سی ركعت صد ركعت دیگر كه مجموع آنها هزار ركعت است ، و اگر ماه رمضان از سی روز كمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و به جای آن خواندن درست نیست ) آن چنان ماهی كه قرآن در آن فروفرستاده شد ( خدای تعالی آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر - صلی الله علیه و آله - نازل گردانید ) در حالی كه برای مردم راهنما ( ی از گمراهی ) و نشانه های آشكار رهبری ( حلال و حرام ) و جداكننده میان حق و باطل است ( جمله الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان از قرآن شریف " سوره 2 ، آیه 185 " اقتباس شده )
حضرت امام سجاد (ع)
و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصلة ، و أن نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیة ، و أن نخلص اموالنا من التبعات ، و أن نطهرها باخراج الزكوات ، و أن نراجع من هاجرنا ، وأن ننصف من ظلمنا ، و أن نسالم من عادانا حاشی من عودی فیك و لك ، فإنه العدو الذی لا نوالیه ، و الحزب الذی لا نصافیه .( صحیفه سجادیه)
و ما را در آن ماه توفیق ده كه با نیكی فراوان و بخشش ، به خویشان خود نیكی كنیم ، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم ، و داراییهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نماییم ( اموالی كه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا كرده به صاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست كیستند یا كجایند به حاكم شرع بازگردانیم ) و آنها را با بیرون كردن زكوتها ( زكوة شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما و مویز ، از چركی و عذاب و كیفر بر منع آن ) پاك كنیم ( رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده : ملعون كل مال لا یزكی " از خیر و نیكی دور است هر مال و دارایی كه زكوة آن داده نشود " و ناگفته نماند : درخواست پاك كردن اموال به بیرون كردن زكوة در ماه رمضان در صورتی است كه بیرون كردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد ، ولی اگر وقت وجوب بیرون كردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده به تأخیر افتد ، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا به تأخیر انداختن آن به ماه رمضان مستحب نیست ، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است ، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول به جواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحب بودن ) و به كسی كه از ما دوری گزیده بازگردیم ( به او به پیوندیم ) و به كسی كه به ما ظلم و ستم نموده از روی ( آنچه مقتضی ) انصاف و عدل ( است ) رفتار كنیم ( نه آن كه از جهت فرونشاندن خشم از عدل تجاوز نماییم ) و با كسی كه به ما دشمنی كرده آشتی نماییم ( نه آن كه ما هم در صدد دشمنی با او برآییم ) جز كسی كه در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد ، زیرا او دشمنی است كه او را دوست نمی گیریم ، و حزب و گروهی است كه با او از روی دل دوستی نمی كنیم
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم صل علی محمد و آله ، و إذا كان لك فی كل لیلة من لیالی شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوك ، أو یهبها صفحك فاجعل رقابنا من تلك الرقاب ، و اجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب .( صحیفه سجادیه)
اللهم صل علی محمد و آله ، و إذا كان لك فی كل لیلة من لیالی شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوك ، أو یهبها صفحك فاجعل رقابنا من تلك الرقاب ، و اجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و هرگاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد كه عفو و بخشیدنت آنها را آزاد می نماید ، یا گذشتت ایشان را می بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان ، و ما را برای ماه ، از بهترین شایستگان و یاران ( برگزیدگان ) قرار ده ( حضرت صادق - علیه السلام - فرموده : در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز كسی كه به مسكر ( آنچه مستی آورد ) افطار كند " بخورد و بیاشامد " و در شب آخر مانند آنچه كه در همه آن ماه آزاد كرده آزاد می نماید ) 613-
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم اشحنه بعبادتنا إیاك ، و زین اوقاته بطاعتنا لك ، و اعنا فی نهاره علی صیامه ، و فی لیله علی الصلوة و التضرع الیك ، و الخشوع لك ، و الذلة بین یدیك حتی لا یشهد نهاره علینا بغفلة ، و لا لیله بتفریط .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان ، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما ، و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زاری به سوی ( درگاه ) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو ، یاری فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی خبری و شبش به تقصیر و كوتاهی ( در عمل ) گواهی ندهد ( گواهی دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و كردار انسان در آن در علم خدای تعالی به منزله گواهی دادن نزد اوست )
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم و اجعلنا فی سائر الشهور و الایام كذلك ما عمرتنا ، و اجعلنا من عبادك الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جلة ، أنهم الی ربهم راجعون ، و من الذین یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانی كه زنده داری همچنین ( به طوری كه برای ماه رمضان درخواست شد ) قرار ده ، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان كه ( الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون " سوره 23 ، آیه 11 " یعنی ) آنان بهشت را به میراث می برند در حالی كه در آن جاوید هستند ( گفته اند : بهشت مسكن و جایگاه پدر ما حضرت آدم - علی نبینا وآله و علیه السلام - بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است كه از او به آنها ارث رسیده ) و آنان كه آنچه ( صدقات ) را می دهند در حالی می دهند كه دلهاشان از ( اندیشه ) بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است ، و از آنان كه در نیكیها می شتابند و ایشان برای آن نیكیها ( بر دیگران ) پیشی گیرنده اند ( علی ابن ابراهیم - رحمه الله - فرموده : ایشان امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین - علیهم السلام - هستند كه بعد از پیغمبر - صلی الله علیه وآله - كسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است ، و جمله والذین یؤتون ما اتوا وقلوبهم وجلة انهم الی ربهم راجعون ، ومن الذین یسارعون فی الخیرات وهم لها سابقون كه در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن كریم " سوره 23 ، آیه 60 و 61 " اقتباس شده ، و فرمایش امام - علیه السلام - ومن الذین یسارعون فی الخیرات اقتباس از قول خدای تعالی : اولئك یسارعون فی الخیرات است ، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یكم گفتیم : اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلكه كلامی است مانند آن ، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جایز نبود )
حضرت امام سجاد (ع)
اللهم و أنت جعلت من صفایا تلك الوظائف ، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان الذی اختصصته من سائر الشهور ، و تخیرته من جمیع الازمنة و الدهور ، و اثرته علی كل اوقات السنة بما أنزلت فیه من القرآن و النور ، و ضاعفت فیه من الایمان ، و فرضت فیه من الصیام ، و رغبت فیه من القیام ، و اجللت فیه من لیلة القدر التی هی خیر من الف شهر .( صحیفه سجادیه)
بار خدایا و تو از كارهای برگزیده و واجبات مخصوصه ، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی كه آن را از همه ماهها اختصاص داده ، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده و بر همه وقتهای سال برگزیده ای به سبب قرآن و نوری كه ( قرآنی كه نور و روشنایی از ضلالت و گمراهی است ) در آن فروفرستادی ، و به سبب آن كه ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی ( از بسیاری عبادت و بندگی در آن ، آن را كامل گردانیدی ) و روزه را در آن واجب ، و برپا شدن ( برای عبادت ) را در آن ترغیب نمودی ، و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی
حضرت امام سجاد (ع)
ثم اثرتنا به علی سائر الامم ، و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل ، فصمنا بامرك نهاره ، و قمنا بعونك لیله ، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك ، و تسببنا الیه من مثوبتك ، و أنت الملئ بما رغب فیه الیك ، الجواد بما سئلت من فضلك ، القریب الی من حاول قربك. (صحیفه سجادیه)
ثم اثرتنا به علی سائر الامم ، و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل ، فصمنا بامرك نهاره ، و قمنا بعونك لیله ، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك ، و تسببنا الیه من مثوبتك ، و أنت الملئ بما رغب فیه الیك ، الجواد بما سئلت من فضلك ، القریب الی من حاول قربك. (صحیفه سجادیه)
سپس ما را به وسیله آن ماه بر همه امتها برگزیدی ، و به فضل و برتری آن ما را نه اهل ملتها و كیشها برتری دادی ( این بیان صریح و آشكار است در این كه ماه رمضان از خصایص پیروان دین اسلام است ، چنان كه در شرح جمله سوم از دعای چهل و چهارم به آن اشاره شد ) پس به فرمان تو روزش را روزه داشتیم ، و به یاری تو شبش را ( برای بندگی ) برخاستیم در حالی كه به روزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت كه ما را بر آن خواسته ای درآوردیم ، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم ، و تو به آنچه از درگاهت خواسته شود توانایی ، به آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای ، به كسی كه قصد تقرب به ( رحمت ) تو كند نزدیكی 639-
.
حضرت امام سجاد (ع)
و اوجب لنا عذرك علی ما قصرنا فیه من حقك ، و ابلغ باعمارنا ما بین ایدینا من شهر رمضان المقبل ، فإذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما أنت اهله من العبادة ، و ادنا الی القیام بما یستحقه من الطاعة ، و اجر لنا من صالح العمل ما یكون دركا لحقك فی الشهرین من شهور الدهر . (صحیفه سجادیه)
و اوجب لنا عذرك علی ما قصرنا فیه من حقك ، و ابلغ باعمارنا ما بین ایدینا من شهر رمضان المقبل ، فإذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما أنت اهله من العبادة ، و ادنا الی القیام بما یستحقه من الطاعة ، و اجر لنا من صالح العمل ما یكون دركا لحقك فی الشهرین من شهور الدهر . (صحیفه سجادیه)
و ما را در تقصیر از ( ادای ) حق خود ملامت و سرزنش مكن ، و عمرهای ما را كه در پیش است به ماه رمضان آینده برسان ، و چون ما را به آن ماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی كه شایسته توست یاریمان فرما ، و بر رعایت فرمانبری كه سزاوار آن ماه است برسانمان ، و عمل شایسته ای را كه سبب به دست آوردن حق توست در دو ماه ( رمضان كنونی و ماه رمضان آینده ) از ماههای روزگار برای ما روان ساز ( ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده )
حضرت امام محمد باقر (ع)
لكل شی ء ربیع ، و ربیع القرآن شهر رمضان. (كافی ، ج 2 ، ص 630)
هر چیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است .