حيات ابدي
مرگ براي انسانهاي مؤمن ،راهي است بسوي يك حيات و زندگي برتر .از مجموع آيات و روايات بدست مي آيد كه حيات پس از مرگ كامل تر و بالاتر است .در حديث است كه مردم خواب اند ،همين كه مي ميرند بيدار مي شوند ،همان طور كه آدمي در خواب از درك و احساس ضعيفي برخوردار است و حالتي نيمه زنده و نيمه مرده دارد ولي چون بيدار شد ،حيات كامل تري دارد ،حيات انسان در دنيا هم نسبت به حيات برزخي درجه اي ضعيف تر است و حيات آخرت از هر دو مرحله قبلي ،قوي تر و كامل تر است .اين براي همه افراد است لكن براي مؤمنان حيات پس از مرگ همراه با تنعم و رحمت است و براي كفار حياتي توأم با عذاب و درد خواهد بود.
حيات طبيعي كه افلاطون نيز آن را توصيه مي كند همان حيات ابدي و جاودانه است و آنچه كه ما را به خود مشغول و سر گرم نموده جز يك زندگي تصنعي و به تعبير قرآن كريم متاعي فريبنده و بازيچه اي سرگرم كننده بيش نيست و زندگي طبيعي و جاودانه و متكامل همان زندگي ابدي است كه در چارچوب زمان ،مكان ،حركت ،سكون ،شيريني ،تلخي ،مصيبت ،مسرّت ،زشتي و زيبايي محصور گرديده است .زندگي طبيعي رستن (فلاح) و رها شدن از اين قيد و بند ها و آزاد گرديدن از اين قفس تنگ خاكي و بال و پرگشودن به سوي اوج قله كمال انساني و مقام قرب ربوبي است.

رسول خدا صلي اللّه عليه و آله ،در جنگ بدر پس از پيروزي مسلمانان و كشته شدن گروهي از سرداران متكبران قريش و انداختن بدنهاي آنها در يك چاه در حوالي بدر ،سر به درون چاه برد و به آنها خطاب كرده فرمود :ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق يافتيم ،آيا شما نيز وعده هاي راست خدا را به درستي دريافتيد ؟بعضي از اصحاب گفتند يا رسول اللّه شما با كشته شدگان و مردگان سخن مي گوييد ؟ مگر اينها سخن شما را درك مي كنند ؟فرمود آنها اكنون از شما شنواترند. از اين حديث و امثال آن استفاده مي شود كه با آنكه با مرگ ميان جسم و جان جدايي واقع مي شود ،روح علاقه خود را با بدن كه سال ها با او متحد بوده و زيست كرده به كلي قطع نمي كند .

اقسام حيات و مرگ در قرآن
حيات در قرآن كريم به حيات نباتي ،حيواني ،وجودي ،عقلاني ،اعتقادي ،اجتماعي، برزخي ،آخرتي ،ططبه ،مادي ،معنوي و حيات مطلقه پروردگار تقسيم شده است .مرگ نيز به نباتي ،وجودي ،مادي ،اجتماعي ،فكري و اعتقادي تقسيم شده است .
از عموم آيات و روايات استفاده مي شود كه انسان پس از مرگ حيات جاوداني و ابدي دارد و شهيدان نيز از اين قاعده كلي مستثني نيستند و زندگي جاويد خواهند داشت ولي امتياز شهيدان بر ديگران برتري حيات آنان بر ساير مؤمنان مي باشد وگرنه دليلي وجود ندارد كه بطور جداگانه به زنده و جاويد بودن آن ها اشاره شود.البته برخي گفته اند چون مردم كشته شدگان در جنگها را فاني مي دانستند آيات قرآن زنده بودن آن ها را متذكر شده است ولي اگر آيات كريمه قرآن درباره ي حيات جاويدان در رفع اين ابهام نازل شده باشد ،اين ابهام بر ساير اموات نيز صدق مي كند پس چه ضرورتي داشته است به طور جداگانه بحث جاويد بودن شهيد را عنوان نمايد و درك آن را از فهم هاي معمولي خارج بداند ! اين مساله حاكي از آن است كه شهيدان راه خدا حيات ويژه و مخصوصي دارند. در صفحات آينده اين موضوع مورد بحث قرار مي گيرد .

ابديت شهيد
اصولاً يكي از مطالبي كه بايد به عنوان بزرگترين افتخار شهيد از آم ياد كرد ،موضوع حيات جاودنه اوست .شهيد هر چند مه به خاك و خون مي غلتد و پيكر بي جانش نقش بر زمين مي شود و در ميان انبوه خاك ها دفن مي گردد لكن از نظر اسلام شهيد نمي ميرد و از بين نمي رود ،بلكه او عنصري ابدي جاويد و هميشه زنده است و از يك زندگاني وسيع تر و ارزنده تري تحت شرايط بهتر و مناسب تري برخوردار مي شود :زندگي با خدا و اولياء بزرگ وگرامي او ،زندگي با ملكوتيان و نيروهاي معنوي زندگي دور از هرگونه دغدغه و گرفتاري ،سراسر نور و توأم با انواع خوشي و سرور ،زندگي همواره با رحمت الهي و سلام و سلامتي و زندگي غرق در شرف و قداست و كرامت . با اينكه زندگي پس از مرگ اختصاص به شهيدان ندارد و شهيد و مومن غير شهيد و كفار همه اين زندگي را دارند .قرآن كريم در دو مورد به حيات جاودانه شهيدان تصريح كرده و انواع تعبيرهاي عالي را دربازه آنان بكار برده و شأن و شوكت آنان را در حدّ اعلا ستايش كرده است .

حيات شهيد غير قابل درك است
قرآن مي فرمايد :«ولاتقولوا لمن يقتل في سبيل اللّه اموات بل احياء ولكن لاتشعرون» (به آنان كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نگوييد بلكه آنان زنده هستند ليكن شما نمي فهميد و درك نمي كنيد .) در اين آيه خداوند ابتدا از اينكه شهيدان را مرده بخوانند نهي كرده سپس تصريح به حيات شهيدان كرده و آنان را زنده و پاينده خوانده است و با جمله «ولكن لاتشعرون» مرده خواندهن شهيد را ناشي از عدم شعور و درك انسان و نقص بينش آدمي دانسته است .هر چند ممكن است مقصود اين باشد كه چگونگي حيات آنان را شما نمي فهميد و براي شما قابل درك نيست .
در آيه ديگري مي فرمايد :«و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل اللّه امواتاً بل احياءٌ عندربهم يرزوقون» (و البته گمان نبريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند مردگانند بلكه زندگانند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند .)
در آيه قبلي از مرده خواندن شهيد نهي كرده و دراين آيه نيز آن نهي را تكرار كرده و از جهت اثباتي به حيات و زندگي شهيد تصريح مي كند و زيباتر آنكه چون از خصوصيات و امتيازات زنده بودن و زيستن ،بهره مندي از مواهب الهي و آثار زندگي است ،مي فرمايد : در نزد پروردگارشان روزي مي خورند .
مفسّر خوش ذوق قرآن كريم استاد محسن قرائتي مي نويسد :«تصور نابودي و يا خسارت براي شهيد تفكّري انحرافي است .ايمان به زنده بودن شهيد ،قوي ترين عامل عشق به شهادت است .محدوديتهاي علمي و نگرشهاي محدود و يا خطا را بايد با ايمان به خدا و گفته هاي او تكميل و تصحيح كرده ما بر مبناي قرآن كه شهيدان را زنده مي داند به آن ها سلام كرده و با آنان حرف مي زنيم و توسل مي جوييم .»
شيعه بر پايه اعتقاد ژرف و بينش عميق آگاهانه ،شهيد را شاهد و حاضر در جامعهخود مي بيند و به زندگي واقعي پس از مرگ او ايمان كامل دارد و به همين لحاظ در برابر وي به گونه يك انسان زنده و حاضر سلام مي كند يعني به صورت مخاطب وحاضر سلام مي كند نه به صيغه ي غايب .زيرا شهيد زنده است و صدا را مي شنود .(السلامُ عليك . . . )
نكته جالب توجه علاوه بر حاضر و ناظر دانستن شهيد اين است كه بُعد مسافت نيز براي حضور او مطرح نيست و در هر نقطه اي كه هستيم او را مورد خطاب قرار مي دهيم و معتقديم او در آنجا حاضر است از جمله در نمازهاي روزانه خطاب به رسول اكرم (ص) مي گوييم «السلام عليك ايها النبي و رحمه اللّه و بركاته» (سلام بر تو اي رسول گرامي و رحمت و بركات خداوند بر او باد) هر چه جسم آن در مدينه (يثرب) دفن شده است ولي ما با صيغه حاضر به او سلام مي گوييم .
در دعاي توسل به معصومان بزرگوار شيعه خطاب كرده و مي گوييم :«ما به وسيله تو به سوي خدا رو مي آوريم و تقاضاي شفاعت تو را داريم» در سلام به امير المؤمنين و امام حسين عليه السلام و ساير امامان مي گوييم :«سلام بر تو » گويا در مقابل ما ايستاده اند و به آنان سلام مي گوييم .درزيارت امامان و نيز زيارت قبور شهدا به صورت حاضر به آنان سلام مي گوييم .سلام بر شهيد ،يادآوري اعلام وفاداري به اوست ،چه او مي كوشد تا ريشه تباهي و نامردمي ها را بخشكاند و سلامتي واقعي را به وجود خود و جامعه اش بازگرداند .
مطلب ديگري كه بر ادامه حيات شهيد بطور ويژه حكايت مي كند اين است كه شهيد پس ازشهادت نيز تا روز قيامت از نتايج عملش منتفع مي گردد پيغمبر اكرم (ص) فرموده است :هر كس بميرد كارنامه عملش درهم پيچيده مي شود مگر كسي كه از مرزهاي اسلامي و شرف و كيان اسلام و نواميس مسلمانان پاسداري و حراست كند يعني جهاد كند و در اين راه به فيض شهادت نايل گردد .عمل اين مجاهد تا روز قيامت به صورت روز افزون رشد يافته و به حساب او سرازير مي شود .اين استمرار پاداش و رشد و نمو عمل انجام شده شهيد حكايت از آن دارد كه شهيد از يك حيات برتر و والاتري نسبت به ساير مومنان برخوردار است ولي آيا اين حيات چگونه حياتي است ؟
بايد اذعان كرد كه كنه حيات مذكور شايد از درك و فهم بشري خارج باشد ولي اين امر دليل بر عدم نعمق و تفكر نمي باشد كه از قديم گفته اند :
آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد