خاطرات قرائتی
خانمى به دفتر نهضت تلفن کرد و گفت:
آقاى قرائتى! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگرى ندارم. هر وقت به خیابان مى روم و بدحجابى را مى بینم، دلم خون مى شود. شما در تلویزیون بگوئید: اگر از قیامت نمى ترسید، دل ما را خون نکنید!
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتى
خاطره ي زيبايي بود.
موفق باشيد دوست عزيز
خیلی صحبتهای آقای قرایتی دلنشین است.
شهید حسن جعفر زاده
خواهرم
زینب گونه حجابت را،که کوبنده تر از خون من است حفظ کن...