پیش نیازهای ازدواج
سايه به سايه با توام
قرآن از همسر خوب و نيکو به خير تعبير کرده است.خير به معناي چيزي است که گرايش و رغبت همگاني بدان وجود دارد، به اين معنا که همسر خوب کسي است که از نظر همگان مورد تاييد و توجه است و هر کسي آرزو دارد داراي چنين همسري باشد. زيرا ملاک هاي انساني را چنان فراهم آورده که هر کسي به طور طبيعي آن را مي ستايد و مي پسندد.از نظر زيبايي، انساني طبيعي و در حد اعتدال کامل است و نقص وعيبي در ظاهر وي نيست.از نظر بينشي و نگرشي و اخلاق فردي و رفتار اجتماعي نيز در مسير تکاملي انسان قرار دارد و اصول و مباني فطري را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه هاي عيني آن را قرآن در آسيه (س) و مريم دختر عمران(س) در ميان زنان و حضرت ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در ميان مردان مطرح مي کند. در اين ميان پيامبر اکرم(ص) الگوي برتر در ميان مردان است و در حوزه همسري بهترين و کامل ترين ايشان به شمار مي آيد.
در آيات و سوره هاي چندي به الگوي ديگري به عنوان خانواده برتر و نمونه اشاره شده است که از هر نظر در کمال بينشي و نگرشي و رفتاري هستند. اين خانواده که در سوره هل اتي (الانسان) به عنوان خانواده کامل و راستين ومحبوب خدا مطرح شده است، همان خانواده علوي است که ترکيبي از انسان هاي معصوم و کامل است که در آيه تطهير به کمال و محبوبيت ايشان اشاره شده است. خانواده علوي از هر لحاظ الگوي کامل در حوزه انتخاب همسر و زندگي و پدر ومادري و فرزندي است. فرزندان همه به گونه اي تربيت شده اند که بهتر از ايشان نمي توان يافت.
زن و مرد، مکمل يکديگر
قرآن زندگي خانوادگي را بهترين و کامل ترين نوع زندگي برمي شمارد و آن را براساس فطرت و غريزه طبيعي انسان مي داند و هرگونه زندگي در بيرون از چارچوب زندگي خانوادگي را زندگي ناقص و معيوب قلمداد مي کند،زيرا در تحليل قرآني از همان آغاز آفرينش مرد، جفت و زوجي براي همسري وي از نفس و جانش آفريده شده که افزون بر نيازهاي روحي و رواني و جنسي، زمينه تکامل و کمال يکديگر را فراهم مي آورند. زن و مرد در تحليل قرآني موجود مستقل هستند و از روح و روان جداگانه برخوردار مي باشند،از اين رو هر کسي مي بايست پاسخ گوي رفتار و کردار و افکار خويش باشد و هرکسي بار خويش بر دوش مي کشد و در قيامت زن و مرد هر يک جداگانه داراي اراده و خواسته هاي مستقل خواهند بود و مجازات و پاداش مستقلي مي گيرند اما با اين وجود در زندگي دنيوي به گونه اي آفريده شده اند که بايد مکمل يکديگر باشند.
به سخن ديگر زن و مرد در زندگي خلقي و دنيوي خويش موجوداتي وابسته به يکديگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود که بدان تکيه کرده به کمال خويش مي رسد. از اين رو در تحليل قرآن از زن در دنيا به عنوان جفت و همسر مرد ياد مي شود که بايد با تکيه بر مرد و قواميت او به کمال خويش دست يابد. اين گونه است که زن و مرد به عنوان همسران مي بايست در کنار هم باشند تا به کمال لايق و شايسته خويش برسند وگرنه دچار نقص و کمبود و عيب خواهند بود.
همسر خوب، خير برتر
بر اين اساس قرآن همسر خوب و نيکو و زندگي خانوادگي را خير مي شمارد. (نساء آيه ??) و در آيه ??? سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به کمال خويش برساند ولي زن مشرک به جهت شرک و باورهاي نادرست که در کردارها و رفتارهاي او نيز نمود خواهد يافت دست کم سد راه تکامل همسر خويش خواهد بود اگر گفته نشود که عامل گمراهي و يا تغيير رفتاري همسر مؤمن خود نيز خواهد شد. در حقيقت همسر مؤمن، خير است و موجبات تکامل و آرامش و آسايش شخص را فراهم مي کند.
بنابراين انسان اگر بخواهد به کمال برسد و از مواهب دنيا براي دست يابي به تکامل و کمال و حتي آسايش و آرامش دنيوي بهره برد مي بايست همسري را انتخاب کند که زمينه رشد و تکامل و آسايش او را فراهم آورد و آرامش را در خانه اش جاي دهد. چنين همسري را مي توان در ميان زنان و مردان مؤمن يافت. در آيات قرآني به مسئله انتخاب زن مؤمن اشاره مي شود؛ زيرا به طور طبيعي در ميان عربها و حتي بسياري از اقوام جهان، انتخاب همسر از سوي مردان بوده و هست و زنان بيش تر پس از خواستگاري به پذيرش آن روي مي آورند. از اين رو هرگونه پذيرش، مربوط به زنان و دختران است ولي خواستگاري و انتخاب نخست، به عهده پسران و مردان مي باشد؛ بر اين اساس در آيات قرآن به مسئله انتخاب زن خوب و مؤمن اشاره شده است ولي مي توان از اين به دست آورد که انتخاب در هر حال دو سويه است و زنان و مردان مؤمن مي بايست همسري مؤمن برگزيند.
شميم
آسانش کنید، فراگیر شود
آنچه پیش رو دارید، مجموعهای است از پندها و نصایح مقام معظم رهبری به زوجهای جوانی كه توفیق یافتهاند عقد ازدواجشان را با انشاء ایشان متبرك كنند و در آغاز زندگی از سرچشمه فیض و حكمت آن عالم عارف بهره گیرند... ایشان در مقام پدری مهربان، اندیشمندی دورنگر و حكیمی ژرفاندیش، قبل و بعد از خواندن خطبه عقد، پندهای آمیختهای از حكمتهای نظری و عملی را با زبان ساده و صمیمانه بهسان شربتی در زندگی اهل ایمان برایشان تدارك دیده و حكیمانه كام تشنه آنها را گوارا ساخته است .
ازدواج آسمانی
پیامبر(ص) به دخترش فرمودند: دخترم حق تعالی در حق علی(ع) هفت خصلت مرا عطا كرده است: او اول كسی است كه با من از قبر بیرون میآید، اول كسی است كه با من بر صراط میایستد و خطاب میكند به آتش جهنم كه این را بگیر و آن را بگذار، اول كسی است كه با من جامه میپوشد، اول كسی است كه با من در جانب راست عرش میایستد، اول كسی است كه با من در بهشت را میزند، اول كسی است كه با من در درجات علیین ساكن میشود و اول كسی است كه با من از شراب بهشت مینوشد. فاطمهجان! اگر علی(ع) در دنیا مالی ندارد، در آخرت عظمت و جلال دارد، سینه او مملو از علم الهی است و خداوند عالم، او را به صفت و هیأت حضرت آدم(ع) آفریده است. با دستان بلند خود، دشمنان خدا و دشمنان مرا به قتل میرساند و حق تعالی به بركت او دین مرا غالب خواهد كرد و از صلب او دو جوان بهشتی متولد میشوند كه عرش الهی آنان را تا قیامت زینت خود قرار میدهد. دختر رسول خدا(ص) كه از سخنان پدر سخت در سكوت عمیق فرو رفت، آثار شعف و خشنودی از رخسارهاش آشكار شد و گفت: «جز علی(ع)، كسی را برای ازدواج اختیار نمیكنم!»
چـرا اصـرار بـر 14 سكـه
اینكه میبینید ما گفتیم 14 سكه بیشتر را عقد نمیكنیم، نه برای این است كه چهارده سكه بیشتر اشكالی در ازدواج ایجاد میكند. خیر. چهارده هزار سكه هم باشد، ازدواج اشكالی ندارد. فرقی ندارد. این برای این است كه آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا كند بر جنبه مادی. مثل یك تجارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگر تشریفات را كم كردید، جنبه معنوی تقویت خواهد شد. مهریه هر چه كمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیكتر است، چون طبیعت ازدواج معامله كه نیست، خرید و فروش كه نیست، اجاره دادن كه نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یك مهریهای را معین كرده كه باید یك چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. باید عادی باشد جوری باشد كه همه بتوانند انجام دهند. در ازدواج، آنچه كه اتفاق میافتد، یك حادثه و پیوند انسانی است، نه یك معامله پولی و مالی، اگرچه یك مالی هم در بین هست در شرع مقدس اسلام، آن مال جنبه نمادین دارد. جنبه رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست.
مهرم حلال،جانم خلاص
گاهی اوقات مرد آنچنان است كه زن هر چقدر هم مهریه داشته باشد میگوید: مهرم حلال، جانم خلاص. هر چقدر كه پول در این طور مسائل كمتر باشد، عنصر مادی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت میشود و محبت بیشتر میشود. بعضیها خیال میكنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی كمك میكند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناكرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزهای نمیتواند بكند. هیچ كس با مهریه بالا خوشبخت نشد. اینهایی كه خیال میكنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، اینها اشتباه میكنند. ازدواج اگر چنانچه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بیمهریه هم متزلزل نمیشود. ولی اگر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و كلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم كه زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، كاری خواهد كرد كه بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار كند. بعضیها میگویند ما مهریه را سنگین میكنیم برای اینكه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است.
چشم و همچشمی و معضل جهیزیه
خانوادهها روی چشم و همچشمی، جهیزیه را برای خودشان یك معضل میكنند. بعد كه این معضل را خودشان به یك نحوی تحمل كردند، تازه نوبت دیگران است كه رنج این معضل را ببرند. برای خاطر اینكه وقتی شما در جهیزیه دخترتان این همه وسایل درست كردید، بعد كسانی كه دیدند، تكلیف آنها چیست؟ این چشم و همچشمیها، آخر به كجا خواهد رسید؟ این همان مشكلاتی است كه درست خواهد شد. اسلام میخواهد اینها نباشد.(خطبه عقد 16 خرداد 73)
بعضیها سعی میكنند كه برای جهیزیه بزنند روی دست همه قوم و خویشها و همسایهها و دوست و آشناها كه این هم اشتباه است... باید نگاه كنید، ببینید كه چه چیزی درست است؟ چه چیزی حق است و آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یك خانواده دو نفره یك وسایلی لازم دارند كه زندگی سادهای داشته باشند. (خطبه عقد سوم آبان 79)
خانواده سبز
ایده آل گرایی درانتخاب ممنوع!
ازدواج، هسته اوّل ایجاد خانواده و خانواده نیز سنگ بنای جامعه انسانی است. لذا نوع پایهگذاری، و میزان توجّه و تدبیر در این امر مهم، در پیشرفت و توسعه و نیز انحطاط و سقوط جامعه، تأثیر مستقیم دارد.
ازدواج، عاملی برای رفاه، سکون و گسترش مدنیّت بشری است. راهی مهم برای آسایش جامعه و رفاه بشریت است. بنا بر این، ازدواج آثار و نتایج بسیار سازندهای برای افراد و به تبع آن، برای جامعه دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میکنیم:1 . ارضای نیازها و گرایشهای غریزی، 2 . بقای نسل بشر، 3 . ایجاد آرامش و اطمینان روحی و روانی و نجات از تنهایی،4 . ریشهکن شدن بسیاری از انحرافات و فسادها، 5 . حفظ و تقویت ایمان و معنویت در افراد (تکمیل شدن دین) 6 . تکامل روحی، فکری و جسمی افراد، 7 . توسعه و رشد ارزشهای اخلاقی (اعم از فردی و اجتماعی) و... .
ازدواج در دنیای امروز
در دنیای امروز که با مظاهر فریبنده خود، الگوهای بسیار نامناسبی را برای زندگی افراد معرفی میکند، بسیاری از جوانانی که اطلاعات کمی از ازدواج و مسائل مربوط به تشکیل خانواده دارند، گرفتار انتخابهای نسنجیده و در نتیجه، شکستهای جبرانناپذیری در زندگی خویش میشوند. جوانان ما باید همیشه این نکته مهم را در نظر بگیرند که انتخاب همسر بدون بررسی، دقت و اندیشه، همانند خریدن یک عینک بدون معاینه، آزمایش و سنجش، برای چشم است ؛ چرا که همانگونه که عینک خریداری شده، احتمال دارد که به چشمهای ما نخورد و حتی زیان و ضررهایی نیز برای چشممان داشته باشد، همسری هم که بدون دقت و بررسی لازم انتخاب شده باشد، همین وضع را داراست.
سختگیری و دقت تا چه اندازه؟!
سختگیری در انتخاب همسر تا آنجا که انسان را از سهولت و سهلانگاری در انتخاب، باز دارد و او را به دقت لازم و مفید در این امر وادارد، بسیار بهجا و سازنده است ؛ اسلام، درباره بسیاری از مسائل پیرامون ازدواج مثل: مهریه، جهیزیه، ثروت، تشریفات، آداب و رسوم و... به آسانگیری و سادگی و عدم سختگیری توصیه مینماید. همچنان که در روایات آمده است: «بهترین همسران، کسانیاند که مهریهشان کمتر باشد»(1) و... اما هنگامی که سخن، در باب «انتخاب همسر» است، شخص را بر حذر میدارد و از او میخواهد که معیار و ملاکهایی را لحاظ کند و دقت و سختگیری لازم را برای رعایت شدن ملاکهای واقعی در انتخاب همسر، داشته باشد، «بنگر چه گردنبندی برگردنت میاندازی!»(3) و نیز سفارش شده که: «از ازدواج با احمق بپرهیزید»(4) و دهها مورد دیگر که معیار و ملاکهای اسلامی را برای یک انتخاب موفق در گزینش همسر برای انسان، مشخص میکند. ولیکن سختگیریهای بیمورد که بعضی اوقات فرد را پس از مدتی از ازدواج، بیزار میکند و یا موجب تأخیر در ازدواج برای چند سال میشود، و همچنین سختگیریهایی که ناشی از یک دسته تفکرات ایده آل (آرمانی) و دور از واقعیت (خیالی) باشد، بسیار ناشایست است که انسان باید از آن دوری گزیند.
درمان سختگیریهای افراطی در انتخاب همسر
اگر انسان در مسئله انتخاب همسر، معیار و ملاک صحیح داشته باشد، هیچ وقت دچار سرگردانی و اشتباه نمیشود ؛ باید بدانیم آن دقتی که در مورد انتخاب همسر، مطرح میشود، غیر از سختگیریهای بیمورد و افراطی است ؛ چرا که هیچ وقت، همسرِ کاملِ بدون هیچ عیب و نقص و از هر جهت مطابق با میل انسان، یافت نشده و نمیشود. آیا خود شما از هر جهت، بیعیب و نقص هستید بنا بر این در انتخاب همسر نباید خیلی آرمانگرایانه فکر کنیم ؛ هماهنگی و همفکری صد در صد با همسر آیندهمان، امکانپذیر نیست و همیشه تعدادی ناهماهنگی و فاصله باقی خواهند ماند که ما باید این فاصلهها و ناهماهنگیها را به حداقل برسانیم تا باقی آنها هم به وسیله تفاهم، گذشت، محبّت و بزرگواری، پس از ازدواج، برطرف شوند.
یکی از پیامدهای مهم سختگیری افراطی
یکی از پیامدهای مهمِ سختگیری افراطی در زمینه انتخاب همسر، تأخیر افتادن در کار ازدواج و گاهی هم منصرف شدن شخص از ازدواج و تشکیل خانواده است.این پیامد، به خودی خود، آثار بسیار منفیای بر زندگی اشخاص دارد که از آنجمله است: 1 . ایجاد ناراحتیهای عصبی و روانی در فرد، 2 . بروز انحرافات جنسی و فساد اخلاقی، 3 . عدم بهرهوری از دوران شیرین و بانشاط جوانی، 4 . تزلزل پایههای اعتقادی و ارزشهای دینی در فرد، 5 . عدم آرامش روحی و روانی و از دست دادن قدرت تصمیمگیری 6 . فاصله گرفتن از موفقیت و سعادت در زندگی و عدم بروز استعدادها.
بنا بر این، با تقویت روحیه تصمیمگیری، پرهیز از تفکّرات آرمان گرایانه (ایدهآل) و آشنایی با معیارها و ملاکهای واقعی انتخاب همسر، جلوی اینگونه سختگیریهای بیمورد و افراطی را بگیرید
معیارهای انتخاب همسر
اگر افراد بدانند که مشخصات لازم برای انتخاب شریک زندگی چیست، هرگز در انتخابشان دچار سرگردانی و سختگیریِ بیفایده نخواهند شد، پس در این جا شایسته است که به ذکر برخی از معیارهای انتخاب همسر بپردازیم و به دلیل محدودیت این نوشتار، از توضیح و تفسیر آنها صرفنظر مینماییم:
1 . ایمان و پایبندی به دین، 2 . اخلاق پسندیده انسانی، 3 . شرافت خانوادگی، 4 . سلامت جسمی و روحی، 5 . برخورداری از دانش لازم برای زندگی، 6 . زیبایی متناسب با همسر، 7 . کُفْوِ یکدیگر بودن (همتایی) که البته این مورد در برگیرنده بسیاری از شرایط و ملاکهای مهم است. همتایی را میتوان در موارد زیر بیان کرد: همتایی دینی و ایمانی، همتایی فرهنگی و فکری، همتایی اخلاقی، همتایی سنّی، همتایی خانوادگی، همتایی اجتماعی و سیاسی، همتایی روحی و روانی، همتایی علمی و عقلی، و... .
پی نوشت:
1 . الکافی، ج 5، ص 324.
2 . کنز العمال، ج 16، ص 296.
3 . معانیالأخبار، ص 144.
4 . بحارالأنوار، ج 103، ص 237.
5 . همان، ص 232.
منبع: سایت حوزه
اول یاد بگیر ، بعد دست بکار شو!
در این دوره زمانه برای خیلی از کارها آموزش می بینیم . از سنین مهد کودک و پیش دبستانی تا دانشگاه و...
آموزش می بینیم تا چگونه مداد به دست بگیریم و نقاشی کنیم و بنویسیم . آموزش می بینیم چگونه ورزش کنیم .اگر به هنر خاصی علاقه مند باشیم ،کلاس آموزشی آن را می گذرانیم و در آن تبحر لازم را به دست می آوریم .
اما وقتی صحبت از مهم ترین انتخاب و اصلی ترین هنر زندگی مان ( هنر زندگی موفق) می شود ، آنوقت کار را به قضا و قدر می سپاریم و فرزندانمان را بدون آموزش لازم روانه ی خانه ی بخت می کنیم . بدون اینکه بدانند دقیقا چه مسئولیتی را قبول می کنند و چه حقوقی دارند.
این جمله ها را بار ها شنیده اید که « علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد » و « پیشگیری بهتر از درمان است» . اما باز هم تا وقتی زوج جوانی دچار مشکل نشوند و بااصطلاح دعوای شان آنقدر بالا نگیرد که به گوش خانواده های شان برسد ، همه فکر می کنند دختر و پسر دیروز به طور کاملا غریزی زن و شوهر موفق امروز می شوند .
ممکن است بگوئید: نسل گذشته ی ما که بدون آموزش، سقف مشترک را تجربه می کرد ،کمتر دچار مشکل می شد و طلاق کمتری در ازدواج های گذشته رخ می داد.
در جوابتان باید بگویم در گذشته دختر و پسر ها زمان بیشتری را باوالد هم جنس خود می گذراندند و به طور غیر مستقیم خیلی از توانایی های لازم برای جنسیت خود را با توجه به نیاز زمان شان ، می آموختند . برای مثال دختر ها اکثرا در خانواده در کنار یاد گرفتن آشپزی و خیاطی ودیگر فوت وفن های خانه داری از رفتار مادرشان رفتار با همسر ،قوم شوهر و.. را آموزش می دیدند و پسر در کنار حرفه آموزی از پدر فوت وفن «سنگ زیرین آسیاب بودن »را می آموخت. در کنار پدر یاد می گرفت چگونه مثل یک مرد زندگی اش را مدیریت کند ، جرات مند باشد و با اقتدار زندگی اش را اداره کند.
البته قبول دارم بعضی از همین آموزش های غیر مستقیم ،اشتباه بود و دختر و پسر امکان داشت اشتباه والدین خود را تکرار کنند اما به طور معمول و با توجه به انتظارات و قواعد زمان خود ، زندگی بدون مشکل تر و یا بی سر وصدا تری را داشتند.
امروزه دختر و پسرها به خاطر برنامه ریزی های فشره ی تحصیلی و کلاس های تقویتی و کنکور و زبان و ورزش های مختلف و ....کمتر زمانی را در کنار خانواده هستند تا جایی که وجود یک کتاب آموزش آشپزی در جهییزیه ضروری است!
دختری که فرصت یادگیری چند غذای ساده را از مادر خود نداشته است ، به طور قطع فرصت آموختن هنر مدیریت خانه و خانواده را نیز نداشته . البته اولی بایک کتاب و چند بار خراب کردن غذا حل می شود اما دومی لطمه ی زیادی به زندگی آینده اش می زند.
پس بهتر است به فکر آموزش جدی تر زندگی متاهلی باشیم ،قبل از آنکه آمار و ارقام از بالاتر رفتن میزان طلاق خبر دهند.
لزوم آموزش قبل از ازدواج آنقدر احساس می شود که حتی متولیان اور اجتماعی هم به فکر آن افتاده اند.
کارشناس امور خانواده سازمان ملی جوانان استان تهران در گفتگو با برنا گفته بود: آموزش هایی که در زمینه ازدواج صورت می گیرد ، باید منطبق با فرهنگ ایرانی اسلامی باشد و با حفظ ارزش های جامعه صورت بگیرد. آموزش های ازدواج باید در کتب درسی در تمام مقاطع تحصیلی آورده شود و به عنوان واحد درسی تدریس شود.
کتب درسی که در دانشگاه ها در شاخه های روان شناسی و شاخه های مرتبط با رفتار شناسی و آگاهی و شخصیت افراد در جامعه وجود دارد ، متاسفانه برگرفته از فرهنگ های کشورهای دیگر است و این روزها به صورت ترجمه درآمده و توسط استادان آموزش داده می شوند. ازدواج و دیگر آداب و رسوم های هر کشور و منطقه ای مخصوص به خود و با یکدیگر متفاوت است و تدریس فرهنگ کشورهای دیگر در کشور کاربردی ندارد.ما باید طبق فرهنگ خودمان این آموزش ها را داشته باشیم.
البته لزوم آموزش در مدارس و یا از طریق صدا و سیما چیزی از وظایف پدر ومادر در این موضوع کم نمی کند . با تمام مشغله های غیر قابل انکار زندگی در این زمان بهتر است با فرزندمان راجع به زندگی آینده و نقشی که قرار است به عهده بگیرند،صمیمانه صحبت کنیم و تجاربمان راا با آن ها در میان بگذاریم.
آموزش و پروش به وظیفه ی خود عمل کند وما به عنوان خانواده به وظیفه ی خود.....
آیا زیبایی مهم است؟
دقت در انتخاب همسر ، یك ضرورت است و مسامحه و بیتوجهی ، پشیمانی را در پی خواهد داشت. اما برا ی خیلی ازجوانان این سئوالات پیش می آید که معیار های حقیقی برای انتخاب همسر از نگاه دین و شرع چیست و دین آسمانی ما بر چه ملاک هایی تاکید دارد. معیارها و خصوصیات زیر ، در گزینش همسر لازم است در نظر گرفته شوند:
الف) همسر دیندار انتخاب كنید ، زیرا دینداری دختر و پسر جوان، حفظ حریم عفت، حیا، نجابت و غیرت را در پی خواهد داشت. جوانی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از وی درباره ی ازدواج رهنمود خواست. رسول خدا صلی الله علیهوآله فرمود: « آری، ازدواج كن و بر تو باد كه همسری دیندار انتخاب نمایی».
پیامبر درباره گونههای انتخاب همسر توسط برخی از مردم، چنین بیان داشت: «برخی برای انتخاب همسر، به مال یا دین یا زیبایی یا به نسب او توجه دارند ، امّا بر شما باد كه با دینداران ازدواج کنید.»
پیامبر، همسرگزینی بر محور ثروت یا زیبایی و منهای دینداری را نهی كرده، میفرماید: «هركه با زنی برای مالش ازدواج كند ، خداوند او را به مال وی واگذار خواهد كرد و هركه با او برای زیباییاش ازدواج كند، در او چیزی كه خوشایند نیست، خواهد دید و هر كه با وی برای دینش ازدواج كند ، خداوند تمام این مزایا را برای او جمع خواهد كرد».
ب) به اخلاق توجه كنید ، چون اخلاق، اساس و شیرازه ی پایداری و استحكام زندگی زناشویی است و بیشك، سوء اخلاق، بیاحترامی و نامهربانیهایی را در پی داشته و فروغ محبت را خاموش خواهد ساخت. پیامبر میفرماید: «هرگاه برای دختر شما خواستگاری آمد كه دین و اخلاقش را میپسندید ، قبول كنید و گرنه در سطح جامعه، فتنه و فساد بسیار میگردد».
ج) به دلیل تأثیرپذیری دختر و پسر از خانواده و محیط رشد ، اصالت خانوادگی تعیینكننده است. از این رو، در كلام پیامبر صلی الله علیه و آله چنین آمده است: « با فلان گروه ازدواج كنید كه مردانشان عفت دارند ، پس زنانشان هم عفیف هستند ، و با آن گروه ازدواج نكنید كه مردانشان بیعفتی نمودهاند ، زیرا زنانشان هم بیعفت شدهاند».
د) به همتایی (كُفْوِ همدیگر بودن) ، توجه كنید. این ویژگی، به نوعی لزوم هماهنگی، همگرایی، تناسب و سنخیت روحی، اخلاقی و جسمی میان دختر و پسر را توصیه میكند ، تا زندگی مشترك، استوارتر، پرثمرتر و لذّتبخشتر گردد. رسول خداصلی الله علیه و آله میفرماید: « به همتایان خود ، زن بدهید و از همتایان همسر بگیرید».
همتایی، گونههای مختلفی دارد ، مانند همتایی دینی، فرهنگی ، اخلاقی ، علمی، جسمی، زیبایی، سنی، مالی، خانوادگی ، اجتماعی ، روحی و روانی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله مؤمنان را همشأن و همتای هم میدانست. زیرا در نگاه او ، بهترین شرافت، ایمان بود و تناسب در آن، در نظر آن حضرت، جایگاه خاص خود را داشت و بر گونههای دیگر مقدم بود.
ه) معیار زیبایی ، به عنوان یك امتیاز در شیرینی و صفای زندگی مؤثر است ؛ اما در اولویتبندی معیارها، در رتبه اول قرار ندارد ، زیرا رسول خدا صلی الله علیهوآله فرمود: « نباید حسن چهره زن را بر حسن دینداری او برتری داد».
خانواده مطهر
خواستگاری در چت روم
به دنبال چاپ گزارشی در هفتهنامه سلامت با تیتر «9/98 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت میکنند» خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) در صدد برآمده است تا در همین راستا به واکاوی عواقب ازدواجهای اینترنتی در گفتگو با صاحبنظران و کارشناسان حوزه خانواده بپردازد...
واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه ای همچون ایران در کنار تمام محاسن و نوآوریهایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شاید بتوان تغییراتی در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به «ازدواجهای اینترنتی» مرسوم شدهاند اما مساله مهم در این میان این است که آیا میتوان اشتراک سلیقه افراد در «چتروم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد. اما در کنار این موضوع، احکام اسلامیهمواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بیتوجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل میدهد کاسته و زمینهساز بروز مشکلات متعددی میشود.
بیاعتمادی در بین زوجها، عمدهترین آسیب ازدواج اینترنتی
بابک سعیدی، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواجهای اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بیاعتمادی یکی از عمدهترین آسیبهایی است که زندگی زوجینی را که بهواسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج میکنند، تهدید میکند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت میکند.» وی میگوید: «آشنایی در فضای چترومها بعدها در روابط زوجها تأثیرات عمیقی میگذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایدهآل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.»
به باور این روانشناس این نوع ارتباط زمانی میتواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذیصلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانوادهها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیبهای ناشی از همسریابی اینترنتی میداند و میگوید: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمیتوانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.»
نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمیاست
روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواجهای اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده میکنند و این در حالیاست که پسران بیشتر با نگرش سرگرمیوارد «چتروم» میشوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چترومها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند. اما نمیتوان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینهای برای افزایش مشکلات و آسیبهای همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح میکند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب میبینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگسازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامههای مختلف به آموزش خانوادهها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.
ازدواجهای موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیتهای پختهای برخوردار بودهاند به این معنیکه بهطور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شدهاند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.
نسرین حاجیزاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمیتوان ادعا کرد همه ازدواجهایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، میگوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهمترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرفنظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی میخواند و میگوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی میکنند شامل گروههایی هستند که محدودیتهایی دارند؛ حالا این محدودیتها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی میافزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایدهآلهای خود را به طرف مقابل منعکس میکنند.»
حجتالاسلام سالاریفر، عضو هیات علمی و گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانوادهها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینهای را فراهم میکند که خانوادهها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی میافزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شدهاند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسشهای خود نیستند از همینرو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بیبرنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.»
سالاریفر اظهار میکند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی میپردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرمکننده میشود که بیتوجهی به آن آسیبهای زیادی را به دنبال دارد.»
این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیبهای همسریابی اینترنتی میگوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایتها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاههای اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایتهای دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانیمدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».
پیش گویی قبل از ازدواج
نتایج تحقیقات درباره عواملی كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامند. نشان می دهد كه ویژگیهای شخصیتی به خصوصی وجود دارند كه می توان آنها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود. این نوع ویژگیهای شخصیتی می توانند زمینه را برای بروز رفتارهای اغراق آمیز و ناهنجار یك فرد در برابر وقایع عادی یك رابطه، آماده كنند.
به قول یک روانپزشك، این ویژگیها “می توانند به دو شریك زندگی كمك كنند تا به افرادی مبدل شوند كه زندگی با آنها بسیار مشكل است.” حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست “كسانی كه نباید با آنها ازدواج كرد” قرار می گیرند.
تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن اینكه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.
فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگیهای خطرناك هستند اشاره شده است و تكرار می كنم كه در چنین شرایطی، بهترین كار ازدواج نكردن است!
• اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند : “مطمئنی كه دوستم داری؟” یا ” واقعا برایت اهمیت دارم؟” (تیپ تایید خواه)
• اگر زمانی كه با هم هستید، بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق - تنفر)
• اگر با پدر یا مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما “درست شبیه” این والد نامطلوب شما است.
• اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان “مادری” یا “پدری” كند.
• اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.
• اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: “شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود”
• اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب)
• اگر او همه تصمیمهای مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)
• اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.
• اگر این فرد شما را از نظر جسمی یا روحی آزار می دهد.
• اگر یك روز كامل (و بدون تلویزیون) را تنها با این شخص گذرانده اید و متوجه شده اید كه روزی غیرقابل تحمل داشته اید.
بیاموزید كه این ویژگیها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، به دنبال درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آنها را شدیدتر هم می كند.
منبع: خانواده
عروس خانوم بنده وکیلم؟
به هنگام انتخاب همسر رعایت تناسبات فرهنگی، شخصیتی، اجتماعی و اقتصادی، لازم و ضروری است. تا زمانی که این عوامل و تناسبات رعایت نشوند، بیشک نمیتوان ازدواج موفقی را انتظار داشت. عوامل تأثیرگذار بر ازدواجهای ناموفق به هنگام انتخاب همسر که عدم رعایت آنها منجر به ازدواجی ناموفق میشود به شرح زیر می باشد.
عوامل شخصیتی: بهترین و شایستهترین روابط زناشویی حتی اگر توأم با عشق و علاقه نیز باشد، بدون توجه به تفاوتهای فردی، محکوم به شکست است. شاید نتوان در جهان دو فرد را پیدا کرد که دارای تشابهات کامل باشند. لذا توجه به تفاوتهای فردی امری است ضروری که متضمن زندگی هر خانوادهای میتواند باشد. اگر هر فردی خصوصیات طرف مقابل را با احترام قبول نماید و در هر شرایطی تفاوتهای فردی را دور از ذهن قرار ندهد و طرف مقابل را آنطور که هست، نه آنطور که میخواهد باشد، درک نماید بیشک زندگی خوب و خوشبختی در انتظارشان هست.
از طبقهبندیهایی که میتوان افراد را از لحاظ شخصیتی از هم تفکیک نمود، میزان درونگرایی و برونگرایی افراد میباشد. افراد برونگرا به بیرون از خود نظر دارند و افراد درونگرا سر در درون خویش فرو میبرند. افراد درونگرا غالباً خجالتی، گوشهگیر و کم حرف هستند و اغلب بیاحساس به نظر میرسند. مهارت در آداب معاشرت، مختصِ افراد برونگرا است که همواره همه احساسات و اندیشههایشان را برای دیگران تعریف میکنند. افراد درونگرا اغلب خود را ناخوشایند میپندارند و گمان میکنند که دیگران همه کارهای آنها را تحت نظر دارند. برونگراها صاف و پوستکنده از همه چیز برایتان صحبت میکنند. برونگراها خواهان جمعیت و شلوغی و درونگراها خواهان تنهاییاند.
اختلاف سن: به دلیل اینکه خانمها چهار، پنج سال زودتر از آقایان به بلوغ جنسی دست مییابند لذا رعایت این میزان فاصله سنی به هنگام ازدواج نیز ضروری مینماید چرا که ممکن است به همین نسبت بلوغ فکری و اجتماعی آنها نیز از هم فاصله داشته باشد. لذا به این دلیل فاصله سنی کم یا بیشتر از این میزان ممکن است مشکلاتی به بار بیاورد.
برآوردهنشدن نیازهای عاطفی و روانی: یکی از ملزومات تشکیل خانواده، ارضاء نمودنِ نیازهایِ عاطفی و روانی است. در این میان آشنایی زوجین از روحیات یکدیگر به عنوان تفاوت های جنسیتی میتواند کارساز باشد.
عوامل تربیتی و آموزشی دوران کودکی روی عامل تسلط طلبی و اقتدارطلبی زوجین خیلی تأثیرگذار هستند. کودکی که در خانواده ایِ زنسالار یا مردسالار بزرگ میشود، در آینده وقتی وارد نقش پدر یا مادری میشود، دچار همانندسازی خواهد شد. خانواده محیطی است که اگر حتی یکی از زوجین از لحاظ شأن و مقام اجتماعی در بالاترین سطوح و دارای قدرت و اقتدار بسیار بالایی باشد، وقتی وارد کانون خانواده میشود، باید با چنان ملایمت و نیکخویی رفتار نماید که اعضای خانواده، خود را در کنار او خوشبختترین فرد احساس نمایند.
اعتیاد : شاید مخربترین عامل از عوامل موثر بر ازدواجهای ناموفق، اعتیاد باشد. تحقیقات زیادی نشان میدهند که تعداد قابل توجهی از افراد بزهکار به خانوادههای دارای والدین معتاد تعلق دارند. لذا اعتیاد حتی یکی از والدین، علاوه بر اینکه خانواده را متلاشی میكند، کودکانی را تحویل جامعه میدهد که مشکلات زیادی میتواند سر راهشان قرار گیرد.
مطلقاندیشی یکی از زوجین
: در محیط خانواده اگر یکی از زوجین نسبت به مسائل خانواده و احیاناً اشتباهات طرف مقابل به صورت مطلق بنگرد، نتیجتاً کار به اختلاف خواهد کشید. در کانون خانواده باید سعی شود اشتباهات طرف مقابل با بزرگنمایی مشاهده نشود، بلکه گذشت از اشتباهات منجر به گرمی و صمیمت بیشتر میشود. از دیگر عوامل که در هنگام انتخاب همسر باید مد نظر قرار گیرد: عوامل فرهنگی، تفاوت در نگرشِ طرفین، سبک زندگی خانوادهی طرفین، تشریفات و انتظارات بیش از حد، تفاوت در باورهایِ ارزشی و مذهبی، تفاوت در آداب و رسوم خانوادهها
عوامل اقتصادی، اجتماعی، شغل و میزان درآمد، اشتغال زنان، کیفیت روابط اجتماعی، تناسبات تحصیلی.
اشتغال زنان» جزء عواملی است که در افزایش آمار طلاق موثر واقع شده است. چراکه در جامعه ما زنانی وجود دارند که چون درآمد مستقلی ندارند، به خاطر از دستدادن سَرپناه و مخارجِ روزانه و دوری از آوارگی در جامعه، حاضر میشوند که حتی در شرایط سخت به زندگی طاقتفرسا تن دردهند و شرایط موجود را تحمل کنند. ولی با رواج ِاشتغال زنان و به دنبال آن استقلالِ مادی ِآنها، باعث شده است که زنان به راحتی با طلاق کنار آمده و خود را از آن شرایط سخت رها سازند. نا گفته نماند که بسیارند زنانی که با پستی و بلندی زندگی با بردباری مقابله می کنند و دارایی خود را در جهت ارتقاء شرایط مصرف می نمایند.
منبع: خانواده مطهر
جنس مخالفی که مکمل شماست...
عشق به تنهایی کافی نیست
عشق به تنهایی کافی نیست! باید همراه و هممسیر بود. دو عاشق، مانند دو خط متقاطع نیستند که تلاقی یابند چون دو خط متقاطع پس از تلاقی، از هم دور و دورتر میشوند. همسر شما چون خطی موازی با شماست که با فاصلهای معین تا بینهایت همراه شما میآید.
عشق ناب را با کسی تجربه میکنید که نه تنها موازی شماست بلکه چنان به شما نزدیک است که چون خطی مماس با شماست و آنگاه که آنقدر مماس شدید که ادغام گشتید ، به بالاترین درجهی عشق می رسید اما این عشق تا زمانی است که از مسیر منحرف نشوید و چون خطی شکسته، مسیر کج نکنید اما اگر چنین شد، باید هر دو در یک زمان و با یک مسیر، بشکنید تا باز هم مماس بمانید.
همسر شما چون خطی موازی با شماست که با فاصلهای معین تا بینهایت همراه شما میآید.
.نتیجه گذشت ها و صبر ها و تمامی کارهایی است که برای طرف مقابل انجام می دهید پس به دنبلا چنین احساس عمیقی در یک نگاه نباشید.
اما به خاطر داشته باشید شما تنها زمانی میتوانید موازی هم باشید که هر دو به سوی بینهایت غایی در حرکت باشید.
شما هزاران هزار دوست موازی خود دارید اما در صفحهی زندگی، فقط دو مماس دارید: یکی عشقی آسمانی است که همان لحظهی ورود به شما ارزانی شده است : « والدینتان » و دیگری را اگر بیابید ، عشق زمین و آسمان را با هم تجربه میکنید و او کسی است از جنس مخالف که مکمل و نیمهی گم شدهی شماست.
او را نمیتوانید در یک لحظه بشناسید! اگر روی صفحهی زندگی نقطهای را ببینید ، شاید بتوانید حدس بزنید در آن لحظه، مماس با شماست یا نه اما تا زمانی که تبدیل به خطی نشود ، نمیتوان قضاوت کرد موازی است یا متقاطع چون از هر نقطه، بینهایت خط میتواند بگذرد.
پس در مسیر حرکت و زندگی اگر کسی را دیدید و احساس کردید می توانید مماس با او حرکت کنید ، ابتدا خوب فکر کنید ،صحبت کنید ،بررسی کنید که بعد از انتخاب باید با تمام سختی ها و خوشی ها در کنارش بمانید. بعد از تحقیق کامل ،آنوقت می توانید بگوئید : «او نیمهی گمشدهی من است!»
پس به دنبال یکی شدن و از بین رفتن فردیتتان نباشید بلکه بیاموزید و در کنار هم در نزدیک ترین راه ممکن قدم بردارید.
منبع : شادکامی - با تغییر
عشق یا عادت؟
« من و شوهرم خیلی وقته که با هم اختلافات شدیدی داریم. اما هیچ وقت نتونستم به زندگی بدون او فکر کنم. با اینکه در زندگی با او خیلی عذاب میکشم اما نمیدونم چطوریه که یک جورایی به حضورش عادت کردم و انگار به او وابسته شدم »
آیا میدانید تفاوت عشق و دوست داشتن با وابستگی (عادت) عاطفی چیست؟ برخی از ما پس از مدتی زندگی با همسرمان عادت میکنیم در زمانهایی از زندگی روزمره احساسات و عواطف او را دریافت کنیم و به لحاظ عاطفی و ذهنی تغذیه شویم.
یعنی شرطی میشویم که در کنار او باشیم. لحظات خود را با او سپری کنیم و وظایف خود را در قبال حقوقی که او دارد انجام بدهیم.
در زندگی زناشویی این وابستگی عاطفی میتواند هم مفید بوده و هم مضر باشد. زمانی پیش میآید که همسران به علت همین وابستگی خود را منعطف نموده و قدرت سازگاری را در خودشان افزایش میدهند و ادامه رابطه زناشویی را امکان پذیر و مسامحهآمیزتر میکنند.
اما زمانی هست که اختلافات زناشویی عاملی آسیب رسان برای روان زوجین و حتی کودکان آنهاست. در این زمان است که جدایی و زندگی فرزندان با یک والد زمینه آرامش بیشتری را فراهم میکند.
گاهی پیش میآید که این وابستگی عاطفی مانعی برای تصمیم صحیح زوجین میشود و لذا بنای خانوادهای آسیب پذیر با پایههای صدمه دیده تشکیل میشود و آثار مخربی در پی خواهد داشت.
در آغاز آشنایی دختر و پسر و انتخاب همسر نیز گاهی این اتفاق میافتد. یعنی دختر و پسر بدون افکار منطقی و به لحاظ گرایش به جنس مخالف و عادت بوجود آمده در وجودشان به اینکه در کنارش باشند، فکر میکنند که به طرف مقابل علاقمند هستند و نسبت به او عشقی درونشان به وجود آمده است.
لذا این مسئله خیلی اهمیت دارد که جوانان تفاوت این وابستگی عاطفی را با علاقه و عشق به ویژگیهای مثبت شخصیتی بدانند.
چرا که این وابستگیها حائلی را در جلو چشمان آنها ایجاد میکند که مانع شناخت منطقی با اصول عاقلانه میگردد و آنها قادر به تشخیص نقاط ضعف طرف مقابل نمیشنوند. این است که حاضر نیستند حتی نظرات مخالف و منطقی اطرافیان خود را در مورد شخص مقابل بشنوند و راجع به آن فکر کنند. و متاسفانه اگر هم به مشاوران و متخصصان امر نیز مراجعه می نمایند در اثر این وابستگی روانی پذیرای سخنان علمی و معقولانه او مبنی بر عدم تناسب فیمابین نمی شوند.
لذا اگر چه داشتن حس خوب نسبت به طرف مقابل در جریان انتخاب همسر یکی از ملاکهای قابل اهمیت است، اما باید مراقب باشیم که این احساس مانعی برای شناخت معقولانه محسوب نشود.
اصولی انتخاب کن !
راه کارهایی برای انتخاب بهتر همسر
همان گونه که میدانیم، ازدواج امری مقدس است که باید با آگاهی کامل طرفین صورت بگیرد تا زوجین بتوانند در کنار هم، زندگی موفقی داشته باشند. به همین منظور، در زیر برخی از راه کارهای لازم برای انتخاب همسر مناسب، آورده شده است.
1) تهیهی فهرست تفاهم
اگر فهرستی در پارهی ویژگیهای همسر دلخواه خود بنویسید و در دسترستان قرار دهید ، هدفمند خواهید بود و چنانچه طبیعت بخواهد کنترل فکر و احساس شما را به دست بگیرد و در برابر واقعیت، نابینایتان کند ، با آن مقابله خواهید کرد. در این صورت، شانس شما برای یافتن شریکی مطلوب و مناسب که با او بتوانید چراغ زندگی خود را روشن کنید ، افزایش مییابد.
بنابراین، مهم است از کسی که میخواهید به عنوان همسر انتخاب کنید ، تصوری داشته باشید در این زمینه با توجه به ویژگیهای مورد نظرتان، میتوانید هر کدام را که میخواهید ، انتخاب کنید و یا کیفیتهای دیگری را به این مجموعه اضافه نمایید. آن گاه آنها را با توجه به آنچه برای شما مهم است، اولویتبندی کنید ، بهطوری که بدانید کدامیک برای شما اهمیت بیشتری دارد. در پایان، باید بتوانید تصویر ایدهآلی از کسی که می خواهید بقیهی زندگی خود را با او بگذرانید، داشته باشید.
برای شروع ، کاغذی بردارید و ویژگیهای همسر ایدهآل خود را یادداشت کنید برای این منظور، کافی است تمام فضایل، ارزشها، خصلتها و ویژگیهای شخصیتی همسر مورد نظر خود را قید کنید. سعی کنید. سعی کنید این فهرست تا حد ممکن، دقیق و جامع باشد.
2- لزوم گفتمان
شما با استفاده از گفتوگو میتوانید از روحیات و شخصیت همسر آیندهتان، شناخت بهتری کسب نمایید. برخی افراد، نسبت به بعضی از شخصیتها، حساسیت ویژهای دارند و نمیتوانند با دارندگان اینگونه شخصیتها، زندگی مشترک داشته باشند ، برای نمونه ، افراد خونسرد و آرام، افراد درونگرا و گوشهگیر را نمیپسندند و افراد خونگرم، پرتحرک و برونگرا را برای همسری ترجیح میدهند. بعضی افراد ممکن است کسانی را که احساسات تندی دارند و به شدت عاطفی هستند ، مناسب حال خود تشخیص ندهند و تیپ «منطقی» و «عقلانی» را بپسندند و بر عکس. در هر حال، کسی که در مقام انتخاب است، باید ببیند آیا با چنین فردی میتواند زندگی کند یا نه؟ در این گونه گفتوگوها هر یک از هر طرف، صادقانه به معرفی خود و بیان ویژگیهای اصلی خویش میپردازد و خواستههایش را از طرف مقابل و زندگی مشترک با او بیان می کند. همچنین روشی که شخص میخواهد در زندگی مشترک در پیش گیرد و شرایط موجود او، از مسائلی است که در این گونه گفت و گوها، مطرح میشود.
در این گونه گفت و گوها به عنوان نمونه ، میتوان دربارهی محورهای زیر به تبادل نظر پرداخت:
- مدیریت خانواده و نقش زن و مرد
- شرایط مادی زندگی
- روشهای حل اختلاف و تبادلنظر در زندگی مشترک
- رفت و آمدها و معاشرتها
- و مسائل دیگر که مورد علاقه و شاید تاکید هر یک از دو طرف است.
البته ذکر عیبهای جزئی که اغلب اهمیت چندانی در روابط زناشویی ندارد، ضروری نیست. اگر پس از این گفتو گوها و تعیین شرطها، دو طرف به توافق برسند، در آینده با مشکلات کمتری روبه رو میشوند.
3- نقش و اهمیت مشاوره
از آن جایی که پیوند زناشویی، پیوندی آسمانی است، باید پیش از انجام آن، تمامی زوایا و جوانب آن را در نظر گرفت که تا حد امکان، این پیوند، پیوندی صحیح و سالم باشد و از هر گونه آسیبی مصون بماند تا به این ترتیب، پایههای کانون خانواده که مهمترین و اساسیترین واحد اجتماع است، تقویت شود و همچنان سالم و مستحکم باقی بماند.
پیوند زناشویی را از جهاتی میتوان مشابه پیوند بین دو گیاه دانست. هر باغبانی به خوبی میداند که هر گیاهی را نمیتوان به هر گیاهی پیوند زد. هدف از پیوند گیاهان، رسیدن به میوهی بهتر و بیشتر در ریشهای محکمتر است. پس دو گیاهی به یکدیگر پیوند زده میشوند که ضمن داشتن تشابه ساختمانی، خصوصیات ویژهای نیز داشته باشند، برای نمونه یکی میوهی بهتری بدهد و دیگری از ریشه، تنه و شاخ و برگ بیشتری برخوردار باشد تا با انجام عمل پیوند، درخت تنومندتر و پربارتر حاصل شود.
«زناشویی در حقیقت پیوندی است که از درختی به درخت دیگر میزنند ، اگر خوب گرفت، هر دو بارور میشوند و اگر بد شد ، هر دو خشک میشوند.»
در انتخاب همسر، بایستی هدف، انتخاب یک «همسر» به تمام معنی کلمه باشد یعنی انتخاب یک همراه، همدم، همدل، همقدم، همفکر و همدوش که بتواند مسیر رشد و تعالی را در کنار و همگام و همراه با همسرش بپیماید. آنان باید به تنهای ینیز این توانایی را داشته باشند که در غیاب دیگری، کانون خانواده را گرم و روشن نگه داشته و از آن پاسداری نمایند. ضمن آنکه باید بتوانند در آینده، نقش پدر و یا مادری لایق و مهربان را نیز ایفا نمایند.
البته لازم به تذکر است که وقتی دو نفر از دو کانون جداگانه با یکدیگر پیوند برقرار میکنند و کانون جدیدی را تشکیل میدهند ، نباید یکباره کانونهای قبلی خود را رها نموده و یا همچنان بهطور کامل، به کانونهای خانوادگی قبلی خود، وابستگی داشته باشند ، بلکه بایستی ضمن پایهریزی تدریجی کانونی مستقل، ارج و قرب و حرمت کانونهای خانوادگی قبلی خود را نیز همچنان حفظ کنند اغلب کسانی میتوانند کانونهای خانوادگی خوبی تشکیل دهند که خودشان در کانونهای خانوادگی خوبی تربیت شده باشند.
جهت پیشگیری از این گونه مشکلها و مشخص نمودن میزان هماهنگی و نزدیکی بین دو زوج و میزان موفقیت پیوند ازدواج آنان، مراجعه به یک مشاور با تجربه در امر مشاورهی ازدواج، میتواند جلوی بسیاری از این مشکلات را بگیرد. با مشاوره، میزان هماهنگی دیدگاههای دو طرف (در زمینههای زیستی، روانی، اجتماعی، شخصیتی، رفتاری، فرهنگی، اقتصادی، اعتقادی، جغرافیایی، خانوادگی، فردی و...) روشن شده و با دیدی باز و با علم و اطلاع کافی از تمام جوانب موضوع، پیوند زناشویی خود را منعقد مینمایند. به این ترتیب، از بسیاری مشکلها و عواقب جبران ناپذیری که در اثر عدم رعایت این نکتهها، گریبان گیرشان خواهد شد، مصون خواهند ماند.
منبع: مجله شادکامی و موفقیت
بپذیرید، سپس انتخاب کنید
داشتن اعتماد به نفس پایین باعث میشود که خود را لایق داشتن همسر مناسب نبینیم و از خواستههای خود کوتاه آمده و راضی به ازدواج با کسی که همتا و مناسب ما نیست شویم، به این امید واهی که بعداً او را تغییر خواهیم داد، که البته عکس این حالت هم صادق است، یعنی به راحتی حاضریم از ارزشهای خود به نفع طرف مقابل بکاهیم و به میل او تغییر دهیم. بعضی اوقات هم اعتماد به نفس کاذب و زیاد از حد باعث میشود برای خود قدرت و توانمندی زیادی قائل باشیم و تصور کنیم با این قدرتی که داریم خواهیم توانست همسر خود را تغییر داده و به فرد مورد علاقه خود تبدیل کنیم!
که البته در هر دو حالت وقتی زیر یک سقف رفتیم، میبینیم که به رغم اعتماد به نفس کم یا زیاد ما، حقیقت وجودی طرفین، قویاً بروز کرده و مانع تغییر خواهد شد. بدیهی است دلایل تمایل به تغییر دادن همسر، به این موارد محدود نمیشود، اما مهم این جاست كه این دلایل هر چه باشد، نتیجه یکی است: ازدواج نه تنها تغییر دهنده یک طرف، به نفع طرف دوم نیست، بلکه حتی فرآیند تغییر را هم آسانتر نمیکند و برعکس، خصوصیات و ویژگیهای نامطلوب را بزرگتر و برجستهتر نیز مینماید و صفات نهفته را شاخصتر، و آشکارتر میکند.
تغییر در اثر ممزوج شدن روح و روان آنهاست نه در اثر اعمال قدرت یا فشار ظاهری یک طرف به طرف دیگر.
چه ویژگیهایی قابل تغییر نیستند؟ بسیاری از ویژگیهای نامطلوب قابل تغییرند، ولی نه توسط همسر یا دیگران، بلكه این، خود فرد است که میبایست اقدام به تغییر آنها نماید. به همین دلیل تعدادی از روانشناسان، برخی ویژگیهایی را که اغلب قابل تغییر نیستند فهرست کردهاند و توصیهشان این است که به دلیل حاد بودن اثر این ویژگیها بر خود فرد و طرف مقابل، بهتر است از وارد شدن به چنین روابطی کلاً خودداری کنیم، این ویژگیها مختصراً عبارتند از:
1- اعتیاد، بدین علت که مصرف مواد مخدر و اعتیاد آور، شخص را به صورت یک برده در می آورد و قابلیت او را برای درک و احساس کردن به شدت مختل میکند.
2- خشم شدید و غیر معمول، که باعث میشود دیگران تا آخر عمر از شخص، وحشت داشته و توسط خشم او کنترل شوند.در خیلی مواقع خشم افراد مانع عاقبت اندیشی و تامل در مسائل و تصمیم گیری بجا خواهد شد.
3-کنترل کنندگی و سختگیری زیاد، که باعث میشود هرگز احساس آزادی عمل و رفتار، و امکان شکوفایی استعدادها و خلاقیتهایمان را نداشته باشیم. و اعتماد به نفس ما را در بسیاری از موارد نابود کرده و به فردی وابسته یا لجباز تبدیل می کند.
4- شکل نگرفتن شخصیت بالغ در فرد، که اغلب منجر به عدم مسئولیتپذیری مالی و اقتصادی، غیر قابل اعتماد بودن و عدم هدفمندی و بیانگیزگی در طول زندگی میشود. و البته به این موارد، میتوان داشتن دوران کودکی پرآسیب، دارا بودن روابط التیام نیافته (با همسر یا نامزد قبلی) و... را هم اضافه کرد.
آیا بعد از ازدواج، زن و شوهر هیچ گونه تغییری نخواهند کرد؟ بعد از تمام این بررسیها، باید بگویم چرا، تغییر میكنند! منتها این تغییر در اثر ممزوج شدن روح و روان آنهاست نه در اثر اعمال قدرت یا فشار ظاهری یک طرف به طرف دیگر. بدین صورت که چنانچه دو ظرف با حجم متفاوت مایع را با لولهای به هم متصل کنیم، سطح مایع از یکی به دیگری منتقل میشود تا بالاخره میزان آن در هر دو به تعادل برسد، در ازدواج نیز، نوعی سرازیر شدن ویژگیهای روحی (که گاه با آسیب و گاه با التیام توأم است) رخ میدهد.
وقتی بین دو نفر تعادل، هم فهمی، و هم خوانی وجود نداشته باشد این انتقال، اثر تخریبی بیشتری به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل در روایات و احادیث به «کفو بودن» زن و مرد در ازدواج بسیار تأکید میشود و روانشناسان و جامعه شناسان هم از بعد علمی و تحقیقی به همین نتیجه رسیدهاند. در پایان به گفتن این جمله بسنده میکنم که همسری را انتخاب کنید که قبل از ازدواج، بتوانید او را با تمامیت وجود رفتارها و عقایدش بپذیرید و هرگز به فکر تغییر دادن او نباشید. پس از ازدواج نیز سعی کنید شخصیت او را مورد تایید قرار دهید ، او را تمجید کنید، تا خود را با نظرات و علاقه شما منطبق تر نمایید. حیف است که محل آرامش و زندگی زناشویی خود را به یک میدان مبارزه تبدیل كنید!
ازدواج با شاهزاده ی شهر
ازدواج های رنگی
روزی روز گاری وقتی دختری به سن بیست سالگی می رسید ، همه می گفتند : دختر که رسید به بیست ...
و وقتی به اصطلاح پشت لب پسر ها سبز می شد ، پدر و مادر ها به دنبال دختری مناسب می گشتند تا عروس خانه شان شود .
با اینکه تمام مراجع ذی صلاح از پائین آمدن سن بلوغ می گویند اما روز به روز دیرتر ازدواج کردن از کلاس بیشتری بر خوردار است و معلوم نیست در این فاصله ی زمانی جوان چه باید بکند.
بعد دنیا پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت اما روزهای گذشته بر نگشت و روز به روز بر سن ازدواج دختر ها و پسر ها اضافه شد تا جایی که امروزه در بعضی خانواده ها دختری در سن 20 سالگی ازدواج کند ، اطرافیان باتاسف از عجله و ناپختگی در تصمیم می گویند . با اینکه تمام مراجع ذی صلاح از پائین آمدن سن بلوغ می گویند اما روز به روز دیرتر ازدواج کردن از کلاس بیشتری بر خوردار است و معلوم نیست در این فاصله ی زمانی جوان چه باید بکند. تقوی پیشه کند ،
خود را به اموری چون ورزش وکار وغیره آنقدر مشغول کند که دیگر توانی برای فکر کردن به ازدواج نماند و یا دل به در یا بزند و از هر راهی که می تواند نیازش را رفع کند.
البته به طور قطع ازدواج در سنین خیلی پائین اشتباه محض است . و خیلی اوقات فرد تحت تاثیر احساسات دوران نوجوانی قرار می گیرد و یا ممکن است نتواند در مقابل مصلحت اندیشی خطای بزرگ تر ها ایستادگی منطقی کند و فرد برای ازدواج باید به بلوغ فكری، عاطفی، اجتماعی و روانی رسیده باشداما این یک واقعیت است که با گذر زمان و شکل گیری کامل شخصیت فرد انطباق و انعطاف کم تری با محیط و افراد پیرامون خود دارد.
پدیده ی بالا رفتن سن ازدواج مسئله ای است که نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت به خصوص وقتی این مشکل دختران را نیز در گیر کند زیرا دیر ازدواج کردن مساوی است با دیر تر مادر شدن و باتوجه به اینکه خانم ها تا یک سنی توان بارداری دارند و بعد از آن سن در صورت بارداری ، ریسک به دنیا آوردن فرزند معلول بیشتر است ، پس این موضوع در دختر ها جدی تر است.
اما جدا از اینکه هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد و به طور حتم نسل فعلی به طور طبیعی نسبت به نسل گذشته میانگین سن ازدواج بالاتری خواهند داشت اما نقش خانواده ها در این موضوع بسیار مهم است.
زمان که فرزندی به دنیا می آید مجمو عه ای از وظایف متوجه زن و شوهر دیروز و پدر و مادر امروز می شود.از گذاشتن نام نیکو شروع می شود تا رسیدگی به بهداشت و تغذیه ی مناسب به منظور داشتن رشدی مطلوب ، آموختن کلمه به کلمه تا یاد گرفتن زبان زیبای مادری و مهم تر از آن آموختن زیبا سخن گفتن تا یاد دادن راه و رسم درست زندگی کردن ادامه می یابد.
انتظار برای آمدن خواستگار ایده آل (کسی که تمام امکانات را به بهترین نحو داشته باشد ) و رویایی فکر کردن و در انتظار شاهزاده ای با اسب سفید بودن ، یکی از دلایل عدم ازدواج به موقع است.
راه و رسم زندگی درست که هر کس نخست در خانه می آموزد شامل تمام آن چیزهایی است که باید آموخت تا سالم زندگی کرد. آموزش مسائل دینی ، اخلاقی ، مناسبات فرهنگی هر کشور و مهم ترین آن ها نقش های جنسیتی .
هر فرزندی بسته به دختر و پسر بودن باید نقش جنسیتی اش را در خانواده بیاموزد و این آموزش از همان کودکی شروع می شود . در چنین صورتی مسائل خاص سن بلوغ هم در خانواده البته با حفظ حرمت ها قابل عنوان کردن است.
بهترین راه سلامت ماندن فرزندان ،ازدواج به موقع آن هاست . انتخابی با چشمانی باز ، منطقی و علاقه مندی که بتوانند هم نیازهای غیر قابل انکارشان را به موقع رفع کنند و هم از مصاحبت با همراهی رفیق لذت ببرند.
پدر و مادر موظف اند به دخترشان علاوه بر آموزش ریاضی و زبان و... مسائلی را که درآینده به عنوان یک همسر با آن سر و کار دارند آموزش دهند تا در سن مناسب ، آماده ی پذیرش نقش همسری باشد در مورد پسرها نیز چنین است.
اینکه ما به بهانه ی پرت شدن حواس و دریده شدن پرده ی حیا و هر چیز دیگر ،هیچ اطلاعاتی به فرزندمان در باره ی نقشی که باید در آینده به خوبی ایفا کند ، ندهیم ، خود به خود باعث این می شود که در سن مناسب انتخاب هنوز آمادگی پذیرش نقش جدید را ندارند.
بهترین راه سلامت ماندن فرزندان ،ازدواج به موقع آن هاست . انتخابی با چشمانی باز ، منطقی و علاقه مندی که بتوانند هم نیازهای غیر قابل انکارشان را به موقع رفع کنند و هم از مصاحبت با همراهی رفیق لذت ببرند.
در این راه به آن ها کمک کنید .
همسفر رویاهایم می شوی؟
یكی از دلایل شكست در زندگی زناشویی این است كه افراد پیش از ازدواج مكالمه طولانی و جدی با یكدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح كردهایم كه به شما در شناخت بهتر همسر آیندهتان كمك میكند. حقیقتا این سوالات كلید طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نكات را از یكدیگر بدانید امكان شكست در ازدواجتان كمتر خواهد بود.
چه عادتهایی دارد؟
آیا شما سحرخیز هستید؟ همسر آیندهتان چطور؟ چند ساعت در شبانهروز تلویزیون تماشا میكنید؟ آیا طرف مقابلتان آدم ولخرج، مقتصد یا خسیسی است؟ چقدر كار میكند؟ بهتر است بدانید همسر آیندهتان چقدر زمان صرف حمام رفتن، خوابیدن یا كارهای شخصیاش میكند؟ آیا این زمانها با ساعت طبیعی زندگی شما در تداخل است یا نه؟
زبان ابراز عشق طرف مقابلتان چیست؟
وقتی از صمیم قلب به كسی كه دوستش دارید حرفهای دلتان را میزنید در او احساس عشق را بیدار میكنید. برخی افراد زمانیكه یك هدیه دور از انتظار از طرف مقابل دریافت میكنند به اوج عشق میرسند. روشی كه به وسیله آن افراد به عشق میرسند «زبان عشق» آنهاست. این زبان میتواند تماس فیزیكی، سپری كردن اوقات فراغت با یكدیگر یا كلمات عاشقانه و هدیه باشد. مطمئن شوید كه زبان عشق یكدیگر را پیدا كردهاید.
ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که دوست دارید در عمل محبتتان را ثابت کنید . در این صورت با فردی که خواهان ابراز محبت با شعر و کلمات رمانتیک است ، به سختی می توانید به زبان مشترک ابراز محبت برسید.
نظر طرف مقابل در مورد فرزند چیست؟
آیا شما فرزند میخواهید؟ چند تا؟ آیا شما و همسر آیندهتان بر سر تعداد فرزندان موافق هستید؟ بسیار مهم است كه هر دو موافق یك نوع روش تربیتی خاص باشید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که می خواهید فرزندتان بسیار مستقل و آزاد رشد کند ، نمی توانید با فردی که معتقد است باید در تربیت بسیار سخت گیر بود ،بدون بحث و کشمکش زندگی کنید.
روابط خانوادگی او چگونه است؟
خانواده او چگونه هستند؟ افراد خانواده چگونه با یكدیگر رفتار میكنند؟ دانستن این مطالب به این معنا نیست كه شما حتما در آینده خانوادهای شبیه خانواده همسرتان خواهید داشت، اما به شما در شناخت بهتر و بیشتر او كمك میكند. بیشتر شخصیت او در همان خانواده شكل گرفته است. همه خانوادهها مشكلاتی دارند ، از ابتدا موضع خود را مشخص كنید ، آیا دوست دارید با آنها بیش از حد صمیمی شوید یا میخواهید فاصله را با آنها نگه دارید؟
طرف مقابل چگونه از پس لحظات سخت بر میآید؟
ازدواج همیشه آسان نیست، اختلاف نظر همیشه وجود دارد. گاهی اوقات شما و همسرتان هر دو خستهاید و به كمی تنهایی نیاز دارید. در كنار مشكلات كوچك مشكلات بزرگ هم به وجود میآید. از دست دادن شغل، بارداری بدون برنامهریزی، سقط بی دلیل جنین، فوت یكی از اعضای خانواده، تصادف ماشین، بیماریهای جدی،... همه و همه مشكلات غیرقابل پیشبینی هستند. آیا شما و همسرتان در مواجه با این مشكلات دلسرد میشوید؟ آیا شما یا همسرتان برای كنترل امور به یكدیگر كمك میكنید؟ آیا یكدیگر را در شرایط سخت تنها نمیگذارید ، حتی اگر زندگی آن طور كه تصور میكردید پیش نرفته باشد؟
آیا هر دو اعتقادات مذهبی یكسانی دارید؟
همسر آینده شما ممكن است یا بسیار مذهبی باشد یا اصلا مذهبی نباشد ، اما به هر حال بیشتر افراد حد معقولی از مذهب را در زندگیشان دخالت میدهند. اگر شما و همسرتان اعتقادات مذهبی متفاوتی دارید ، چگونه میخواهید فرزندانتان را تربیت كنید؟ حتما لازم نیست كه بر سر كوچكترین مسائل دینی با هم موافق باشید ، اما باید در اصل پیرو یك اعتقاد باشید.
انتظار او از ازدواج چیست؟
از كار خانه گرفته تا حسابهای پسانداز، همسرتان از شما انتظار دارد در زندگی زناشویی چه مسوولیتی داشته باشید؟ شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا انتظار دارید یك زندگی زناشویی عاشقانه داشته باشید یا فكر میكنید این كارها مربوط به پیش از ازدواج است؟
هر دو طرف باید منظور و انتظار واقعی خود از ازدواج را بدانند و برای درك انتظارات طرف مقابل كوشش كنند.
اهداف زندگی طرف مقابلتان چیست؟
در لحظاتی كه بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است كه میخواهید ، فراموش نكنید هدفهای زندگی طرف مقابل را بشناسید. یك سوال قدیمی وجود دارد كه همه باید از همسر آینده خود بپرسند: « تو در 10 سال آینده خود را كجا میبینی؟» یا «میخواهی 20 سال آینده چه زندگی داشته باشی؟»
اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ كجا میخواهد زندگی كند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد یا هر جا باد میوزد برود؟
البته نمیتوانید همه چیز را در مورد همسرتان بفهمید. گذر زمان شما را پختهتر خواهد كرد و مطالب بیشتری در مورد هم میفهمید. اگر مسائل اصلی و اولیه را از ابتدا درست كنار هم قرار دهید می توانید به داشتن یک زندگی موفق امید وار باشید.
منبع : جام جم - با تغییر و تلخیص
عشق لازم است يا کافي؟
در ادامه مقاله قبل در مورد نحوه انتخاب ملاک هاي انتخاب همسر ،موضوع شاغل بودن خانم از اهميت خاصي برخوردار است. هر شخصي پيش از ازدواج مي بايست تكليف خود را با مسئله شاغل يا خانه دار بودن همسر روشن كند. برخي قبل از ازدواج ، شاغل بودن همسر را به صورت ملاكي آنچنان برجسته در ذهن خود حك مي كنند كه بسياري از موارد ديگر را به پاي آن قرباني مي كنند. در حالي كه اولاً اگر زني را به خاطر درآمد اقتصادي و استقلال مالي انتخاب كنند هدف از ازدواج بهره كشي خواهد بود ، كه يكي از اهداف انحرافي ازدواج است.
در اين صورت، بيشتر به آن زن به صورت يك كالاي اقتصادي و سودآور نگاه شده تا يك همسر، يك شريك، يك همراه ... دوم طبق قوانين حقوقي، شرعي و عرفي ما، تأمين معاش به عهده مرد است و نفقه زن چه شاغل باشد (در آمدي داشته باشد) و چه نباشد، به عهده شوهر است و هيچ وظيفه قانوني، براي زن در مورد تأمين مخارج خانواده در نظر گرفته نشده است. تنها مسئوليتي اخلاقي است كه سبب مي شود زنان شاغل همدل و همراه شوهر، پا به پاي مرد خانه كار كنند و هر دو هر چه دارند با خلوص تمام به نفع اعضاي خانواده خرج كنند. در اين بين هستند زناني كه درآمد اقتصاديشان را به صورت سرمايه و براي خود پس انداز مي كنند و در مواردي كه هدف از انتخاب، ملاك اقتصادي بوده باشد طبيعي است كه انتظار مرد از ازدواج برآورده نشده، درگيري و اختلاف بين زوج پيش خواهد آمد.
پس چه بهتر كه طرفين از ابتدا به ديدي كاملاً واقع بينانه به مسئله اشتغال زن بنگرند و اگر در كنار مسئوليت خارج از منزل، وظايف خانه داري كم رنگ شد جايي براي گله و شكايت باقي نماند. خصوصاً مسئله حقوق و درآمد زن مورد بررسي قرار گيرد و زناني كه قصد دارند درآمد خود را پس انداز شخصي نمايند از ابتدا تصميم خود را بيان كنند تا مرداني كه يكي از پايه هاي انتخاب خود را درآمد همسر قرار داده اند، در انتخاب خود تجديد نظر به عمل آورند. ازدواج شخصي ترين موضوع در زندگي است. خوب است والدين نيز حق انتخاب را به جوانان بدهند. حقي كه با نظارت بزرگسالان معني پيدا مي كند. جوانان نيز بد نيست بدانند تجربيات بزرگترها در امر ازدواج بسيار بيش از آنچه تصور مي كنند مي تواند راهگشا و راهنماي آنان باشد.
تعديل و تعادل ، رمز موفقيت هر كار است. همانطور كه ازدواجهاي اجباري كه با زور و اعمال فشار والدين بر دختر يا پسر تحميل مي شود پيوند موفقي نيست، خودسري، يكجانبه تصميم گرفتن جوانان و مقابله با تجربيات مفيد و سودمند بزرگترها نيز براي اثبات خود، راه به جايي نخواهد برد. تا فرصت هست از تجربيات و توانايي هاي والدين استفاده كنيد تا بعدها افسوس فرصت هايي كه براي سود جستن از نظريات آنها را داشتيد و استفاده نكرديد بر شما مستولي نشود. اگر عقايد بزرگترهاي خود را نمي پذيريد خودتان دست به كار شده و تحقيق كنيد. بياييد خانواده هاي موفق و ناموفق را شناسايي كنيد. از آنها كه موفق بوده اند معيارها و شيوه ازدواج را جويا شويد و از خانواده هاي مُطـّلقه به عنوان زوجهاي شكست خورده علت جدايي را جويا شويد.
دسته سومي هم وجود دارد. مي توان از مطلقه هاي عاطفي نيز (البته بدون وسواس) تحقيق كرد. زيرا خانواده هاي نابسامان و آشفته اي هم هستند كه به دلايل مختلف مجبورند تا آخر عمر با ناراحتي با هم زندگي كنند. بد نيست جوانان ببينند اين گروه چه معياري براي ازدواج داشته اند كه فعلاً مجبور به تحمل همديگر هستند. سپس مي توانند از تجربيات كساني كه موفقيت يا شكست آنها را به چشم ديده اند استفاده كرده و در جهت سعادت خود بهره جويند، كه از قديم الايام گفته اند: « انسان عاقل همه چيز را خود تجربه نمي كند، بلكه از تجربيات ديگران نيز استفاده مي كند». خانواده مي تواند در انتخاب صحيح ياريگر شما باشد اما نهايتاً اين شما هستيد كه به عنوان عامل اصلي مي بايست شناخت درستي از خصوصيات ، توانايي ها، خواست ها و انتظارات خود از زندگي داشته باشيد تا بتوانيد بر مبناي آن معيارها و خودشناسي كه در سايه خلوت با خويش و جستجوي لايه هاي ذهني خود كه مسلماً در صداقت كامل به دست آمده مناسبترين فرد را براي شراكت در تمام زندگي خود برگزينيد.
چنانكه گفته اند : « با فردي ازدواج كن كه اگر هم جنس تو بود بهترين دوستت بود.» ازدواج رويدادي است كه انسانها را با اعتقادات، اولويت ها، مذهب، پول و عادات خانواده ها (كه بعضاً بسيار متفاوت است) رو به رو مي سازد. پس اگر اين انتخاب بر مبناي معيارهاي منطقي و عقلاني باشد پس از انتخاب عقلاني، عواطف نيز شكل گيرند. اما بر عكس. اگر دوست داشتن از روي احساس باشد و تنها ملاك ، علاقه بدون پايه عقلي و منطق باشد ، به احتمال زياد با شكست مواجه خواهد شد.
منبع: شميم