مطالب خواندنی ماه رمضان
ارزش روزه و روزه دار
كلمه رمضان از لغت "رمض" گرفته شده و دانایان، لغت رمض را به دو گونه توجیه كردهاند:
1_ تابش نور خورشید با حرارت هر چه تمام تر بر ریگ و سنگ
2_ باریدن باران شدید در اواخر پاییز.
اگر رمضان به معنای اول باشد باید گفت: روزه واقعیتی است كه همچون حرارت شدید مفاسد و پلیدیها و تجاوزات و طغیانهای غرایز را میسوزاند و آدمی را به میدان پاكی نزدیك می كند.
و اگر به معنای دوم باشد باید گفت: روزه همچون بارانی كه طبیعت را شستشو میدهد روان انسان را از آلودگی پاك كرده و به آدمی نیروی مقاومت داده و جسم را از خطرات رسوبات غذایی به سنگر امان میبرد و به همین معنا روایتی از پیامبر اسلام (ص) رسیده آنجا كه فرمودهاند:
« ارمض الله فیه ذنوب المومنین »
رمضان زمانی است كه خداوند بخاطر عمل روزه مردم مومن را شستشو داده و پاك میكند.
صوم رمضان یعنی: خودداری كردن از آنچه شرع و مكتب الله اجازه نداده و بیتردید گروه خودداران در پیشگاه الهی بخاطر اجرای فرمان دوست از اعتبار خاصی برخور دارند، و نزد پروردگار و وجدان خویش رو سپیدند.
از مجموع روایات استفاده میشود كه روزه عمل سادهای نیست و تنها گرسنگی و تشنگی مایهی بوجود آمدن حقیقت روزه نمیباشد، بلكه روزه بزرگترین میدان تمرین برای پاكسازی جسم از امراض گوناگون و تزكیه روان از مفاسد اخلاقی و منور كردن دل به نور خداست.
امام علی(ع) می فرماید:
به هنگامی كه آدم به زمین آمد تابش خورشید چهرهی دل آرایش را تیره كرد آدم از این پیش آمد دلگیر بود جبرئیل به حضرتش گفت: میل داری رویت سپید گردد؟ گفت آری عرضه داشت روز سیزده و چهارده و پانزده ماه را روزه بگیر هر روزی كه روزه گرفت یك سوم كبودی پوست از بین رفت و به روز سوم تمام چهره سپید شد اگر در این روایت جای تاویل باشد باید گفت روزه عامل بدست آوردن آبرو و اعتبار در پیشگاه خداست.
رمضان زمانی است كه ابتدایش رحمت، و دههی دومش زمان غرق شدن در رحمت و عاقبتش آزادی از آتش جهنم است، این آزادی از عذاب آخرت، عكس العمل آزادی انسان از سوء خلق طغیان غرایز و شهوات و بد كرداری بوسیلهی روزه ماه رمضان است روزهای كه همراه با شرایط انجام گرفته باشد.
پیامبر عزیز (ص) در خطبه جمعه آخر شعبان در توضیح برنامههای رمضان چنین فرمودند: ماهی بر شما سایه می افكند كه در ظرف آن لیلهالقدر است، شب قدری كه از هزار ماه با ارزشتر است.
خدای بزرگ روزه این ماه را بر شما واجب نموده و یك نماز مستحب را در شب آن مساوی با هفتاد نماز در شبهای دیگر قرار داده آن كسی كه در این ماه به كار نیكی دست بزند و برنامه خدا پسندانهای انجام دهد ثوابش برابر با واجبی از واجبات خداست، و هر كس عمل واجبی انجام دهد اجرش به اندازه هفتاد واجب در وقت دیگر است.
آری ای مردم، رمضان ماه استقامت و فراهم آوردن نیرو است و مزد مردم با استقامت بهشت است[1].
رمضان ماه مساوات است ماهی كه باید ثروتمندان مادی و معنوی به تمام كمبودهای مردم تهیدست رسیدگی كنند، و دردهای معنوی را درمان نمایند، در این ماه نباید گروهی سیر و دستهای گرسنه باشند، عدهای غرق در هدایت، و قشری گرفتار ضلالت، در این ماه است كه خداوند روزی بندگان فرمان بر را زیاد میكند و این مساله واقعیتی است كه قرآن از آن خبر داده « آنگاه كه مردم خویشتن داری بدست آرند و از گناه و نافرمانی بپرهیزند تمام درهای بركات آسمان و زمین را به رویشان می گشاییم»[2].
پیامبر اسلام(ص) می فرماید: « در رمضان چهار برنامه از خداوند بخواهید دو برنامه برای جلب عنایت حق، و دو برنامه از آن برنامههایی كه از آن بینیاز نیستند، اما دو برنامه اول یكی قرار گرفتن در حصار توحید و دور شدن از شرك نیستند یكی طلب بهشت، و دیگری آزادی از آتش جهنم.
پیامبر (ص) میفرمود: هر آنكس كه ماه رمضان را درك كند و خود را در مسیر آمرزش حق قرار ندهد در كدام زمان میخواهد به جبران كمبودها برخیزد!
و نیز فرمود: اگر خداوند به آسمانها و زمین درچنان زمانی اجازه سخن گفتن دهد. به تمام روزه داران میگفتند برنامه شما به بهشت منتهی میگردد، و باز فرمودند: برای بهشت دری است به نام ریان و آن اختصاص به روزه داران دارد، آخرین روزهداری كه از آن وارد شود بسته می گردد.
پیامبر بزرگ میفرمود: روزه دار اگر غیبت نكند و بخوابد خوابش عبادت است.
رسول اكرم (ص) به مردم فرمود: طرحی را به شما بیاموزم كه انجامش شیطان را از شما دور خواهد كرد به دوری بین مشرق و مغرب پاسخ گفتند: آری فرمودند: روزه رویش را سیاه میكند دستگیری از تهیدستان پشتش را میشكند دوستی در راه خدا، و تحمل رنج عمل شایسته ریشهاش را میكند و توبه و بازگشت به حق رگ و پی او را جدا میكند برای هر چیزی زكاتی است و زكات بدن روزه است.
پیشوای اسلام فرمود: به هنگام رمضان در تابستان چون رنج تشنگی به انسان روی آورد خداوند هزار ملك را مامور آدمی میكند تا بهشت و نعمت الهی را به او بشارت دهند و او را نوازش كنند و چون افطار گردد خطاب میرسد چه بوی خوشی داری، سپس به ملائكه میفرماید: شاهد باشید مغفرتم را نصیبش كردم.
و نیز فرمود: آنكس كه از روی ایمان و عشق به خدا روزه بگیرد و حسابگر باشد و گوش و چشم و زبان را از گناه باز دارد، در حوزه رحمت گذشته و آینده الهی قرار گیرد و اجر ثابت قدمان نصیبش میشود[3].
امیر المومنین (ع) میفرماید: روزهی جسد خودداری از غذاست ولی با اراده و اختیار خویش البته برای مزد و فرار از عذاب و روزه روان خودداری حواس پنجگانه است از گناه و پاك داشتن دل از تمام عوامل شر، و روزهی دل نیكوتر است از روزهی زبان و روزه زبان بهتر است از روزه شكم[4].
از مجموع روایات استفاده میشود كه روزه عمل سادهای نیست و تنها گرسنگی و تشنگی مایهی بوجود آمدن حقیقت روزه نمیباشد، بلكه روزه بزرگترین میدان تمرین برای پاكسازی جسم از امراض گوناگون و تزكیه روان از مفاسد اخلاقی و منور كردن دل به نور خداست.
با چنین روزهای روزی فراوان میگردد، و اجتماع سالم گشته و آدمی در پیشگاه حق كسب آبرو میكند و در جهان بعد از بهشت بهرهمند شده و از عذاب جهنم دور خواهد ماند.
1_ سفینه البحار : ج 2 ، ص 67.
2_ الاعراف : 96.
3_ روایات نقل شده بیشترش در ج 2 سفینه البحار باب صوم است.
4 _ غررالحكم، ص 460.
آداب و شرایط روزهدار
روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطی دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهای انسان در برابر روزه، این فریضه الهی زیاد است.
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود:
لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) "روزه نیستبرای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمتباز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمیباشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمیگیرد، و روزه به حساب نمیآید" بلی، یکی از ابعاد سیاسی این حدیثشریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است.
عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام):
«انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه» (2) .
جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت مینماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصهای از اجتناب از گناهان و معصیتخداوند میباشد، زیرا روزهدار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.
امام رضا علیه السلام فرمود: از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل مینماید.
پنجخصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء میشود.
اگرچه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمیدانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة» (3)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را میشکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.
این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضو که یک عبادت است در اسلام خنثی میکند، و اجر و ثواب روزه و وضو را نابود مینماید.
کیفیت روزه داری از صحف ادریس علیه السلام
درصحف ادریس (علیه السلام) است:
«اذا دخلتم فی الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماثم فان الله لا یرضی منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4)
حضرت ادریس پیامبر (علیه السلام) در صحف خویش فرمود: هرگاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدی و ناپاکی پاک سازید، (درون خود را برای پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازی نمائید) و روزه بگیرید برای خداوند با قلبی خالص و نورانی و پاک از فکرهای بد، و صداهای نامفهوم و بی معنی و زشت، زیرا خداوند حبس مینماید دلهای ناپاک و نیتهای غیر خالص شما را و دهنهای شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزهدار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنی اعضاء شما هم باید از معصیتخدا امساک نماید) و همانا خداوند راضی نمیگردد و خشنود نمیشود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.
اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه
امام رضا علیه السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذرو النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)
از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل مینماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل میگرداند)، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنجباز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نمودهاند،و آبرو از خویش بردهاند).
روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است
از فقه الرضا (علیه السلام) روایتشده که حضرت رضا (علیه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزهداری چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل علی الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فی عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتی یستر به من النار، و قد جعل الله علی کل جارحة حقا للصیام فمن ادی حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6) .
بدان (ای روزهدار) خدای رحمتت کند، که براستی روزه ستر و حجابی است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هرگاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان میباشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم میپوشاند و حجابی محکم از آتش برای او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم» خستهای برای روزه گرفتن حقی مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبی حق روزهداری را به جای آورد) هرآینه صائم و روزهدار است، (یعنی به جای آورده حق روزه را) و هر کس بعضی از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزهاش به قدر و به حسب آنچه ترک کرده کاسته است.
سید حسین موسوی راد لاهیجی
پینوشتها:
1- وقایع الایام خیابانی، ص 432.
2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.
3- نهج الفصاحه، حدیث 1459.
4- نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 431.
5- فقه الرضا (علیه السلام).
6- مستدرک الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 432.
7- روزه، درمان بیماریهای روح و جسم ص 72.
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی
روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان آه را تا ملکوتش برسانیم کمی
عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما بر سر عهد وفادار بمانیم کمی
پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا رمضان است به آتش بکشانیم کمی
نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی
بنشانیم نهالی به امید ثمری چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی
و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث " ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی
"امیر علی مصدق "
شب قدر است امشب
شب قدر است امشب مست مستم ای خدا با تو
شدم تا مست دانستم كه هستم ای خدا با تو
در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو میخواهم
تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو
مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافیت پویم
كه من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو
دویدم سالها اما به دور افتادم از كویت
چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو
سر از خاك زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم
ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو
تو هر جا جلوه كردی من تو را دیدم پرستیدم
به هر صورت جمالی میپرستم ای خدا با تو
محمد خلیل مذنب (جمالی)
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقهای در ذکر یا رب یا رب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است
شهسوار من که مه آیینهدار روی اوست
تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است
عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو
در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است
اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است
آن که ناوک بر دل من زیر چشمی میزند
قوت جان حافظش در خنده زیر لب است
آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکد
زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است
"حنیف مزروعی"
شب قدر، شب ارتباط با خدا
جمعیت از خود بیخود شده است. چراغها خاموش است. در تاریكى صداى گریه و ناله از هر سو برمىخیزد. انگار اینها همان انسانهایى نیستند كه ساعتى پیش در كوچه و خیابان راه مىرفتند از بقالى و لبنیاتى و نانوایى خرید مىكردند، گاهى بر هم اخم مىكردند و از یكدیگر دلگیر مىشدند. پیش خود هزار جور حساب و كتاب داشتند. انگار اینها از یك سیاره دیگر آمدهاند، از سیاره عشق و دوستى؛ از سیاره دلهاى نرم و آماده. از سیارهاى كه در آن كسى به فكر مزه خورشتى كه با نان فردا شب خواهد خورد نیست. آنجا دیگر كسى به فكر بزرگى و كوچگى خانه، زیبایى و زرق و برق اتومبیل و لباس، تفاخر و رفاه و دنیاطلبى نیست. اینها از كجا آمدهاند كه اینطور ضجه مىزنند. اینگونه از خود بیخود مىشوند. شانه به شانه هم مىنشینند و تكانهاى شانه یكدیگر را حس مىكنند. اینها از كجا آمدهاند كه فضاى خاموش مصلى را با امواج آسمانى و عرشى خود به فضایى سرشار از نفس فرشتگان تبدیل كرده است.
صداى آرام بخش مجرى مراسم، فریادها را به سكوت مبدل مىكند: گوش كن امشب فرض كن اینجا تنهایى، فرض كن هیچ كس جز تو نیست. تنهاى تنها. فرض كن در تنهایى قبر و در تاریكى قبر به خودت آمدى، یك عمر معصیت كردن، یك عمر خلاف اوامر الهى رفتار كردن، یك عمر جواب محبتهاى او را با بى اعتنایى دادن تمام شده است. حالا آوردنت اینجا در آرامگاه ابدى، جایى كه هیچ برگشتى نیست، هیچ فریادرسى نیست. جایى كه تو هستى و نتیجه اعمال تو كه به صورت مار و مور و عقرب به جانت مىافتد. این تاریكى، همان تاریكى شب قبر است. فكر كن كه عذابهاى الهى در راه هستند. تو را به جان على (علیه السلام) كه امشب فرقش در محراب شكافته مىشود! این محیط را فراموش كن.
«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد كه پیش از این نمىدیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى كسى در این مورد حرفى مىزد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مىكنم سبك شدهام، حس مىكنم پاك شدهام، حالا من هم مىتوانم او را صدا بزنم.»
حالا یك نفر از تو مىپرسد شبهاى قدر چه كردى؟ از شبهاى قدر چه توشهاى برداشتى؟ وقتى درهاى رحمت به رویت باز بود، چرا استفاده نكردى؟ خدایا من امشب آمدهام كه بگویم اشتباه كردم. آمدهام بگویم نفهمیدم، نمىخواستم با توى مهربان، مخالفت كنم. خدایا اگر قرار است امشب مرا نیامرزى، همین الان مرا از دنیا ببر. حالا قرآنها را روى سر بگیرید. قرآن خیلى عزیزه. قرآن را روى سرهاى خود بگیرید و در تاریكى قبر فریاد بزنید: الهى بك یا الله ...
صداى جمعیت یك بار دیگر اوج مىگیرد هیچ كس حال خود را نمىفهمد. هیچ كس به فكر وضع ظاهرى خود نیست. گویا در این جمعیت هر كس در خلوت خود ناله مىكند؛ گویى هر كس از بدى اعمال خود ضجه مىزند.
این جمله را هم گوش كن: تو را به جان آقایى كه مرغابىهاى خانه دخترش هم براى او اشك مىریختند، گوش كن. مىخواهم در همین حالى كه دارى یك دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت یك ساله ما مقدر كردى كه این آخرین شب قدرى باشد كه آن را درك مىكنیم، خدایا كارى كن كه امشب، شب آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.
صداى آمیخته با گریه مداح در میان فریادهاى حاضران گم مىشود. مراسم شب نوزدهم پایان یافته است. چراغها روشن مىشود، چهرهها هنوز اشكآلود است. جمعیت به آرامى از فضاى مصلى خارج مىشوند.
براى گفت و گو جوان هجده سالهاى را انتخاب مىكنم كه با شلوار لى و بلوز نوشتهدارى كه بر تن دارد، كاملا شبیه جوانهاى امروزى است؛ همانها كه بعضىها اصلا انتظار دیدنشان را در چنین جاهایى ندارند. او را از وقتى كه با نالههاى دلخراشش، در تاریكى مصلى بر سر و رو خود مىزد، نشانه كرده بودم. چند قدمى به دنبالش مىروم كاملا از فضاى مصلى خارج شدیم. دو سه قدم در كنارش برمىدارم و هنگامى كه توجهش جلب مىشود، مىگویم:
- قبول باشه، مراسم با حالى بود.
این جمله را هم گوش كن: تو را به جان آقایى كه مرغابىهاى خانه دخترش هم براى او اشك مىریختند، گوش كن. مىخواهم در همین حالى كه دارى یك دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت یك ساله ما مقدر كردى كه این آخرین شب قدرى باشد كه آن را درك مىكنیم، خدایا كارى كن كه امشب، شب آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.
- سرى تكان مىدهد، به علامت تایید و مىخواهد در سكوت، راهش را ادامه دهد كه باز مىگویم بچه كدام محلهاى؟ با كنجكاوى نگاهم مىكند، نگاهش آن چنان نافذ است كه بیش از آن نمىتوانم مقاومت كنم و ناگهان ماجراى تهیه گزارش را مىگویم. با تعجب گوش مىكند. مثل این كه اولین بارى است كه در چنین موقعیتى قرار مىگیرد. شاید هم اصلا انتظارش را نداشته كه در چنین جایى مورد نظرخواهى قرار بگیرد. اما هر چه هست، انگار با خودش كنار مىآید كه چند كلمهاى از احساسش در شب قدر صحبت كند:
«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد كه پیش از این نمىدیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى كسى در این مورد حرفى مىزد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مىكنم سبك شدهام، حس مىكنم پاك شدهام، حالا من هم مىتوانم او را صدا بزنم.»
منبع:
مجله دیدار آشنا، ش 18، محسن قائمى .
جایگاه و اهمیت شب قدر
چنان كه درك شب قدر، كاری مشكل است، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر عملی است دشوار كه تنها راه یافتگان به آن شب عزیز میتوانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چرا كه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»
در وصف آن همین بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است، از جمله:
1- نزول قرآن
نزول جامعترین، كاملترین و ماندگارترین كتاب الهی بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود میگوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبی از شبهای آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان میكند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پر بركت نازل كردیم.» و این شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن میافزاید. این نكته را هم اضافه كنیم كه این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی كه آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است.
2- تقدیر امور
در نامگذاری شب قدر بیانهای مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لَیْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفتهاند؛ چرا كه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیهای میخوانیم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»
«قدر» به معنای تقدیر و اندازهگیری و تنظیم است. این معنی را هم لغت تأیید میكند و هم قرآن و روایات. راغب اصفهانی میگوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ اَیْ لَیْلَةٌ قَیَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر یعنی شبی كه (خداوند) برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كریم میفرماید: در آن شب «یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ» (7) «هر كاری بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعیین و تنظیم) میگردد.»
در بحارالانوار روایتی آمده كه: «هر كس در شب قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را میبخشد.»
و امام صادق علیه السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ (8)؛ « تقدیر امور و سرنوشتها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا آن در شب بیست و سوم صورت میگیرد.»
و امام رضا علیه السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع میشود، تقدیر و اندازهگیری میشود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازهگیری نامیده شده است.»
و طبق روایات فراوانی (10) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشیها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، بر اساس استعدادها و لیاقتها، رقم میخورد، و این تقدیر حكیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری» به وجود نمیآورد. میتوان بین تمام اقوال این گونه جمع كرد كه در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانی، تقدیرات یك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان علیهالسلام عرضه میشود.
3- سند امامت
شب قدر بزرگترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روایات فراوانی، وجود شب قدر را در هر زمان دلیل لزوم امامت و بقای آن دانسته اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهلبیت علیهمالسلام شمرده شده است كه به برخی روایات اشاره میشود:
از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: علی علیهالسلام زیاد میفرمود: هیچ گاه تیمی و عدوی (ابوبكر و عمر) خدمت پیامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گریه میخواند، سپس آن دو عرض میكردند چقدر رقّت شما نسبت به این سوره شدید است. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: به جهت آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده است و به جهت آنچه دل این شخص [یعنی علی علیهالسلام ] پس از من خواهد دید. آن دو میگفتند: مگر شما چه دیدهای و او چه میبیند؟
رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمیماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.»
فرمود: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله برای آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فیها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر كاری نازل میشوند.» آنگاه میفرمود: آیا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند میفرماید، چیزی باقی خواهد ماند؟ میگفتند: نه. سپس حضرت میفرمود: آیا میدانید آن كسی كه هر امری بر او نازل میشود كیست؟ میگفتند: تو هستی ای رسول خدا! آنگاه میفرمود: بله ولی آیا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ میگفتند: بله. میفرمود: آیا [در شبهای قدر] بعد از من هم آن امر نازل میشود؟ میگفتند: بله. سپس میفرمود: بر چه كسی؟ میگفتند: نمیدانیم. سپس آن حضرت از سر من (علی) میگرفت (و دست را روی سر من قرار میداد) و میفرمود: اگر نمیدانید بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.
فرمود: پس آن گاه آن دو نفر همیشه اینگونه بودند كه شب قدر را بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به سبب هراسی كه بر دل آن دو میافتاد، میشناختند.» (11)
و در جای دیگر علی علیه السلام فرمود: «به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل میشود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است. عرضه شد آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبی اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و یازده امام از نسل من كه همه امامانی محدَّث میباشند ( ملائكه را نمیبینند ولی صدای آنها را میشنوند). »
و در برخی روایات آمده كه خود ولایت علی علیه السلام و ائمه علیهمالسلام جزء تقدیرات آن شب است (13) و دستور دادهاند كه با مخالفان برای اثبات امامت و بقای آن و زنده بودن مهدی علیه السلام به شب قدر استدلال كنید.(14) آری، بقای شب قدر دلیل محكمی است بر بقای امامت و بقای امامت اقتضا میكند حیات و زنده بودن مهدی علیه السلام را و حیات مهدی علیه السلام نشانه حیات مذهب پیشتاز و همیشه در صحنه تشیّع است. لذا اسلام اصیل و قرآن تا ابد زنده است.
از اینجا روشن شد كه شب قدر، یعنی شب ولایت و امامت (15) و معنای روایاتی كه شب قدر را به فاطمه زهرا علیهاالسلام تفسیر نموده (16) است، روشن شد كه حقیقت شب قدر امامت و ولایت است و حقیقت ولایت و امامت زهرای مرضیه علیهاالسلام است.
امام صادق علیه السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ ؛ « تقدیر امور و سرنوشتها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا آن در شب بیست و سوم صورت میگیرد.»
4- بخشش گناهان
یكی دیگر از ویژگیهای شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصیان و مجرمان است، لذا باید تلاش نمود تا این فیض عظمای الهی شامل حال انسان شود. وای به حال انسانی كه در شب قدر مورد غفران الهی قرار نگیرد؛ چنان كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: «كسی كه شب قدر را درك كند، پس بخشیده نشود پس خدا او را (از رحمت خویش) دور میسازد.» (17)
و در جای دیگر فرمود: «هر كس كه از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم شده است و محروم نمیماند از خیرات شب قدر، مگر كسی كه (با اعمال خویش) خود را محروم نموده باشد.» (18)
لذا باید تلاش مضاعف نمود تا غفران الهی در این شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرمود: «كسی كه در شب قدر به پاخیزد (و آن شب را) از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص بیدار باشد) گناهان گذشتهاش بخشوده میشود.» (19)
در بحارالانوار در ذیل این روایت اضافه شده: «هر كس در شب قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را میبخشد.» (20)
پینوشتها:
1- بقره/ 185 .
2- دخان/ 3 .
3- قدر/ 1.
4- تفسیر نوین، محمدتقی شریعتی، ص275/ مجمع البیان، ابوعلی طبرسی، ج1، ص 518 .
5- حج/ 74 .
6- المفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر الكتاب، ص 395 .
7- دخان/ 4 .
8- وسائل الشیعه، حرّ عاملی، دار الاحیاء التراث، ج 7، ص259/ تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص627/ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص487 .
9- عیون اخبارالرضا، ج2، ص 116 .
10- تفسیر نورالثقلین، ج5، ص631 / البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 486/ بحار الانوار، ج94، صص 141 – 18 .
11- اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، كتابفروشی اسلامیه، ج1، ص 363 – 364 .
12- اثباة الهداة، شیخ حرّ عاملی، قم مطبعة العلمیة، ج2، ص 256/ بحارالانوار (همان)، ج 94، ص15، ح26 .
13- همان، ص18 .
14- اصول كافی، ج1، ص 353 - 362 - 364، روایت 6 .
15- مبلغان عزیز توجه داشته باشند كه یكی از شبهای قدر را حتما به صحبت و سخنرانی در مورد امام زمان علیه السلام اختصاص دهند كه هم تناسب دارد و هم لازم است و هم عنایاتی را به دنبال دارد.
16- تفسیر فرات كوفی، مؤسسه نشر، ص581 .
17- بحار الانوار، ج94، ص80، ح47 .
18- كنز العمّال، علی متقی هندی، بیروت، مؤسسه الرساله، ج8، ص534، ح28 . 24 .
19- وسائل الشیعه، ج10، ص 358، ح13601.
20- بحار الانوار، ج93، ص 366، ح 42 .
منبع:
سایت سراج
رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه
خداوند متعال در چهارمین آیه سوره مباركه قدر میفرماید:
تنزّل الملائكة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هر كاری) فرود آیند. (1)
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیز:
فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم(2) ؛ در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر میشود.
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» دلالت بر پذیرش یا تكلف یا هر دو مینماید. ظاهر این فعلها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده میدهد.
این امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل میشدهاست، و در هر شب قدر دیگر، باید بر كسی نازل و تبیین و تحكیم یا كشف شود كه به افق نبوت نزدیك و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
امام سجاد علیه السلام فرمودهاند:
ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
این كه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان میفرماید:
در آن شب هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر میشود. فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهایم.
دلالت بر تكرار و تجدید و ارسال در آن شب دارد و به این معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل میشوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولیِّّ» این امر باشد كه به سوی او نازل و ارسال گردند كه او همان ولیّ جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولیّ امر هستم، باید ثابت كند كه این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و میشوند، و چون هیچ كس جز پیامبر و اوصیاء معصوم علیهم السلام نمیتوانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره كسی باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیه مورد بحث، یكی از مستدلترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است.
و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه كافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنین كسی بنابر بیان خود قرآن كریم كافر واقعی است.
از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرمودهاند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
چنان كه خداوند در آیات 150 و 151 سوره نساء میفرماید:
"إنّ الّذین یكفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلك سبیلاً ٭ أولئك هم الكافرون حقّاً و أعتدنا للكافرین عذاباً مهینا؛ كسانی كه به خدا و پیامبران خدا كافر شدهاند و میخواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و میگویند به برخی ایمان میآوریم و به بعضی كافر میشویم و میخواهند در این میان (بینابین) اتخاذ كنند، اینان حقا كافرند و ما برای كفركیشان عذاب خواركنندهای مهیا كردهایم.
و میبینید كه خداوند، كسانی را كه پارهای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، كافر حقیقی میداند.
بنابراین مؤمن حقیقی كسی است كه هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت میكند و امین بر آن در جهت پاسداری، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ یعنی همان بزرگواری كه در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) میباشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند:
"من أنكر المهدی فقد كفر (3) ؛ كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است."
و در كتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جدّ عالیقدرشان و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه فرمودهاند:
"القائم من ولدی اسمه إسمی و كنیته كنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنكره فی غیبته فقد أنكرنی، و من كذبه فقد كذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشكو المكذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون(4)؛
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنیه او، كنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم بر پا میدارد و آنان را به كتاب خدای عزوجل فرامیخواند. كسی كه او را طاعت كند، مرا پیروی كرده و كسی كه او را نافرمانی كند، مرا نافرمانی كرده است و كسی كه او را در دوران غیبتش انكار كند، تحقیقاً مرا انكار كرده و كسی كه او را تكذیب كند هر آینه مرا تكذیب كرده و كسی كه او را تصدیق كند، هر آینه مرا تصدیق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذیب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار میكنند و امت مرا از راه او گمراه میسازند، به خدا شكایت میبرم. به زودی آنها كه ستم كردند و میدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونیها، مجازات ستمگریهای خود را در دنیا و آخرت خواهند دید."
در این حدیث شریف انكار و تكذیب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همه پیامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاری به وادی كفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر میگوید:
فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل میشوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشتهاند، به او تقدیم میدارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر علیه السلام نقل كرده، كه وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما میدانید كه لیلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آنكه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف میكنند. (5)
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودهاند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.
حضرت امام سجاد علیه السلام، در این باره، میفرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان كارها، بر ولی امر (امام زمان) فرود میآید.
و نیز آن حضرت فرمودهاند:
ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
همچنین از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرمودهاند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابیطالب علیه السلام و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه كه نگارش یافت، استفاده میشود كه شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست كه آن امر را دریافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة بن الحسن المهدی، ارواحنا فداه است و برای آن كه بهتر بدانیم كه لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخیز میباشد؛ حدیثی را هم كه در بخش فضیلتهای حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ملاحظه میكنیم كه در آن به طور كنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودهاند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسی كه فاطمه(علیهاالسلام) را آنگونه كه باید، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم نیز دارد.
و از طرفی، همانگونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود میآید، نزولگاه نور پاك امامان معصوم نیز وجود مقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ كه حقیقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی برد، شب قدر را درك كرده است.
پینوشتها:
1- برگرفته از تحقیقی درباره لیلةالقدر و رابطه آن با امام عصر ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخیص .
2- سوره دخان (44)، آیه 4.
3- علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج 51، ص 51 / منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1، ص 492.
4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 73 / منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح 4 ، ص 183.
5- امراء هستی، ص 190/ تفسیر القمی، ص 731/ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 97، ص 14، جز 23.
منبع:
ماهنامه موعود، ش 57 ، علیاكبر رضوانی .
شب قدر در نگاه مقام رهبری
بیانات رهبری در خطبههای نماز جمعه تهران 15/8/1383
امروز _ بیست و یكم ماه رمضان _ بنا بر احتمال فراوان، هم روز قدر است، هم روز شهادت امیرالمومنین (علیهالصلاة والسلام) است. دیشب یكی از سه شب ممتاز در دوران سال بود؛ شبهایی كه محتمل است شب قدر باشند. تنزل ملائكه الهی و تنزل روح در مثل دیشب یا یكی از دو شب دیگر اتفاق افتاده است یا میافتد. خوشا به حال كسانی كه با فرود فرشتگان الهی توانستند روح خود را فرشتهگون كنند. حضور ملائكه الهی در روی زمین و در میان ما مردم، كه فرمود: «تنزل الملائكة و الروح فیها باذن ربهم من كل امر» باید بتواند ما را به نزدیك شدن به خلق و خوی فرشتهگون كمك كند. یقینا در میان بندگان خدا كسانی بودهاند كه دیشب را شب خوبی گذراندهاند و چشم حقیقت بین و روح حقیقت یاب آنها حقایق شب قدر را ادراك كرده است. شاید كسانی فرشتهها را به چشم دیده باشند. شما مردم عزیز هم در همه جا شب نوزدهم و شب بیست و یكم و ان شاءالله شب بیست و سوم را ساعات خوبی گذراندید و میگذرانید. میبینیم كه مردم ما، جوانهای ما، زن و مرد ما با این شبها حقیقتا قصد پالایش خود را دارند؛ دلها نرم میشود، چشمها اشكبار میشود، روحها لطیف میشود؛ روزه هم كمك كرده است. ما باید امیدوار باشیم، دعا كنیم و بكوشیم از این شبها برای عروج معنوی خود استفاده كنیم؛ چون نماز معراج و وسیله عروج مومن است. دعا هم معراج مومن است. شب قدر هم معراج مومن است.
شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی كه مرحوم «محدث قمی» نقل میكند. سوال كردند كه كدام یك از این سه شب _ یا دو شب بیست و یكم و بیست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است كه انسان، دو شب _ یا سه شب _ را ملاحظهی شب قدر كند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ كسانی بودهاند كه همهی ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب میآوردند و اعمال شب قدر را انجام میدادند! قدر بدانید. این روزها را قدر بدانید.
كاری كنیم عروج كنیم و از مزبله مادی كه بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه میتوانیم، خود را دور كنیم. دلبستگیها، بدخلقیها، خلقیات غیرانسانی، ضد انسانی، روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم.
بیانات ایشان در خطبههای نماز جمعه تهران 23/8/1382
یك جمله كوتاه در باب اهمیت لیلةالقدر عرض كنم؛ علاوه بر این كه از جمله قرآنی «لیلةالقدر خیر من الف شهر» میشود فهمید كه از نظر ارزشیابی و تقویم الهی، یك شب برابر هزار ماه است. در دعایی كه این روزها میخوانیم، برای ماه رمضان چهار خصوصیت ذكر میكند: یكی تفضیل و تعظیم روزها و شبهای این ماه است بر روزها و شبهای ماههای دیگر، یكی وجوب روزه در این ماه است، یكی نزول قرآن در این ماه است و یكی هم وجود لیلةالقدر در این ماه است. یعنی در این دعای ماثور، لیلةالقدر را عدل نزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده میكنیم. بنابراین قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و كاری كرد كه انشاءالله قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای كشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان كه شایسته مردم مومن و عزیز ماست، رقم بزند.
بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران 1/09/1381
امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام زندگی خود را _ زندگیای كه هر ساعتش به قدر عمرها ارزش داشت _ وقف كردند برای این كه جامعه را در زمان خود، و جامعه اسلامی و بشری را در طول تاریخ هدایت كنند و بسازند. خوشبختانه ملت ما، ملت علوی است و معتقد و مرید و عاشق امیرالمومنین علیهالصلاة والسلام است. لازمه این محبت این است كه كلمات آن بزرگوار را آویزهی گوش كنیم؛ اینها را فقط یك توصیه خشك و خالی به حساب نیاوریم؛ برای عمل، آنها را در پیش روی خود قرار دهیم و تصمیم بگیریم. آن بزرگوار در این راه مجاهدت كردند و در همین راه هم به شهادت رسیدند. «قتل فی محراب عبادته لشده عدله»؛ عدالت او موجب شهادت او شد. پایبندی واقعی و صادقانه و صمیمی او به عدالت و مبنای اصلی كه آن بزرگوار در همه دوران حكومتشان آن را دنبال میكردند موجب شد جانشان در معرض این تهدید قرار گیرد و خون مباركشان در محراب عبادت ریخته شود. ما در زیارت عاشورا به امام حسین علیهالصلاة والسلام عرض میكنیم: «السلام علیك یا ثارالله و ابن ثاره»؛ یعنی مثل خون اباعبدالله علیهالسلام، صاحب خون امیرالمومنین علیه الصلاة والسلام هم خداوند متعال است؛ چون این خون هم در راه احقاق حق و احیای عدالت بر زمین ریخته شد. همه باید به احترام این خون پاك و آن شخصیت عظیم و قدسی و آن ولی اعظم الهی سعی كنیم این فرمایشها و توصیهها را كه خطاب به ما هم هست، در عمل خودمان رعایت كنیم.
بیانات ایشان در خطبههای نمازجمعه تهران در دی ماه 1376
شب قدر فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی كنید. حال كه خدای متعال به من و شما میدان داده است كه به سوی او برگردیم، طلب مغفرت كنیم و از او معذرت بخواهیم، این كار را بكنیم، والا روزی خواهد آمد كه خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون.» خدای نكرده در قیامت، به ما اجازهِ عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند كه زبان به عذرخواهی باز كنند؛ آن جا جای عذرخواهی نیست. این جا كه میدان هست، این جا كه اجازه هست، این جا كه عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاك و نورانی میكند، از خدای متعال عذرخواهی كنید. این جا كه فرصت هست، خدا را متوجه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبت الهی را متوجه و شامل حال خودتان كنید. «فاذكرونی اذكركم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم.
شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسایل كشور، مسایل خودتان، مسایل مسلمین و مسایل كشورهای اسلامی دعا كنید.
امروز كه خدای متعال اجازه داده است كه شب به زاری، تضرع و گریه بپردازید، دست ارادت به سوی او دراز كنید، اظهار محبت نمایید و اشك صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهایتان جاری سازید. این فرصت را مغتنم بشمارید، والا روزی هست كه خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لاتجاروا الیوم »؛ بروید، زاری و تضرح نكنید، فایدهای ندارد: «انكم منا لاتنصرون.» این فرصت، فرصت زندگی و حیات است كه برای بازگشت به خدا در اختیار من و شماست و بهترین فرصتها ایامی از سال است كه از جمله آنها ماه مبارك رمضان است و در میان ماه مبارك رمضان، شب قدر!
شب قدر هم در میان این سه شب است. طبق روایتی كه مرحوم «محدث قمی» نقل میكند. سوال كردند كه كدام یك از این سه شب _ یا دو شب بیست و یكم و بیست و سوم _ شب قدر است؟ در جواب فرمودند: چقدر آسان است كه انسان، دو شب _ یا سه شب _ را ملاحظهی شب قدر كند. چه اهمیت دارد بین سه شب مردد باشد. مگر سه شب چقدر است؟ كسانی بودهاند كه همهی ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب میآوردند و اعمال شب قدر را انجام میدادند! قدر بدانید. این روزها را قدر بدانید.
شبهای قدر را حقیقتا قدر بدانید. قرآن صریحا میافزاید: «خیر من الف شهر»؛ یك شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است كه ملائكه نازل میشوند. شبی است كه روح نازل میشود. شبی است كه خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسایل كشور، مسایل خودتان، مسایل مسلمین و مسایل كشورهای اسلامی دعا كنید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا فداه، توجه كنید؛ به در خانهی خدا _ مسجد _ بروید و به بركت امام زمان از خدای متعال خواستههایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.
كشورهای اسلامی چقدر مشكلات دارند! حل آن مشكلات را از خدا بخواهید. برای همه انسانها دعا كنید. برای هدایت انسانها، برای خودتان، برای زندگیتان، برای مسئولینتان، برای كشورتان، برای گذشتگانتان و برای آن چیزی كه میخواهید خدای متعال به شما بدهد، دعا كنید. این ساعات و دقایق را قدر بدانید. بنده هم از همه شما برادران و خواهران عزیز، در شبهای مبارك قدر، ملتمس دعا هستم.
بیانات ایشان در خطبههای نماز جمعه تهران 7/1/1371
من به همه شما مردم عزیزمان توصیه میكنم، امشب را كه شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرع، توبه و انابه و توجه به پروردگار، جزو وظایف همه ماست. مشكلات عمومی مسلمین، مشكلات كشور، مشكلات شخصیتان و مشكلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح كنید. از خدای متعال توجه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجه بخواهید.
امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولی عصر، ارواحنا فداه، توجه كنید؛ به در خانهی خدا _ مسجد _ بروید و به بركت امام زمان از خدای متعال خواستههایتان را بگیرید. بنده هم از همه شما ملتمس دعا هستم.
ادب عمومی؛ خواندن سوره فتح در نمازهای مستحبی
مسئله:
هرگاه روزهدار عمداً قى كند – اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد – روزهاش باطل مىشود، ولى اگر سهواً یا بىاختیار قى كند، اشكال ندارد.
ادب عمومی: (خواندن سوره فتح در نمازهای مستحب)
در کتاب اقبال به نقل از یزید بن هارون از مسعودی میفرماید: به من چنین روایت رسیده که هر کس در هر شبی از ماه رمضان در نماز مستحب سوره «انا فتحنا» بخواند آن سال محفوظ میماند.(1)
پینوشت:
1- اقبال، ج1، ص 75.
فطریه ی عاشقی
هلال نقره ای ماه، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم، به یک ماه خاطره ی آسمانی، به یک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ی(1) دستانم، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی!.
خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید، آخرین شب عید بی مهدی باشد.
خدایا آسمان نیازم سرشار از توست، منِ روزه دارِ عاشقی را بیش از این تشنگی مده! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان.
«اللهُم اجعَل صیامی»(2) در این شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکی، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم... انتظار! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو، منتظرمان نگذار!
امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد.
من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام، غسل شادمانی، غسل شوق...
صدا می آید... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش.
آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر «اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا می کنند، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت...
دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم» که قرارش دادی «للمسلمینَ عیدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله!
«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!
چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای «اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم»(5) سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت «العجل، العجل، العجل» را عیدانه از خداوند درخواست کنی.
پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!
روزه ات قبول
---------------------------------------
1- سوره آل عمران، آیه
2- مفاتیح الجنان، اعمال آخر ماه رمضان
3- مفاتیح الجنان، اعمال عید فطر
4- ذکر قنوت نماز عید فطر
5- دعای عهد
بدرود ای بزرگترین ماه خدا
لحظات زیبا و نورانی ماه مبارك رمضان رو به پایان میرود و روزهداران؛ این جهادگران با نفس به نقطههای اوج تزكیه و پرورش درون نزدیك میشوند و بهترین و مطمئنترین توشههای معنوی را برای طول سال خود به منظور مقابله با تمایلات نفسانی و معاصی و گناهان و صفات و رذایل اخلاقی، ذخیره مینمایند.
لحظات وداع با رمضان را با تعابیر زیبا و عمیق حضرت امام زین العابدین علیه السلام سپری میسازیم و از درگاه حضرت پروردگار توفیق درك رمضانهای دیگر را آرزو مینمائیم .
ای خداوندی كه احسان و فضل خویش به بندگانت عطا كردهای و آنان را در بخشش و عطا غرقه ساختهای آثار نعمت تو بر ما چه آشكار است و احسان تو در حق ما چه بسیار . و چه بسیار ما را به بّر و نیكی خویش مخصوص گردانیدهای .
ما را به دین برگزیده خود، آیین پسندیده خود، شریعت سهل و آسان خود هدایت كردی و دیدگانمان را بینا ساختی كه به تو تقرب جوییم و به مقام كرامت تو واصل آییم .
بار خدایا، یكی از این برگزیدهترین وظایف و خاصترین واجبات، ماه رمضان را قرار دادی. ماهی كه آن را از میان دیگر ماهها ویژگی دیگری بخشیدهای و از میان همه زمانها و روزگارها اختیارش كردهای و بر همه اوقات سال برتریاش نهادهای، زیرا كه در آن قرآن و نور نازل كردهای و بر تكالیف مومنان چند برابر افزودهای و روزه را در آن واجب داشتهای و مردمان را به برپای خاستن برای عبادت خود ترغیب كردهای و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است تجلیل فرمودهای . و چون رمضان را به ما عطا كردی، ما را بر دیگر امتها فضیلت نهادی و از میان پیروان دیگر كیشها برگزیدی . پس ما به فرمان تو روزش را روزه داشتیم و شبش را به نماز برخاستیم، و با روزه داشتن و نماز خواندن در این ماه به رحمتی كه ما را ارزانی داشته بودی روی نهادیم و آن را وسیله نیل به ثواب تو قرار دادیم . تویی كه هر چه از تو خواهند توانی داشت و آنچه از فضل و احسان تو طلبند توانی داد و به خواستاران مقام قرب خود نزدیك هستی .
ای خداوند، ماه رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یاری نیكو بود و گرانبهاترین سودهای مردم جهان را به ما ارزانی داشت . اما چون زمانش به سر رسید و مدتش و شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل كرد.
ای خداوند، اینك با او وداع میكنیم، همانند وداع با عزیزی كه فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایی كند، عزیزی كه او را بر ما پیمانی است كه باید نگه داریم و حرمتی كه باید رعایت كنیم و حقی كه باید ادا نماییم . پس اكنون میگوییم:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا.
بدرود ای گرامیترین اوقاتی كه ما را مصاحب و یار بودی، ای بهترین ماه در همه روزها و ساعتها.
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها، ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.
بدرود ای یار و قرینی كه چون باشی، قدرت پس جلیل است و چون رخت بربندی، فراقت رنج افزا شود. ای مایه امید ما كه دوریت برای ما بس دردناك است .
بدرود ای همدم ما كه چون بیایی، شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی، رفتنت وحشت خیز است و تالم افزای .
بدرود ای همسایهای كه تا با ما بودی، دلهای ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان .
بدرود ای یاریگر ما كه در برابر شیطان یاریمان دادی و ای مصاحبی كه راههای نیكی و فضیلت را پیش پای ما هموار ساختی .
بدرود كه آزادشدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسیارند، و چه نیكبخت است آن كه حرمت تو نگه داشت .
بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیبها كه پوشیده داشتی .
بدرود كه درنگ تو برای گنهكاران چه به درازا كشید و هیبت تو در دل مومنان چه بسیار بود.
بدرود ای ماهی كه هیچ ماه دیگر را توان همسری با تو نیست .
بدرود ای ماهی كه تا تو بودی، امن و سلامت بود.
بدرود ای آن كه نه در مصاحبت تو كراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندی .
بدرود كه سرشار از بركات بر ما در آمدی و ما را از آلودگیهای گناه شست و شو دادی .
بدرود كه به هنگام وداع از تو نه غباری به دل داریم و نه از روزهات ملالتی در خاطر.
بدرود كه هنوز فرا نرسیده است از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناك .
بدرود كه چه بدیها كه با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات كه ما را نصیب آمد.
بدرود تو را و آن شب قدر تو را كه از هزار ماه بهتر است .
بدرود كه دیروز كه در میان ما بودی آزمند ماندنت بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت آتش اشتیاق در دل ما شعله خواهد كشید.
بدرود تو را و آن فضل و كرم تو را كه اینك از آن محروم ماندهایم . و بر آن بركات كه پیش از این ما را داده بودی و اینك از كف دادهایم .
بار خدایا، ما آشنای این ماهیم، ماهی كه ما را بدان شرف و منزلت دادی و به بركت نعمت و احسان خویش روزه داشتنش را توفیق دادی، در حالی كه مردمان شقی قدرش را نشناختند و با شوربختی خویش، از فضیلتش محروم ماندند.
ای خداوند، تو بودی كه ما را برگزیدی و به شناخت این ماه توفیق عنایت كردی و به سنت آن راه نمودی . تو بودی كه ما را توفیق روزه داشتن و نمازگزاران ارزانی داشتی، هر چند ما قصور ورزیدیم و اندكی از بسیار به جای آوردیم .
بار خدایا، حمد تو راست در حالی كه به بدكرداری خویش اقرار میكنیم و به تبهكاری خویش معترفیم . برای رضای توست اگر در اعماق دلمان پشیمان شدهایم و از سر صدق از تو پوزش میطلبیم . پس در برابر قصوری كه در این ماه در طاعت تو ورزیدهایم، ما را پاداشی ده كه به یاری آن بر فضیلت مرغوب دست یابیم و آن اندوختههای گوناگون را كه به آن مشتاق شدهایم بستانیم . عذر تقصیر ما را در ادای حق خود بپذیر و عمر ما را تا رمضان دیگر دراز كن و چون به رمضان دیگر رسیدیم، یاریمان ده تا آن سان كه سزای خداوندی توست عبادتت كنیم و ما را به منزلتی رسان كه سزاوار طاعت توست و به چنان اعمال شایستهای برگمار كه ادای حق تو را در این رمضان و رمضان دیگر، بایسته باشد.
بار خدایا، در این ماه اگر گناه كردهایم، یا مرتكب آن شدهایم، یا به عمد خطایی از ما سر زده، یا از سر فراموشی ستمی بر خود واداشتهایم، یا پرده حرمت دیگری را دریدهایم، بار خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست و گناه ما در پرده اغماض فروپوش و ما را عفو كن و در برابر دیدگان شماتت كنندگان قرار مده و زبان طاعنان در حق ما دراز مگردان و ما را به رافت پایان نیافتنی و فضل و كرم نقصان ناپذیر خود به كاری برگمار كه خطاهایی را كه در این ماه مرتكب شدهایم و تو آن نپسندیدهای، از میان ببرد یا فرو پوشد.
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، ما از سپری شدن رمضان اندوهگینیم، تو ما را بر اندوه این فراق پاداش خیر ده و این روز عید و روز روزه گشادن را بر ما مبارك گردان . چنان كه روز عید از شمار بهترین روزهایی باشد كه بر ما گذشته و عفو تو را به سوی ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدایا، گناهان آشكار و نهان ما را بیامرز.
ای خداوند، با به پایان رسیدن این ماه، ما را از لوث گناه پاك نمای و با رفتنش، از ورطه گناهان برهان و از نیكبختترین كسانی قرار ده كه در آن به عبادت تو پرداختهاند و نصیبشان از همه بیشتر بوده و بیش از همه از آن بهره یافتهاند.
بار خدایا، اگر كسی از بندگان تو، حق این ماه را آن چنان كه شایسته اوست رعایت كرده و حرمتش نگه داشته و وظایف خود و احكام آن را به جای آورده و از گناهان پرهیز كرده و به تو تقرب جسته، آن سان كه خشنودی تو نصیبش شده و رحمت تو بر او روی نهاده، ای خداوند، همانند مزدی كه او را میدهی، از خزانه بینیازیت به ما نیز ارزانی دار و چند برابر آن از فضل خود عطا فرمای، كه خزاین فضل تو را نقصان نیست، بلكه همواره در افزایش است، و معادن احسان تو دستخوش فنا نشود و بخشش تو چه بخششی گواراست .
بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و برای ما مزدی بنویس چونان مزد كسی كه این ماه را تا روز قیامت روزه داشته و تو را عبادت كرده است .
ای خداوند، ما در این روز فطر، روز عید و شادمانی مومنان، روز اجتماع مسلمانان به گرد یكدیگر، از هر گناه كه مرتكب شدهایم و از هر كار زشت كه زین پیش از ما سر زده، و از هر خیال بد كه در دل خود پنهان داشتهایم، توبه میكنیم؛ توبه كسی كه در حال خیال بازگشتنش به گناه نیست و بار دیگر به گناه بازنگردد، توبهای كه بی بازگشت، عاری از هرگونه شك و ریب . بار خدایا، چنین توبهای را از ما بپذیر و از ما خشنود شو و ما را در آن توبه ثابت قدم گردان .
ای خداوند، روزی ما ساز خوف از عقاب جهنم را و شوق به نعیم بهشت را، تا لذت آنچه را كه از تو خواستهایم دریابیم .
ای خداوند، ما را در شمار توبه كنندگانی درآور كه محبت خود را به آنان ارزانی داشتهای و پذیرفتهای كه به طاعت تو باز گردند، ای دادگرترین دادگران .
ای خداوند، از پدران و مادران و همكیشان ما، آنان كه دیده از جهان بستهاند و آنان كه هنوز جام مرگ ننوشیدهاند، درگذر.
بار خدایا، بر محمد پیامبر ما و خاندان او درود بفرست . همچنان كه بر ملائكه مقربین خود درود فرستادهای . و بر او و خاندانش درود بفرست، آن سان كه بر پیامبران مرسل خود درود فرستادهای، و درود بفرست بر او و خاندانش، آن سان كه بندگان صالح خود را درود فرستادهای، درودی برتر از درود آنها، ای پروردگار جهانیان . درودی كه بركت آن به ما رسد و سود آن نصیب ما گردد و سبب استجابت دعای ما شود، كه تو كریم تر كسی هستی كه بدو رغبت توان یافت و كارسازترین كسی هستی كه بدو توكل توان كرد و تو خود بخشندهترین كسان به سائلان درگاه خود هستی و انت علی كل شی قدیر.
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند، ای عید اولیای خدا!
بدرود ای گرامیترین اوقاتی كه ما را مصاحب و یار بودی، ای بهترین ماه در همه روزها و ساعتها.
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها، ای ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.
بدرود ای همدم ما كه چون بیایی، شادمانی و آرامش بر دل ما آری و چون بروی، رفتنت وحشت خیز است و تالم افزای.
بدرود كه چه بسا گناهان كه از نامه عمل ما زدودی و چه بسا عیبها كه پوشیده داشتی.
بدرود كه درنگ تو برای گنهكاران چه به درازا كشید و هیبت تو در دل مومنان چه بسیار بود.
بدرود ای ماهی كه هیچ ماه دیگر را توان همسری با تو نیست.
عید فطر؛ جشن عبودیّت
نگاهى به سازندگیهاى اخلاقى و عرفانى رمضان
شاید هیچ فرصتى براى یك محاسبه همه جانبه و خانهتكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد.
در شبها و روزهاى این ماه خدایى، هم مجالى براى بازپرورى روح و جان است، هم فرصتى براى رسیدگى به محرومان و مستمندان و همدردى با دردمندان، هم موقعیّتى براى تقرّب به خدا و تقویت روحیّه معنوى و از خود رها شدن و به خدا پیوستن.
از رمضان چه انتظارى است؟!
و از روزهداران چه انتظارى؟
یكى از تكالیفمان در این ماه، رسیدگى به «خود» است، گشودن حسابى براى «محاسبه نفس»، رسیدگى به نیك و بدها، خیر و شرّها، ثوابها و عصیانها و حسنات و سیّئات خویش.
«توبه»، راهى است، گشوده پیش پاى خاكیانِ گناهآلود، تا جان خویش را به پاكى برسانند و افلاكى شوند و رضاى خداى توبهپذیر را فراهم آورند، پنجرهاى است باز شده به رویمان، جهت نگاه كردن به آستان مغفرتِ خداى غفّار.
راستى ... از كجا مىتوان میزان «خلوص» و «بندگى» را شناخت؟
عبادتها و تهذیبهاى این ماه، وسیلهاى براى «خودشناسى» و «خداخواهى» است. شبهاى «قدر»، اوجِ این معرفت متعالى و فیض سرشار الهى است، تا چه كس بهره گیرد، و چه كس تهیدست از این ضیافتخانه باز گردد!
بانوى بزرگوار اسلام، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: «یك روزهدار، از روزهاش چه بهرهاى مىبرد و به چه كارش مىآید، اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را «نگهبان» نباشد؟»
جلوه دیگر رمضان، در ارتباط با «مردم» است.
كسى غمخوارى رنجدیدگان محروم را دارد كه رنج و حرمان را بشناسد و گرسنگى و نیاز را لمس كرده باشد. در روایات، از جمله حكمتهاى روزه، این به شمار آمده كه با چشیدن رنج گرسنگى و تشنگى، به یاد گرسنگان بیفتیم، تا ثروتمندان به مستمندان ترّحم كنند و مرّفهان برخوردار، به یاد محرومان نیازمند بیفتند.
روزهدار، زكات بدنش را مىپردازد،
درد گرسنگان را حس مىكند،
با نیازمندان همدردى و همدلى دارد،
اگر در طول سال، معناى «گرسنگى» را نمىداند، به بركت روزه، این مفهوم برایش عینیّت مىیابد و اگر توفیق یابد و شیطان بگذارد وحرص و آز امان دهد، به فقرا و بینوایان اطعام و افطارى مىدهد، غذاى گرم به خانوادههاى بىبضاعت، اما آبرومند مىفرستد و لبخند شادى بر چهره كودكان چشمانتظار تفقّد و دلجویى مىنشاند ... كه اگر توفیق الهى نباشد، از این خدمت به همنوع، محروم مىماند.
رمضان به خانهها «بهار» مىآورد ... بهار معنویت و صفا.
سحرخیزى براى سحرى خوردن و مناجات و نیّت روزه و نماز صبح اول وقت، از بركات این ماه است.
گرم شدن كانون مساجد و محافل دینى و اتصال قویتر «خانه ـ مسجد» و انس بیشتر كودكان و جوانان با خانه خدا و نماز جماعت، بركت دیگرى است.
آهنگ قرآن و دعا، خانهها را نورانى مىكند.
رابطه عاطفى میان اعضاى خانواده، بر محور «بندگى خدا» تقویت مىشود.
«صله رحم»، افزایش مىیابد و دلها به هم نزدیكتر مىگردد.
راستى كه شبها «دعاى افتتاح»، سحرها «دعاى ابوحمزه»، در مساجد دعاهاى هر روزه ماه، در شبهاى قدر، مراسم احیاء و غلغله جمعیت در مساجد و حرمها و مصلاها، اینها همه موجى از رحمت و ابرى از كرامت را بر سر مؤمنان، سایهافكن مىسازد.
چه دلهایى كه از ریب و ریا پاك مىشود،
چه دستهایى كه به جیب فتوت مىرود، تا گرهى از كار دردمندى بگشاید و غمى از چهره خانوادهاى بزداید،
چه حنجرههاى داودى، كه به تلاوت وحى خدا مترنّم مىشوند،
چه وارستگیها و توبهها و پاك شدنهایى كه محصول سبز و ماندگار «موسم رمضان» است،
چه اخلاقهایى كه در سایه مواعظ گویندگان، به صلاح مىگراید.
چرا رمضان را «آینه»اى نسازیم، براى تماشاى سیماى اخلاق و چهره باطن خویش؟
و كلاسى كه درس آن «خودسازى» است،
متن آن «دعا» و «نماز»،
و قبولى آن «توبه» و توفیق ترك گناه و بهسازى اخلاق در خانه و مدرسه و اداره و بازار و محل كار!
اگر چنین شد، مىتوان روز فطر را «عید» گرفت.
«عید فطر»، نمره قبولى در دوره آموزشى «شهراللّه» است.
عید فطر، عید توفیق در عبودیت و معرفت و تهذیب نفس و دور شدن از رذائل و نزدیك شدن به فضایل است.
عید «ذكر خدا» و «یاد نیازمندان»،
عید «كفّ نفس» و كنترل خواستهها و مهار تمنیّات،
كیست كه راضى شود میوهاى از باغ رمضان نچیده، گام از این بوستان بیرون نهد؟
وقتى سپاهى بر دشمن پیروز مىشود، شیپور پیروزى مىزنند.
غلبه بر «خصم درون» نیز، شادى دارد.
عید فطر، جشن عبودیّت است.
خوشا آنان كه اعمالشان مرضىّ نظر «مولا» مىشود و به تفرّجى در دامنههاى روحپرور ملكوتى كه در این ماه، به زمینیان هدیه مىشود پرداخته، دامن دامن مغفرت و رحمت گرد مىآورند.
رمضان نیز مىگذرد و با همه خجستگى و مباركىاش به پایان مىرسد.
گروهى به شبزندهدارى و تهجّد و «یارب یارب» شبها و سحرگاهان انس مىگیرند، عدهاى با دستهایى گشوده از نیاز و دلهایى لرزان از خوف و خشیت الهى، چشم امید به غفرانِ خداى غفار مىدوزند،
جمعى هم در كاستن از لغزشها و سبك كردن بار گناهان مىپردازند،
كسانى از این یك ماه، براى یازده ماه دیگر توشه سلوك و نیروى عمل صالح برمىگیرند.
راستى ... ما از كدام گروهیم؟!
"جواد محدثى"
روز پاداش گرفتن
مسلمانان روزهدار كه ماه رمضان را به روزهدارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیدهاند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
امیرالمؤمنین على علیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم دادهاند:
اى مردم! این روز شما روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مىگیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و ناامید مىگردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزهدار داده مىشود این است كه فرشتهاى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگوید:
هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشتهتان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.
عارف وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: عید فطر روزى است كه خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بندهنوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نیز نمىبرند.
روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خواندهاند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مىنامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود انسان افطار مىكند یعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مىشود.
عید فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روایات معصومین علیهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.
از سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مىشود كه روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
و در قنوت نماز عید مىخوانیم:
... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.
بارالها! به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مىطلبم آنچه بندگان شایستهات از تو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.
دعای وداع ماه مبارک رمضان
شیخ صدوق رحمة الله علیه برای وداع ماه مبارک رمضان دعائی ذکر کرده که میگوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت فرمود: «تقول فی وداع شهر رمضان
«اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر هذه اللیلة، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین» (1)
در وداع ماه مبارک بگوئید:
بار پروردگارا تو خود گفتی در کتاب مقدس که بر نبی مرسلت نازل فرمودهای و قول تو حق است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده و مایه هدایت و رستگاری مردم و دلائل آشکار از هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل میباشد، اینک ماه رمضان به پایان رسید «و فیوضاتش تا سال آینده از ما قطع شد» پس تقاضا مینمایم از تو به آبروی گرامیت، و کلمات تام و تمامت، اینکه اگر بر من گناهی باقی مانده ( و پاک نشدم) که هنوز آن گناهم را نیامرزیدی، و اراده حسابرسی او را داری، یا میخواهی به آن گناه باقیمانده عذابم کنی، و یا به اندازه گناهم عقوبت نمائی، تا اینکه طلوع کند فجر این شب، یا پایان پذیرد این ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربانترین مهربانان.
1- من لا یحضره الفقیه، جلد 2، ص