پیش نیازهای ازدواج
زندگی مسئولیت دارد!
علل گریز دختران از ازدواج (2)
علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست، اما در این دو مقاله قصد داریم به 4 مورد شایع آن بپرداریم . درمقاله ی قبل دو علت گریزدختران جوان از ازدواج ( ادامه تحصیل و خواستگار مورد علاقه ) را مورد بررسی قرار دادیم .در این مقاله ، به دو علت دیگر می پردازیم :
1ـ گریز از مسئولیت پذیرى
خانواده ، بهترین میدان عمل و رو به رویى با دشواری ها و مسایل جدى حیات است .
بسیارى از اینكه پذیرش ازدواج و اقدام به تشكیل خانواده، همراه با قبول مسوولیتى بزرگ، در اداره ی زندگى، رفت و آمدها، ارتباطات جدید ، خواسته هاى همسر و احیانا برخى نزدیكان او و در نهایت بچه دارى و تربیت فرزند است در هراسند و این قضیه گاهى آن چنان در دیدگاه شان دشوار و سنگین جلوه مى كند كه برخى اساسا از آن منصرف شده و یا با نگرانى و اضطراب به سوى آن قدم مى گذارند.
ولى باید توجه داشت كه تا انسان مستقیما وارد عرصه زندگى نشود و با مشكلات آن درگیر نشود ، نمی تواند از خامى به در آید و به موجودى مفید تبدیل شود . خانواده ، بهترین میدان عمل و روبه رویى با دشواری ها و مسایل جدى حیات است .
به گفته یكى از نویسندگان بزرگ عرب: ((گاهى نبرد از ضروریات زندگى به شمار مى رود، زیرا اگر نبرد به طور مطلق در زندگى وجود نداشته باشد ، روح آدمى سست و بى حال مى گردد همان طور كه جسمش در صورت كناره گیرى از حركات سنگین رفته رفته كم طاقت و بى مایه مى شود.))(1)
همان نویسنده مى گوید: ((خانواده تنها نیاز روانى براى زن و مرد نیست بلكه براى آن كه كودكان نیز بر پایه محكمى تربیت شوند كمال ضرورت را دارد. جوان نورسیده ایامى را با غرور و راحت طلبى مى گذراند و گمان مى كند كه علاقه اى به تولید نسل ندارد. گاهى این گمان با مرفه بودن وضع اقتصادیش نیز تقویت مى یابد ولى زمانى نمى گذرد كه یك شكاف وسیع در وجود خود و در زندگیش مى بیند. شكافى كه جز با گریه و شیون كودك نمى توان آن را با چیز دیگرى پر كرد. در اینجا از گذشته پشیمان شده و بسى تاسف مى خورد ، كه چرا عمر كوتاه خود را با تولید نسل جبران نكرد و فرزندى نیاورد تا وجود او را در طى قرنها امتداد دهد. ممكن است فرض كنیم كه مرد براى خود اندیشه یا كارى بتراشد كه با سرگرم شدن به آن، از این نداى باطنى منصرف گردد ، ولى زن چه؟ آیا مى تواند بدون كودك زندگى سعادتمند و خوشى داشته باشد؟
كودك در واقع جزیى از وجود زن است و از عصاره ی جانش یعنى از خون و سپس از شیر كه آن هم از خون اوست، تغذیه مى كند. همچنین كودك جزیى از سازمان روانى وى مى باشد ، به طورى كه اگر فرزند نیاورد پیش خود احساس مى كند كه ناقص است.))(2)
2ـ مسایل معیشتى
برخى از بانوان بر این باورند كه همسر آینده ی آنان باید از هم اكنون، آنچه لازمه ی یك زندگى كامل و پیشرفته است را دارا باشد، شغل مناسب، درآمد خوب، مسكن شخصى، اتومبیل و امثال آن.
البته داشتن امكانات زندگى، خود یك امتیاز و نقطه ی مثبت است ولى آیا مى توان آن را تا حدى كه تصمیم به اصل ازدواج را خدشه دار کند ، مهم به حساب آورد؟ توجه زیاد به مادیات ، ازدواج را مشکل می کند.
قرآن كریم پس از دستور به ازدواج مى فرماید:
((ان یكونوا فقرا یغنهم الله من فضله ...));
بسیارى از خانواده ها در آغاز زندگى، از امكانات كافى برخوردار نبودند ولى پس از مدتى به وضعیت معیشتى خوب و مطلوبى رسیده اند. همچنان كه عكس آن نیز بسیار است. چه بسا خانواده هاى برخوردارى كه در اثر یك حادثه از همه چیز ساقط شدند و حتى به كمك و مساعدت دیگران نیازمند گردیدند.
بنابراین نه دارندگان، تامینى براى تداوم این وضع دارند و نه دست تقدیر مهر ندارى را براى همیشه بر جبین ناداران نقش زده است.
اسحاق بن عمار مى گوید: ((به امام صادق علیه السلام عرض كردم: حدیثى را مردم نقل مى كنند آیا درست است یا نه؟ كه مردى به حضور پیامبر گرامى شرف یاب شد و از نیازمندى خود به آن حضرت شكایت كرد. رسول خدا(ص) او را به ازدواج فرمان داد. بار دیگر آمد همان دستور را شنید و تا سه بار این قضیه تكرار شد. امام صادق(ع) فرمودند: این گزارش درستى است. سپس فرمود: روزى با زنان و عیال است.))(4)
روایات دیگرى نیز به همین مضمون از اهل بیت عصمت علیهم السلام رسیده است.(5)
البته مقصود از این سخنان این نیست كه تنها ازدواج براى بهبود وضعیت معیشت كافى است و هر كس بدین كار اقدام كند به ضرورت، وضع معاشش رو به بهبود مى گذارد ، بلكه مقصود این است كه در زنجیره ی علل و اسباب روزى، این موضوع جایگاه مهمى را به خود اختصاص داده است.
پىنوشتها:
1ـ محمد قطب, انسان بین مادیگرى و اسلام, ترجمه: سیدخلیل خلیلیان, انتشارات اسلامى, تهران, ص252.
2ـ همان, ص251.
3ـ سوره نور, آیه 32.
4ـ وسائل الشیعه, ج14, ابواب مقدمات نكاح, باب 11, ح4, ص24.
5ـ همان, باب 10, 11.
منبع : پیام زن
نویسنده : سیدمهدى موسوى كاشمرى
ازدواج كنيد تا پولدار شويد!
5 تاثير مثبت در ازدواج
زندگى ، تلاشى براى روياندن بذر وجود و شكوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حيات است .
آرامش روح ، در زندگى آميخته به معنويت و خداجويى است .
زندگى هشياران ، انديشه درباره سرمايه و سود ماندگار و نتيجه اخروى است ، سرمايه شان اميد و ايمان و سودشان ، آرامش روح و روان است .
زندگى غافلان به دو بخش تقسيم مى شود: نيمه اول به اميد نيمه دوم ، نيمه دوم به حسرت نيمه اول !
آيا حيف نيست كه زندگى بگذرد ، بى آنكه به بلوغ انسانى برسيم ؟
ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئوليت را بر مى انگيزد وخداوند به اقدام كنندگان به ازدواج ، وعده ي توسعه رزق مي دهد . در اين مقاله قصد داريم با آوردن مقدمه اي كوتاه ، به تاثيرات مثبت ازدواج ، كه راهي جهت رسيدن به بلوغ انساني است اشاره كنيم :
1- آرامش :
ازدواج ، مايه ي آرامش فكرى و روحى جوان و احساس شخصيت و اعتماد به نفس مى شود و او را از بى عارى و بيكارى و بى برنامگى و نااميدى مى رهاند و جلوى برخى گناهان را مى گيرد و موجب صيانت روحى و اخلاقى جوان مى شود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) نيز فرموده است :
من تزوج فقد احرز نصف دينه فليتق الله فى النصف الباقى (1) :
هر كس ازدواج كند ، نيمى از دين خود را نگه داشته است ، پس در نيمه باقى مانده ، از خداوند پروا كند و تقوا بورزد.
وقتى اصل ازدواج تا اين حد مهم ، كارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرين و مفسده زداست ، كمك به آن نيز اهميت مى يابد و براى پدر و مادر، تلاش در اين راه و فراهم كردن مقدمات و زمينه ي آن ، يك تكليف محسوب مى شود و زدودن موانع و برطرف كردن دشواري هاى ازدواج ، و ترويج آسان سازى ازدواج و آسان گيرى در اين زمينه به عنوان يك فرهنگ عمومى ، وظيفه به شمار مى آيد.
كسى كه از بيم فقر و تنگدستى ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدايى كه فرمايد: اگر فقير باشند ، خدا از فضل خويش آنان را بى نياز و غنى مى سازد.
2- تلاش معاش :
ايجاد بستر مناسب و انگيزه ي قوى تر براى تامين معاش و در آمد ، از آثار مثبت ديگر ازدواج است . گرچه نبايد بى حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است كه شرايط اقتصادى و توانايي هاى مالى هم لحاظ شود ، ولى وعده ي خداوند را نيز نبايد فراموش كرد كه قول داده است تنگدستى را به غنا تبديل كند و جايى براى بيم از فقر باقى نگذارد. پس ايجاد روحيه ي توكل و اعتماد به لطف الهى ، بعد مثبت ديگرى از تشكيل خانواده است .
خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شايسته و صالح مى فرمايد:
ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم (2):
چنانچه تنگدست و فقير باشند ، خداوند آنان را از فضل خويش بى نياز و توانگر مى سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست .
از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) روايت است كه فرمود:
من ترك التزويج مخافه العيلة (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل يقول : ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله (3) :
كسى كه از بيم فقر و تنگدستى ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدايى كه فرمايد: اگر فقير باشند ، خدا از فضل خويش آنان را بى نياز و غنى مى سازد.
در حديث رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) نيز توصيه شده كه ازدواج كنيد ، زيرا كه براى شما روزى آورتر است:
اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم .(4)
3- احساس مسئوليت :
كسى كه ازدواج نكرده است ، خود را آزاد حس مى كند و مسؤول نمى شناسد. در نتيجه ، استعدادها و خلاقيت هاى انسانى او هم بروز نمى كند. اما با ازدواج ، بار اداره ي زندگى را بر دوش مى كشد. اين تعهد و احساس مسئوليت ، سازنده است . كلا هر نوع مسئوليت پذيرى ، انسان را به تلاش و آشكار ساختن استعداد و توانايى خويش وا مى دارد.
4- برنامه ريزى :
از سوى ديگر، حسابگرى ، نظم ، برنامه ريزى و به تعبير روايات ، تقدير معيشت لازمه به دوش كشيدن تعهد اداره يك زندگى مشترك و تامين همسر و فرزندان و تربيت شايسته اولاد است .
از آنجا كه تربيت نسلى با ايمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، براى خود انسان نيز مايه ي آبرو و حيثيت اجتماعى است ، اين رسالت سنگين نيز به نوع ديگرى توانايي هاى شخص را به مرحله ي ظهور و بروز مى رساند.
5- حق شناسى :
ازدواج ، سبب مى شود كه حقوق متقابل ميان دو انسان پديد آيد. اين سازنده است . ارتباط هاى خانوادگى و پيوندهاى فاميلى ، دامنه اين حقوق و وظايف اخلاقى و اجتماعى را گسترده تر مى سازد و سامان بخش روابط انسانى مى گردد.
كمك به ازدواج جوانان و تشكيل خانواده ، كمك به ساخته شدن انسان هاى مسئوليت پذير ، مدير و صالح است و يكى از راه هاى عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهيل ازدواج است .
اين، هم تكليف والدين و افراد خير و توانمند را سنگين مى سازد ، هم روشنگر راهى براى آنانى است كه در انديشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظيفه خود جوانان را در اين زمينه روشن مى كند. با تقويت و ترويج و تسهيل اين سنت نبوى ، بهتر مى توان با منكرات مقابله كرد و سدى در برابر هجوم فساد فرهنگى بيگانه پديد آورد.
پي نوشت ها :
1- بحار الانوار، ج 100، (ص ) 219.
2- نور، آيه 32.
3- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 24.
4- همان .
منبع : تلخيص شده از كتاب " الفباى زندگى (آشنايى با اصول و عوامل تحكيم خانواده ) "
نويسنده : جواد محدثى
ازدواج نمی كنم ، درس می خوانم
علل گریز دختران از ازدواج (1)
علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این دو مقاله قصد داریم به 4 مورد شایع آن بپردازیم . در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت :
1ـ ادامه تحصیلات در سطوح عالى
از موانع عمده اى كه در سر راه ازدواج بسیارى از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالى است. اینكه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعى براى دانشجویى و فن آموزى رخ نماید ، در خور تامل و بررسى است، ولى به نظر مى رسد كه شاید بتوان با قدرى تدبیر و چاره اندیشى با آن به طور شایسته كنار آمد.
ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفى، اخلاقى، روانى و نیز جسمى نیاز جدى انسان است و استعدادهاى مختلف عقلى و عاطفى او در سایه ی پیمان زناشویى شكوفا شده و به بار مى نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعى فرد به طور كامل با ازدواج شكل مى گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعى در پرتو تشكیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد مى یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانى خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه هاى مختلف از آن سر باز زند.
البته اگر كسى بتواند با مراقبت كامل، خود را از هر گونه تحریكات جنسى به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوى تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید كناره گیرى از ازدواج مشكل جدى براى او به بار نیاورد ، ولى شخصى كه از چنین تسلطى بر افكار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دورى گزیدن از ان براى او بسیار زیان بار و گاهى هم شكننده و غیر قابل جبران خواهد بود.
و لذا مى توان در صورت احساس نیاز به ازدواج و تمایل به ادامه تحصیلات تا سطوح عالى، این كار را با یكى از طرق زیر دنبال كرد و به هر دو خواسته جامه عمل پوشید :
ـ طولانى بودن دوران عقد.
ـ عقد موقت با اطلاع و موافقت والدین.
ـ گنجاندن شرط موافقت و همكارى شوهر براى ادامه تحصیل در عقد ازدواج.
- كنترل و جلوگیرى از داشتن فرزند براى مدتى با توافق دو طرف.
ـ كمك و مساعدت والدین دو طرف. و بالاخره در پیش گرفتن زندگى همراه با قناعت و ساده زیستى.
2 - نبود خواستگار دلخواه
دختر و پسر، در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غریزه و ضعف اندیشه ، بیشتر در پى اطفاى غریزه اند و كمتر به تشكیل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى اندیشند و لذا به ندرت در این باره و در خصوص ویژگی ها و اوصاف شریك زندگى خود به تامل و محاسبه مى پردازند.
به تدریج هر چه از سن بلوغ فاصله بیشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقویت مى گردد این گونه مسایل نیز در كنار پاسخگویى به نیاز جنسى در دایره ی محاسبات و آینده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار این فاصله افزوده شود این موضوع نیز با شدت بیشترى، فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.
البته این كار در جاى خود خوب، پسندیده و لازم است و شاید بر اساس همین حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان، معمولا در سنین كمتر از پسران به وقوع مى پیوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه ی كافى براى زندگى و معاشرت زناشویى نیاموخته اند و از سوى دیگر اختیار طلاق نیز، جز در موارد معین، بر اساس حكمت و مصلحت، به آنها داده نشده است ـ باید با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذیرد ، تا سرنوشت آینده و زندگى آنان با دوراندیشى و احتیاط پدر، كه از تجربه و احاطه بیشترى نسبت به مسایل زندگى و ضروریات و لوازم آن برخوردار است، تامین شود و با نزدیك نگرى و ناپختگى و پیروى از هوس، دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد-
ولى گاهى در سنین بالاتر این قضیه به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را در این مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدریج دستیابى به چنین همسر مطلوبى به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست و تجربه نشان داده است كه چنین انسانهایى پس از افول غریزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسیدن به خواسته ی واقعى خود ، احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله ی زندگى انسانى عقب مانده مى یابند.
این نكته را باید توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عیب و نقص نیستند. هنر زندگى كردن در این نیست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هیچ نارسایى در وجودشان نباشد ، بلكه هنر زندگى در این است كه با سرپنجه ی تدبیر، صفا، محبت و ایثار، نقایص و كمبودهاى جزیى و قابل اغماض در هر یك از طرفین پوشیده شده و تحت الشعاع صفات، ویژگیها و شرایط اصلى و اساسى قرار گرفته و از ان چشم پوشى شود.
قران كریم مى فرماید:
((هن لباس لكم و انتم لباس لهن));
همچنان كه لباس عیب بدن را مى پوشاند زن و مرد نیز باید ساتر و حجاب عیوب هم باشند. و با عیب پوشى نسبت به یكدیگر به توافق و تفاهم واقعى و در پرتو آن به عشق و محبت نسبت به هم دست یابند.
در مقاله ی بعد به دو علت دیگر گریز دختران از ازدواج خواهیم پرداخت .
پىنوشت :
1ـ سوره بقره, آیه 187.
منبع : پیام زن
نویسنده : سیدمهدى موسوى كاشمرى
با ازدواج مناسب متعالی شوید
از فلسفه و اهداف ازدواج بیشتر بدانید (2)
در این دو مقاله برآنیم كمی دقیق تر به ازدواج نگاه كنیم و به چند بعد آن به صورت جزئی تر بپردازیم و از فواید و ضرورتهای آن سخن بگوئیم . در قسمت قبل به بحث " تغذیه نیاز عاطفی" ، " بزرگ شدن روح" و" تمرین محبّت كردن " پرداختیم و در این مقاله به دیگر فواید ازدواج مثل : " تمرین در ارتباطات" و " شخصیت مفید و مستقل " خواهیم پرداخت :
تمرین در ارتباطات :
در ازدواج فرد سالها تمرین می كند كه رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ كند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود بخود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود می آورد ، وقتی فرد عادت كند سالها به خوبی صحبت كند ، اهل عطوفت و گذشت باشد ، رفتار مهربانی داشته باشد ، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود كه دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه ی خودش به او اهمیت دهد ، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال ، خواهید گفت این فرد بافرد قبل از ازدواج خیلی فرق كرده و خیلی بهتر شده است .
شخصیت مفیدتر و مستقل تر :
در ازدواج بدلیل اینكه افراد با واقعیتهای زندگی بیشتر مرتبط می شوند و مسئولیت های بیشتری را بر عهده می گیرند ، لذا جسم و ذهن هر دو برای بهبود و رفاه زندگی تلاش بیشتری را می كنند و در نتیجه فرد از لحاظ فردی از حالت نیاز و وابستگی به سوی استقلال و خودكفایی گام برمی دارد و از لحاظ اجتماعی فرد كم كم از یك وجود مصرف كننده به وجود تولید كننده یا خدمات دهنده در اجتماع تبدیل می شود .
و باز هم ادامه خط سیر بزرگ شدن انسان :
زمانی كه فرزندانی هم به جمع زوجین اضافه شوند ، این بار زن و مرد از مقام زوجیت به مقام والدین ارتقا می یابند و چه زحمتها ، تلاشها و كوششها برای اینكه انسانی دیگر به این دنیا قدم بگذارد و رشد و پروش یابد را متحمل می شوند و اگر زمانی زن و مرد به یكدیگر عشق می ورزیدند به این دلیل بود كه از همدیگر لذت می بردند ، با آمدن فرزندان ، علاوه بر خود به كسانی دیگر نیز مهر و محبت می ورزند ، اما این دفعه نه به این دلیل كه نفعی و لذتی ببرند ، بلكه بدین علت كه نفعی برسانند و بهره ای را ارزانی كنند . و در این مقام است كه انسانها با كمی توجه ، به رشحاتی از مفهوم خدا بودن و بنده پروری پی می برند .
ممكن است یك سؤال برای شما به وجود آید كه چرا در برخی ازدواجها این مسائل دیده نمی شود ، این لذتها و شیرینی ها و این رشدها و بزرگ شدن ها یا مشاهده نمی شود یا كمتر مشاهده می شود ؟
و این بحثی است مفصل و جالب و جذاب كه برخی علل آن برمی گردد ، به نامناسب بودن انتخابها در قبل از ازدواج و برخی علل دیگر كه بسیار مهم تر و اساسی تر است ، برمی گردد به كیفیت رفتارها پس از ازدواج كه از حوصله ی این مقاله خارج است .
اما سخنی مهم با شما كاربران عزیز تبیان!
یك دلیل بسیار محكم برای ازدواج كردن خود قائل شوید ، دلایلتان برای ازدواج بسیار بیشتر و وسیع تر از ارضاء نیاز جنسی باشد ، حتی هدفتان از ازدواج ، از ارضاء نیاز عاطفی هم بیشتر باشد ، چون ازدواج بیشتر از ارضاء این دو نیاز ، اهداف والاتر و مهم تری را نیز در خود داراست و همین اهداف والاست كه برخی در اثر ازدواج رشد می كنند و اوج می گیرند و همچون حضرت امام خمینی (( ره )) این جمله پر از تأمل و پر رمز و راز را می گویند كه: (( مرد از دامن زن به معراج می رسد )) و برخی هم در اثر ازدواج كم می آورند و بازی را می بازند و در نتیجه نظرشان نیز نسبت به ازدواج تغییر می كند .
ازدواج گرچه با ضرورت ارضاء نیازها قوت می گیرد ، اما شیرینی و دوام آن با قائل شدن و متوجه بودن به اهداف والای آن محقق می گردد .
(( مرد از دامن زن به معراج می رسد ))
ازدواج مثل تحصیل علم می باشد ، گرچه ممكن است ضرورت خواندن و نوشتن و احتیاج به سواد ، پای ما را به مدرسه بكشاند ، اما علم منافعی بسیار بیشتر از سواد خواندن و نوشتن در خود نهفته دارد و خیلی از رشدها ، توانمندیها ، ابتكارات و … بواسطه ی علم صورت می گیرد و سختی های علم نباید مجوز این گردد كه علم تخطئه شود .
ازدواج نیز همین طور است ، ازدواج گرچه به نیازهای جنسی و عاطفی انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال بواسطه ی زمینه های تلاش و فعالیت و تصمیم گیری كه برای انسان فراهم می كند وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد و روح و روان او را لطیف تر ، خیرخواهانه تر و دوست داشتنی تر می كند و باعث بزرگ شدن روح انسان می شود .
ازدواج گرچه به نیازهای انسان پاسخ می دهد و او را سرشار از احساس و هیجان می كند اما در عین حال وجود او را پخته تر می كند و او را از مدار خودبینی به دیگری بینی و غیربینی ارتقا می دهد .
بنابراین سعی كنید به رشد همه جانبه در تمامی ابعاد وجود خود فكر كنید ، تفكرتان را از بهره بردن به بهره رساندن بالا ببرید ، و از توقع داشتن ازدیگری به توقع داشتن از خود برای خدمت كردن به دیگری ، روح خود را بزرگ كنید و از شرط و شروط های بی مورد گذاشتن برای دیگری به جهت اینكه وی امكانات رفاهی شما را در حد عالی فراهم كند یا بواسطه وجود او به نان و نوائی برسید ،تغیر دهید . به بزرگ شدن وجود خودتان برای مفیدتر بودن برای همسر آینده تان فكر كنید .
وقتی دیدتان نسبت به ازدواج متعالی شود آن وقت حتی مشكلات و سختی ها نیز شیرین و سازنده اند ، آن وقت آسان گیرتر نسبت به دیگران و سخت گیرتر نسبت به خودتان خواهید شد . چرا كه آمده اید در میدان زندگی بازی كنید و خوب هنرنمایی كنید و نیامده اید كه فقط تماشا كنید كه اگر دیگران خوب بازی كردند سوت و كف بزنید و اگر مطابق میل شما بازی نكردند لعن و نفرین بفرستید .
بخش خانواده وزندگی تبیان
منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی – با تغییر و تلخیص
ازدواج ،تمرین محبت است
از فلسفه و اهداف ازدواج بیشتر بدانید (1)
در این مقاله قصد داریم كمی دقیق تر به ازدواج نگاه كنیم و به چند بعد آن به صورت جزئی تر بپردازیم و از فواید و ضرورتهای آن سخن بگوئیم . در این قسمت به بحث " تغذیه نیاز عاطفی" ، " بزرگ شدن روح " و " تمرین محبّت كردن " می پردازیم و در مقاله ی بعد به دیگر فواید ازدواج مثل : " تمرین در ارتباطات" و " شخصیت مفید و مستقل " خواهیم پرداخت :
تغذیه نیاز عاطفی :
نیازی در وجود انسان هست كه جایگزینی دیگر برای پاسخ دادن به آن نیاز جز ازدواج وجود ندارد و آن نیاز ، نیاز عاطفی است .
انسان را از این رو نام انسان نهاده اند كه نیاز به انس دارد و ریشه لغوی انسان از انس گرفته شده است ، انسان با مؤانست با دیگران آرام تر می شود ، هر چند كه انس حقیقی در انس با محبوب ازلی و ابدی است .
نیاز عاطفی ، نیازی است كه انسان پس از پشت سر گذاشتن دوران كودكی و نوجوانی ، وجود آن را ملموس تر احساس می كند و تفاوتی نمی كند كه انسان تا قبل از جوانی در فضای محبت آمیزی بزرگ شده باشد یا خیر ، و هر چقدر انسان والدین مهربان و دلسوزی داشته باشد و هر چقدر برادران و خواهران مهربان و هر چقدر دوستان خونگرم و صمیمی داشته باشد ، باز هم احساس می كند هنوز تشنه ی یك نفر دیگر است ، تشنه محبت ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن .
نیاز عاطفی نیازی است كه حتی انسان وقتی در میان انسانهای مهربان هم قرار دارد وجود آن را حس می كند ، احساس می كند یكی دیگر باید باشد تا با او راحت تر حرفهای دلش را بزند ،محبتش را عرضه كند و سنگ صبورش باشد. جالب اینجاست كه این عطش و نیاز را نسبت به جنس مخالف خود هم می بیند و در این میان ، هیچ چیزی نمی تواند به این نیاز حقیقی و مهم ، به طیبی و طاهری و گوارایی ازدواج ، پاسخ دهد و بواسطه وجود این نیاز است كه وقتی انسان در كنار همسر قرارمی گیرد ، به انس و آرامش می رسد و این سكونت و آرامش نه یك امر مجازی و قرار دادی است ، بلكه امری حقیقی و فطری است كه بر حسب خلقت ما طرح ریزی شده است .
(( و من ایاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم موده و رحمه انّ فی ذلك لایات لقّوم یتّفكّرون ( روم / 21 )
(( و از نشانه های او این است كه برای شما از جنس خودتان جفتی آفرید تا در كنار او آرامش یابید و میان شما مودت و رحمت قرار داد و در این كار نشانه هایی است برای كسانی كه تفكر می كنند )) .
همسر ، كسی است كه وجود ما را از تك بودن و تنها بودن ، به یك وجود مجموعه دار و كامل تر تبدیل می كند و به واسطه همین تكمیل شدن و ارضاء شدن چند بعدی است كه وجود ما آرام تر و تسكین یافته تر می شود .
تحقیقات علمی نیز نشان داده است كه متأهلین از لحاظ روحی و روانی دارای ضریب سلامتی بالاتری از افراد مجرد می باشند و میزان مفاسد و جنایتها و همچنین خودكشیها در میان مجرد ها بیشتر از متأهلین است و این ناشی از این حقیقت است كه تأهل وجود روانی انسان را سالم تر و آرام تر می كند و جلوی خیلی از مفاسد ـ كه ناشی از ناآرامی و اضطراب روحی و روانی است ـ را می گیرد .
بزرگ شدن روح :
یكی از مهمترین نتایجی كه در اثر ازدواج حاصل می شود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شكسته شدن نسبی اما قابل توجه حصار نفسانیت انسان است .
ازدواج توأم با توجه به یك فرد دیگر ـ كه تا بحال غریبه بوده و یا حكم نامحرم داشته است ـ می باشد و این امری است مهم ، چرا كه تا بحال جوان ما به جز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فكری دیگر نداشته است ، اما بواسطه ی ازدواج ، یك نفر دیگر نیز در مدار برنامه ریزی و توجه او قرار می گیرد و حاضر است از وجود خود و داشته های خود به دیگری نیز عطا كند و به واسطه ی محبت و دوستی كه ایجاد می شود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج می گردد و تلاش برای آسودگی ، رفاه و آسایش یك نفر دیگر حكایت از بزرگ شدن روح فرد می كند ، چرا كه وی ، یك نفر دیگر را تحت لطف قرار می دهد و بواسطه ی وی یك نفر دیگر زندگی راحت تری را تجربه می كند .
تمرین محبّت كردن :
در ازدواج یك اتفاق مهم دیگر می افتد و یا بایستی بیفتد و آن صمیمیت و دوستی بین دو نفر است و این یكی از اهداف مهم دین اسلام است كه افراد با هم دوست و صمیمی شوند .
خداوند در ازدواج چاشنی یك ارتباط محبت آمیز را با قرار دادن مودت و رحمت بین زوجین قرار داده است ، بنابرین ازدواج یكی از بهترین زمینه ها برای تمرین محبت كردن ـ آن هم یك محبت حلال ، طیب و مهم تر از همه واقعی ـ را فراهم می كند و همین تمرین محبت كردنها كم كم انسان و روحش را بزرگ تر و رئوف تر می كند .
در مقاله ی بعد به بررسی دیگر فواید ازدواج مثل : " تمرین در ارتباطات" و " شخصیت مفیدتر و مستقل تر" را مورد بررسی قرار خواهیم داد .
ادامه دارد ...
منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی – با تلخیص
اندر فواید ازدواج!
سه نکته برای یک ازدواج خوب (1)
کاربران عزیز تبیانی در این مقاله و مقاله ی بعد سه نکته برای داشتن ازدواجی مناسب و زندگی توام با آرامش برای شما بیان می شود : اولین نکته همان ازدواج به موقع است و با توجه به بالا رفتن سن ازدواج که این روز ها گریبانگیر نسل جوان شده ، توجه بیشتری را می طلبد.
1. ازدواج را به تأخیر نیندازید
ازدواج، حادثه شیرین و تحول به یادماندنی دوران جوانی شماست. با ازدواج، صفا، محبت و شیدایی میشكفد و حیاتی سبز و همراه با مسرّت معنوی و لذتهای سالم آغاز میشود. آدمی چنان آفریده شده است كه به طور فطری و طبیعی، به سوی ازدواج و سامان دادن خانواده، رهنمون میشود.
این سخن از پیامبر صلی الله علیهوآله شنیده شد كه میفرمود: «ای گروه جوانان! ازدواج كنید».
كسانی كه تن به ازدواج نمیدهند و از این سنت الهی سرپیچی میكنند، نوعی خامی در وجودشان باقی میماند و بسیاری از گونههای وجودیشان شكوفا نمیشود. به گفته استاد مطهری، «یك پختگی هست كه جز در پرتو ازدواج پیدا نمیشود».
ازدواج را تأخیر نیندازید و به هنگام، دست به كار شوید زیرا ازدواج ، اولین مرحله خروج از خودِ طبیعی فردی و توسعه پیدا كردن شخصیت انسان است و كسانی كه این دوران را نگذرانند، تا آخر عمر یك نوع خامی و بچگی در آنان وجود خواهد داشت.
ازدواج كنید ، زیرا رسول خدا صلی الله علیهوآله همواره میفرمود: «هر كه دوست دارد از سنت من پیروی كند، به ازدواج روی آورد ، زیرا ازدواج [بخشی] از سنت من است».
در سخنان پیامبر صلی الله علیهوآله، از گشوده شدن درهای رحمت آسمانی و وزش نسیم احسان و فیض الهی، به هنگام ازدواج ، خبر داده شده است.بیتردید، كامل شدن دین فرد را میتوان جلوهای از لطف خدا دانست.
هیچ یك از یاران رسول خدا صلی الله علیهوآله ازدواج نمیكرد ،مگر این كه پیامبر اكرم صلی الله علیهوآله دربارهاش میفرمود: دینش كامل شد.
روزی یكی از جوانان مدینه به نام عكاف، خدمت پیامبر صلی الله علیهوآله رسید. آن حضرت از او پرسید:
آیا زن داری؟
او گفت: خیر.
- در اینباره مشكلی داری ؟
- خیر.
- تو كه سالم و توانگری؟
- آری بحمدالله.
- در این صورت، تو از براداران شیطانی. یا باید از راهبان مسیحی باشی. اگر مسلمانی، مانند همه مسلمانان رفتار كن. زن گرفتن، از سنتهای من است. بدترین افراد شما، بیزنان هستند و بدترین مردگان، اموات مجردند. وای بر تو ای عكاف! زن بگیر كه خطا كاری.8
تمایل مرد و زن جوان به یكدیگر، واقعیتی درونی است و در پرتو ازدواج، آثار و فوایدی برای آن دو فراهم میشود که برخی از آنها عبارتند از:
الف) آرامش روح و روان ، در پناه یك ازدواج موفق تحقق مییابد و این احساس، زمینه رشد جوان را برای دستیابی و كسب فضیلتهای انسانی، فراهم میآورد، آن گونه كه پروردگار مهربان میفرماید:
«از نشانههای او این كه از [نوع] خودتان، همسرانی برای شما آفرید؛ تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت] برای مردمی كه میاندیشند، قطعاً نشانههایی است».
نتیجه چنین دوستی و آرامشی، فزونی مروّت و نیكی سیرت است. پیامبر صلی الله علیهوآله میفرماید:
«پسران و دختران مجرد خود را همسر دهید، تا خداوند، مروتشان را افزون و سیرتشان را نیكو كند».
ب) ازدواج وسیلهای پاك برای ارضای تمایلات و پدیدهای سازنده برای در امان ماندن از ناپاکی ها:
مسائل جنسی و شهوانی، یكی از راههای آسان، برای نفوذ شیطان است كه گاهی در پوشش ارتباط دوستانه، بین پسر و دختر، جوان را در ورطه هرزگی و فساد میاندازد ، امّا جوان، در پرتو مهر همسر خود، این راه نفوذ را مسدود میکند. رسول خدا صلی الله علیهوآله ضمن توصیه به ازدواج و نهی جوان از ارتباطهای نامشروع،میفرماید:
رسول خدا (ص) ، آنگاه این سفارش را فرمود: «پس لازم است در یك سوم باقی مانده ، خویشتندار باشد».
زوج جوان به دلیل مصونیت از آلودگیها و انحراف شهوانی، جایگاه والایی نزد خداوند دارند ،تا جایی كه خوابشان برتر از انسان مجردی است كه روزها روزه دارد و شبها به خاطر عبادت، بیدار میماند.
پیامبر خدا، عبادت پسر و دختر ازدواج كرده را برتر از نماز فرد مجردی میداند كه شب و روز خود را به پرستش سپری میكند. از این رو، هرگاه یكی از یارانش ازدواج میكرد، پیامبر «كامل شدن دین» او را بشارت میداد و همواره این توصیه را به جوانان میفرمود: « هركه دوست دارد خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند، در حالی كه زن دارد، خدا را ملاقات کند».
ج) بقای نسل و نوع آدمی و ایجاد نسلی صالح ، از آثار همدمی و پیوند دختر و پسر جوان است ،زیرا رسول خدا صلی الله علیهوآله میفرماید: «چه چیزی مؤمن را از انتخاب همسر باز میدارد؟ هر آینه در پرتو ازدواج، خداوند، فرزندی را به او ببخشد كه زمین را با شعار «لا اله الا اللَّه»، سنگین كند».
بیشتر جوانان به دلیل واهمه از عدم اداره كامل زندگی، ازدواج را به تأخیر انداخته، تا پس از جمعآوری و اندوخته كردن مال و اطمینان كامل، گام پیش نهند ، امّا اغلب، دغدغهها روا نیست ، زیرا با حداقلها نیز میتوان آغاز كرد ، چون رزق و روزی، در گرو ازدواج است.كه رسول خداصلی الله علیهوآله میفرماید: «خانواده تشكیل دهید كه آن برای شما روزیآور است» و در كلام شیرین دیگری میفرماید: «با زنان ازدواج كنید که آنان، ثروت و روزی میآورند».
سخنان فوق، امیدآفرینترین جملاتی است كه جوان با الهام از آنها دلیر گشته ، توان و نیرویش را به تحرك مضاعف وا میدارد ، تا در سایه فضل و لطف الهی، یك زندگی سرشار از صفا و زیبایی را بنیان نهد؛ زیرا « اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز خواهد كرد و خدا، گشایشگر داناست».
در مقاله ی بعد به دوقدم مهم دیگر برای زندگی توام با آرامش اشاره می کنیم که یکی انتخاب شایسته ی همسر است و دیگری رفتار صحیح با همسری است که انتخاب کرده ایم .
پی نوشت:
1. کلینی، كافی، ج6، ص 330.
2. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 398.
3. همان، ص 251.
4. مجلسی، بحارالانوار، ج 10، ص 93.
5. یفتح ابواب السماء بالرحمه.. عند النكاح». (نوری، مستدرك الوسائل، ج 14، ص152).
6. نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج 2، ص 190.
7. عاملی، وسائل الشیعه، ج14، ص 3.
8. ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان، ج 4، ص34.
9. روم، آیه 21.
10. بحارالانوار، ج100، ص222.
11. ای جوان! ازدواج كن و از زنا بپرهیز؛ همانا كه این زشتی، ایمان را از قلب تو بیرون میكشد. (مكارم الاخلاق، ج1، ص430).
12. بحارالانوار، ج100، ص221.
13. قمی، سفینه البحار، ج1، ص561.
14. شیخ طوسی، التهذیب، ج7، ص239.
15. امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «هیچ یك از یاران پیامبر، ازدواج نمیكردند؛ مگر آن كه پیامبر میفرمود: دینش كامل شد». (دعائم الاسلام، ج2، ص190).
16. شیخ مفید، المقنعه، ص496.
17. شیخ صدوق، مَن لایحضره الفقیه، ج3، ص382.
18. مكارمالاخلاق، ج1، ص43.
19. بحارالانوار، ج103، ص217.
20. مكارمالاخلاق، ج1، ص43.
21. نور، آیه 32.
منبع : مجله پرسمان - با تلخیص
علاقه های بی دوام
روابط نا موفق(3)
در دو قسمت اول مقاله به بحث در مورد روابطی پرداختیم که بر مبنای اصولی نادرست شکل گرفته و اثرات مضر و مخربی را در ارتباطات و روحیات افراد به جای می گذارند . در این قسمت به تشریح سه نوع دیگر از این روابط و راه حل هایی که می تواند تا حدودی یاری رسان باشد، می پردازیم.
1- رابطهای که در آن شما و همسرتان از تفاهم جزیی برخوردارید.
آیا تا به حال شیفته کسی شدهاید که به جز در یک زمینه که از ارتباط واقعا خوبی با او برخوردار بودید هیچچیز مشترک دیگری بین شما وجود نداشته باشد. این نوع رابطه فریبنده است مخصوصا هنگامی که همان یک زمینهای که در آن از تفاهم برخوردارید برای شما اهمیت زیادی داشته باشد. و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه اشتباه بگیرید.
به شما دو نفر مسئولیت داده میشود که در محل کار روی پروژه واحدی با هم کار کنید. این پروژه ایجاب میکند که ساعتهای طولانی، کار تیمی انجام دهید و در اواسط پروژه احساس میکنید که به یکدیگر علاقمند شدهاید. پروژه پایان میپذیرد. و شما با این حقیقت روبرو میشوید که خارج از زمینه کاری مشترکتان عقاید مشترکی نداشتهاید.
خطری که در این رابطه با «تفاهم جزیی» وجود دارد، شیفتگی و مجذوبیت بیش از حد شما به آن زمینه مشترک واحد است، به طوری که از توجه به باقی قسمتهای رابطهتان باز بمانید.از خود سؤال کنیم..
- زمینه تفاهم جزییمان به کنار، واقعا راجع به خود این شخص چقدر میدانیم؟
- نیازها و خواستههایم از او کدامند (بعنوان همسر) و آیا این شخص برآورده کننده ان نیاز ها است؟
فراموش نکنید هیچچیز بالاتر و مهیجتر از عشقی ثابت، همبستگی و با دوام نیست.
2- رابطهای که در آن همسرتان را از روی سرکشی و عصیان انتخاب میکنید.
- پدر و مادر شما همیشه روی نظم و ترتیب در خانه تاکید داشته و بسیار مقرراتی هستند در حالی که تمام موردهای ازدواج شما تنبل و شلختهاند.
- شما از لحاظ مذهبی در خانوادهای بسیار سخت بارآمدهاید در حالی که تمامی کسانی که شما انتخاب میکنید بیبند و بار هستند.
برخی افراد همسر خود را نه براساس تناسب بلکه براساس عدم تناسب با خانواده انتخاب میکنند. همیشه یک نوع خاص از افراد «نامقبول» را آنهم به کرات انتخاب میکنند و در روابطی باقی میمانند که چندان هم ارضاء کننده نیستند، تا که بدین وسیله با آنچه که پدر و مادر میگفتند عناد ورزیده باشند.
اگر ارضای نیازهای خودت به هر طریق به معنی تحقیق بخشیدن به آرزوهای پدر و مادرت نباشد، تلاش خواهی کرد تا «خودمختاری» و «استقلال شخصی» خود را هر چند به روشی ناسالم به همگان اعلام کنی.
راهحل: شما میبایست بتوانید بین نیازتان به استقلال و تمامیت فردی و عدم تمایلتان به ازدواجی که تصادفا منطبق برخواست پدر و مادرتان باشد تمایز قایل شده و سپس این دو را با یکدیگر آشتی دهید.
3- رابطهای که در آن همسرتان را به عنوان عکسالعملی در قبال همسر قبلی خود انتخاب کردهاید.
رابطهای را با کسی به هم میزنیم و سپس به دنبال شخصی میگردیم که نه تنها متفاوت باشد بلکه در تضاد کامل با او بوده و دقیقا «نقطه مقابل» او باشد. این گرایش به تغییر ناگهانی از یک موضع به موضعی افراطی و کاملا متضاد زاییده نوعی روش ابتدایی برقراری ارتباط با ضمیر ناخودآگاه است. مسئلهای نیست اگر به دنبال ویژگیهایی باشیم که همسر قبلیمان فاقد آن بوده. این کاملا طبیعی است که اولویت ذهنی ما به هنگام انتخاب همسر چیزهایی باشد که از ناحیه آنها در همسر قبلی رضایت نداشتهایم.
راهحل: اگر از انتخابی فوقالعاده مایوس کننده بیرون آمدهاید. به هنگام انتخاب کسی که نقطه مقابل همسر قبلیتان است دو چندان محتاط و مراقب باشید. تمامی ویژگیهایی که در زوج خود به دنبالش هستید، در نظر داشته باشید و به دنبال رابطهای باشید که متعادل باشد.
4- رابطهای که در آن همسر شما دردسترستان نیست.
اولین انتظاری که از همسرتان میرود این است که: او دردسترستان باشد. دردسترس بودن یعنی آنکه هدفی برای ازدواج با غیر شما نداشته باشد، باهیچکس دیگری نباشد، متاهل نباشد، نامزد نداشته باشد، تنها و تماما مال شما باشد.
معمولا افرادی با اعتماد به نفس پایین، با احساس ترک شدگی در کودکی و افرادی که از صمیمیت میترسند از این روابط استقبال میکنند.
هنگامی که با کسی درگیر میشوید که با شخص دیگری رابطه دارد، در واقع «پسماندههای» آن شخص را قبول کردهاید. استحقاق شما به مراتب بیش از این است!
روابطی سالم و آکنده از عشق است که، در آن همسر خود را نه از آن رو که دلتان برای او میسوزد یا میخواهید که او از شما مواظبت کند یا عاشق پتانسیلهای او شدهاید بلکه از آنرو دوست دارید که نیازهای روحی شما را ارضاء میکند.
قسمت اول و دوم مقاله
منبع: برگرفته از کتاب« آیا تو آن گمشده ام هستی»،نوشته باربارا آنجلیس-با اندکی تغییر و تلخیص
ازدواج هايي روي آب
11 ايده اشتباه براي ازدواج (2)
براي خواندن 6 مورد اول اين مقاله اينجا را کليک کنيد !
7- ازدواج، ابزاري براي دستيابي به خواستههاي ديگر:
گاهي انگيزهي اصلي در تشکيل زندگي مشترک، عشق به فرد مقابل و نياز روانشناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلکه او وسيلهاي براي رسيدن به هدفهاي ديگر ميشود.
براي نمونه، خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند، ممکن است با پيشنهاد فردي جهت ادامهي زندگي مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولي مسائل فرهنگي، استرسهاي متعددي را به دنبال داشته است؛ بنابراين گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگي و ... صورت ميگيرد. در چنين فضايي، امکان سازگاري با مشکلهاي زندگي، ضعيف بوده و در نهايت، ضريب ريسک اين ازدواجها، بالا ميباشد.
8- ازدواج به دليل عشق سطحي و زودگذر:
گاهي دو نفر، چنان علاقهاي به يکديگر پيدا ميکنند که گمان ميبرند به راستي، عاشق هم هستند. وقتي هيجان با سرعت چشمگيري در رابطهها پيش برود، شناخت يکديگر به روال عادي و تدريجي خود، پيش نميرود؛ زيرا وقت کافي براي اين امر وجود نداشته است.
صراحت، صداقت و اعتمادي که لازمهي يک رابطهي محکم است، احتياج به زمان دارد. يک آشنايي سريع، هر چهقدر هم که هيجانآور باشد، تنها يک صميميت ظاهري به بار ميآورد که به آساني با نزديکي و صميميت واقعي، اشتباه ميشود. به همين دليل، ازدواجهايي که در کوتاهمدت اتفاق ميافتند، ممکن است خطرهايي را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دليل پدر و مادر شدن:
بدون شک، يکي از مهمترين عاملهاي تحريک کننده براي ازدواج، اين است که فرد، خود را پدر يا مادر ببيند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندي شود؛ اما آيا به اين موضوع آگاهي داريد که قادر هستيد از لحاظ تربيتي، عاطفي، اخلاقي و مادي، شرايطي را براي هرچه بهتر تربيت شدن فرزندتان فراهم کنيد؟ بيشک روزگار سپري ميشود؛ بچهها بزرگ ميشوند؛ ازدواج ميکنند و به دنبال زندگي خويش ميروند.
آنگاه است که احساس ميکنيد باز شما هستيد و تنهايي. پس فردي را انتخاب کنيد که فقط در فکر اين نباشيد که با او صاحب فرزند شويد؛ بلکه شخصي باشد که در تمام مراحل زندگي، پا به پاي شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعيتان باشد.
10- ازدواج فقط به دليل پايان دادن به دوران نامزدي:
دوران نامزدي دستکم، شرايطي را براي آگاهي زوجين از هم فراهم ميآورد. تعدادي از افراد در اين دوران، متوجه تفاوتهاي بسياري بين خود و فرد مقابل ميشوند يا در اين دوران، متوجه ناراحتي و يا مبتلا بودن فرد به يک اختلال رواني يا وابستگي او به مواد مخدر ميشوند؛ اما با وجود آگاهي به اين مسائل، بنا به دليلهاي فرهنگي از جمله اينکه به هم خوردن نامزدي را مساوي با بيآبرويي و از دست دادن حيثيت خود، قلمداد ميکنند، تن به ازدواج ميدهند.
چنين تجربههايي در زندگي مشترک، بسيار بحرانزا بوده و احتمال جدايي آنان قابل پيشبيني است.
11- ازدواج فقط به دليل زيبايي ظاهري:
اهميت جذابيت جسماني، به عنوان يک عامل مهم در دوستيها و مناسبهاي اجتماعي، غيرقابل انکار است. به نظر ميرسد افرادي که جذابيت ظاهري دارند، رفتارهاي پسنديدهتر و ويژگيهاي شخصيتي زيباتري هم داشته باشند. به خاطر چنين تصوري، تعداد زيادي از دختران و پسران، مجذوب جذابيت جسماني هم ميشوند، زماني که اهميت اين عامل در معيارهاي افراد براي تشکيل زندگي مشترک، بدون توجه به عاملهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و شخصيتي افراد لحاظ ميشود، ضريب خطرپذيري چنين ازدواجهايي نيز به طور طبيعي، بالا خواهد رفت.
نويسنده : محمدرضا دژکام -روانشناس، مشاور ازدواج و خانواده -عضو انجمن روانشناسي ايران
آیا عشق فریب است؟
ملت عشق از همه دینها جداست عاشقان را مذهب و ملت خداست
«مثنوی، دفتر اول»
عشق انواع گوناگونی دارد:
عشق والدین، عشق فرزندی، عشق اتکایی، عشق خودشیفته، عشق احساساتی، عشق به خود، عشق به خدا، عشق برای گروه، عشق به مکتب و یا مملکت.
یکی از محققان میگوید: عشق یک مفهوم تک بعدی نیست و با توجه به کیفیت روابط میتوان گونههای مختلفی را برای آن قایل شد.
طبقهبندی عشق:
1- عشق به خدا: یا عشق دینی که در آن خدا به منزله برترین ارزش و مطلوبترین خیر است.
2- عشقهای واقعی: نخستین شرط خوشبختی در عشق این است که از آغاز بین شرکای عشق هماهنگی جسمی و روحی وجود داشته باشد. هنگامی که این هماهنگی وجود نداشته باشد حتمی است که عشق بیشتر از خوشبختی، موجب بدبختی ما خواهد شد.
3- عشقهای کاذب: گاهی مواقع حس حقارت و خودبینی و خودخواهی افراد حتی به طور ناخودآگاه در قالب عشق و عواطف تجلی میکند و تنها این عشقهای کاذباند که درونشان پر از کینه و خودخواهی است.
4- عشق افسانهای: حالتی است که «پاول هاک» آن را به درستی به عنوان یک تشخیص روانپزشکی در نظر میگیرد. حالتی که فرد در آن به ترویج روشهایی از عشقورزی روی میآورد که هدف آن تسخیر معشوق است.
5- عشق احساساتی: اساس این نوع عشق در این حقیقت نهفته است که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در عالم واقع که مشهود و محسوس است. رایجترین نوع این عشق را در کسانی میتوان دید که از مصرفکنندگان فیلمهای سینمایی، دوستداران داستانهای عاشقانه مجلات و آوازهای عاشقانه هستند و به واسطه ی آنها، لذت میبرند.
در زندگی جوامع امروزی که یکی از باز ماندن در خمیردندان مینالد، دیگری از افتادن موهای ریش دیگری در دستشویی شکوه میکند، حفظ عشق چقدر دشوار و حتی گاهی غیرممکن است!!!
در زندگی روزمره، در عادات فردی و در سلیقههای شخصی این نوع طرز برخوردها میتواند برای طرفین تنش و حتی کشمکش به ارمغان بیاورد و نه عشق رمانتیک.
برخی مولفان باور ندارند که عشق بتواند با گذشت زمان دوام داشته باشد، چون در زندگی، لحظههایی پیش میآید که بین معشوق خیالی و معشوق واقعی جدایی میافتد و عاشق به تدریج از معشوق ناراضی میشود. این حالت الزاما به تغییر شکل معشوق مربوط نمیشود، بلکه احتمال زیاد دارد که از درک بهتر واقعیت معشوق نشات بگیرد.
با تمام این تعاریف و توصیفها آیا میتوان از عشق صحبت کرد و یا آن را مورد بررسی قرار داد؟؟؟
مولوی معتقد است که نمیتوان به این مقوله دست یافت و اسرار آن را آشکار کرد.
در نگنجد عشق در گفت و شنود عشق دریاییست، قعرش ناپدید
قطرههای بحر را نتوان شمرد هفت دریا پیش آن بحریست خرد
«مثنوی، دفتر پنجم»
بنابراین عقل در مقام شرح عشق، عاجز است. اگر چه تفسیرهای عقل میتواند تا اندازهای روشنگر باشد ولی عشق بیزبان، شفافتر و گویاتر است.
گرچه تفسیر زبان روشنگر است لیک عشق بیزبان و روشنتر است
چون قلم اندر نوشتن میشتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون سخن در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست، هم کاغذ درید
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
«مثنوی، دفتر اول»
اگر انسان عشق را داشته باشد ، میتواند آن را ببخشد و اگر آن را نداشته باشد، چیز دیگری برای بخشیدن ندارد.
منابع:
1- وندر زندن، جیمز دبلیو. روانشناسی رشد.
2- لطفی، حمید. روانشناسی اجتماعی- (روانشناسی همرنگی با جماعت)
3- فروم، اریک. هنر عشق ورزیدن. ترجمه: سلطانی، پوری.
4- آلندی، رنه. عشق ترجمه: ستاری، جلال.
5- مولوی مثنوی معنوی. تصحیح: رمضانی، محمد.
نویسنده :عادل مخبری- روانشناس بالینی
دختران کویر
سن ازدواج در میان روستاییان هم بالا رفته است
بالا رفتن سن ازدواج دختران فقط مختص به کلان شهرها نیست و مثل یک بیماری به روستاها و عشایر نیز منتقل شده است.
چهره آفتاب سوخته اش در زیر نور خورشید، سنش را چند برابر نشان می داد. با چنان مهارتی مشک را حرکت می داد که هر بیننده ای را به تحسین وامی داشت.همانند صحرایی که در آن قد کشیده بود خشن و سخت بود.حضورم را که احساس می کند برای لحظه ای دست از حرکت بر می دارد و با دست پر از پینه اش، دستم را می فشارد و بعد دوباره به کارش ادامه می دهد.
دختر کویر سعی می کند لبخندی تصنعی به لب داشته باشد اما از توی نگاهش غمی بزرگ را می خوانی که شاید ترس از آینده ای نامفهوم را القاء می کند. وی به خوبی آگاه است که همه افراد ذکور خاندانش یواش یواش ، برای یک آینده درخشان به شهرهای بزرگ کوچ می کنند و کم کم جمعیت طایفه اش کاهش می یابد و حالا او مانده با پدر و مادری پیر و در هم شکسته و یک عالمه رسم و سنت قدیمی که دختر فقط باید با هم خون خود ازدواج کند.
دختر کویر می خواهد ازدواج کند و مانند خیلی از افراد تشکیل خانواده دهد اما پسران قومش به امید آینده ای زیبا کوچ کرده اند و حالا او مانده با آرزویی محال و رسم و رسومی دست و پاگیر!
کارشناس آسیب شناسی چه می گوید؟
هنجارهای فرهنگی، مناسبات، شرایط و نوع تمایلات از گذشته تاکنون در حال دگرگونی است و امروزه کمتر کسی به دنبال ازدواج های درون گروهی است. به گزارش برنا یعقوب موسوی آسیب شناس و جامعه شناس شهری با بیان این که امروزه به ازدواج برون گروهی از دو منظر مثبت و منفی نگاه می شود، می گوید:این ازدواج موجب تغییر شرایط جهت تشکیل خانواده جامعه می شود.وی بیان می کند: معیارها، علاقمندی، عشق و مناسبت های اجتماعی زوج های جوان در جامعه امروز موجب می شود که جوان عشایری دست به انتخاب بزند و برون از گروه و طایفه خود برای خود همسر انتخاب کند. موسوی با اشاره به این مطلب که ازدواج های برون گروهی موجب بالا رفتن سن دختران عشایری می شود، بیان می کند: به مرور زمان نگاه ها ی طایفه ای و قبیله ای به ازدواج برون گروهی تغییر می کند.وضعیت تجرد دختران عشایری موقت است و بعد از مدتی تغییر می کند.این آسیب شناس با بیان اینکه تجرد دختران عشایری به عنوان یک بیماری تلقی نمی شود که بتوان برای آن راهکار معرفی کرد، ادامه می دهد: به تدریج وضعیت هنجارمند جامعه، تغییر کرده و همه امور خانواده و جامعه دستخوش تحولات خواهند شد.به عبارتی اجرای برنامه های مختلف آموزشی، تربیتی و فرهنگی بر نگرش افراد تاثیر گذاشته و راه را برای انجام ازدواج های برون گروهی در میان این خانواده ها هموار خواهد کرد.
منبع : ابتکار - با تلخیص
ازدواج نکنید اگر...
1) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)
2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
3) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)
4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.(خطای شناختی)
5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.(خطای شناختی)
6) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.(اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)
7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.(واکنش دفاعی و خود میان بینی)
8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید.(عدم خودآگاهی)
9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)
10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده(خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگی تان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.(مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)
11) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید.( عدم انعطاف پذیری لازم)
12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.(عدم اگاهی اجتماعی)
13) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.(عدم مدیریت رابطه)
14) اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفا، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.(هوش هیجانی پائین)
15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.(رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)
16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.(پاسخ اجتنابی به رویدادها)
17) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی(کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.(اختلال شخصیت)
18) اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.(خطای شناختی، عدم کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)
19) اگر بدون اینکه خود را دقیقا ارزیابی کنید و بشناسید، دنبال همسر مناسب می گردید.( عدم شناخت خود)
20) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، اقدام به ازدواج می کنید.(مشکل در شیوه حل مسئله)
منبع : همدردی
آماده ای برای ازدواج؟
چه كسانی آمادگی ازدواج را دارند ؟(3)
لینک مقاله ی اول (یک دوم * یک دوم = یک چهارم)
لینک مقاله ی دوم (افراد بالغ آماده ی ازدواج)
در مقالات قبل به بحث « ویژگی های افرادی که آمادگی ازدواج دارند و ضرورت آن پرداختیم، ویک سوال اساسی که : «ویژگی افراد بالغ آماده ی ازدواج چیست ؟ »بعد از آن ، به 16 مورد از این ویژگی ها پرداختیم و حال ادامه ی موارد:
1- حقه بازی
از نیروی خود برای فریب دیگران استفاده می كنید. به جای طرح صریح خواسته های خود ، با زرنگ بازی می خواهید به هدفهایتان برسید.
2- فروتنی بیش از اندازه
نگرانید كه كسی را از خود برنجانید. اما وقتی می بینید كه دیگران به نیازهای شما واكنش مثبت نشان نمی دهند ناراحت می شوید.تقصیر همه ی اشكالات زندگی را به گردن دیگران می اندازید.هرگز احساس نمی كنید كه شما مسئول اتفاقات زندگی خود هستید.
3- وحشت زده و عذاب كشیده
اغلب اوقات احساس ترس دارید. بی مقدمه از جا می پرید.وحشت زده اید.با دلخوری از خویش خود را عذاب می دهید.از خودتان بدتان می آید.
4- كودك درون
به بالغها شباهت دارید .مانند آنها راه می روید و حرف می زنید.اما در اصل ، احساس بچه ها را دارید.
5- كمال طلبی ، انعطاف ناپذیری و اقتدارطلبی شدید
می خواهید همه ی كارها را درست انجام دهید .به صورت دایم خود را اصلاح می كنید و در مقام دایمی داوری هستید.
6- محتاج و نیازمند
احساس نیاز می كنید و از دیگران انتظار دارید نیازهای شما را برآورده سازند. می خواهید ازدواج كنید تا كسی از شما مراقبت كند. خواسته های شما برطرف ناشدنی هستند. شاید هم اصولاً ندانید كه چه می خواهید.
7- نداشتن مهارتهای ارتباطی
تحت تاثیر احساسات قدرتمند هستید. نمی توانید احساس خود را با دیگران در میان بگذارید. و احساس دیگران را هم درك نمی كنید.
8- نامشخص بودن مرزهای احساسی
از حد و مرز خود با دیگران بی اطلاعید.احساسات دیگران را به نمایش می گذارید. توانایی برخورد همدلانه ندارید زیرا شما به جای دیگران احساس می كنید.
9- خشم، اندوه، ترس، لذت و شرم درونی شدید
شما شخصی عصبانی هستید، احساس خشم نمی كنید.اندوهگین هستید ، احساس اندوه نمی كنید.درونی ساختن احساسات بدین معناست كه دیگر آنها را احساس نمی كنید.این احساسات بخشی از وجود شما شده اند.وقتی شرم درونی می شود، همه احساسات تابع این شرم می شوند.
10- ابهام متجاوز ـ قربانی
در روابط خود میان یك متجاوز و یك قربانی تاب می خورید.
11- بیگانگی احساسی
با برخی از احساسات خود بیگانه اید.این احساسات گاه خود به خود بروز می كنند. مثلاً می بینید كه ناخواسته عصبانی می شوید. می گویید: ” نمی دانم، چرا این طوری شدم“ همین مساله در مورد اندوه و ترس هم صدق می كند.
12- توجه بی تناسب به نیازهای دیگران
پیوسته نگران احساسات دیگران هستید. رفتارتان به گونه ای است كه می خواهید به آنها احساس بهتری ببخشید. اگر عصبانی هستند، رفتارتان را تغییر می دهید تا احساس بهتری پیدا كنند. اگر اندوهگین هستند ، كاری می كنید كه اندوهشان را فراموش كنند.
13- ترس از اكنون
از گذشته ناراضی هستید. آرزو می كنید كه بتوانید آن را از نو انجام دهید. مرتب در هوای آینده هستید.” اوضاع بهتر می شود“ مرتب در گذشته و آینده زندگی می كنید. اما هرگز در لحظه ی حال قرار نمی گیرید. خاطرات و تصورات راهی برای اجتناب ار احساسات فعلی هستند.
14- بی اعتمادی
به كسی اعتماد نمی كنید .احساس می كنید هر چه را كه می توانید باید به دست آورید. از سیاه ها، سفیدها، اروپایی ها، آسیایی ها و غیره و غیره متنفرید. هر جا بتوانید دیگران را آزار می دهید.
15- گرفتاریهای عاطفی
به لحاظ جسمانی بی حال و كرخت هستید. احساس نمی كنید و احساسی بروز نمی دهید. به لحاظ روانی كرخت و بی حال هستید و احساس خود را با خشم و انفجار بروز می دهید ، كه در مورد اخیر به سرعت به خود می آیید و به اوضاع مسلط می شوید.
کاربر عزیز!
با خواندن این 3 مقاله ، کلاهتان را قاضی کنید. آیا به بلوغ فکری رسیده اید ؟ آیا فکر می کنید آمادگی شروع زندگی مشترک را دارید ؟ آغازی بی بازگشت ، بی حس ندامت و حسرت ؟ بار دیگر موارد را بخوانید و خوب فکر کنید . کند و کاو کنید درونتان را .
تبیان ، بهترین حالات را برایتان آرزو می کند . "دبیر بخش خانواده و زندگی"
منبع : بر گرفته از نشریه ی «راه زندگی» - با تغیر و تلخیص
افراد بالغ آماده ی ازدواج
چه كسانی آمادگی ازدواج را دارند ؟(2)
لینک مقاله ی قبل (یک دوم * یک دوم = یک چهارم)
در مقاله ی قبل به ذکر توضیحاتی پرداختیم که پاسخ به اساسی ترین سوالش را در این مقاله و مقله ی بعد جستجو
می کنیم .اینکه : «اگر خانواده ، خاكی حاصلخیز برای پرورش انسانهای بالغ است باید بدانیم كه انسان بالغ چه ویژگیهایی دارد؟»
انسان بالغ تفاوت بین خود و دیگران را درك می كند.این فرد ، بی آنكه به خانواده ی خود متصل باشد ، با آنها روابط معنی دار ایجاد می كند. او از لحاظ احساسی و عاطفی آزاد است و می تواند بدون ایجاد خشم و بدون احساس گناه كردن از خانواده فاصله بگیرد.اگر پسر یا دختری دارای این ویژگی بود ، می تواند به خود بگوید كه برای ازدواج آمادگی دارد.
اما از آنجا كه انسان با وجود فردیت ، نیاز به محبت و شناخت دارد ، در جستجوی رفع این نیاز تا آخرین لحظه ی زندگی است. خداوند انسانها را با این توانایی به وجود آورده است ، توانایی دوست داشتن و عشق ورزیدن كه به هر یك از ما امكان می دهد تا خود و دیگران را دوست بداریم.
دو سالگی زمانی است كه كودك ”نه“ گفتن را می آموزد و آن را به كار می گیرد و این حكمت پروردگار است و به راستی كه زیباست.اجازه دهیم بچه ها ”نه“ بگویند تا بدین وسیله منحصر به فرد بودنشان به رسمیت شناخته شود.
فهرستی از ویژگیها وجود دارند كه نشان می دهند فرد هنوز به بلوغ كامل نرسیده لذا بهتر است این فهرست را كاملاً مورد توجه قرار دهید و در صورت این كه یك یا چند ویژگی آن در شما وجود دارد ، با مراجعه به مشاوران متخصص روان شناس سعی در برطرف كردن آنها داشته باشید . تنها در این صورت است كه می توانید به خود به عنوان یك فرد بالغ كه برای ازدواج آمادگی دارد، نگاه كنید.
در این مقاله به ذکر 16 ویژگی و در مقاله ی بعد به توضیح عوامل دیگر خواهیم پرداخت:
1- ترس از رهاشدن
هنگام جداشدن با دشواری جدی روبرو هستید. مدتهای طولانی رابطه ی خود را حفظ می كنید. همه چیز را ذخیره و انبار می كنید و به نظر نمی رسد بتوانید كسی یا چیزی را به سادگی رها كنید.
2- انكار و هذیان
با خانواده ی خود در پیوند خیالی هستید. در برابر هر حرف و ادعا كه پدر و مادر شما وظایف خود را در حد كمتر از عالی انجام داده اند ، جبهه می گیرید. پیوسته سعی بر راضی كردن پدر و مادر خود و جلب مهرومحبت آنها دارید. در این زمینه هر اندازه تلاش می كنید ، به نظر كافی نمی رسد.
3- احساسات تفكیك نشده
از احساس واقعی خود بی اطلاعید. راه ابراز آنها را نمی دانید.در حالت خشم ، فریاد می كشید، در حالت ترس عصبی می شوید. بیش از اندازه بیمار می شوید.
4- تنهایی و انزوا
ارتباط خود را از دست می دهید و گاهی اوضاع غیرواقعی به نظرتان می رسد. احساس تنهایی می كنید و هرگز به احساس تعلق كامل نمی رسید.
5- اختلالات فكری
به قدری به جزییات می پردازید كه دیگران را ناراحت می كنید. بیش از اندازه تعمیم می دهید و اغلب ناراحت هستید. به موارد كوچك و بی اهمیت بی اندازه توجه می كنید. بیش از اندازه نگران هستید، بیش از اندازه در ذهن سیر می كنید(دلیل می آورید ، توضیح می دهید ، تحلیل می كنید) و بیشتر به جای آنكه كاری صورت دهید درباره ی مسایل خود حرف می زنید .همیشه درباره ی مسایل خود مطالعه می كنید تا به علت گرفتاریها پی ببرید.
6- رفتارهای وسواسی ـ اعتیادی
فعالیتهایی صورت می دهید تا متوجه احساساتتان نباشید.
7- اضطراب شدید
از نگرانی مزمن رنج می برید .دقیقاً نمی دانید كه از چه می ترسید ، اما بدترین حالت ممكن را پیش بینی می كنید. امور را فاجعه آمیز می دانید.
8- مشكل در برقراری ارتباط صمیمانه
هنگام احساس صمیمیت با دیگران رابطه را خراب می كنید.جذب احساس كسی می شوید كه موجود نیست. وقتی می توانید به كسی نزدیك شوید علاقه ای نشان نمی دهید.
9- بی مهری
به نظر سرد و بی عاطفه می رسید. می گویید كه شاد ، خوشحال ، هیجان زده ، خشمگین و غیره هستید اما این طور به نظر نمی رسد، به نظر بی حال می رسید.
10- نیازها و امیال شرم زده
وقتی احساس گرسنگی می كنید ، وقتی به چیزی احتیاج دارید ، وقتی احساس می كنید به محبت كسی احتیاج دارید ، احساس شرم و خجالت می كنید.
11- سیكل رنجش ـ احساس گناه
در قبال وظایف خود نسبت به خانواده ی پدری و خانواده ای كه قرار است تشكیل دهید احساس رنجش می كنید و چون این وظایف را انجام نمی دهید گرفتار احساس گناه می شوید.احساس رنجش می كنید زیرا نمی توانید كه علایق شخصی خود را پیگیری كنید.هر آینه به سود خود كاری صورت دهید احساس گناه می كنید.
12- احساسات در قید و شرم
با هر احساسی كه می كنید شرم زده می شوید.
13- قاعده ی صحبت ممنوع
شما در خانواده ای بزرگ شده اید كه افراد احساس خود را بیان نكرده اند.قرار بر این بوده كه بدانید پدر و مادر شما را دوست دارند هر چند هرگز در این زمینه حرفی به شما نزده اند. به همین شكل از شما انتظار داشته اند كه بدانید آنها خشمگین، هراسان، رنجیده یا ناراحت هستند .تنها انتظاری كه از شما داشته اند این بوده كه احساساتتان را مطرح نسازید.
14- كنترل بیش از اندازه
می خواهید اطرافیان را كنترل كنید، می خواهید رفتار آنها را شكل دهید، سعی بر كنترل كردن چیزی دارید كه كنترل ناكردنی است.احساسات خود را مهار می كنید و چون از عهده ی این كار برنمی آیید شرمنده می شوید.
15- خویش كاذب
اهل تظاهر هستید .نقابی بر چهره دارید . نقش بی انعطافی بازی می كنید و احساسات خود را پنهان می سازید. با احساس بد ، تظاهر به خوشحالی و شادی می كنید ، در حالی كه خشمگین هستید، از خشمگین نبودن خود حرف می زنید.
16 - نارضایتی از خویشتن
احساس تهی بودن می كنید.از تجربه ای به سراغ تجربه دیگر می روید.می خواهید خود را راضی كرده باشید.اما با همه ی تلاشهایی كه می كنید راضی نمی شوید.
در مقاله ی بعد به 16 ویژگی دیگر که ملاک تشخیص افراد بالغ و نابالغ برای تشکیل زندگی زناشویی است ، اشاره می کنیم.
ادامه دارد...
منبع : بر گرفته از نشریه ی «راه زندگی» - با تغیر و تلخیص
آمادگی مردان برای ازدواج
شما خیلی دوستش دارید و او هم. اما چطور می توانید مطمئن باشید كه او كه شما خیلی خیلی دوستش دارید، آمادگی قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشكیل خانواده را دارد؟ امروزه علامت های بسیاری وجود دارند كه به وسیله آنها می توان واقعاً فهمید یك مرد جداً برای ازدواج آمادگی دارد یا نه.
به خاطر داشته باشید كه اگر مردی همه این نشانه ها را هم داشته باشید، الزاماً به آن معنی نیست كه شما همان پرنسس افسانه ای قصه اش باشید كه به دنبالتان می گردد، بلكه به آن معناست كه او آمادگی این را دارد كه به شما نزدیك شود و شما را بیشتر بشناسد.
به هر حال تلاش های او برای ملاقات با شما صرفاً به این معناست كه او از ملاقات یا صحبت با شما و فقط شما خوشحال و هیجان زده می شود و تلاش می كند كه تصمیم بگیرد آیا شما همان نیمه گمشده اش هستید یا نه؟
نشانه هایی كه شما به دنبالش می گردید اینها هستند:
شما زمان زیادی را با او صرف می كنید
درست شبیه زوج هایی كه سعی می كنند اغلب اوقاتشان را با هم بگذرانند، شما هم طبیعتاً دوست دارید بیشتر بخش های زندگی تان را با هم بگذرانید.
او مؤدب و انعطاف پذیر است
بهترین وقتی كه می توانید انعطاف پذیری او را مورد آزمایش قرار دهید وقتی است كه می خواهید در برنامه ریزی یا برنامه زمان بندی شده تان تغییراتی بدهید. همیشه زمان هایی وجود دارند كه شما لازم است آنها را جا به جا كنید یا در جای دیگری مشغول كار دیگری باشید. وقتی شما این تغییر را به او اطلاع می دهید، او نشان خواهد داد كه نسبت به احتیاجات شما در برابر احتیاجات خودش چه احساسی دارد. او به طرز ناخودآگاه نشان خواهد داد كه حاضر است امیالش را فدای رضایت شما بكند یا نه و آیا انسان سخاوتمند و بخشنده ای هست یا نه. مطمئناً قابل اطمینان و اعتماد بودن یكی از مهمترین صفاتی است كه شما برای همسرتان به دنبالش می گردید، این طور نیست؟
او تفریحات شخصی اش را فدای بودن با شما می كند ؟
اغلب این طور می گویند اما آیا او واقعاً از انجام تفریحی كه دوست دارد می گذرد تا با شما باشد؟ بگذارید این طور فكر كنیم كه شما فقط یك شب در هفته مرخصی دارید و این اتفاقاً مصادف شده است با شبی كه مسابقه تیم محبوب او از تلویزیون پخش می شود و او ترجیح می دهد كه آن شب را با شما بگذراند. هر وقت او كاری را كه واقعاً دوست دارد رها كرد تا وقتش را با شما بگذراند، به این معنی است كه به طرف شما در حال حركت است. به خاطر داشته باشید كه این كار معمولاً به طول نمی انجامد ولی در ابتدا نشانه خوبی است كه او سعی دارد قلب شما را فتح كند.
او برای شناختن شما زمان صرف می كند
وقتی شروع به دوست داشتن دیگری می كنیم تمایل داریم كه از آینده خودمان بیشتر به او ببخشیم، چرا كه او هنوز یك غریبه ناشناس است و ما سعی داریم او را بیشتر بشناسیم. امروز اغلب زوج ها بدون این كه یكدیگر را بشناسند با هم ازدواج می كنند و بعد وقتی وجود مشكل را در می یابند كه تقریباً به نزدیكش رسیده اند و راهی نمانده است.
صرف زمان برای ایجاد شناخت بهتر و بیشتر شالوده و پایه ساختمان روابط سالم و موفق در درازمدت است.
برگرفته از کتاب " مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج "
ازدواج آری، استرس نه
استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتی اگر خیلی قدرتمند و صبور باشی! اما آیا راه نجاتی وجود دارد؟با توجه به زندگی ماشینی و توسعه و پیشرفت ثانیه ای آن در جامعه امروزی، وجود استرس، تبدیل به معضلی اجتناب ناپذیر گردیده است. یادآوری این نكته كه فشار بالای روانی ناشی از این زندگی ماشینی، همواره روی انسان اثر منفی می گذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدی جریحه دار كرده و مانعی نامرئی برای كنترل اختیارش به دست خویش می شود، بحثی است كه به كرات در اغلب رسانه ها بدان پرداخته شده است. به همین جهت هدف اصلی این مطلب را به بحث پیرامون «استرس مثبت» یا استرس ناشی از رویدادهای شادی آور نظیر ازدواج اختصاص داده، ضمن آن كه به شرح عناوینی مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راه های مقابله با این استرس ها را عنوان خواهیم نمود.
استرس یعنی چه؟
استرس حالتی است كه در آن فرد مجبور به كاری می شود، یعنی هنگامی كه فرد نتواند فشار روانی را كه بر او واقع گردیده است تحمل نماید، دچار استرس یا تنش می شود.به عبارتی علمی تر، استرس، یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. هرجا كه تغییری در زندگی روی دهد، ما با یك استرس رو به رو می شویم. ترس از عدم توانایی در تحمل شرایط پیش آمده، اضطراب و نگرانی را در وجود انسان شعله ور می سازد.به طور كلی می توان گفت كه اضطراب و نگرانی یك حس و حالت روحی ناخوشایند از نگرانی و تردید است كه برای مدتی تعادل و ثبات روانی فرد را برهم می زند. استرس یا هیجان و دلهره ، در تمامی حالات زندگی و البته باتوجه به ظرفیت و توان تحمل افراد ممكن است به وجود آید.
افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟
افراد مبتلا به استرس، به نظم بیش از حد، سخت كوشی و جدی بودن، بسیار پایبندند. اگر قراری داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد كاری انجام دهند، با بی قراری به استقبال آن كار می روند. غذا را سریع تناول می كنند. در رانندگی، صحبت كردن، راه رفتن و در مجموع انجام كارهای روزانه، بسیار عجله دارند. به زبانی، افراد مبتلا به استرس، بسیار عجول و بی طاقت و نگران عمل می كنند.
نقش خانواده در تولید و ریشه استرس
انواع استرس :
استرس های موجود در زندگی افراد بسیار گوناگون و متنوع اند؛ بدین لحاظ می توان آنها را در یك طبقه بندی شدید تا خرد (كوچك)، مورد بررسی قرار داد:1- استرس های فاجعه آمیز یا شدید. شامل: حوادث و فجایعی همچون؛ جنگ، آتش سوزی، زلزله، تصادفات، سیل و اتفاقات و پدیده هایی از این دست كه موجب تغییرات و دگرگونی های بسیار شدید در زندگی فرد می شود. زمان ناراحتی، این نوع استرس ها می تواند تا مدتهای مدید، ادامه داشته باشد.2- استرس های عادی زندگی. این نوع استرس، به طور معمول در زندگی همه افراد، رخ می دهد، مانند: ازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزیزان، مشكلات مالی، بیماری، امتحان و كنكور و استخدام و... البته این دسته از استرس ها، اگرچه عظمت و شدت استرس های نوع اول را ندارند، اما بسیار بیشتر و تكراری تر اتفاق می افتند.3- استرس های خرد (كوچك). همان طور كه از عنوان این نوع استرس مشخص است شدت آنها می تواند بسیار كم و كوچك باشد، اما بروز و به وقوع پیوستن شان بسیار شایع و دایمی و فراوان است، مانند: دیر رسیدن برای انجام كاری، معطلی و انتظار در صف های مختلف، تحمل صداهای مزاحم (آلودگی صوتی)، نبود محیط مناسب برای تمركز فكر یا درس خواندن و انجام تكالیف درسی، سرد و گرم بودن كلاس درس و... اگرچه استرس های خرد، استرس های معمول و ظاهراً قابل توجهی نیستند، اما از آنجا كه تكرار و تحملشان دایمی می تواند باشد، قطعاً باعث تخریب روحی و بروز مشكلات زیادی در زندگی افراد خواهند شد.
تقسیم استرس براساس كیفیت
1- استرس های منفی: این استرس ها، حوادث و رخدادهای ناخوشایندی هستند كه موجبات ناراحتی افراد را با درجات متفاوت، به وجود می آورند. مانند: از دست دادن عزیزان یا مشكلات خانوادگی و طلاق و بیماری و...
2- استرس های مثبت: این نوع استرس، در اثر اتفاقات و رویدادهایی رخ می دهد كه خوشایند و شادی آور و مثبت، تلقی می گردند. مانند: بچه دار شدن، ازدواج عزیزانی چون فرزند، خواهر، برادر، قبولی در كنكور و استخدام، خرید خانه، ازدواج خود فرد و موارد مشابه.
استرس در ازدواج
شاید یكی از بهترین تجارب به دست آمده در زندگی انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج یكی از استرس های معمول و قابل تحمل در زندگی است. ازدواج از این نظر استرس محسوب می شود كه موجب به وجود آمدن تغییر و تحول در زندگی دخترو پسر، می شود. به گونه ای دیگر، دختری كه تا قبل از ازدواج، فقط به تحصیل یا اشتغال در خارج یا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسیار عادی از او می داشتند، ناگهان بعد از رخدادهایی چون ازدواج، می باید وقت خود را به كارهایی به جز همیشه اختصاص دهد؛ یعنی یك فعالیت چشمگیر اجتماعی.مضافاً بر این كه به وظایف همسرداری بپردازد و كارهای دوران تجردش را محدود سازد. همین طور درباره پسری كه تا قبل از ازدواج، تحصیل یا كار می كرده و درآمدی برای مخارج یك نفر داشته، بعد از ازدواج باید متحمل هزینه های كمرشكن مسكن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غیرقابل پیش بینی شود و بیشتر اوقاتش را در كنار خانواده بگذراند و از معاشرت ها و دوستی های زمان تجرد، فاكتور بگیرد و چه بسا برای تأمین زندگی به شغل دوم روی بیاورد. بدین ترتیب بسیار طبیعی است كه تغییر و تحولات موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و ثبات روانی و جسمی فرد را برهم زند. كسانی كه تصورشان از ازدواج فقط یك رویای شیرین، یا یك رویداد بدون استرس و ناراحتی است، ممكن است در برابر چنین تنگناهایی، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشی از این ناراحتی ها را ناشی از وجود و ورود همسرشان به زندگی به ظاهر آرام او، فرض كنند كه بدیهی است در صورت چنین تفكری، سوءتفاهمات و اختلافات و ناراحتی های قابل توجه و چه بسا غیرقابل جبرانی به وقوع خواهند پیوست!
منبع:همشهری