پیش نیازهای ازدواج
مجبور نیستی ازدواج کنی!
انتخاب همسر یکی از مهم ترین گزینش ها در زندگی هر فرد تلقی می شود. دو انسان با وجود تمام همسانی ها طبیعتا در دو محیط جداگانه تربیت یافته اند و بدیهی است که با اختلافاتی همراه باشند. امانوع و میزان نا هماهنگی ها می تواند اثرات مخربی را در سطوح مختلف بر جای بگذارد. بر حسب این که هر یک دارای چه ضعفی باشند مسیر زندگی را تغییر خواهند داد. اما بهتر است بحث خود را با حدیثی راهگشا از امام موسی بن جعفر(ع) ادامه دهیم که به چند گونه ازدواج هشدار میدهند. حدیث امام کاظم(ع) به شرح زیر است:
«خیر الجواری ما کان لک فیه هوی و کان لها عقل و أدب فلستَ تحتاج إلی أنْ تأمر و تنهی؛ و دون ذلک ما کان لک فیه هوی و لیس لها أدب فأنْتَ تحتاج إلی الاْ ءمر و النهی؛ و دونها ما کان لک فیها هوی و لیس لها عقل و لا ادب فتصبر علیها لمکان هواک فیها؛ و جاریة لیس لک فیها هوی و لیس لها عقل و لاأدب فتجعل بینک و بینها الْبحر الأخضر(1)
بهترین زنان، زنی است که بدو علاقهمند باشی و او شعور و ادب داشته باشد. در این صورت به امر و نهی او محتاج نیستی. در مرحله بعد، زنی است که او را دوست داری، ولی ادب نشده و باید او را امر و نهی کنی. در مرحله سوم، زنی است که بدو علاقهمند هستی اما نه ادب شده و نه شعور دارد و نه ادبپذیر است و به خاطر علاقهای که به او داری، تحملش میکنی. اما زنی که نه بدو علاقهمندی و نه شعور و ادب دارد، مناسب است که دریایی بیکران را بین خود و او فاصله قرار دهی!»
این حدیث شریف، راهنمای خوبی برای همسریابی است و رهنمود میدهد که زیربنای ازدواج باید عشق و علاقه باشد. اگر عشق و علاقه وجود داشته باشد، ملاک اصلی وجود دارد. حال چنانچه طرف شما علاوه بر محبوب بودن، دارای شعور و تربیت باشد، بهترین همسر است و با شعور و تربیتی که دارد، وظیفهاش را تشخیص میدهد اما اگر تربیت نشده ولی شعور و درک و زمینه تربیت را داشته باشد، باید او را تربیت کنی و راه و چاه را نشانش بدهی. اگر قلب شما را تسخیر کرده ولی عقل و ادب ندارد، عشق و علاقه شما را به تحمل بیادبیها و نافهمیهای او وا میدارد، ولی ازدواج با زنی که نه به او علاقهمندی و نه شعور و ادب دارد، کار غلطی است، زیرا هیچ جاذبه و انگیزهای برای این میثاق و پیوند وجود ندارد و پیوندی محکوم به فروپاشی میباشد.
با توجه به این حدیث، جوانان باید از چند نوع ازدواج پرهیز کنند:
1ـ ازدواج زودرس:
کسی که به رشد عقلی نرسیده و ازدواج، همسری، زندگی مشترک و تعهد متقابل را درک نمیکند، طبیعی است که ازدواج با او، ناپخته و پیش از موعد است. این ازدواجها در معرض فروپاشی میباشند. یکی از اصحاب امام صادق(ع) به ایشان عرض کرد: ما فرزندان خود را در کودکی همسر میدهیم. امام فرمود: اگر در کودکی ازدواج کنند، مشکل است با هم الفت یابند. همسر و شوهر دادن پسر و دختری که هنوز به رشد عقلی نرسیده اند، گرچه به رشد جنسی رسیده باشند، ازدواجی است که طرفین به هم علاقه مند نشده و همدیگر را به عنوان همسر آینده انتخاب نکرده اند. احتمال اینکه بعد از رشد و فهمیدن به هم علاقه مند شوند و زندگی پر از عشق و صمیمیتی را تشکیل دهند، چندان قوی نیست. نباید بنای مهم ازدواج را بر چنین زمینه سستی نهاد.
2ـ ازدواج ترحم آمیز:
ازدواج از روی ترحم هم صحیح نمیباشد، زیرا در این نوع ازدواج نیز عشق و علاقه طرفین وجود ندارد و یک طرف برای خدمت به فردی ضعیف و مظلوم گذشت میکند. معلوم نیست تا چه زمان بتواند روی خواسته های خود پوشش گذاشته و بر خلاف میل، با همسری که بدو دلبستگی ندارد، به خوبی سر کند. این نوع اقدام، اجباری و غیر طبیعی است و حرکت خلاف طبیعت دوام ندارد. ازدواج، با بخشش مال و دستگیری از دیگران فرق دارد. در آن موارد، فرد برای یک اقدام کوتاه مدت، حرکتی را انجام میدهد؛ تازه آن حرکت غیر طبیعی نیست، زیرا لذت دارد، ولی ازدواج یک حرکت، دامنه دار و طولانی است و یک روز و یک ماه و دو ماه نیست بلکه باید عمری را سپری کنند. بعید است فردی بتواند یک عمر بر خواسته های طبیعی خود سرپوش بگذارد. سرپوش گذاشتن بر خواسته های صحیح و پسندیده و طبیعی، شرعی نیست.
3ـ ازدواج اجباری:
ازدواج با فردی که مورد علاقه شما نیست، به سبب اطاعت از امر پدر و مادر و بستگان نیز پسندیده نیست. اگر چه اطاعت از امر پدر و مادر پسندیده و ارزشمند است، ولی دستور و امر باید به کار خوب مربوط باشد. ازدواج با فردی که به او دلبستگی ندارید فقط به خاطر اطاعت از پدر و مادر، شبیه ازدواج از روی ترحم و یک حرکت اجباری و غیر پایدار است. از چنین اقداماتی باید برحذر بود.
4ـ ازدواج با بیبند و بار:
ازدواج با فردی بیبند و بار، ولنگار و بیقید هر چند قلب شما به او متمایل باشد، کار پسندیدهای نیست، زیرا این افراد در طول زندگی اقداماتی میکنند و کارهایی از آنان سر میزند که پسند هیچ کس نیست و مایه سرافکندگی شماست و مجبور میشوید به خاطر هوای دلتان رنج سرشکستگی در اجتماع را تحمل کنید و بر اقدامات ناپسند همسر محبوب، ولی بی تربیت و لاابالی خود چشم ببندید و شأن و حرمت اجتماعی خود را زیر پا نهید.
5ـ ازدواج با تنبل:
ازدواج با افراد تنپرور و تنبل نیز کار صحیحی نیست. جوان باید اهل کار و زحمت و تأمین معاش خانواده باشد. نمیتوان به استناد آیات و روایاتی مانند: «خداوند آنان را بینیاز میگرداند»، ازدواج با افراد تنبل و تنپرور را توجیه کرد. خداوند از طریق اسباب و واسطه، روزی میدهد. یکی از اسباب روزی دادن، کار و کوشش و تلاش است. کسی که تنپروری پیشه کرده و از کار و کوشش ابا دارد و چشم به آسمان دوخته تا روزیِ او بدون حساب از آسمان فرو ریزد، چوب جهالت و خوشخیالی خود را خواهد خورد. ازدواج با او، خود را به زحمت انداختن میباشد.
1- پی نوشت: وسائل الشیعه ، ج 14، ص 302، حدیث 23.
شمیم با اندکی تصرف
معیارهای جدید برای ازدواج
پسری که میاد به خواستگاری باید حسابش پر پول باشه و بتونه قباله یک زمین رو مهریه کنه. مگه میشه با شکم گشنه زندگی کرد؟ زندگی که توش پول نباشه نمی تونه پر از عشق باشه. علاوه بر اون زیبایی هم در انتخاب بسیار مهمه. آدم باید روش بشه در کنار همسرش قدم بزنه و اونو به همه نشون بده. اگر همسرم زیبایی لازم رو نداشته باشه همه منو مسخره می کنن. این یعنی دست کم گرفتن خود. حالا اگه یه وقتایی هم دروغ گفت یا تو کارش تقلب کرد خب مهم نیست یواش یواش خوب میشه یا شایدم صلاح می دونه که بخشی از سیاست های لازم رو تو کارش داشته باشه اما زیبایی ظاهر و پولداری لازمه که از اول انتخاب با شخص مورد نظر همراه باشه.
در نسلهای قبل که پدران و مادران ما ازدواج می کردند معیارهای اصلی برای ازدواج با خدا بودن یعنی خدا رو در مراحل زندگی به یاد داشتن و سعی در خوب بودن و داشتن صفات پسندیده بود. همچنین پدران و مادران دختر تأکید داشتند دامادی را انتخاب کنند که اهل کار و تلاش باشد و از تنبلی دوری کند و به خانه و خانواده عشق بورزد و به اصطلاح زن دوست باشد. پدران و مادران پسر هم در پی آن بودند که دختری با حیاء و محبوب و کدبانو را برای پسرشان انتخاب کنند تا بتواند زمینه های آرامش و آسایش را برای او فراهم کند.
.
.
.
چند سال بعداما حالا وضعیت به چه صورت است؟ آیا معیارهای ازدواج به همان صحت و سلامت باقی مانده؟ اولین سئولاتی که خانواده دختر از خانواده پسر دارند چیست؟ تأکید برای انتخاب، روی چه موضوع هایی قرار دارد؟ آیا پسری که روی پای خودش ایستاده و سعی دارد با استقلالی که بدست آورده خودش اسباب یک زندگی سالم و شاید نه چندان مرفه را فراهم کند مورد ارج و قرب قرار می گیرد؟ آیا روی اعتقادات و اخلاقیات طرف مقابل توجه و تأکید خاصی وجود دارد؟ خانواده های پسر چقدر بر حیا و حجب دختر توجه و عنایت دارند و به جای تأکید بر زیبایی و اموال پدری تا چه میزان به وجود صفات اخلاقی و مهارت های شوهرداری صحه می گذارند.
متأسفانه امروزه اکثر جوانان انتظار دارند که نیازها و توقعات آنها با ازدواج تأمین شود. در صورتی که ازدواج عرصه ای برای تغییر و ایجاد پختگی و کسب تجربه است. شیرینی پیوند بر این است که هر دو در پی ایجاد رفاه و تغییرات مثبت تلاش کنند. هر دو شاهد پشتکار دیگری برای بهتر شدن باشند و هر دو دیگری را برای تلاش افزون تر تشویق و ترغیب کنند. آن وقت است که قدر عافیت را بدست می آورند و درک می کنند که بدون فعالیت و تلاش و خواست خدا زمینه های سلامت و ارتقاء بدست نمی آید. دختران و پسران ما باید با نگاهی واقع گرایانه دست به انتخاب بزنند و در پروسه انتخاب بر معیارهایی تأکید کنند که در ایجاد خوشبختی واقعی و پیوند دل ها مؤثر واقع می شود در این بخش از مقاله سعی داریم تا تعدادی از این معیارهای منطقی را به شرح بگذاریم.
طرفین باید از افقی همسو به قضایا بنگرند و در رویکردها و نگرش های خود از اختلافات فاحشی برخوردار نباشند.
1- دارا بودن همسانی و اشتراک در اعتقادات دینی آن هم در سطحی مورد قبول و پذیرش به طوریکه هر دو طرف سعی می کنند به انتخاب شخصی مقید به اصول مذهبی و چارچوب اصلی دینی اقدام کنند.
***********
2- دارا بودن ملاک های پسندیده اخلاقی و عدم حضور صفات ناپسند اخلاقی مثل پرخاشگری، خساست و بدبینی. چنین ویژگی هایی خانمان برانداز است و به هیچ عنوان نباید در انتخاب مورد اغماض قرار گیرد.بسیارند جوانان و به ویژه دخترانی که در دام احساسات گرفتار می شوند و متاسفانه وجودشان قادر به درک این خصیصه ها در شخص مقابل نیست و حتی با اخطار اطرافیان نیز حاضر نیستند کمی احساسات را کنار گذارده و به واقعیت بیاندیشند.
***********
3- دارا بودن استقلال نسبی و تلاش برای مستقل شدن و عدم تکیه به حمایت های افراطی اطرافیان (چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه مهارت های عاطفی و زندگی و همسرداری)
***********
4- همسانی و تشابه در نوع نگاه طرفین به موضوع ها و مسائل مختلف زندگی. به طوری که طرفین از افقی همسو به قضایا بنگرند و در رویکردها و نگرش های خود از اختلافات فاحشی برخوردار نباشند. این موضوع می تواند در اختلاف سطح تحصیلات دختر و پسر نیز اتفاق بیفتد.اما با توجه به شرایط فعلی که معمولاً سطوح تحصیلی دختران بالاتر از پسران است باید به جای تأکید افراطی بر تحصیلات، سطح فهم و درک و تشابه نگرشی افراد مدنظر قرار گیرد.
***********
5- همسانی و تشابه در نوع علاقمندی ها و تفریحات، حضور در جمع و در مجموع تیپ شخصیتی. اگر در نوع تفریحات و گذران اوقات فراغت طرفین تفاوت فاحشی وجود داشته باشد می توان به اختلاف زیاد در نوع تیپ های شخصیت پی برد. فرض کنید آقایی که در اوقات فراغت خود به مطالعه و تفریحات انفرادی علاقمند است و خانمی که در این مواقع حضور در جمع را ترجیح می دهد. این تفاوت می تواند در آینده مشکلاتی را بدلیل شخصیت های مختلف آنها و نیازهای طبیعی هر یک به وجود بیاورد.
ازدواج در زندان باورهاي غلط
يك پسر جوان براي شروع ازدواج بايد علاوه بر داشتن شغل خوب و درآمد كافي سند ششدانگ منزل مسكوني هم به نامش خورد. و خودرويي شيك زيرپايش بوده باشد! و دختر خانم هم بايد حداقل 5 برابر قيمت تمام دارايي هاي شوهر مهريه داشته باشد و آنچنان جهيزيه اي با خود به خانه بخت بياورد كه با دارايي هاي شوهر برابر مي كند!
انتظارات و توقعات فوق چندان با اغراق همراه نيست .حال اگر كسي ندارد ، تكليفش جداست اما سطح فرهنگي جامعه ما چنين انتظاري از دختر و پسر جوان دارد كه ريشه بسياري از مشكلات قبل، هنگام و پس از ازدواج محسوب مي شود.
لحظه اي ديگر مطالب فوق را مرور كنيم و از خود بپرسيم اگر چنين امكاناتي براي زوج هاي جوان فراهم شود آيا خواسته هاي مادي آنها تمام خواهد شد ! عروس چنين خانواده اي مي تواند نرفتن به حداقل سه سفر خارجي را ملاك بي محبتي شوهرش تلقي كند و آغاز اختلافي باشد كه در نهايت مي تواند به طلاق و جدايي ختم شود. و در مقابل هم بي احترامي فرضي خانواده عروس مي تواند مستمسكي براي لجبازي و كينه جويي دامادي شود كه آن نيز پايان تلخي كمتر از جدايي ندارد!
به توجيه اشتباه ديگري كه سبب اختلاف مي شود توجه كنيد. عروس خانم به آقا داماد مي گويد به هر اندازه اي كه دوستم داري بايد براي عروسي من تالار مجلل اجاره كني !! در اين شرايط سخت داماد بخت برگشته اگر بگويد دوستت دارم كه بايد زير بار سنگين تهيه تالار مجلل هم برود و اگر غير از اين باشد كه ...
واقعا اگر جوانان ما در ابتدا با چنين امكاناتي زندگي جديد خود را آغاز كنند ديگر خواسته هاي جديد مادي نخواهند داشت زندگي آرام خود را ادامه خواهند داد آيا چنين جواني با چنين امكاناتي به دنبال كار و تلاش خستگي ناپذير خواهد رفت ؟
واقعا هدف ازدواج چيست ؟ آيا داشتن خانه ، ماشين و شغل هدف اصلي زندگي است اگر هدف زندگي به داشتن خانه و غذا و خودرو است كه اين نيازها هم در خانه پدري براي دختران و پسران جوان فراهم بود در حاليكه به تعبير اسلام در ازدواج شخصيت انسان كامل مي شود و زوج ها پوشاننده و برطرف كننده معايب همديگر خواهند شد و با ازدواج است كه به تكامل مي رسند.
به تعبير اسلام در ازدواج شخصيت انسان كامل مي شود و زوج ها پوشاننده و برطرف كننده معايب همديگر خواهند شد و با ازدواج است كه به تكامل مي رسند.
انسان مجرد حتي اگر به سن چهل و پنجاه سالگي هم برسد باز ناقص است زيرا انسان ذاتا اجتماعي خلق شده و خلقت او نيز به همراه زوج بوده است . در چنين شرايطي است كه جوانان تازه ازدواج كرده در قالب هويت جديدي ظاهر مي شوند كه كار و تلاش فراوان و اصلاح فكر و روان ، يكي از نشانه هاي آن است كه به همراه خود مي تواند جامعه را هم به پيش ببرد.
شايد يكي از هدف هاي اصلي ازدواج علاوه بر تكامل فرد ، تكامل و پيشرفت مادي و معنوي جامعه هم بوده باشد ـ كه يقينا هم هست . در حاليكه در جامعه ما ازدواج به اشتباه در بسياري موارد موضوعي فردي تلقي مي شود اما مسايل فردي جزيي از كل ازدواج است كه علاوه بر ادامه حيات جسماني ادامه حيات مادي و معنوي بشر را هم با خود دارد.
ازدواج يك نياز فطري و ضرورت حيات اجتماعي است ازدواج يك امر پسنديده است كه مطابق با طبيعت فطرت شرع ، حافظ بقاي نسل بشر است كه هر چه زودتر و بهنگام بايستي به آن پرداخت . نظام خلقت الهي بر زوجيت همه پديده ها و ازدواج بهنگام همه پسرها و دخترها استوار است. ازدواج محبوب ترين بناي گستره هستي در پيشگاه خالق زوج آفرين است. لذا هرگونه تعويق عمدي در زوجيت جوانان عواقب جدي خود را در بردارد.
متاسفانه علت هاي مختلفي در اين تاخير مطرح است . يكي از اين علل ها و نگراني ها مباحث اقتصادي و كمبودهاي مادي است در صورتي كه بيش از آنكه مباحث اقتصادي در اين تاخير نقش داشته باشند باورهاي غلط فرهنگي است . امام صادق عليه السلام مي فرمايد : هركس به خاطر نگراني هزينه هاي زندگي مشترك ازدواج نكند نسبت به خداوند رازق بدگمان گشته است چرا كه خداوند منان مي فرمايند ازدواج كنيد اگر فقير و تهيدست باشيد پروردگار متعال از عنايت خود بي نيازتان گرداند.
قداست ازدواج و تحكيم بنيان خانواده در جامعه ديني و اسلامي هميشه مورد توجه بوده است و همه اركان جامعه اسلامي بايستي بكوشند براي بهره مندي جامعه از خانواده سالم و متعالي آن گونه كه شايسته است به آن بپردازند.
هم اكنون خودخواهي ها بجاي خداخواهي ، تجمل گرايي به جاي زندگي آسان ،ساده و صميمي .فرزندسالاري بجاي حق سالاري و شايسته سالاري و فاصله افتادن بين اعضاي خانواده با استفاده غيرصحيح و بدون آموزش از كامپيوتر تلويزيون ماهواره و... نداشتن مسكن و شغل مناسب و رسوخ فرهنگ هاي غربي در بين خانواده ها و برخي روابط خارج از چارچوب خانواده در بين دختران و پسران و... طي سالهاي اخير از عواملي است كه در كاهش ازدواج و حتي افزايش آمار طلاق ها در بين خانواده ها نقش اساسي داشته است .
بهترين جا براي شروع تغيير در اين نگرش ها ،خانواده است که مي تواند در ساختن فرهنگ جديد موثر باشد.
منبع :روزنامه جمهوري اسلامي- با تغيير و تلخيص
آمادگی فرزندتان برای ازدواج
آیا تا به حال از خود یا فرزندانتان سؤال كردهاید كه معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یك زندگی واقعی چیست؟ یا زندگی ایدهآل و لذت بخش چگونه شكل میگیرد؟
اغلب پدر و مادرهای ایرانی علاقه بسیار وافری به فرزندان خود و آینده آنها دارند و به همین جهت تمامی تلاش خود را از همان دوران كودكی برای رشد و تربیت فرزندان به كار میگیرند. آنها فرزندان خود را تحت شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی رشد میدهند و از مدارس پیشرفته و توانمند برای تحصیلات بدون نقص آنها بهره میبرند. بهترین كلاسهای آموزش هنر، تكنولوژی، زبان و ورزش را برای آمادگی همهجانبه عزیزانشان مهیا میكنند و همه اینها مستلزم زحمات و مشكلات متعددی است كه والدین برای تربیت بینظیر فرزندانشان با آغوش باز متحمل میشوند.
اما برخی از پدر و مادرها بهرغم اینكه حساسیت فوقالعادهای به تربیت صحیح فرزندان خود دارند، بازهم مهمترین قسمت زندگی آنها را نادیده میگیرند یا دست كم آن طور كه باید مورد توجه قرار نمیدهند. آنها فراموش میكنند كه ازدواج و شروع زندگی مشترك فرزندانشان بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و نیازمند آموزش و انتقال تجربه است.
انواع مشكلات، موفقیتها، شادی، غم و قصهها، حوادث و اتفاقات خوشایند یا تأسفبار و اختلافات و تفاهمها. این تغییر وضعیت در طول یك زندگی مشترك مستلزم قابلیتها و تفكرات مشتركی بین زن و مرد است تا از برخورد موج شدید این ناهمواریها با پایههای زندگی، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.
اهمیت دوران پیش از ازدواج(نامزدی)
زندگی زناشویی متشكل از تجاربی است كه با آزمون و خطا صورت میگیرد اما این آزمون و خطا ، تاریخ و مهلت مشخصی دارند كه اگر از زمان آنها بگذرد تبدیل به نفاق و درگیری و درنهایت جدایی خواهد شد. زمان به موقع این آزمون و خطاها قبل از شروع زندگی مشترك و در دوره آشنایی یا نامزدی است كه هر دو طرف با در نظر گرفتن عقاید و آداب مرسوم خانوادگی ارتباط كنترل شدهای را با یكدیگر آغاز میكنند.
در اصل این دوران برای شناخت خصوصیات و رفتارهای دو طرف نسبت به یكدیگر است و هرگز نباید این باور را بهوجود بیاورد كه این دوره، مرحله مقدماتی ازدواج است و خواسته و ناخواسته باید ادامه راه به همین منوال صورت پذیرد. باید پذیرفت كه این دوره فقط برای آشنایی، شناخت و محك یكدیگر است . به زبانی سادهتر، یعنی هر جا كه دو طرف احساس كردند كه واقعا شكاف و اختلافات اساسی بین آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداری كنند و بر عقاید و باورهای غلط خود و خانواده كه مبنی بر بیآبرویی یا نگونبختی دختر و ضربه روحی هر دوطرف است یا مایه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند زیرا این بهانهها تنها یك باور غلط است كه وجود منطقی و خارجی ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اینكه تحمل چند وقت ناراحتی روحی و شكست عشقی خیلی راحت تر، معقولانهتر و واقع بینانهتر از یك عمر زندگی اشتباه و نابجا با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.
معیارهای ناگفته ازدواج
البته به این علت كه فرزندان قبلا تجربه اینچنینی نداشته و اطلاعات و آگاهی كافی در این زمینه ندارند، نمیتوانند وجوه مختلف یك زندگی ایده آل را بشناسند و اهمیت یك به یك آنها را درك كنند، به همین خاطر لازم است تا والدین هركدام در جای خود نكات مهم و اساسی یك زندگی مشترك را صادقانه، صریح و بدون كاستی برای آنها متذكر و مزایا و معایب هركدام را به روشنی یادآور شوند تا فرزندشان با آگاهی نسبی بتواند معیارهای خود را تقویت و هدایت كند.
برخی از نكاتی كه در زندگی زناشویی زمینهساز یك زندگی ایدهآل و لذت بخش است و باید مورد توجه قرار بگیرد و بهتر است كه جوانان به آن نظری داشته باشند ، از این قرار است:
-عدماختلاف در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی
-تراز تحصیلی و شغلی(بستگی به سلایق زن و شوهر دارد ولی باید مورد توجه قرار بگیرد) البته در این مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعالیتهای اجتماعی و شغلی خود در زندگی مشترك آگاه شوند و در آن زمینه به توافق قطعی برسند.
- تمایل داشتن به علاقهمندیهای یكدیگر و پذیرفتن آنها
- شخصیت و فرهنگ خانوادگی و نحوه تفكر و نگرش والدین همسر
- انطباق برنامههای آینده و توافق در اجرای اهداف طرفین و تحمل عواقب آن. مثلا شاید دختری بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل دارد و همسر او در دوران نامزدی با این موضوع موافقت میكند اما با شروع زندگی مشترك، شروط و محدودیتهایی را برای تحقق این موضوع قائل میشود؛ مانند اینكه از تحصیل او در شهرهای دیگر یا دانشكدههای خاص جلوگیری میكند و یا از پرداخت هزینه آن خودداری میكند.
- توافق در موعد فرزند آوری
- توقعات و خواستههای شخصی از یكدیگر
- محدودیتها و آزادیهایی كه برای یكدیگر قائل میشوند.
- چگونگی كنترل بحران و وضعیتهای دشوار توسط طرف مقابل(كه نیاز به بررسی و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)
- میزان عصبانیت و چگونگی كنترل آن و اینكه عصبانیت وی منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد.
- عدالت و انصاف در رفتار و اعمال
- رعایت قوانین و حقوق دیگران
- میزان رعایت نكات اجتماعی و فرهنگی
- میزان انعطاف پذیری و از خودگذشتگی
- میزان ظرفیت انتقادپذیری و تغییر پذیری
- میزان توجه و حرف شنوی از پیشنهاد و خواستههای طرف مقابل
- میزان منطق و درك قضایا
- اهمیت به نظافت و پاكیزگی شخصی و عمومی
- میزان اهمیت به وضعیت و پوشش ظاهری و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن
- میزان صبر و تحمل و بردباری
- نوع تصور و چگونگی رفتار در رابطه با خانواده همسر
- میزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده
- میزان تفاهم در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی
- اهمیت به نحوه زندگی پدر و مادر وی. به این علت كه فرزندان در زندگی زناشویی اغلب پدر و مادر و نزدیكان خود را الگو قرار میدهند توجه به زندگی نزدیكان وی خالی از لطف نیست.
-چگونگی برخورد با مشكلات، میزان سازگاری و تصور در مورد طلاق و یا ادامه زندگی و دیدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتی است كه ذهنیت فرد را تحتتأثیر خود قرار میدهد و لازم است كه از آنها شناخت كافی به دست آورد.
-میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف كه این هم میتواند تحتتأثیر رفتار خانوادگی قرار بگیرد.
- میزان شرم و حیا و احترام به دیگران
- میزان حسادت، خساست و تفكر اقتصادی و مدیریت بحران و آینده نگری هم از نكات مهم و قابل توجهی هستند كه باید مورد بررسی قرار بگیرند.
منبع :همشهری آنلاین
زیبایی یا شرافت خانوادگی؟
ملاكهاى انتخاب همسر از منظر قرآن و روایات
انسان در سراسر زندگى با انتخابهایى روبهرو مىشود و بایسته است كه ملاكها و معیارهایى براى گزینش هر موضوع در دست داشته باشد؛ مانند انتخاب شغل، رشته تحصیلى، مسكن و ... فرد براساس منافع و شرایط و امكانات موجود، معیارهایى را تعریف و آنگاه گزینش مىكند، یكى از موضوعات و مسائل مهم زندگى ازدواج است كه نیازمند دقت و توجه بیشترى است؛ زیرا به تمام زندگى دنیوى و اخروى او ارتباط دارد و نسل آینده نیز از آن متأثر مىباشد. با توجه به اهمیت موضوع و پیامدهاى آن ضرورى است تا ملاكها و معیارهاى درست و منطقى ازدواج را بشناسیم.
قرآن كریم و روایات معصومان(ع) ملاكهاى مهمى را براى این مسئله بیان كرده است كه در این نوشتار به چند نمونه مىپردازیم:
امام صادق(ع) فرمودند: «انما المرائة قلاده فانظر ماتتقلد؛ زن به منزله گردنبندى است كه به گردن مىافكنى، سپس مراقب باش كه چه چیزى را به گردن مىافكنى.»
این ملاكها هم باید در مورد مردان باشد و هم درباره زنان، چنین نیست كه تنها زنان باید این صفات و ویژگىها و ملاكها را دارا باشند و مردان از آن مستثنا شوند.
1ـ ایمان و دیندارى
متون دینى ما، اولین و مهمترین ملاك در انتخاب همسر را دیندارى معرفى كرده است. قرآن كریم در همین زمینه مىفرماید: «ولا تنكحوا المشركات حتى یومن ولامه مؤمنه خیر من مشركه ولو اعجبتكم و لا تنكحو المشركین حتى یومنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك ولو اعجبكم اولئك یدعون الى النار واللّه یدعو الى الجنه؛ با زنان مشرك تا زمانى كه ایمان نیاوردهاند ازدواج نكنید،اگر چه بخاطر مال یا جمال و مقام (موقعیت)، شما را به شگفتى آورند و زنان خود را به ازدواج مردان مشرك و بتپرست تا ایمان نیاوردهاند در نیاورید اگر چه (مال و زیبایى و موقعیت) آنان شما را به شگفتى آورد (زیرا) آنها شما را به سوى آتش دعوت مىكنند و خداوند شما را دعوت به بهشت و آمرزش مىنماید.»(بقره-221)
امام صادق(ع) مىفرماید: «اگر مرد با زنى براى جمال یا مال ازدواج كند به همین امر واگذار مىشود ولى اگر براى دیندار بودن او ازدواج كند خدا مال و جمال را نیز نصیبش مىگرداند.»
و نیز رسول خدا(ص) مىفرماید: «هر كس با زنى براى مالش ازدواج كند خدا او را به همین امر واگذار مىنماید و هر كس كه براى جمالش ازدواج كند به چیزى مىرسد كه از آن كراهت دارد و هر كسى كه براى دیندارى ازدواج كند خداوند هر سه را برایش جمع مىكند.»
از این آیه و روایات بخوبى استفاده مىشود كسانى كه درصدد انتخاب همسر هستند باید ایمان و دیندارى را به عنوان شرط اصلى و ضرورى محسوب بدارند و براى یافتن آن كمال سعى و جدیت را به عمل آورند.
2ـ عقل و هوش
بعد از دیندارى، عقل و زیركى از مهمترین معیار و ملاك یك همسر خوب محسوب مىشود، اداره و تداوم و پیمودن راه راست و حل مشكلات زندگى كار آسانى نیست اگر همسران با هم تفاهم داشته باشند و موقعیت یكدیگر و شرایط و امكانات زندگى را خوب درك كنند، مىتوانند زندگى را بر پایه صحیحى استوار سازند و به انجام وظیفه مشغول باشند و به كانون خانواده صفا و محبت و گرمى دهند و با عقل و درایت مشكلات را حل و فصل كنند. همسر عاقل امكانات خانواده و شرایط و اوضاع زندگى را خوب درك مىكند، توقعات بیجا و بلندپروازى ندارد تا همسرش را در فشار قرار دهد.
زوجین هر چه عاقلتر باشند بهتر مىتوانند همسردارى كنند و وسیله آسایش و خوشى همدیگر را فراهم سازند و از اختلافات و مشكلات بكاهند. همسر عاقل ، گذشت و بردبارى دارد و با بهانههاى كوچك و جزئى زندگى را متلاشى نمىسازد.
به علاوه، عقل و هوش زن و شوهر در فرزندان نیز تأثیر دارد ، فرزندان خانواده خوش فهم و باهوش، غالبا زیرك مىشوند، و برعكس حماقت و نادانى پدر و مادر نیز در فرزند تأثیر دارد، همسر باهوش و عاقل بهتر مىتواند نسبت به تعلیم و تربیت فرزندانش انجام وظیفه نماید. بارى عقل و درایت یكى از معیارها و ملاكهاى مهم و بسیار با ارزش محسوب مىشود كه به هنگام گزینش همسر باید كاملاً مورد توجه قرار بگیرد.
امام على(ع) مىفرماید: «ایاكم و تزویج الحمقاء فان صحبتها بلاء و ولدها ضیاع؛ با انسان احمق و نافهم ازدواج نكنید زیرا معاشرت با او بلایى است عظیم و فرزندانش نیز ضایع خواهند شد.»
و نیز امام صادق(ع) مىفرماید: «العقل دلیل المؤمن؛ عقل دلیل و راهنماى مؤمن است.» از این روایات بخوبى استفاده مىشود كه عقل و هوش از بزرگترین معیارها و ملاكهایى است كه در انتخاب همسر باید مورد توجه دختر و پسر باشد.
3ـ اخلاق نیك
سومین معیار و ملاك در انتخاب همسر اخلاق حسنه است و این مطلب را مىتوان از قرآن كریم و روایات معصومان(ع) بخوبى استفاده كرد. قرآن كریم مىفرماید: «فانكحوا ما طاب لكم من النساء؛ با زنان پاك ازدواج كنید.»(نسا3)
همچنین رسول خدا(ع) مىفرماید: «اذا جائكم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنه فى الارض و فساد كبیر؛ اگر كسى به عنوان خواستگارى به نزد شما آمد كه خلق و دینش را مىپسندید با او ازدواج كنید و اگر به این دستور عمل نكنید. فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.»
و نیر در روایات دیگر مىفرماید: «زوجها من رجل تقى فانه ان احبها اكرمها و ان ابغضها لم یظلمها؛ دخترت را به ازدواج انسان متقى و پرهیزكار در آور، زیرا اگر دخترت را دوست داشته باشد او را اكرام و احترام مىكند و اگر نسبت به او بغض داشته باشد به او ظلم نمىكند.»
حسین بشار واسطى مىگوید: «به امام رضا(ع) نوشتم، یكى از خویشاوندان از دخترم خواستگارى كرده است اما بد اخلاق است امام(ع) فرمود: «اگر بد اخلاق است دختر به او نده.»
زندگى با زن و مردى داراى كمالات و زیبایى، اما بد اخلاق و بد رفتار و تندخو، رنجآور خواهد بود و انسان هر روز آرزوى مرگ مىكند. زیرا دیدن حالات و رفتار و مشاهده گفتارهاى تند و خشن او از تحمل هر انسان صبور و شكیبایى خارج است بنابراین شرط اساس زندگى سالم، صمیمى، با نشاط و با صفا، داشتن همسرى خوش اخلاق و عفیف و نیك گفتار است.
4ـ عفت و پاكدامنی
از جمله ملاكهاى بسیار مهم و ضرورى در انتخاب همسر، عفت و پاكدامنى است. اگر به قرآن كریم و روایات معصومان مراجعه كنیم بخوبى مىفهمیم كه آنان به عفت و پاكدامنى تأكید فراوان مىكردند. بنا بر روایت خداوند متعال مىفرماید: «وقتى اراده كنم كه خیر دنیا و آخرت را براى یك مسلمان جمع كنم قلبى خاشع و زبانى ذاكر و تنى صابر بر بلا به او عطا مىكند و همسرى به او مىدهم كه از نگاه كردن به وى شادمان شود، و آن زن در غیاب شوهر از نفس خودش و مال شوهرش نگهدارى كند.»
همچنین امام صادق(ع) مىفرماید: «كفو بودن در این است كه عفیف باشد و از امكانات اقتصادى نیز برخوردار باشد.
امام صادق(ع) درباره پاكى درونى و منش زنان در سرنوشت و تربیت بهتر و برتر كودكان فرموده است: «طوبى لمن كانت امه عفیفه؛ خوشا به حال كسى كه مادرش پاكدامن باشد.»
در فرهنگ دینى و سفارش پیشوایان معصوم(ه) كه اینقدر به پاكى و عفت مردان و زنان تأكید شده است براى آن است كه اگر پدر و مادر بد رفتار و ناپاك باشد و توجه به دستورات شرعى نداشته باشند، در اخلاق و روش كودك اثر نامطلوبى برجاى خواهد گذاشت و اغلب كودكان و بخصوص دختران قدم جاى قدم مادران مىگذارند.
5 ـ شرافت خانوادگى
پنجمین ملاك در انتخاب همسر اصالت و شرافت خانوادگى است كه باید مورد توجه قرار بگیرد در همین زمینه قرآن كریم مىفرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذى خبث لایخرج الا نكدا؛ سرزمین پاكیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگار مىروید، اما سرزمینهاى بد طینت (و شورهزار) جز گیاه ناچیز و بىارزش از آن نمىروید.»(اعراف-58)
همچنین رسول خدا(ص) مىفرماید: «اى مردم از گیاهانى كه بر مزبلهها مىروید اجتناب نمایید، گفته شد: یا رسولاللّه مقصود شما از گیاه و سبزى كه بر مزبله مىروید چیست؟ زن زیبایى كه در خانواده پست و فرومایه پرورش مىیابد.»
بنابراین باید در انتخاب همسر بسیار دقت كرد و از خانواده داراى كرامت و شرافت و اصالت همسر را برگزید. در غیر این صورت آثار منفى رشد و تربیت خانوادگى در آینده زندگى مشترك و نسل آینده تأثیر زیادى برجاى خواهد گذاشت. پیامبر اسلام فرمودند: «وانظر فى اى نصاب تضع ولدك فان العرق دساس؛ بنگر كه فرزند خود را در چه مكانى قرار مىدهى زیرا رگ و ریشه در فرزند اثر مىگذارد.»
و نیز فرمودند: «تزوجوا فى الحجرالصالح، فان العرق دساس؛ با خانوادهاى خوب و شایسته وصلت كنید زیرا خون اثر دارد.»
باید براى گزینش همسر ملاكها و معیارهاى منطقى و درستى در دست داشته باشیم بهترین ملاكها در آیات و قرآن كریم در روایات معصومان(ع) بیان شده است توجه به آنها زمینهساز ازدواجى سالم و هدفمند است این ملاك از سوى خالق هستى و رسولى الهى و اولیاء الهى بیان شده است. آنان با اسرار هستى آشنایند و بهترین راهنمایان زندگى هستند باید دانست كه برخوردارى از هر كدام از این ملاكها نسبى است و وجود تمام ملاكها در یك فرد تقریبا محال به نظر مىرسد.
منبع :پیام زن
ازدواج دانشجویی ، خوب یا بد؟
زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمیكردند در یك مراسم جمعی، با دیگر همكلاسیهایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواجهای دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ سادهزیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاههای آزاد و دولتی رواج یافته است. اما آیا میتوان گفت برگزاری اینگونه جشنها به ترغیب جوانان به امر ازدواج، علیرغم تمامی مشكلات موجود میانجامد؟ در این گزارش، در پی پاسخ به برخی سؤالات از نگاه دانشجویان بودهایم.
محمود امیری، دانشجوی سال آخر دانشگاه تهران، هدف از برگزاری مراسم ازدواج دانشجویی را تبلیغ سادهزیستی میداند و میگوید: «دانشگاه زمینه مشاوره را برای دانشجویان ایجاد كرده و این مركز میتواند به دانشجویان در شناخت یكدیگر و ازدواج به آنها كمك كند. ما سعی كردیم كلاسهای مشاورهای برای آموزش پیش از ازدواج آنها در نظر بگیریم تا به دانشجویان كمك كند با مشكلات مواجهه بهتری داشته باشند.»
از سوی دیگر، فاطمه گودرزی، از فعالان دفتر نهاد در دانشگاهها و دانشجوی رشته روانشناسی، در خصوص سختگیریهایی كه در مورد روابط دختر و پسر در محیط دانشگاه صورت میگیرد و موجب میشود تا به ازدواج ختم نشود تصریح میكند: «سختگیریهایی كه در این زمینه میشود برای خود دانشجوست. چه بسا افراد سودجویی باشند كه بخواهند از فضا سوء استفاده كنند. این سختگیریها موجب میشود كه آنها نتوانند از این موقعیتها استفاده نامطلوب كنند. در عین حال، از طریق مركز مشاوره فضای سالمی وجود دارد تا دختر و پسر بتوانند همدیگر را بشناسند و از این طریق با خانوادههای یكدیگر ارتباط برقرار كنند.»
از امیر صداقت كه از فعالان برگزاری جشنهای ازدواج دانشجویی در دفتر نهاد است، در خصوص برگزاری جشن دیگری در خانواده زوجین میپرسیم. میگوید: «طبق بخشنامه، كسانی باید در این مراسم شركت كنند كه جشن ازدواج دیگری نگرفته باشند و با توجه به این موضوع، قاعدتاً نباید جشن دیگری بگیرند. به هر حال، ما از درون خانوادهها خبر نداریم.»
مینا رحیمی، 22 ساله و دانشجوی سال آخر رشته علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، هدف خود را از شركت در این جشن دریافت هدیههایی كه برای زوجهای دانشجویی در نظر گرفته شده است ذكر میكند و میگوید:« یك سكه را حتماً میدهند. در مورد هدایای دیگر هم صحبتهایی كردهاند، اما هنوز قطعی اعلام نشده.» این دختر جوان در مورد برگزاری جشن دیگری در خانواده میگوید: «حتماً این كار را میكنم، ولی من دوست داشتم این نوع را هم تجربه كنم. اما اگر فردی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته باشد، میتواند با كمی اغماض به همین جشن اكتفا كند.»
موسوی اولین و مهمترین مشكل جوانان دانشجویی را كه در آستانه ازدواجند، كار میداند و خاطرنشان میكند: «نداشتن امكانات زندگی نتیجه نداشتن كار و شغل است كه موجب مشكلات بسیاری در زندگی جوانان میشود.»سمیرا در مورد ازدواجهای دانشجویی میگوید: «ازدواجهای دانشجویی میتوانند ازدواجهای موفقی باشند، به شرطی كه منطق خاصی بر آن حاكم باشد، نه مجموعهای از پیشفرضهای بیهوده. در بسیاری از موارد، طرفین با فرهنگها و باورهای خود جریانی را شروع میكنند و بعد از مدتی میفهمند اشتباه كردهاند و نه زن میتواند خودش را با همسرش انطباق دهد، نه مرد حاضر است برای بهبود اوضاع تلاش كند. بعضیها فكر میكنند در دانشگاه حتماً باید نیمه دیگرشان را پیدا كنند و برای خوشبختی، اینكه از یك رشته یا یك دانشگاه باشند كافی است. آنها حتی حاضر نیستند وقتی به شهرهای خودشان برمیگردند، به فرد دیگری كه دانشجو یا همدانشگاهیشان نیست فكر كنند.»
حمیدرضا سعیدنیا، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد، با اینكه این مراسم را نمادین میداند معتقد است هدف از برگزاری اینگونه جشنها برای تبریك به زوجهای دانشجوست و در خصوص امتیاز ازدواج دانشجویی معتقد است: «تجربه حضور در دانشگاه این را میگوید كه وقتی دو نفر در دانشگاه همدیگر را میبینند و با رفتارهای یكدیگر آشنا میشوند، بهتر مسائل را درك میكنند و شاید نسبت به انواع دیگر ازدواج بهتر باشد.» اومیگوید: « ما تشكلهای دانشجویی داریم و آنها میتوانند در آنجا به ابراز عقیده در مورد مسائل گوناگون بپردازند، فعالیتهای فوق برنامه انجام دهند و همدیگر را بشناسند.»
با این حال، هنوز پرسشهای فراوان بیپاسخ و مبهمی درباره تأثیرات مثبت و منفی اینگونه ازدواجها و چگونگی برگزاری جشنهای دانشجویی وجود دارد كه مسئولان و كارشناسان فرهنگی باید به آنها پاسخ بدهند؛ پرسشهایی كه همواره ساده و سطحی از آن عبور كردهایم.
حالا برگزاری جشن های ازدواج داشجویی خوب باشد یا بد ، اما آیا آنچه در این میان اتفاق می افتد چقدر با ملاک های صحیح و آگاهانه همسر گزینی انجام می شود ؟ جوانانی که در محیط دانشگاه تنها از روی ظواهر و در نگاه اول شیفته هم می شوند و براین اساس ارتباط برقرار می کنند و پس از مدتی تنها به صرف جذابیتی که جنس مخالف برای آنها دارد و تنها بر پایه احساسات ، دلبسته یکدیگر می شوند، آیا می توانند شناختی منطقی داشته باشند و انتخابی آگاهانه و ماندگار نمایند؟
به جاست که در این زمینه دانا تر باشیم و با ارائه اطلاعات به جوانان در زمینه چگونه علاقمند شدن و چه زمانی عاشق شدن ، آنان را از غرق شدن در دام انتخاب های احساسی و اشتباه نجات دهیم و به آنان یاد دهیم که صرف خوش گذرانی در کنار یکدیگر خوشبختی آینده را تضمین نمی کند و باید به جای استفاده از چشم سر، چشم عقل را بیشتر به کار اندازیم و واقع بین باشیم.
سپیده دانایی، همراه با اضافات و تلخیص
انتخاب همسر به سبک جوان امروزی
دوره و زمونه عوض شده... جوون هم بود جوون های قدیم . وقتی اسم ازدواج می آمد تا گوششان سرخ می شد. کدوم دختری تا این سن و سال خون هی پدر می ماند؟ کدوم پسری رو حرف پدر ومادرش و انتخاب اونا حرف می زد؟قبل از دخترا بخوان به خودشون بیان رفته بودن خونه ی بخت و مشغول بچه داری می شدن . ....
شاید شما هم این حرف ها را از مادر بزرگاتون شنیده باشید. وقتی از این تعریف می کنه که سر سفره ی عقد برای اولین بار از تو آینه به همسر آینده اش نگاه می کنه و خاله خانم از پشت نیشگونش می گیره که سرت را بنداز پائین وگرنه قوم داماد می گن چه عروس پر رویی!!
سال ها قبل وقتی پدر بزرگ ومادر بزرگ ما در آستانه ی ازدواج قرار می گرفتند ،خانواده ها نقش اصلی را بر عهده داشتند و وقتی خانواده ها به توافق می رسیدند ،دیگر مخالفت دختر یا پسر معنی نداشت . در نسل بعد یعنی هنگام پیوند پدر ومادر ما وضع کمی فرق کرده بود ، سن ازدواج کمی بالاتر آمده بود، فرزندان هم اظهار نظر می کردند .همدیگر را قبل از عقد می دیدند اما باز هم نظر خانواده ها و تفاهم آن ها با هم مهم تر بود. اما بشنوید از نسل خودمان ...
سبک و شیوه ازدواج پا به پای برگهای روز شمار تقویم تغییر کرده بود و به همراه خود سبک جدیدی را به ظهور رسانده بود: شناخت، عشق و علاقه که به دنبال خود معیار های جدیدتری را نیز به همراه داشت.
جوان ها دیگر برای ازدواج تمایلی به دنباله روی از والدین خود ندارند. بلکه تمایل دارند همسر آینده شان را بدون دخالت دیگران انتخاب و با کسی ازدواج کنند که از صمیم دل به او علاقمند باشند.
معیارهای نسل حاضر با گذشته گرچه تفاوت زیادی کرده است اما حالا هم مثل گذشته اگر پای عشق وعاشقی به میان بیاید ،وقتی دختر و پسر خود را در دام عشق ببینند، دختر حاضر میشود روی یک روزنامه زندگی کند اما با پسری که در تب عشق او می سوزد .تنها چیزی که بین تمام نسل ها در بحث ازدواج تکرار می شود همین چشمان کور است وقتی دل گرفتار می شود.
هم در زمان حال و هم در نسل پدر ومادر ها و هم نسل پدربزرگ ومادر بزرگ ها ، هر وقت عشق وعاشقی هایی با رنگ و لعاب جوان پسند به وجود بیاید ، افراد از فکر کردن صحیح عاجز شده و فقط به وصال فکر می کنند که البته در گذشته به خاطر کم بودن ارتباطات دو جنس این اتفاق گستردگی کم تری داشته است اما این روز ها به وفور دیده می شود.
اما صحبت ما سر معیار جوانان برای همسرآینده است که خیلی با گذشته متفاوت شده است. طبیعی است که نحوه ی انتخاب همسر با تغییر کردن روابط ،تغییر کند و اصلا کسی توصیه نمی کند امروزه جوانان مثل سال ها پیش ازدواج کنند زیرا دنیا عوض شده و دیگر کسی شریک زندگی اش را برای بار اول سر سفره ی عقد نمی بیند اما همین تغییر در نحوه ی آشنایی در معیار ها هم به وجود آمده که کمی نگران کننده است.
آن روزها، مادربزرگ منتظر مردی بود که بتواند به او تکیه کند و همانند مادرش با لباس سفید به خانه بخت بیاید و با لباس سفید از آن خارج شود. مردی که قوی ،با اراده باشد . پدر نیز خواهان زندگی با دختری بود که مطیع، سر به زیر، کمی با سواد، کد بانوی ماهر به طوری که وقتی به خانه پای می گذارد تمام خانه برق بزند و بوی غذایش چند کوچه آن طرفتر را با خبر کند و همسر و مادری دلسوز که فرزندانش را نیکو بار بیاورد و با خانواده اش کنار بیاید.
اما واقیعت این است که برخی پسرهای این زمانه به سراغ دختری می روند که یکی یک دانه، از یک خانواده ی ثروتمند باشد. شاغل و اجتماعی باشد. بتواند جهازیه ی خوبی بیاورد و سایه ی پدری بالای سرش باشد که در مواقع لزوم از دامادش با پولش حمایت کند. البته معیار جذابیت قیافه و ظاهر هم که روز به روز پر رنگ تر می شود .
دختر خانم ها هم اگر پسری با یک ماشین مدل بالا ،خانواده ای با کلاس ،تحصیلات دهن پر کن (که البته این مورد را ثروت پدری پوشش می دهد)
عاشق پیشه و رمانتیک به خواستگاری شان بیاید ،ذوق زده شده و بار اول بله را می گویند.
البته همه می دانیم که اصالت واخلاق وایمان مهم است و جزءمعیارهایمان قرار می دهیم ولی زمانه تغییر کرده است و داماد بی خانه به درد نمی خورد!!!
جوون های عاقل واندیشمند تبیانی ،امیدوارم ناراحت نشده باشید. ما منکر آن هایی که در همین ایام هم هنگام انتخاب معیار های درست دارند و تمام سنت های نسل قدیم را زیر سوال نمی برند ،نیستیم اما قبول کنید که در نسل ما معیار انتخاب شریک زندگی از هر دو طرف کمی اشتباه می باشد و بهتر است کمی واقع بین تر شود که در ایینصورت آمار مراجعه به دادگاه خانواده در یک سال اول بعد از ازدواج سال به سال بیشتر نشود. هر چند بخشی از این آمار مربوط به عدم یاد گیری مهارت های زندگی است اما مبنای انتخاب هم بسیار مهم است.
بهتر است فراموش نکنیم ازدواج انتخاب همراهی است برای زندگی .و زندگی پائین وبالا زیاد دارد و به این سادگی ها نیست....بکوشیم شریک مناسبی انتخاب کنیم .
انتخاب همسر باکمک رایانه
چت رومها محل مناسبی برای همسریابی نیست.
خبرگزاری فارس: یك روانشناس با بیان اینكه چت رومها محل مناسبی برای همسریابی نیستند، گفت: جوانان با كنار گذاشتن واقعیتها، به ازدواجهای اینترنتی اقدام میكنند.
وی اظهار داشت ازدواج، فرآیندی است كه در زندگی فرد رخ داده و در هر جامعه آداب و رسوم خاص خود را دارد.
عموماً نوآوریها از 2 طریق شامل اختراع یا اكتشاف حاصل میشود؛ هر جامعه با توجه به فرهنگ خاص خود باید بتواند این مسئله جدید را در خود هضم كند و شكل دهد.
احمدیزاده تورزنی ادامه داد: اگر نوآوریها داخلی باشد ، به دلیل آشنایی با آن و تناسب با فرهنگ جامعه به راحتی پذیرفته میشود اما اگر نوآوری، یك پدیده خارجی همانند اینترنت و چت در جامعه ما باشد ، مطمئناً فرهنگ خود را نیز به همراه خواهد آورد كه در پی آن علاوه بربرخی مزایا، معایب و مشكلات را نیز به همراه خواهد داشت.
این روانشناس با بیان اینكه، روانشناسان معتقدند در هر پیوندی باید به دنبال یافتن شباهتهایی باشیم، اظهار داشت: زوجین باید 70 تا 80 درصد شباهت در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی داشته باشند.
وی اضافه كرد: شباهت اولیه زوجین از قبیل عواطف نسبت به امور زندگی، نوع تفكر نسبت به دلیل و چگونگی تشكیل خانواده، نوع رفتار با والدین، فرزندان، شباهت طبقاتی و فرهنگی است. اگر سطح هوشی در بین زوجین نسبتاً مساوی باشد، زوجهای جوان از زندگی بهتری برخوردار خواهند بود.
این روانشناس در ادامه با بیان اهمیت حضور خانوادهها در این مسیر، افزود: اگر حمایت خانواده نباشد، طی این مسیر برای رسیدن به یك زندگی موفق بسیار مشكل و حتی میتوان گفت غیرممكن است.
وی با اشاره به نحوه استفاده از چت در بین یك قشر خاص گفت: خانوادهها اگر به فرزندان خود آگاهی لازم را درباره شرایط دهند ، آنها كمتر دچار اشتباه و احساسات زودگذر خواهند شد و به خوبی میتوانند به احساس واقعی خود پی برده و آگاهی لازم را نسبت به خواستهها و نیازهای واقعی خود داشته باشند.
احمدیزاده تورزنی ادامه داد: عده كمی از این افراد ممكن است از طریق اینگونه آشناییها، زندگی نسبتاً خوبی را تشكیل دهند اما واقعیت این است كه ما نباید تنها به نحوه زندگی این عده بسیار قلیل استناد كنیم.
وی با اشاره به معایب چت، گفت: در بسیاری موارد دیده شده است كه افراد از این طریق با چهره فرد مقابل آشنا شده و آن را میپسندند اما در ادامه با دریافت اطلاعات بیشتر به تضادها و اختلافات در فرهنگ و خانواده خود و فرد مقابل پی میبرند؛ در این مرحله به دلیل ایجاد نوعی وابستگی ترجیح میدهند واقعیت را نادیده بگیرند.
این روانشناس خاطرنشان كرد: گاهی این آشناییها به ازدواج منجر میشود كه با گذشت مدت كوتاهی از زندگی مشترك، زوج جوان با اختلافاتی در نوع تفكر، فرهنگ و رفتار در خود و خانوادهها روبهرو میشوند كه بسیار مشكلساز است؛ در واقع آن وقت متوجه حقیقت شده و واقعیت را لمس میكنند.
احمدیزاده تورزنی اضافه كرد: گرچه در میان ازدواجهایی كه از طریق مراسم خواستگاری سنتی به سرانجام رسیده است نیز شاهد بروز مشكلاتی از قبیل دعوای بین زوجین و حتی طلاق هستیم اما آمارها نشان میدهد با این اوصاف زندگیهایی كه با حمایت و آگاهی خانوادهها آغاز شده است كمتر دچار مشكل حاد بوده و رضایت طرفین را در پی داشته است.
چگونه ازدواج کنيم؟
ازدواج، تاريخچه اي به قدمت پيدايش انسانها در کره زمين دارد و در تمام مکاتب و اديان مطرح است اما هيچ مکتبي به اندازه اسلام براي اين موضوع اهميت قايل نبوده است. اسلام اساس ترقي و رشد و تکامل در تمامي شؤون زندگي را در چگونگي تشکيل خانوادهها ميداند و براي اين مهم اهدافي در نظر گرفته است; قرآن مجيد خلقت همسران و ايجاد رشته مودت و دوستي بين زن و مرد را از نشانه هاي شناخت خداوند شمرده و به برخي از فوايد ازدواج مانند آرامش روحي و جسمي، ارضاي غريزه جنسي، ايجاد دوستي و علاقه، بقاي نسل و تکامل فرد، اشاره ميکند: «از جمله نشانه هاي وجود خداوند اين است که برايتان از جنس خودتان همسراني آفريده تا بدانها آرام گيريد و ميان شما و آنها دوستي و مهرباني قرار داد. در اين (دوستي و محبت) براي کساني که تفکر ميکنند، نشانه هايي وجود دارد.» (روم: 21)
معيارهاي انتخاب همسر از ديدگاه اسلام
1- داشتن ايمان، تقوا و حسن خلق:
ايمان و تقوا ملاک اصلي انتخاب همسر است. در سايه ايمان و تقواست که روابط عميق عاطفي بين زوجين ايجاد ميشود. نزد چنين همسراني، زمينه تا حدود زيادي براي پرورش صحيح فرزندان فراهم است و زن و شوهر ميتوانند بر همه مشکلات زندگي، اعم از اقتصادي و رواني، فايق آيند و فرزندان خود را مطابق موازين و برنامه هاي ديني تربيت کنند. در اين زمينه، رسول اکرم صلي الله عليه و آله ميفرمايند: «زن را براي زيبايي اش به همسري مگير; چون ممکن است جمال زن باعث پستي و سقوط اخلاقي اش بشود. همچنين به انگيزه مالش، با او پيوند زناشويي برقرار مکن; زيرا مال ميتواند موجب طغيان او گردد، بلکه به سرمايه ديني اش متوجه باش و با زن با ايمان ازدواج کن.» (1) دو اصل دين و اخلاق نيک، ملاکهاي اصلي براي شايستگي زن و شوهر است و اين اصل چه در دوران جنيني و شير خوارگي، و چه در ساير مراحل زندگي کودک و تربيت او نقش بسزايي دارد. پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند: «بهترين زنان شما زني است که وقتي همسرش به او مينگرد، شاد و مسرورش گرداند.» (2)
2- خوب و شايسته بودن:
جابربن عبدالله انصاري ميگويد، در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم. آن حضرت درباره همسر شايسته چنين فرمود: «بهترين همسران شما کساني هستند که داراي ده خصلتباشند: 1- براي آمدن فرزندان متعدد آمادگي داشته باشند. 2- مهربان باشند .3 - عفت و پاکدامني خود را رعايت کنند. 4- در ميان بستگان خود عزيز و سربلند باشند. 5- نزد شوهر فروتن باشند. 6- خود را براي شوهر بيارايند و خود را به او بنمايانند. 7- نسبت به نامحرمان خود نگهدار باشند و پوشش خود را حفظ کنند. 8- از شوهر حرف شنوي و اطاعت داشته باشند. 9- در مسائل جنسي، ميل شوهر را جلب کنند. 10- در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکنند و حد اعتدال را حفظ نمايند.» (3)
در جايي ديگر، رسول اکرم صلي الله عليه و آله ميفرمايند: «من سعادة المرء الزوجة الصالحة»; (4) از سعادت مرد اين است که داراي همسري شايسته و خوب باشد.
3- اصالت خانوادگي:
اسلام تاکيد دارد که درباره سابقه خانوادگي همسر، تحقيق لازم صورت گيرد و به خصوص، مراتب ايماني و اخلاقي او در نظر گرفته شود و نيز تا حد امکان، همسر از خانوادهاي پاک و عفيف انتخاب گردد. اين اصالتخانوادگي در نحوه زندگي جديد و در نسل بعد تاثير دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصايص وراثتي والدين است، ناسالم باشد، ديگر اميدي به اصلاح فرزند نيست. به همين دليل امام صادق عليه السلام ميفرمايند: «(5) با خانواده شايسته ازدواج کنيد; زيرا ژنها خصايص والدين و اجداد را به نسل بعدي سرايت ميدهند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در اين مورد به مردم آگاهي ميدهند و ميفرمايند: «(6) اي مردم بپرهيزيد از گياهان سبز و خرمي که در مزبله دانها پرورش يافته است. "زنان زيبا و خوبرويي در خانواده بد".
4- توجه به کفويت:
ازدواج با افراد همکفو و همشان باعث توافق بيشتر در زندگي ميشود; کفويت در جنبههاي ايماني، فکري، اقتصادي و... مطرح است، اما تکيه اساسي اسلام در کفويت، بيشتر بر مساله ايمان و اعتقاد است. علت اينکه پيامبر (صل)، حضرت علي عليه السلام را براي همسري دختر خود انتخاب نمودند، همين مساله بوده است. امام صادق عليه السلام ميفرمايند: «(7) کفو (همرديف در ازدواج) کسي است که عفيف باشد و مالي هم داشته باشد».
پيامبر فرمودند: «هر مؤمني کفو زن مؤمنه و هر مرد مسلماني کفو زن مسلمان است.» (8)
5- سلامت جسم و روان:
عدم سلامت، مانع از ازدواج نيست، ولي در تداوم زندگي مشترک اثر منفي دارد. بر همين اساس، علماي اخلاق با استفاده از روايات اسلامي، گفتهاند: با شش گروه از زنان ازدواج نکنيد; يک گروه از اينها زنان انانه هستند; يعني بسيار ناله ميکنند، مريض احوالند و خود را به بيماري ميزنند. (9) پيامبر اسلام( ص) فرمود: «پيش از ازدواج، درباره مزاياي جسمي دختر مورد نظرت تحقيق کن; زيرا اين بررسي در ايجاد الفت و محبت و توافقهاي بيشتر بين تو و همسرت پس از ازدواج، تاثير زيادي دارد.» (10) سلامت فکر و انديشه نيز بر سلامت رفتار و اعتدال در برخوردها، اثر بسزايي دارد; زيرا روابط انساني زوجين، تابع شرايط نفساني و رواني آنهاست و با عدم وجود سلامت روان، نميتوانند روابط مستحکم خانوادگي را بنيان گذارند.
پي نوشتها:
1- ملامحسن فيض کاشاني، محجةالبيضاء، ج 3، ص 85
2- جمالالدينمحمدالابشيهي،المستطرف،ج2،ص218
3- محمدبنيعقوب کليني، فروع کافي، ج 5، ص 324 / محمدبن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14، ص 14
4- محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 5، ص 327
5- حسنبن فضل طبرسي، پيشين
6- محمدبن يعقوب کليني، پيشين، ج 5، ص 332
7- وافي، ج 3، ص 18
8- محمدبن يعقوب کليني، پيشين، ج 5، ص 34
9- همو، فروع کافي، ج 5، ص 325
10- محمدبن حسن حر عاملي، باب 35
ازدواج ،هندوانه ای بدون شرط چاقو
همه می گویند ازدواج مثل هندوانه است. به شرط چاقو هم در کار نیست. اما امروزه از چیزهایی نام می برند که به دوام ازدواج کمک می کند. ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی (قبل از ازدواج) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج، توانایی سازش دایمی با شرایط گوناگون که ممکن است متغیر هم باشد و از خودگذشتگی فراوان لازم است اما اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود. مهم ترین عوامل توافق در ازدواج عبارت اند از:
رشد عاطفی و فکری ، تشابه علایق و طرز تفکر ، تشابه مذهبی، تشابه تحصیلی و طبقاتی، تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی، تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها، رابطه با خانواده زن و شوهر.
مهم ترین عامل موفقیت ازدواج
مهم ترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی و فکری است البته درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد بلکه سن روانی، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر در رشد عاطفی است. رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی و در نهایت دوام ازدواج است. مساله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر؟
شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند. او می داند چگونه با دیگران، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند. او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسوولیت است و نسبت به محدودیت های خود آگاهی دارد.
شخصی که رشد عاطفی کرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحران های دایمی زندگی جلوگیری کند.
رشد عاطفی، کی و چقدر؟
یکی از مهم ترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است. مثلاً شخص ممکن است 30 تا 40 سال عمر کرده باشد ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود. چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود. شخصی که رشد عاطفی کرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحران های دایمی زندگی جلوگیری کند. او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی، عشق، ازدواج و تربیت کودک نگاه روشنی دارد.
مثلث عشق
با تمام این حرف ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صمیمیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می آید که می تواند ازدواج موفق را تضمین کند اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی افتد. آقای استنبرگ که مثلث عشق را ارایه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق ها، برخلاف انتظار، در مواردی اتفاق می افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت هایی به هم داشته اند اما پس از ازدواج تغییر کرده اند.
پس خیلی وقت ها مشکل اینجاست که آدم ها تغییر می کنند اما با هم تغییر نمی کنند: در دو مسیر یا با سرعت های متفاوتی تغییر می کنند. پس حالا این سوال به وجود می آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج ها را تضمین کند؟»
هوش عاطفی ات را به کار بینداز!
پژوهش های زیادی نشان داده اند که هوش عاطفی یکی از مهم ترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می کند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.
اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می توانند بفهمند که چه طور همراه و همگان با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگی شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.
منبع : چهار دیواری - با تلخیص
امام داماد می شوند
در روز های قبل در مقاله ای با عنوان رویایی رساتر از بیداری مصاحبه ای از دختر ارجمند حضرت امام با مادر گرانقدرشان خدمت شما ارائه دادیم . در این مقاله ادامه این گفتگوی خواندنی را که به ماجرای خواستگاری و ازدواج ایشان مرتبط است، تقدیم حضورتان می نماییم.
خانم مصطفوی: قرار بود چه موقع جواب بدهید؟
همسر امام: آقاجانم پیشنهاد را تکرار می کرد، من میگفتم نه. جواب آخر معلوم نبود. آسیداحمد لواسانی از جانب داماد هر شب میآمد خواستگاری و میپرسید چی شد؟ یک چند وقتی گذشت، تا دفعهی پنجمی که در عرض دو ماه آمد، گفت: بالاخره چی شد؟ آقام میخواست حسابی رد کند و بگوید: «من نمیتوانم دخترم را بدهم. اختیارش دست خودش و مادربزرگش است».
خانم مصطفوی: پدرتان خیلی روشن بودهاند که خودتان و مادربزرگتان راضی باشید. در حالی که خیلی از پدرها در آن زمان به خواستهی دختر چندان توجه نمیکردند.
همسر امام: بله، آقاجانم آمدند و نشستند و من چای آوردم. گفتند: «آسید احمد آمده. دفعهی پنجمش است و حرفی به من زد که اصلاً قدرت گفتن ندارم.» حرف، این بود که آسید احمد وقتی دیده که آقام گفته نه، نمیشود به طور محکم گفته: «با رفاه بزرگ شده و با وضع طلبگی نمیتواند زندگی کند و این حرفهایی است که مخالفان میزنند» آقام هم به ما گفت: میل خودتان است ولی من به ایشان عقیده دارم که مرد خوب و باسواد و متدینی است و دیانتش باعث میشود که به قدسیجان بد نگذرد. آقام گفت: «اگر ازدواج نکنی من دیگر کاری به ازدواجت ندارم.»
خانم مصطفوی: داماد را پسندیدید؟
همسر امام: بدم نیامد، اما سنی هم نداشتم که بتوانم تشخیص بدهم که چه کار باید بکنم. ذاتاً هم آدم صاف و سادهای بودم. همیشه پدرم میگفت: «من دلم یک پسر اهل علم میخواهد و یک داماد اهل علم.» همین هم شد. آقام اهل علم بود .
خانم مصطفوی: آیا بعد از ازدواج هم وضع زندگی شما مثل قبل بود؟
همسر امام: روز اول که آقاجانم قرار بود جواب مثبت به آسیداحمد بدهد به ایشان گفت که او را نمیشناسند و او مال خمین است و دختر در تهران بزرگ شدهاست و در حالت رفاه بزرگ شدهاست . داماد از خودش سرمایهای دارند یا نه؟ از آن گذشته آیا داماد زن دارد یا نه؟
خانم مصطفوی
: مادر شما مطمئن هستید که امام ازدواج نکرده بودند؟
همسر امام: ایشان اصلا زن ندیده بودند، بعدا خود آسیداحمد به آقاجانم گفته بود اگر به من اطمینان داری من ایرادهای این زنها را قبول دارم و خودم میروم خمین و تحقیق میکنم آسیداحمد هم رفت خمین منزلشان را دید. منزلشان آبرومند و خودشان خوش برخورد و آقامنش بودند .
خانم مصطفوی: مادرجان! شنیدم عروسی شما در ماه مبارک رمضان بوده، در حالی که رسم نیست در ماه رمضان ازدواج کنند. چرا؟
همسر امام: چون درسها تعطیل بود. حضرت امام به حدی به درس مقید بودند که حتی برای ازدواجشان حاضر به تعطیل کردن درس نبودند؟
خانم مصطفوی: عقد و عروسیتان چطور بود؟ مفصل بود؟ یا ساده برگزار شد؟
همسر امام: عقد مفصل نبود. خانوادهی داماد روز اول ماه رمضان آمده بودند و حالا روز هشتم ماه است. این چند روز در منزل آقاجانم بودند و در پی خانه میگشتند که خانه اجاره کنند و عروس را ببرند. بعد از 8 روز خانه پیدا شد که همان خانهای بود که در خواب دیده بودم. آقاجانم گفت: «من را وکیل کن که من آسیداحمد را وکیل کنم بروند حضرت عبدالعظیم صیغهی عقد را بخوانند.» آقا هم برادرش، آقای پسندیده را وکیل میکند. من یک مکثی کردم و بعد گفتم: «قبول دارم» و رفتند عقد کردند. بعد از اینکه گفتند: خانه مهیا شد، شب 16 یا 15 ماه رمضان دوستان و فامیل را دعوت کردند و یک لباس سفید و شیکی که دختر عمهام با سلیقه روی آن را با گل نقاشی کرده بود دوختند و من پوشیدم.
خانم مصطفوی: مهر شما چقدر بود؟ و پیشنهاد از طرف شما بود یا آقا؟
همسر امام: 1000 تومان بود. آنها گفتند اگر میخواهید خانه مهر کنید ولی آقام گفت من قیمت ملک و خانههایشان را نمیدانستم چطور است؟ خمین چه قیمتی است. پول مهر کردم. امام در آخر وصیت کردند که یک دانگ از خانه قم به عنوان مهر من باشد.
خانم مصطفوی: به طور کلی رفتار ایشان با شما چگونه بود یعنی در خانه ایشان هم از همان احترام قبل، برخوردار بودید یا نه؟ و آیا این احترام تا آخر زندگی ایشان برقرار بود؟
همسر امام: به من خیلی احترام میگذاشتند و خیلی اهمیت میدادند. ایشان حتی در اوج عصبانیت، هرگز بیاحترامی و اسائه ادب نمیکردند. همیشه در اتاق، جای خوب را به من تعارف میکردند. همیشه تا من نمیآمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمیکردند، به بچه ها میگفتند صبر کنید تا خانم بیاید. ولی اینکه من بگویم زندگی مرا به رفاه اداره میکردند، نه. طلبه بودند .ولی احترام مرا نگه میداشتند. حتی حاضر نبودند که من در خانه، کار بکنم. من پشت سر او اتاق را جارو میکردم، وقتی او نبود لباس بچه را میشستم.
پیام زن
رویایی رساتر از بیداری
سرکار خانم دکتر مصطفوی، دختر حضرت امام ره در زمان حیات مادر گرامی شان مصاحبه ای ارزشمند با ایشان انجام داده اند و در آن صحبت هایی می کنند که دربرگیرنده نکات آموزنده و بس خواندنی برای ما می باشد. البته چون این مصاحبه کمی طولانی است، قصد داریم آن را در چند قسمت، برای شما ارائه دهیم .
وقتی از «آقا» سخن میگوید، چشمهایش پر از اشک میشود آنگاه که مهربانیهایش را به زبان میآورد، بغض در گلو، مانع گفتگوست و وقتی به ناملایماتی که بر «او» رفته میرسد، چهره در دست پنهان میکند که حکایت از شکستن بغض دارد... جدایی سخت است و پس از پنجاه و چند سال، بسیار سختتر از روز اول، و سختتر آنکه مجبور باشی رنج این دوری را با «فرزند» بگویی و دل را با یاد «پدر» به درد آوری... تا به حال در گفتهها و نوشتههای بسیاری، ویژگیها و خصوصیات امام راحل از زوایای مختلف تشریح شده است. اما بعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است.
خانم مصطفوی: مادر جان سلام علیکم. امیدوارم مرا ببخشید، میخواستم اگر موافقت میفرمایید مختصری از زندگی مشترکتان با حضرت امام و قبل از ازدواج خود و اینکه در چه خانوادهای متولد شدهاید و خانواده تان از نظر علمی و اقتصادی چگونه بودند برای ما توضیح بفرمایید.
همسر امام (س): سلام علیکم. بسم ا... پدرم حاج میرزا محمد ثقفی از علمای تهران بود که از ایشان، آنطور که من اطلاع دارم، تفسیر نوین در چند جلد باقی مانده است و بیشتر مشغول تألیف کتاب بودند . پدر ایشان میرزاابوالفضل تهرانی از نوابغ زمان خود بود . میرزا ابوالفضل هم صاحب کتاب «شفاءالصدور» است که شرحی بر زیارت عاشوراست. آقا (امام«ره» میگفتند) از بزرگان بودهاند و از ایشان کتاب شعری هم به زبان عربی چاپ شده است.
من تقریباً 9 ساله بودم پدر و مادرم به قم رفتند و 5 سال اقاجانم در قم ماندگار شد و من نزد مادربزرگم ماندم .من از 6 ماهگی رفتم پیش مادربزرگم و با او زندگی کردم. آن زمان دختران دکترها، تاجرها یا مجتهدین به مدرسه میرفتند. ما سه خواهر بودیم که به مدرسه میرفتیم و تا کلاس هشتم درس خواندیم. خواهرهایم آنجا درس میخواندند و من در تهران، تا کلاس هشتم که صحبت ازدواج مطرح شد.
خانم مصطفوی: حالا که صحبت به اینجا رسید لطفا از ازدواجتان بگویید و اینکه چطور شد آقا شما را پیدا کردند؟
همسر امام : آقا جانم 5 سال در قم بودند و ما چند بار به قم رفتیم یک بار ده ساله بودم، یک بار 13 ساله بودم و یک بار هم 14 ساله بودم. پدرم از مادربزرگم خواهش کرد که من بمانم. «من قدسی جان را سیر ندیدم بگذارید دو ماهی پیش من بماند. ما تابستان به تهران میآییم و او را میآوریم.» بالاخره مادربزرگم راضی شدند. ما هم راضی نبودیم ولی چند ماهی ماندیم. در آن زمان تصدیق کلاس ششم را گرفته بودم .در این مدت 5 سال آقاجانم در قم دوستان و رفقایی پیدا کردهبود. یکی از آنها آقا روحالله بود که در آنجا رفیق شدهبودند. هنوز حاجی نشده بود. مرد متدین، نجیب، باسواد و زرنگی بود. یکی از دوستان دیگر آقاجانم آقای آسید محمد صادق لواسانی بود که او هم از دوستان آقا روحالله بود. آقای لواسانی به آقا روحالله گفته بود که چرا ازدواج نمیکنی؟ 26-27 ساله بود. او هم گفته بود: «من تا کنون کسی را برای ازدواج نپسندیدهام . به نظرم کسی نیامدهاست.» آقای لواسانی گفته بود «آقای ثقفی دو دختر دارد ،خوب هستند»؛ اینها را بعدا آقا برایم تعریف کردند که وقتی آقای لواسانی گفت آقای ثقفی دو دختر دارد و از آنها هم تعریف میکنند مثل اینکه قلب من اینجا کوبیده شد.
خانم مصطفوی: مادر از خواستگاری بفرمایید، خواستگاری چگونه انجام شد؟
همسر امام(س): این باعث شد که آسید احمد آمد خواستگاری. برای قبول خواستگاری حدود 10 ماه طول کشید چون من حاضر نبودم به قم بروم. آن زمان هم که خانه پدرم میرفتم، بعد از 10- 15 روز از مادربزرگم میخواستم که برگردیم. چون قم مثل امروز نبود. زمین خیابان، تا لب دیوار صحن قبرستان بود، کوچههای باریک و ...، زیاد در قم نمیماندم. مراحل خواستگاری شروع شد. آقاجانم میگفت: «از طرف من ایرادی نیست و قبول دارم. اگر تو را به غربت میبرد، آدمی است که نمیگذارد به قدسیجان بد بگذرد». روی رفاقت چند سالهاش روی آقا شناخت داشت. من میگفتم که اصلاً قم نمیروم و جهاتی بود که میل نداشتم به قم بروم.
خانم مصطفوی: پس چطور شد که به قم رفتید؟ ظاهراً خواب دیدید اگر یادتان هست بفرمایید.
همسر امام(س): خوابهای متبرک دیدم، چند خواب، خوابهایی دیدم که فهمیدم که این ازدواج مقدر است. آن خوابی که دفعهی آخری دیدم که کار تمام شد حضرت رسول – امیرالمؤمنین و امام حسن را در یک حیاط کوچکی دیدم که همان حیاطی بود که برای عروسی اجاره کردند.
خانم مصطفوی: یعنی شما در خواب خانهای را دیدید، و بعد از مدتی خانهای که برای عروسی شما اجاره کردند، همان بود که شما قبلاً در خواب دیده بودید؟
همسر امام: بله، همان اطاقها با همان شکل و شمایل که در خواب دیده بودم. حتی پردههایی که بعداً برایم خریدند، همان بود که در خواب دیده بودم. آن طرف حیاط که اتاق مردانه بود پیامبر(ص) و امام حسن(ع) و امیرالمؤمنین(ع) نشسته بودند و در این طرف حیاط که اتاق عروس شد من بودم و پیرزنی با یک چادر . پیرزن ریزنقشی بود که من او را نمیشناختم و با من پشت در اتاق نشسته بود. در اتاق شیشه داشت و من آن طرف را نگاه میکردم. از او پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ پیرزن که کنار من نشسته بود گفت آن روبرویی که عمامه مشکی دارد پیامبر(ص) است. آن مرد که مولوی سبز دارد و یک کلاه قرمز که شال بلند به آن بسته شده- و آن زمان مرسوم بود، امیرالمؤمنین است. این طرف هم جوانی بود که عمامه مشکی داشت و پیرزن گفت که: این امام حسن است. من گفتم ای وای پیامبر است و این امیرالمؤمنین است و شروع کردم به خوشحالی کردن، پیرزن گفت: «تویی که از اینها بدت میآید!!» من گفتم: «نه، من که از اینها بدم نمیآید؟ من اینها را دوست دارم.» آن وقت گفتم: «من همه اینها را دوست دارم» پیرزن گفت: «تو که از اینها بدت میآید!» اینها را گفتم و از خواب بیدار شدم. ناراحت شدم که چرا زود از خواب بیدار شدم. صبح برای مادربزرگم تعریف کردم که من دیشب چنین خوابی دیدم. مادربزرگم گفت: «مادر! معلوم میشود که این سید حقیقی است و پیامبر و ائمه از تو رنجشی پیدا کردهاند. چارهای نیست این تقدیر توست.»
مجله پیام زن، با تلخیص
قبل از عاشق شدن ،فکر کنید!
اگر قصد دارید با كسى ازدواج كنید ، پیش از اینكه محبت و علاقهاش را در دل جاى دهید ، باید در مورد او و ویژگىهاى شخصیتىاش - در حدى كه براى ازدواج لازم است - شناخت داشته باشید ، البتّه علاقه اولیه در حدى كه انگیزه و محرك انسان براى فراهم آوردن زمینههاى ازدواج باشد ، در صورتى كه شدت نیابد ، اشكال ندارد. اگر این علاقه شدت پیدا كند، طبیعى است عقل را از عرصه انتخاب كنار خواهد راند و فرایند ازدواج را دچار مشكل خواهد كرد زیرا «حبُّ الشَّىءِ یُعْمى و یُصِمّ»؛ یعنى دوستى هر چیزى باعث مىشود انسان، كوركورانه در مقابل آن تسلیم شود و با تفكر و تعقل در مورد آن تصمیمگیرى نكند.
محبتى كه پشتوانه معرفتى نداشته باشد ، بصیرت انسان را درباره فرد مورد نظر كاهش مىدهد . در نتیجه از قدرت انتخاب مىكاهد و ممكن است نتایج نامطلوب به ارمغان آورد. از این روى ، عقل سلیم حكم مىكند در امر مهمّى مانند ازدواج، مطالعه و تحقیق و نیز مشورت با كارشناسان و مشاوران مجرب انجام پذیرد.
تمایل اولیه لازم است اما تجربه نشان داده است که محبت و عشقی که در اثر زندگی و شناخت و با هم بودن ایجاد شود ،
محکم تر و قابل اعتماد تر است .پس سعی کنید در انتخاب همسر تا آنجایی که می توانید تعقل کرده و از نظرات بزرگ تر ها استفاده کنید.
به نظر مىآید، رعایت نكات زیر براى دستیابى به ازدواج موفق و همسر مناسب ضرورت دارد:
1. بكوشید علاقه نخستین و پیش از خواستگارى را تا جایى كه ممكن است كنترل كنید و پیش از طى مراحل بعدى، خود را به كسى وابسته نسازید؛ زیرا علاقه و وابستگى زیاد ، مانع شناخت صحیح مىشود.
2. از هر گونه تماس (تلفنى، حضورى و نامه) پیش از اقدامات رسمى خوددارى كنید.
3. در نخستین اقدام، وضعیت و مشخصات فرد مورد نظر را با خانواده خود در میان گذارید و از دیدگاههاى آنان آگاه شوید.
4. در صورت توافق با خانواده، تحقیقات را به وسیله افراد مجرب و مورد اعتماد آغاز كنید.
5. در صورتى كه نتایج تحقیقات، فرد مورد نظر را مناسب نشان مىدهد ، فرصت بیشتری به خود دهید تا در حریم خانواده باهم صحبت کرده و شناخت پیدا کنید.
6. اگر در صحبتهاى اولیه همدیگر را پسندیدید و دیدگاههاى یكدیگر را پذیرفتید، در مسیر زندگى مشترك گام نهید.
در تمام این مراحل، توجّه و توكل به خداوند ، راهنما و راهگشاى شما خواهد بود.
اینکه در جلسات خواستگاری چه سوالاتی را بپرسید بستگی به شرایط ،اهداف و سبک زندگی تان دارد اما سوالات کلی وجود دارد که به برخی از آن ها در مقالات « فقط دختر پسرای دم بخت بخوانند!» و « چی بگیم تو خواستگاری » اشاره کرده ایم.
منبع : پرسمان - با تغییر
تشابه فرهنگی لازمه ازدواج
نگاهی بر نقش تشابه فرهنگی در ازدواج؛
اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیر گذار باشد و هم فرهنگ بودن در کل قضیه بین فردی، خانوادگی مناسب است و نمی توان گفت که افراد از فرهنگ های مختلف نمی توانند با هم ازدواج کنند. اما هم فرهنگ بودن می تواند به موفقیت ازدواج کمک کند.
ازدواج در روحیه انسان تاثیر بسیاری دارد و اگر ازدواج در چهارچوب درستی نباشد به جای اینکه آرامش دهنده باشد آرامش را در زندگی بر هم می زند بنابراین باید چهارچوب های اساسی انتخاب همسر را به خوبی بدانیم تا با انتخاب درست به نیازهای روانی خود پاسخ صحیح دهیم.
آنچه که در انتخاب همسر برای جوانان ضروری به نظر می رسد ، گزینه و معیار تشابه فرهنگی و سطح خانوادگی آنهاست که می تواند تاثیر زیادی بر بقاء و عمر یک زندگی مشترک داشته باشد.
به طور کلی فرد در بستر خانواده شکل می گیرد ، چهارچوب خانواده و آنچه که به عنوان شکل گیری شخصیت در خانواده وجود دارد از خانواده ای به خانواده دیگر فرق می کند. این بدان معنی است که هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتی که دارد در فرد تاثیر متفاوتی می گذارد و این نقش تربیتی در شکل گیری شخصیت مهم است.
فرهنگ هم که جزء لاینفک یک خانواده است و می تواند تاثیر بسزایی در روحیه و شخصیت فرد ایجاد کند و اینجاست که منطقه و محل زندگی، قوم و قبیله مجموعه ای از عقاید و باورها و آداب و رسوب، توقعات و انتظارات فرد و گروه است که در همه ی عرصه های زندگی جلوه و بروز پیدا می کند.
اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیر گذار باشد و هم فرهنگ بودن در کل قضیه بین فردی، خانوادگی مناسب است اما نمی توان گفت که افراد از فرهنگ های مختلف نمی توانند با هم ازدواج کنند.
اما آنچه در این میان مهم است اینست که جوانان در انتخاب همسر باید هم سطح بودن فرهنگ و یا فرهنگ شبیه خودشان را در نظر بگیرند زیرا تشابه فرهنگی در ازدواج و در اجرای برگزاری مراسم و آداب و رسوم ها تاثیر گذار است.
علاوه بر برگزاری مراسم، در طول زندگی تفاوت های فرهنگی بیشتر نمایان می شود و اختلافات فرهنگی باعث درگیری و بحث در مورد مسائل زندگی می شود.
آنچه که در انتخاب همسر برای جوانان ضروری به نظر می رسد ، گزینه و معیار تشابه فرهنگی و سطح خانوادگی آنهاست که می تواند تاثیر زیادی بر بقاء و عمر یک زندگی مشترک داشته باشد.
یکی از عواملی که تاثیر بسیاری در متشنج کردن فضای خانواده دارد و باعث بروز بسیاری از درگیری ها و تلخی های زندگی است، اختلاف سلیقه و تفاوت علاقه هاست، به طوری که اگر زن و شوهر یادبگیرند در برخورد با این موضوع چه رفتاری پیش بگیرند بدون شک بسیاری از مشکلاتشان حل می شود و فضای خانوادگی مطلوبی خواهد داشت.
منبع :برنا - با تغییر
دلایل متداول برای ازدواج ناموفق
راز یک ازدواج موفق
می گویند ازدواج یک ریسک است. یک ریسک بزرگ در زندگی که همه آدم ها به آن تن می دهند ، اما چرا برخی از ازدواج خود راضی و برخی ناراضی اند؟ این سوال، موضوعی بسیار حساس و بحث برانگیز است. پاسخ های بسیاری به این سوال داده شده که نتیجه گیری برای رسیدن به یک فرمول منطقی را مشکل کرده است. برخی ازدواج ها به به بن بست می رسند در حالی که واقعاً هیچ دلیلی برای این شکست وجود ندارد و در عین حال برخی ازدواج ها دوام پیدا می کنند. در حالی که دلایل بسیاری برای شکست آنها وجود دارد. پس بسختی می توان یک تئوری ثابت برای دلیل تداوم یا شکست در ازدواج پیدا کرد.
چرا فرد باید ازدواج کند؟
هنگامی که تصمیم به ازدواج می گیرید یا تحت فشار اطرافیان مجبور به ازدواج می شوید و البته خواستگار خوبی هم دارید ، باید این سوال را از خود بپرسید ، چرا می خواهید ازدواج کنید؟ اگر پاسخ شما این بود که نیاز به یک همراه دارید ، از خود بپرسید ، آیا می توانید با عیب ها و کاستی های یک آدم دیگر ، که در همه چیز با شما شریک خواهد شد کنار بیایید؟ آیا می توانید با این حقیقت کنار بیایید که شاید همسر آینده تان مانند شما نباشد و اولویت های او در زندگی با اولویت های شما در زندگی تفاوت داشته باشد؟ متاسفانه بیشتر افراد قبل از آن که حتی این سوالات به ذهنشان خطور کند وارد ماجرای ازدواج می شوند. شما بهتر است قبل از این که فرد دیگری را وارد دنیای خود کنید پاسخ منطقی به این سوالات بدهید.
چه موقع افراد از هم جدا می شوند؟
این نکته توسط محققان کشف شده که در بیشتر ازدواج هایی که به بن بست می رسد ، مشکل از لحظه ملاقات زن و مرد به وجود می آید که مربوط به پیش از ازدواج می شود و البته مربوط به قصور در انتخاب فرد مناسب یا درک تفاوت های اساسی بین دو انسان است. در مرحله اولیه افراد به حدی جذب ظاهر طرف مقابل می شوند که سرشت درونی او را نادیده می گیرند. آنها این نکته را فراموش می کنند یا نمی دانند که وقتی یک زن و مرد در کنار یکدیگر زندگی می کنند تنها 10 درصد از رابطه بستگی به روابط فیزیکی دارد و بقیه مربوط به طرز فکر دو طرف و عکس العمل آنها در شرایط مختلف است و ازدواج هایی وجود دارد که در آنها بر سر مسائل جزیی جنگ های وحشتناکی به وجود می آید و در مقابل ازدواج های شادی وجود دارد که با این که تمام تصمیمات و امور مالی به عهده یکی از زوجین است باز هم هر دو خوشحال هستند. نکته این است که در این نوع ازدواج ها فردی که همه امور به دست اوست احساس نمی کند حاکم مطلق خانه است و روح و جان و مال طرف مقابل از آن اوست و علاوه بر این طرف مقابل احترام زیادی برای همسرش قائل است. این افراد به نحو احسن معنی کلمه وظیفه و احساس مسؤولیت را درک کرده اند.
دلایل متداول پشت پرده ازدواج های ناموفق
انتظارات پیچیده، اعمال زور بیش از حد برای اثبات درستی گفته ها و کارها و فقدان درک متقابل اغلب منجر به بروز چنان زخم های عمیقی در رابطه می شود که هیچ مرحم عشقی و دلسوزی نمی تواند آنها را بهبود ببخشد. فقط زخم ها بیشتر و عمیق تر خواهند شد و در نهایت یک روز فکر جدایی بر سر یکی از زوج ها خطور می کند. این حکایت بسیاری از کسانی است که در ازدواج دچار شکست می شوند ، اما افراد بعد از خاتمه ماجرا ، وقتی در تنهایی خود فکر می کنند متوجه خواهند شد که صبر و کاهش خودپسندی مانع از وقوع چنین شکست هایی در زندگی شان می شد ....
منبع :چهار دیواری