یک روز با آرامش
حتما برای شما هم پیش اومده صبح که از خونه خارج میشید تا به محل کار و یا تحصیل برید، با خودتون عهد ببندید که امروز میخوام با آرامش و خونسردی و اعتماد به نفس رفتار کنم و یه روز متفاوت داشته باشم.سوار اتوبوس میشید و هنوز چند دقیقه ای از این لحظات و این افکار زیبا نگذشته که یه مسافر با راننده اتوبوس به خاطر اینکه چرا این قدر توقف میکنه و چرا سریع حرکت نمیکنه شکایت میکنه و بحث بالا میگیره و .....که شاید گفتنی نیست.کاملا روشنه که شما اعصابتون به هم میریزه.نه فقط شما بلکه همه مسافرا .پس یه نکته روشن شد.اگر دو نفر با هم بحث کنن معمولا بقیه اطرافیان هم به همون مقدار یا شاید کمی کمتر آرامش خودشون رو از دست میدن.در این حین شما شروع می کنید به طور نا خود آگاه از یکی از طرفین طرفداری کردن.شاید از مسافر طرفداری کنید که آره امروز واقعا چه قدر راننده اتوبوس آروم حرکت میکنه و شاید بی مسئولیته و یا ......
نکته ای که میخوام بگم اینه که چی شد؟مگه قرار نبود ما روزی رو متفاوت شروع کنیم؟پس چرا زود شکستیم؟چرا زود به قضاوت پرداختیم؟چرا و خیلی چرا های دیگه؟ و اینکه در نهایت چرا ما دوباره همون آدم دیروزی شدیم.؟باید گفت که این مساله برای هر کسی ممکنه پیش بیاد.اولین فکری که باید به نظرتون برسه اینه که من واقعا نمیتونم.اما این طور نیست.شما نباید اعتماد به نفستون رو از دست بدید.نا امیدی رو در انتهای کار قرار بدید.در نظر داشته باشید برای اینکه به بالای قله یک کوه برسیم باید اولین قدم رو به سمت کوه بر داریم.شما تا امروز فقط یک گام بر داشتید.از هیچ کدوم از ما انتظار نمیره که تبدیل به یک مجسمه آرامش بشیم.بلکه از همه ما انتظار میره در مسیر آرامش حرکت کنیم.این نکته بزرگیه که همه ما باید بهش توجه داشته باشیم.مهم اینه که این حرکت رو متوقف نکنیم.و هر روز سعی کنیم یه پله از پله قبلی جلوتر باشیم.حتما میگید اگر این طور باشه ما ظرف یک ماه که سی روز رو در بر میگیره تبدیل به همون مجسمه آرامش بشیم.پس چرا این اتفاق نمیافته؟علتش ساده است.چون نود و نه درصد مردم این راه رو و این مسیر رو ادامه نمیدن.شما میخواین چه کار کنید؟شما هم حتما سوار اتوبوس و یا تاکسی میشید .نه؟مهم اون تغییری هست که باید شما وجودش رو حس کنید.