مطالب خواندنی ماه رمضان
بـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت
بـــاز هــــوای ســــحــــــــرم آرزوســــت خـــلــــوت و مــــژگــــان تــرم آرزوسـت
شـكــــوه ی غـــربـــت نــبــرم ایـن زمـان دسـت تـــــــو و روی تــــو ام آرزوســت
خــــســتــــه ام از دیـــدن ایـن شـوره زار چـشـم شـقــــایــــق نـگـرم آرزوســـت
واقـــعـــه ی دیـــــــــدن روی تـــــــــو را ثــــانــــیــــه ای بـیـشـــتــرم آرزوسـت
جــلـــوه ی ایـــن مـــاه نـــكـــو را بـبـیـن رنــــــگ و رخ و روی تــــــو ام آرزوسـت
ایـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا همیـم؟ مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت
حـــسِّ تــــو را مـی كنـــم ای جـان مـن عــــزلـت بـــیـتــی دگــــرم آرزوســــت
خـانـه ی عـشـِاق مــهـاجـر كـجـــاست؟ در سـفــــرت بـــال و پـــــرم آرزوســـت
حـسـرت دل بـــارد از ایـــن شـعـــر مـن جـام مـیـــی در حـرمــــــم آرزوســـــت
«احمد عزیزی»
سیره عملی میرزای شیرازی بزرگ در ماه مبارک رمضان
در شرح احوال عالم ربانی میرزا محمدحسن شیرازی صاحب فتوای تحریم تنباکو چنین آورده اند: او بیشتر آیات قرآن را حفظ بود، هم چنین دعاهای ماه رمضان را و دعاهایی را که در دیگر اوقات قرائت میکرد و زیارتهایی را که در حرم امامان میخواند و از آنجا که رقیق القلب بود و چشمهی اشکش هم جوشان، بسیار میگریست.
سیره عملی میرزا محمد جعفر انصاری در ماه مبارک رمضان
این عالم جلیل القدر از بستگان مرحوم شیخ مرتضی انصاری و از مراجع نامدار خوزستان و حافظ قرآن مجید بوده است. درباره ی او نوشتهاند: او با آن همه مشاغل درسی و... عبادات موظفهی خود را که از سنّ بلوغ مشغول به آنها بود، ترک ننمود. او گذشته از نوافل شبانهروزی و قرائت یک جزء کلام اللّه و نماز حضرت جعفر طیار هر روز زیارت جامعه و عاشورا را در یک جلسه ایستاده به جا میآورد و هنگام عبادت توجه خاصی داشت. حافظهاش بسیار عجیب بود، قرآن مجید و تعقیبات نمازها و دعاهای هر ماه و هر روز و شب ماه مبارک رمضان را از حفظ داشت.
سیره عملی علامه طباطبایی در ماه مبارک رمضان
علامه در مراتب عرفان و سیر و سلوک معنوی مراحلی را پیموده بود. اهل ذکر و مناجات بود. در بین راه که او را میدیدیم غالبا ذکر خدا را برلب داشت. درجلساتی که در محضرشان بودیم، وقتی جلسه به سکوت میکشید، دیده میشد که لب های استاد به ذکر خدا حرکت میکرد. به نوافل مقیّد بود و حتی گاهی دیده میشد که دربین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب های ماه رمضان تا صبح بیدار بود، مقداری مطالعه میکرد و بقیه را به دعا و قرائت قرآن و نماز و اذکار مشغول بود. در قم هفتهای حداقل یک بار به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف میشد و یا در ایام تابستان غالبا به زیارت حضرت رضا علیه السلام میشتافت. شبها به حرم مطهر مشرف میشد و در بالای سر مینشست و با حال خضوع به زیارت و دعا میپرداخت.
سیره عملی امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان
عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
افـطـار بـه مــی کرد بـــرم پیـــر خرابات
گفتـــم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد
بــا بـــاده وضو گیــر که در مذهب رندان
در حــضــرت حـق این عملت بارور افتاد
عالمان ربانی، چلچراغهاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مىدرخشند، و با كسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت، بر زمینیان تجلى مىكنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مىسازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مىدهند.
در میان دین باوران كفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین سیاست مدار، فیلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است، زیرا روزها و ساعتها و لحظههاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیه قرآن را مجسم ساخت و عینیت بخشید. در این مبحث به سیره عملی امام میپردازیم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .
حضرت امام (ره) توجه ویژهاى نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقاتهاى خودشان را در ماه رمضان تعطیل مىكردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مىپرداختند.
و خودشان مىگفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است».
یكى از یاران امام، در این باره گفته است : در این ماه، ایشان شعر نمىخواندند و نمىسرودند و گوش به شعر هم نمىدانند. خلاصه، دگرگونى خاصى متناسب با این ماه در زندگى خود ایجاد مىكردند، به گونهاى كه این ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجید و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مىكردند.
ایشان، به هنگام سحر وافطار، بسیار كم مىخوردند، به گونهاى كه خادمشان فكر مىكردند كه امام، چیزى نخورده است!
حضرت امام رحمة الله علیه درباره رمضان چنین مىسرایند:
ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد
افطـار بــه مى كـــرد بــرم پیر خرابات گفتــم كـه تـو را روزه، به برگ و ثمر افتاد
بـا بــده، وضو گیـر كه در مـذهب رندان در حضــرت حـــق ایــن عملت بارور افتاد
عبادت و تهجد
از جمله برنامههاى ویژه حضرت امام (ره) در ماه مبارك رمضان، عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهى مىدانستند. و به صراحت بیان مىكردند كه در وادى عشق، نباید به عبادت به چشم وسیلهاى براى رسیدن به بهشت نگاه كرد.
اكثر آشنایان امام نقل مىكنند كه ایشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامههایشان بود. بعضى از نزدیكان ایشان مىگفتند كه وقتى در ظلمت و تاریكى نیمه شب، آهسته وارد اتاق امام مىشدم، معاشقه امام را با ایزد احساس مىكردم و مىدیدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مىخواندند و قیام و ركوع و سجود را بجا مىآوردند كه حقا وصف ناپذیر بود. با خودم فكر مىكردم كه شب امام، حقیقتا، لیلة القدر است.
یكى از اعضاى دفتر ایشان، دراین باره مىگوید: پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام در بیمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعید، حتى بر روى تخت بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند.
امام توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمىكردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شدید، ماه مبارك رمضان را روزه مىگرفت و با این كه در سنین پیرى بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل بهجاى نمىآوردند، افطار نمىكردند! و شبها تا صبح، نماز و دعا مىخواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مىكردند و صبح زود، براى كارهایشان آماده مىشدند.
خانم زهرا مصطفوى مىگوید: راز و نیاز امام و گریهها و نالههاى نیمه شب ایشان، چنان شدید بود كه انسان را بى اختیار، به گریه مىانداخت.
یكى از اساتید قم نقل مىكرد: شبى میهمان حاج آقا مصطفى بودم. ایشان، خانه جداگانهاى نداشتند و در منزل امام زندگى مىكردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صداى آه و نالهاى شنیدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بیدار كردم و گفتم: «ببین چه خبر است!». ایشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است».
در ماه مبارك رمضان، این شب زنده دارى و تهجد، وضعیت دیگرى داشت. یكى از محافظان بیت مىگوید در یكى از شبهاى ماه مبارك رمضان، نیمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حین عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گریه مىكردند! هق هق گریه امام كه در فضا پیچیده بود، واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خویش راز و نیاز مىكند.
آخرین ماه مبارك رمضان دوران حیات امام، به گفته ساكنان بیت، از ماه مبارك رمضانهاى دیگر متفاوت بود! به این صورت كه امام همیشه، براى خشك كردن اشك چشمشان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حولهاى را نیز همراه برمىداشتند تا به هنگام نمازهاى نیمه شبشان، از آن استفاده كنند!
توجه ویژه به قرآن
امام خمینى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به طورى كه روزى، هفت بار قرآن مىخواندند!
امام در هر فرصتى كه به دست مىآوردند، ولو اندك، قرآن مىخواندند. بارها دیده شد كه امام، حتى در دقایقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مىگذرد - قرآن تلاوت مىكنند! امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مىخواند.
یكى اطرافیان امام مىگوید: امام در نجف، چشمشان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاینه چشم امام گفت: «شما باید چند روزى قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید» . امام خندیدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مىخواهم! چه فایدهاى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یك كارى كنید كه من بتوانم قرآن بخوانم. »
و در ماه رمضان یكى از همراهان امام در نجف، اظهار مىكرد كه امام خمینى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مىخواندند ، یعنى در هر سه روز، یك بار قرآن را ختم مىكردند.
علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مىدادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت شود.
گزیده هایى از توصیهها و سفارشهاى امام به مناسبت ماه مبارك رمضان
شما در این چند روزى كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشید، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالى پیدا نمایید.
از كردار و رفتار ناشایسته خود ، استغفار كنید! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شدهاید، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان، توبه كنید! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهید! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غیبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشید! شما اقلا، به آداب اولیه روزه عمل نمایید و همان طورى كه شكم خود را از خوردن و آشامیدن نگه مىدارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز دارید! از هم اكنون بنا بگذارید كه زبان را از غیبت، تهمت، بدگویى و دروغ نگهداشته، كینه، حسد و دیگر صفات زشت شیطانى را از دل بیرون كنید!
اگر با پایان یافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هیچ گونه تغییرى پدید نیامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقى نكرد، معلوم مىشود روزهاى كه از شما خواستهاند، محقق نشده است.
اگر دیدید كسى مىخواهد غیبت كند، جلوگیرى كنید و به او بگویید! «ما، متعهد شدهایم كه در این سى روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود دارى ورزیم.» و اگر نمىتوانید او را از غیبت باز دارید، از آن مجلس خارج شوید! ننشینید و گوش كنید! باز تكرار مىكنم تصمیم بگیرید در این سى روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضاء و جوارح خود باشید.
توجه بكنید كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنید; فقط، دعا خواندن نباشد، دعا به معناى واقعىاش باشد.
نیاز به دعا از منظر عقل و دین
نیاز بشر به دعا از جهات متعددى قابل بررسى است و آثار حیاتى مهمى دارد كه بعضى از آن ها را مى آوریم:
یكم ـ فقر ذاتى انسان به اضافه ضعف و ناتوانى
همه جانبه, او را به قدرت بى نیاز و لایزال مى كشاند و از خودخواهى باز مى دارد و انسان مى فهمد كه بدون مشیت ذات اقدس متعال كارى سامان نمى گیرد, چرا كه انسان به مجرد تأمین صحت, ثروت و كسب قدرت مغرور مى شود و طغیان مى كند و به قول قرآن «ان الانسان لیطغى ان رآه استغنى» كه نتیجه سركشى جز خسران چیزى نیست.
دعا توحید افعالى را به انسان مىآموزد كه عامل موثر و مسبب الاسباب را خدا مى داند و او را در همه جا حاضر و ناظر مى شمارد «و هو معكم أینما كنتم» و «ان ربك لبالمرصاد» او باور دارد «والله خلقكم و ما تعملون», پـس عمل و تلاش انسان از دایره مشیت بیرون نمى باشد. زیرا انسان ها را خلق كرده و آنچه انجام مى دهند نیز به یك معنى, فعل خداست. قرآن این واقعیت دینى را چنین مى آموزد. "یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله والله هو الغنى الحمید"؛ نیازمندى وجودى انسان در حدوث و بقا و به هنگام بلا و مصائب, جاى تردید نیست. انسان گاهى از دفع پشه و مگسى ناتوان شده و, در برابر بیمارىها, تصادفات, تصادمات, سكته ها و مرگ و میرها, بیچاره و مضطر شده, خدا را مى خواند. قرآن مى گوید:
2 ـ «قل ارایتكم ان اتیكم عذاب الله او اتتكم الساعه اغیر الله تدعون ان كنتم صادقین بل ایاه تدعون فیكشف ما تدعون الیه ان شاء و تنسون ما تشركون.» «قل من ینجیكم من ظلمات البر و البحر تدعونه تضرعا و خفیه لئن انجانا من هذه لنكونن من الشاكرین قل الله ینجیكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون» این آیات انسان با وجدان و خردمند را به این حقیقت متوجه مى كند كه پناهگاه واقعى بشر ذات خلاق عالم است, چرا كه هركسى از طریق دل, راهى به خدا دارد, حتى شقى ترین و معاندترین افراد, و شاهد زنده آن توجه و تضرع و زارى آن ها در بن بست هاست, وقتى از علل و اسباب مادى ناامید مى شوند بى اختیار به قدرت لایزال پناه مى برند, ولى در مواقع عادى به قدرت هاى مادى و عقاید خرافى پناهنده مى شوند: به جادوگران, ریاضت كشان, رمالان, فالگیران, ساحران و كاهنان و ... .
دوم ـ دعا از مصادیق روشن "ذكر الله" است
یاد خدا باعث آرامش روح و روان مى باشد. «الا بذكر الله تطمئن القلوب», این آرامش با تكامل روح قرین است و آرامش كاذب و موقت نیست. این آرامش با خیالات شاعرانه و تصورات موهوم تامین نمى گردد. زندگى دریایى است پر از طوفان, دلهره و اضطراب. تنها امید و اتكاء دعا و نیایش با حق تعالى است كه آرام بخش روح و روان است.
چه غم دیوار امت را كه دارد چون تو پشتیبان چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح,كشتیبان (سعدى)
انسانى كه با دعا سر و كار دارد هرگز یاس و ناامیدى بر او غالب نمى شود و با دعا و نیایش مشكلات مادى و معنوى خود را از او مى خواهد و اجابت را باور دارد.
سوم ـ روح تضرع و زارى
دعا و تضرع در مقابل معبود واقعى در نهاد جان و فطرت انسان گذاشته شده است. انسان پیوسته مایل است از گناهان توبه كند و از قصور و تقصیرها عذرخواهى نماید. دعا در اسلام به منزله اقناع روح و تضرع و زارى است, چنین فردى هرگز ناامید نمى شود و تا آخرین نفـس با امید و نشاط با خدا سخن مى گوید; به عبارت دیگر دعا مبادله عشق و پیام است. اصولا بشر میل شدیدى دارد كه در برابر معبودش به راز و نیاز و عذرخواهى از تقصیر بپردازد و حدیث درد فراق را با او در میان بگذارد شكایت و گلایه كند, از بى وفایى ها, مكرها و فریب ها سخن بگوید و آلام درونى خود را بدین سان تسكین دهد.
"دكتر كارل" مى نویسد: «حقیقتا چنین به نظر مى رسد كه احساس عرفانى, جنبشى است كه از اعماق سرشت ما سرچشمه گرفته و یك غریزه اصلى است. این احساس بخش بسیار مهمى از هستى ماست كه ما اجازه داده ایم به ضعف گراید و غالبا, به كلى نابود شود.» و همو مى گوید: «دعا مانند غذا یكى از نیازهاى ضرورى انسان است كه از عمق جان انسان سر مى كشد و روح را در یك حركت تكاملى به طرف كانون معنوى جهان به پرواز در مىآورد.»
چهارم ـ حفظ دستاوردهاى مادى و معنوى
خداوند متعال به انسان موقعیت, نعمت, حكومت بر دل ها, آبرو و حیثیت, سلامت, ثروت و قدرت و معنویت مى بخشد. باید پیوسته دعا كند كه از وى نعمت و ثروت و حال عبادت سلب نشود. اگر نسل مومنى دارد, پیوسته از خدا بخواهد بر ایمان و معنویت آنان بیفزاید. اگر از نعمت امنیت و سلامت برخوردار است, دعا كند كه خدا باقى بدارد. انسان نباید فقط در حال اضطرار و مصیبت به یاد خدا بیفتد و دعا كند, بلكه در حال صحت و مرض, تنگدستى و تمكن, روز بى كسى و عزت و قدرت, همواره باید دست به دعا بردارد. قرآن كریم كسانى را كه فقط در مواقع بدبختى دست به دعا برمى دارند توبیخ كرده است. «و اذا مـس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما.»
پنجم ـ دفع زیان هاى احتمالى و حوادث غیر مترقبه
انسان در دنیا پیوسته در معرض حوادث قرار دارد, سكته ها, تصادف ها, زلزله ها, حوادث و مصائب ناگهانى و غیر مترقبه و همچنین بلاهایى كه به صورت قضا و قدر مى خواهد نازل شود. در حدیث دارد:
«ادفعوا امواج البلاء عنكم بالدعاء قبل ورود البلاء فوالذى فلق الحبه و براء النسمه, البلاء اسرع الى المومن من انحدار السیل من اءعلى التلعه الى اسفلها.» «ادفعوا ابواب البلاء بالدعا.» در احادیث بسیارى آمده كه دعا, حتى قضاى مبرم و محكم را نیز دفع مى كند:
«عن زراره قال: قال لى ابوجعفر(علیهالسلام) الا ادلك على شى لم یستثن فیه رسول الله(صلی الله علیه و آله)؟ قلت بلى قال الدعا یرد القضاء و قد ابرم ابراما و ضم اصابعه.»
در روایت خود "دعا و نیایش" از قضا و قدر الهى به شمار رفته است. "الدعا هو القضا"; بنابراین قضا مىتواند قضاى دیگرى را به اذن خدا خنثى كند.
ششم ـ دعا براى جلب عنایت و رحمت الهى
قرآن مجید مى فرماید: اگر دعا و تضرع و ابتهال شما نبود, خداوند هیچ عنایتى به شما نداشت; «قل ما یعبوبكم لولا دعائكم.»
«قل من ینجیكم من ظلمات البر والبحر تدعونه تضرعا و خفیه لئن أنجانا من هذه لنكونن من حل شاكرین قل الله ینجیكم منها و من كل كرب ثم انتم تشركون»؛ بگو كیست كه شما را در تاریكى هاى خشكى و دریا نجات مى دهد, در حالى كه او را با تضرع و زارى در خلوت و جلوت مى خوانید و مى گویید اگر خدا از این مهلكه ها نجات دهد, از شاكران خواهیم بود. بگو خدا شما را از ظلمات خشكى و دریا و از هر غصه و اندوهى نجات مى دهد, ولى باز شما مشرك مى شوید.
نه واژه براى یك رمضان
1- رمضان
رمضان، در لغت از ماده رمض، به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر سنگ و شن مىباشد. با توجه به این كه ماه رمضان، ماه تحمل سختىها و عطش و گرسنگى است، به این اسم، نامگذارى شده است. این ماه، نهمین ماه سال در تقویم هجرى قمرى و یگانه ماهى كه است كه نامش در قرآن آمده است و یكى از نامهاى خداوند به شمار مىرود. از اینرو، در روایت اسلامى تصریح شده كه رمضان به ماه اضافه گردد و به هیچ وجه، به تنهایى یاد نشود.
ماه رمضان، بر همه ماهها برترى دارد؛ زیرا تمامى كتابهاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن، در این ماه نازل شدهاند و شب قدر و شهادت حضرت على علیهالسلام در این ماه قرار گرفته است و شاید به خاطر همین ویژگىهاست كه این ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است.
2- صوم
صوم (روزه)، در لغت، به معناى امساك و خوددارى از هر چیز است و در اصطلاح فقه، عبارت از: «امساك و خوددارى از امورى هشتگانه، از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب، به قصد انجام فرمان خداوند است.
روزه در میان یهود و مسیحیت و اقوام و ملتهاى دیگر نیز وجود داشته است و آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه، توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مىگرفتند تا با این كار، در پیشگاه او، اظهار عجز و تواضع نموده، به گناهان خود اعتراف كنند. از انجیل استفاده مىشود كه مسیح علیهالسلام، چهل شبانه روز، روزه گرفت و سرانجام گرسنه شد. قرآن مجید، به صراحت بیان مىكند كه این فریضه الهى، بر امتهاى پیشین نیز واجب بوده است.
3- روزه یوم الشك
روزى كه انسان شك دارد آخر ماه شعبان است یا اول ماه رمضان، «یوم الشك» نامیده مىشود. گرفتن روزه این روز، نه تنها واجب نیست؛ بلكه اگر كسى به نیت ماه رمضان روزه بگیرد، كار حرامى انجام داده است و اگر كسى بخواهد آن روز را روزه بگیرد، باید به نیت ماه شعبان یا به نیت روزه قضا(اگر به ذمه داشته باشد)، روزه بگیرد.
4- روزه سكوت
روزه صمت یا سكوت، پرهیز از مفطرات هشت گانه و پرهیز از سخن گفتن است. این روزه، در شریعت حضرت موسى در میان بنىاسرائیل شناخته شده بود. حضرت مریم، بنا به مصالحى، از جانب خداوند مأمور شد تا در مدت معینى از سخن گفتن اجتناب كند؛ ولى این امر، در شریعت اسلام، یكى از محرمات شمرده شده است.
ماه رمضان، بر همه ماهها برترى دارد؛ زیرا تمامى كتابهاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن، در این ماه نازل شدهاند و شب قدر و شهادت حضرت على علیهالسلام در این ماه قرار گرفته است و شاید به خاطر همین ویژگى هاست كه این ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است
ماه رمضان، بر همه ماهها برترى دارد؛ زیرا تمامى كتابهاى مهم آسمانى، مانند تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن، در این ماه نازل شدهاند و شب قدر و شهادت حضرت على علیهالسلام در این ماه قرار گرفته است و شاید به خاطر همین ویژگى هاست كه این ماه، براى روزه گرفتن انتخاب شده است
5- نماز قصر
قصر، در لغت، به معناى كوتاه و ناقص شدن در مقابل واژه تمام به كار مىرود و در اصطلاح فقه، به معناى خواندن نماز به صورت شكسته مىباشد. در آیه 101 سوره نساء به قصر اشاره شده و در روایات اسلامى، از آن به عنوان تحفه آسمانى و تخفیف الهى براى مسافر یاد شده است كه رد كردن آن جایز نمىباشد. سفر، براى جسم، معمولاً خستگى و سستى مىآورد؛ ازاینرو، خداوند متعال، به جهت امتنان و رعایت حال مسافر، نمازهاى چهار ركعتى را به دو ركعتى تبدیل كرده است و این، یكى از حكمتهاى نماز قصر به شمار مىرود. نماز قصر، براى مسافر، شرایطى دارد كه در رسالههاى عملیه بیان شدهاند.
6- جاهل قاصر و مقصر
"جاهل قاصر" و "جاهل مقصر"، دو اصطلاح فقهى مىباشند. جاهل قاصر، كسى است كه در تحصیل علم كوتاهى نكرده است؛ یعنى در شرایطى است كه امكان دسترسى به حكم خدا براى او وجود ندارد و یا خود را جاهل نمىداند و احتمال بطلان اعمالش را نمىدهد و جاهل مقصر، كسى است كه در تحصیل علم كوتاهى كرده است؛ یعنى، امكان آموختن و یادگیرى معارف اسلامى و احكام الهى را داشته، ولى آنها را یاد نگرفته است. جاهل قاصر در برخى موارد مورد عقاب و عذاب خداوند قرار نمىگیرد؛ ولى جاهل مقصر سزاوار عذاب است.
7- كفاره
كفاره از ماده كفر، به معناى پوشاندن است و در اصطلاح دینى، عبارت است از پرداخت صدقه، قربانى و انجام عمل شرعى و مانند آن به خاطر گناهى كه انجام گرفته است و چون این عمل، آثار گناه را محو مىسازد و آن را از انسان مىپوشاند، كفاره نامیده مىشود و انسان كافر را نیز از آن جهت كه حقایقى از قبیل خدا، قیامت، نبوت و ... را انكار كرده و آن را از خود مىپوشاند، كافر مىگویند.
كفاره در همه شرایع و ادیان، براى اجتناب از عواقب سوء اعمال شرعى، غیراخلاقى و مخالف اصول اجتماعى انجام، مىگیرد. مهمترین این عواقب و آثار، جلب رضایت و فرو نشاندن خشم الهى است. كفاره چند نوع است؛ معین، مخیر، مرتب، مرتب و مخیر و كفاره جمع. تعریف و موارد هر یك از اینها در جاى خود بیان شده است.
8- كفاره جمع
كفاره جمع، یكى از انواع كفاره محسوب مىشود و آن عبارت است از جمع كردن بین آزاد كردن یك بنده و گرفتن دو ماه روزه و اطعام شصت فقیر. این كفاره، در دو مورد تحقق پیدا مىكند؛ یكى این كه انسان روزه خود را با چیز حرام باطل كند و دیگرى این كه شخص مسلمانى را بى گناه و از روى عمد به قتل برساند.
9- فطره
فطره در لغت چند معنا دارد كه مهمترین آنها خلقت و اسلام است و در اصطلاح، عبارت است از زكاتى كه هر مسلمان براى خود و هر كس كه نان خور او محسوب شود، به مستحق مىپردازد و زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر روز عید فطر مىباشد. با توجه به این كه پرداخت این نوع حق مالى، باعث سلامت جسم(خلقت) و روح مىشود، آن را زكات بدن یا فطره مىنامند و شاید وجه تناسب آن با معناى اسلام، این باشد كه زكات فطره، مقتضاى اسلام است؛ از این رو، كسى كه پیش از غروب شب عید فطر، مسلمان شود، تكلیف از او ساقط نمىشود. زكات بر دو نوع است؛ زكات مال و زكات فطره. زكات مال به نه چیز تعلق مىگیرد كه عبارتند از: گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. زكات فطره براى هر نفر تقریبا سه كیلو از خوراك بیشتر مردم مىباشد كه گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرت و مانند اینهاست.
زكات فطره به اتفاق شیعه و سنى واجب است و در متون دینى، براى آن فلسفه و فواید متعددى برشمرده است كه قبول و تكمیل روزه، تضمین كردن سلامتى جسم و پاك كردن روح از رذایل اخلاقى، حفظ انسان از مرگ و تكمیل زكات مال از مهمترین آنها به شمار مىروند.
معناى دعا
«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ »
نخست به مبادى تصوریه دعا پرداخته, سپـس, موانع, شرایط و مشكلات آن را بازگو مى كنیم. "دعا" در فرهنگ لغت به مفهوم خواندن, صدا زدن و عبادت و نیایش است; خواندن, گاهى توام با خواستن است و زمانى به شكل راز و نیاز و تضرع و ابتهال مى باشد.
اقبال لاهورى مى نویسد: «نیایش خواه به شكل فردى و خواه به صورت اجتماعى, تجلى اشتیاق درونى انسان براى دریافت جوابى در سكوت است.» كم نیستند كسانى كه اعتقاد به مبداء متعال ندارند, لیكن براى تسكین دردها و آلام درونى, حوایج قلبى خویش را در قالب دعا مطرح مى سازند; در این صورت, اگرچه چنین خواندنى, دعاى اصطلاحى نیست (زیرا مدعوى در میان نیست), ولى بیانگر ضرورت دعا براى بشر, است. بنابراین, اگر بخواهیم تعریف جامع ترى از دعا ارائه بدهیم, باید بگوئیم دعا تجلى عشق به خدا براى نیل به تكامل و رفع نیازمندیهاست; «الدعاء الرغبه الى الله» نیایش, گرایش و كشش به سوى خدا است.
در خصوص دعا تعریف هاى زیادى شده است كه نمونه هایى از آن ها را مىآوریم:
ـ دعا مطالبه آن چیزهایى است كه انسان به لیاقت و كار و اندیشه باید به دست آورد.
ـ دعا منبع و كانون عظیم تغذیه روح انسانى است; همان گونه كه جسم مركز تغذیه نیازهاى مادى بشر مى باشد.
ـ دعا احیاى خواسته ها, آرمان ها و ایدهآل هاى راستین انسان است.
ـ بالاخره حقیقت دعا عشق به خالق زیبایى ها, عظمت ها, جهش به سوى كمال مطلق و علم مطلق و پرواز بسوى بى نهایت و معبود لایتناهى است. به عقیده دكتر "كارل" دعا و نیایش عبارت است از تضرع و ناله و طلب یارى و استعانت و گاهى یك حالت كشف و شهود روشن و آرامش درونى و مستمر دورتر از اقلیم همه محسوسات.
الگوهاى دعا
دعا, گاهى براى جلب منفعت و سود مادى و زمانى به منظور دفع ضرر و زیان و گاهى در قالب نفرین است. زمانى هم به شكل پوزش و عذرخواهى از قصور و تقصیرها و گاهى براى جلب بهره هاى معنوى و كرامات اخروى است. صدا زدن را دعوت مى گوییم و دعوت شونده را مدعو; این قسم از دعا در میان مردم معروف و رایج است.
علامه طباطبایى مى فرماید: دعا و دعوت عبارت است از اینكه دعا كننده نظر مدعو را به سوى خود متوجه كند و پـس از جلب توجه, فایده و نعمتى را از وى درخواست نماید. بنابراین, "سوال" به منزله غرض و نتیجه دعا مى باشد, و این مفهوم به تمام موارد سوال منطبق است, مانند پرسش در مورد مجهولات و سوال به معنى محاسبه و پرسش در زمینه تقاضاى كمك مادى و معنوى.
خداى تبارك و تعالى چیزى را كه زبان در آن دخالت دارد سوال نامیده است.
«وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا » و از انواع نعمت هایى كه از او درخواست كردید به شما عطا فرمود كه اگر نعمت هاى خدا را بخواهید به شماره در آورید هرگز حساب آن نتوانید كرد.
البته این درخواست به زبان ظاهرى نیست بلكه به زبان فقر و استحقاق وجودى و فطرى است.
"دعوت" با "نداء" نیز فرق دارد; زیرا ندا اختصاص به لفظ و صوت دارد, ولى دعا مى تواند از مقوله لفظ باشد و یا از طریق اشاره و با توجه قلبى انجام بگیرد «ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً »
"راغب اصفهانى" مى گوید: دعا مثل نداست, جز آنكه ندا گاهى فقط خواندن است, بدون ذكر اسم, ولى دعا غالبا با ذكر اسم است و ندا به مجرد بلند كردن صدا گفته مى شود.
دعا منبع و كانون عظیم تغذیه روح انسانى است; همان گونه كه جسم مركز تغذیه نیازهاى مادى بشر مى باشد
انواع دعا
دعا نیز مثل عبادت و تسبیح و تنزیه حق تعالى بر دو قسم است:
تشریعى و تكوینى.
"دعاى تكوینى" یعنى همه موجودات به زبان طبیعت و هستى خویش ـ كه جز فقر ذاتى چیزى نیست ـ از خداى هستى بخش یارى مى جویند; هر موجودى به میزان استعداد و ظرفیت فیض, از خدا طلب مىكند كه آیه «یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ » اشاره بدین حقیقت است.
تمام موجودات به زبان حال, خدا را مى خوانند, به ویژه موجودات زنده در حال اضطرار به زبان خود دعا مى كنند.
«دعاى تشریعى "اختیارى" این دعا مخصوص موجودات مختار و با اراده است كه طبق درجه معرفت, از قدرت مافوق مطالباتى دارند ولى غالبا بر اثر فاصله گرفتن از تعلیمات پیامبران, بشر به غیر خدا پناه مى برد اما هنگامى كه بفهمد ملك و قدرت و عزت و ذلت دست خداست به قدرت فناناپذیر روى مىآورد این نوع دعا در تكامل انسان آزاد و مختار تاثیر بسزایى دارد. علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى نویسد: "دعا در مورد آفریدگار جهان گاهى تكوینى است یعنى ایجاد موجودى براى شیى دیگر, گویى خداوند متعال آن را بطرف آن شیى فرا مى خواند.
"یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ " روزى كه شما را فرا مى خواند و با سپاس پاسخ مى دهید. كه مقصود دعوت به زندگى اخروى است. هركـس مى میرد و در واقع دعوت خدا را لبیك مى گوید. و گاهى تشریعى است كه مى فرماید: «قل ادعوا الله اءو ادعوا الرحمن ایاما تدعوا فله الاسماء الحسنى.» نیایشگران واقعى, دعا را به منظور پاسخ به نیاز ذاتى و فقر وجودى انجام مى دهند. از تضرع و ابتهال و ارتباط با حضرت حق لذتى وصف ناپذیر مى برند.
سخن گفتن با محبوب و راز دل گشودن براى آنان از همه دنیا عزیزتر است.
"دكتر كارل" مى گوید: نیایش در مرحله عالى ترش از سطح درخواست و عرض حال بالاتر مى رود, انسان در برابر خداوندگار هستى نشان مى دهد كه او را دوست دارد, نعمت هاى او را سپاس مى گذارد و آماده است تا خواسته هاى او را ـ هرچه باشد ـ انجام دهد. در اینجا نیایش به صورت یك سیر روحانى و مكاشفه درونى در مىآید. خداوند متعال براى رسیدن به اهداف مقطعى و مادى, علل و اسبابى قرار داده است كه بشر ناگزیر باید آن مقدمات را طى كند تا به نتیجه برسد; به عبارت دیگر دنیا دار علل و اسباب است.
در حدیث آمده: «ابى الله ان یجرى الاشیاء الا بالاسباب.» در قرآن مجید مىفرماید: «فلیرتقوا فى الاسباب» بنابراین دعا چه نقشى مى تواند ایفا كند؟ در پاسخ باید گفت:
اولا ـ دعا و نیایش آموزش عالى ترین مسایل اخلاقى و عرفانى و اعتقادى است, دعا یك نوع جهان بینى عمیق و لطیف و مفید است.
ثانیاـ انگیزه دعا به حسب ظرفیت و شناخت متفاوت مى باشد, بعضى دعا را كلید موفقیت در امور اقتصادى مى دانند و بـس; این افراد مفهوم دعا را نفهمیده اند. این نوع برداشت ها در ذهن روشنفكران شیعه و سنى, تصویرهاى ناموزونى از دعا گذاشته است كه دعا براى افرادى بى خبر از قانون علت و معلول و ارتباطات جهانى است و همراه دعا انسان هاى گوشه گیر و ساده لوح و خوش باور و خیال باف در ذهن آنان تداعى مى كند.
غافل از اینكه فاعل بر دو گونه است: یكى آنكه احتیاج به ابزار كار دارد وگرنه نمى تواند كارى بكند, مثل نجار و بنا كه بدون ابزار نه ساختمان درست مى شود و نه میز و صندلى, ولى گاهى فاعل بدون ابزار اثر مى گذارد, مانند كسى كه با اراده و با حرارت و انرژى خاص چیزى را مى اندازد و بیمارى را درمان مى كند (انرژى درمانى).
ملائكه و قواى غیبى این عالم به مشیت الهى بر سامان دادن امور جهان مامورند گاه با ابزار و گاهى بدون ابزار; "فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا ". دعا معارضه با طبیعت نیست تا بگوییم طبیعت مقهور موجودات غیبى هستند, بلكه طبیعت هم به تدبیر قواى عاقله این عالم است. اگر خدا بخواهد بیمارى كه اجل محتوم دارد, گاهى به دارویى شفا مى دهد و گاهى به دعا و توسلى, چون علت شفا, منحصر به یك چیز نیست.
"صاحب تفسیر المنار" استجابت دعا را منحصر به جایى دانسته كه اسباب طبیعى نیز در میان باشد و دعا آن است كه از خداوند بخواهند اسباب طبیعى را فراهم سازد تا داعى به مقصود برسد, مثلا فقیر, وسائل كسب و كار از خدا بخواهد و مریض دارو. البته گاهى خداوند متعال, بدون اسباب و عوامل مادى دعا را مستجاب نمى كند, ولى این تخصیص و انحصار درست نیست; چون به غیر اسباب طبیعى نیز مى تواند حاجت ها را برآورد, علل و عوامل روحانى مى تواند شفا بخش باشد. ولى گروهى فراتر از این ها فكر مى كنند, آن ها دست به دعا برمى دارند, نه براى حوایج مادى, بلكه نفـس دعا كردن براى آنان موضوعیت دارد. ما قاعده و لزوم دعا را قبلا ذكر كردیم, این قسمت را كه هدف اصلى و اساسى دعاست بیشتر باز مى كنیم.
در اینجا نیایش به صورت یك سیر روحانى و مكاشفه رحمانى در مى آید, در این برداشت, دعا به مفهوم پرواز روح به سوى عالم بالاست و ارتباط مجذوبانه قلب است با خدا, شریف ترین و گران سنگ ترین حالات انسان است. اگر از دكتر كارل ها سخن مى گوییم بدین علت است كه وى این مفاهیم معنوى بلند را از طریق چالش هاى تجربى و یا كاوش هاى عقلانى مبتنى بر تجربیات شخصى به دست آورده; او به معانى بلند دعا در اسلام و به مضامین عالى دعاهاى امامان معصوم(علیهم السلام) برخورد نداشته, او دعاى عرفه و مناجات شعبانیه را ندیده و صحیفه سجادیه را نخوانده است.
در این برداشت, دعا یك نوع عبادت است و تمرد از دعا و احساس استغنا, یك نوع تكبر مى باشد, و سرانجام متكبران دخول در آتش است; «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ .»
امام زین العابدین در صحیفه سجادیه مى فرماید: «فسمیت دعائك عباده و تركه استكبارا و توعدت على تركه دخول جهنم داخرین» دعا و خواندن خود را عبادت نامیده اى و ترك آن را استكبار, و تهدید كرده اى كیفر ترك آن, با خوارى وارد جهنم شدن است.
امام صادق(ع)فرمود: «علیكم بالدعاء فانكم لا تقربون بمثله» شما را به دعا سفارش مى كنم. زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا, به خدا نزدیك نمى شوید. پـس دعا, درمان عطش قلب و تسكین سوزش جان و عروج به عالم بالاست.
در دعاى شعبانیه كه تمام ائمه(علیهم السلام) بر آن مواظبت مى كردند و حضرت امام خمینى(ره), بخشى را پیوسته در قنوت مى خواندند. «الهى هب لى كمال الانقطاع الیك.»
«لقائك قره عینى و وصلك منى نفسى و الیك شوقى و فى محبتك ولهى... و فى مناجاتك روحى و راحتى و عندك دواء علتى و شفاء غلتى و برد لوعتى.»
لذا حال دعا براى اهل دل, پیش از آنكه طلب باشد مطلوب است و به جاى مقدمه, نتیجه و غایت و محصول است, دردها و رنج ها بهانه یى است براى كوبیدن در محبوب و راز دل گفتن با او «یا منى قلوب المشتاقین و یا غایه آمال المحبین».
در اینجا چند نمونه روایات مىآوریم:
رسول خدا فرمود: «واعلموا ان الله سبحانه لا یستجیب دعاء من قلب غافل» بدانید كه خداى سبحان خواندن بدون توجه قلبى را پاسخ نمى دهد.
امام صادق(ع) فرمود: «ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه فاذا دعوت فاقبل بقلبك» خدا, خواندن بدون توجه قلب را پاسخ نمى دهد. پـس هرگاه خداى را مى خوانى, قلبت را به سوى خدا متوجه كن.
| آب كــم جــو, تشنـگى آور بـه دست |
| تــا بـجــوشد آبــت از بــالا و پــسـت |
| هــركـه جویـــا شد بـیـــابـــد عاقـبت |
| مـایـه اش درد است و اصل مـرحمـت |
| رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست |
| چون گرست ازبحر رحمت موج خاست |
| هـر كــــــه او بـیــدارتـــر پـــــر دردتر |
| هــركـــه او آگــــاه تــــر رخ زردتـــــــر |
| پیــش حــق یــك نــالـــه از روى نیـاز |
| بـــه كــه عمـــــرى بــى نیازاندر نماز |
| چــون خــدا خواهـد كه مان یارى كند |
| مــیــــل مــــا را جــــانـــب زارى كند |
| اى خـــدا زارى ز تـــــو مــرهــم ز تو |
| هــــم دعــا از تــو اجابــت هم ز تو |
از منظر عقل فلسفى واقعیت مخلوق جز فقر و نیاز به خالق نیست.
معلول عین ربط به علت است و انسان عین تعلق به وجود مطلق مى باشد, لذا نمى تواند در جوهر ذات خود از دعا و تضرع و ابتهال انفكاك پیدا كند, چون در اصل و اساس آفرینش در حال دعاست; بلكه هویت مخلوقات به دعا و تسبیح است: «وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ»
تربیت هاى نادرست, حجاب هاى جهل و علم و قدرت, چهره شفاف فطرت را مستور مى سازد و او را از فقر و نیاز ذاتى غافل مى كند. تنها در تنگناها و مصایب روانى, فطرت بیدار مى شود و سپـس رو به افول مىگذارد; به فرموده قرآن:
«وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ
این حالت, موقت و گذراست و براى همه پیش مىآید, ولى خاصان درگاه احدیت در نعمت و نقمت حال دارند.
عقل مى گوید ضرر احتمالى را چه یقینى باشد و چه مشكوك و محتمل, باید به وسیله اى رفع كرد و چون انسان به تنهایى قدرت بر رفع مصائب و ناملایمات ندارد, ناگزیر باید به دعا پناه ببرد و از خداى خالق قهار بخواهد.
دنیا دار بلا و مصیبت است و فرارى از آن نیست جز به سوى خدا:
«ففروا الى الله لاملجاء و لا منجى منه الا الیه»؛ به سوى خدا بگریزید زیرا هیچ پناه گاه و نجات بخشى جز او نیست.
حضرت على(ع) درباره نیازمندى بشر به دعا مى فرماید:
«ما المبتلى الذى قد اشتد به البلاء باحوج الى الدعاء من المعافى الذى لا یأمن البلاء قال رسول الله افزعوا الى الله فى حوائجكم والجووا الیه فى ملماتكم و تضرعوا الیه و ادعوه فان الدعاء مخ العباده و ما من مومن یدعوالله الا استجاب فاما أن یعجله له فى الدنیا أو یوجل له فى الاخره واما أن یكفر من ذنوبه بقدرما دعاه ما لم یدع بماءثم» آنان كه در آسایش اند و در معرض بلا, به دعا محتاج ترند از كسانى كه دچار بلاهاى سخت هستند. رسول خدا(ص) فرمود:
در نیازهاى خود, نزد خدا فغان و فریاد كنید و در بلاهاى شدید به او پناه برید و تضرع كنید.
زیرا دعا, مغز و اصل بندگى است و هیچ مومنى خدا را نمى خواند مگر اینكه مستجاب شود. و این قبولى دعا یا در دنیا و یا در آخرت است و یا اینكه موجب پوشش و محو گناهان است تا زمانى كه گناه تازه اى از مومن سر نزده باشد. در تمام نیازها باید به خدا پناه برد.
قال الصادق: «یا میسر ادع و لا تقل ان الا مر قد فرغ منه ان عند الله عزوجل منزله لا تنال الا بمساءله و لو أن عبدا سد فاه و لم یساءل لم یعط شیئا فسل تعط یا میسر انه لیس من باب یقرع الا یوشك أن یفتح لصاحبه»; پیوسته خدا را بخوان, چه به حاجت برسى یا نرسى, كه در پیشگاه خدا براى انسان منزلت و مقامى است كه جز از طریق دعا امكان پذیر نیست. اگر بنده دهانش را ببندد و چیزى سوال نكند, به وى اعطا نمى شود. پـس بخواه تا اعطا شود. اى میسر, انسان وقتى درى را بكوبد بالاخره به رویش باز مى شود.
| گفت پیغمبر كه گر كوبى درى |
| عاقبت زان در برون آید سرى26 |
محمد باقر شریعتى سبزوارى
v
مضامین دعای افتتاح
از آن جا كه بیش از دعاهای دیگر، خواندن دعای افتتاح در این ماه متداول است، مناسب است كه محتوای این دعا برای مردم تشریح شود. با یك نگاه اجمالی می بینیم كه سرفصلهای مهم و مضامین عمده این دعا اینهاست:
۱. صفات متعالی خداوند، درس توحید و معارف اعتقادی؛
۲. بیان نعمتها و بزرگواریها و كرامتهای الهی در حق انسان و خطاپوشی او(عبودیت)؛
۳. صلوات بر چهارده معصوم(پیوند ولایی با اهل بیت)؛
۴. دعا برای ظهور امام زمان و تشكیل دولت كریمه(بینش سیاسی شیعه)؛
۵. جایگاه و نقش رهبری و ولایت در جامعه «اللهم به شَعْثَنا ... تا«اله الحق آمین»؛
۶. شكوه به درگاه خدا و التجا برای فرج امام زمان(عج)(بحث انتظار و آینده).
v
روزه فتح قله تقوا
بار دیگر ماه مبارك رمضان فرا رسید ماهى كه سراسر مهر و رحمت و امید و نعمت است. عید اولیاى الهى و بهار قرآن، گلستان دعا و بوستان مناجات با معبود. ماهى كه شب قدرش ظرف نزول قرآن است. شب نور و بركت، شب عفو و رحمت، شب آزادى و حریت و شب بیدارى و سعادت و ا گر چنین ماه و چنین شبى نبود چگونه انسان غفلت زده و آلوده و در بند هواها و هوسهاى نفسانى را امید به بیدارى و بازگشت به خویش بود.
عاشقان كوى دوست ماههاست كه در انتظار فرارسیدن این ماهاند و از رجب به استقبالش شتافتند تا با زلال عطوفت الهى غبار از جان و زنگار از قلب خویش بزدایند.
و ما نیز قلم به كف گرفتیم تا با نگارش ذرهاى از بىكران فضیلت و آثار و ثمرات روزه، پندى به خویش و تذكرى به دوستان اهل معرفت دهیم.
فضیلت ماه مبارك رمضان
براساس آیات و روایات، ماه مبارك رمضان ماهى است ممتاز از دیگر ماهها و از حیث فضیلت بسیار برتر از آنها كه نه فقط در امت پیامبر بلكه در امم سابق نیز چنین بوده است. قران نزول خود را در این ماه عظیم مىداند: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ» براساس روایات، دیگر كتب آسمانى نیز در این ماه نازل شده از جمله طبق روایتى از امام صادق(ع) «تورات» در ششم ماه مبارك رمضان، «انجیل» در دوازدهم، «زبور» در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل گردیده است.
ماه رمضان «شهر اللّه» لقب گرفته است. براساس این قول رمضان اسمى از اسماء الهى است و از اینرو در حدیثى از امام على(ع) آمده است كه فرمودند: «لاتقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لاتدرون ما رمضان؛ نگویید رمضان، بلكه بگویید ماه رمضان. همانا شما نمىدانید رمضان چیست؟»
درباره معناى «رمضان» علاوه بر قول نقل شده در بالا دو معناى دیگر نیز بیان شده است كه نظر به ارتباط معناى لغوى با فضیلت این ماه ذكر آن خالى از فایده نیست. و ما این دو معنى را از تفسیر لطیف كشف الاسرار نقل مىكنیم: «اینك ماه رمضان اقبال كرد بر دوستان، ماهى كه هم بشوید و هم بسوزد. بشوید به آب توبه دلهاى مجرمان، بسوزد به آتش گرسنگى تنهاى بندگان، اشتقاق رمضان از «رَمْضا» است یا از «رَمَضَ» اگر از «رمضا» است آن سنگ گرم باشد كه هر چه بر آن نهند بسوزد و اگر از «رمض» است باران باشد كه به هر چه رسد آن را بشوید.» در ابتداى خطبه طولانى پیامبر اكرم(ص)نیز كه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد شده است گوشهاى از فضیلت این ماه بیان شده و آمده است: «اى مردم بدرستى كه رو كرده به سوى شما ماه خدا و رحمت و آمرزش الهى، ماهى كه نزد خدا بهترین ماهها و روزهایش بهترین روزها و شبهای ش بهترین شبها.... اى مردم! درهاى بهشت در این ماه گشوده است.... و درهاى آتش بسته... و شیاطین در بندند...»
سخن در باب فضیلت این ماه بسیار است و مجال اندك. اما براى ورود به بحث حقیقت روزه و آثار و ثمرات آن لازم بود شناختى هر چند اندك از فضیلت این ماه داشته باشیم چرا كه درخت عمل در سرزمین معرفت مىروید اگر این معرفت درست باشد عمل صالح نیز درست و در غیر این صور ت عمل ما آفتپذیر خواهد بود.
حقیقت روزه
قرآن كریم در اشارهاى بسیار كوتاه اما پر مغز و پر معنى حقیقت روزه و هدف از آن را بیان فرموده است در آیه 183 سوره بقره مىخوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید! روزه بر شما واجب شد همانگونه كه بر پیشینیان شما واجب گردید باشد كه پرهیزكار شوید.»
خداوند این آیه را با خطاب خاص خود به دوستانش آغاز مىكند و چه خطابى برتر از خطاب معبود با انسان، كه چنین نواى گوشنوازى قبل از هر چیز تمامى سختىهاى روزه را از یاد انسان مىبرد. امام صادق (ع) درباره این خطاب الهى مىفرمایند: «لذّة ما فى النداء اَزال تَعَبَ العبادة و العناء؛ لذت آنچه در این خطاب است رنج و سختى عبادت را از بین مىبرد».
در ادامه آیه خداوند فلسفه تشریع روزه را كه در اُمم گذشته نیز جریان داشته بیان مىكند و مىفرماید: «لعلّكم تتقون» رسیدن به مرحله تقوا هدف روزه و حقیقت آن است. از این عبارت كوتاه مىتوان دنیایى از معنا را فهمید چرا كه تقوا «خیر دنیا و آخرت» و «سرآمد همه كارهاست» و رسیدن به این مهم یعنى نهایت كمال آدمى و سعادت دنیا و آخرت.
چنانكه تقوا همه جانبه است و فقط به تقواى قلب یا عضو خاص یا حوزه معین اعم از فرهنگى، اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، محدود نمىشود و شامل همه این ابعاد مىگردد. روزه نیز فقط امساك از خوردن و آشامیدن نیست بلكه روزه دل، روزه چشم، روزه زبان، روزه قلب را شا مل مىشود و در یك كلام آنكه تمامى وجود آدمى در اختیار احكام و فرائض الهى باشد.
چنین روزهاى سپر آدمى است در برابر آتش، بهشت را واجب مىكند و خالص شدن آدمى را به همراه مىآورد و به
میراث روزه كه همان یقین به ذات اقدس الهى است نایل مىكند. در حدیث معراج آمده است كه پیامبر(ص) فرمود: «پروردگارا! میراث روزه چیست؟ خداوند فرمود: روزه حكمت به ارث مىنهد و حكمت معرفت و معرفت یقین مىآورد و چون بنده به یقین رسید دیگر براى او اهمیتى ندارد كه چگونه شب و روز خود را بگذراند. به سختى یا به آسانى».
اما روزهاى كه فقط امساك از خوردن و آشامیدن بدون توجه به محرمات الهى و واجبات خداوندى باشد بهره آن همان گرسنگى و تشنگى و رفع تكلیفى بیش نخواهد بود. چنانكه پیامبر خدا(ص) مىفرمایند: «بسا روزهدارى كه بهره او از روزهاش گرسنگى و تشنگى است و بسا شب زندهدا رى كه بهره او از عبادت شبانهاش فقط بىخوابى است.» چه خسران زدهایم اگر تشنگى و گرسنگى را تحمل كنیم و دست خالى این ماه را پشت سر بگذاریم در این صورت سپر آتش را كه همان اصل روزه است به همراه داریم اما با اعمال ناشایستمان آن سپر را پاره كردهایم سپرى ك ه از ما در برابر آتش محافظت نمىكند. این سپر را چه فایده و این روزه را چه سود كه پیامبر عظیم مىفرماید: «الصُّوُم جُنَّةٌ مالَمْ یَخْرقْها» روزه سپر است تا زمانى كه (آدمى با اعمال ناشایست) آن را ندرد»
مراتب روزه
چنانكه تقوا را مراتبى است و انسانها در بهرهمندى از آن یكسان نیستند روزه هم كه ابزارى براى رسیدن به تقوا است درجات و مراتبى دارد. اهل معرفت در بیان درجات روزه همانند تقوا سه مرتبه و درجه براى آن قایل شدهاند.
1) روزه عوام كه همان پرهیز از خوردن و آشامیدن و سایر مبطلات روزه است و از آدمى دفع تكلیف مىكند.
2) روزه خواص: كه علاوه بر آنچه عوام از آن پرهیز مىكنند سایر اعضاى بدن نظیر چشم و گوش و دهان و... از گناهان دورى مىكنند كه افطار چنین روزهاى، ارتكاب گناه و انجام معصیت است.
امام على (ع) چنین مرتبهاى را اینگونه معرفى مىفرمایند: «روزهدارى، پرهیز از حرامهاست، چنانكه انسان از خوردن و آشامیدن خوددارى مىكند».
3) روزه خواص خواص: كه علاوه بر آنچه در دو مرحله پیش گذشت روزهدار، دل را از مشغول شدن به افكار دنیوى و اخلاق رذیله و هر آنچه غیر خداست محافظت كند و افطار این نوع از روزه به یاد غیر خدا و روز قیامت بودن است و حاصل این روزه روگردانیدن از غیر خداست چنانكه خداوند فرمود: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ؛ بگو خدا و هر چه غیر اوست واگذار».
این مرتبه از روزه اختصاص به انبیاء و صدیقین و مقرّبین دارد و ثمره این روزه نایل شدن به مشاهده جمال لقاى الهى است و رسیدن به چیزى كه هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده، و به خاطر احدى خطور نكرده است.
رشیدالدین میبدى در تفسیر گرانسنگ كشف الاسرار با بیانى لطیف این مرتبه از روزه را چنین بیان مىدارد: «روزه جوانمردان به زبان اهل حقیقت بشو و ثمره و سرانجام آن بدان، چنانكه تو تن را به روزهدارى و از طعام و شراب بازدارى ایشان دل را به روزه در آرند و از جمل ه مخلوقات باز دارند. تو از بامداد تا شبانگاه روزهدارى. ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند. میدان روزه تو یك روز است، میدان روزه ایشان یك عمر»
خواستههای ما در ادعیه ماه مبارك رمضان
ادعیه اسلامی، دریایی از معارف بلند است كه از زبان معصومین (علیهمالسلام) در این قالب بیان شده است. برای كسانی كه در پی ارتقای سطح خواستههای خویش از پیشگاه خدای متعالند، مناسب است كه در مضمون دعاها دقت بیشتری كنند. در این مطلب سعی شده که نگاهی اجمالی به خواستههای خود در ادعیه ماه مبارک رمضان داشته باشیم.
1ـ آمرزش خواهی
ماه رمضان طبق روایات بسیار و ادعیه، ماه آمرزش و مغفرت الهی است. به تناسب همین معنا بخش عمدهای از خواستههای ما در دعاها، طلب آمرزش از درگاه خداوند است و این كه از گناهان درگذرد و مبادا این ماه سپری شود و هم چنان بار گناهانِ نابخشوده برگردن ما سنگینی كند. از دعاهای هر شب این است: «اَعوذُ بجلال وجهك الكریم اَن ینقضی عنّی شهر رمضان...» این مضمون در بسیاری از دعاها و مناجات های این ماه دیده میشود و راستی هم بدون آن، انسان از بركات این ماه محروم میماند.
2-حج و زیارت خانه خدا
انجام حج و اعمال مناسك آن و تعظیم شعائر، زمینهای برای شمول مغفرتِ الهی است. در دعاهای متعدد این ماه، توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر خواسته شده است و چون شبهای قدر طبق خواستهها و عملهای ما و مشیت الهی، شبهای تعیین سرنوشت و مقدّرات است، با اصرار از خدا خواسته شده كه در مقدّرات حتمی این ماه، ناممان را جزء زائران بیت الله الحرام ثبت كند. در دعای هر شب است: «... و أنْ تَجْعَلَ لی فی عامی هذا إلی بَیتِكَ الحرامِ سَبیلاً حِجَّهً مَبروره ...».در دعای هر شب است(پس از دعای افتتاح): «... أن تَكْتُبَنی مِن حُجّاج بَیتكَ الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم ...».در اعمال شب نوزدهم است: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ ...».و موارد متعدد دیگر از جمله دعای پس از افتتاح.
3ـ شهادت طلبی
از ارزشهای مهم مكتبی، شهادت طلبی و آرزوی كشته شدن در راه خداست. امیرالمؤمنین علیه السلام هم سالها در انتظار فوز شهادت بود. شهادت طلبی مرحله والای وارستگی از تعلّقات دنیوی و دلبستگی به آخرت است. در اعمال مشترك ماه رمضان از جمله در دعایی این خواسته مطرح است: «أسئَلَك أن تَجْعَلَ وَفاتی قَتلاً فی سبیلك تَحتَ رایهِ نبیك مَعَ اولیائِك ...». از جمله در دعای دوازدهم از اعمال شبهای ماه رمضان بعد از دعای افتتاح میخوانیم: «وَ قَتْلاً فی سَبیلِكَ فَوِفِّق لَنا».
4ـ نجات از دوزخ و ورود به بهشت
در آخرت، سرانجامِ همه انسان ها روشن میشود. برنده كسی است كه با اعمالش، یا با برخورداری از غفران الهی از عذاب نجات یابد و بهشتی شود. درخواست نجات از جهنّم و برائت از آتش و هم چنین ورود به بهشت و برخورداری از انواع نعمت های الهی، از خواستههای دیگر مطرح در دعاهای این ماه است. از جمله در دعای پس از افتتاح میخوانیم: «و من ثمار مِنَ النّارِ فاكتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا...». در دعای پس از ابوحمزه ثمالی هم(یا عُدَّتی فی شِدَّتی...) این مضامین مطرح است.
5ـ نعمتهای دنیوی
اسلام، هم دنیای انسان را تأمین میكند و هم سعادت اخروی او را. در دعاهای این ماه، هم خواستههای معنوی و نیازهای اخروی مطرح است و هم خواستههای دنیوی و مادّی. و این جامعیت اسلام را میرساند. در دعای هر روز ماه «اللّهم اَدْخِل علی أهلِ القبور...» از جمله خواستههای ما بینیازی فقیران، سیری گرسنگان، پوشش بیجامگان، ادای قرض بدهكاران، گشایش برای گرفتاران، بازگشت غریبان، آزادی اسیران، اصلاح امور و شفای بیماریها مطرح است. در دعای شب بیست و سوم نیز، در كنار حج و زیارت، طول عمر و وسعت رزق خواسته شده است: «وَاجْعَل فیما تقضی و تُقّدر اَن تُطیلَ عُمری، تُوسِّعَ علی فی رِزقی». طول عمر در طاعت الهی و وسعت رزق از راه حلال، از بهترین خواستههای بندگان است.
6- اوصاف خدا و درس توحید
این محور نه به عنوان یك خواسته، بلكه به صورت توجّه دادن به اوصاف خداوند، در بیشتر دعاهای این ماه مطرح است. و درس توحید را از ادعیه منقوله میتوان آموخت. دعای جوشن كبیر، سراسر نامهای پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُ إنّی اَسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ...»، «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِك...»، دعای ششم از اعمال هر شب و روز ماه «یا ذَا الّذی كانَ قبلَ كُلِّ شیء...»، دعای هر روز و بعد از هر نماز «یا علی یا عظیم...» و دهها دعای دیگر، همه مبین اوصاف خداست و این كه او را چگونه باید بشناسیم هم چنین تسبیحات صدگانه پروردگار(دعایی با ده بخش كه هر كدام حاوی ده بار «سبحانَ» است) از جمله ادعیهای است كه صفات خدا را میشناساند.
7ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام)
محور دیگری كه در دعاها مطرح است توجه دادن به مقام، فضیلت، جایگاه و نقش ائمه و عترت پیامبرصلى الله علیه و آله است. یاد كرد پیوسته و همه روزه آنان، نوعی تجدید عهد با «ولایت» و پیوند با «اهل بیت» است. در دعای افتتاح یكایك معصومین یاد میشوند. و نیز در عمل سوم از اعمال روزه های ماه رمضان، یك به یك با القاب و مشخّصات و ویژگیهای ائمه اطهار نام برده شده است. این بخش از ادعیه نیز، تقویت كننده مبانی اعتقادی امامت و ولایت را تحكیم میكند و پیوند روحی با آنان را استوارتر میسازد.
8ـ نزول قرآن
ماه رمضان، ماه نزول قرآن است. به ویژه شب قدر كه به تصریح سوره قدر در این شب، قرآن نازل شده است. در دعاها نیز به این مضمون اشاره شده تا بندگان الهی به فضیلت ماه و وظایف عبادی در تلاوت كلام خدا بیشتر توجه كنند. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن ...». در دعای هر روز آمده است: «اللّهم هذا شهرُ رمضان الّذی أنزلتَ فیه القرآن...». در چندین دعای شب اول رمضان، در دعای قرآن بر سر گرفتن در شبهای قدر «اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ المُنْزَل فیه» و موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است. باشد كه مؤمنان، با قرآن بیشتر مأنوس باشند و از فیض تلاوت و تدبّر بهره مند شوند.
چرا مسافر روزهاش باطل است و نمازش شكسته؟!
چرا با وجود آثار مفید روزه، مسافران نمىتوانند روزه بگیرند؛ به ویژه آن كه فلسفه شكسته شدن نماز و بطلان روزه مسافر، تخفیف به حال اوست و در روایات از آن به هدیه الهى تعبیر شده است و در قرآن كریم، بعد از بیان این حكم مىفرماید: "اگر روزه بگیرند، براى آنان بهتر است."
روزه، ابعاد گوناگونى داشته، آثار مثبت فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان دارد. تلطیف روح، تقویت اراده، كنترل غرایز و تقلیل آنها، تقویت روحیه ایثار و نوعدوستى از مهمترین تأثیرات اخلاقى و تربیتى روزه است و علاوه بر آن كه روزه براى بیمارىهاى جسمى و روانى، آثار بهداشتى و درمانى فراوانى دارد، با وجود این، این آثار مخصوصاً در بعد معنوى و قرب الى الله، زمانى تحقق مىیابد كه این عبادت با شرایط آن صورت پذیرد كه از جمله این شرایط، در سفر نبودن است.
این كه چرا عبادت خداى متعال كه راه سعادت بشر است، مشروط به شرایط خاصى شده است و یا با پیشرفت و فناورى وسایل حمل و نقل، آیا هنوز این شرایط معتبر است یا نه و نیز تفسیر آیات روزه، موضوع بحث ماست.
پرسش 1. فلسفه شكسته شدن نماز چیست و چرا عبادت خداوند مشروط به شرایطى است؟
نماز شكسته از احكام امتنانى و تسهیلى خداوند براى مسافران است؛ اما این كه چرا براى عبادت خداوند، شرایطى مقرر شده است، توجه به نكات ذیل مفید است:
الف) تمام عبادات و شرایط آنها توقیفى و تعبدى است؛ یعنى، از سوى خداوند است و هیچ كس حق كاستى و افزودن به آن را ندارد؛ پس همه این شرایط، از سوى خداوند است.
ب) خداوند بهتر از هر كس مىداند كه راه وصول و تقرب به او چیست و چگونه مىتوان بهتر به او نزدیك شد و به سعادت و كمال رسید. بنابراین اگر او جزء و شرطى را قرار داده و یا چیزى را حذف كرده، بر اساس مصالحى است كه بسیارى از آنها فراتر از توان درك عقل بشرى است و تنها خداوند بدان آگاه است.
ج) عبادات به عنوان وسیلهاى براى نیل به كمال در نظر گرفته شده است؛ از این رو قرآن كریم مىفرماید: «یا أیها الذین آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ؛ اى انسانهاى مؤمن! با استعانت از نماز و روزه به خدا نزدیك شوید.» در همه اعمال عبادى، قصد قربت شرط است. گرچه نیت امرى است قلبى، ولى وقتى همان نیت را با عبارات و الفاظ بیان مىكنیم، مىگوییم: "قربة الى الله"، یعنى این عبادتها را به عنوان وسیلهاى براى تقرب به پیشگاه حضرت حق ـ تبارك و تعالى ـ انجام مىدهیم.
پس این عبادات، زمانى نقش وسیله تقرب به خدا را ایفا مىكنند كه با شرایط آن صورت گیرد. خداى متعال مىفرماید: نماز باید براى یاد من مىباشد (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِى) و در عین حال تذكر مىدهد كه «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى؛ در حال مستى نزدیك نماز نشوید»؛ زیرا چنین نمازى غفلتزدا و نزدیك كننده بشر به خدا نیست و نمازگزار با چنین حالتى حضور قلب ندارد و نمىداند كه چه مىكند. ازاینرو در ادامه همین آیه، در مقام تعلیل حكم مىفرماید: «حَتّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون.»
علت بسیارى از نابسامانىها در جوامع اسلامى، این است كه عبادتهاى مسلمانان روح ندارد و در حقیقت نماز و روزه بسیارى از آنان روح ندارد، وگرنه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» در حالى كه وجود بسیارى از مفاسد فردى و اجتماعى در جوامع اسلامى، غیرقابل انكار است (گرچه نسبت آن با آن چه كه در جوامع غیرالهى و غیردینى است به مراتب بسیار كمتر است).
آیةالله مصباح یزدى در این زمینه مىنویسد:
«ركن مهم همه عبادات، نیت و قصد قربت است و این ركن، مخصوص به نماز نیست؛ بلكه هر عمل عبادى، باید "قربة الى الله" انجام شود و داعى بر انجام آن اطاعت خدا باشد؛ چون پرستش با دل انسان بستگى دارد و به عبارت دیگر، عبادت از افعال و عناوین قصدى است. چنان كه هرگونه خم شدنى علامت تعظیم نیست؛ زیرا ممكن است به قصد مسخره كردن باشد، عبادت هم صرف حركات و سكنات یا اذكار و اوراد نیست؛ بلكه باید به خاطر اطاعت امر خدا باشد؛ پس نمازى كه براى تمرین و یاد گرفتن خوانده مىشود، یا براى ریا و خودنمایى یا از روى نفاق و ترس از مسلمانان یا جلب توجه ایشان، عبادت حقیقى نیست ... .»
شاید این پرسش مطرح شود كه چرا خداى متعال، تقرب به خودش را با صرف اقدام بندگان به یك عمل عبادى با هر شكل و قالب و شرایطى كه انجام شود، قرار نداده است؛ بلكه این تقرب با شرایط خاص حاصل مىشود؟ پاسخ آن ـ همان طور كه آیةالله مصباح یزدى نوشتهاند ـ این است:
«حكمت این كه خداى متعال خواسته است مردم از راه اسباب عادى به مقاصدشان برسند، این است كه در راه تحصیل اسباب، هزاران وسیله آزمایش و تكامل اختیارى براى انسانها پیش مىآید كه هرگز در گوشه مسجد و معبد حاصل نمىشود؛ چنان كه بارها گفته شد، غرض از آفریده شدن انسان در این جهان مادى، همان است كه با اختیار و انتخاب خود راه كمال را بپیماید و اساسا كمال حقیقى انسان، همان است كه از راه اختیار حاصل مىشود و انتخاب و اختیار، میدان عمل آزاد و راههاى متعدد و وسایل گوناگون آزمایش لازم دارد و هر قدر زمینه آزمایش بیشتر باشد، امكان تكامل انسانى بیشتر خواهد بود. این است كه خداى متعال به انسان امر فرموده به كار و كوشش و تلاش و فعالیت بپردازد تا در زمینههاى مختلف، آزمایش خود را بدهد، و كمال اختیارى خویش را به دست آورد (لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) وگرنه خداوند عاجز نبود كه روزى هر بندهاى را به وسیله مائده آسمانى نازل كند ...»؛ یعنى، كمال ما در گرو رفتارهاى اختیارى ماست و اختیارى بودن رفتار، متوقف بر این است كه گزینههاى مختلف باشد كه یكى از آنها صحیح یا بهترین باشد و همین كه یكى صحیح یا بهترین است، به این معناست كه شرط خاصى براى قبولى یا كمال آن عبادت گذاشتهایم.9
پرسش2. گرچه خداى متعال بر اساس آیات 183 و 184 سوره بقره، مىفرماید: «بر مسافر و مریض واجب نیست، ماه رمضان را روزه بگیرند، بلكه ایام دیگرى را روزه بگیرند؛ ولى در ادامه همان آیات مىفرماید: "روزه گرفتن بهتر است"؛ بنابراین، روزه بر انسان مسافر واجب نیست؛ نه این كه حرام باشد. حال حرام بودن روزه در سفر با آیه شریفه "وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ" چگونه قابل جمع است؟
قبل از هر جوابى توجه به آیات روزه براى فهمیدن حكم الهى ـ آن گونه كه منظور خداى متعال بوده ـ بسیار سودمند است.
تمام عبادات و شرایط آنها توقیفى و تعبدى است؛ یعنى، از سوى خداوند است و هیچ كس حق كاستى و افزودن به آن را ندارد؛ پس همه این شرایط، از سوى خداوند است
آیات روزه مسافر
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ أَیّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْكِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید! روزه بر شما نوشته شد؛ همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند، نوشته شد تا پرهیزگار شوید. چند روز معدودى را [باید روزه بدارید] و كسانى از شما كه بیمار یا مسافر باشند، روزهاى دیگرى را [به جاى آن روز بگیرند] و بر كسانى كه قدرتِ انجام آن را ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان) لازم است كفاره بدهند؛ مسكینى را اطعام كنند و كسى كه كار خیر را پذیرا شود، براى او بهتر است و روزه داشتن براى شما بهتر است؛ اگر بدانید. ماه رمضان است كه قرآن براى راهنمایى مردم و نشانههاى هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده، پس آن كس كه در ماه رمضان در حضر باشد (مسافر نباشد)، روزه بدارد و آن كس كه بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به جاى آن روزه بگیرد. خداوند راحتى شما را مىخواهد؛ نه زحمت شما را. هدف این است كه این روزها را تكمیل كنید و خدا را بر این كه شما را هدایت كرده، به عظمت یاد كنید. باشد كه از این نعمت بزرگ سپاسگزار گردید.»
پاسخ اول
الف) در این آیات شریفه، دو بار از روزه مریض و مسافر سخن به میان آمده است و در هر دو بار، خداوند متعال فرموده است: "آنان روزهاى دیگرى را به جاى آن، روزه بگیرند." از این صراحت و تكرار دو مرتبه، استفاده مىشود كه در این دو مورد، نباید روزه گرفت.
ب) معناى جمله "روزه گرفتن بهتر است"، چنین مىشود: اگر انسان از مسافرت كردن صرف نظر كرده و با میل و رغبت (تطوّع) روزه بگیرد، كار خوبى انجام داده و روزه گرفتن برایش بهتر است. از این رو، فقها فتوا دادهاند كه مسافرت در ماه رمضان ـ گرچه حرام نیست ـ مكروه است؛ یعنى، باعث مىشود كه انسان از فیض الهى روزه محروم بماند.
ج) همچنین نسبت به جمله "عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" باید گفت مىدانیم كه یكى از شرایط ثبوت تكالیف الهى وسع (قدرت داشتن) مكلف است و اگر كسى بر انجام دادن تكلیفى وسع (قدرت) نداشته باشد، تكلیف از او ساقط است؛ اما اگر قدرت كمى داشته باشد كه تكلیف را بتواند با سختى و مشقت فراوان انجام دهد، از آن، تعبیر به داشتن "طاقت" مىشود؛ مانند روزه گرفتن اشخاص پیر و یا كسانى كه بیمارى عطش دارند كه در این صورت، اصل تكلیف ساقط نیست؛ بلكه خداوند براى این دسته نیز تخفیف قائل شده و اجازه فرموده است كه آنان نیز افطار كنند؛ ولى به جاى روزه هر روز، فدیه بدهند؛ یعنى، ده سیر طعام به فقیر بدهند و اگر دو برابر آن را بدهند، براى آنها بهتر است و در صورت تحمل مشقت، روزه داشتن برایشان بهتر است.
پاسخ دوم
معناى "
وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ"، چنین مىشود: آن روزهاى كه خداوند متعال بر شما واجب كرده و شما را بدان اختصاص داده است [و آن را در حال سفر و مرض از شما برداشته است]، آن روزه به خیرو صلاح شماست؛ اگر بدانید و به عبارت، دیگر جمله "روزه گرفتن براى شما بهتر است"، به اصل دستور روزه بر مىگردد؛ نه به مواردى كه استثنا شده است.
پاسخ سوم
آن چه این استفاده كه "روزه گرفتن در سفر بهتر است" را خدشهدار مىكند، فتواى برخى از علماى اهل سنت مبنى بر این است كه افطار كردن در سفر بهتر از روزه گرفتن است؛ یعنى، این مسئله حتى در میان علماى اهل سنت هم مورد اتفاق نیست كه روزه در سفر بهتر است.
پاسخ چهارم
علماى اهل سنت با استفاده از روایاتى كه در اختیارشان هست، بالاتفاق به جواز افطار در سفر (با شرایطش) فتوا دادهاند و اختلاف آنان فقط در این است كه آیا افطار و عدم افطار مساوى است یا افطار در سفر افضل و برتر است و یا این كه روزه گرفتن در سفر افضل و برتر است. برخى بر افضلیت افطار و گروهى بر افضلیت عدم افطار فتوا دادهاند.
از طرف دیگر تمامى فقهاى شیعه ـ با استفاده از روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام ـ بالاتفاق
فتوا دادهاند كه روزه در سفر (با شرایطش) حرام است و افطار عزیمت است؛ نه رخصت؛ یعنى، باید حتما افطار كنند؛ نه این كه مىتوانند افطار كنند و یا روزه بگیرند. در این جا اگر مسلمانى بخواهد روش مطمئنى را در مقام عمل در پیش بگیرد، چه باید بكند؟ آیا غیر از این است كه باید در سفر (با شرایطش) روزه نگیرد و افطار نماید؟ هیچ عالمى نیست كه روزه در سفر را با آن شرایط خاص، واجب بداند؛ ولى از این طرف، عدهاى از علماى مسلمان آن را حرام و عدهاى افطار را بهتر مىدانند.
پرسش3. این كه اسلام دستور داده كه مسافر نماز چهار ركعتىاش را دو ركعتى بخواند و روزهاش را افطار نماید، مربوط به زمانى است كه سفرها طولانى و با مشقت بوده است؛ اما در این زمان با توسعه فناورى و پیدایش وسایل پیشرفته و سفرهاى راحت، این دستور چرا اجرا مىگردد؟
اگر واقعا علت تامه قصر (شكسته) خواندنِ نمازهاى چهارركعتى و نگرفتن روزه در سفر، همان باشد كه در سؤال آمده است، باید چنین باشد؛ ولى با یك بررسى اجمالى روشن مىشود كه چنین چیزى صحیح نیست؛ زیرا اگر این حرف صحیح باشد، باید تمامى سفرهاى با مشقت و طولانى، مشمول چنین حكمى باشند و حال آن كه به طور مثال در سفر معصیت ـ هر چند هم با مشقت و طولانى باشد ـ باید نماز تمام خوانده و روزه گرفته شود.
همچنین باید هر چه سفر طولانىتر و با مشقتتر باشد، تخفیف بیشتر باشد و حال آن كه مشاهده مىشود كسى كه شغلش مسافرت است و دائما سفر مىكند، باید نمازش را تمام بخواند و روزهاش را نیز بگیرد.
خلاصه این كه یكى از حكمتهاى این حكم، تخفیف است و این تخفیف یك هدیه الهى است كه شامل برخى از مسافران مىشودو لزوما و در تمام موارد، ربطى به طولانى بودن ومشقت داشتن سفر ندارد و معمولاً سفر خسته كننده و ملال آور است.
پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله مىفرماید: "ان الله تعالى وضع عن المسافر الصوم و شطر الصلاة؛ خداوند متعال، روزه و مقدارى از نماز را از مسافر برداشته است" و همین تعبیر وضع، یعنى، بارى را از دوش این افراد برداشت و چون این حكم امتنانى است و یكى از حكمتهاى تخفیف است و علت تامه (اصلى) قصر نماز و بطلان روزه تخفیف نیست و از این جهت، در مواردى كه به هر دلیلى خستگى یا مشقت نباشد، این حكم منتفى نمىشود.
امام صادق علیهالسلام از پدران خود و آنان از رسول خدا صلىاللهعلیهوآله نقل كردهاند كه: "انّ الله اهدى الىَّ و الى امتى هدیة لم یهدها الى احد من الامم كرامة من الله لنا، قالوا و ماذاك یا رسول الله" قال: الافطار فى السفر و التقصیر فى الصلاة. فمن لم یفعل ذلك، فقد رد على الله عزوجل هدیته؛ خداوند متعال هدیهاى به من و امتم كرامت فرموده كه به امتهاى گذشته نداده است. عرض كردند: آن هدیه چیست؟ فرمود: اجازه افطار روزه و نصف شدن نماز [نمازهاى چهار ركعتى] در مسافرت؛ پس هر كسى چنین نكند، هدیه خداوند را رد كرده است?.
حضرت على علیهالسلام مىفرماید: "من قصر الصلاة فى السفر و افطر، فقد قبل تخفیف الله عزّوجل و كملت صلاتُهُ؛هر كس نماز را در مسافرت شكسته بخواند و روزهاش را افطار كند، تخفیف [و هدیه] خداوند را پذیرفته و نمازش كامل است."
براى این كه به این پرسش بهتر پاسخ دهیم، توجه شما را به چند نكته جلب مىكنیم:
1. گرچه این روزها، وسایل نقلیه و ابزار مسافرت با گذشته فرق كرده است، ولى در عین حال، هم اكنون نیز مسافرت داراى محذورات زیادى است. شما اگر به تجربه خودتان مراجعه كنید، ملاحظه خواهید كرد كه اصولاً در سفر ـ به ویژه در میان راه ـ آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ویژه آن كه در سفر با وسایل سریع، دغدغهها بسیار زیاد و فرصت اندك است. بنابراین، با توجه به مشكلات زیاد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر صادر شده است.
2. خستگى ناشى از طى مسافت ـ كه طبعا با وسایل نقلیه در روزگاران گذشته دشوارتر بود ـ یكى از حكمتهاى مهم قصر نماز است و نه آن كه علت تامه (اصلى) باشد. نه در روایتى و نه به هیچ دلیل عقلى ما دسترسى پیدا نكردیم كه دلیل قصر، منحصراً همین امر بوده است تا اشكال مذكور وارد باشد.
3. روایاتى كه بیانگر قصر نماز مسافر است، بر دو دسته است:
الف) ملاك قصر را "مانیة فراسخ" (هشت فرسخ) رفت و برگشت مىداند.
ب) ملاك قصر نماز مسافر را "مسیرة یوم" (مسیر یك روز) مىداند.
مشهور فقیهان ـ بلكه اجماع فقها ـ به روایات "ثمانیة فراسخ" تمسك كردهاند و روایات "مسیرة یوم" را حمل نمودهاند بر این كه در زمانهاى قدیم، یك روز مسافرت، با هشت فرسخ مساوى بوده است و نظر به این كه "مسیرة یوم" یك روز مسافرت با "ثمانیة فراسخ" منطبق بوده است؛ در احادیث معصومان، گاهى ملاك شكسته شدن نماز با عنوان 8 فرسخ بیان شده است و گاهى با عنوان یك روز مسافرت.
به عبارت دیگر، "مسیرة یوم" عنوان مشیر است نه عنوان وصفى.
4. مسافر به كسى مىگویند كه از وطن خویش خارج شده است و خروج از وطن، اصل و اساس در مسافرت است؛ یعنى، اگر كسى از وطن خویش خارج نشود، دیگر مسافر نیست. زمان معرِّف و نشانه مسافرت است؛ نه اصل مسافرت و به همین جهت در عرف، مسافر به كسى مىگویند كه از منزل خارج شده، قصد هشت فرسخ را دارد.
جمع بندى
نظر به این كه از منظر مشهور فقیهان، موضوع قصر نماز، "مسیرة یوم" نیست؛ بلكه "ثمانیة فراسخ" (8 فرسخ) است، دیگر شبهه این كه مسافرت در گذشته با اسب و شتر بوده و امروزه ممكن است با هواپیما باشد و كمتر از یك ساعت طول بكشد و حكم مسافر شرعى را ندارد، وارد نیست؛ زیرا این اشكال در صورتى وارد است كه موضوع قصر نماز "مسیرة یوم" (یك روز كامل) باشد و نه هشت فرسخ؛ در حالى كه از روایات استفاده مىشود كه موضوع قصر نماز هشت فرسخ است و نه "مسیرة یوم". بنابراین، حكم نماز شكسته ـ كه در فقه مطرح شده است ـ براى زمان حال و آینده نیز، مانند گذشته صادق است.
آثار و بركات روزه
چنانكه گفتیم حقیقت روزه تقواى همه جانبه است و هر كه به تقوا دست پیدا كند به ثمرات دنیوى و اخروى فراوانى كه قرآن و روایات به طور گسترده بدان اشاره كردند دست مىیابد. اما براى آنكه از كلى گویى خارج شده و به طور خاص به ثمرات تقواى ناشى از روزه نایل شو یم به بخشى از آن اشاره مىكنیم.
در یك تقسیم بندى كلى - هر چند بعضى عناوین قابل تداخل در یكدیگرند - بخشى از آثار روزه را مىتوان به آثار فردى و آثار اجتماعى تقسیم كرد.
آثار فردى
1) تقویت مكارم اخلاقى: ماه مبارك رمضان ماه ایجاد و تقویت بسیارى از ملكات اخلاقى است كه آدمى مىتواند با نهادینه كردن و درونى كردن این ملكات، راه خود را براى حركت در این مسیر در ماههاى بعد فراهم سازد. تقویت اراده و رسیدن به حریت و آزادگى اولین ثمره روزه است. انسانى كه در ماههاى دیگر به محض اراده خوردن و آشامیدن و دیدن شنیدن و گفتن هر چیز به انجام آن قادر بود. در این ماه با سختى فراوان باید مانع این همه شود. چنین كنترلى روح را از بند شهوات آزاد مىكند و اراده آدمى را تقویت مىنماید. تقویت ارادهاى كه مىتواند سرآغاز ارادههاى بزرگتر و پولادینتر گردد.
مبناى انسانیت بر تزكیه نفس و مبناى تزكیه نفس بر تقویت اراده است، روزهدار در این ماه با تقویت اراده، قواى جسمى حیوانى را كه در دیگر ماهها قدرتمند شده بودند ضعیف مىكند و قواى ضعیف شده روحانى را تقویت مىكند بگونهاى كه برخواستههاى شهوانى غلبه كند و این مبدأ و مقصد خودسازى است.
تقویت اراده امكان صبر بر نعمت و معصیت و مصیبت را به آدمى عطا مىكند به گونهاى كه تمامى حالات، روحیات، گفتارها و كردارهاى او در راستاى رضاى الهى قرار مىگیرد و به مقام صابران كه در قرآن بشارت الهى را به همراه دارد نایل مىشود. در روایات رسیدن به مقام صب ر از جمله حكمتهاى روزه معرفى شده است.
در حدیثى از پیامبر(ص) نصف روزه «صبر» شمرده شده: «الصّیام نصفه الصبر»
حاصل این ملكات اخلاقى رسیدن به اخلاص است و اخلاص آدمى را همرنگ خداوند مىسازد و او را آینه صفات و اسماء الهى مىنماید: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً».
از حضرت فاطمه(س) در زمینه نقش روزه در اخلاص نقل شده كه: «خداوند روزه را به خاطر تثبیت اخلاص واجب فرموده است».
2) آسایش دنیوى و اخروى: روزه علاوه بر رشد فضایل اخلاقى نقش بسزایى در آسایش دنیوى انسان چه در امور مادى و چه در امور معنوى دارد كه در زیر به آن مىپردازیم.
روزه، شدّت شهوت را فرو مىنشاند. بسیارى از لغزشهاى آدمى در زندگى ناشى از شهوات جنسى است بویژه اینكه جوانان در دوران تجرد با این معضل روبرویند از این رو در روایات به نقش روزه در مهار این قوه حساس اشاره شده است: در روایتى از پیامبر اكرم آمده است كه: «بر شما باد به روزه گرفتن كه آن رگها را مىبُرد (شهوت را كم مىكند) و سرمستى را مىبَرد.»
الف) آثار مادى روزه:
یكى از فواید بسیار مهم روزه مسأله بهداشت جسمى روزهدار است. بدن پس از یك سال سوخت و ساز و فعالیت مداوم فرصت استراحتى پیدا مىكند تا نیروى تازهاى بگیرد و از سوى دیگر ذخایر چربى كه زیانهاى فراوانى بر بدن دارد تحلیل رفته و كاسته مىش ود. پیامبر اكرم(ص) با جملهاى ساده و كوتاه كه در بر دارنده تمامى منافع طبّى روزه است بر این مهم تأكید كرده مىفرماید: «صوموا تصحّوا؛ روزه بگیرید تا سالم بمانید.» نظر به آنكه این بُعد از روزه در میان دانشمندان، زیاد مورد توجه بوده و درباره آن بحث شده به همین مقدار كفایت مىكنیم.
اثر دوم اینكه روزه، شدّت شهوت را فرو مىنشاند. بسیارى از لغزشهاى آدمى در زندگى ناشى از شهوات جنسى است بویژه اینكه جوانان در دوران تجرد با این معضل روبرویند از این رو در روایات به نقش روزه در مهار این قوه حساس اشاره شده است:
در روایتى از پیامبر اكرم آمده است كه: «بر شما باد به روزه گرفتن كه آن رگها را مىبُرد (شهوت را كم مىكند) و سرمستى را مىبَرد.»
اثر سوم از آثار مادى روزه، نظم اقتصادى و معیشتى روزهدار است. رعایت حد اعتدال در خوردن و آشامیدن به كم شدن بخشى از خواستههاى جسمى و در نهایت به بهبود وضع مادى روزهدار و میانهروى او در زندگى كمك مىكند.(9) علاوه بر آن چون اعضاى خانواده به مدت یكماه در وقت افطار و سحر به طور منظم بر سر سفره حاضر مىشوند تداوم این عمل سبب تقویت نظم در خانواده مىگردد.
ب) آثار معنوى:
بالاتر از آثار مادى روزه، آثار گسترده معنوى آن است،گذشته از آنچه در بحث از تقویت ملكات اخلاقى گفته شد روزه باعث دور شدن شیطان، رهایى از آتش جهنم، بخشش گناهان، آرامش روحى، استجابت دعا، رسیدن به یقین و معرفت و پاداش فراوان اخروى براى روزهدار مىگردد كه هر یك از این فواید بطور گسترده، در روایات مورد توجه قرار گرفته است.
آثار اجتماعى روزه
روزه اگر با رعایت آداب لازم و توجه به توصیههاى ارایه شده توسط معصومین صورت بگیرد فواید جمعى فراوانى به همراه دارد كه به طور خلاصه به بخشى از آنها اشاره مىكنیم.
1) مواسات و همدردى با بینوایان: تحمل تشنگى و گرسنگى هر چند مدت اندكى باشد آدمى را به یاد بینوایان مىاندازد و روحیه شفقت و مهربانى و كمك به همنوع و بذل و بخشش و سخاوت و در نهایت تواضع و فروتنى نسبت به دیگران بویژه كسانى كه از حیث معیشتى در سطح پایینترى قرار دارند را در وجود انسان زنده مىكند. امام حسن عسگرى(ع) در پاسخ به پرسش از علت واجب شدن روزه فرمودند: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتیجه به مستمندان كمك كند».
2) ایجاد امنیت اجتماعى: روزهدار براى هدر نرفتن نتیجه گرسنگى و تشنگى كوشش مىكند حداقل در ماه رمضان بخشى از گناهان خود را ترك كند بویژه كه این گناهان مىتواند مربوط به حوزه زندگى اجتماعى باشد. آمارهایى كه همواره توسط مقامات انتظامى درباره كاهش روند جرم و جنایت در ماه رمضان منتشر مىشود بهترین دلیل بر این مسأله است.
3) استحكام پیوندهاى خانوادگى: از جمله وظایف مؤمن روزهدار آن است كه در این ماه در اخلاق فردى و اجتماعى خود تجدید نظر كند «احترام به سالمندان، ترحم بر كوچك و بزرگ، صله ارحام و افطار دادن» تنها بخشى از توصیههاى پیامبر در خطبهاى است كه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد كردند و در آن وظایف روزهدار و فضایل روزه را بر شمردند. با دقت در این توصیهها اصلاح روح حاكم بر پیوندهاى اجتماعى روزهدار به وضوح مشاهده مىگردد.
با امید به آنكه بتوانیم از این ماه پر بركت كمال استفاده را نماییم.
رمضان، فصل رهایی از شهوت و شکم
اگر وجود خود را به زمینى تشبیه کنیم، تهذیب نفس و اخلاق، همچونزدودن علف هاى هرزه و شاخ و برگ هاى آفت گرفته از مزرعه و باغ زندگىاست. آراستگى به کمالات معنوى نیز، مثل شکفتن غنچه و به برگ و بارنشستن آن است. دریغ از غنچهاى که نشکفته پرپر شود، و... شاخهاى که به بار ننشسته، بشکند! گاهى موعظه و حکمت، بذر این «مزرعه وجود» است، گاهى تنبه و بیدارى، زمینه ساز شکفتن «گل کمال» است،
گاهى قرار گرفتن در مدار یک روح قوى و جاذبه عرفانى، انسان را بالامىکشد و از خاک به افلاک مىبرد. گاهى هم، مجلس و محفل با شور و حالى، فطرت را گرم و روشن و شکوفا مىسازد و انس با خدا را فراهم مىآورد.
«رمضان»، مجموعهاى از همه این زمینهها و عوامل و فرصتى براىشکفتن است. هم بهار قرآن و موسم نیایش و راز و نیاز است، هم فصل حضور در میعادگاههاى معنویتبار مساجد و نمازها ومجالس قرائت و دعا و حال و حضور و احیاست، هم موسم نشستن بر مائده تقوا و عفاف و بهرهمندى از ضیافتخدا وقرآن است،
هم ذخیره سازى عمل صالح و حسنات، و هم زدودن آثار سیئات و توبهاز گناهان و پاکى از رذایل.
اگر تلاش در مسیر «خودسازى»، تکلیف مادام العمر هر یک از ماست،این وظیفه در «ماه خدا» دو چندان مىشود و رها شدگان از دام ابلیس و نجات یافتگان از چنگ عادات زشت و زندان «هواى نفس» نیز در اینموسم خدایى بیش از فرصت ها و مناسبت هاى دیگرند.
«جوان»، در مناسبترین دوران عمر خویش است، تا جلوههاى ملکوترا در زندگى نشان دهد و در پى ره یافتگان سلوک و نوشندگان از چشمه«توبه و تزکیه» رود.و... «رمضان»، بهترین فرصتبراى شکوفایى است.
«خودسازى» براى جوان، که در فصل شکلگیرى شخصیت انسانىخویش است، یک «ارزش» است.
رمضان، الگویى براى جوانان است، تا در سایه آن به «چگونه بودن» و«چگونه زیستن» مورد نظر مکتب، دستیابند.
الگو، همیشه شخص نیست، گاهى هم یک «برنامه» است.
روزه و رمضان، یک برنامه الگو براى جوانان است، که هم «نظم دقیق»در زندگى را مىآموزد، هم «سحر خیزى» و نشاط سحرگاهى را تمرینمىدهد، هم سلامتى جسمى را تضمین مىکند، هم مشارکت در کارهاىخیر و همراهى با سحر خیزان با صفا را دارد، هم توبه و دعا و نیایش و انسبا قرآن و حضور در مجالس قرآن و دینشناسى و آموختن احکام را واردزندگى انسان مىکند.
در رمضان، بیش از اوقات دیگر، روزهدار در پى عمل «طبق وظیفه» ومراعات «صحت عمل» و «درستى عبادت» است. رمضان یک الگو و سرمشق است، براى اینکه ثابت کند «مىشود».
آرى، مىشود بر نفس اماره غلبه کرد، مىتوان حرص و آز و شهوت رامهار زد، مىشود به خاطر «خدا»، از خواستههاى «خود»، چشم پوشید،مىشود با تقویت اراده و تصمیم جدى، حتى ساعتى پیش از اذان صبحبیدار شد و با شب و سحر و ستاره و افق و اذان و نماز اول وقت، انس گرفت. رمضان تمرینى براى «مىتوان» و دلیلى براى اثبات «مىشود» است.
از امساک این ماه و معنویت این فصل، توشه و الگویى براى همه سالبگیریم و درسها را تکرار کنیم.
اینگونه، رمضان را به «الگوى معنوى» تبدیل کنیم.
«رمضان»، بهار معنویت و عرفان و موسم بازگشتبه سرشت پاک وفطرت خدایى و پر گشودن در فضاى نیایش و عبودیت و شکوفایى گلرحمت در بوستان جان است. روزه، آزمون سراسرى «اخلاص» بندگان است.
آنان که طول سال، در اسارت «شکم» و «شهوت»اند و همواره اسیر«نفس» و گرفتار «مادیات» اند، در این فصل از دام نفسانیات رها مىشوندو از کمند «تعلقات» آزاد مىگردند.
مىگویید نه؟ سرى به منزلگاه دلتان در صبح و شام رمضان بزنید.مىبینید که پاکیزهتر از روزهاى دیگر و منزهتر از حالات دیگر است. روزه، رهاننده انسان از «خود» و رساننده او به «خدا»ست.
این را دعاهاى «افتتاح» و «سحر» و «ابو حمزه» مىگوید، و سحرهاىپر برکت و سرشار از نور و افطارهاى آمیخته به معنویت و جلسات دعا وقرائت قرآن و زمزمه و نیایش و شبهاى احیاء و «لیلة القدر». کیست که بر سفره مولا بنشیند و گرسنه برخیزد؟! مگر نه اینکه این ماه«ضیافة الله» با مغفرت هاى الهى و نفحات رحمانى گره خورده است؟
حتى آنان که «اطعام» مىکنند و اهل «احسان» اند، به نوا مىرسند و نوایشان همان دستیافتن به رتبه والاى «قبول» است.
رمضان، ضیافت نور و «مائده تقوا» و دعوتى استبه باز یافتن «خودگمشده».
دریغ، اگر از این مهمانى، تهیدستبر گردیم! دمسازى با فرشتگان رحمت از یک سو، همنوایى با بینوایان و مساکیناز سوى دیگر و یادآورى عطش و گرسنگى روز رستاخیز از دیگر سو، بهرمضان و روزه، مایه «ذکر» مىبخشد و در سایه این «یاد»، روزه دار ازغفلت مىرهد.
گاهى وارد کردن یک «شوک»، انسان را تکان مىدهد و حس و حرکتىجدید، پدید مىآورد.
وقتى روزه مىگیرى، «گرسنگى» را لمس و حس مىکنى. نه آن گرسنگى که هر روز، وقت ظهر و شام، به تو دست مىدهد و چندلحظه بعد، سر سفره یا کنار میز غذا مىنشینى و خود را سیر مىکنى، بلکه چشیدن ساعت هاى مدید گرسنگى و اینکه مجبورى تحمل کنى و نمىتوانى خواسته دل و اشتهاى درونت را فورى پاسخ دهى. محروم نیستى، ولى محرومیت مىکشى.
اما کسانى هم هستند که مدام در محرومیت اند و از غذایى چرب و گرم،بىنصیب! آیا در روزهاى رمضان، به یاد رنج پیوسته آنان مىافتى؟ یا آنکههنگام سحر، آن قدر ذخیره سازى مىکنى که تا غروب، گرسنه نشوى وسطرى از رنجنامه «بینوایان» را نخوانى؟!
اگر روزهات نتواند «حس همدردى» تو را بیدار کند و تو را به یاد فقرایىبیندازد که سفرهشان خالى و جیبشان تهى است، پس چه امساک و صوم و رمضانى؟...
آیا شده است که روزى جمعى را براى «افطار» سر سفرهات بنشانى کهبینوا و تهیدستاند، نه فقط آنان که وضعشان خوب است و اگر به خانه توهم نیایند، افطار خانه خودشان رو به راه است؟
یک چشم بگردان، میان فامیل، دوستان، همسایگان، همنوعان، آیاچنین کسانى را مىشناسى که دعوت کنى و سر سفره کرم و بزرگوارىخودت بنشانى و از سیر کردن شکمهاى گرسنه، لذت ببرى؟ براى اهل دل، «غذا دادن» بیش از «غذا خوردن» لذت بخش است.
روزه در عصر اضطراب
یكى از تعالیم بسیار شگفتانگیز اسلام كه جنبههاى گوناگون آثار و بركات آن به تدریج براى بشر آشكار مىشود، وجوب یك ماهه «روزه» با آداب و شرایط خاص است كه هر ساله مسلمانان از فواید جسمى، روحى و روانى، و اجتماعى آن بهره مند مىشوند.
در آیات و روایات و متون اسلامى به برخى از آثار روزه، تحت عنوان علت یا حكمت وجوب روزه اشاره شده است. در اینجا پس از نقل چند روایت مشهور كه به تأثیر روزه درسلامت روانى انسان اشاره دارد، به معرفى سه عامل عمده ناراحتىهاى روانى شایع در جامعه امروز (اضطراب، وسواس و افسردگى) و بیان چگونگى تأثیر روزه در درمان یا پیشگیرى از موارد مذكور مىپردازیم.
روایات
1. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید: اگر دوست دارى كه ناآرامى سینهات كاهش یابد، ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه بگیر.
2. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرماید: روزه ماه رمضان و سه روز روزه در هر ماه، ناآرامى سینه را از بین مىبرد.
3. حضرت علی(علیهالسلام) روزه سه روز در هر ماه، پنج شنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط ماه و روزه ماه شعبان، وسوسه سینه و پریشانىهاى دل را مىبرد.
مسئله اضطراب
از نگاه روانشناسان، اضطراب در حد معقول و عادى آن كه در همه افراد وجود دارد، نه تنها مضرّ نیست، بلكه مىتواند موجب احساس مسئولیت، جدّى بودن در كار، بروز مكانیزمهاى سازش روانى و خلاقیت گردد. آنچه معمولاً از شنیدن واژه اضطراب به ذهن مىآید، نوع بیمارى اضطراب است كه بیش از حد و مداوم است و با از بین بردن امكانات روانى فرد، موجب ناكامى و درماندگى وى و ایجاد اختلالهاى گوناگون مىشود. مهمترین عاملى كه براساس نظریه تحلیل روانى، علت همه بیمارىهاى روانى محسوب مىشود، همین اضطراب است.
برخى، قرن گذشته را قرن اضطراب و تنیدگى نامیدهاند. امّا در قرن بیست و یكم نیز همچنان توجه به معنویات جاى خود را به رقابتهاى افراطى و جلوههاى خیره كننده زندگى صنعتى داده و اضطراب بشر كنونى را عمیقتر ساخته است؛ تغییرات سریع اجتماعى، از دست دادن ارزشها و اعتقادات سنتى، و از همه مهمتر سست شدن اعتقادات و نداشتن دین و ایمان تسلى بخش كه همگى مىتواند پشتیبان و حامى بشر در برابر مسائل و مشكلات باشد، اضطراب و ناراحتى بشر را افزایش داده است.
روزه و كاهش اضطراب
افراد متدیّن، به شهادت آزمونهاى تجربى
و تجارب فردى، فشارهاى روانى و اضطرابهاى كمترى را در زندگى تحمل مىكنند؛ دینداران هم به لحاظ نوع نگرش منسجم و عاقبت نگرانهاى كه نسبت به زندگى و مرگ دارند، و هم به دلیل آنكه از حمایت اجتماعى و روانى صمیمانهترى در جامعه مذهبى خود برخوردار مىشوند، توانایى روانى بیشترى در مقابله با ناگوارىها و مشكلات زندگى از خود نشان مىدهند.
نقش امید به آینده و اعتقاد به عادلانه وهدفمند بودن نظام خلقت، در جلوگیرى از بسیارى بدبینىها و ناامیدىهاى شدید كه گریبانگیر افراد و جوامع غیر دینى است، انكار ناپذیر است. مفاهیم و آموزههاى دینى، همچون توكل، تقدیر الهى و... فرد دیندار را در دو راهىها و تصمیمگیرىهاى مشكل، از استرسها و اضطرابهاى بیمارىزا دور نگه مىدارد.
علاوه بر این، تأثیر هر یك از اعمال عبادى از قبیل نماز، روزه، حج و... در تقویت اراده و بالا بردن سطح اعتماد به نفس، و در نتیجه حفظ آرامش و سلامت روانى فرد و جامعه قابل توجّه است. امّا اینكه چگونه روزه به صورت خاص، در كاهش اضطراب و ناراحتىهاى درونى فرد تأثیر گذار است، به تحقیقات مستقل نیاز دارد.
وسواس چیست؟
یكى از بیمارىهاى رایج كه در ادبیات روانشناسى امروز، از اختلالات اضطرابى به شمار مىآید، وسواس فكرى و عملى است، وسواسهاى فكرى شامل اندیشهها، تكانهها، و عقاید ناخواسته و مداومى هستند كه شخص احساس مىكند، نمىتواند از آنها دورى كند، اما وسواسهاى عملى رفتارهاى آشكارا نامعقولى را در بر مىگیرد كه به صورتى ثابت و تكرارىانجام مىشوند.
در مواردى كه فرد تشخیص مىدهد وسواسهاى فكرى و عملى غیر منطقى هستند، ممكن است تمایل یا كوشش براى مقاومت در برابر آنها داشته باشد، [امّا] هنگام تلاش براى پیشگیرى از یك وسواس عملى، فرد ممكن است احساس اضطراب یا تنش شدید داشته باشد كه غالباً با تسلیم در برابر وسواس عملى از آن رها مىشود.
روزه و درمان وسواس
براى درمان وسواسهاى فكرى و عملى، شیوههاى متعددى چون دارو درمانى (كه تنها مىتواند به طور موقت و براى زمینهسازى درمان اصلى مورد استفاده قرار گیرد)، روان درمانىهاى شناختى، روان تحلیلى و... ارائه شده است. در اینجا مىتوان تأثیر روزه در مقابله با بروز یا پیشرفت وسواس را از دو جهت مورد ملاحظه قرار داد:
1. كاهش اضطراب
بسیارى از وسواسها در نتیجه استقرار اضطرابى مزمن در روان فرد پدید مىآید و تشدید مىشود؛ حال با توجه به نقش دیندارى و به خصوص اعمال عبادى در كاهش اضطرابها ـ چنان كه ذكر شد ـ مىتوان از روزهدارى، این انتظار را داشت كه تأثیر مثبتى بر كاهش یا پیشگیرى از وسواسها داشته باشد؛ البته كشف تجربى تأثیر روزهدارى بر كاهش وسواس، به تحقیق آزمایشى مستقل نیاز دارد.
2. تقویت اراده
همانطور كه در توضیح اختلال وسواس گفته شد، یكى از عوامل اصلى در تداوم عمل وسواسى، ناتوانى فرد در مقابله و مقاومت در برابر اضطراب ناشى از ترك عمل وسواسى خویش است؛ به گونهاى كه فرد تصور مىكند، هیچ گاه نمىتواند آن را ترك نماید؛ بنابراین، به هر طریق كه ممكن است قدرت اراده و اعتماد به نفس شخص را تقویت نمود، مىتوان به درمان واقعى و اساسى وسواس كمك نمود.
در فرهنگهاى مختلف، عناصرى وجود دارد كه مىتواند با فراهم آوردن زمینههاى مناسب، به شكوفایى و تقویت نیروىاراده كمك كند، یا با از بین بردن زمینههاى مناسب و ایجاد شرایط محیطى نامناسب، رشد و شكوفایى آن را به تأخیر بیندازد. این عناصر فرهنگى به شكل برنامههاى تربیتى، دستورالعملهاى اخلاقى و حقوقى، و آداب و رسوم اجتماعى، در جوامع مختلف به صورتهاى گوناگون ظهور مىیابد.
فرهنگ اسلام مشحون از مباحث نظرى و برنامههاى تربیتى و اخلاقى است كه بر محور اختیار و اراده انسان استوار است؛ به علاوه بعضى فرایض مذهبى چون روزه كه ماهیت آنها خوددارى از ارضاى فورى برخى تمایلات و نیازهاى سطح پایین است، به تقویت این نیرو كمك مىرساند. روزهدارى را مىتوان به عنوان یك روش روان درمانى از نوع رفتار درمانىقلمداد كرد كه براى تقویت اراده و ایجاد تغییر در رفتارها، روش تمرین عملى روزانه در طى یك برنامه مستمر یك ماهه را بكار گرفته است.
افسردگىها
اختلالات افسردگى از جمله شایعترین اختلالات روانى است كه در بیماران به صورتهاى مختلف با شدّت و ضعف وجود دارد؛ اختلالات مهم افسردگى را مىتوان به دو نوع زیر تقسیم نمود:
1. افسردگى شدید؛ افرادى كه دستخوش یك یا چند حمله افسردگى عمیق، بدون وجود حملههاى مانى مىشوند، تحت عنوان افسردگى شدید معرفى شدهاند. به نحوى كه تخمین زده شده است، درصد بالایى از بیماران روانى بسترى نشده در بیمارستان را بیماران افسرده [شدید] تشكیل مىدهند. از مهمترین نشانههاى افسردگى شدید، به بىخوابىشدید، كاهش سطح انگیزه و انرژى، احساس بىارزشى، مشكل در تفكر و تمركز، احساس مداوم اندوه و ناامیدى و... است.
2. افسردگى دوقطبى: اختلال افسردگى دو قطبى بر اساس نامى كه براى آن انتخاب شده است، هم شامل حمله "مانى" و هم حملات افسردگى است. حمله مانى نوعى تغییر خلق ناگهانى است؛ به طورى كه فرد مبتلا، ناگهان شادى بىحد و حصرى نسبت به آنچه انجام مىدهد یا در فكر انجام دادن آن است، احساس مىكند. این شادى افراطى معمولاً با تحریكپذیرى شدید همراه است و غالباً با پرگویى، بیش فعالى، پرش اندیشه، بىخوابى، حواسپرتى و رفتار بىملاحظه و بىپروا همراه مىشود.
روزه و مداواى افسردگى
قرائن و شواهدى وجود دارد كه نشان مىدهد، روزهدارى در تسریع امر بهبود بیماران مبتلا به اختلال افسردگىاساسى، نقش كلیدى دارد. دكتر ایوب مالك در كتاب روزه دارى اسلامى و مسائل روانپزشكى، دو ویژگى درمانى كه در روزه دارى مسلمانها وجود دارد و مىتواند به بهبود بیماران افسردگى كمك نماید، اینگونه معرفى كرده است:
1. تغییر برنامه خواب بیدارى
«گزارش شده كه جلو كشیدن زمان خواب بیمار به مدت 3 تا 5 ساعت در طى 2 تا 4 روز، مىتواند آثار ضد افسردگى ایجاد كند. ...بیدار شدن براى سحرى و انجام فرائض عبادى در سحرگاهان در روزهدارى اسلامى، مىتواند بر مبناى تغییر برنامه خواب در طول یك ماه، تأثیرات ضد افسردگى خود را اعمال نماید كه اگر تا مدتى دوام یابد، و در صورتى كه با سایر توصیههاى اسلام در زمینه خواب و بیدارى در طول ماههاى دیگر سال توأم شود، موجب استمرار آثار حاصل شده مىگردد؛ ...به ویژه وقتى كه به عنوان یك عامل كمكى، با دارو درمانى، مورد استفاده قرار گیرد.»
2. مسأله محرومیت از خواب
«امروزه یكى از روشهاى درمانى در بیماران افسرده، محرومیت از خواب است، كه مىتواند به دو شكلِ محرومیت كامل از خواب و محرومیت از خواب رِمْ REM)) صورت گیرد؛ بیش از 61 گزارش (با بررسى 1700 بیمار) ثابت كرده است كه محرومیت كامل یا نسبى از خواب، منجر به بهبود قابل ملاحظهاى در 30 تا 50 درصد بیماران افسرده شدید مىگردد؛ اگرچه تأثیرات حاصله ممكن است موقتى باشد.»
«بیدارى سحرگاهان در روزهدارى براى سحرى خوردن و انجام فرائض عبادىكه ساعاتى را به خود اختصاص مىدهد، در اصل نوعى محرومیت از خواب رِمْ به شمار مىآید، كه ادامه آن در طول یك ماه، مىتواند تأثیرات بارز ضد افسردگى داشته باشد».