مطالب خواندنی ماه رمضان
ملاک پذيرش رمضانيها!
ماه مبارک رمضان در پيش است و همه ميکوشيم با خانه تکاني قلبهايمان به پيشواز اين ماه برويم؛ ماه خوب خدا که با آمدنش طراوتي در جانمان دميده ميشود و با رفتنش آه حسرتي از نهادمان کشيده ميشود! اما در اين ميان فقط مهم آن است که بدانيم چقدر از اين ماه بهره بردهايم و آيا اعمال مان قبول شده است؟!! به نظر شما ملاک صحيح براي آنکه بدانيم اعمالمان پذيرفته شدهاند يا نه چيست؟!
اعمال ريز و درشت رمضاني
در ماه مبارک رمضان اعمال بسياري توصيه شده است؛ از دعاهاي سحر و افطار گرفته تا نمازهاي مستحبي و ساير اعمال عبادي که توصيه بزرگان در بهرهمندي از همه آنهاست و البته گل سرسبد همه آنها، روزهداري! اما در اين ميان برخي از اعمال و عبادات بيشتر توصيه شدهاند. از جمله اين عبادات تلاوت قرآن است. اين ماه، ماه نزول قرآن و بهار قرآن است. پس تلاوت قرآن و کوشش براي عمل به فرامين قرآني از جمله عبادات مهم اين ماه است.
شايد براي شما هم جالب باشد که با همه توصيهاي که به تلاوت قرآن در اين ماه شده است، بهترين عمل در اين ماه چيز ديگري معرفي شده است!
بهترين کار رمضاني
بر اساس روايت معصوم، بهترين عمل در اين ماه، دوري کردن از محرمات و ترک حرامهاي الهي است! عملي که روزهداري واقعي نيز در گرو همان است. تنها کسي ميتواند به مقام روزهدار واقعي برسد که بتواند با حفظ همه اعضاء و جوارح خود از گناه و معصيت، طعم روزه واقعي را بچشد. بر همين اساس برخي از افراد تنها بهرهشان از ماه مبارک رمضان، گرسنگي و تشنگي است و حظّ ديگري از اين ماه نميبرند!
ملاک پذيرفته شدن اعمال
خداوند متعال از جمله ملاکهاي نماز مقبول را دور نگه داشتن صاحب آن از فحشا و منکر معرفي مينمايد: إنّ الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر. از سوي ديگر، بر اساس روايات معصومين ميدانيم که نماز در رأس ساير عبادات است و با پذيرفته شدن آن، ساير اعمال ما نيز پذيرفته ميشود و با رد آن ساير عبادات بي ارزش خواهند بود! پس با يک حساب سر انگشتي معلوم ميشود که وقتي اعمال و عبادات ما پذيرفته ميشوند که ما را از گناه و منکر دور نگه دارند. پس اگر کوشش بسيار نموديم و موفق شديم خود را از گناهان و شهوات در اين ماه پاک کنيم، آن وقت بايد اميدوار باشيم که ساير اعمال ما و اين تلاش و مجاهده ما با نفس سرکشمان مورد رضايت الهي قرار گرفته است و اعمالمان پذيرفته شدهاند!
سورپريز رمضاني
به علاوه، خداي مهربان در آن ميان يک هديه غير منتظره هم براي ما قرار داده است؛ شبهاي قدر!!
بهترين عمل در اين شبها استغفار و توبه از گناهان شمرده شده است تا ديگر پاک پاک از اين ماه خارج شويم! يعني همه چيز مهياست تا بندگان خوب خدا به درگاه دوست قديمي خود برگردند و اگر مانعي هست آن را برطرف کنند!
پس وقتي با رفتن اين ماه احساس کرديم که از بار گناهان سبک شدهايم و همچون طفل تازه متولد شده پاک و پاکيزه گشتهايم، آن وقت ميتوانيم اميد داشته باشيم که اعمالمان را در اين ماه پذيرفتهاند و ما را از خوان رمضان بهرهاي بوده است!
با "رمضان" بهاری شویم
گویا همین دیروز بود که پیامبر در مسجد یثرب و بر روی منبری که از بوریا و چوبههای خرما شکل یافته بود، خطبهای رسا بیان فرمود و در آن سخنرانی، غفلت از آن ماه خدایی را به آنان بیم داد و آیه دیگری از کتاب فضیلت و اخلاق محمدی را ورق زد و آنان را به سوی میهمانی خدا فراخواند.
سلطان سریر ارتضا، حضرت علی ابن موسی الرضا (علیهآلافالتحیهوالثناء) از مولی المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب که درود خدا بر آنان باد چنین نقل فرموده است: که پیامبر روزی از روزها و چندی پیش از ماه مبارک رمضان، سخنانی برای ما بیان فرمود و در آن خطبه، براستی در سفت و گفت: ای مردم ماه خدا با گشادهدستی، مهربانی، بخشش و آمرزش به سوی شما میآید، ماهی که نزد خدای بزرگ برترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبهاست و لحظاتش بهترین لحظههاست.
ماهی است که از سوی خدا در آن ماه به میهمانی خدا خوانده شدهاید و از خاندان بزرگوار خدا گردیدهاید.
نفسهای شما در آن ماه به مثابه تسبیح اوست و خواب شما در آن ماه بندگی خداست، کردار شما در آن ماه پذیرفته است، و دعا و نیایش شما در آن ماه بیپاسخ نخواهد بود، پس بخواهید از خدای بزرگ، همو که پروردگار شماست به نهادهای راستین و دلهای پاک، تا او شما را به سعادت روزهداری و تلاوت قرآن بیاراید . پس بدبخت کسی است که از آمرزش الهی در این ماه بزرگ محروم گردد .
و چون در این ماه به سبب روزهداری گرسنه و تشنه گشتید به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت افتید، به نیازمندان صدقه دهید و بیچارگان را دست گیرید و به بزرگانتان احترام کنید و به کوچکترانتان مهر ورزید و بستگانتان را بزرگ داشته و به دیدار آنان بشتابید .
زبانهایتان را از دروغ، بهتان، غیبت و سخنان ناروا نگاه دارید و چشمانتان را از آنچه روا نیست فرو بندید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن ناپسند است برگیرید.
بر یتیمان مردم مهر ورزید تا به یتیمانتان مهر ورزند و از گناهانتان به سوی خدا باز گردید.
دستهایتان را هنگام نماز به نیایش بلند دارید، پس به درستی که آن هنگام برترین لحظههاست و در آن هنگام است که خدای بزرگ و شکوهمند، نگاه رحمت و مهربانی به سوی بندگان بیفکند .
و چون با او نجوا کنند پاسخشان گوید و تا او را خوانند به آنان لبیک گفته و چون از او خواهند به آنان ببخشاید و استجابت نماید آنان را هنگام نیایش .
ای مردم؛ جانهای شما در گرو کردار شماست، پس جانهای خویش را آزاد سازید به بخششخواهی از خدای بزرگ.
بار گناهان و بدبختیها بر پشتهای شما سنگینی مینماید، پس سبک سازید آن بار را به سجدههای طولانی و بدانید که خدای بزرگ به عزت خویش سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و پیشانی بر زمین سایندگان درگاهش را شکنجه و عذاب ننماید و آنان را از آتش روزی که همه برای پروردگار جهانیان برانگیخته خواهند شد نترساند.
ای مردم؛ هر آن کس از شما روزهدار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بندهای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند، و قلم بخشش بر گناهانش گذشتهاش کشیده خواهد شد.
در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را
نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزهداری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه ای آب، روزهداری را افطار نمایید.
ای مردم؛ هر آن کس از شما در این ماه بزرگ، اخلاق و رفتارش را نیکو گرداند، گذرنامهای به او خواهند داد که از پل صراط بگذرد، در روزی که گامها در آن روز میلرزد و میلغزد.
و هر آن کس که نسبت به زیردستان خود در آن ماه سبک گیرد، خدای بزرگ حسابش را سبک سازد، و هر آن کس که شر و بدی خویش را در این ماه از مردم باز دارد، خدای بزرگ غضب خویش را در روز قیامت از او بر خواهد داشت و هر آن کس که یتیمی را بزرگ دارد خدای جلیل در روز جزاء او را بزرگ خواهد داشت.
و کسی که در ماه مبارک رمضان، نزدیکان خویش را بزرگ شمرد و به دیدار آنان بشتابد، خدای بزرگ در روز جزا او را به رحمت و مهربانی خویش نایل سازد.
و کسی که نزدیکان و بستگان خویش را در این ماه احترام ننموده و به دیدار آنان نرود، خدای بزرگ در روز قیامت رحمت و مهربانی خویش را از او دریغ سازد.
و هر آن کس که در این ماه، دل خویش را به نماز مستحبی بیاراید، خدای بزرگ آزادی او را از آتش امضا فرماید.
و هر آن کس که در این ماه، واجبی را اداء نماید برای اوست مزد و ثواب آن کس که هفتاد واجب را در غیر این ماه اداء کرده باشد.
و آن کس که درود فرستادن بر من را در این ماه بسیار سازد، خدای بزرگ کفه کردار خوب او را، در روزی که کفههای کردار خوب مردمان به انبوه سبک باشد، افزون سازد.
و هر آن کس که آیهای از آیات قرآن را در این ماه تلاوت نماید، برای اوست، مزد کسی که تمام قرآن را در ماههای غیر رمضان خوانده است.
ای مردم؛ به درستی که درهای بهشت در این ماه گشوده است. پس بخواهید از پروردگارتان تا آن درها را به روی شما همواره باز نگه دارد و درهای آتش نیز در این ماه بسته است، پس از پروردگارتان بخواهید درهای آن را همواره به روی شما بسته نگه دارد و اهریمنان نیز در این ماه در زنجیرند، پس از خدا بخواهید که خدا آنان را بر شما مسلط نگرداند.
امام امیرالمومنین علیه السلام که خود حکایتگر این داستان است فرمود: پس من برخاستم و گفتم ای پیامبر گرامی برترین کردار در این ماه چه چیز است؟
ای مردم؛ هر آن کس از شما روزهدار مؤمنی را در این ماه افطاری بخشد، گویا بندهای آزاد ساخته و مزد آن را خواهد ستاند، و قلم بخشش بر گناهانش گذشتهاش کشیده خواهد شد.
در این هنگام، مردی از میان جماعت بپا خواست و عرض کرد: ای فرستاده خدا برخی از ما توان اطعام و افطار دیگران را نداریم پس چه کنیم؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از آتش بپرهیزید گرچه با نیمی از خرما مؤمن روزهداری را افطار نمایید، از آتش بپرهیزید گرچه با جرعه ای آب، روزهداری را افطار نمایید.
حضرتش فرمود: ای ابوالحسن برترین کردار در این ماه، خود نگهداری از گناهان است.
روایت فوق را شیخ حر عاملی از بزرگان مشایخ و علمای شیعه در وسائل الشیعه، ج 10، ص 314 نقل فرموده است، اما برخی کتب دیگر چون کتاب شریف عیون اخبار الرضا علیه السلام تتمهای بر این روایت افزون داشته، که به ذکر آن نیز میپردازیم؛ چون پیامبر گرامی فرمود: خودنگهداری از گناهان، برترین کردار در این ماه است، پس گریست، به ایشان عرض کردم فرستاده بزرگ خداوند، چه چیز شما را به گریه وا داشته است؟ حضرتش فرمود: ای علی گریه میکنم به سبب آن چیزی که از تو حلال میپندارند در این ماه (خون مبارکت را میریزند) گویا من توام و تو در محراب برای پروردگارت نماز میگذاری و بدبختترین مردم از ازل تا به ابد، همو که همزاد و برادر پی کننده شتر قوم ثمود است، گرفتار بزرگترین شقاوت شده، پس ضربه شمشیری بر سر مبارکت فرو مینشاند، و بدان ضربه، محاسنت از خون سرت خضاب میگردد.
علی علیهالسلام میفرماید: در این هنگام به حضرتش عرض کردم ای فرستاده گرامی خدا در آن زمان در مسیر راستی قرار دارم؟ و در سلامت دینی بر سر میبرم؟ پس رسول گرامی فرمود: آری، ای علی در سلامت دینی و راه راست قرار داری.
سپس فرمود: ای علی هر آن کس که تو را بکشد به راستی مرا کشته است، و آن کس که به تو کینه ورزد به من کینه ورزیده است و هر آن کس که تو را دشنام دهد به راستی مرا دشنام داده است. چرا که تو از من مانند خود منی، جان تو از جان من است، سرشت تو از سرشت من است، به درستی که خدای بزرگ و برتر، تو و مرا آفرید و هر دو را برگزید و مرا برای نبوت و پیامبری اختیار کرد و تو را برای پیشوایی مردم، پس هر آن کس که امامت و پیشوایی تو را انکار نماید به تحقیق پیامبری مرا انکار نموده است، ای علی تو جانشین منی و پدر فرزندانم و همسر دخترم فاطمه(سلام الله علیها) و جانشین منی در میان امتم در زمان زندگیم و پس از مرگم، فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من است، سوگند به آن کسی که برانگیخت مرا به پیامبری و قرار داد مرا بهترین مردمان، تو حجت و نشانه خدا بر آفریدگان هستی و امانتدار راز خدای بزرگ و جانشین خدا در میان بندگان او هستی .
سخنان حضرتش در میان جماعت پراکنده گردید و جماعت مدتی شنیدند و اما آویزه گوش قرار ندادند!! و شهید رمضان که فرستاده خدا به آنان سفارش کرده بود که چون جان من است و در دره ابطح او را بر روی دستان بلند کرده و گفته بود که او چون هارون(علیه السلام) است برای موسی(علیه السلام) و هر آن کس که من مولای اویم علی مولای اوست، در کنار پیکر مطهر پیامبر گرامی تنها نهادند و رفتند و در سایبان پسران ساعده گرد هم آمدند و به خیال واهی بر آن شدند تا جاهلیت آشکار را دوباره زنده کنند.
ریسمان بر گردنش نهادند، شمشیر به رویش کشیدند و سرانجام مولود کعبه را در محراب عبادت فائز درگاه یار نمودند و انسانیت را، کرامت را و عزت و شرافت انسانی را در نهاد فاسد خویش برای همیشه ریشه کن کردند. اما علی هنوز هم در تارک انسانیت چون خورشید میدرخشد.
کسی که حاجتمندان را رد نمیکند!
نیایش امام سجاد(علیهالسلام) در روز عید فطر
دعای 46 از صحیفه سجادیه
یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُالْعِبادُ، وَ یا مَنْ یَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ الْبِلادُ،
اى آن كه رحم مىكنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمىكنند، و اى كسى كه مىپذیرى كسى را كه شهرها نمىپذیرندش،
وَ یا مَنْ لایَحْتَقِرُ اَهْلَالْحاجَةِ اِلَیْهِ، وَ یا مَنْ لا یُخَیِّبُ الْمُلِحّینَ عَلَیْهِ،
و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمىكنى، و اى كسى كه اصراركنندگان را ناامید نمىنمایى،
وَ یا مَنْ لا یَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَیْهِ،
و اى كسىكه دست ردّ بر سینه توقعداران نمىزنى،
وَ یا مَنْ یَجْتَبى صَغیرَ ما یُتَحْفُ بِهِ، وَ یَشْكُرُ یَسیرَ ما یُعْمَلُ لَه،
و اى كسى كه پیشكش بىمقدار را مىپذیرى، و كمترین كارى را كه برایت كنند سپاس مىنهى،
وَ یا مَنْ یَشْكُرُ عَلَىالْقَلیلِ، وَ یُجازى بِالْجَلیلِ، وَ یا مَنْ یَدْنُو اِلى مَنْ دَنا مِنْهُ،
و اى كسى كه عمل اندك را قدر مىنهى، و مزد بزرگ بر آن مىپردازى، و اى كه هر كس به تو نزدیك گردد به او نزدیك مىشوى،
وَ یا مَنْ یَدْعُو اِلى نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ،
و اى كسى كه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى،
وَ یا مَنْ لایُغَیِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لا یُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ، وَ یا مَنْ یُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى
و اى كسى كه نعمت خودرا تغییر نمىدهى، و به انتقام شتاب نمىورزى، و اى كسى كه نهال خوبى را
یُنْمِیَها، وَ یَتَجاوَزُ عَن السَّیِّئَةِ حَتّى یُعَفِّیَهَا،
به بار مىآورى تا بیفزایى، و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپدید نمایى،
اِنْصَرَفَتِ الْامالُ دُونَ مَدى كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ، وَ امْتَلَأتْ بِفَیْضِ
آرزوها پیش از رسیدن به نهایت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فیض
جُودِكَ اَوْعِیَةُ الطَّلِباتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفاتُ،
بخششت لبریز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسیده از هم گسیختند،
فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى فَوْقَ كُلِّ - عالٍ، وَ الْجَلالُ
پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال
الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ. كُلُّ جَلیلٍ عِنْدَكَ صَغیرٌ، وَ كُلُّ
امجد بر هر جلالى ویژه توست. هر بزرگى در پیشگاهت كوچك است، و هر
شَریفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقیرٌ، خابَ الْوافِدُونَ عَلى
شریفى در جنب شرفت پست است، آنان كه به غیر حضرتت رو آوردهاند
غَیْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ، وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ
نومید شدند، و آنان كه جز وجود تو خواستهاند به خسران نشستند، و آنان كه به درگاه غیر تو شدند
اِلاّ بِكَ، وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ،
به تباهى رسیدند، و جز آنان كه فضل تو را طالب شدند تهیدست ماندند.
بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبینَ، وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلینَ، وَ اِغاثَتُكَ
درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز، و عطایت براى گدایان رایگان، و فریادرسیت
قَریبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغیثینَ، لا یَخیبُ مِنْكَ الْامِلُونَ، وَ لا یَیْاَسُ
به فریادخواهان نزدیك است، آرزومندان از تو نومید نمىشوند، و درخواست كنندگان
مِنْ عَطآئِكَالْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا یَشْقى بِنَقِمَتِكَالْمُسْتَغْفِرُونَ.
از عطایت محروم نمىشوند، و مستغفران از عذاب تو تیرهبخت نمىگردند،
رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ،
سفره روزیت براى عاصیان پهن است، و بردباریت شامل دشمنانت نیز مىگردد،
عادَتُكَ الْاِحْسانُ اِلى الْمُسیئینَ، وَ سُنَّتُكَ الْاِبْقآءُ عَلَى
عادتت احسان به بدكاران است، و سنّتت رحمت بر
الْمُعْتَدینَ، حَتّىلَقَدْ غَرَّتْهُمْ اَناتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ
تجاوزكاران، تا جائىكه مدارایت اینان را از بازگشت به تو غافل نموده، و مهلت دادنت ایشان را
اِمْهالُكَ عَنِ النُّزُوعِ، وَ اِنَّما تَاَنَّیْتَ بِهِمْ لِیَفیئُوا اِلى اَمْرِكَ،
از خوددارى از گناه بازداشته، حال آنكه تنها تو با آنان بردبارى كردهاى تا به فرمانت بازآیند،
وَ اَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ
و از آن رو به آنان مهلت دادهاى كه اطمینان به دوام سلطنتت دارى، پس آنكه اهل سعادت بود
خَتَمْتَ لَهُ بِها، وَ مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الشَّقاوَةِ خَذَلْتَهُ لَها،
فرجام كارش را به سعادت بردى، و هر كه تیرهبخت بود به تیرهبختىاش واگذاشتى،
كُلُّهُمْ صآئِرُونَ اِلى حُكْمِكَ، وَ اُمُورُهُمْ ائِلَةٌ اِلى اَمْرِكَ،
همه سر به فرمان حكم حضرتت خواهند داشت، و بازگشت كارشان بهسوى فرمان تو خواهد بود،
لَمْ یَهِنْ عَلى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطانُكَ، وَ لَمْ یَدْحَضْ لِتَرْكِ
پادشاهیت با مهلت طولانیى كه به آنان مىدهى سستى نپذیرد، و از تأخیر محاكمه ایشان
مُعاجَلَتِهِمْ بُرْهانُكَ، حُجَّتُكَ قآئِمَةٌ لاتُدْحَضُ، وَ
برهان و حجتت ازمیان نرود. حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد، و
سُلْطانُكَ ثابِتٌ لا یَزُولُ، فَالْوَیْلُ الدّآئِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ،
سلطنت ثابت است آنسان كه زوال نپذیرد، پس واى بر آن كه از تو روى برتابد،
وَالْخَیْبَةُالْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ، وَالشَّقآءُ الْاَشْقى لِمَنِ اغْتَرَّ
و نومیدى ذلّتبار از آن كسى است كه ازتو نومید گشته، بدترین تیرهبختىها براى كسى است كه به تو
بِكَ، ما اَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فى عَذابِكَ! وَ ما اَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فى
مغرور شده، چه عذابهاى دردناكى كه خواهد چشید! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت
عِقابِكَ! وَما اَبْعَدَ غایَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ! وَ ما اَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ
خواهد داشت، و آرزوى گشایش از این كس چه دور است! و نومیدى او براى سهولت خروج از عذابت بسیار!
الْمَخْرَجِ! عَدْلاً مِنْ قَضآئِكَ لاتَجُورُ فیهِ، وَ اِنْصافاً مِنْ
تمام اینها براساس عدل در قضاى غیرجائرانه تو، و از سر انصاف در حكم
حُكْمِكَ لاتَحیفُ عَلَیْهِ، فَقَدْ ظاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ اَبْلَیْتَ
غیرظالمانه توست. چرا كه پى در پى اتمام حجت نمودى، و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود
الْاَعْذارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعیدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِى التَّرْغیبِ،
بیان داشتى، و تهدیدت را اعلام فرمودى، و با لطف و محبت ترغیب به حقایق نمودى،
وَ ضَرَبْتَ الْاَمْثالَ، وَ اَطَلْتَ الاِْمْهالَ، وَ اَخَّرْتَ وَ اَنْتَ
و براى بیدارى مردم مثلهاآوردى، و به آنان مهلتِ طولانى دادى، و كیفر را به تأخیر انداختى در صورتى كه
مُسْتَطیعٌ لِلْمُعاجَلَةِ، وَ تَاَنَّیْتَ وَ اَنْتَ مَلىءٌ بِالْمُبادَرَةِ،
بر شتاب در عذاب توانا بودى، و مدارا نمودى در حالى كه قدرت بر عجله داشتى،
لَمْتَكُنْ اَناتُكَ عَجْزاً، وَ لا اِمْهالُكَ وَهْناً، وَ لا اِمْساكُكَ غَفْلَةً،
مدارایت از روى ناتوانى، و مهلت دادنت از باب سستى، و خودداریت از باب غفلت،
وَ لاَ انْتِظارُكَ مُداراةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ اَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ
و به تأخیر انداختنت از روىمدارا و سازش نبوده،بلكه به این خاطر است كه حجتترساتر، و بزرگواریت
اَكْمَلَ، وَ اِحْسانُكَ اَوْفى، وَ نِعْمَتُكَ اَتَمَّ، كُلُّ ذلِكَ كانَ
كاملتر، و احسانت فراگیرتر، و نعمتت تمامتر باشد، تمام اینها
وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كآئِنٌ وَ لاتَزالُ، حُجَّتُكَ اَجَلُّ مِنْ اَنْ تُوصَفَ
بوده و هست و خواهد بود، و حجت تو برتر از آن است كه بهطور كامل وصف شود،
بِكُلِّها، وَ مَجْدُكَ اَرْفَعُ مِنْ اَنْ یُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ اَكْثَرُ
و برزگى تو والاتر از آن است كه كسى به كنهش برسد، و نعمتت بیش
مِنْ اَنْ تُحْصى بِاَسْرِها، وَ اِحْسانُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُشْكَرَ
از آن است كه همهاش بهشماره درآید، و احسانت بیش از آن است كه كسى كمترین آن را
عَلى اَقَلِّهِ، وَ قَدْ قَصَّرَ بِىَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْمیدِكَ، وَ فَهَّهَنِى
شكرآرد، و اكنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته، و زبان تمجیدم
الاِْمْساكُ عَنْ تَمْجیدِكَ، وَ قُصاراىَ الاِْقْرارُ بِالْحُسُورِ
از كار افتاده، و نهایت قدرتم آن است كه به درماندگى اقرار كنم
لارَغْبَةً - یاا اِلهى - بَلْ عَجْزاً. فَها اَنَا ذا اَؤُمُّكَ بِالْوِفادَةِ، وَ
نه از سر رغبت بهكوتاهى در ستایش تو -اى پروردگار من بلكه از باب ناتوانى. اینك منم كه به درگاهت روى آوردهام،
اَسْئَلُكَ حُسْنَ الرِّفادَةِ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اسْمَعْ
و از حضرتت توقع پذیرایى نیك دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و رازم را
نَجْواىَ، وَ اسْتَجِبْ دُعآئى، وَ لا تَخْتِمْ یَوْمى بِخَیْبَتى،
بشنو، و دعایم را مستجاب كن، و روزم را به ناامیدى و تهیدستى به شب مرسان،
و لاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ فى مَسْئَلَتى،وَاَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفى،
و در دریوزگیم دست ردّ به سینهام مزن، و رفتنم را از پیشگاهت،
وَ اِلَیْكَ مُنْقَلَبى، اِنَّكَ غَیْرُ ضآئِقٍ بِما تُریدُ، وَلاعاجِزٍ عَمّا
و بازگشتم را به حضرتت گرامىدار، زیرا در آنچه بخواهى دچار مضیقه نمىشوى، و در برابر خواستهها
تُسْئَلُ، وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ - شَىْءٍ قَدیرٌ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ
ناتوان نمىباشى، و بر هر چیزى قدرت دارى، و هیچ حول و قوهاى
اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.
جز به دست خداى بزرگ نیست.
التماس دعا
پیامک های عید فطری
فرازهایی از دعای و داع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها....
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*
* * * * *
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
* * * * *
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…
* * * * *
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره…. آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…
* * * * *
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)
* * * * *
و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .… اللهم عجل لولیک الفرج
* * * * *
با پایان یافتن ماه رمضان، درهای رحمت خداوند بسته می شوند، مواظب باش لای در گیر نکنی!
* * * * *
به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر، به کسانی که اسمشون سعید هستش، هدیه نمیدن؟
* * * * *
عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.
* * * * *
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه
با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!
* * * * *
می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
…تونستی؟…
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک.
* * * * *
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!
* * * * *
این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
* * * * *
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید
* * * * *
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)
* * * * *
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟
* * * * *
خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن!!
* * * * *
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک
* * * * *
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله
* * * * *
خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.. آمین .
* * * * *
حلول ماه عید و شادی مسلمین است.
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است
* * * * *
عید سعید فطر و پایان ماه صیام
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
* * * * *
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!
ای صاحب عید
سلام بر فطر!
سلام بر فطر و زمانهای تطهیر شده از غیبت و دروغ و تهمت که به آب زلال سجاده و تسبیح، شستوشو شدهاند!
سلام بر فطر و چشمهای روشن که بر روی همه پلیدیها بسته ماندهاند و به انوار تابناک عالم قدس، گشوده شدهاند.
در آغازین روز میهمانی بندگیمان خرسند بودیم که حقیرانی چون ما را به آستان باشکوه خداوندیات پذیرا شدی و امروز از خوان رنگینت، شادمانه برمیخیزیم و خرسندیم که کولهباری از نور رمضان و عفو و پاکی قدر و شادمانی عید را بر دوشمان نهادهای.
تو، اهل تقوا و مغفرتی و ما اهل خطا و فراموشی. هر اندازه تو بخشندهای، ما زیادهخواه و افزونطلبیم، اما زیادهخواهیهای ما کجا و اقیانوس بیکران مهربانی تو کجا؟!
ای میزبان عزیز ضیافت رمضان! ای مالک شبهای قدر و ای صاحب عید فطر! رمضان را از من بپذیر.
تو آن بزرگی هستی که وجودهای به گل نشستهمان را با تابش خورشید تابستانیِ مهرت، در رمضان، به تکاپو واداشتی. لحظه به لحظه در سحرهای آگاهی و بیداری رمضان، چشم به راه طلوع خورشید معرفتمان ماندی، تا به چشمه جوشان قدر رساندی. با دست نوازشگرت، آب حیاتِ مطمئنه را به دیدگانمان چکاندی تا تکههای به جا مانده از روح والای انسانی را در خواهشهای نفسانی، پیدا کنیم.
و امروز، عید به ثمر نشستن نهال عطوفتت، در شورهزار جانهای خستهمان است.
ای میزبان عزیز ضیافت رمضان! ای مالک شبهای قدر و ای صاحب عید فطر! رمضان را از من بپذیر.
فاطمه پهلوان علیآقا
وداع و سلام
بهار بندگی را به بادهنوشی آمدهام و به شکرانهات جان خواهم افشاند. ای عشق، ای بهار، ای نور، لبیک!
لبیک، ای صدای اللّه اکبر گلدستهها!
لبیک، ای شور نهفته در قلب این همه عاشق!
لبیک ای خدای رمضان، ای خدای فطر!
رمضان آمده بود تا از عشقهای جاری در کوچه پس کوچهها بگوید که دلتنگی بیوهزنان را میشوید و غفلت روزمرگی مردمان را. رمضان آمده بود تا میزبان را به مهمانی خدا ببرد؛ آمده بود تا جاری کند نمازمان را در کوچههای نیاز.
بوی وداع میآید.
حسین امیری
ماه نو
سلام مسافر
، خوش آمدی!
کولهبارت را بر زمین بگذار! پر است از ستارههای اجابتی که نیمهشبها از آسمان زلال نیایش میچیدی.
صفای قدمت؛ بوی باغستانهای فرادست را میدهد.
لب باز کن تا هوا را معطر کنی از شمیم میخکها. چیزی بگو تا عشق از شمیم نفست جان بگیرد.
از راه آمدهای. یک ماه تمام، همسایه دیوار به دیوار خدا بودی.
یک ماه تمام، سر بر شانههای ملکوت، گریستی بندگیات را. یک ماه تمام، مهمان خدا بودی و خدا میزبان تو.
وقتی به سفر میرفتی، کوچک بودی. خاکی بودی. قطرهای بودی در جستوجوی دریا؛ جاری شدی تا قطره نمانی، تا بزرگ شوی، تا آسمان باشی. یک ماه تمام تن سپردی به نور؛ به زلال جاری بخشش، به خنکای فوارههای «استغفار».
یک ماه تمام، به دنبال خودت گشتی تا او را بیابی. تا لایق شوی؛ لایق تحیت خدا؛ «سَلامٌ قَوْلاّ مِنْ رَبِّ الرَّحیِمِ».
امروز، روز توست. زیر سایبان رحمت خدا بایست. خنکای مهربانی و رحمت را نفس بکش! نام تو را بر پیشانی آسمان حک کردهاند.
فرشتگان، رستگاریات را شادباش میگویند؛ رحمت از این لبریزتر؟!
امروز عید توست و عید همسفرانت؛ عید مسافران بهشت که از جاده رمضان، به سرمنزل «عید فطر» رسیدهاند.
ای بندهی من!
خدایا!
میدانی که گونههایم به نوازش ملایک محتاج است و بیکوثرت، هیچ آبی تشنگی روحم را فرو نخواهد نشاند.
بینور مهربانیات، نگاه سردرگمم به سیاهی خواهد رسید.
میدانم بیمساعدت تو، خوابی سنگین، گوشهایم را و قلبم را خواهد ربود.
خدایا! تازه زبان گنگم با تو حرف زدن را میآموزد و دستهایم، کورمال کورمال به دروازههای اجابتت میرسد.
خدایا! به تو پناه میبرم از چشمهایی که دوباره گمت کنند و از دستهایی که رهایت سازند.
خدایا! به تو پناه میبرم از جذام بیتفاوتی که دوباره به سراغم بیاید.
به تو پناه میبرم از آنچه از درگاهت رانده شده است.
تو را به هر آنچه خوب است، برای روز مبادایم بمان که بیتو پوچ خواهم بود.
خدایا! خوی رمضانیام را از من مگیر.
سپیدترین تبریک، پرندهترین روز
دلهای عاشقان، از ماه نور، به جلوهگاه ربانی فطر پیوند میخورد؛ عاشقانی که یک ماه صداقتهای ناب را نوشیدند و از سرچشمه فضایل بهرهها جستند. فصل کرامتی بود مالامال از حضور چکامههای اُنس و دعاهای تقرب.
امروز، دلهای عاشقان، با قنوتهای پی در پی به استقبال عید عشق رفتهاند.
دلدادگان تکلیف، به پاسدات فطر، با توشهای برگرفته از رمضان، به نماز ایستادهاند. «اللّهُمَّ اَهْلَ الکِبْرِیاء وَالْعَظَمَةِ...»
این سپیدی که فطر بر آنها عرضه کرده است، حاصل سفرههای ساده رمضانی و سحرهای پرطراوت «أبوحمزه» است؛ حاصل طعم لذتبخش گرسنگی و تشنگی در مهمانیِ خدا.
امروز، عید فطر است و پرندهترین روز. امروز، روز تولدی دیگر است
حقیقت فطر، نتیجه تلاشگری روح، در ماه بذرافشانی سجایای اخلاقی است. عاشقان عارف خوب میدانند که تدوین معنویات رمضان، به دست فطر سپرده شده است تا ذخیرهای روشن برای فردای معاد باشد. آستان فطر، امروز گلباران است. عطر تبریکهای صمیمی، پیرامون روزهدارانِ پاک، به مشام میرسد «هذاَ الْیَوْمِ الَّذیِ جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا...» نیکو وارستگانِ شهرِ تعبّد، از آزمون صیام، سرفراز بیرون آمدهاند و اینک قشنگترین و گیراترین شادباشها را در دلهای هم میکارند.
امروز، عید فطر است و پرندهترین روز. امروز، روز تولدی دیگر است.
برخیز، از چشمه همیشه جوشنده فطر، همه سال را رنگ زلال بزنیم!
روز رستگاری
بوی مهربانی خداوند فراگیر شده است؛ مهربانی از جنس روزهای آغاز آفرینش.
فرشتهها آمدهاند تا ما را به باغهای بیپرچین سعادت ببرند.
فرشتهها آمدهاند تا ملکوت را با نفسهای ما تاب دهند. کائنات، با لبهای ما به تسبیح مهربانی خداوند نشسته است. همه ذرات عالم از مهربانی شکل میگیرند و سلولهای مهربانی در روح و جسم تمامی اشیا رسوخ میکند.
عطر عید، روز را سرشار کرده است.
قلبم را به پیشواز آفتاب میفرستم تا با آفتاب جشن بگیریم این رحمت بزرگ را و ثانیههای امروز را از گلهای عطری که فرشتهها آوردهاند، استنشاق کنیم.
امروز از جنس روزهای معمولی نیست؛ امروز از جنس روزهای رستگاری است، از جنس روزهایی که درهای بهشت، چشم به راه ما میشوند، روزهایی که فرشتهها به استقبال آمدهاند؛ آمدهاند تا بالهایشان را فرش این مسافران خاکی کنند؛ مسافرانی که از ملاقات خالق برگشتهاند و نفسهاشان، عطر «توبه» میدهد.
امروز از جنس عیدهای خداوند است؛ روزی که خداوند، مهمانان گرامیاش را به دیدار هم میفرستد تا هوا تازه شود و آسمان حسد ببرد به این همه آسمان زمینی.
قلبم را به پیشواز آفتاب میفرستم تا با آفتاب جشن بگیریم این رحمت بزرگ را و ثانیههای امروز را از گلهای عطری که فرشتهها آوردهاند، استنشاق کنیم.
عطر بندگی
جادههای پیش رویت را رایحهای زلال در برگرفته است.
جادهها لبالب از عطر سیبند و تو بر درگاه آمدن ایستادهای؛ چونان مسافری که راه دور و درازی را طی کرده باشد. مسافری هستی که هر چند از فاصلهای دور راهی شدهای، اما هیچگاه، خستگی در تو راه پیدا نکرده است.
پیراهنت سرشار از لطافت است. زلال میدرخشی بر مسیری سبز که از مبدأ زلالترین لحظهها، سرچشمه میگیرد؛ مبدأی که جز در سایهسار لایزال خداوند، هیچ پایگاهی ندارد.
تو بنده مقرب خداوندی که سیراب از شراب ازلیاش، آمدهای تا بر درگاه خاکساریاش سر تسلیم فرود بیاوری؛ با پیشانیِ نورانی و سینهای که آسمانها به وسعتش رشک میبرند.
دستافشانیات همراه مقربترین ملایک درگاه خداوندی، دیدنیست؛ آنجا که عید آسمانی کائنات است.
در سینه تو، خورشید میتپد. در هر نفست، ذکری جان میگیرد. هر دم، نام خداوند است که شکوفه میدهد در دهانت و نفسهایت، لبریز عطر بندگی میشوند. عطر خوش سیب و نسترن است که هوا را پر کرده و تو چونان رودی خروشان، گام در راه رسیدن زدهای؛ بر سمت مقصدی که شرق نورانی بندگی است؛ آنجا که به انتظارت نشسته است میزبانی که مهمانی چون تو را یک ماه بر خزان لطف و محبت خویش پذیرایی کرده است. حالا این تو هستی که به دریای بیکران رحمت او رسیدهای؛ دریایی که سرشار از نور وحدانیت است و لبالب از شوق.
مویرگهایت یکی یکی در جریانی زلال، نام بلند مرتبه خداوند لاشریک را زمزمه میکنند تا جانت، لبالب از ترنم زلال او شود.
دستافشانیات همراه مقربترین ملایک درگاه خداوندی، دیدنیست؛ آنجا که عید آسمانی کائنات است.
جشنواره افلاکیان
ذره ذرههای خاک، به نماز شکر ایستادهاند. سیل ملائکه روانند و هدیه در دست، فرود میآیند از آسمان. خورشید، شاباش میریزد. لبخند رنگینکمان بر کناره فوارهها دیدنی است.
میهمانان خدا را گرامی میدارند در زمین و کرسیهای پاداش را آذین بستهاند در بهشت. خوشا به آنانکه روزه لبهاشان ذکر بوده است، روزه دستهاشان خدمت، روزه چشمهاشان اشک، روزه پاهاشان توبه و روزه قلبهاشان ایمان!
آسمان و زمین، دست به دست هم دادهاند امروز. صورت ماه خیس شده است. خورشید، تنورخانه روزهداران است. ستارهها در کوچه به راه افتادهاند. شاخههای درخت طوبی، آنقدر پایین آمدهاند که میوههایش میافتد به پشتبامها. حوض کوثر، آنقدر سرریز کرده که ناودانها سیراب شدهاند. درهای جهنم را بستهاند و دستبند زدهاند به شیاطین.
آدمیان، پردهنشین حریم قدساند. عشق، جارچی کوچههاست، معنویت، دورهگرد کوچه پس کوچههای کوچک و بزرگ زمین، شهر خدا شده است.
همگی امتحان تقوا داده، روی از شیطان برتافته، برگشتهاند به سوی خدا و خدا پذیرای بندگان خویش است
اینجا مدینه فاضله همدلیهاست - که برتر از همزبانیهاست - ملکوت، از پشت پردههای فلک پیداست و ساکنان حرم ستر و عفافش، بادههای مستانه میزنند با راهنشینان عالم خاکی.
چه هلهلهای به پاست در عالم! جشنواره افلاکیان خاکنشین است که به لقای معبود خویش رسیدهاند! هدهد سبا باز آمده است با مژدگانی تا نامه دلدار را بخواند برای یاران. محفل انس مخلوقات است. سینه خاک، معبد سپاس و ستایش شده است. همگی برگشتهاند به اصل خویش.
«هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش»
همگی شب هجران پشت سر نهاده، برگشتهاند به روزگار وصل. برگشتهاند به «عهد الست» که با خدای خویش بسته بودند. همگی امتحان تقوا داده، روی از شیطان برتافته، برگشتهاند به سوی خدا و خدا پذیرای بندگان خویش است.
میثم امانی
میعاد رهایی
فطر، چیدن میوههایی است که از فطرت میجوشد.
فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و بهجاست؛ مهر قبولی انفاقهای به قصد قربت و در حقیقت، پایاننامه دوره ایثار و گذشت است.
آری! عید، میعادی در زمان است و فطر، میثاقی با فطرت، زیرا رمضان، دعوتی است به بازیافتن خودِ گمشده و ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده.
عید فطر، ضیافتی است برای تناول از مائده تقوا و پایان این میهمانی خدایی، عید قبول است؛ عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید مهار خواستهها و خودخواهیها، عید محرومان و گرسنگان.
عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس، بر میهمانان حضرت حق مبارک!
تنظیم برای تبیان: حسین عسگری_گروه دین و اندیشه
آغازی بر یک پایان
صدای پای عید میآید و دل مؤمن، برسر دو راهی شادی عید فطر و حزن رفتن ماه رمضان سرگردان است.
نمیداند از آمدن آن، مسرور باشد یا از رفتن این محزون. عید فطر، پاکترینِ عیدهاست؛ زیرا پاداش یک ماه عبادت و شستوشوی جان در نهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست؛ عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است؛ همچون ققنوس که از خاکستر خویش، دوباره متولد میشود. رمضان، کورهای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو، با جانی تازه از آن سر برمیآورد.
فطر، شادی و دستافشانی بر رفتن رمضان نیست؛ بلکه برآمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است؛ زیرا قرار است رمضان با سحرهایش، با افطارهایش، با شبهای قدر و مناجاتهایش، از ما آدمی دیگر بسازد.
اگر در عید فطر در نیابیم که از نو متولد شدهایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر، عید ما نیست.شوق دیدار یار
از برجستهترین و به یادماندنیترین ساعات روز عید فطر لحظاتی است که منتظران راستین ظهور حضرت ولی عصر عجلاللهفرجه آرزوی دیدار آن حضرت را کرده و در فراقش با دلی مملو از امید اشک حسرت میریزند. آنان به یاد سخن
حضرت باقر علیهالسلام میافتند که فرمود: «ما مِن یَومِ عَیدٍ لِلمُسلِمینَ اَضحَیً وَ لا فِطرٍ اِلّا و هُوَ یُجَدِّدُ اللّهُ لآلِ مُحَمَّدٍ علیهالسلام فِیهِ حُزناً قالَ قُلتُ وَ لِمَ ذلِک قالَ اِنَّهُم یَرَونَ حَقَّهُم فی اَیدی غَیرِهِم؛(6) هیچ عید فطر و قربان نیست که با آمدن آن غم و اندوه آل محمدصلیاللهعلیهوآله تجدید میشود راوی گفت: چرا در روز عید غمگین میشوند؟ امام فرمود: زیرا آنان حق خود را در دست دیگران میبینند و از اینکه افراد غیر شایسته بر جایگاه رهبری امت قرار دارد و امام راستین هنوز ظهور نکرده است که حکومت عادلانه و سایه پر از عدل و داد خود را بر مردم بگستراند، غمگین و ناراحتند.
به همین جهت یکی از رایج ترین اعمال این روز که اولیاء خدا و عارفان واصل به آن اهتمام خاص دارند زمزمه دعای ندبه در روز فطر است که دردمندانه و عاشقانه با امام زمان علیهالسلام نجوا میکنند: «هل الیک یا بن احمد سبیلٌ فتلقی...متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النّصرتری...».
ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟
اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.
این ابیات مولوی تا حدودی بیانگر راز دل ندبه خوانان عید فطر است که به مولای خویش عرضه میدارند:
|
در هوایت بیقرارم روز و شب سر زپایت بر ندارم روز و شب |
|
ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب |
|
تا که بگشایم به قندت روزهام تا قیامت روزه دارم روز و شب |
|
چون زخوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب |
|
جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم، انتظارم روز و شب |
|
تا بسالی نیستم موقوف عید بامه تو عید دارم روز و شب |
|
زآن شبی که وعده کردی روز وصل روز و شب را میشمارم روز و شب |
|
بس که کشت مهر جانم تشنه است زابر دیده اشک بارم روز و شب |
عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات(7) مینویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختی حال شیعیان و رعایای او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدی حال و مقام خواری و ابتذال چه میرسد بایستی خوشحالی او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعای ندبه بسان زن بچه مردهای بگرید و فرج او را از خدا بخواهد... باری چون خواستی برای نماز عید بیرون روی که با امامی نمازگزاری یا خودت امام جماعت شوی برتست که از مصیبتی که برای غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشی، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با
امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نمای و در پیش خویش میزان بگیر که چون برای مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صدای بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: ای زاده احمد! آیا راهی به سوی تو هست که ملاقات شوی؟...ای آقای من:
و تلافی ان کان فیه أتلافی بک عجّل به جعلت فداکا
اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فدای تو شوم.و بما شئت فی هواک اختبرنی فاختیاری ماکان فیه رضاکا
و به هرچه بخواهی در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضای تو در آن است انتخاب میکنم.بجمال حجبته بجلالٍ هام واستعذب العذاب هناکا
قسم به جمال خودت که از او پوشیدهای و جلال خودت که او را سرگردان ساختهای و در کوی تو عذاب را شربت گوارا میداند.ذات قلبی فأذن له یتمنّا ک فیه بقیّة لرجاکا
دل من آب شد پس به او اجازه بده که ترا آرزو کند، در این قلب نیم رمقی برای امید و تمنای تو هست.بنابراین درخواست برقراری دولت کریمه حضرت مهدی عجلاللهفرجه بهترین پاداش و عیدی است که میتوان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.
سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقر علیهالسلام نقل میکند: هنگامی که از منزل خارج شده و به سوی نماز عید میروی دعای اللّهم من تهیّأ را میخوانی و هنگامی که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان علیهالسلام رسیدی با آرزوی تحقق وعده الهی و استقرار حکومت عدل مهدوی علیهالسلام میگویی: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً...اللّهم انّا نرغب الیک فی دولةٍ کریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله...؛(8) خداوندا برای ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتی عزتبخش یاری نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمهای هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانی...
پایگاه حوزه
حسین عسگری