راسخون

ادبيات جهان

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

نویسنده‌‌هایی ‌که یک ‌اثر ‌نوشتند ‌و ‌جاودانه شدند!

یک ترانه برای همه زندگی

فقط چند نویسنده انگشت‌شمار هستند که در همه عمر کوتاه یا بلندشان تنها یک بار دست به قلم برده‌اند و داستانی نوشته‌اند که هنوز نامشان به واسطه آن زنده است. اینها با داستانشان جاودانه شده‌اند.

امیلی برونته و بلندی‌های بادگیر

امیلی برونته یکی از 3 خواهر برونته فقط 30 سال زندگی کرد و شاید اگر بیشتر فرصت داشت، می‌توانست آثار ماندگار دیگری هم بنویسد اما او با همین اثر یک جایگاه فراموش نشدنی برای خودش کسب کرده و با وجود این که بیش از یک قرن و نیم از نوشته شدن اثرش می‌گذرد، «بلندی‌های بادگیر» عنوان محبوب‌ترین رمان عاشقانه و رمانتیک بریتانیا را دارد و بهترین دلیل برای این است که نشان دهد آثار کلاسیک در قرن بیست و یکم هم محبوب هستند.

او برای روایت رمان خود، شیوه جدیدی در پیش گرفته و داستان به صورت ماجرایی که خدمتکار خانه برای مسافری که وارد شده روایت می‌کند، بیان می‌شود و زندگی پسری کولی است که پدر و مادرش او را رها کرده‌اند و آقای ارنشا او را بزرگ می‌کند. پس از مرگ آقای ارنشا، پسرش هیندلی که شخصیت منفی رمان است، پسر جوان را رنج می‌دهد، اما کاترین خواهرش از او حمایت می‌کند، ولی او هم در برابر ابراز عشق هیثکلیف خیلی خشن به او جواب رد می‌دهد. هیثکلیف خانه را ترک می‌کند و 3 سال بعد با یک ثروت حسابی برمی‌گردد، اما او می‌خواهد با انتقام از همه آدم‌هایی که دلش را شکستند، خودش را تسکین بدهد و طبیعتاً می‌توان حدس زد که چه سرنوشتی در انتظار اوست.

آنا سول و زیبای سیاه

«آنا سول» در 14 سالگی زیر باران سر خورد و هر دو پایش بدجوری آسیب دید و پس از آن معلول شد، اما سعی می‌کرد تا کارهایش را خودش انجام بدهد، یکی از این کارها راندن کالسکه بود. او با اسب‌ها ارتباطی غریب داشت و برای همین در تنها اثری که نوشته از زبان یک اسب به رابطه آنها و انسان‌ها پرداخته و می‌خواهد تا آدم‌ها رابطه انسانی‌تری با حیوانات داشته باشند. این نویسنده انگلیسی کتابش را در 7 سال آخر زندگی‌اش نوشت و سال 1877 آن را تمام کرد، اما سال بعد که کتاب منتشر شد، او دیگر زنده نبود. این کتاب بلافاصله پس از انتشار به اثری پرفروش بدل شد و تاکنون بیش از 50 میلیون نسخه از آن فروش رفته و به عنوان یکی از بهترین کتاب‌های همه دوره‌ها شناخته می‌شود. خانم سول وقتی درگذشت 58 سال داشت.

بوریس پاسترناک و دکتر ژیواگو

بوریس پاسترناک، شاعر مشهور روسی فقط همین یک رمان را نوشت و با وجود این که انتشار آن در کشورش ممکن نشد، اما وی در 3 سال پایانی عمرش، انتشار این کتاب را ابتدا در ایتالیا دید و البته استقبالی را که سال بعد برایش جایزه نوبل ادبیات را همراه آورد. هر چند پاسترناک از ترس حکومت کمونیستی کشورش که با این اثر مخالف بودند، مجبور شد این جایزه را رد کند، اما شهرت این داستان عاشقانه و اجتماعی که بر مبنای مسائل تاریخی روسیه خلق شده بود، پس از ساخت یک فیلم سینمایی به کارگردانی دیوید لین عالمگیر شد. پاسترناک سال 1960 در حالی که 70 سال داشت درگذشت، این رمان ماندنی را بر مبنای تجربیات خودش به عنوان یک پزشک در جریان جنگ جهانی دوم نوشت.

این رمان 600 صفحه‌ای، داستان زندگی یوری آندریویچ ژیواگو است که در جنگ جهانی اول و در شرایطی که انقلاب کمونیستی هم در حال وقوع در روسیه است، تحصیلات پزشکی را تمام می‌کند. پس از سال‌هایی که خانواده او در آرامش سپری می‌کند، تصویرهای انقلاب 1917، گرسنگی و بعد جنگ داخلی فرا می‌رسد. ژیواگو ازدواج می‌کند و با همسرش به سیبری می‌گریزد. اما آنجا با لارا روبه‌رو می‌شود که قبلا او را در جریان جنگ دیده بود. او به صورت تصادفی مجبور به همراهی «سفید»ها می‌شود و در این فاصله هم همسرش و هم لارا را گم می‌کند. پس از بازگشت او به مسکو می‌فهمد همسر و خانواده‌اش کشور را ترک کرده‌اند. نرسیدن این آدم‌ها به همدیگر بر بستر همه ماجراهای عجیبی که در وضعیت به هم ریخته پس از انقلاب و دگرگونی‌های عمیق ایجاد شده ـ که پاسترناک به آنها انتقاد دارد ـ آنقدر تاثیرگذار است که خواننده هیچ وقت آنها را فراموش نمی‌کند و البته مسئولان کشورش نیز تا زمان تغییر اوضاع در کشور شوروی و گلاسنوست، هیچ گاه او را نمی‌بخشند.

مارگارت میچل و رمان جاودانه بر باد رفته

بیش از نیم قرن از درگذشت مارگارت میچل، خالق رمان جاودانی «برباد رفته» می‌گذرد. در این مدت روزی نبوده که از شهرت اسکارلت اوهارای مشهور و رت باتلر کاسته شده باشد و هنوز هم در مجله‌های سینمایی درباره چگونگی ساخته شدن فیلمی که بر مبنای این رمان ساخته شد، مطلب نوشته می‌شود.

مارگارت میچل که از بچگی با قصه‌های پدربزرگش درباره جنگ‌های داخلی آمریکا بین جنوبی‌ها و شمالی‌ها بزرگ شد، برای نوشتن اولین رمانش از این قصه‌ها الهام گرفت. او که خودش جنوبی و از ایالت آتلانتا بود، پس از مدتی کار روزنامه‌نگاری، شروع به نوشتن بر باد رفته کرد. او با این قصه سال‌ها در ذهنش زندگی کرده بود، اما در قالب کتاب او چنان شخصیت‌هایی را روی ویرانی این جنگ‌ها خلق کرد که هم تصویری ملموس از مسائل داخلی آمریکا و مبارزه با برده‌داری برای خوانندگانش از سراسر جهان فراهم کرد و هم داستانی فراموش نشدنی را خلق کرد.

نوشتن زندگی و دلمشغولی‌های «اسکارلت اوهارا» سر به هوا 3 سال طول کشید و اولین ناشری که خانم میچل این اثر را برایش فرستاد، آن را پسندید و در همان چاپ اول به قیمت 3 دلار، پرفروش شد. این کتاب سال 1937 جایزه پولیتزر را نصیب نویسنده‌اش کرد و علاوه بر مردم، منتقدان هم آن را تحسین کردند. او در اوایل دهه 1930 حق ساخت فیلمی با اقتباس از این کتاب را با دریافت 2 چک 50 هزار دلاری به دیوید سلزنیک، تهیه‌کننده مشهور هالیوود واگذار کرد و در همه مراحل ساخت فیلم نظراتش را در اختیار گروه قرار داد. این فیلم 10 جایزه اسکار برد.

مارگارت میچل که سال 1900 به دنیا آمده بود، در حالی که می‌خواست از خیابان عبور کند بر اثر تصادف با اتومبیل در حالی درگذشت که 49 سال داشت.

رالف الیسون و مرد نامرئی

رالف الیسون، نویسنده داستان «مرد نامرئی»، آموزگاری سیاهپوست بود. او با این اثر موفقیتی جهانی به دست آورد و موفق شد مساله اختلاف نژادی را بدون آلوده شدن به مسائل سیاسی در اثرش مطرح کند. او که ترومپت نوازی چیره و عکاسی توانا بود، در راه هنر تلاش زیادی کرد. رالف که در کودکی پدرش را از دست داد، با مادرش بزرگ شد که هرچند مستخدم بود، اما بارها برای مقابله با تبعیض نژادی به زندان افتاده بود.

رالف کارش را با هنر موسیقی و پیکرتراشی شروع و بعد به ادبیات گرایش پیدا کرد. داستان مرد نامرئی هیچ تشابهی با داستان قدیمی اچ جی ولز ندارد و درباره زندگی یک سیاهپوست آمریکایی است که به دلیل زندگی در جامعه‌ای مملو از دشمنی و تعصب، حس هویت خود را از دست می‌دهد. الیسون می‌گفت به این دلیل آن عنوان را انتخاب کرده که این مرد در حقیقت وجود خارجی نداشت. او با نوشتن این رمان ادبیات آمریکا را تکان داد و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد به چالش کشید.

انتشار این رمان برای الیسون شهرت فراوانی به ارمغان آورد و  به عنوان نایب رئیس انجمن پن آمریکا انتخاب شد و مدال آزادی و نشان شوالیه گرفت. او تا زمان مرگش تعدادی داستان کوتاه نیز برای نشریات نوشته است.

هارپرلی و کشتن مرغ مقلد

امسال پنجاهمین سال نوشته شدن این کتاب بود و به همین دلیل بسیاری از محافل ادبی جهان در مراسم مختلف از این بانوی منزوی برای نوشتن این کتاب تقدیر کردند. این خانم برای نوشتن این رمان جایزه پولیتزر را به دست آورد و تاکنون میلیونها نسخه از این کتاب به فروش رسیده است.

این رمان که در فهرست 100 کتابی که باید پیش از مردن خواند هم جا دارد، پس از ساخته شدن فیلمی با اقتباس از آن در سال 1962 به وسیله رابرت مولیگان شهرتی فراموش نشدنی یافت و در همه فهرست‌های فیلم‌های برتر سینمایی هم می‌توان اسم آن را دید.

داستان این رمان از زبان دختری به نام اسکات فینچ روایت می‌شود که پدرش یک وکیل سفیدپوست است. او دفاع از جوان سیاهپوستی به نام تام را به عهده می‌گیرد که به اتهام ناروای تجاوز به یک دختر سفیدپوست دارد محاکمه می‌شود. این پدر در برابر تعصب، نفرت و خشونت نژادی مردم می‌ایستد و نشان می‌دهد که چطور مردم ریاکارانه می‌خواهند یک بی گناه را قربانی کنند. انتشار این کتاب در آغاز دهه 60 ـ که مردم آمریکا درگیر مبارزات مدنی برای مقابله با نژادپرستی بودند ـ یک اتفاق مهم ادبی و اجتماعی بود. حضور بازیگری مثل گریگوری پک در نقش اول فیلم هم تاثیر آن را دو برابر کرد.

آرونداتی روی؛ خدای چیزهای کوچک

در میان همه نویسندگان، تک اثر «سوزانا آرونداتی روی» از نظر زمانی به ما نزدیک‌تر است. او با همین یک اثر ـ که تازه یک دهه از نوشتنش می‌گذرد ـ به چهره‌ای جهانی تبدیل شده و در جنبش‌های ضد جنگ و مبارزه برای انسانیت، همیشه جای خودش را دارد. او با رمان «خدای چیزهای کوچک»  توانست جایزه معتبر و با ارزش 80 هزار دلاری بوکر را به دست آورد، اما آن را پس از حمله انگلیس و آمریکا به افغانستان پس داد. این کتاب که با نگارشی کاملا متفاوت نوشته شده، روایت‌هایی تکه‌تکه را به دنبال هم می‌آورد که در انتها مفهومی یکدست را تشکیل می‌دهند و روی هم می‌شوند یک دهکده، با هزاران خاطره.

این خانم نویسنده 49 ساله که در یکی از روستاهای هند متولد شده، تجربیات زندگی در نظام سنتی پدرسالار را فراموش نکرده و آن را در این کتاب با خوانندگانش به اشتراک می‌گذارد. خانم روی چندین کتاب غیر داستانی هم نوشته اما تنها اثر داستانی‌اش را به مادرش تقدیم کرده است.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

قتل 52 کودک در دوران استالین

کودک 44 نخستین رمان تام راب اسمیت نویسنده جوان انگلیسی است که به عنوان نخستین اثر یک نویسنده برای وی جایزه‌ یان فلمینگ و نامزدی جایزه بوکر و کاستا را به ارمغان آورده است.

اسمیت در این رمان از داستانی واقعی درباره قتل 52 کودک در دوران روسیه استالینی برای خلق اثر خود بهره برده است. داستانی که علاوه بر بیان شیوه جنایت در شوروی دهه70 و 80 تصویری کامل از فضای پلیسی و آموزشی دوران استالین را نیز به تصویر می‌کشد. همزمان با ترجمه و انتشار این اثر در ایران از سوی نشر مروارید، مصاحبه اسمیت با علی کریم از پایگاه ادبی رپ شیر در ادامه از منظر شما می‌گذرد.

درباره مطالعات اخیرتان و چیزهایی که باعث شدند که قلم به دست بگیرید، برایمان توضیح دهید.

نمی‌توانم اسم یک نویسند را نام ببرم، نوشتن این کتاب، بعد از خواندن کتاب خاصی اتفاق نیفتاد، تحت تأثیر دیدن تلویزیون، تماشای فیلم یا مطالعه کتابی نبود. مطمئن هم نیستم که توانسته باشم، تفاوت‌ها را به درستی نشان بدهم، در ابتدا می‌خواستم با قوه تصور و خیال کار کنم، با چرندیات، داستان‌ها را پر کنم، اما فکر کردم این کار،‌هیجان این داستان را کم می‌کند ولی باید بگویم استیون اسپیلبرگ، جرج لوکاس و به همان اندازه رولد دال در نویسنده شدن من نقش داشتند.

چه کسی شما را برای نوشتن، تشویق می‌کرد؟

البته که خیلی مدیون پدر و مادرم هستم، هر دوی آنها، شغل‌هایشان را از صفر و هیچی شروع کرده بودند، بنابراین همیشه درک می‌کردند که چقدر روی پای خود ایستادن و کاری را برای خود شروع کردن، سخت است. به یاد دارم بعد از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، پول زیادی نداشتم تقلا می‌کردم که کار ثابتی پیدا کنم و زیر فشار خم نشوم، والدینم در این مسیر خیلی خوب مرا حمایت کردند و شجاعت مواجه شدن با مشکلات را به من القا می‌کردند.

همچنین باید به معلم تئاترم آقای جولی اشاره کنم که فرصت بی‌نظیری را برای من ایجاد کرد، حدود 1 ساعت روی صحنه، نوشته‌های مرا اجرا می‌کرد، که حالا به خاطر آن بسیار سپاسگزار او هستم.

کارتان را به عنوان نمایشنامه‌نویس شروع کردید، نمایشنامه‌نویسی چه جاذبه‌هایی برای شما داشت؟

در حقیقت من کارم را با برنامه‌های زنده تلویزیونی دنباله‌دار شروع کردم. اولین شغل من ویراستاری داستان در برنامه «ماجراهای خانوادگی» بود، بعد از آن چند کار در سریال‌های درام داشتم. بعد براساس علاقه‌ام، چند کار را برای خودم ساختم، می‌توانستم در خانه کارهایم را انجام دهم و شروع به نوشتن چند نمایشنامه کردم. نمایشنامه نویسی نیاز به نظم و انضباط زیادی دارد، امیدوارم چیزی از این انضباط وارد نثر نوشته هایم شده باشد.

کدام فیلم‌ها روی روان شما تأثیر عمیقی گذاشتند؟

تمام فیلم‌های اسپیلبرگ، لوکاس، رابرت زمکیس و بعد از آنها جمیزکامرون و ریدلی اسکات، من اساسا داستان‌های پرمخاطره را دوست دارم و می‌توانم بگویم که رمان کودک 44 هم همینگونه است.

شنیدم که موضوع کتاب child 44 از زندگی واقعی اندری چیکاتلیو قاتل سریالی روسی الهام گرفته شده، این مسئله چگونه اتفاق افتاد؟

درباره داستان «جایی در سایه‌ها» تحقیق می‌کردم، موضوع داستان درباره آینده دنیاست جایی که قاتلان سریالی به بهانه مشکلات روانی از دادرسی رها می‌شوند. به خاطر بررسی این قانون و دستورالعمل سعی کردم تا حقایقی را که پشت این جنایت‌ها بود پیدا کنم و بدانم چگونه این افراد می‌توانند خود را از مجازات، مصون نگه دارند. در جریان تحقیقاتم به قصه زندگی اندری چیکاتلیو برخوردم و فکر کردم که این موضوع می‌تواند، مبنای یک داستان قرار بگیرد.

مگر در قصه قاتل‌های سریالی چه جاذبه‌‌ای است که خوانندگان کتاب و تماشاگران فیلم آنها را دنبال می‌کنند؟

مثل یک معماست، قاتل‌ها، سرنخ‌ها را رها می‌کنند و کارآگاهان سعی می‌کنند تا تکه‌های پازل را کنار هم قرار دهند، این بخش داستان سرگرم کننده است. از طرف دیگر زمینه‌های به وجود آمدن و رشد قاتل سریالی در جامعه مطرح می‌شود و وضعیت‌هایی که باعث وقوع جنایت در جامعه می‌شوند، ترسیم می‌شوند که ممکن است در رابطه با نژادپرستی، دزدی و رشوه‌خواری یا مانند کودک 44 ایدئولوژی سیاسی روز باشد.

در نهایت آیا مطالعه این داستان‌ها شما را به کشف نوع و سبک خاصی از جنایات راهنمایی کرد؟

بیشتر مطالبی که درباره کودک 44 خواندم، نسبت به بقیه وقایع، تخیل کمتری واردشان شده بود. من هیچ وقت به هیچ طبقه‌ای وابسته نبودم اما در این رابطه کتابی نبود که نخوانده باشم. با این حال گمان می‌کردم که برای بررسی جنایت‌ها، به اندازه کافی مطالعه ندارم، تمام نوشته‌های توماس هریس را خواندم، سکوت بره‌ها را بارها خواندم. او یک نویسنده افسانه‌ای است و هانیبال لکتر هم یک شخصیت فوق‌العاده است.

همچنین اخیراً‌ واقعاً از کارهای دن براون، دین کونتز، لی چیلد و اسکات تروو لذت بردم.

به نظر می‌رسد که در رابطه با وقایع داستان، تحقیقات زیاد و سنگینی داشته‌اید، آیا به تاریخ دوره استالین علاقه‌مندید؟ به نظر می‌رسد که با کتاب 1984 اورول آشنایی دارید؟ درست است؟

امیدوارم که این تحقیقات، به نظر سنگین نیایند، دوست دارم که تحقیقات را ساده و سبک نشان دهم و بیان کنم. بله 1984 کتاب متحیرکننده‌ای است، ولی نمی‌توانم بگویم که موقع نوشتن به آن فکر می‌کردم، دنیایی که در 1984 ترسیم شده، خیلی روش‌مند است. من سعی کردم که دوره استالین را خیلی دور ترسیم نکنم، این وقایع مربوط به زبان و مکان خیلی دوری نیستند.

شخصیت‌های داستان شما خیلی پرجنب و جوش هستند. از زن و شوهر دلئوو ریا گرفته تا تبهکارانی که برای واسیلی کار می‌کنند، خلق این همه شخصیت در کنار یکدیگر چگونه بود؟ در هر موقعیتی می‌توان درام منحصر به فردی خلق کنی.

اگر مجموعه شخصیت‌ها به درستی کنار یکدیگر قرار بگیرند، این به این معناست که برای تولید هیجان لزوماً‌ احتیاج به صحنه نمایش نیست، شخصیت‌ها کاملاً مهم و دلیل توجه شما هستند.

بعضی اوقات ویژگی و خصیصه شخصیتی اشرار و تبهکاران، بیشتر درونی است تا عقلی،‌در قسمتی که واسیلی و افرادش، آپارتمان لئو را غارت می‌کنند، وقتی لئو متوجه این قضیه می‌شود. دنبال لباس همسرش می‌گردد، بو کردن آنها، مـثأثرکننده‌ترین بخش داستان است، موافق هستید؟

بله، خیلی ناگوار است! درست می‌گویید، نمایش و ترسیم تناقص‌های خشونت، اغلب می‌تواند منزجر کننده باشد.

طرح داستان گیج کننده است، باید به این شدت داستان را با جزئیات طرح‌ریزی می‌کردید؟

روی جزئیات رفتارها، کنش‌ها و واکنش‌ها کار کردم اما فکر می‌کنم شیوه‌ام، شیوه موسومی نیست و تغییری به وجود آورده‌ام اما از نظرات بهتر استقبال می‌کنم. این کار ترکیبی از تحقیقات و واقعیات، نگارش و ادبیات بود.

چگونه «کودک 44» منتشر شد در حالی که سال گذشته شایعات بسیاری در رابطه با کتاب شما در نمایشگاه کتاب لندن مطرح شد؟

آن نمونه وضعیتی بود که حقیقت جذابیت کمتری نسبت به شایعات دارد، موضوع شایعات را به درستی نمی‌دانم. برای ناشرها کتاب را فرستادم. درنهایت سه تا پیشنهاد شد و انتشارات Simon & schuseeruk برنده شد. درآن زمان کتاب پس از نمایشگاه کتاب لندن در تمام دنیا، خریداری شد و فروش فوق‌العاده‌ای داشت.

به نظر می‌رسد از ابتدا «کودک 44» را به صورت نمایشنامه نوشتید و سپس آن را در فرمت سینمایی قرار دادید؟

من در واقع رفتارها و طرز عمل‌ها را نوشتم، هرگز دنبال نوشتن نمایشنامه نبودم، به جای اینکه آن را تبدیل به نمایشنامه کنم، رفتارها و طرز عمل‌ها را در قالب داستان گنجاندم که این مسئله پیشنهاد شرکت فیلم‌سازی بود که با آنها همکاری دارم.

آیا نمایشنامه‌نویس‌های امریکایی روی کار شما اثری گذاشتند و به آن خللی وارد کردند یا ضربه‌ای زدند؟

خلل و ضربه به این معناست که کار تلویزیونی و یا ساخت فیلم نداشته باشم اما در حال حاضر روی ادامه «کودک 44» کار می‌کنم به عنوان یک داستان، خللی در کارش وارد نشده است اما کارشکنی‌ها باعث به تأخیر افتادن کار ریچارد پرایس فیلمنامه‌نویس شد.

کتاب با وجود موضوع تیره‌ای که دارد رحم و شفقت زیادی را نشان می‌دهد، چقدر مراقب بودی که در دام احساسات و عواطف نیافتی؟

من به شخصه عاطفی و احساساتی هستم به پیروی از عواطف و احساسات به عنوان یک چیز بد نگاه نمی‌کنم، این موضوع هم مثل هر مسئله دیگری است. می‌توانی در مقابل آن مقاومت کنی یا این که به راه خودت ادامه بدهی. می‌دانم که تمایل به پیروی از احساساتم دارم اما مواظب هستم که این حس را در تعادل نگه دارم تا این احساس دچار افراط نشود.

سفرهای زیادی داشته‌ای، سفر چقدر به نویسنده در خلق هیجانات و وقایع کمک می‌کند؟

فکر می‌کنم تفکر غلطی است که بگویم اگر سفرهای زیادی در اطراف دنیا داشته باشی،‌در نهایت می‌توانی در کوله پشتی خود یک داستان پیدا کنی، «کودک 44» کتابی است که تقریباً هر چیزی برای خواندن دارد و فقط مقدار کمی از آن درباره سفر است.

آیا حق چاپ کتاب را در روسیه فروخته‌اید؟

نه، تاکنون در 26 کشور این اتفاق افتاده اما در روسیه هنوز این اتفاق نیفتاده.

درباره ادامه داستان و سرانجام لئو و ریسا چه کار می‌کنید؟

روی ادامه داستان «کودک 44» کار می‌کنم، باید در 2 ماه آن را تمام کنم و از این بابت هیجان زده هستم.

با وجود استقبالی که از این کتاب شده و باید بعد از دو ماه داستان را کامل کنید، چه فشار و اضطرابی احساس می‌کنید؟

در تألیف اولین کتاب، اضطراب داشتم، بابت اینکه دستمزدم پرداخت نشود و زمانم را هدر داده باشم، در کتاب دوم، زمانی که استقبال از کتاب اول را دیدم، اضطراب کمتری نسبت به کتاب اول دارم.

به تازگی چه کتاب‌هایی را مطالعه کرده‌اید؟

اخیرا کتاب «ربوده شده» را تمام کردم که واقعاً دوستش داشتم که داستان هیجان‌انگیز و پرمخاطره‌ای دارد. نمی‌دانم چرا همیشه مانند کتاب کودکان (بچه‌ها) به نظر می‌رسد.

علاوه بر آن یک دسته کتاب‌های تحقیقی دارم که روی آنها کار می‌کنم. از یک مغازه کتاب دست دوم فروشی هم چاپ اول مجموعه «مجمع الجزایر کهکشان» را پیدا کردم، قبلا نسخه خلاصه شده‌اش را خوانده بودم و اکنون مشغول مطالعه فصل‌هایی هستم که نخوانده بودم.

برای به دست آوردن آرامش چه کاری انجام می‌دهید؟

فیلم نگاه می‌کنم، قبلاً می‌دویدم اما زانوهایم صدمه دیدند، نزدیک رودخانه زندگی می‌کنم، دوست دارم در حاشیه رودخانه پیاده‌روی کنم.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

آیا می‌شود در 30 روز شاهکار ادبی خلق کرد؟

داستان شاهکارهای ادبی که چند هفته‌ای نوشته شدند

شاید عجیب به نظر برسد اما تعدادی از شاهکارهای ادبی از جمله «گوربه‌گور» نوشته ویلیام فاکنر در مدت زمان بسیار کوتاهی نوشته شده‌اند.

اگر نوشتن برخی از رمان های مهم ادبیات جهان سال های سال طول کشیده‌اند، در مقابل رمان‌هایی هم وجود دارند که ظرف چند هفته نوشته شده اند؛ مثل رمان «گور‌به‌گور» که ویلیام فاکنر آن را ظرف شش هفته نوشته است.

البته در دنیای ادبیات بیشتر  در مورد رمان‌ها یا داستان‌هایی افسانه‌سرایی می‌شود  که سال‌هایی زیادی از عمر یک نویسنده  صرف نوشتن آن شده است. مثل رمان چند جلدی «در جستجوی زمان از دست رفته» که نوشتنش برای مارسل پروست نویسنده فرانسوی 10 سال طول کشید، اما این یک واقعیت است که برخی از آثار مشهور هم وجود دارند که حتی زیر 30 روز نوشته شده‌اند؛مثل رمان« قمار‌باز »که داستایوفسکی آن را  26 روزه نوشته است.

رمان‌نویسی در 30 روز

شاید به همین خاطر است که از 11 سال پیش تا امروز با آغاز شدن «ماه ملی رمان‌نویسی» صدها نویسنده تازه‌کار در سراسر دنیا از اول نوامبر (10 آبان)دست به کار می‌شوند تا در عرض 30 روز رمانی 50 هزار کلمه‌ای بنویسند. آنها احتمالا بارها فهرست کتاب‌هایی را که نویسنده‌های معروف ظرف چند هفته نوشته‌اند، در ذهنش‌شان بالا و پایین می‌کنند تا با اعتماد به نفس بیشتری وارد این کارزار شوند.

ماجرای شکل گیری این پروژه هم جالب است. 21 دوست تصمیم می گیرند تا برای رسیدن به آرزوهای ادبی خود دست به کار جدی و جدیدی بزنند. آنها پروژه نوشتن رمان در یک ماه را آغاز می‌کنند، پروژه‌ای که حالا حسابی سرو صدا کرده و باعث خلق آثار زیادی شده است.

امسال انتظار می‌رود در انتهای این پروژه، آخر نوامبر بیش از 200 هزار کتاب در وبسایت «ماه ملی رمان‌نویسی» بارگذاری شود.

لیندسی گرنت، یکی از مسئولان پروژه می‌گوید تاکنون 55 رمان که طبق قوانین پروژه نوشته شده‌اند به چاپ رسیده‌اند، از جمله «آب برای فیل‌ها» نوشته سارا گرون که در سال 2006 به مدت 12 هفته جز کتاب‌های پرفروش «نیویورک تایمز» بود.

گرنت افزود: «ایده اصلی پیاده کردن نسخه اولیه رمان است. بعدش ممکن است آن را بازنویسی کنند.»

دو سال پیش سباستین فوکس تریلری جیمز باندی به نام «شاید برای شیطان مهم باشد» را در شش هفته، طبق الگوی یان فلمینگ برای کتاب‌های «جیمز باند» نوشت.

فوکس می‌گوید: «از آن عجله لذت بردم. به نحوی سرعت من با سرعت طرح داستانی یکسان بود. رمان‌هایی که به سرعت نوشته می‌شوند ممکن است همان حالت ناهم‌خوان زندگی را داشته باشند. شاید یکی از نکات برجسته «جین برودی» همین باشد، رمانی که در آن داستان به عقب و جلو سفر می‌کند. احساس افسارگسیختگی این پروژه هیجان‌انگیز است. بزرگترین خطر این است که نویسنده نداند مضمونش چیست.»

برپایی همین پروژه بهانه‌ای شده برای ایندیپندنت تا به سراغ 10 اثری برود که در زمان بسیار کوتاهی نوشته شده‌اند.

فهرستی که در آن نام گرهام گرین و یکی از محبوب‌ترین رمان‌هاش یعنی «مامور معتمد» هم به چشم می خورد. او این رمان را   سال 1938 در عرض 6 هفته  نوشت ؛آن هم در حالی که با نوشتن «قدرت و افتخار» دست و پنجه نرم می‌کرد.

گرین بعدا در زندگینامه‌اش به این نکته اشاره کرد: «زمینه داستان جنگ داخلی اسپانیا بود. آن موقع برای نوشتن «قدرت و افتخار» به دردسر افتاده بودم، تا آنجا که عقل من قد می‌داد پولی در این کتاب نبود. مطمئنا همسر و دو فرزندم با کتابی که بفروش نبود نمی‌توانستند زندگی کنند، پس تصمیم گرفتم کتابی «سرگرم‌کننده» را با سرعت بالا بنویسم، صبح‌ها این کتاب را می‌نوشتم و بعدازظهرها با «قدرت و افتخار» کلنجار می‌رفتم.»

اما این 10 رمان چه رمان هایی هستند؟

1. «سرود کریسمس» / چارلز دیکنز: دیکنز کم و بیش مسئول شکل‌گیری روح کریسمس است؛ خیرخواهی همگان و شادی که تمامی داستان اشباح را انباشته است، همچنین این داستان سه شخصیت «اسکروج»، «تیم کوچولو» و «باب کراچی» را به ما معرفی می‌کند. عنوان اصلی این اثر «یک سرود کریسمس به نثر: داستان اشباح کریسمس» بود.

2. «گوربه‌گور» / ویلیام فاکنر: فاکنر که در سال 1949 برنده نوبل ادبیات شد، یکی از بزرگترین آثار ادبی قرن بیستم را در حالی نوشت که در نیروگاه برق مشغول به کار بود. رمان داستان مرگ ادی باندرن را به شیوه جریان سیال ذهن از 15 زاویه دید روایت می‌کند. عنوان کتاب برگرفته از کتاب ششم «ادیسه» اثر هومر است که در آن آگاممنون خطاب به اودیسئوس جمله عنوان اصلی کتاب یعنی «As I Lay Dying» را به کار می‌برد. این جمله را می‌توان «وقتی به انتظار مرگ دراز کشیدم» ترجمه کرد.

3. «بهار خانم جین برودی» / موریل اسپارک: جین برودی، معلم مدرسه اسکاتلندی باهوش به دخترانش بیش از درس کتاب و مدرسه، درس زندگی آموخت. این رمان اسپارک را به عنوان یکی از برترین نویسندگان معاصر معرفی کرد. «بهار خانم...» اولین بار در مجله «نیویورکر» به چاپ رسید. در سال 2005 مجله «تایم» این رمان کوتاه را به عنوان یکی از 100 اثر برتر ادبی پس از سال 1923 معرفی کرد.

4. «اتود در قرمز لاکی» / آرتور کنان دویل: این داستان بلند شاید شاهکار ادبی یا داستان کاراگاهی مطرحی نباشد، اما اولین حضور شرلوک هلمز در دنیای ادبیات است. کتاب ابتدا قرار بود «کلاف سردرگم» نام بگیرد، اما نام آن تغییر کرد و اول بار در سالنامه «کریسمس بیتن» چاپ شد. این داستان دو بخش دارد؛ بخش اول را دکتر واتسن به زبان اول شخص روایت می‌کند و در بخش دوم راوی سوم شخص ماجرای قتل را شرح می‌دهد.

5. «لاک‌پشت و خرگوش» / الیزابت جنکینز: جنکینز که سپتامبر امسال در سن 104 سالگی درگذشت این شاهکار را در «گرمای سوزان یک خیانت» نوشت. او در زمان نوشتن این رمان از نامزدش جدا شده بود. جنکینز بیشتر با نوشتن زندگینامه جین آستین و الیزابت اول شهرت دارد. «لاک‌پشت و خرگوش» ماجرای یک ازدواج به ظاهر موفق است که شکست می‌خورد.

6. «در سفر» / جک کروئک: کروئک یکی از معدود کتاب‌هایی که موفق به تغییر فرهنگی شد را در یک نشست و روی یک رشته کاغذ نوشت. البته او برای نوشتن این اثر یاداشت‌های مفصلی داشت که حاصل هفت سال سفر در سراسر آمریکا بود.

7. «گنج‌های حضرت سلیمان» / اچ. رایدر هگرد: داستان گنجینه‌ای در آفریقا که تمدنی گمشده از آن مراقبت می‌کند به سرعت به یکی از کتاب‌های پرفروش بدل شد و ژانر دنیای‌گمشده را پایه‌گذاری کرد. هگرد شرط بسته بود که داستانی بهتر از «جزیره گنج» استیونسن می‌نویسد.

8. «مامور معتمد» / گراهام گرین: گرین روزگار سختی برای نوشتن «قدرت و افتخار» داشت و متوجه شد بدش نمی‌آید کمی پول دربیاورد، به همین دلیل نوشتن «مامور معتمد» را آغاز کرد. «د» مأمور معتمد و تنهایی است. او برای نجات کشورش که غرق در جنگ داخلی است به انگلستان می‌رود. هم زمان از طرف شورشیان «ل» نیز مأمور می‌شود در رقابتی تنگاتنگ مانع مأموریت «د» شوند. «د» که نمی‌داند برای پیشبرد ماموریتش به چه کسی اعتماد کند با دختر زیبا و جوانی به نام رز کالن آشنا می‌شود که می‌تواند برگ برنده او در بازی زندگی باشد.

9. «شاید برای شیطان مهم باشد» / سباستین فوکس: یان فلمینگ، خالق داستان‌های جیمز باند آنها را شش هفته‌ای می نوشت، فوکس هم تصمیم گرفت پس از اجازه گرفتن از مالکان حقوق آثار فلمینگ این مسیر را دنبال کند. «شاید برای...» سی و ششمین جلد از مجموعه کتاب‌های مامور «007» است. فوکس با رمان‌های «آواز پرنده» و «شارلوت گری» شهرت دارد.

10. «قمارباز» / فئودور داستایوسکی: نویسنده بزرگ روس بدهکار بود و معتاد به قمار. در آن زمان مشغول نوشتن شاهکارش «جنایت و مکافات» بود. پس نوشتن این رمان کوتاه را برای پرداخت بدهی‌اش آغاز کرد، او رمان را برای آنا اسنیتکینا دیکته می‌کرد و او می‌نوشت. پس از نوشتن رمان کوتاه داستایوسکی با اسنیتکینا ازدواج کرد. رمان از زاویه دید الکسی ایوانوویچ، معلم سرخانه خانواده ثروتمند یک ژانرال سابق روس روایت می‌شود.

 

نام اثر نویسنده مدت نگارش سال انتشار سخن نویسنده در مورد اثر
سرود کریسمس چارلز دیکنز شش هفته 1843 «در این کتاب اشباح کوچک تلاش کرده‌ام تا شبح یک ایده را بیان کنم، اینکه حس شوخی با خود، با دیگران، با این فصل و با من را از خوانندگانم نگیرم.»
گور به گور ویلیام فاکنر شش هفته 1930 «عامدانه نوشتن یک شاهکار را شروع کردم.»
بهار خانم جین برودی موریل اسپارک چهار هفته 1960 «باید درمورد اینکه تابستان خودمان را چگونه گذرانده بودیم می‌نوشتیم اما من درمورد تابستان معلم خودم نوشتم. به نظرم جالب‌تر بود.»
اتود در قرمز لاکی آرتور کانن دویل سه هفته 1886 در نامه‌ای به جوزف بل، معلم سابقش: «بدون شک من شرلوک هلمز را مدیون شما هستم. براساس استنتاج، مشاهده و توجه شما من سعی کردم یک شخصیت خلق کنم.»
لاک پشت و خرگوش الیزابت جنکینز سه هفته 1954 سال 2005: «از موقع نوشتن دیگر نگاهی به کتاب نکرده‌ام، یادآور دورانی است که خوش ندارم به آن بازگردم.»
در سفر جک کروئک سه هفته 1951 «من رمان‌های داستانی می‌نویسم و اگر بخواهم فکر روایی‌ام را عوض کنم باید بدون وقفه بنویسم.»
گنج های حضرت سلیمان اچ. رایدر هگرد شش هفته 1885 «داستان باید جان داشته باشد نه اینکه ماجراجویی صرف باشد. میلی به این داستان‌ها ندارم.»
مامور معتمد گراهام گرین شش هفته 1938 «برای اولین و آخرین بار در عمرم بنزدرین (داروی محرک عصبی) استفاده کردم. برای شش هفته صبح‌هایم را با ین قرص شروع می‌کردم و وسط روز هم یکی دیگر می‌خوردم.»
شاید برای شیطان مهم باشد سباستین فوکس شش هفته 2008 «پس از پنج سال تحقیق درمورد روانشناسی مردم دوره ویکتوریا، فکر نوشتن چیزی سریع خیلی برایم جذاب بود.»
قمار باز فئودور داستایوسکی 26 روز 1866 اسنیتکینا، کاتب و همسر داستایوسکی: «متوجه شدم که در حال دیکته کردن زندگی خودش است.»

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

مروری بر رمان آمریکا

پوچ و رنگانگ مثل آمریکا

فضای سرد و خاموش نوشته‌های فرانتس کافکا در رمان آمریکا اندکی متفاوت تر از همیشه اشتیاق خواننده خسته از آن همه تیرگی را برای خواندن کتاب می‌افزاید.

در دوره‌ای که آمریکا سرزمین تحقق رویاهای طلایی بشر بود، گروه‌های زیادی از اروپاییان به آن سرزمین مهاجرت می‌کردند و به همین سبب نوشتن از آمریکا در یادداشت‌های مختلف افراد جایگاه خاصی پیدا کرد. میل نوشتن رمان‌های آمریکایی در دوره‌ای مشخص رایج بود. البته پس از مدتی که پوچ بودن این رویاها نیز برای گروهی مشخص شد محتوای رمان‌های آمریکایی تغییر کرد.

فرانتس کافکا، نویسنده مشهور چک تبار آلمانی زبان، هرگز به آمریکا سفر نکرد. اما از دوران دانش‌آموزی و مشخصا از سال 1911 تا پایان عمر خود فکر نوشتن رمانی آمریکایی را در سر می‌پروراند. آمریکا ماجرای زندگی پسری 16 ساله به نام کارل روسمان است که در نوجوانی خدمتکار خانه‌ شان به او سوءقصد می‌کند و خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند که برای رقم زدن آینده‌ای بهتر و جلوگیری از بی‌آبرویی، او را به آمریکا نزد دایی‌اش بفرستند. اگرچه برای نخستین بار پسر از خانواده‌اش در اروپا طرد می‌شود اما آمریکا نیز ارمغانی برای او ندارد و در آنجا بر اثر یک ناهنجاری از قانون دایی خود از سوی او نیز طرد می‌شود و پس از آشنایی با عده‌ای از جوانان با آنان زندگی می‌کند. کارکردن در محیط مختلف و ماندگار نماندن در هیچ یک از آن شغل‌ها و دفاع‌ها و تلاش‌های او موضوع اصلی رمان است. روحیه عدالت‌خواهی از همان فصل اول و با دفاع او از آتشکار کشتی در مقابل ناخدا آشکار می‌شود. ترافیک‌های زیاد شهر، سرعت بالای زندگی و نظام‌های پیچیده در این رمان به خوبی نشان داده شده است. حتی از طریق جزئی‌ترین امور مثل میز تحریری که کشوهای بسیار زیاد با اندازه‌های مختلف داشت.

در حقیقت کافکا در این کتاب که با نام آمریکا به چاپ رسیده است نه تنها آن سرزمین را تحت اشکالاتی بی‌شمار معرفی می‌کند بلکه از سادگی مواجه شدن و غیر عقلانی به نظر رسیدن بعضی جلوه هایش پرده بر می‌دارد.

در حقیقت کافکا در این کتاب که با نام آمریکا به چاپ رسیده است نه تنها آن سرزمین را تحت اشکالاتی بی‌شمار معرفی می‌کند بلکه از سادگی مواجه شدن و غیر عقلانی به نظر رسیدن بعضی جلوه هایش پرده بر می‌دارد. یکی از نکته‌های تامل برانگیز این رمان در انتخاب شخصیت پسر 16 ساله اروپایی است که چرا کافکا از شخصیتی با سن بالاتر و جهان دیده تر استفاده نکرده است. البته خود کافکا هنگام کار روی این رمان سخت دلبسته دیوید کاپرفیلد، اثر چارلز دیکنز بوده است. وی می‌گوید: «...کارل روسمان مورد علاقه شما از خویشان دیوید کاپرفیلد و الیور تویست است.»

علی عبداللهی مترجم رمان آمریکا از نشر مرکز با استفاده از نسخه‌ اصیل تر و رایج آن در جهان و نیز نسخه قدیمی مارکس برود، آن را بسیار روان ترجمه کرده و با مقدمه‌ای نسبتا طولانی(حدود 40 صفحه) به‌طور ضمنی از اندیشه‌های کافکا و با بسط بیشتری از رمان آمریکا، نمادهای آن، سفرنامه‌هایی که کافکا تحت تاثیر آن‌ها بوده و نیز نسخه‌های این کتاب سخن گفته است که شناخت نسبتا جامعی در اختیار هر خواننده‌ای قرار می‌دهد.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

روابط ادبای عرب و ایران!

رمان‌نویس فلسطینی: روابط بین ادبای جهان عرب و ایران باید محکم‌تر باشد

العیسه رمان‌نویس فلسطینی درباره روابط ادیبان عرب و فارسی زبان گفت: به صورت کلی نزد محافل فرهنگی اعراب فرهنگ و ادب فارسی دارای جایگاه والایی است اما من فکر می‌کنم روابط بین ادبای جهان عرب و ایران باید محکم‌تر و بهتر از حالت فعلی آن باشد.

به گزارش باشگاه خبری فارس«توانا»، اسامه العیسه ادیب و رمان‌نویس فلسطینی متولد 20 دسامبر 1963 در بیت‌لحم از خانواده‌ای آواره از روستای زکریا در ساحل مدیترانه است،روستایی که اسرائیلی‌ها آن را خراب کرده و تبدیل به شهرک کرده‌اند و او هم‌اکنون در بیت‌لحم زندگی می‌کند.او نوشتن را از کودکی شروع کرده و در سال 1984 و در سن 21 سالگی برای اولین بار مجموعه داستانی با عنوان «ما فقرا همچنان عاشق هستیم» را به چاپ رسانده است.

او درباره آثارش می‌گوید: «تاکنون کتاب‌های من در زمینه‌های ادبی، پژوهشی و تحقیقات ژورنالیستی بوده و به غیر از کتاب‌هایی که در اینترنت از من منتشر شده، 13 کتاب از من چاپ شده که به مسائل متنوعی که اکثرا به مسئله فلسطین مربوط می‌شود، می‌پردازد».

اسامه العیسه همچنین در دوران انتفاضه مسجد الاقصی نیز چند کتابی که مستقیما به مسئله مقاومت می‌پرداخت منتشر کرده؛ از جمله کتاب‌هایی درباره عملیات استشهادی «شهیده آیات الاخرس» و «شهیده عندلیب طقاطقه»، به همراه کتابی درباره عملیات‌های نیروهای مقاومت با عنوان «راهی به سوی امانوئل» و کتابی درباره ترور فعالان انتفاضه توسط نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی و همچنین کتابی درباره ترورهایی که موساد انجام داده است.

در میان کتاب‌های او که در بیروت، دمشق، امان، قاهره و بیت‌المقدس منتشر شده خودش کتاب «سایه او بر زمین» را برای خواندن پیشنهاد می‌کند و می‌گوید: «این کتاب تحقیقی است درباره القابی که حکام مسلمان درباره خود بر مسجد‌الاقصی و دیوارهای قدس قدیم منقش و نصب کرده‌اند؛ در این کتاب سعی کردم این القاب که حکام بر روی خود می‌گذاشتند را بررسی کنم و عمق استبداد در میان حکام عرب و مسلمان را نشان بدهم، استبدادی که به نظر من همچنان ادامه دارد».

اثری که او برای خواندن پیشنهاد می‌کند کتاب جنجالی است که «باعث خشم دیگران شده و در اردن کتابفروشی‌ای که این کتاب را توزیع می‌کرده است را بسته و نسخه‌هایی از این کتاب را مصادره کرده‌اند».

آنچه در ادامه می‌خوانید مصاحبه‌ای است که خبرگزاری فارس به صورت اختصاصی با او انجام داده است:

* روابط بین ادبای جهان عرب و ایران باید محکم‌تر باشد

اسامه العیسه در این گفت‌وگو درباره ادبیات فارسی و جایگاه آن در جهان عرب گفت:

مثل همه در جهان عرب، ادبیات فارسی را از طریق خیام و حافظ شناخته‌ام.

وی درباره کتاب‌هایی که تا به حال از ادبیات فارسی خوانده نیز گفت: برخی کتاب‌های محدودی که به زبان عربی ترجمه شده را خوانده‌ام و هم‌اکنون کتابی که از ایران در حال خواندن دارم رمان «نون و القلم» جلال آل‌احمد است که رمانی به واقع خوب و سمبلیک است و البته بعضی کتاب‌های آقای خاتمی را نیز خوانده‌ام.

این نویسنده عرب درباره رابطه‌اش با ادبا و نویسندگان ایرانی نیز گفت: متأسفانه هیچ رابطه‌ای با ادیبان ایرانی ندارم چرا که ما فلسطینی‌ها به خاطر اشغالگری از انزوای فرهنگی رنج می‌بریم.

اسامه العیسه همچنین درباره جایگاه ادبیات فارسی در جهان عرب گفت: جایگاه هر ادبیات در میان ملل دیگر بستگی به ترجمه آن به زبان‌های دیگر دارد و هر چند من اطلاعات زیادی درباره ترجمه از فارسی به عربی ندارم اما فکر می‌کنم این مسئله ضعیف است.

وی افزود: عموما مسئله ترجمه در جهان عرب ضعیف است به‌ویژه هنگامی که این مساله را با امثال آن در کشورهای غربی و حتی رژیم صهیونیستی مقایسه می‌کنیم.این رمان‌نویس فلسطینی همچنین درباره روابط ادیبان عرب و فارسی زبان گفت: به صورت کلی نزد محافل فرهنگی اعراب فرهنگ و ادب فارسی دارای جایگاه والایی است اما من فکر می‌کنم روابط بین ادبای جهان عرب و ایران باید محکم‌تر و بهتر از حالت فعلی آن باشد.

* اعراب به ادبیات و هنر آمریکا بیشتر از ادبیات و هنر ایران آشنایی دارند

وی در ادامه افزود: ما در جهان عرب بیشتر از آنکه از ادبیات فارسی و سینما و هنر ایران مطلع باشیم از ادبیات و سینما و هنر آمریکا مطلع هستیم.

این ادیب فلسطینی همچنین درباره تأثیر ادبیات فارسی بر ادبیات معاصر جهان عرب گفت: معتقدم تأثیرات فرهنگی و سیاسی ایران بر جهان عرب بیش از توقع بوده است اما این مشهود و ملموس نیست و این تأثیری است که می‌توان در شعر عرب و معماری دید.

وی افزود: البته در تأثیر سیاسی ایران که بیش از تأثیر فرهنگی آن بوده شکی نیست چرا که انقلاب اسلامی مهمترین و بارزترین حادثه‌ای بوده است که در طول دهه‌های گذشته منطقه به خود دیده است.

* برخی نویسندگان عرب نگاهشان به خواننده غربی است

اسامه العیسه در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره جایگاه ادبیات در جهان عرب گفت:

وضعیت ادبیات در جهان عرب بهتر از واقعیت و وضعیت سیاسی آنان است، ما ادبیاتی داریم که توانسته در سطح جهان خودنمایی کند هر چند نمی‌توانم اهمیت آنان را در این مجال برای شما بیان کنم.

وی افزود: این نویسندگان واقعیات زندگی خود را صادقانه بیان کرده‌اند و آثار آنان به زبان‌های مختلف ترجمه شده است.

اسامه العیسه در عین حال افزود: البته هنوز در جهان غرب نگاه خاصی به جهان عربی و اسلامی دارند لذا انواع خاصی از ادبیات را ترجمه و حمایت می‌کنند که با نظر آن و دیدگاه آنان یکسان باشد و به همین خاطر فکر می‌کنم بعضی از نویسندگان در جهان عرب این معادله را درک کرده و با آن به صورت فرصت‌طلبانه برخورد کرده‌اند.

وی ادامه داد: این افراد هنگامی که شروع به نوشتن می‌کنند نگاهشان به دنبال ترجمه و خواننده غربی است.

* ادبیات مقاومت در جهان عرب و فلسطین شاهد افول نگران‌کننده‌ای است

این رمان‌نویس فلسطینی همچنین درباره ادبیات مقاومت گفت: متأسفانه ادبیات مقاومت در جهان عرب و فلسطین شاهد افول نگران‌کننده‌ای است.

وی افزود: پس از زلزله‌ای که قرارداد اسلو ایجاد کرد بسیاری از ادیبان عرب سلاح قلم را رها کرده و همچون سیاستمداران که سلاح را زمین گذاشتند با رژیم صهیونیستی همچون یک دوست تعامل و همراهی کردند.

اسامه العیسه ادامه داد: اصطلاح ادبیات مقاومت در فلسطین متأسفانه بدنام شده است و به‌ویژه نزد نسل‌های ادیب و جوان شاهد بازگشت به درون و حسب حال نویسی هستیم و بسیاری از این ادیبان جوان از روش‌ها و سلوک‌های ادبی در جهان غرب تقلید می‌کنند.

وی در حالی که از نگرانی خود می‌گفت، تأکید کرد: به واقع ناراحت و نگران ادبیات در فلسطین هستم چرا که عملیات و حرکت ساختن انسان فلسطینی جدید بر اساس معیارها و سیاست‌های آمریکا و غرب در حال اجرایی شدن است که البته این امر بر هیچکس پوشیده نیست.

این نویسنده فلسطینی همچنین درباره اهتمام مردم عرب به ادبیات مقاومت گفت: نمی‌‌توانم جایگاه آن را به صورت کامل برای شما ارائه دهم و البته توجه به این مسئله کم است و آن چه که مردم کشورهای عربی را به خود مشغول کرده از سوی حکومت‌های آنها تعریف شده و آن چیزی نیست جز تلاش برای به دست آوردن یک لقمه نان و دیدن سریال‌های تلویزیونی مخمور کننده که نهایتا وقتی برای توجه به ادبیات و سیاست نمی‌ماند و این چیزی است که حکام عرب می‌خواهند.

وی همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا فیلم‌هایی اقتباسی از آثار نویسندگان عرب ساخته شده است، گفت: رمان‌های عربی بسیاری به فیلم تبدیل شده است که از مهمترین آنها می‌توان به رمان‌های «نجیب محفوظ» اشاره کرد.

اسامه العیسه ادامه داد: در سال‌های اخیر فیلم‌هایی از رمان‌های معاصر چون رمان «عمارت یعقوبیان» ساخته شد اما باید بگویم سینمای جهان عرب برخلاف سینمای ایران که به جوایز و افتخارات بسیاری دست یافته در حال افول است.

در این گفت‌وگو از اسامه العیسه خواستم تا کتابی از کتب ادبای عرب را برای خواندن معرفی کند و او گفت: کتاب‌های بسیاری وجود دارد که می‌تواند مفید باشد مانند آثار ادیب مصری «بها طاهر» و رمان «طعم جدایی» از رمان‌نویس فلسطینی «ربعی المدهون» و رمان‌های رمان‌نویس لبنانی «امین معلوف».

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

گزارش روزنامه لوموند از وضعیت فروش کتاب در فرانسه

ادبیات فرانسه: حفره‌ای از ابهام

چه اتفاقی برای ادبیات فرانسه رخ داده است؟ در واقع، رمان‌های فرانسوی در حالی که بر پیشخوان کتابفروشی‌ها دیده می‌شوند، ولی با انتشار آثار جدید در پاییز 2010 در صدر آثار پرفروش حضور ندارند.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پاریس، مینو خانی: به گزارش خبرگزاری ایبنا به نقل از روزنامه فرانسوی لوموند، فقط یک عنوان رمان فرانسوی در لیست پرفروش‌ترین‌ها دیده می شود: «نقشه و سرزمین» اثر میشل هولبک که از سوی انتشارات فلاماریون 9 سپتامبر وارد بازار نشر شده، اثری که تا به حال 200 هزار نسخه فروخته و احتمالا فروش 250 هزار نسخه دیگر را تا قبل از آغاز جوایز ادبی تجربه می‌كند. «نقشه و سرزمین» شانس زیادی دارد که همچنان فروش خوبی داشته باشد، چون در فهرست نامزدهای 3 جایزه ادبی کنگور، فمینا و رونودو و همچنین جایزه بزرگ آکادمی فرانسه که 28 اکتبر (6 آبان)  اهدا خواهد شد، قرار دارد.

تا نیمه اکتبر، «نقشه و سرزمین» تنها اثر فرانسوی در قطع وزیری (یعنی چاپ اول) است که در فهرست 20 اثر پرفروشی قرار دارد که در گزارش موسسه تحقیقاتی اپسوس كه برای نشریه کتاب هفته انجام شده است. اثر برنارد وربر، «خنده سیکلوپ» نیز که اول اکتبر از سوی انتشارات آلبن میشل منتشر شده در این فهرست دیده می‌شود.

در زمان مشابه در سال 2009، چهار عنوان اثر فرانسوی همچون: «سه زن توانا» اثر ماری ان‌دیایه (انتشارات گالیمار)، «دختر بد» اثر جوستین لوی (انتشارات ستوک) و دو اثر از برنارد وربر و ژان کریستف گرانژه در این لیست حضور داشت.

 

در سال 2008 نیز پنج عنوان اثر فرانسوی شامل «آیین گرسنگی» از ژان ماری لوکلتزیو (گالیمار)، «کجا می رویم پاپا؟» اثر ژان لویی فورنیه (ستوک)، «حقیقت پرنس» اثر املی نوتومب (آلبن میشل)، و همچنان دو اثر از وربر و گرانژه در این فهرست جای داشت.

با این همه، از پل اتساوسکوی که مدیریت انتشارات پ. او. ال را بر عهده دارد تا اولیویه نورا مدیر انتشارات گراسه و فایار، همه با اطمینان می‌گویند «شرایط خیلی خوبی وجود ندارد». البته عناوین دیگری همچون «اولین شب» اثر مارک لوی در قطع جیبی (یعنی چاپ‌های بعدی) هنوز خوب می‌فروشند. «سقوط غول‌ها» از نویسنده بریتانیایی، کن فولت یا سه داستان مصوری که سپتامبر راهی بازار نشر شده اند نیز فروش خوبی داشته‌اند.

آثار دیگری که هم تحقیقی‌اند و هم ادبیات، نیز خوب می فروشند. در مقابل هولبک، دو عنوان دیگر خوب مقاومت می‌کنند: کتاب سیاه ژان دو اورموسون، «چیز عجیبی غیر از پایان دنیا هست» (انتشارات روبرت لافون) و اثر اینگرید بتانکور، «حتی سکوت هم پایانی دارد» (انتشارات گالیمار).

البته این ضعف فروش مربوط به آثار فرانسوی را مدیران انتشارات گراسه و سویل هم تایید می‌کنند. اولیویه نورا معتقد است که چند سالی است که ادبیات ایالات متحده ظاهر بی‌معنایی به خود گرفته است، البته تا پیش از این که با جاناتان فرانزن دوباره حرکت کند. مارتین سادا، مدیر بخش ادبیات انتشارات سویل نیز معتقد است که آثاری که انتظار بیشتری از آنها می‌رود، کمتر فروش می کنند. بهترین کاری که این انتشاراتی داشته است رمانی اثر شانتال توماس است که 30 هزار نسخه فروش کرده است. البته انتشارات سویل سود خوبی با 4 عنوان کتابی خواهد داشت که در سال 2011 منتشر می‌کند: ابتدا سه کتاب هنری «بخشها» اثر مرلین مونرو، میتولوژی ها اثر مصور رولاند بارت و «فرانسه» اثر ریموند دپاردون و یک اثر پلیسی «مرد نگران» از هنینگ مانکل.

با این حال همه ناشران گلایه نمی‌کنند. رییس انتشارات اکت سود، از موفقیت «توفان» آخرین اثر لوران گوده و «روحم را کجا جا گذاشتم؟» اثر ژروم فراری می‌گوید. و البته انتشارات ورتیکال هم از فروش آثار اولیویا روزنتال و ملیس دوکرانگال که هر یک 15 هزار نسخه فروخته‌اند و در فهرست جوایز ادبی هم دیده می‌شوند، راضی است.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

جایزه سرزمین ماتادورها

جایزه ادبی سروانتس

Cervantes prize

 

جایزه ادبی سروانتس به نوبل ادبیات اسپانیا معروف است. سال 1976 به ثبت رسید و با اهدای جایزه های چشمگیر با ارزش مالی زیاد جای معتبری به دست آورد. این جایزه یک جایزه بین المللی است و تنها شرط شرکت در رقابت نویسندگان، نوشتن به زبان اسپانیایی یا ترجمه اسپانیایی کتاب است.به همین دلیل در این چهل و چند سال تقریبا همه برندگان جایزه سروانتس، به جز اسپانیایی ها از آمریکای جنوبی هستند.

تبیلغ درباره شان جایزه سروانتس و جذابیت ویژه بخش مالی آن، این جایزه را در مدت کوتاهی سر زبان ها انداخت؛ طوری که اگر یک نویسنده بتواند جایزه سروانتس را به دست آورد، افتخاری استثنایی را تجربه کرده است. این جایزه کمی شبیه جایزه من بوکر است. چون زبان مبنا برای رقابت یکی است.

 

خانه تکانی دن کیشوت در ادبیات اسپانیا

میگل دو سروانتس – نویسنده معروف اسپانیایی – که در سال های 1574 تا 1616 میلادی برای تحول ادبیات اسپانیا می نوشت، توانست در روش های مختلف تغییر نوشتن را آزمون و خطا کند. سروانتس پس از 50 سالگی به فکر چاپ و انتشار نوشته هایش افتاد. این نویسنده را بیشتر با کتاب «دن کیشوت» می شناسند. پس از چاپ دوره اول به فکر نوشتن قسمت دوم افتاد و هر دو قسمت این رمان مخاطب زیادی پیدا کرد و بارها به زبان های مختلف چاپ شد.

توجه به محتوای داستان و روش رمان نویسی، ویژگی جدی نوشته های سروانتس است. به همین دلیل معتبرترین جایزه ادبی اسپانیایی زبان ها به نام میگل دو سروانتس ثبت شد که یک جایزه دولتی است و پشتیبانی مالی آن با وزارت فرهنگ اسپانیاست.

سروانتس هم مثل بیشتر جایزه های ادبی دیگر هیات داورانی دارد که به «آکادمی زبان» معروفند و نویسندگان برتر را به وزارت فرهنگ اسپانیا معرفی می کنند و تصمیم آخر با این نهاد دولتی است. جایزه های ادبی دولتی معمولا دو ویژگی دارند: اول میزان زیاد جایزه نقدی و دومین ویژگی تاثیر سیاست در انتخاب افراد و کتاب های برگزیده. جایزه سروانتس هر دو ویژگی را دارد. میزان جایزه نقدی 90450 یورو (معادل 133 هزار دلار) است و داوران اصلی وزیر فرهنگ، پادشاه و ملکه اسپانیا هستند. آکادمی زبان حق دارد نامزدها را پیشنهاد کند اما تصمیم اصلی برای معرفی برنده را سیاسی های اسپانیا می گیرند. این موضوع در رسانه ها مطرح می شود و کسی اصراری به پنهان کردن موضوع ندارد. اهدای جایزه سروانتس معمولا با برپایی جشن بزرگ و مراسم ویژه ای با حضور پادشاه و ملکه اسپانیا صورت می گیرد.

سابقه بعضی از این برندگان در سال های گذشته قبل یا بعد از برگزیده شدن وارد دنیای سیاست شدند و در جریان همسو با خانواده سلطنتی حرکت کردند.

سال 2008 جایزه سروانتس به خوان خلمن – شاعر آرژانتینی اهدا شد. به جز منتقدان، بقیه اهالی ادبیات اسپانیا هم می دانند این شاعر مجبور شده شعرهای سیاسی بگوید تا از مبلغ 133 هزار دلاری جایزه معتبر سروانتس بهره مند شود. شعر او - «جنگل کثیف» - درباره تجربه های خلمن در جنگ به عنوان یک فعال سیاسی است. خوان خلمن نویسنده و شاعر 77 ساله تا کنون 22 کتاب چاپ کرده و در فاصله سال های 1976 تا 1983 در مبارزه های انتخاباتی علیه چپ های آرژانتینی شرکت کرده است.

خوان مارسی، نویسنده ای است که در سال 2009 افتخار به دست آوردن جایزه سروانتس را تجربه کرد. او به دلیل نوشتن در فضای واقعی نظام های سوسیالیستی و کمونیستی به شهرت رسید.

جایزه سروانتس 23 آوریل در سالروز مرگ میگل دو سروانتس به یک شاعر یا نویسنده داده می شود.

برندگان قبلی سروانتس کسانی مثل خورخه لوئیس بورخس، کارلوس فوئنتس، ماریو بارگاس یوسا و مارگارت آتوود بوده اند.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

بهترین چتری‌های! ادبیات به انتخاب گاردین

روزنامه گاردین بهترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان درباره داستان انسان‌هایی که با «چتر» یا «برولی» انس خاصی داشتند جمع آوری کرده است:

 

رابینسون کروزوئه / دانیل دفو

این کتاب یک خودزندگینامه منحصر به فرد معنوی و خیالی است که لقب «پدر رمان انگلیسی» را برای خالقش به ارمغان آورد. قهرمان داستان، که نام او بر این رمان نهاده شده، زندگی مرفه خود در بریتانیا را برای مسافرت در دریاها رها می‌کند. پس از اینکه از حادثه غرق شدن کشتی جان سالم به در می‌برد، 28 سال را در یک جزیره و اغلب به تنهایی به گذران زندگی می‌پردازد تا آنکه زندگی یک بومی وحشی آن جزیره را نجات داده و نام «جمعه» بر وی می‌نهد. این دو مرد سرانجام آن جزیره را به مقصد بریتانیا ترک می‌کنند. در رمان رابینسون کروزوئه از چتر یا سایبان به عنوان یار دیرینه شخصیت‌های اصلی داستان یاد می‌شود و در بعضی از صفحات برای او شخصیتی حقیقی تعریف می‌شود.

 

مارتین چازلویت/ چارلز دیکنز

خانم گمپ پرستاری دائم الخمر و قابله‌ای از قشر متوسط جامعه است که همیشه چتری رنگ و رو رفته را بالای سر خود حمل می‌کند و بیشتر اوقات با چترش زندگی می‌کند. اگرچه این مواقع استثناء هم دارد و آن زمانی است که آسمان آبی را متوجه می‌شود و به سوی بالا نگاهی می‌کند. او هر روز چتر خود را برق می‌اندازد و از آن برای ساختن اتاقی دور خود در میان جمعیت انبوه شهر استفاده می‌کند. همین داستان چارلز دیکنز باعث شده بود مدت زیادی در انگلیس چتر را با واژه «گمپ» یا همان چتر بزرگ به کار رفته در رمان دیکنز خطاب می‌شد.

 

هاواردز اند / ای.ام. فورستر

این رمان اولین بار در سال 1910 در بحبوحه جنگ طبقاتی در انگلیس منتشر شد و داستان آن نیز بیشتر حول محور همین مبارزات می‌چرخد. «هاواردز اند» مشکلات، معضلات، و همچنین فواید روابط بین اعضای طبقات مختلف اجتماعی را بررسی می‌کند. چتر لئونارد باست شخصیت اصلی داستان به طور حتم مشهورترین چتر ذکر شده در ادبیات قرن بیستم محسوب می‌شود. بعد از پایان یکی از کنسرت‌های بتهوون، هلن شیگل ثروتمند به عنوان یکی از حاضران در کنسرت، اشتباها با چتر یکی از منشی‌ها یا خدمتگذاران، کنسرت ترک می‌کند که علاقه خاصی به فرهنگ و موسیقی دارد و همین چتر حوادثی را پیش می‌ آورد و روابط خاصی بین این دو اعضای دو طبقه متفاوت جامعه انگلیس ایجاد می‌کند که در پس این رابطه فورستر انتقادات خود از طبقه مرفه جامعه را ذکر می‌کند.

 

داستان‌های پدر براون / جی.کی. چسترتون

چسترتون، رمان نویس انگلیسی قرن نوزده این کشور در مجموعه 52 داستان کوتاه که بعد از مدتی در 5 جلد منتشر شد داستان‌های کشیشی به نام براون ساکن برادفورد را می‌نویسد. پدر براون در میان مردم محله‌ای که او در آنجا زندگی می‌کند به عنوان مردی قابل اطمینان شناخته شده است که همیشه حوادث و مشکلات عجیب اطراف خود را حل می‌کند و به عنوان «کشیش کارآگاه» در محله خود خطاب می‌شود. او مثل سایر کشیش‌ها لباس سیاه بلندی می‌پوشد و کلاهی بزرگ به همین رنگ نیز بر سر می‌گذارد که همیشه یک چتر نیز همراه او است. وقتی ما برای اولین بار او را در کلیسا می‌بینیم چتر او در ابتدا نشانه افسردگی کشیش معرفی می‌شود ولی بخشی از حل مشکلات از سوی همین چتر اتفاق می‌افتد! در داستان های آخر او همیشه چترش را به صورت متناوب در گوشه‌ای رها می‌کند و تمام این کارها برای پنهان کردن افکار عجیبش است.

 

وینی پو / ای.ای میلن

اولین بار این کتاب در سال 1958 منتشر شد و تا کنون به زبان‌های مختلف از جمله به زبان لاتین با نام «وینی ایلو پو» (Winnie ille Pu) ترجمه شده است که والت دیزنی مجموعه‌های بسیاری از روی آن ساخته است. وینی پو، یک خرس قطبی باهوش و شجاع و در عین حال شاعر با شعرهای بامزه و زیبا است؛ اما نه از آن خرس‌های قطبی که شما می‌شناسید.

او یک عروسک خرسی است به نام «ادوارد خرسه» که خودش را وینی پو معرفی می‌کند. از آنجا که صاحبش کریستوفر رابین خیلی مهربان است و او را خیلی دوست دارد، هر روز از نویسنده می‌خواهد برای او و درباره او و دیگر حیوانات عروسکی‌اش قصه‌هایی بامزه تعریف کند. کتاب «وینی پو» ماجرای این قصه‌ها و رویدادهای پر هیجان آنهاست. شخصیت این قصه‌ها همگی حیواناتی هستند یاور یکدیگر که در هنگام دوری دلشان برای هم تنگ می‌شود. «پیگلت» خوکی کوچک و فسقلی است، «ایور» که دمش را گم کرده، الاغی است خاکستری رنگ و غمگین، «کانگا» کانگورویی است نگران گم شدن بچه‌اش و...

در جای جای قصه وینی پو، چتر نقش اصلی برای بازی و سرگرمی شخصیت‌های داستان ایفاء می‌کند که از جانب کریستوفر رابین شخصیت انسان یا پسر داستان به اهالی جنگل هدیه داده شده است. خرس مهربان قصه از چتر برای بازی و حتی در بعضی مواقع برای نجاتش از دست زنبوران عسل استفاده می‌کند. او از چتر بارها برای نجات حیواناتی استفاده می‌کند که در آب گیر می‌افتند.

 

شیر، جادوگر و کمد لباس / سی. اس. لوئیس

کتاب، داستان چهار دختر و پسر نوجوان و به عبارتى دو خواهر و دو برادر است که با کمک یک کمد لباس به سرزمین استثنایى و جادویى نارنیا سفر مى‌کنند. آنها که در دوران جنگ جهانى اول از منازل خود در شهر لندن به خانه یک پروفسور نیمه دیوانه انگلیسى در حومه شهر تبعید شده‌اند، حال و روز خوشى ندارند، اما با کشف یک کمد لباس پر از کت‌هاى خز در خانه این پروفسور دیوانه توسط لوسى، دنیاى تازه و خارق العاده‌اى پیش چشمانشان گشوده مى‌شود. کمد کذایى یک کمد لباس معمولى نیست بلکه این قابلیت را دارد که پاى پیتر، سوزان، ادموند و لوسى را به دنیاى جادویى به نام نارنیا باز کند. سرزمینى که در آن حیوانات به زبان آدمیزاد سخن مى‌گویند و حاکمش شیرى مهربان، کاردان و رئوف به نام اصلان است که با قوانین مختص به خودش ساکنان نارنیا را رهبرى مى‌کند.

وقتی لوسی برای اولین بار وارد سرزمینی یخ زده به نام نارنیا وارد می‌شود با آقای «تامنوس فان» آشنا می‌ شود که بعد از لحظه ای متوجه می‌شود که مثل بزها سم و دو شاخ دارد ولی چتری نیز به همراه دارد که با شخصیت حیوانی‌اش تطابقی ندارد. او چتر را مثل انسان‌ها حمل می‌کند. و از لوسی دعوت می‌کند در غارش نان تست شده بخورد. او می‌گوید: «آهای دختر حوا... اگر بازوی من را بگیری من هم چتر را بالای سر هر دویمان می‌گیرم....»

 

چتر/ فردیناند مانت

سر ویلیام رابرت فردیناند مانت، نویسنده و رمان‌نویس انگلیسی مدت زیادی در روزنامه تایمز لندن به عنوان ستون نویس سیاسی کار کرده است و در زمان نخست وزیری مارگارت تاچر رمان «چتر» را درباره تحولات و اتفاقات سیاسی زمان خود می‌نویسد. رمان تاریخی مانت زندگی «لرد آبردین» پسر عمومی لرد برایان ولیعهد زمان ویکتوریا را روایت می‌کند که گفته می‌شود همیشه چتر حمل می‌کرده است. او در جوانی چتری سنگین و سبز داشته و در زمان پیری چتری سیاه و کوچکتر همیشه مونس او بوده است. چتر او مثل سایر داستان‌های گفته شده نمی‌تواند او را از یک سری حوادث غم انگیز اطرافش محافظت کند.

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

مروری بر برخی آثار ترجمه شده یوسا در ایران

ما و ادبیات آمریکای جنوبی

تاکنون بیش از 10 کتاب از نوشته های ماریو بارگاس یوسا در ایران ترجمه و منتشر شده که بعضی از آن ها مانند « راز قتل پالومینو مولرو» با عناوین دیگری نیز به چاپ رسیده اند. عبدالله کوثری، قاسم صنعوی، اسدالله امرایی، احمد گلشیری و آرش سرکوهی، شاخص ترین مترجمان آثار این نویسنده آمریکای جنوبی در ایران هستند که سهم اولی، با شش کتاب بیش از سایرین است. همچنین موسسات چاپ و نشر کتاب مثل نشر علم، توس، آگه، لوح فکر، نگاه ، نیلوفر و چشمه، عهده دار انتشار کارهای یوسا در ایران هستند که علم، آگه و نگاه در این عرصه پر کارتر بوده اند. شاید شباهت های جامعه انسانی و اشتراکات فکری مردم ایران با جوامع آمریکای جنوبی موجب این علاقه مندی به کارهای یوسا و انتشار پرشمارگان آثار او در کشور ما شده است. با این مقدمه، نگاهی با آثار ترجمه شده  از ماریو بارگاس یوسا در کشورمان خواهیم داشت.

 

«سور بز»؛

روایتی معکوس

رمان «سور بز»، اثری است که از زوایای گوناگون قابل مطالعه است. این اثر، زوال دیکتاتور دومینیکن، یعنی تروخیو را به تصویر کشیده و از زاویه مردم شناسی و وجوه مختلف تاریخی، حرف هایی برای گفتن دارد. کلیت رمان «سور بز» بر اساس یک اسطوره طرح ریزی شده، و نویسنده در آن با روایتی معکوس به لحظه های پایانی حکومت یک دیکتاتور پرداخته است؛ لحظه هایی که او دیگر آن قدرت و صلابت اولیه اش را ندارد و افرادی که به روش های مختلف در به دست آوردن قدرت ، او را یاری کرده اند، حالا در انتظار رسیدن او نشسته اند تا نابودش کنند.

 

«جنگ آخر الزمان»؛

برادر جنگ و صلح

رمان حجیم و تراژیک « جنگ آخرالزمان» در سال 1981 منتشر شد. این اولین رمان یوسا بود که حوادث آن در خارج از پرو، یعنی برزیل اتفاق می افتاد . این اثر بر پایه روایتی است که در سال های 97-1896 در برزیل رخ داده است. این کتاب همچنین اولین تلاش یوسا برای طبع آزمایی رمان تاریخی نیز بود. یوسا از این کتاب به عنوان بهترین اثر خود یاد می کند و بعضی از منتقدین این رمان، آن را در یک ستایش تا حدی اغراق آمیز، همانند «جنگ و صلح» تولستوی می خوانند.

 

دو رمان یک تحقیق

یکی از کتاب های یوسا با دو نام « راز قتل پالومینو مولرو» و «چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟» در ایران منتشر شده که اولی را اسدالله امرایی و دومی را احمد گلشیری به فارسی برگردانده اند. یوسا در دهه 1990 میلادی در راس هیاتی حقیقت یاب و به درخواست رییس جمهوری وقت پرو، به سفری تحقیقاتی می رود. در پایان این سفر که برای مشخص شدن علت قتل عده ای خبرنگار انجام شده، ایده داستانی یوسا شکل می گیرد. این کتاب با عنوان «چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟» انتشار می یابد. در این داستان، یوسا به طور غیر مستقیم به فساد نظامیان و جامعه آن ها می پردازد. او همچنین به طور ضمنی به قتل روزنامه نگاران اشاره می کند و به ویژگی های جامعه دیکتاتور زده می پردازد. این سفر ایده دیگری نیز در ذهن او ایجاد می کند که باعث نگارش رمان «مرگ در آند» و انتشار آن در سال 1993 می شود. اثر دوم را عبدالله کوثری به فارسی ترجمه کرده است.

 

«گفت و گو در کاتدرال»؛

دو روایت از یک ماجرا

مراد از به کار بردن واژه «گفت و گو» در عنوان این کتاب به معنای حرف زدن از دو جهت است که در جایگاه متفاوت در مقابل هم قرار می گیرند. بر همین اساس گفت و گو در این رمان حرف هایی نیست که صرفا دو نفر به هم می زنند و ما با عقاید و شخصیت شان آشنا می شویم، بلکه روایتی است که هرکدام از ماجرا دارند و هریک به شکلی آن اتفاق را به خواننده نشان می دهند.

رمان با دیدار دو شخصیت اصلی، که به طور اتفاقی با هم مواجه شده اند، شروع می شود. آن ها در میخانه ای به نام کاتدرال با هم به گفت و گو می نشینند و رمان تا انتها بر اساس این گفت و گو پیش می رود.

 

«سال های سگی»؛

نمایش جامعه بی عدالت

سال های سگی به زندگی چند نوجوان که در یک مدرسه نظامی با مقررات خشک و رسمی فضاهای نظامی درس می خوانند، می پردازد و به «فسادی که هر نسل، تسلط خود را اعمال می کند» و در کنار آن به معصومیتی که شاید به کل از بین نمی رود. دبیرستان نظام«لئونیسو پرادو» واقع در لیما، به راستی نمادی از کشور پرو است. به ویژه دانش آموزان واحد ستوان گامبوا که ترکیبی از نژادهای مردم پرو هستند. شخصیت ها در این رمان به خوبی پرداخت شده اند و ناخودآگاه می توان آن ها را به تیپ های مختلف جامعه هم تشبیه کرد. سال های سگی نشان می دهد در جوامعی که نظام حکومتی بر پایه بی عدالتی استوار است، نه مجالی برای گفت و گو وجود دارد و نه هیچ راهی برای برقراری ساده ترین روابط انسانی.

 

«سردسته ها»؛

داستان های کوتاه یوسا

کتاب سردسته ها شامل شش داستان کوتاه است. یوسا این داستان ها را درسال 1959 و در سن 23 سالگی، قبل از خلق نخستین رمان خود، «شهر و سگ ها» نوشت. در «سردسته ها»، اعتصاب بچه های یک دبستان و چند نفر از بچه های کلاس پنجم که سردسته افراد می شوند، مطرح است. در «کرجی»، دعوای شبانه با چاقو محور حوادث داستان است. در «برادر کوچک»، دو برادر به دنبال سرخپوستی هستند که به خواهرشان آسیب رسانده است. «یکشنبه» داستان پسری است که عاشق دختری به نام فلوراست و برای آن که مانع از ملاقات فلورا و دوستش روبن شود، در روزهای سرد زمستان با روبن مسابقه شنا می گذارد. در «ملاقاتی» مردی که حاضر شده برای آزادی از زندان، مقدمات دستگیری مرد دیگری را مهیا کند، مطرح می شود و در داستان «پدربزرگ»، پیرمردی جمجمه ای پیدا می کند و حوادث تازه ای پس از آن رقم می خورد.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

سربازهای ادبیات فرانسه

جایزه ادبی گنکور

Goncourt Prize

جایزه ادبی گنکور مهم ترین و قدیمی ترین جایزه در ادبیات فرانسه است. این جایزه با وصیت ادموند دو گنکور در سال 1896 پایه گذاری شد و اولین بار در 21 دسامبر سال 1903 به ژان آنتوان نو اعطا شد. البته مجمع ادبی گنکور در سال 1902 به ثبت رسید و از این تاریخ به بعد در مجامع ادبی دنیا آن را به رسمیت شناختند.

این جایزه ادبی هر سال بهترین کتاب داستانی را انتخاب می کند و معمولا رمان ها شانس بیشتری دارند.

جایزه گنکور به اندازه جایزه های ادبی من بوکر (انگلیسی) و سروانتس (اسپانیا) ارزش و اعتبار دارند؛ اما مبلغ نقدی آن خیلی کم است. در چند سال اخیر این رقم جمعا به 50هزار دلار رسیده است.

نویسنده و کتاب برتر گنکور هم مثل بقیه جایزه های ادبی از سوی یک تیم چند نفری انتخاب می شود. اعضای آکادمی گنکور کتاب های داستانی به زبان فرانسه هر سال را مطالعه و بهترین رمان را انتخاب می کنند.

اعضای این آکادمی هر ماه در رستوران «دروآن» پاریس دور هم جمع می شوند و درباره اخبار جدید دنیای کتاب و ادبیات بحث می کنند. برنده جایزه سالانه بعد از مراسم جالبی انتخاب می شود. اعضای آکادمی همراه رئیس آکادمی هر سال در تاریخ مشخصی در رستوران دروآن پاریس بعد از صرف ناهار برنده را معرفی می کنند. شهرت و قدمت جایزه گنکور به این جایزه اعتبار ویژه ای می دهد؛ اما همین ارزش و اعتبار طی قرن بیستم تغییر کرده است. ویژگی اصلی این است که برندگان جایزه گنکور همیشه از سوی کسانی انتخاب می شوند که خودشان هیچ وقت این جایزه را نگرفته اند. جایزه گنکور بیش از یک بار به یک نویسنده تعلق نمی گیرد جز رومن گاری که یک استثناست . او یک بار در سال 1975 برای رمان «ریشه های آسمان» و یک بار در سال 1975 برای رمان « زندگی در برابر خورشید» جایزه گنکور به دست آورد. بعضی منتقدان، این کار رومن گاری را حقه بازی می دانند. چون بار دوم با نام مستعار امیل آژار در این رقابت شرکت کرد و جایزه برد.

 

داوری در رستوران

داوری کتاب ها در مدت یک سال انجام می شود. از میان کتاب هایی که ناشران به آکادمی می فرستند، هریک از اعضای آکادمی چند کتاب را می خواند. بعد در جلسه های هر ماه که در رستوران دروآن برگزار می شود، کتاب ها را به صورت تصادفی به همدیگر قرض می دهند . کار داوری کتاب ها با شروع سپتامبر جدی تر می شود. در چند هفته اعضای آکادمی بیش از 30 کتاب را دوباره مرور می کنند و به دقت می خوانند تا کتاب برتر را از میان بقیه کتاب ها پیدا کنند.

معیار اصلی به دست آوردن جایزه گنکور جلب نظر اعضای آکادمی است. اعضای این آکادمی بدون توجه به ملیت نویسنده، کتاب هایی را که به زبان فرانسه نوشته شده می خوانند و داوری می کنند. بقیه کار به ذوق ادبی نویسنده و توانایی کتاب در جلب نظر داوران بستگی دارد. بیشتر وقت ها نظر اعضای آکادمی درباره کتاب ها به هم نزدیک است. چون از اول بعضی کتاب ها با نظر بیشتر داوران از دور رقابت خارج و بعضی به عنوان کتاب های برتر تا زمان داوری اصلی کنار گذاشته می شوند. به این ترتیب تقریبا بگو مگو و اختلاف نظر زیادی میان اعضای آکادمی اتفاق نمی افتد.

داوری کتاب ها کم کم سخت تر می شود، چون باید با ساعت ها بحث بهترین رمان از میان بهترین ها انتخاب شود. نتیجه نهایی، نظر همه اعضای آکادمی و با رضایت همه آنهاست. با این که معمولا نظر این افراد به هم نزدیک است اما گاهی مشاجره میان آنها در می گیرد.

 

خانم ادموند شارل رو، رئیس 89 سال آکادمی

ادمون شارل رو از سال 1983 عضو آکادمی گنکور شد و از سال 2002 تا کنون به عنوان رئیس آکادمی انتخاب شد. به گفته ادموند شارل رو تفاوتی میان زن و مرد در آکادمی گنکور وجود ندارد. همه برای دفاع از زبان و ادبیات فرانسه هم قسم شده اند و نقطه اشتراک همه آنها علاقه عاشقانه به ادبیات است.

جایزه گنکور در چند سال گذشته تغییرات مثبتی کرده و مهم ترین آنها علاقه و استقبال نویسندگان خارجی برای شرکت در این رقابت است. پیش از آن، نویسندگان خارجی در این جایزه برنده نمی شدند اما حالا برای نوشتن داستان به زبان فرانسه اشتیاق دارند. اضافه شدن طاهربن جلون میان اعضای آکادمی و هیات داوران نشانه بارز این پیشرفت است.

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

درباره‌نامزدهای من‌بوکر41

به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از تلگراف، جوایز نهایی من بوکر به داستانهایی تعلق گرفته است که از داستان واقعی جوزف فریتزل اتریشی قرن نوزده میلادی در حبس خانگی دخترش و سفرنامه ای به داستان زندانهای بردگان و اربابان آمریکایی الهام گرفته شده اند.

اما دونوگو داستان اتاقی را بیان می کند که پدری فرزند خود را در آن حبس می کند و برای وی دنیایی متفاوت خلق می کند. پیتر کاری داستانش را به حوادث سالهای ابتدایی کشف قاره آمریکا و اشغال این قاره توسط مهاجران انگلیسی می برد. دراینجا شش کتاب داستانی برتر امسال جایزه من بوکر انگلیس معرفی می شود.

اما خوب باید یادآور شد که در نهایت کتاب سوال فینکلر ، هاوارد جاکبسون برگزیده و منتخب این جایزه ادبی شد.

 

پیتر کاری/ طوطی و اولیور در آمریکا

اولیور بچه یکی از بازماندگان انقلاب فرانسه است و طوطی پسر یک انگلیسی مطبوعاتچی است که آرزویش هنر و هنرمندی است ولی به عنوان یک خدمتکار در آمریکای تازه تاسیس مشغول کار می‌شود. کاری در عین حالی که ذوق و قالب داستانی خود را حفظ می کند به خوبی در یک قالب فرعی مستند تاریخچه کشور آمریکا در یازدهمین رمان خود به خوبی روایت می کند. با استناد به زندگی آلکسیس دوی توکویل زندگی دو دوست انگلیسی و فرانسوی را در شهر نیویورک سالهای اواسط قرن نوزده میلادی تعریف می کند که حوادث ناخوشایندی برای آنها حادث می شود.

 

اتاق/ اما دونوگو

زنی جوان در باغی  در جایی از کشور آمریکا توسط مردی روانی زندانی می شود ولی به حال خود رها می شود. او در حالی که غذا، تلویزیون و کتاب در اختیار دارد اتاق را برای خود دنیایی می‌سازد که تخیلاتش در آنجا شکل می گیرد. او باردار می شود و فرزندش را در همان اتاق به دنیا می آورد که همان دنیا برای فرزندش نیز ادامه پیدا می کند. رمان اما دونوگو برگرفته از داستان حقیقی الیزابت فریتزل است که توسط پدرش در اتریش زندانی شد.

 

در اتاقی عجیب/ دامون گالگوت

در داستانی تصویر گونه از سه عکس متفاوت در کنار یکدیگر مردی به نام دامون در سفر به دور دنیا در جستجوی خودش و جاودانگی انسان تلاش می کند هویت و هدف اصلی انسان را پیدا کند. وقتی دامون در یونان با راینر مردی آلمانی با قیافه ای عجیب و غریب و موهایی بلند ملاقات می کند شیفته اخلاق او می شود به طوری که حتی به صورت نوکر و خدمتکار برای او کار می کند و همراه او به سفرهای دور دست به آن طرف کوهستانهای سرد می روند. در تمام طول سفر در سایه مردی عجیب با رفتارهای غیر عادی مطالبی از زندگی می آموزد که نمی توانست در همراهی با انسانهای عادی به دست آورد.

 

سوال فینکلر / هاوارد جاکبسون

سوال فینکلر داستان جولیان یک تهیه کننده ورشکسته شبکه بی بی سی از سر میز شامی با دوستان و همکاران قدیمی خود شروع می شود. همکلاسی قدیمی او سام فینکلر یهودی حالا یک استاد فلسفه موفق است که او را وادار می کند درباره دین یهود بیشتر تفکر کند. معلم سابق آنها لیبور سوچیک به بحث آنها می پیوندد و درانتهای بحث به مشروعیت دولت اسرائیل می‌رسند که بر خلاف لیبور فینکلر چندان با این قضیه موافق نیست.

 

آهنگ بلند / اندرو لوییاندرو

لویی گذشته جامائیکایی خود را به طور کامل و بهتر از نوشته های قبلی اش بررسی می کند و در رمانی مخلوط با قالب های داستانی و احساسی که اخیراً در شبکه بی بی سی نیز بخشی آن به صورت مستند پخش شد؛ داستان زندگی جولای دختری را روایت می کند که در مزرعه ای تحت اختیار استعمارگران فرانسوی به صورت برده در سالهای 1830 کار می کند. داستان لویی از وضعیت برده داری آن زمان جامائیکا و دیگر کشورهای آفریقایی بیشتر از شخصیت های داستان روی حوادث تاریخی و مستند متمرکز شده است.

 

سی/ تام مک کارتی

داستان C با تولد موضوع و شخصیت اصلی اش یعنی سرگ کارفاکس و آغاز رادیو بی سیم شروع می شود. سرگ در شرایط سخت با کمترین امکانات به دنیا می آید و تلاقی سالهای بعد زندگی اش با جنگ جهانی اول او را از کلاس درس به آسمانهای آبی بالای سنگرهای متفقین می کشاند که در نهایت بعد از زندانی شدن در اردوگاهی به خیابانهای لندن و بعد از آن در جایی در کشور مصر تلاقی عصر باستان و مدرنیسم را تجربه می کند.  

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

صندوقچه جایزه های ادبی(3)

جایزه ادبی من بوکر

Man Booker InternationalPrize

جشن انگلیسی

جایزه ادبی «بوکر من» یکی از جایزه های معروف ادبیات جهان است که سال 1969 تاسیس شد و به بهترین و جدیدترین رمان انگلیسی اهدا می شود.

متولیان این جایزه که به «من بوکر» هم معروف است ، می گویند هر رمان جدید انگلیسی که در هر جای دنیا نوشته شود می تواند در این رقابت شرکت کند. بعضی منتقدان معتقدند برندگان از میان نویسندگان  انگلستان و مستعمره های آن انتخاب می شوند. به این ترتیب پس از انگلستان ؛ ایرلند، اسکاتلند، استرالیا، هند و ... گزینه های اصلی برای جایزه هستند.

تا سال 2002 بخش نقدی جایزه ادبی « من بوکر» 21هزار پوند بود، اما از هشت سال پیش تا امروز گروهی به نام «من» پشتیبانی جایزه را قبول کردند و این رقم را به 50هزار پوند رساندند. به همین دلیل کلمه «من»به جایزه ادبی «بوکر» اضافه شد. این جایزه هر دو سال یک بار برگزیده ها را انتخاب می کند.

در سال 2005 جایزه ادبی مشابهی به نام بوکر تاسیس و قرار شد به کتاب برگزیده هر نویسنده زنده ای در هر جای دنیا جایزه بدهد. روس ها هم در سال 1992 نسخه روسی جایزه بوکر را با ساز و کار مشابهی، راه انداختند. اما متولیان جایزه بوکر ، بخش آسیایی جایزه بوکر را هم راه انداختند و بعد اتفاق جالبی افتاد :«بوکر عربی» هم به جمع جایزه های قبلی اضافه شد.

عرب ها معمولا طرفدار چنین کارهایی نیستند و تقریبا همه به این نتیجه رسیدند که بوکر عربی کار دولت امارات است. چون آنها به طرح فرهنگ، ادب و هنر عربی در جهان علاقه دارند.

صاحبان جایزه بوکر از این علاقه و پیشنهاد امارات استقبال کردند و چون قرار شد اسپانسر بوکر عربی امارات باشد، با آنها موافقت کردند. بالاخره بوکر عربی با هدف اهدای جایزه به بهترین نویسنده عرب، 13 تیر سال پیش کارش را شروع کرد. مشهورترین نویسندگان عرب عضو این موسسه هستند. فرق بوکر عربی با بوکر انگلسی ظاهرا فقط در زبان و میزان جایزه نقدی آن است. به برندگان بوکر عربی 50هزار دلار آمریکا می دهند. بعد از اعتراض بعضی داوران و منتقدان عربی قرار شد جایزه بوکر انگلیسی به بهترین داستان یا رمان انگلیسی داده شود البته کتاب های دیگری هم که به زبان های دیگر نوشته شده، اما ترجمه انگلیسی دارند، می توانند در بوکر انگلیسی شرکت کنند که جنبه بین المللی جایزه حفظ شود! نسخه های روسی و عربی هم که در بخش های جداگانه بررسی می شوند.

 

چه کسانی ، چطور برنده را انتخاب می کنند؟

هر سال کمیته ای در موسسه بوکر به نام «کمیته مشاوران» تشکیل می شود. یک نویسنده ، دو ناشر، یک کارگزار ادبی، یک کتابفروش، یک کتابدار، یک نماینده از گروه من (پشتیبان مالی جایزه) و سه نماینده بنیاد بوکر عضو این کمیته هستند. رئیس کمیته معمولا کسی است که از میان سه نفر نماینده بنیاد بوکر انتخاب می شود . مثل همه جایزه های ادبی، در بوکر هم مهمترین مسئولیت کمیته مشاوران انتخاب اجزا و رئیس هیات داوران است.

 

تجزیه و ترکیب هیات داوران

سرانجام کمیته مشاوران، یک منتقد ادبی، یک استاد دانشگاه، یک ویراستار ادبی، یک نویسنده و یک چهره سرشناس ادبی را به عنوان هیات داوران معرفی می کند و کار تمام می شود. مرحله بعدی کار به دست ناشران انجام می شود. ناشران باید دو عنوان کتاب جدید را که در سال های مورد داوری منتشر کرده اند به بنیاد بوکر معرفی کنند. در بوکر هر سال علاوه بر این کتاب ها، کتاب نویسندگانی هم که قبلا جایزه بوکر را گرفته یا در ده سال گذشته از چهره های برتر و فهرست نهایی بوده اند، بررسی می شود. ناشران باز هم می توانند پنج عنوان کتاب دیگر را به انتخاب خود معرفی کنند که نام این کتاب ها تا آخرین مرحله محرمانه است. داوران ابتدا یک فهرست اولیه و سپس فهرست نهایی با نام شش کتاب را اعلام می کنند و موضوع رسانه ای می شود. برای این که کتابی در این فهرست شش تایی جا باز کند، باید مورد حمایت حداقل یکی از داوران قرار گیرد. نکته جالب این که در پایان- صرف نظر از نتیجه همه نویسندگانی که نام کتابشان در فهرست نهایی معرفی شده- یک نسخه جلد چرمی از کتابشان را همراه 2500 پوند دریافت می کنند.

 

جایزه ها و آدم ها

نگاهی به ترکیب نویسنده ها و ملیت آنها نشان می دهد، جایزه بوکر بیشتر وقت ها از آن بریتانیا یا مستعمره های بریتانیایی است!

 

سال نویسنده کتاب ملیت
1971 وی.اس.نایپل ترینیدادوتوباگویی انگلستان
1978 آیریس مردوک دریا،دریاایرلندی انگلستان
1981 سلمان رشدی بچه های نیمه شب بریتانیا هندوستان
1982 توماس کنیلی کشتی شنیدلر استرالیا
1995 پت بارکر جاده ارواح انگلستان
1998 ایان مک یوون آمستردام

انگلستان

2000 مارگارت اتوود آدمکش کور کانادا
2005 جان نپویل دریا ایرلند
2009 هیلاری منتل تالار گرگ ها انگلستان
sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
  •  
  • دوشنبه 19/7/1389
  • تاريخ :

گفته‌های یوسا بعد از کسب نوبل

به همراه نظرات عبدالله کوثری درباره‌ی یوسا؛

ماریو وارگاس یوسا که برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات ‌2010 شده است، نسبت به آینده‌ی ادبیات در عصر اینترنت ابراز نگرانی کرد.

آکادمی نوبل روز پنج‌شنبه، ‌15 مهر، ماریو وارگاس یوسا‌- نویسنده‌ی سرشناس پرویی‌- را به‌عنوان برنده‌ی امسال جایزه‌ی نوبل ادبیات به ارزش ‌1/5 میلیون دلار معرفی کرد. یوسا هم در یک نشست خبری در نیویورک پاسخ‌گوی سؤال‌های خبرنگاران از رسانه‌های مختلف بود.

او در ابتدا گفت: «امیدوارم زنده بمانم تا جایزه‌ی نوبل را بگیرم. من تا آخرین روز زندگی‌ام نوشتن را ادامه خواهم داد. فکر نمی‌کنم کسب جایزه‌ی‌ نوبل تغییری در نگارش، سبک و موضوعات من ایجاد کند؛ امیدوارم این جایزه فقط زندگی روزمره‌ی مرا تغییر دهد.»

به گزارش فرانس‌پرس، یوسا اعلام کرد: «شگفت‌زده شده‌ام؛ هنوز نمی‌توانم باور کنم. این جایزه تأکیدی بر اهمیت ادبیات آمریکای لاتین است

خالق ‌سور بز‌ در ادامه‌ی‌ نشست خبری گفت: «دوست دارم کتاب‌ها بر روی کاغذ به‌چاپ برسند تا در اینترنت. در عصر کتاب‌های الکترونیکی و دیجیتالی، چیز‌های ارزش‌مندی ممکن است از دست بروند. امیدوارم فن‌آوری‌های جدید منجر به پیش‌‌پاافتادگی محتوای کتاب‌ها نشود.»

این نویسنده‌ی‌ ‌74 ساله هم‌چنین اظهار کرد: «نسل‌های جدید را باید به‌ مطالعه تشویق کرد. آن‌ها باید بدانند که ادبیات فقط دانش و وسیله‌ای برای رسیدن به ایده‌ها و مفاهیم مشخص نیست؛ بلکه یک لذت فوق‌العاده است.»

یوسا گفت: «اگر می‌خواهیم در آینده در آزادی زندگی کنیم، ادبیات خوب ضروری‌ست؛ چرا که شهروندان را می‌پروراند تا دیگر به‌ آسانی توسط حاکمان و مسؤولان به بازی گرفته نشوند. هیچ‌چیز مانند ادبیات خوب نمی‌تواند روح جامعه را بیدار کند؛ به‌همین دلیل اولین اقدام حکومت‌های دیکتاتوری، اعمال سانسور و محدودیت است.»

او تاکید کرد: «چنین دولت‌هایی سعی در کنترل زندگی ادبی دارند؛ چون از نگاه آن‌ها، خطر‌های بالقوه برای حکومت‌شان در زندگی ادبی نهفته است.»

ماریو وارگاس یوسا متولد ‌‌28 مارس سال ‌‌1963 است و از مهم‌ترین آثارش به ‌سال‌های سگی‌ (‌‌1966)، ‌جنگ آخرالزمان‌ (‌‌1984)، ‌مرگ در آند‌ (‌‌1996)، ‌سور بز‌ (‌‌2002) و ‌گفت‌وگو در کاتدرال‌ می‌توان اشاره کرد.

یوسا از نویسندگان متعلق به نسل شکوفای ادبیات آمریکای لاتین است که در سال ‌‌2008 نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه را دریافت کرد. او در سال ‌‌1990 به نمایندگی از ائتلاف احزاب محافظه‌کار، ‌نامزد ریاست‌جمهوری پرو شد؛ اما از آلبرتو فوجی‌ موری شکست خورد. این نویسنده یکی از ستون‌نویسان روزنامه‌ی‌ معروف ‌ال پاس‌ اسپانیاست که از سال گذشته در دانشگاه پرینستون آمریکا تدریس می‌کند.

یوسا که جایزه‌های ادبی ‌سروانتس‌ و ‌دن ‌کیشوت‌ در کارنامه‌ی افتخاراتش به‌چشم می‌خورد، حدود دو دهه به‌عنوان یکی از کاندیداهای جایزه‌ی نوبل مطرح بود.

درپی اعطای جایزه‌ی نوبل ادبیات به یوسا، عبدالله کوثری مترجم آثار یوسا به‌فارسی نیز درمورد این خبر اظهارنظر کرد.

مترجم بسیاری از آثار ‌ماریو وارگاس یوسا‌ اعطای نوبل ادبیات در سال 2010 را به این نویسنده مشهور پرویی، موجب اعتبار دوباره‌‌ی این جایزه عنوان کرد.

عبدالله کوثری- مترجم پیش‌کسوت- درباره‌ی اعلام نام ‌ماریو وارگاس یوسا‌ به‌عنوان برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل در سال 2010‌ گفت: «بعد از چندین دوره که جایزه‌ی ادبی نوبل به‌کسانی داده شد که اصلا در حد برندگان دهه‌ی 1940، 1950 و 1960 این جایزه نبودند، به‌نظر من اعطای آن به یوسا باعث اعتبار دوباره‌ی جایزه‌ی نوبل شد نه اعتبار آقای یوسا!»

از وقتی‌که یوسا را شناخته‌ام، همیشه می‌پرسیدم چرا نوبل را به او نمی‌دهند؟

مترجم‌ سور بُز‌ افزود: «من از وقتی‌که یوسا را شناخته‌ام همیشه از خودم پرسیده‌ام چرا این جایزه را به او نداده‌اند و نمی‌دهند؟ واقعا نظرم این است که اعطای این جایزه به یوسا باعث اعتبار نوبل می‌شود و این یوسا بود که اعتبار دوباره‌ای به نوبل بخشید نه نوبل به او.»

برندگان 10 سال اخیر نوبل کار بزرگی نداشتند. این مترجم با اشاره به آثار متعددی که از یوسا توسط او (کوثری) و دیگر هم‌کارانش در ایران ترجمه و منتشر شده است، گفت: «من هر کتابی از برندگان 10 سال اخیر نوبل خوانده‌ام، حیرت کرده‌ام که چه‌طور این جایزه را به آن‌ها داده‌اند؟! در حالی‌که خوانندگان ایرانی از 20 سال قبل یوسا را می‌شناسند اما این حضرات را تا قبل از این‌که جایزه‌ی نوبل ببرند، چه‌کسی می‌شناخت؟! این نشان می‌دهد که آن‌ها کار بزرگی نکرده‌اند و الا مترجمان ما حتما سراغ آ‌ن‌ها می‌رفتند.»

کوثری اضافه کرد: «حتی بعد از این‌که آن‌ها برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شدند، عموما یکی دو کتاب از آن‌ها ترجمه و چاپ شد. شما خودتان از بسیاری از آن‌ها که من حتی اسم‌شان را بلد نیستم، چه کتابی دیده‌اید؟! در حالی‌که یوسا نویسنده‌ای‌ست که نه ما بلکه تمام دنیا دست‌کم 20 سال است کارهای بزرگی از او خوانده است.»

مترجم ‌گفت‌وگو در کاتدرال‌ تاکید کرد: «اعطای جایزه‌ی ادبی نوبل به یوسا در سال جاری نه تنها حق او بود بلکه معتقدم باید 20 سال قبل این جایزه را به او می‌دادند.»

به‌نظر من تفکرات سیاسی یوسا تاثیری در اعطای نوبل به او نداشت.

او درباره‌ی میزان تاثیرپذیری آکادمی نوبل از تفکرات لیبرال یوسا در انتخاب او به‌عنوان برنده‌ی امسال این جایزه، گفت: «اگر آن‌ها (اعضای کمیته‌ی داوری نوبل) بخواهند بر‌اساس لیبرال و حتی راست‌بودن یک نویسنده به او جایزه بدهند، تعداد این دست نویسندگان آن‌قدر زیاد است که انتخاب مشکل می‌شود.»

کوثری ادامه داد: «ضمن این‌که الان دیگر دهه‌ی 1950 نیست که هر روشن‌فکری قسم‌خورده باشد که چپ باشد. آن‌یک حال‌و‌هوایی بود که در دهه‌ی 1950 و 1960 بخش زیادی از عالم از آمریکای لاتین گرفته تا جهان اسلام را دربرگرفته بود و فکر می‌کردند اگر چپ نباشند، روشن‌فکر نیستند. خوش‌بختانه امروز این‌گونه نیست.»

این مترجم پیش‌کسوت گفت: «کسانی‌که یوسا را می‌شناسند، این قبیل مسائل پیرامون او را وارد حیطه‌ی ادبیات نمی‌کنند. البته من نمی‌گویم این تفکرات روی کار یوسا تاثیر نگذاشته است بلکه حتی چند کار او مشخصا ضد چپ است از جمله ‌مرگ در آند‌ یا ‌زندگی واقعی آلخاندرو مایتا‌.»

دلیل ایستادگی یوسا مقابل چپ‌ها این بود که چپ نه تنها بدل به اسطوره شد بلکه در بسیاری جاها رسما قدرت را قبضه کرد.

مترجم ‌جنگ آخرالزمان‌ تاکید کرد: «به‌نظرم یوسا نویسنده‌ی راستی نیست بلکه یک نویسنده‌ی لیبرال است؛ یک لیبرال پارلمان‌تاریست که مبارزات خشونت‌‌آمیز را قبول ندارد و در عین‌حال با چپ هم اختلافاتی دارد. من اگر چه در نوبل سهم ندارم، خوشحالم!»

کوثری در پاسخ به این سوال که اعطای نوبل به نویسنده‌ای که بسیاری از کتاب‌هایش را شما ترجمه کرده‌اید، چه حسی برای شما دارد؟ گفت:«خوشحالم، همین. بالاخره من اگر چه در نوبل سهم ندارم در ایران سهم دارم»!

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

با نویسنده‌های میلیونر آشنا شوید!!

کلمه‌های میلیون دلاری

دوره نان خشک سق زدن نویسنده‌ها گذشت. شاهدش هم فهرستی که مجله فوربس از ده نویسنده پر درآمد جهان منتشر کرده است.

اسم نویسندگی که می‌آید آدمی یاد شمع و پروانه و لب پنجره نشستن و برگه‌های سفید را با حرف‌های سیاه کردن می‌افتد، ‌البته با گفتن این اسم چیز دیگری هم یادمان می‌آید؛ تصویری از نداری و درماندگی مالی و این طور چیزها که بیشتر موارد گریبان گیر نویسندگان و قلم به دستان است. اما وقتی فوربس فهرست ده نویسنده پردرآمد سال را معرفی کرد،‌ تازه دوزاری‌مان افتاد که نه خیر،‌ دیگر از این صحبت‌ها نیست و هستند نویسندگانی که از خیل عظیم مهندسان و دکترهای ما درآمد بیشتری دارند که هیچ؛ از این طریق توانسته اند سرمایه داران بزرگی هم بشوند. این فهرست ده نفره که جلوی روی شماست همان ده نویسنده پردرآمد دنیای نویسندگی هستند که با کتاب‌هایشان توانسته اند در یک سال مبلغ 270 میلیون دلار به حسابشان واریز کنند. درآمد میلیونی آن‌ها چه از طریق فروش خود کتاب‌هایشان و چه از طریق فروش امتیاز آن‌ها برای اقتباس سینمایی یا سریالی به دست آمده به ما نشان می‌دهد که نویسندگی نه تنها خربزه نیست و آب نیست؛ بلکه اتفاقا نان دانی خیلی خوبی هم می‌تواند باشد. فقط قبل از خواندن فهرست؛ این دو تا نکته را هم داشته باشید؛ اول این که فوربس این فهرست را هر دوسال یک بار منتشر می‌کند، ‌دوم این که این مجله سالشمار خودش را دارد. سالشمار این دو هفته نامه اقتصادی از اول ژوئن شروع می‌شود و تا اول ژوئن سال بعد ادامه پیدا می‌کند. هر سالی هم که در مطلب به میلادی یا شمسی آن اشاره نشده؛ همین سال فوربسی. این را گفتیم تا مطلب برایتان گیج کننده نباشد.

 

1- جیمز پترسون

داستان بد، فروش خوب/  000/000/70 دلار

این نویسنده امریکایی بعد از باز نشسته شدن از کارهای تبلیغاتی، خودش را وقف نوشتن کتاب کرد تا رکورد جالب  65 کتاب در 33 سال را برجا بگذارد. استفن کینگ در یکی از مصاحبه‌هایش او را حتی ضعیف‌تر از یک نویسنده عادی و معمولی دانسته و از کلمه «وحشتناک» برای ضعیفی کار او استفاده کرده. او در سال 2010 از راه نوشتن کتاب 70 میلیون دلار به دست آورده. در سال 2008 پترسون با 50 میلیون دلار درآمد پایین تر از خانم رولینگ در رتبه دوم قرار گرفت. خودش درباره کتاب‌ها و داستان‌هایش گفته: «من نثر خوبی ندارم اما قصه گوی خوبی هستم. ممکن است هزاران نفر این نثر رو دوست نداشته باشند اما خوشبختانه به جایش میلیون‌ها آدم قصه‌هایم را می‌خوانند.» بعد‌ها معلوم شد استاد این حرف‌ها را در جواب صحبت‌های کینگ گفته. پترسون پاییز گذشته قراردادی را امضا کرده که به خاطر آن باید تا پایان سال 2012، 17 کتاب بنویسد که اگر این اتفاق بیفتد دستمزد 100 میلیونی در انتظار او خواهد بود. البته هر کسی در سریال سیمپسون‌ها برای خودش نقشی دست و پا کند معلوم می‌شود شهرتی به هم زده عالم سوز؛ این ماجرا حداقل برای پترسون نویسنده صدق می‌کند که در قسمت Chords Yokel  این مجموعه به عنوان نقش مهمان ظاهر شده است.

 

2- استفنی میر

 ومپ‌ها  عاشق می‌شوند /000/000/40 دلار

فیلم‌های پر فروش لزوما از کتاب‌های پر فروش نمی‌آیند؛ اما در مورد مجموعه فیلم‌ها و کتاب‌های گرگ و میش این لزوما کاملا درست از‌آب درآمده. هرچند تمام بنیاد کتاب‌های نوشته شده و فیلم‌های ساخته شده از روی این کتاب‌ها ماحصل یک خواب شبانه بهاری است – که نویسنده در سال 2003 آن را دیده و تبدیلش کرده به کتاب – اما در حال حاضر اسم خانم میر به عنوان یکی از نویسنده‌های پردرآمد جهان می‌درخشد؛ درآمدی که از حاصل نوشتن کتاب‌ها و فروختن امتیاز‌های آن‌ها به ‌هالیوود نصیب خانم نویسنده شده رقمی است نزدیک 40 میلیون دلار که 7 میلیون آن فقط برای فروش امتیاز کتاب‌هایش بوده. سال گذشته فوربس فهرستی از 100 آدم تاثیر گذار را هم منتشر کرده بود که نام میر در رتبه بیست و ششم آن قرار داشت.

 

3- استفن کینگ

پرکارتر از همیشه/  000/000/34 دلار

مرد وحشت ادبیات به این زودی‌ها نمی‌خواهد دست از نوشتن بردارد و جا را برای دیگران باز کند. کینگ امسال حتی پا را فراتر از نوشتن کتاب‌ها گذاشته؛ چاپ شدن چند داستان ترسناک در روزنامه‌هایی مثل نیویورکر یا مجله فنگوریا یکی از دلایل پرکاری اوست. کتاب «زیر گنبد» او امسال نزدیک به 600 هزار نسخه فروش داشته تا در کنار فروش کتاب‌های قدیمی‌اش رقم 34 میلیون دلار به دست بیاید. با این عدد و رقم که 8 میلیون آن مربوط به تجدید چاپ کتاب‌های قبلی است، کینگ در رتبه سوم فهرست ده تایی ما قرار می‌گیرد. تاکنون بیش از 500 میلیون نسخه از کتاب‌های آقای ترسناک فروخته شده که بیشترشان در ژانر ترسناک یا علمی- تخیلی بوده. قرار است سال آینده علاوه بر نوشتن کتاب کمیکی برای کمپانی مشهور دی سی نوشتن فیلمنامه ای برای سریال از روی کتاب خودش به اسم «بچه کولاردو» را شروع کند.

 

4- دانیل استیل

کتاب الکترونیک در راه است/ 000/000/32 دلار

از کسی که اولین کتابش را در 19 سالگی نوشته چه انتظاراتی دارید! فروش 580 میلیون نسخه برای او عجیب است؟ 82 کتاب به نام این نویسنده تا به حال چاپ شده و او یک رکورد جالب در کتاب گینس به ثبت رسانده؛ او در سال 1989 به مدت 381 هفته در فهرست پرفروش‌ترین نویسندگان نیویورک تایمز باقی مانده بود. استیل امسال سه کتاب- دختر بزرگ، روابط خانوادگی و میراث- منتشر کرده که باعث شد در فهرست ما رتبه چهارم را از آن خود کند. کل مبلغی که از این سه کتاب به جیب زده نزدیک به 32 میلیون دلار است که حدود 760 هزار تای آن پولی است که دادگاه به او برگردانده. یکی از دستیاران سابق خانم درام نویس، به خاطر اختلاس در کار مجبور شده این مقدار پول را به او برگرداند. تا چند وقت دیگر 71 کتاب استیل در سایت آمازون و دیگر سایت‌ها به صورت کتاب الکترونیک به فروش خواهد رسید.

 

5- کن فالت 

بعد از کشتن مرغ مقلد / 000/000/20 دلار

برای قرار گرفتن در رتبه پنجم فهرست فوربس، کن فالت فقط یک کتاب به نام «سقوط غول‌ها» نوشته و بیشتر دستمزد او از طریق فروش امتیاز یکی از معروف‌ترین کتاب‌هایش به نام «ارکان زمین» به یکی از شبکه‌های تلویزیونی به دست آمده تا از روی آن مینی سریال بسازند. در یک نظرسنجی ارکان زمین علاوه بر پر فروش‌ترین کتاب نویسنده، ‌در رده سی و سوم پرخواننده‌ترین کتاب در انگلیس هم شناخته شد و بعد از «کشتن مرغ مقلد» در رده دوم کتاب‌هایی قرار دارد که در 60 سال گذشته نوشته شده اند. فالت در سال 1983 کتابی به نام «روی بال‌های عقاب» نوشته که درباره زندانی شدن دو انگلیسی در زمان طاغوت در ایران است.

 

6- دین کونتز

سری که هرگز خارانده نمی‌شود/ 000/000/18 دلار

دین کونتز می‌تواند در یک سال سه کتاب به طور همزمان بنویسد. «ارواح گمشده» و «شوهر» تازه‌ترین کتاب‌های منتشر شده از او هستند که بخشی از درآمد 18 میلیون دلاری او را تضمین کرده‌اند. بقیه این درآمد از طریق فروش امتیازات کتابش به دو کمپانی فیلمساز Focus Features و Random House Films به دست آمده. تا به حال 44 کتاب از آثار این نویسنده ژانر ترسناک و علمی – تخیلی به عنوان پر فروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز معرفی شده اند.

 

7- جنت ایوانویچ

یک کتاب، ‌12 میلیون دلار/ 000/000/12 دلار

توانایی جنت در فروش کتاب با جیمز پترسونی که در مقام اول سکنی گزیده قابل مقایسه است. ایوانویچ که بر خلاف ظاهر اسمش از اهالی روسیه و کشورهای همسایه نیست بلکه یک آمریکایی است تنها با انتشار یک کتاب Sizzling Sixteen توانسته مبلغ 12 میلیون دلار به حسابش واریز کند. این کتاب طبق معمول کتاب‌های ایوانویچ درباره جایزه بگیری به نام استفانی پلام است که ماجراجویی‌های عجیب و غریب را تجربه می‌کند.

 

8- جان گریشام

پرونده گریشام /  000/000/15 دلار

گریشام نویسنده زیر ژانر تریلرهای حقوقی ای است که بدون شک باید علاقه او را به این سبک خاص در رشته ای دانست که از آن فارغ شده، فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه می سی سی پی. بعد از تمام شدن دانشگاه چند سالی هم در آکسفورد مشغول کار وکالت بود اما بالاخره کار و بار نوشتن را به وکالت ترجیح داد و دست به قلم شد تا از سال 1984 با نوشتن داستان‌هایی برای نیویورک تایمز رسما وارد این کار شود. «تئودور بون، ‌بچه وکیل» جدیدترین کتاب اوست که به خاطر فروش بالایش اسم گریشام را در این فهرست جا داده. البته مقداری از درآمد 15 میلیونی این نویسنده آمریکایی در سال جاری از تجدید چاپ چند کتاب قدیمی و همچنین فروش کتاب‌های الکترونیک هم هست که نباید آن‌ها را نادیده گرفت. «پرونده پلیکان» یکی از معروف‌ترین کتاب‌های اوست که هم به فارسی ترجمه شده و هم فیلمش ساخته شده.

 

9- نیکولاس اسپارکس

نویسنده و پرده نقره ای/000/000/14دلار

16 کتاب در مدت 14 سال که هفت تای آن‌ها به فیلم تبدیل شدند؛ انگار رکورد بدی از خود به جای نگذاشته آقای اسپارکس جوان، کسی که در طول این مدت علاوه بر نوشتن رمان، دستی هم در نوشتن فیلمنامه داشته. درآمد این آدم دست به قلم در یک سال گذشته 14 میلیون دلار بوده که مطمئنا بخش اعظم آن مربوط به فروختن امتیاز دو کتاب از کتاب‌هایش به نام «آخرین ترانه» و «جان عزیز» به سینمای ‌هالیوود بوده. هر دوی این فیلم‌ها در سال 2010 اکران شدند که فروش خوبی را هم تجربه کردند (فیلمنامه آخرین ترانه را خود او نوشته بود) یکی از معروف‌ترین فیلم‌هایی که از روی کتاب‌های او ساخته شده «دفترچه یادداشت» است که در سال 2004 نیک کساوتس کارگردانی‌اش کرده. فروش فیلم‌های اقتباس شده از روی کتاب‌های اسپارکس از مرز 300 میلیون دلار هم گذشته است.

 

10- جی. کی رولینگ

جادوی پل/  000/000/10دلار

چهار سال از انتشار آخرین قسمت هری پاتر می‌گذرد اما هنوز نان جی. کی رولینگ از فروش همان هفت کتاب جادوگری اش در روغن است. نویسنده انگلیسی سری هری پاتر در این چند سال چندان پرکار نبوده و فقط یک کتاب نوشته به نام «قصه‌های بیدل نقال» که همان حال و هوای ماجراهای هری را دارد اما با این همه 10 میلیون دلار درآمد از پی تجدید چاپ سری کتاب‌های جادوگر کوچک و دوستان همراهش در جیب مبارک ریخته که نشان می‌دهد هنوز تب خواندن کتاب‌ها با گذشت چندین سال نخوابیده. حالا باید ببینیم سال آینده با اکران فیلم دو قسمتی «هری پاتر و سایه‌های مرگبار» نام خالق جادوگرها دوباره در صدر این جدول خواهد بود؟ شاید خانم میلیاردر دیگر احتیاج چندانی به این خرده پول‌ها ندارد (رولینگ اولین کسی است که در دنیای ادبیات از طریق نوشتن کتاب میلیاردر شده).

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

نوبل ادبیات را چه کسی برد؟

ماریو بارگاس یوسا: اصلا انتظار جایزه نوبل را نداشتم

ماریو بارگاس یوسا نویسنده برنده نوبل ادبیات روز پنجشنبه گفت امیدوار است بتواند با هیجان بسیار زیاد دریافت پرافتخارترین جایزه ادبی جهان کنار بیاید.

این نویسنده اهل پرو به شوخی گفت: «سعی می‌کنم از گرفتن جایزه نوبل جان سالم به در ببرم.»

او در کنفرانس مطبوعاتی پس از بردن جایزه گفت: «غافلگیری تمام عیاری بود، اصلا و ابدا انتظارش را نداشتم.»

پنجشنبه پیتر انگولند، دبیر کمیته ادبیات نوبل با یوسا تماس گرفت و برنده شدنش را به او خبر داد، این نویسنده 74 ساله گفت: «غافلگیری بسیار بسیار بزرگی بود، برای یک لحظه فکر کردم شوخی است.»

یک ساعت پس از این تماس، انگولند به جهانیان، به سه زبان مختلف اعلام کرد ماریو بارگاس یوسا برنده امسال نوبل ادبیات است. یوسا نویسنده «سور بز» و «عصر قهرمان» اظهار کرد نوبل رویکرد او به نویسندگی را تغییر نمی‌دهد.

نویسنده «گفت‌وگو در کاتدرال» افزود: «تا آخرین روزهای زندگی‌ام به نوشتن ادامه می‌دهم. به نظرم جایزه نوبل، نوشتن من، سبک من و مضمون من را تغییر نمی‌دهد. تغییری که نوبل در زندگی من ایجاد می‌کند...و امیدوارم مقطعی باشد، تغییر در زندگی روزانه من است

این هفته یوسا برای یک ترم کلاس‌های «فلسفه نویسندگی‌»‌اش را در دانشگاه پرینستن نیوجرسی آغاز می‌کند.

او در سایت دانشگاه نوشته است: «من پیش از هر چیزی یک نویسنده هستم و نه یک معلم، اما از درس دادن به خاطر حضور دانش‌آموزان و فرصت صحبت کردن با آن‌ها در مورد ادبیات خوب لذت می‌برم.»

نویسنده «مرگ در آند» درمورد ادبیات خوب چنین توضیح داده است: «ادبیات خوب سرگرمی صرف نیست- البته سرگرمی معرکه‌ای است- اما در عین حال چیزی است که به شما درک بهتری می‌دهد از دنیایی که در آن زندگی می‌کنید.»

البته او پس از بردن جایزه در مورد اقامت در آمریکا گفت: «وقتی به نیویورک آمدم فکر می‌کردم برای سه چهار ماه زندگی آرامی خواهم داشت، اما فکر نکنم دیگر آنطور که می‌خواستم باشد.»

یوسا که سیاست‌مدار نیز هست از فرصت استفاده کرد و در نشست خبری گفت: «جایزه نوبل فقط به رسمیت شناختن یک نویسنده نیست، بلکه در این مورد خاص به رسمیت شناختن زبان اسپانیایی است.»

او ادامه داد: «آمریکای لاتین فقط با دیکتاتور، انقلابی و فاجعه شناخته می‌شود و حالا می‌بینیم که آمریکای لاتین می‌تواند هنرمند، موسیقی‌دان، نقاش، متفکر و البته نویسنده تربیت کند.»

یوسا در گفت‌وگو با رادیو ملی آمریکا در مورد اثر محبوبش گفت: «برای من هر کتاب یک ماجراجویی است، دوره‌ای برای مطالعه کردن، سند و مدرک جمع کردن، سفر کردن و البته خیال‌پردازی و خلق کردن.»

وی افزود: «در کل یک نویسنده دوست دارد فکر کند بهترین کتابش همانی است که مشغول نوشتنش است و اینکه کتاب بعدی بهتر از قبلی است. شاید چنین چیزی نباشد اما خیلی خوب و مفید است که این خیال را زنده نگهداری.»