پیش نیازهای ازدواج
انتخابی عاشقانه اما قرآنی
زیبائی همسر، شرط مهم اما نه ضروری
در بحث در مورد معیار های قران در رابطه با انتخاب همسر و در ادامه مقاله سایه به سایه با توام قرآن به این مسئله طبیعی نیز اشاره می کند که انسان ها موجوداتی هستند که زیبایی را می پسندند و بدان گرایش دارند. زیبایی خواهی و زیبارویی جویی از امور طبیعی و غریزی بشر است. قرآن با شناخت مساله علاقه ها و گرایش های بشر به این نکته اشاره می کند که زیبایی هر چند ملاک و معیاری مهم در انتخاب همسر است ولی نباید زندگی خود را تحت الشعاع آن قرار داد. البته به نظر می رسد که اصل زیبایی در آیات انکار نشده و از مردان و زنان خواسته شده که همسری انتخاب کنند که از نظر ایشان زیبا باشد.
در حقیقت اصل زیبایی هرگز مورد انکار قرآن و آیات آن قرار نگرفته و نوعی خلط و اشتباه در این جا پیش آمده است؛ زیرا آن چه از آیات فهمیده می شود این است که انسان هر گاه میان زیبارو و زیبارویان شگفت انگیز قرار گرفت می بایست در این جا ملاک و معیار را ایمان قرار دهد. اصل آن است که شخص همسری زیبارو از نظر خویش برگزیند ولی هرگاه همسری را یافت که زیبایی شگفت انگیزی دارد ولی کافر و مشرک و یا انسانی غیرمتعادل اخلاقی و فکری است باید زیبارو را برگزیند و زیبارویان شگفت انگیز را به کناری نهد. (بقره آیه 221)
پس می توان گفت که در تحلیل قرآن هرگز از شخص خواسته نشده که همسری زشت از نظر خود را به همسری برگزیند هر چند که مؤمن باشد؛ بلکه از وی خواسته شده که هرگاه میان دو شخص زیبای مومن و زیباروی شگفت انگیز غیرمومن قرار گرفت، زیباروی مومن را برگزیند. به سخن دیگر از آن جایی که مردان و زنان زیباروی شگفت انگیز به ویژه زنان شگفت انگیز، دل و ایمان مردان را می ربایند و ممکن است شخص، کنترل و مهار خویش را از دست دهد، لذا از مردان خواسته شده که خود را کنترل کنند و چشم از این زیبارویان شگفت انگیز فرو بندند و به همان زنان مومن زیباروی بسنده نمایند.
به هر حال انسان به طور طبیعی گرایش به زیبایی دارد و هر کسی برای ازدواج باید همسری برگزیند که از نظر وی زیبا باشد هر چند که از نظر خیلی ها زیبا جلوه نکند با اینکه در تعریف علمی زیبایی به مساله سازواری و همانندی میان اجزا اشاره می شود ولی هر کسی دقیقاً همان چیز را زیبا نمی داند که دیگری می داند. به سخن دیگر زیبایی امری نسبی است و انسان می بایست دست کم زیبایی را ازنظر خود حل کند و شخصی را انتخاب کند که این معیار را داشته باشد. حال اگر زیبارویان شگفت انگیزی را نیز با دیگر معیارها چون ایمان یافت چه بهتر که با آنان ازدواج کند.
معیارهای یک همسر نیکو و شایسته از نظر قرآن
قرآن برای همسری که بتوان وی را خیر و نیکو دانست معیارهایی را بیان می کند. یکی از مهم ترین این معیارها غیر از حسن و زیبارویی (بقره آیه 221و احزاب آیه 52) ایمان به خدا (بقره آیه 221 و تحریم آیه 5) است؛ زیرا انسان بی ایمان، باوری به رفتارهای اخلاقی و شئونات زناشویی نخواهد داشت و چون به قیامت و حساب و کتاب عقیده ندارد ممکن است به شوهر خیانت کند و با دیگری جمع شود. و لذا هم در زندگی خصوصی و هم در زندگی اجتماعی و تربیت فرزندان بر پایه اصول ایمانی خیانت می کند و زندگی خانوادگی را به تباهی می کشاند. معیار دیگری که قرآن در همسران به عنوان خیر مطرح می کند اطاعت از فرمان های خداوند است. (تحریم آیه 5)
از ملاک های همسر نیکو و خیر است. زنی که در برابر شوهر تسلیم است می تواند زندگی خوبی را فراهم آورد؛ زیرا در هر مجموعه ای یکی می بایست رهبر و دیگری فرمانبر باشد وگرنه همواره تضاد رفتاری پیش خواهد آمد و هر کسی راهی را می رود که مخالف دیگری است و در نتیجه آرامش از خانه و زندگی سلب می شود. دوشیزه بودن از ملاک های همسر برتر و نیکو است. (تحریم آیه 5) از این رو در بهشت به مردان بشارت داده می شود که با زنان و حوریان سیه چشمی ازدواج می کنند که هرگز از سوی جن و انسی مورد تصرف قرار نگرفته اند و همواره دوشیزه هستند.
دوشیزه بودن دختر موجب می شود تا شخص ارتباط سالمی با همسر برقرار کند و تنها محبت و عشق او در دلش جای گیرد. ارتباط با دیگری موجب می شود که سلامت زندگی به خطر بیافتد. البته همانند مساله زیبارویان و زیبارویان شگفت انگیز در این جا اگر مردی با دو مورد مواجه شود که یکی دوشیزه هرزه گو و دیگری بیوه زن رازنگه دار باشد باید بیوه را مقدم دارد (تحریم آیه 3و 5) از این جا دانسته می شود که زن خیر و نیکو زنی است که رازدار می باشد. از این رو برتری ازدواج با زنان بیوه بر ازدواج با زنان فاش کننده رازهای همسران، در آیات قرآن بیان شده است.(همان) توبه از گناهان (تحریم آیه 5)، دعوت به بهشت و دور شدن از دوزخ (بقره آیه 221)، دعوت به آمرزش خواهی و استغفار (همان)، روزه داری (تحریم آیه 5)، عبادت خدا (همان) و هجرت همراه همسر برای حفظ ایمان (تحریم آیه 5) از دیگر ملاک های همسر خیر و برتر در آیات قرآنی است.
شمیم
در اوج غريزه ، پاکدامن باش!
اسلام به عنوان آيينى جاودانه و آسمانى كه حاوى دستوراتى سعادتبخش براى بشر است، نهاد خانواده را به عنوان
كانونى مقدس، پايدار، عاطفى و پاك، ترسيم كرده است تا ميهمانى كه به عنوان همسر، وارد عرصه زندگى مىشود ، با آرامش، عزت، محبت و شادمانى، يك مجموعه رو به گسترش را اداره كند.
قرآن مجيد به پدران و مادران مسلمان دستور مىدهد تا فرزندانشان را كه هنوز از نعمت تأهل برخوردار نشدهاند ، به اين امر مقدس تشويق كرده ، زمينههاى زندگى سالم و حيات طيبه را براى آنان فراهم سازند و اگر شرايط ازدواج براى كسى وجود نداشته باشد ، اسلام راهكار بسيار ارزشمندى را معرفى مىكند. راهكارى كه هم اجرايى است و براى تحقق آن مانعى وجود ندارد و هم پشتوانه بزرگى براى ورود به عرصه حيات اجتماعى در آينده است و آرامش را براى اعضاى خانواده، مهيا مىسازد. اين راهكار مهم، عفتورزى است.
جوان امروز، نيازمند اين آموزههاست و پشت كردن به آنها، موجب سستى پيوند خانوادگى، نفوذ و حضور ديگران در عرصه زندگى، اختلاف، عدم اعتماد به يكديگر، بيمارىهاى روحى - روانى، وسواس، سوءظن و ... خواهد شد.
1. عفت دل
يكى از موارد بسيار مهمى كه پيوند خانوادگى را پايدار مىسازد ، و قبل از ازدواج به جوان براي حفظ پاکدامني اش کمک مي کند ، رعايت عفت دل است. خانهاى كه تار و پود آن از عشق و محبت ساخته نشود ، خانهاى پايدار در برابر طوفانهاى سهمگين و لرزشهاى فراوان نيست. خانهاى كه در آن، افراد فراوانى حضور يابند و معشوق يا عاشق احساس نكند كه آن خانه براى سكونت وى آماده است، ثبات نخواهد داشت.
مرد شايسته، عرصه دل را در اختيار زن شايسته قرار مىدهد و جز او را به اين حرم راه نمىدهد و فضاى انديشه و دل را معطر به صفاى او مىكند؛ زن شايسته نيز چنين مىكند و اگر چنين شد، خداوند، از فضل خويش، آنان را بىنياز خواهد كرد و اين وعده خدا، حتمى است كه فرمود: زنان پاك، براى مردان پاك هستند.1
2. عفت نگاه
قرآن مجيد به دين باوران دستور مىدهد كه چشمان خويش را بىپروا بر هر كس نگشايند. به چشمانت بياموز كه هر كس، ارزش ديدن ندارد؛ زيرا چشم انسان، عرصه واردات دل و فكر او را فراهم مىسازد.
نگاه به نامحرم كه زمينه فساد را فراهم مىكند ، حرام شمرده شده است . جوان پاکدامن ، بر هر آنچه مىرسد ، بىپروا، چشم نمىگشايد و نگاه خويش را محدود مىسازد. اگر كسى عفتِ نگاه نداشته باشد ، چه بسا كه به بىعفتى در عرصههاى ديگر دچار شود. اين عفت، خاص مردان نيست بلكه زن هم بايد عفت را رعايت كند.
3. عفت كلام
عفت نگاه، پرهيز از نگاههاى آلوده است كه نتيجه اين پرهيز ، پاكى دل و انديشه ، از واردات ناشايست است ولى عفت كلام، پاك ساختن عرصه صادرات دل است. آنان كه بىمحابا از هر چه بخواهند ، سخن مىگويند ، هر واژهاى را بر زبان مىآورند و در پردازش كلمات خويش، محاسبه دقيقى ندارند، نه ارزش خويش را حرمت مىنهند و نه ارزش مخاطب را.
بسيارى از جوانان ، نمىتوانند برخى از واژههاى ناشايست شنيده شده را بيان كنند و با نگفتن آن، شادمانترند كه اين، از سلامت روح و بهداشت روانشان حكايت دارد و در مقابل، كسانى يافت مىشوند كه بسيار مشتاقند تا هر واژگانى را به كار گيرند و از هر موضوعى - حتى ناشايست - سخن گويند كه اين، نشان از عدم تربيت درست دارد.
4. عفت دامن
يكى از مؤلفههاى مهم عفت، عفت دامن است. پاكدامنى، از نوجوانى و جوانى سرچشمه مىگيرد و در دوران ميانسالى و كهنسالى، ثمرهاش به بار مىنشيند. بدترين خيانتها، خيانت در اين عرصه است و غريزه جنسى، اگر درست در اختيار قرار نگيرد ، انسان را به ورطههاى خطر مىكشاند. در قرآن آمده است: به زنا، نزديك نشويد؛2 نه اين كه زنا نكنيد يعنى حتى بايد از لغزشگاههاى اين خطر مهلك، پرهيز كرد.
5. عفت شكم
يكى از عوامل بدبختى انسانها، بىپروايى در خوراك است يعنى اين كه انسان هر چه بيابد ، بخورد و از هر راهى، كسب ثروت كند. غذاى حرام موجب شد كه مسلماننمايان، در كربلا، در مقابل فرزند رسول خدا صلىاللَّهعليهوآله صفآرايى و به كشتن او افتخار كنند. امام حسين عليهالسلام فرمود: اگر نبود طعامهاى حرامى كه شكمهايتان پر از آن گشته است، چنين بىپروا، در قتل من تلاش نمىكرديد.
عفت شكم نيز در عفت دل، تأثير فراوانى دارد. طعام آلوده، جسم را مىآزارد و طعام ناپاك، روح را. غذاى حرام، روح را از پرواز باز مىدارد و حريم زندگى را بر خطرها مىگشايد؛ پس بايد در غذايى كه مىخوريم، دقت كنيم.
پرهيز از گشادهدستى در چشم دوختن، اجتناب از سخن ناروا گفتن يا شنيدن، دورى از اختلاط بىجا و بىمورد، خوددارى از خودنمايى و بدننمايى، مواظبت از جسم، روزهدارى براى تقويت اراده و كنترل نفس و تربيت جنسى صحيح، راهكارىهايى هستند كه غفلت از آنها، در همه زمانها، انسان را به سقوط مىكشاند.
جامعه امروز، هم در سن ازدواج ، هم در نوع زندگى اجتماعى و تحصيلى، هم در بافت خانوادگى و هم در زمينه فراوانى زمينههاى گناه، با جامعه ديروز، متفاوت است. نوجوان ديروز، مىتوانست بدون شغل و تحصيلات عالى، ازدواج كند و در كنار خانواده خويش، روزگار بگذراند. ديروز، زمينههاى آلودگى صوتى و تصويرى و... آن قدر فراوان نبود؛ شرايط دورى از خانواده و اختلاط ميان دو جنس، اين قدر شايع و دسترسى به نامحرم، بدين صورت آسان نبود.
دوست عزيزتبياني! انسان شايسته، در هر عصر و زمينه، بايد در مقابل آسيبها و خطرها، قد برافرازد و ناملايمات را هموار سازد. راهكار عفت براى جامعه امروز، ديروز و فردا، كارگشاست.
راهكار اصلى، پرهيز از شيطان و تلاش دائمى در بندگى خداست كه اين، صراط مستقيم سعادت و نجات است؛الا تعبدوا الشيطان و ان اعبدونى هذا صراط المستقيم3.
پي نوشت ها :
1. نور، آيه 26.
2. اسراء، آيه 32.
3. يس، آيه 60.
ازدواج سخت نيست اگر ...
بيشتر جوانان به دليل واهمه از مشکلات اقتصادي و هزينه هاي بالا در تشکيل خانواده ،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند که بايد به جوانان گفت که روزي دست خداست.
اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم"!"روزي دست خداست."
در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادي و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکيل خانواده مي دانند و برگزاري مراسم و هزينه هاي سنگين و توقعات طرف مقابل با داشتن يک حقوق کارمندي کافي نمي دانند.
اگر جوانان به زندگي گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگي در خانه پدربزرگان و دور هم با وسايل ابتدايي و ساده مي گويند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چيز از جمله خانه بزرگتر و وسايل بهتر شدند.
جوانان زمان ازدواج و داشتن زندگي مستقل را زماني که خانه و ماشين و درآمد کافي براي برگزاري مراسم عروسي را داشته باشند مي دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.
بيشتر جوانان به دليل واهمه از يک زندگي مستقل،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند.
اما اغلب اين گونه دغدغه ها براي جوانان روا نيست، زيرا با حداقل ها نيز مي توان زندگي را آغاز کرد،چون رزق و روزي در گرو ازدواج است.
در همين زمينه بسياري از احاديت و آيات قرآني آورده شده است،"خانواده تشکيل دهيد که آن براي شما روزي آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شيرين ديگري مي فرمايد:"با زنان ازدواج کنيد که آنان،ثروت و روزي مي آورند."
پيامبر گرامي مي فرمايد:"به وسيله ازدواج روزي بيابيد."
نه تنها عنايت الهي در ازدواج محسوس است، ازدواج عاملي است براي دستيابي به روزي.
اما نميتوان صرفا به دليل کار يا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن پول، کنار گذاشت. همان طور که در احاديث ديگر ديدهايم ، به فرموده پيامبر(ص) :" بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزيشان را زياد ميکند و به جوانمردي شان ميافزايد". از اين نکته بر ميآيد که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري ميکند.
ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج و ادامه تحصيل را مقدم بر امر ازدواج ميدانند".
"مشكلات اقتصادي ، بالابودن هزينه تهيه جهيزيه ، ميزان مهريه ، اجاره و خريد خانه ، بالابودن هزينه مراسم عروسي، مشكلات فرهنگي و موانع خانوادگي و اجتماعي را از ديگر موانع سد راه ازدواج جوانان مي دانند".
"اما کارشناسان بر اين باورند بهترين راه تامين هزينههاي مربوط به ازدواج را تامين هزينهها از سوي والدين، پسانداز و توان مالي شخصي، وام گرفتن از بانكها و صندوقهاي قرض الحسنه است و جوانان در آغاز زندگي مي توانند به راحتي اين مشکلات را حل کنند".
فلسفه رزق و روزي بعد از تشکيل خانواده در بين جوانان بايد به يک باور اعتقادي تبديل شود تا از ازدواج و تشکيل خانواده ترسي نداشته باشند.
براي حل بحران بالا رفتن سن ازدواج همه بايد دست به دست هم بدهيم . هر کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيريها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرايط ازدواج را مهيا ساخته اند.
منبع : برنا
روابط دختر و پسر قبل از ازدواج
تا همین چند سال پیش، انتخاب همسر در خانوادههای ایرانی غالباً به این صورت بود که پسر آماده ازدواج ، مشخصات و خصوصیاتی که برای همسر آیندهاش در نظر داشت را با کلی خجالت و سرخ و سفید شدن به خانوادهاش اعلام میکرد و بزرگترهای خانواده با توجه به آن مشخصات و خصوصیات، دختری را در نظر گرفته و خانم های خانواده به خواستگاری او میرفتند. اگر در این مراسم دو طرف همدیگر را میپسندیدند، خانواده پسر برای بار دوم و این بار به همراه داماد به خانه عروس میرفتند و معمولاً با پیشنهاد یکی از بزرگترها، دختر و پسر در اتاقی جدا از سایرین با هم حرف میزدند و نظرات و حساسیتها و دیدگاههایشان در مورد زندگی را بیان کرده و توقعاتی که از همسر آیندهشان داشتند را مطرح میکردند. در این نوع انتخاب همسر که هنوز در بسیاری از خانوادهها مخصوصاً در روستاها و شهرهای کوچک رواج دارد والدین نقش اساسی و مهمی در انتخاب همسر برای فرزندشان داشتند.
درباره شرایط امروزی جامعه نکته ای را باید مدنظر داشت. در روستاها و شهرستانها از قدیم الایام مردم همدیگر را میشناختند و هنوز هم افراد بومی هر منطقه همدیگر را میشناسند و از خصوصیات خانوادگی، پایبندی به اصول مذهبی، تقیّد نسبت به حریم خانواده، خصلتهای اخلاقی و تعصبات و حساسیتهای همدیگر آگاهند. بنابراین هر کس میداند قرار است با چه خانوادهای وصلت کند. اما در کلان شهرها و شهرهای مهاجرپذیر، اقوام و گروههای مختلف با فرهنگها و اعتقادات و سلیقهها و خلقیات گوناگون در همسایگی هم زندگی میکنند، از طرف دیگر ارتباط بین همسایهها و هممحلیها بسیار کاهش یافته. به همین دلیل آگاهی از پیشینه خانوادهای که قرار است با آنها وصلت صورت بگیرد و شناخت خصلتها و خلقیات آن خانواده بسیار مشکل شده. بنابراین میتوان گفت یکی از عوامل اصلی رشد آمار طلاق در شهرهای بزرگ نسبت به شهرستانها و روستاها همین مسئله است.
شاید به همین دلیل است که امروزه، نحوه انتخاب همسر و ازدواج مثل بسیاری دیگر از فرایندهای اجتماعی در شهرها و کلان شهرها به تدریج در حال تغییر است. رواج شدید روحیه فردگرایی، افزایش دامنه آزادیهای فردی بخصوص در مورد زنان و دختران، گسسته شدن و یا تزلزل روابط و پیوندهای خانوادگی و توسعه منفعت طلبی و خودمحوری، از دیگر مواردی است که در جوامع شهری رو به افزایش است. برخی معتقدند این تغییر و تحولات از پیامدهای محتوم دوران گذر از سنّت به مدرنتیه است. عدهای دیگر تأثیرات فرهنگ غرب در جامعه را عامل بروز این وضع میدانند. علت این تغییرات هر چه میخواهد باشد، آنچه مهم به نظر میرسد این است که جامعه به تدریج از باورها و سنتها و فرهنگ اصیلش فاصله میگیرد.
یکی از تغییراتی که از لحاظ فرهنگی به خصوص در شهرها به وجود آمده، حضور پررنگ زنان و دختران در جامعه است. امروزه کمتر اداره و کارخانه و سازمان و شرکت و فروشگاهی پیدا میشود که بخشی از کارمندان آن را زنان و دختران جوان تشکیل ندهند. همچنین تعداد زیادی از دانشجویان و هنرجویان دانشگاهها و سایر مراکز آموزش عالی را دختران تشکیل میدهند. چنانکه گاهی اوقات تعداد آنان بیشتر از تعداد پسران پذیرفته شده در این مراکز و موسسات است.
کاملاً طبیعی است نتیجه این حضور، برخورد و تعامل بیشتر بین دخترها و پسرهاست و در این برخوردها و مواجههها، عوارض و پیامدهای خاص خودش را دارد. یکی از این پیامدها شکلگیری و دوستیهایی بین جنسهای مخالف است، دوستیهایی که اصطلاً به آنها «دوستیهای خیابانی» گفته میشود.
در سری مقالاتی که در مورد حجاب، تقدیم کاربران عزیز شد ، گفتیم زن و مرد بصورت غریزی نسبت به هم کشش و تمایل دارند. این کشش و تمایل، زمانی نمود و تظاهر خارجی و عملی پیدا میکند که دختران با سر و وضع و لباس و آرایشی در جامعه حاضر شوند که باعث تحریک و واکنش مردها و پسرها شوند. به همین دلیل است که اسلام برای پیشگیری از شکلگیری این ارتباطات و عوارض منفی و ناخوشایند آن، رعایت حجاب از سوی بانوان و نگاههای معنیدار از سوی هر دو طرف را الزامی کرده است.
اما سوالی که پیش میآید اینست که چرا چنین دوستیهایی قبیح و زشت دانسته میشود؟ آیا وقت آن نرسیده که در مورد حُسن و قبح این دوستیها با توجه به شرایط جامعه و رشد فکر و تکنولوژی، بازنگری صورت گیرد؟ آیا حقیقتاً این دوستیها و رابطهها عوارض منفی دارند یا مخالفت با این رفاقتها یک سنت اشتباه است که از قدیم برجای مانده؟ اگر هدف از برقراری این ارتباطها و مراودهها، صرفاً شناخت همدیگر برای ازدواج باشد چطور؟ اگر دختر و پسری که با هم دوست میشوند متعهد شوند که ارتباط جنسی برقرار نکنند و به تعهدشان پایبند باشند، آیا بازهم باید با چنین رفاقتی مقابله کرد؟
ادامه دارد...
خواستگار بی خواستگار ، فقط درس
جوان – ازدواج – ریشه ها (3)
برای مطالع ی قسمت قبل اینجا کلیک کنید.
همیشه سؤال اساسی اینجانب در برابر کسانی که مشکلات مالی و اشتغال را مانع اصلی ازدواج می دانند این است که اگر این مشکلات رفع نشود ( که حداقل در چشم انداز کوتاه مدت رفع آنها متصور نیست. برای این خیل عظیم جمعیت جوان مجرد چه باید کرد و در برابر نیاز او چه پاسخی باید داد؟
امروزه شعار زیبایی تحت عنوان ازدواج به هنگام، آگاهانه، آسان و پایدار مطرح شده است . اگر مسیر یک ازدواج در ذیل این عناوین طی شده و همه آنها با هم دیده شود ، انتظار بر این است که در آینده از نسبت میزان طلاق هم کاسته شود و گرنه اگر صرفاً از دریچه ورودی به ازدواج نگاه کرده و آن را وسعت دهیم به همان نسبت طلاق های کشور نیز افزایش یافته و شاید می توان گفت که اثرات مخرب طلاق به مراتب بیشتر از مجردی خواهد بود.
هم اکنون خانواده ها (به خصوص مادران) خوشبختی دختران خود را فقط قبولی در کنکور و کسب مدارک آموزش عالی می بینند و تمامی شرایط مالی و تسهیلات خانواده را در جهت تحقق این منظور قرار می دهند و به علت های مختلف ( بی انگیزه شدن پسران به علت بیکاری، پایین بودن سطح درآمد فارغ التحصیلان دانشگاهی، وجود سربازی و فاصله در توالی درسن خواندن پسران ، انجام امور خارج از منزل توسط پسران و ...) درصد های بالایی از سهم رشته های مختلف دانشگاهی مربوط به جمعیت زنان می باشد (که این آمار در بعضی از رشته ها تا بالای 90% می باشد) لذا از این به بعد شاهد افزایش نسبت فارغ التحصیلان زن به مرد خواهیم بود که این مطلب خود عوارض اجتماعی زیادی به همراه دارد که منظور این مقاله نمی باشد ولی دیده می شود که دختران از سن 18 سالگی به بعد به علت حضور در کلاس های متعدد و داشتن امتحانات مختلف برای طی این مسیر از انجام ازدواج شانه خالی می کنند و مادران برای اینکه مبادا حواس دخترانشان پرت شود ، دورادور درخواست خواستگاران را رد می کنند و حتی کارهای روزمره ای که به طور معمول در خانواده ها توسط ماردان به دختران خود آموزش می دادند تا آنان را برای همسر داری آماده نمایند نیز متوقف می شود و این دختر فقط باید هیچ فکر دیگری به غیر از درس خواندن نداشته باشد .
حال سؤال مهم در اینجا این است که حاکمیت می خواهد مسیر تربیتی دختران، چگونه باشد ما در آینده دخترانمان یک همسر یا مادر خوب تربیت شوند و یا یک شاغل و مدیر موفق؟ کدام، اولویت استراتژیک می باشد؟ هم اکنون با این استراتژی چه فاصله ای داریم؟ نهادهای فرهنگی و آموزشی به خصوص آموزش و پرورش و صدا و سیما چقدر در این مسیر قدم بر می دارند؟ اینجانب هرگز با تحصیلات دختران مخالف نیستم ولی سؤال اصلی اولویت دادن به یکی از این دو مسیر می باشد که انتخاب یکی از این دو طی طریق خاص خود را می طلبد.
در یک دوره زمانی ازدواج دغدغه اصلی جوانان مجرد است ولی در مقابل والدین آنان نگران شغل و مسائل اقتصادی آنان بوده و این موضوع برای آنان مهم است . یعنی زمانی که ازدواج اولویت جوان است اولویت خانواده او نیست. باز مشاهده می شود که وقتی فرد جوان از سن ازدواج گذشت و نیاز های عاطفی و جنسی خود را به هر طریق یا جبران نموده و یا سرکوب کرد و به مسائل مالی و شغلی مناسب دست پیدا کرد ، دیگر ازدواج اولویت اول او نمی باشد ولی اینبار برای والدین اولویت اول محسوب می شود ولی هرچه اصرار به خرج می دهند دیگر جوان آنان تن به این خواسته نمی دهد! چرا هم اکنون خانواده ها به این نتیجه رسیده اند که باید در اولین قدم های ازدواج تمامی مسائل اصلی زندگی مانند مسکن، شغل ، تحصیلات و ... حل شده باشد تا زندگی با خوشبختی همراه گردد مگر واقعاً تا 2 دهه قبل روند به این گونه بوده است این اصلاح نگرش فرهنگی از کجا باید شروع شود.
آیا نمی شود به خانواده ها آموزش داد که در گفتمان خواستگاری علاوه بر مهریه ، شغل، مسکن، جهیزیه و ... از ارزیابی توانمندی عروس و داماد در خصوص میزان مسئولیت پذیری، توانایی حل اختلاف و مشکل در زندگی ، جنم کار کردن ، پایبندی به اخلاقیات و ... نیز سخن به میان آورند؟!
راستی چرا ریش سفیدان خانواده ها که قبلاً نقش بسزایی در ترغیب و مجاب کردن خانواده برای ازدواج جوان او داشتند پا پس گذاشته اند و واسطان این امر خیر دیگر جرأت این واسطه گری را ندارند؟!
چرا فرزندان ما و به خصوص دختران خانواده باید طوری تربیت شوند که تمامی آمال و آرزوهای خوشبختی خود را در شب عروسی جستجو نمایند به نحوی که تمام دار و ندار خود را تحت عنوان "یک شب هزار شب نمی شود" به پای مراسم عروسی خرج نمایند و بعد از آن دیگر چه اتفاقی می افتد را بررسی نمی کنند.
چرا خانواده ها حاضرند بر خلاف اعتقادات و فرهنگ خودشان به ارتباطات غیر شرعی فرزندان دختر و پسر خود رضایت دهند و اگر این مسئله سالیان سال هم طول بکشد با اصطلاح "زمانه عوضه شده و جوانان امروز مثل قدیم نیستند" با آن کنار می آیند ولی اگر این دو نفر به علت نداشتن شغل و مسکن بخواهند برای مدت طولانی شرعاً و قانوناً ازدواج نموده و دوران عقد طولانی داشته باشند تا به مرور زمان برای آینده زندگی خود شرایط مناسبی دست و پا کنند .از این دست مسائل فرهنگی بسیار زیاد است که نمونه های دیگر آن را در مقاله بعد ارائه خواهم نمود.
جنس مخالف ، جاذبه ای برای همیشه
جوان – ازدواج – ریشه ها (2)
برای مطالعه ی مقاله ی قبل اینجا کلیک کنید.
همچنان که در مقاله قبل ذکر شد حدود 12 میلیون جوان مجرد در کشور وجود دارند و اگر سن ازدواج آنان را بین 29 -20 سال در نظر بگیریم و معوقه های افراد در انتظار ازدواج از سال های گذشته را نیز به آن اضافه کنیم در طی 10 سال حدود 5/11 میلیون واقعه ازدواج باید داشته باشیم و اوج نیاز به ازدواج ها در 5 سال اول(91 – 87) می باشد که به طور میانگین حدود 1 میلیون و ششصد هزار واقعه ازدواج باید صورت گیرد. هم اکنون طبق نظر سنجی های به عمل آمده اولین مانع ازدواج از نظر جوانان مشکلات مالی و اشتغال بیان شده است و خانواده ها شاید منتظر فرجی هستند که این دو مانع رفع شده و شرایط تسهیلات ازدواج جوانان فراهم شود.
اگر کمی دقت شود اشتغال یک مشکل مزمن جامعه ما بوده و با توجه به شرایط اقتصادی کشور، حجم بالای ورودی های سنین 24 – 20 ساله (از مدرسه و سربازی و یا فارغ التحصیلی از دانشگاه ها) به بازار کار و احساس نیاز خانم ها (به خصوص مجردین) به کار، امیدی برای اصلاح اشتغال در چند سال آینده به نظر نمی رسد و از طرفی اگر دولت برای هر فرد مجرد فقط 1 میلیون تومان هم در نظر بگیرد ، رقم بسیار بالایی را از بودجه جامعه به خود اختصاص خواهد داد ( 10 × 12 تومان) حال سؤال اساسی اینجاست، به 6 میلیون دختر و 6 میلیون پسر که رودرروی هم قرار گرفته اند و به صورت فطری یکی از نیازها و دغدغه های ذهنی آنها ارتباط با یک شریک از جنس مخالف خود می باشد ، تا کی می توان گفت که تقوی الهی را پیشه کنید و از نگاه ها و رفتارهای حرام پرهیز کنید؟ جوانی که هجمه های سنگینی از تحریکات جنسی به انحاء مختلف بر او وارد می شود و روز به روز سن بلوغ جنسی او کاهش پیدا می کند ، از او انتظار داریم تا چند سال این مقاومت را بخرج دهد.
هم اکنون وقفه ی زمانی بین سن بلوغ جنسی و سن ازدواج حداقل 10 سال است که هر سال نیز همین حداقل، رو به افزایش می باشد. متأسفانه آمار روابط دختر و پسر همه روزه روبه افزایش است و اتفاقات غیر مرسومی در بین آنها در حال شکل گیری است و کسانی که خویشتن داری می کنند عوارض روانی تجرد گریبانگیر آنها می شود مگر متوکلین علی الله.
تنها فکر ازدواج ، در جوان اتفاقات میمونی را ایجاد می کند که بسیاری از آسیب های اجتماعی را کاهش می دهد.
زنگ های خطر این عرصه به صدا درآمده است تنها فکر ازدواج ، در جوان اتفاقات میمونی را ایجاد می کند که بسیاری از آسیب های اجتماعی را کاهش می دهد. کم کم روند فکری استقلال جوان را سمت و سوق می دهد و در نهایت بخشی از هویت جوان شکل می گیرد و جوانی که مجبور می شود به هر دلیل ازدواج را از ذهن خود بیرون کند ، سیر انحراف او هموارتر می شود.
لذا اگر برخلاف اعتقادات و فرهنگ و رسوم خود ارتباطات غیر شرعی و غیر قانونی با جنس مخالف خود برقرار کرد ، تازه استرس های روانی او را تحت فشار قرار داده تا بین اعتقادات فکری و روش رفتاری یکی را انتخاب کند و شما فکر می کنید او کدامیک را انتخاب می کند؟
آمارها نشان می دهد که در اکثریت موارد جوانان خواستار تداوم ارتباط بیشتر می باشند ولی برای خلاصی از استرس به افکار و اعتقادات و عرفان های جدید روی می آورند.
نداشتن احساس مسئولیت در برابر همسر و خانواده ، نداشتن هدف های درازمدت و احساس روزمرگی به مرور زمان و مهم تر از همه به تأخیر افتادن هویت فرد از عوارض جدی روی گردانی از ازدواج می باشد و شما فکر می کنید دشمن سرباز گیری خود را از میان کدام افراد جستجو می کند؟
این حقیر ضمن تأئید مشکلات مالی و اشتغال، به عنوان یک مانع ازدواج ، سهم آن را در برابر موانع فرهنگی ناچیز می دانم. معتقدم امروزه ازدواج جوانان یک بحران محسوب می شود برای حل آن نیاز به یک عزم ملی است و حضور جدی رؤسا، ارگان های مختلف و رسانه ها و به خصوص رسانه ملی در این عرصه طلب می کند که انشاء الله در مقالات بعد موانع فرهنگی را تشریح خواهم نمود.
8 میلیون ازدواج نیاز داریم
جوان – ازدواج – ریشه ها (1)
امروزه از حدود 25میلیون جوان کشور ، بیش از 9میلیون نفر از آنها در سنین بین 24 – 20 سال می باشند و بر اساس همین آمارها 12 میلیون جوان مجرد در کشور نیز وجود دارند که همه آنها خواسته های مشروع و قانونی خود را طلب می کنند .
از طرفی اگر میانگین سن ازدواج درکشور را بر طبق آمارهای ارائه شده حدود 22سال برای دختران و 26 سال برای پسران در نظر بگیریم (که البته این سن در بعضی از استان ها مانند تهران بسیار بالاتر است) و در کنارِ باورها و اعتقادات نادرست فرهنگی مربوط به ازدواج بگذاریم ، کم کم به عمق فاجعه ای می رسیم که رسیدگی به آن در شرایط کنونی دیر می باشد چه رسد به تعلل بیشتر در این خصوص.متاسفانه سن بلوغ جنسی در کودکان بر خلاف گذشته ، روز به روز کاهش پیدا می کند و امروزه فرزندان ما در سنین حدود 12 سالگی در معرض تحریکات جنسی بوده و بلوغ جنسی آنها آغاز می شود.
متاسفانه سن بلوغ جنسی در کودکان بر خلاف گذشته ، روز به روز کاهش پیدا می کند و امروزه فرزندان ما در سنین حدود 12 سالگی در معرض تحریکات مختلف بوده و بلوغ آنها آغاز می شود.
حال این نوجوانان و جوانان بعد از حدود 15-10 سال بعد که می خواهند ازدواج نمایند باید چه زجر زیادی بکشند تا به گناه نیافتند و اگر هم نخواهند خویشتن داری نمایند چه عواقبی گریبان گیر او و جامعه خواهد شد.
هر روز که می گذرد کشور به مرز بحران اجتماعی در این خصوص نزدیک می شود که ابعاد اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی و سیاسی آن نگران کننده می شود.
ایجاد فسادهای اجتماعی، به تعویق افتادن استقلال جوانان و تأخیر شکل گیری هویت آنها، شیوع بیماری های روانی و عصبی، افزایش تقاضا برای اشتغال (به خصوص بخش دختران مجرد)، اتفاقات جدید در نظام خانواده ها و روابط بین آنها، بهم خوردن تعادل هرم جمعیتی در آینده های دور، از بین رفتن بعضی از تعصبات ملی، کاهش مشارکت های اجتماعی، گرایش به مکاتبات و عرفان های مختلف، افزایش آشوب های اجتماعی، ترویج زندگی های غیر قانونی و توافقی، گسترش مشاغلی که سرویس دهنده به مجردین می باشند و رکود بعضی مشاغل که برای ازدواج و زندگی های مشترک رواج دارند؛ از حداقل آفت هایی است که در نگاه گذرا از این اتفاق نامیمون استنباط می شود.
هر روز که می گذرد کشور به مرز بحران اجتماعی در خصوص ازدواج جوانان نزدیک می شود که ابعاد اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی و سیاسی آن نگران کننده می شود.
طبق محاسبه سر انگشتی، افراد در انتظار ازدواج بین سنین 29- 20 ، تا سال 1390 حدود 18 میلیون نفر می باشند و اگر در کنار آن افراد ازدواج نکرده ی بالای 30 سال ( و افراد بی همسر به دلایل طلاق و فوت همسر ) و در اصطلاح معوقه های قبلی را محاسبه کنیم، در طی 5 سال آینده حداقل به 8 میلیون ازدواج و به طور میانگین 1.600.000 ازدواج در هر سال نیاز است. حال اگر این عدد را در کنار بهترین سالِ شرایط ازدواج در کشور یعنی سال 1386 قرار دهیم که حدود 840.000 مورد ازدواج داشته ایم، متوجه می شویم که در این مسیر چقدر رسالت کشور، دولت، مردم، رسانه ها و در یک کلام نظام سنگین خواهد بود که انشاءالله مشکلات فرهنگی و اجتماعی آن در مقاله های بعدی بررسی می گردد.
فرزندم ،آرزوي ازدواجت را دارم!
والدين و ازدواج فرزندان(1)
وَ اَنکحوا الايامي منکم و الصالحين من عبادکم و اِمائکم اِن يکونوا فقراءَ يُغنهم الله من فضله والله واسعٌ عليمٌ.
بي همسران خود و غلامان و کنيزان درستکارتان را ازدواج دهيد. اگر فقير هستند، خداوند آنان را از فضل خويش بي نياز خواهد کرد. خدا گشايشگر داناست (نور آيه 22)
مهمترين مشغله ي فکري جوانان مجرد ، انتخاب همسر و ازدواج کردن است.
موضوع ازدواج جوانان از موضوعاتي است که مورد توجه تقريباً تمامي اقشار مي باشد. مهمترين مشغله ي فکري جوانان مجرد ، انتخاب همسر و ازدواج کردن است. والدين نگران ازدواج فرزندان خود و در آرزوي جشن ازدواج با شکوه فرزندانشان هستند. مسئولين و دولتمردان در فکر فراهم نمودن تسهيلات ازدواج جوانان تا جامعه را مصون از تأخير ازدواج بدارند. کارشناسان تربيتي مشتاق ارتقاء آگاهي جوانان کشور هستند تا با آگاهي کامل دست به يک ازدواج درست بزنند، کارشناسان اجتماعي نگرانند که مبادا جوانان با عدم آگاهي کامل همسري انتخاب کنند که نتيجه هاي شومي از جمله طلاق و يا فرزندان ناسالم در برداشته باشد. کارشناسان حقوقي آرزومندند که جوانان با آگاهي ازدواج کنند، تا آنان کمتر شاهد صحنه هاي دلخراش دادگاه هاي خانواده باشند. محققان در پي پاسخ پرسش هايي مانند ، چگونه سن ازدواج را تقليل دهند؟!، چگونه از هم پاشي خانواده هاي جوان جلوگيري کنند؟! نسل جوان ما چگونه مي تواند، داراي يک زندگي زناشويي سالم باشند؟!
در اين سري مقالات جديد در نظر است با کمک و ياري خداي حکيم و الطاف امام زمان عليه السلام ، مسئله ازدواج جوانان را در حد توان، تجزيه و تحليل کنيم تا شايد بتوانيم در حد توان خود راهکاري ديني و علمي در اختيار جامعه ي خود ، اعم از جوانان ، والدين، مسئولين ، دولت مردان و کارشناسان علمي قرار دهيم . انشاءالله
اولين گروهي که به نظر مي آيد بايد پيرامون وظايف آنها در مسئله ازدواج جوانان گفتگو کرد ، «والدين» هستند ، زيرا والدين با وجود اين که تمام عمر خود را در رشد فرزندان شان صرف مي کنند ، ولي زياد ديده شده است به علت عدم آگاهي از روحيات و نيازهاي جوانان و عدم شناخت کامل از موقعيت فرهنگي قرن بيست و يکم، زحمات خود را هدر مي دهند و ناخواسته موجب فساد ديني و اخلاقي و رواني فرزندان خود مي شوند.
اينجانب در مشاوره هاي فراواني که با پسران و دختران جوان داشته ام، به اين حقيقت تلخ رسيده ام که بعضي از والدين با دست خود ، ناخواسته بر اثر عدم آگاهي، موجبات طغيان و فساد جوانان خود را فراهم مي کنند. که اين امر اولاً باعث نگراني و احساس شکست در تربيت فرزندان خود مي شوند و برخلاف ميل باطني خودشان رابطه ي عاطفي شان با آنها کم رنگ و ضعيف و گاهي اين رابطه قطع شده و آثار مخرب فراواني ببار مي آورد.
بعضي از والدين با دست خود ، ناخواسته بر اثر عدم آگاهي، موجبات طغيان و فساد جوانان خود را فراهم مي کنند.
و هم چنين برخلاف ميل مسئولين ، دولت مردان و کارشناسان علمي، آنها شاهد صحنه هاي دلخراش فساد جوانان در جامعه مي شوند.
اينجانب يقين دارم پدر و مادر بيش از هر کسي، «جوان» خود را دوست دارند و حاضرند تمام دارايي و هستي خود را براي خوشبختي آنان مصرف کند تا « جوان » خوشبخت شود. و بيش از هر کسي از انحراف و فساد و آنها رنج مي برند! ولي براثر عدم آگاهي درست موجب فساد و مشکلات رواني «جوان» خود که ميوه ي وجود آنهاست مي شوند.
بنابراين مطالعه سري مقالات را براي تمامي پدر و مادران نگران ازدواج فرزندانشان توصيه مي کنم و به عنوان امر به معروف مطالب اين مقالات را در اختيار کساني که دسترسي به اين سايت ندارند، قرار دهيد تا شما هم در سالم سازي جامعه ي اسلامي شريک شويد.
پدر و مادران عزيز تبياني! با ارتقاي آگاهي خود پيرامون امر ازدواج جوانان خود ، راه خوشبخت شدن آنها را تسهيل بخشيد!!
مسايلي که والدين مي بايست پيرامون ازدواج جوانان خود بدانند عبارتند از:
1- والدين در امر ازدواج فرزندان، چه ميزان مسؤول هستند؟!
2- چگونه در امر انتخاب « همسر » به فرزندان خود کمک کنند؟!
3- فرايند خواستگاري را چگونه هدايت کنند؟!
4- در دوران نامزدي، جايگاه پدر و مادر چگونه باشد؟!
5- چگونه «جشن عروسي» را به نحو احسن برپا کنند؟!
6- نقش و جايگاه والدين در زندگي زناشويي فرزندانشان چگونه بايد باشد؟!
لیست انتظار برای ازدواج!!!
بیش از 15 میلیون جوان در انتظار ازدواج به سر میبرند
مشاور رئیس سازمان صدا و سیما در امور جوانان با اشاره به تعداد ازدواجهای معوقه كشور، گفت: بیش از 15 میلیون جوان مجرد در انتظار ازدواج به سر میبرند.
به گزارش فارس، محمدمهدی قاسمی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی فارس گفت: در حال حاضر 12 میلیون جوان درانتظار ازدواج هستند و تعدادی هم از سالهای گذشته به عنوان معوقه وجود دارد كه این موضوع برنامهریزی مسئولان و كارشناسان را میطلبد.
* هر سال باید یك میلیون و 600 هزار ازدواج در كشور انجام شود .
وی با بیان اینكه در سال گذشته تنها 840 هزار ازدواج صورت گرفته است،گفت: اما با این اوضاع رشد ازدواج در سال 86 نسبت به سال 85 چشمگیر بوده است. با توجه به آمار و برنامهریزیهای انجام شده ، باید هر سال تعداد یك میلیون و 600 هزار ازدواج در كشور صورت گیرد.
خانوادهها باید نسبت به ازدواج فرزندانشان اهمیت بیشتری دهند و سعی كنند تا با حمایتهای صحیح به سر و سامان گرفتن فرزندانشان كمك كنند.
وی با بیان اینكه در حال حاضر با توجه به وضعیت موجود از لحاظ آماری تنها 50 درصد ازدواجهای كشورصورت میگیرد، گفت: وجود مشكلات مختلفی باعث میشود تا 50 درصد دیگر انجام نشود و روی زمین باقی می ماند.
قاسمی ادامه داد: یك سری از جوانان هم كه به دلیل فوت همسر و یا طلاق، مجرد هستند كه باز از لحاظ آماری جزء 15 میلیون هستند.
وی گفت: طی 10 سال آینده یعنی از سال85 تا 1395 تعداد 15 میلیون و 435 هزار و 355 نفر جوانان ورودی كشور است و با توجه به اینكه تعداد ازدواجهای صورت نگرفته تا سال 85، 3 میلیون و 813 هزار نفر است، سرجمع تعداد ازدواج مورد نیاز در كشور در بین گروه سنی جوانان 20 تا 29 ساله در طی 10 سال آینده ، بیش از 11 میلیون و 500 هزار نفر است.
قاسمی تصریح كرد: باید طبق برنامه 5 ساله كشور 3 میلیون و 800 هزار ازدواج معوقه هرچه زودتر انجام شود ، اگر بخواهیم طی یك دهه تعداد ازدواج ها به صفر برسد، باید یك میلیون و 600 و 30 هزار ازدواج در كشور صورت گیرد؛ بدین ترتیب تعداد معوقهها را نیز در دل خود جای خواهد داد و جبران میشود.
وی با بیان اینكه حتی اگر پوشش 50 درصدی در ازدواج داشته باشیم، تأكید كرد: باید یك میلیون و 150 هزار ازدواج صورت گیرد كه در این صورت با تعداد ازدواجهای صورت گرفته در سال 86 باز هم فاصله داریم.
* ازدواجهای انجامشده فقط 30 درصد نیاز كشور را تأمین میكند
به گفته وی تعداد ازدواجهای انجام شده نشان میدهد كه در حال حاضر تنها 30 درصد ازدواجهای مورد نیاز كشور تأمین میشود.
قاسمی خاطرنشان كرد: با توجه به آمارهایی كه ارائه شده، اگر نخواهیم بگوییم كه در زمینه ازدواج در بحران هستیم، اما وضعیت موجود هشدار جدی محسوب میشود؛ بنابراین خانوادهها باید نسبت به ازدواج فرزندانشان اهمیت بیشتری دهند و سعی كنند تا با حمایتهای صحیح به سر و سامان گرفتن فرزندانشان كمك كنند.
لطفا با انگیزه ازدواج کنید
در این مقاله قصد داریم با نگاهی اجمالی ، فلسفه و اهداف ازدواج را به زبانی دیگر مورد بررسی قرار دهیم :
ازدواج همه ابعاد وجودی انسان را به محك فرا می خواند . تا قبل از ازدواج عوامل آزماینده خصوصیات حقیقی افراد ، بسیار كم است اما به هنگام ازدواج به یكباره صحنه تغییر می كند . آنقدر عوامل آزماینده در این مرحله زیاد است كه كمتر بعدی از ابعاد وجودی انسان خارج از آزمایش قرار می گیرد .
ازدواج بهره گیری از تمتع جنسی ، دوری از تنهایی و … نیز هست اما در پس پرده و در اعماق آن ، یك مرحله مهمی برای رشد یافتن انسان است ، آن قدر كه ازدواج می تواند انسان را رشد دهد . كمتر مسئله ای این خاصیت را دارد .
ازدواج به خاطر مشكلات و مسائلی كه دارد می تواند توانائی های انسان را محك بزند و انسان به واسطه همین مشكلات و مسائل ، تمرین تواناتر شدن را انجام می دهد ، برخی از افراد كه از مشكلات هراس دارند به این نكته توجه نمی كنند كه بایستی وارد میدان مشكلات شد تا كه آبدیده شد .
ترس از مشكلات ازدواج نباید ما را از ازدواج دور كند ، مگر به خاطر مشكلات تحصیل ، از تحصیل دوری می كنیم ، مگر بخاطر مشكلات كار كردن ، كار را رها می كنیم .
تعریف های متفاوتی كه از ازدواج می شود بستگی به نوع دیدی است كه نسبت به ازدواج وجود دارد . بعنوان مثال فرض كنید كه در یك باشگاه بدنسازی هستید ، انواع وزنه ها ، دمبل ها ، بارفیكس ها ، دستگا ههای مختلف ورزشی و … وجود دارند كه هر كدامشان برای یك عضو بدن و تقویت آن و كل مجموعه برای بدنسازی و تقویت كل بدن خاصیت و كاربرد دارد ، حال كسی كه با اشتیاق و میل و رغبت و علاقه به ورزش بدنسازی به آن باشگاه رفته باشد هر چه موارد تمرین و ورزش و دستگاه ها و ابزار آلات بیشتر باشد ، خوشحال تر است چرا كه می داند بهتر می تواند تمرین كند و رشد كند و با انجام چند تمرین ممكن است خسته شود اما بی حوصله نمی شود . اما اگر كسی دیگر با اجبار یا اكراه و از سربی حوصلگی به همان باشگاه رفته باشد و مشتاقانه قصد ورزش و تمرین را نداشته باشد با اولین تمرین وزنه ها ، نه تنها خسته می شود كه بی حوصله هم می شود و ناراحتی خود را به روشهای مختلف ابراز می كند .
تفاوت این دو فرد چیست ؟
تفاوت واضح است یكی برای تمرین و رشد كردن آمده و دیگری با اجبار یا اكراه وارد زمین باشگاه شده است . زندگی و ازدواج نیز همین طور است . برای كسانی كه بخواهند در ابعاد مختلف رشد كنند ، از این زمین و میدان گاه جای بهتری پیدا نمی شود و موارد تمرین و رشد بسیار زیاد است ، اما برای كسی كه حال و حوصله ی تمرین كردن و قوی شدن و رشد كردن را ندارد ، ازدواج گرچه آغازی شیرین دارد ، اما ادامه ی خسته كننده ای را خواهد داشت .
ازدواج یك منشور چند پهلو است ، هر طرف آن ، بیانگر بعدی از ابعاد زندگی است ، یك طرف آن شور و شوق و لذت ، یك طرف آن محبت و صمیمیت ، یك طرف دیگر تلاش و زحمت ، طرف دیگر آرامش و سكونت و … اما وقتی كل مجموعه را با هم دیدید و همه ابعاد را در نظر داشتید ، خواهید دید كه ازدواج ، یك مجموعه ی رشد دهنده برای شخصیت انسان و یك مجموعه انسان ساز است .
همین تفاوت نگاه ها به ازدواج است كه تعریف انسانها از ازدواج را متفاوت می كند . بنابراین سعی كنید از همین ابتدای كار دید و نگرشتان را نسبت به ازدواج تصحیح و تكمیل كنید .
گرد آوری: داوودی
منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی
شما جزء كدام دسته اید ؟
در این مقاله قصد داریم تفكرات افراد نسبت به ازدواج را دسته بندی كنیم و هركدام را مورد نقد و برسی قرار دهیم . به راستی شما جزء كدام دسته اید؟
- گروهی هستند كه یا دیر ازدواج می كنند یا ممكن است ازدواج نكنند .
- گروهی هستند كه ازدواج را یك لذت گران ، كه فاقد صرفه اقتصادی است می بینند . از این رو به طریقی دیگر در صدد التذاذ با قیمت كمتری هستند ، این گروه بیشتر در میان غیر مذهبی ها وجود دارد .
- گروهی دیگر هستند كه ازدواج را مانع پیشرفت خود می دانند ، آن هایی كه بیشتر دنبال علم یا ثروت یا كار و حرفه هستند در این گروه جای دارند ، تصور این ها از ازدواج ، از اینجا ناشی می شود كه برای خودشان فقط یك بعد از زندگی قائلند و در همان یك جنبه می خواهند رشد پیدا كنند ، از این روست كه از ازدواج واهمه دارند .
اما این قبیل افراد از چند نكته غافلند :
- اول اینكه هنوز معنا و مفهوم ازدواج و زوجیت را در نیافته اند
- دوم اینكه از مفهوم رشد و رشد چند جانبه غافلند .
خیلی از آن هایی كه مدعی اند بعد از ازدواج افت كرده اند ، وقتی در احوال شان خوب دقت شود ، این نكته فهمیده می شود كه قبل از ازدواج رشدشان یك رشد واقعی و طبیعی نبوده ، بلكه رشد در فضای مصنوعی بوده و دیگر اینكه یك بعدی رشد كرده اند و بالاخره با این رشد یك بعدی ، یك روزی سقوط می كردند و این سقوط نه به دلیل ازدواج بلكه به دلیل سست بودن شخصیت خودشان بوده است .
حداقل توصیه ای كه برای اینگونه افراد می توان داشت این است كه اگر بخواهند یك بعدی رشد كنند ، ازدواج می تواند كمك كار آنها باشد ، یعنی اینگونه افراد می توانند یك نفر دیگر را به عنوان همكار و همراه و در عین حال به عنوان همسر برگزینند و در همان جنبه نیز دو نفری رشد كنند و فرد هر ایده و آرزویی داشته باشد بالاخره افرادی كه هم سنخ و همفكر وی باشند؛ پیدا می شود .
اما گروهی دیگر هستند كه ازدواج را مانع معنویت و سیر و سلوك خود می دانند ، این تصور را بیشتر افراد به ظاهر خیلی خیلی مذهبی اما جزئی نگر دارند ، و این ها نیز از یك نكته غافلند و آن جامعیت اسلام است .
اسلام معنویت را نمی خواهد در كنج عزلت آدمیان یا گوشه حجره ها یا در تنهایی ها به انسان عطا كند ، بلكه او را به متن زندگی و اجتماع می آورد و او را در آن میدان رشد می دهد .
به پیامبر خبر دادند كه گروهی رفته اند كنج عزلت اختیار كرده اند تا خود سازی كنند ، پیامبر خشمگین به سوی آن ها رفت و گفت آن راهی كه شما می روید راه من نیست . راه من این است كه بخورم ، بیاشامم ، با زنان آمیزش كنم و در همان حال عبادت كنم و در اجتماع زندگی كنم ، آن گوشه عزلت سنت من نیست . سنت من رشد یافتگی در فضای طبیعی اجتماع و زندگی است .
كسانی كه یكسره سرشان در عبادت و كتاب و این گونه مسائل است و نمی خواهند ازدواج كنند ، دقیقاً مثل كسانی هستند كه یك عمر كتاب های آموزش شنا یا دیگر رشته های ورزشی را می خوانند اما هیچ گاه وارد گود میدان نمی شوند كه بفهمند آنچه كه خوانده اند اصلاً به چه دردی می خورد و چگونه می توان از آنها استفاده كرد.
حتی برای آن هایی كه می خواهند سیر و سلوكی داشته باشند چه محلی بهتر و رشدانگیزتر از صحنه زندگی ، چه جایی بهتر از واقعیت های زندگی تا بتوان توانائی های فردی را محك زد . چه مكانی بهتر از اجتماع تا بتوان فهمید فرد چقدر رشد كرده است و چه جایی بهتر از ازدواج تا بتوان تمرینات را انجام داد .
آنهایی كه ترس از ازدواج دارند ، ترس از امتحان دادن و رشد كردن دارند ، زندگی برای شان مثل استخر شنا می باشد . تا فرد وارد آن نشده باشد ، نمی تواند بفهمد چقدر شنا یاد گرفته است .
كسانی كه یكسره سرشان در عبادت و كتاب و این گونه مسائل است و نمی خواهند ازدواج كنند ، دقیقاً مثل كسانی هستند كه یك عمر كتاب های آموزش شنا یا دیگر رشته های ورزشی را می خوانند اما هیچ گاه وارد گود میدان نمی شوند كه بفهمند آنچه كه خوانده اند اصلاً به چه دردی می خورد و چگونه می توان از آنها استفاده كرد ، ازدواج میدان یك ورزشگاه است تا هر كس هر چه در چنته دارد به بیرون بریزد .
اگر همه آنچه كه در كتاب های اخلاق و سیر و سلوك گفته شده نتواند انسان را آن قدر رشد دهد كه یك زندگی را اداره كند پس چه فایده از این همه وقت و تلاش و خواندن و خواندن . كسی كه عمری را به مطالعه و سیر و سلوك گذرانده ، اگر آن قدر رشد نكرده كه بتواند مسئولیت اداره یك زندگی را قبول كند ، آیا در رشد او شك نمی كنید و تازه او چه دارد تا به دیگران ارائه كند وقتی خودش توان انس و مؤانست با دیگری را ندارد .
همه این اصناف و گروه ها كه از ازدواج یا گریزانند و یا روی خوش نشان نمی دهند ، به دلیل نگاه یك بعدی شان به ازدواج است . هر كس فقط یك بعد آن را می بیند و از سایر جنبه های آن غافل است ، اما اسلام چون نگاه جامعی به ازدواج دارد و تمامی ابعاد و فواید و مصلحت های آن را در نظر دارد نگاه بسیار خوش بینانه و تشویق گرایانه به ازدواج دارد ، چرا كه انسان در اثر ازدواج رشد می كند و همین رشد یافتگی است كه ملاك برتری می شود .
نماز متأهل ارزشی 70 برابر نماز مجرد دارد ، چرا كه یك متأهل كارش را می كند ، تأمین اقتصادی و تنظیم یك زندگی را نیز بر عهده دارد ، از وجود خودش برای دیگری مایه می گذارد وخیلی وظایف و مسئولیت های دیگر را بر عهده دارد،آن وقت به نماز می ایستد و مسلماً این نماز ارزشمندتر است از نماز یك مجرد است كه نه بازدهی اقتصادی فراوانی دارد ، نه وظایف اجتماعی و خانوادگی چندانی بر عهده دارد و نه بازدهی عاطفی آنچنانی دارد .
منبع : برگرفته از كتاب " یك انتخاب مناسب " نویسنده : محمود یزدانی – با تلخیص
ازدواج یعنی خداحافظ زندگی
علل فرار جوانان از ازدواج
نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی میکند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد. این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
از طرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایدهآلها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارتاند از:
ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهههای اخیر، در الگوهای رفتاری خانوادهها، تحوّل جدّیای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانوادهها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهمترین مسائلی است که خانوادهها توجّه بیشتری به آن مبذول میدارند.
بسیاری از جوانان میاندیشند که تأمین هزینههای گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجارهخانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمیتوان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج میگریزند.
در پژوهش آماری صورتگرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کردهاند و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورتگرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانوادههای دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد میکنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میانسالِ شاغل در ایران، با چند سال پسانداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمیآید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین مینماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.
تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوجهای جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز میگردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش میدهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت میکند.
2 . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب میکند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.
خانوادهها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمیتوانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.
3 . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج میدهند ، نمیتوانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا میگذارند و حاضر به ازدواج نمیشوند.
4 . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطهای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهشها نشان میدهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کمرنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده میکنند و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمیگذارد ، خود زمینهساز فرار دختران و پسران از ازدواج میشود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
5 . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواستهها و نیازهای آنان میشود و از این رو، ترجیح میدهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادیهای فردی میدانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمیشوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیهگاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمیتواند جای آن را بگیرد.
فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمیتوان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجهاند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگهداشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میانسال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزندخواندهها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بیفرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
پینوشتها:
1 . ر.ک: مسائل و مشکلات زنان، اولویتها و رویکردها، غلامحسین سفیدگران، تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1380، ص715.
2. همانجا.
3 . همان، ص632.
منبع : مجله حدیث زندگی - باتغییر
بهترین جهیزیه ی مادری برای دخترش
دخترم! مردان برای زنان و زنان برای مردان آفریده شده اند. قانون زوجیت در جهان حکمفرماست و سرپیچی از قانون خلقت، ستیزه با هستی و حیات خویش است. اکنون که از خانه ی پدری می روی و آشیانه ای را که در آن خو گرفته بودی، ترک می کنی و قدم به خانه ی دیگری می گذاری و یار و مصاحب تازه ای اختیار می کنی. به نصیحت های مادرانه ی من گوش فرا بده تا در خانه شوهر نیز هم چون خانه ی پدر عزیز باشی.
دخترم! برای همسرت، بهترین یار و مونس باش تا او نیز برای تو صمیمی ترین یار و فداکار باشد. نصیحت های ده گانه ی مرا بپذیر که برای تو بهترین جهیزیه است که هرگز تمام نمی شود و سعادت و خوشبختی تو را تأمین می کند.
در صرفه جویی و رعایت اقتصاد و حفظ مال و منال خانه ، کوشا باش و از تباهی آن بپرهیز که هر چیز با زحمت به دست می آید و به آسانی نباید از دست برود.
در زندگی، قناعت پیشه کن و از هوس های بی جا که همسرت را خسته می کند و ممکن است از عهده ی انجام آن بر نیاید ، بپرهیز. توقعات بی جا را کنار بگذار و پات را از گلیم خویش ، فراتر مگذار.
معاشرت و هم زیستی، با توافق کامل، شیرین است و اگر گاهی اختلاف سلیقه ای پیش آید ، چه مانعی دارد که تو از حق خویش بگذری و از تمایلات خود صرف نظر کنی و سخن همسرت را بشنوی؟
دخترم به تو سفارش می کنم که مراقب باش وقتی همسرت، خانه و اثاث آن را تماشا می کند ، هیچ جای آن، زشتی نبیند و منظره ی زننده ای را مشاهده نکند.
نظافت را رعایت کن که بهترین زیبایی ها، همان جمال و زیبایی طبیعی و خدادادی است.
کدبانو باش. در صرفه جویی و رعایت اقتصاد و حفظ مال و منال خانه ، کوشا باش و از تباهی آن بپرهیز که هر چیز با زحمت به دست می آید و به آسانی نباید از دست برود.
با حسن تدبیر و مدیریت صحیح و اخلاق نیک، رعایت نزدیکان و خویشاوندان را بکن.
وقت غذای همسرت را منظم کن و غذا را به موقع آماده ساز چرا که گرسنگی، انسان را ناراحت می کند و چه بسا در حالت ناراحتی، خویشتن داری نکند و آن گاه است که صلح و صفا از خانه ی شما به خاطر یک غفلت کوچک، رخت بر می بندند. همسرت باید در خانه آسایش داشته باشد وگرنه پناهگاه دیگری می جوید.
در حفظ اسرار خانواده بکوش و فاش کردن اسرار را نوعی خیانت بدان، پس خیانت را از خود دور کن.
هیچ گاه با او مخالفت نکن و اگر برای او گرفتاری پیش آمد و او را ناراحت یافتی، دلجویی کن و اظهار سرور مکن که این خود ، نوعی تقصیر در ادای حقوق دوستی شمرده می شود و هرگاه او را خوشحال یافتی، رو در هم مکش و خود را غمگین جلوه مده که این صفت، کدورت و دلسردی پیش می آورد.
علاوه بر این ها، در بزرگداشت شوهر کوتاهی مکن تا او نیز از اکرام تو فروگذاری نکند.
منبع : بر گرفته از مجله شادکامی وموفقیت
اول پيش واحد ازدواج را پاس کنيد.
در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه ميکرد و از او خوشش ميآمد ، ميفرمودند : «شغلي هم دارد؟». اگر ميگفتند نه ، ميفرموند : «از چشمم افتاد» . عرض ميشد : چرا اي رسول خدا؟ ميفرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفهاي نداشته باشد ، دين خود را وسيله امرار معاش ميکند .» و در جاي ديگر فرمودهاند : «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل ميکند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند و اهل و عيال اختيار کنيد؛ زيرا که اين کار، روزي شما را زياد ميکند ».
اگر به اين احاديث دقت کرده باشيد ، متوجه اهميت و ارزش اين دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهيد شد ، و به جايگاه آنها پي خواهيد برد . آيا واقعا به اين موضوع فکر کردهايد که اگر شغلي مناسب در اختيار نداشته باشيد ، از چشم بزرگترين شخصيت دنيا و اسلام افتادهايد ، يا با نداشتن همسر، نصف دين خود را کامل نکردهايد؟!
امروزه به دليل تراکم جمعيت و مسائل اقتصادي و فرهنگي ، با مشکل کار، مواجه هستيم و بيکاري ، سن ازدواج را در بين جوانان افزايش داده است .
شايد در دانشگاه با دروسي که نقش پيش واحد را براي واحدهاي ديگر بازي ميکنند ، برخورد کردهايد. اگر اين پيش واحد، پاس نشود ، نميتوانيد درس مورد نياز ترم بعد را گرفته و پاس کنيد ، کار هم دقيقا نقش پيش واحد را براي ازدواج بازي ميکند . اگر شخص ، شغل مناسبي در اختيار نداشته باشد به ندرت ميتواند خانوادهاي تشکيل دهد و از عهده مخارج آن برآيد . در اين جا به اهميت اين جمله گذشتگان ميرسيم که: «کار ، جوهره مردان را ميسازد. » اگر در بين جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشيد ، ميبينيد که کار و يا شغل درآمدزا براي آنان از اهميت ويژهاي برخوردار است، و اگر به اين هدف عمده و مهم خود دست نيابند ، با مشکلات فراواني از جمله مشکلات اقتصادي و حتي مشکلات روحي ـ رواني نيز روبه رو ميشوند .
اما نميتوان صرفا به دليل نداشتن کار يا شغل مناسب ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن کار ، کنار گذاشت . همان طور که در احاديث ديگر ديدهايم ، به فرموده پيامبر(ص) : بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزيشان را زياد ميکند و به جوانمردي شان ميافزايد. از اين نکته بر ميآيد که به واسطه امر مهم ازدواج ، خداوند ، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري ميکند .
پس در اين زمينه بدون ترديد ، کار ، مقدمهاي براي ازدواج است . اما شايد شما هم که به کرّات ديدهايد که در جامعهاي که در آن زندگي ميکنيد ، به ويژه شهرهاي صنعتي بزرگ، داراي چنين ويژگي هستند که خانوادههاي ساکن در اين شهرها ، زماني که مسئله ازدواج مطرح ميشود ، اکثريت آنها از پول زياد به عنوان ملاک اصلي براي ازدواج ياد ميکنند و همان طور که پول فراوان، منوط به داشتن شغل پول ساز است ، بنا بر اين ، سختگيري اين خانوادهها به شغل افراد ميرسد . يعني ديگر داشتن شغل مناسب، کافي نيست ، بلکه داشتن شغلي درآمدزا آن هم به مقدار فراوان، مورد تأييد اين خانواده است . در صورتي که من معتقدم و شايد شما هم موافق باشيد که به قول قديميها: « پول، خوشبختي نميآورد».
درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود . پس توصيه ما اين است که در امر خطير ازدواج (که از جانب خداوند و پيامبرانش اين گونه بر آن سفارش شده است) ، کمي از سختگيريها بکاهيم و با دقت و به آساني به آن بنگريم ، و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنيم ، تا بدين گونه، شرايط ازدواج را براي کساني که شغل مناسب دارند مهيا سازيم. فکر ميکنم اگر اين گونه بينديشيم ، ديگر خبري از افزايش سن ازدواج در ميان جوانان نباشد!
يادمان نرود ، محبوبترين بنيانها نزد خداوند ، بنيان خانواده است و ازدواج ، سنت پيامبر(ص) است و کسي که از آن روي گرداند ، از او نيست .هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکيزه ديدار کند ، با داشتن همسر به ديدارش برود .
پي نوشت ها:
1 . حکمتنامه جوان (با ترجمه فارسي) ، ص 205 ، ح 348 .
2 . ميزان الحکمه (با ترجمه فارسي) ، ج 5 ، ح 7813 .
3 . همان ، ح 7798 .
4 . همان ، ح 7802 .
5 . همان ، ح 7797 .
منبع : مجله ي حديث زندگي - باتغيير وتلخيص
مجرد هاي عاشق ، بخوانند!
ازدواج ، يکي از موضوعهاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به اين سنت الهي عمل ميکنند ، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگيشان جاري ميگردد. اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعهي ما اتفاق افتاده که هر شنوندهاي را بيدرنگ به تأمل در اينخصوص ، واميدارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر ميکردند روزي با دنيايي از اندوه ، ميبايست از هم جدا شوند؟
با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوجهاي جوان که بهظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند ، درمييابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبير کرده و براساس اين اشتباه ، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهنشان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانهي منطقي و عقلي آغاز نمودهاند.
در اين مقاله سعي ميشود برخي از مشکلهاي عشقهاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دستکم افرادي که گرفتار چنين عشقهايي شدهاند ، با بررسي اين نکتهها ، نگاه عميقتر و عاقلانهتري به موضوع ازدواج داشته باشند:
چهرههاي تکراري:
يکي از جذابيتهايي که در عشقهاي زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفتهي زيبايي ظاهرهم ميشوند و با گفتن کلمههاي عاطفي و عاشقانه ، تظاهر به علاقهمندي به خصلتهاي ارزشي يکديگر ميکنند اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج ، با فروکش کردن هيجانهاي کاذب از درون ، به سراغ ارزشهاي فرد مقابل ميروند چراکه در اين زمان ، چهرهي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده است و اکنون ويژگيهاي دروني و معنوي همسر برايشان مهم و جدي گشته و در صورتيکه با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ، شروع به بهانهگيري و پرخاشگري ميکنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مينمايند.
جوانان عزيز تبياني، يادتان باشد که: «چهره و ظاهرِ مورد پسند ، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست.»
سوءظنهاي مکرر:
از آسيبهاي بسيار جدي عشقهاي زودگذري که منجر به ازدواج ميشود ، سوءظنهاي مکرر در زندگي زناشويي ميباشد. افرادي که بهراحتي با يک لبخند و يا با يک گفتوگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانهي منطقي ، دل به هم ميسپارند ، پس از زماني اندک بعد از ازدواج ، دچار ترديد ميشوند که چنين فرديکه به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آيندهاي نزديک ، چنين رابطهاي را با ديگري داشته باشد. بنابراين ، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديدهي يک متهم به او مينگرد و همين سوءظنهاي مکرر ، زندگي را آشفته و دچار بحران ميکند. هر چهقدر يک خانم در ارتباطها و محاوراتش با مردان غريبه ، راحتتر باشد ، به همان ميزان ، ارزش و قيمتش نزد آنان پايينتر ميآيد و فقط زيباييهاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه ميکند و جوهر وجودي و ارزشي آن زن ، مورد بيمهري قرارميگيرد.
عدم پشتوانهي خانواده:
يکي از معضلهاي بيشتر زوجهايي که با عشقهاي خياباني ، زندگي مشترک خود را آغاز ميکنند ، عدم حمايت خانوادههايشان ميباشد. پدر و مادر که سالها فرزندان را در چتر حمايتي خود قراردادهاند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندانشان داشتهاند ، ناگهان با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه ميشوند که شايد به هيچوجه تناسبي با خانوادهي آنان نداشته باشد. بنابراين ، تنها با اصرار و پافشاري فرزندشان ، تن به رضايت به اين ازدواج ميدهند و گاهي هم هيچوقت چنين ازدواجي را حتي بهظاهر ، تأييد نميکنند.
چنين زوجهايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرارنميگيرند ، بهطور معمول ، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک ، دچار طوفانهاي شديدي در عرصهي زندگي ميشوند و چون تکيهگاه محکمي ندارند ، گاهي بادبانهاي کشتي زندگيشان در اين بحرانها ميشکند و بازسازي اين بادبان شکسته ، شايد بسيار سخت و گاهي هم غيرممکن باشد.
کاهش احساسهاي عاشقانه:
زوجهايي که با عشقي کاذب و بدون منطق ، زندگي مشترک خود را آغاز ميکنند ، به دليل طغيان بياساس احساسهايشان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي ، پس از ازدواج ، بهطور طبيعي اين معاشقه و فوران احساسها، رو به تنزل ميرود و اين در حاليست که انتظارها و توقعهاي گذشته همچنان باقيست و در اين شرايط ، طرفين احساسهاي خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض ميشوند و چنين برداشت ميکنند که طرف مقابل ، تمام آنچه را که در گذشته بيان داشته ، دروغ گفته است. در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشقتر ميشوند و حرارت احساسها و عواطفشان نسبت به هم بيشتر و عاشقانهتر ميشود ، در صورتيکه در زندگي غيرمنطقي ، زندگي روزبهروز غيرقابل تحملتر ميشود و زن و شوهر از يکديگر دورتر ميشوند.
بهراحتي دل داده و به راحتي دل از دست ميدهند:
ازدواجهاي بيمنطقي که بر پايهي تدبير بنا نشده و زوجين بهراحتي به يکديگر دل ميسپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز ميکنند ، بعد از گذشت مدتي ، دچار بحرانهاي شديد عاطفي ، روحي و خانوادگي ميشوند. آنان تازه به سراغ ارزشها ميروند و متوجه ميشوند اصول مهمي در زندگي هست که ميبايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آنهاست. اينگونه افراد بهطور معمول بدون هيچ منطقي ، ساز جدايي را سر ميدهند و بهراحتي دم از طلاق ميزنند. آنان که در فاصلهاي نه چندان دور، بهراحتي دل به محبوبشان دادند ، اينک نيز به همان راحتي از او ميگذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جستوجو و بهسادگي ، يک زندگي مشترک را نابود ميکنند.
جوانان عزيز تبياني : بهطور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک، يک شوخي نيست و طرفين ميبايست با يک بررسي دقيق و مشاورههاي مختلف ، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اينکه گرفتار احساسهاي عاطفي با کسي شوند، معيارها و ويژگيهاي مورد نظرشان را در زندگي ، مشخص و بر آن اساس ، اقدام نمايند تا لحظههاي زيبايي در زندگي برايشان رقم بخورد.
با آرزوي خوشبختي براي همهي دخترها و پسرهاي ايراني
منبع: مجله شادکامي - با تغيير