پیش نیازهای ازدواج
شرط های ضروری هر ازدواج
در هر ازدواجی، چند پایه مهم و کلیدی وجود دارد که باید خوب درباره آنها فکر کنید و آنها را ملاک انتخاب خود قرار دهید. سست بودن هر کدام از این پایهها میتواند زندگی شما را از تعادل خارج کرده و از مسیر خوشبختی خارج کند. هر قدر توجه بیشتری به این پایهها داشته باشید، بهتر میتوانید ملاکهای فردی خود را برای ازدواج استخراج کنید و تصویر روشنتری از زندگی ایده آلتان به دست بیاورید.
ظاهر
ظاهر( چهره، قد و اندام) باید مورد پسند خود جوان باشد نه انتخاب اعضای خانواده و آشنایان او. دقت شود که چون ظاهر جزء ویژگیهای اصلی و عمقی شخصیت نیست. نباید به دنبال زیباترین ظاهرها و یا ظاهرهای خاصی بود «دلنشین» بودن تعبیر جالبی است که در این مورد به کار میرود.
سن
بهتر است سن پسر 2 تا 8 سال (میانگین 5 سال) بیشتر از سن دختر باشد. یک سال بزرگتر بودن پسر یا همسالی دختر و پسر در صورت تناسب دیگر ملاکها و پررنگ بودن ملاکهای اصلی اشکالی ندارد. در موارد نادری پسرانی که کم سالتر از همسران خود بودهاند توانستهاند با رضایت و تفاهم زندگی مشترک را ادامه دهند. اما این استثنا هرگز نباید به صورت قاعده درآید.
سطح و رشته تحصیلی
بهتر است سطح تحصیلی (مدرک) مرد بیشتر یا مساوی سطح تحصیلی زن باشد.پایینتر بودن مدرک تحصیلی مرد به اندازه یک مقطع [زن: دکتری، مرد: کارشناسی ارشد/ زن: کارشناسی ارشد، مرد: کارشناسی،...] اشکالی ندارد به شرط آن که مرد از نظر شغل و موقعیت اجتماعی وضع مطلوبی داشته باشد. پایینتر بودن سطح تحصیلی مرد به اندازه دو مقطع یا بیشتر [زن: کارشناسی ارشد، مرد: کاردانی یا دیپلم، زن: کارشناسی، مرد: دیپلم،...] سازگاری همسران را دچار مشکل میکند مگر این که؛ 1- شرایط اصلی خیلی برجسته باشد. 2- مرد توان و امکان کم کردن فاصله تحصیلی را داشته باشد. با آن که رشته تحصیلی چندان مهم نیست اما در صورتی که فعالیتهای علمی دو نفر با هم هماهنگ یا مکمل باشد بر تفاهم آن دو میافزاید.
وضعیت اجتماعی و سطح اقتصادی خانوادهها
منظور از وضعیت اجتماعی، شغل و موقعیت یا طبقه اجتماعی پدر و در مواردی مادر است و مراد از سطح اقتصادی میزان درآمد، ثروت و امکانات زندگی است. بهتر است خانوادههای دختر و پسر در این دو زمینه همشأن و نزدیک به یکدیگر باشند. اگر سطح اقتصادی خانواده پسر بالاتر باشد بهتر است. تفاوت زیاد و چشمگیر موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها گرچه جزو ملاکهای اصلی نیست، اما سازگاری و رضایت از زندگی را آسیبپذیر میسازد.
فرهنگ خانواده
فرهنگ، نگرشهای فردی و اجتماعی نسبتاً پایداری است که از باورهای مذهبی و خصلتهای نژادی و قومی و طبقاتی ریشه گرفته و به صورت آیینهای مذهبی، آداب و رسوم اجتماعی و نیز پوشش، گویش فردی خود را نشان میدهد تناسب فرهنگی بسیار مهمتر از تناسب وضعیت اجتماعی اقتصادی است. از بین عناصر سازنده فرهنگ، بیشتر از همه باید تناسب مذهبی، نژادی و پس از آن همسانی در آداب و رسوم خانوادگی را جدی گرفت.
صداقت اعتماد میآورد. در روایات نقل شده از پیشوایان دین آمده است که برای گزینش افراد در کارهای مهم (مانند ازدواج) تنها به نماز و روزه که میتوانند با تکرار از محتوای معرفت و سازندگی خود خارج شوند و به صورت عادت درآیند بسنده نکنید، بلکه به صداقت و امانت داری بیشتر توجه کنید
میزان برونگرایی
برونگرایی و درونگرایی دو صفت مثبت و نسبتاً ثابت شخصیت هستند.
برونگرایانافرادی هستند خونگرم، اجتماعی، دارای دوستان متعدد، پرحرف و آغازگر گفتوگو، اهل مسافرت و تفریح، پرتحرک و علاقهمند به تنوع و هیجان.
درونگراهابرعکس، از محیطهای آرام خوششان میآید، با آنکه بیشتر آنها کمرویی و یا اضطراب اجتماعی ندارند، اما گشاینده سخن و گرمکننده مجلس نیستند. یکنواختی را بر تنوع ترجیح میدهند. از نظر روانشناسان انسانها در سه گروه برونگرا، میانگرا (نه برونگرا و نه درونگرا) و درونگرا قرار میگیرند. خوب است مرد برونگراتر از زن باشد و یا اگر زن برونگراتر است، فاصله خیلی زیاد با مرد نداشته باشد. زن خیلی برونگرا از همنشینی با مرد درونگرا خسته و ملول میشود و مرد او ناراضی و حتی بدبین.
شغل
شغل مناسب و خوب این ویژگیها را دارد: 1- سالم (خلاف قانون و شرع نباشد) 2- ثابت (ناپایدار نباشد. تغییر آن در مسیر مشخص قبلی و برای رشد بهتر صورت گیرد) 3- نزدیک به محل زندگی (اعضای خانواده شب را با هم بگذرانند) 4- دارای درآمد کافی 5- قابلیت رشد (با گذشت زمان امکان ارتقا یا افزایش تجربه و کارآمدی را داشته باشد) 6- برخوردار از محیط و همکاران سالم و هماهنگ.
دو شرط سالم و ثابت بودن از همه مهمترند. شغل همیشه باید سالم باشد. ثابت بودن را نیز باید به عنوان هدف جدی در نظر گرفت. یعنی اگر یک مرد جوان در آغاز زندگی، کارهای مختلفی را تجربه میکند و یا همزمان به چند کار میپردازد، ضروری است به گونهای برنامهریزی کند که شغل اصلی او در مسیر روشن و ثابتی که مطابق علاقه، استعداد، تحصیل و تجربه اوست قرار گیرد. شغل مناسب زن نیز همین ویژگیها را دارد. اما سالم بودن اصل شغل، سلامت محل کار و همکاران، نزدیک بودن به محل زندگی و منافات نداشتن با وظایف همسری و مادری (به ویژه در سه سال اول زندگی فرزندان) اهمیت بیشتری دارند.
تندرستی
نداشتن بیماریهای مزمن ناتوانساز، وخیم و سختدرمان و ژنتیکی که فرزندان را دچار معلولیت میسازد.
استقلال
ازدواج تبلور استقلال عاطفی، فکری و عملی است. کسی برای تشکیل خانواده آماده است که بتواند از نظر عاطفی دوری از پدر و مادر را تاب آورد و تعامل عاطفی سازنده و پایداری با همسر خود برقرار سازد. در برنامهریزیهای زندگی و حل مشکلات آن، مطابق سن، آگاهی و تجربه خود و البته با مشورت کارشناسان تصمیم بگیرد و عمل کند. ضد استقلال، وابستگی است که فرد جدایی از والدین را تحمل نمیکند، کوچکترین مسائل را با آنها در میان میگذارد و در تصمیم گیریها به خود و مشورت با همسرش اعتماد ندارد. روشن است که استقلال به معنای بیمهری به اعضای خانواده اولیه و مشورت نخواستن در اموری که والدین به آنها علم دارند نیست.
مسئولیت پذیری و فعالیت
تنبل و غیر فعال نبودن در اداره زندگی. بیخیالی و بیتعهدی در انجام وظایف. در مواردی، بیمسئولیتی با نداشتن استقلال همراه است ولی این دو خصوصیت میتوانند جدا از هم نیز باشند.
خوش اخلاقی
حُسن خلق سه نشانه دارد. 1- خوشرویی: در بیشتر زمانها داشتن چهرهای گشاده و شاد 2- پاکیزگی و زیبایی کلام: پرهیز از دشنام، تحقیر، تمسخر 3- نرمخویی: دور بودن از خشونت، لجبازی، قهر طولانی.
لازم نیست برای نشان دادن صداقت خطایی که فرد در گذشته انجام داده و دیگر تکرار نشده است، اعتراف کرد. چیزی را نباید پوشاند که با گذشت زمان و تحقیق آشکار میشود
پاکدامنی
پاکدامنی یعنی دوری از آلودگیها و روابط نامشروع جنسی، خویشتنداری و مقاومت در برابر وسوسهها و محرکهای غریزه جنسی و نیز نداشتن سابقه طولانی از رفتارها و دوستیهای غیراخلاقی.
سلامت روان
اطمینان از این که فرد دارای روانرنجوریهای مزمن و ناتوانساز،...) و روانپریشیهای شدتافزا نباشد.
سلامت شخصیت
نداشتن هر نوع اختلال شخصیت از قبیل رفتارهای شکلگرفته ضداجتماعی، بدبینی مرضی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر که با آزمون های روانشناسی قابل تشخیص هستند.
دینداری و ایمان
دینداری سه جنبه مهم دارد: 1- باورهای درست و روشن درباره خدا، جهان آخرت، انبیا و اوصیای الهی و حقایق نظام آفرینش 2- اخلاق به معنای داشتن فضیلتها و صفات مثبت درونی مانند صداقت، حیا، امانت، شکر، صبر،... و دور بودن از رذیلتها و صفات منفی مانند حسادت، تکبر، حرص،... 3- عمل به احکام دینی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات.
اخلاق هدف والای، تربیت دینی است که وجود انسان را از آلودگیها و پاک می کند. آرامش دیرپای درون و پیوند گرم، سازنده و امیدبخش با دیگران رهآورد فضیلتهای اخلاقی است. رعایت احکام شرعی انسان را در چارچوب دین قرار میدهد و از دام توجیه و خودفریبی میرهاند. مهمترین واجبات در اسلام نماز و روزه و در صورت تمکن مالی پرداختن خمس است و شایعترین محرمات: ارتباط جسمی و جنسی با نامحرم، کسب دارایی نامشروع و مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی است. در مورد صفات اخلاقی در حوزه همسرگزینی و خانواده، فضیلت راستگویی، پاکدامنی و حس خلق برای زن و مرد و خسیس نبودن برای مرد بیشتر اهمیت دارند.
شایستگی خانوادگی
خانواده چهار کارکرد مهم در شکلگیری شخصیت فرزند دارد: توارثی (ژنتیکی)، الگویی، تربیتی و دور نگه داشتن از آسیبهای اخلاقی، در خانواده شایسته پدر و مادر در درجه اول و برادران و خواهران بزرگتر، در درجه بعد، افرادی سالم و دور از مشکلات حاد اخلاقی هستند.
خانواده خوب محیطی آرام و بدون تنشهای شدید و مکرر دارد. طلاق، اعتیاد، بزهکاری، خیانت، خشونتهای پیدرپی و آسیب رساندن از نمایانترین نمونههای ناشایستگی خانوادگی است
راستگویی
صداقت اعتماد میآورد.در روایات نقل شده از پیشوایان دین آمده است که برای گزینش افراد در کارهای مهم (مانند ازدواج) تنها به نماز و روزه که میتوانند با تکرار از محتوای معرفت و سازندگی خود خارج شوند و به صورت عادت درآیند بسنده نکنید، بلکه به صداقت و امانت داری بیشتر توجه کنید. دروغهای عمدی و بزرگ اعتماد را از بین میبرد و بدبینی و ناامنی را جایگزین میسازد.
یادآوری: لازم نیست برای نشان دادن صداقت خطایی که فرد در گذشته انجام داده و دیگر تکرار نشده است، اعتراف کرد. چیزی را نباید پوشاند که با گذشت زمان و تحقیق آشکار میشود. مانند نادرستی در بیان سن، شغل، مدرک تحصیلی، بدهی مالی، عقد و ازدواج قبلی، بیماری ادامهدار، عیب و نقص جسمی و عضوی، جدایی والدین، مسئولیت ذهنی و جسمی یکی از اعضای خانواده.
تقلب هایی برای روز خواستگاری!
مهم ترین مرحله ازدواج، شناختی است که دو طرف قضیه، از عروس و داماد گرفته تا خانواده و متعلقات نسبت به همدیگر کسب می کنند. این که هر کدام با مسائل زندگی، خانواده، روابط اجتماعی و... چطور برخورد می کنند و این که اصلا در این زمینه ها آبشان با هم در یک جوی می رود یا نه، چیزی است که به سادگی به دست نمی آید اما به دست آوردنش می تواند یک قدم بزرگ شما را به جواب نهایی تان نزدیک کند.
در این بین، چی پرسیدن و چطور پرسیدن، حرف زدن و نحوه بیان موضع می تواند رسیدن به این نتیجه را ساده تر کند.
به طور کلی نوع سوال پرسیدن، چگونگی جواب دادن و نحوه ی بیان فارغ از محتوا می تواند نشان دهنده شخصیت یک فرد است. بنابراین در جلسات خواستگاری و معارفه های بعد از آن باید به این موارد دقت داشته باشید.
- سوالات شما به طور غیرمستقیم نشان دهنده ی ایده ها و تفکرات شماست. دقت در سوالاتی که از او می کنید و سوالاتی که از شما می پرسد شما را در شناخت بهتر کمک می کند.
- به جواب ها خیلی دقت کنید مثلا کسی که در جواب سوال «آیا گذشته خوبی داشته اید؟» استفاده بهینه از لحظات عمر را در تمام ابعاد مد نظر قرار بدهد، با کسی که فقط از نظر اقتصادی و خوش بودن گذشته را خوب می داند، خیلی فرق می کند.
- به جواب های او دقت کنید؛ چون چگونگی برخورد او با سوال یا برداشت شما، نشان دهنده نوع بینش و صفات شخصیتی اوست.
- در سوال و جواب علاوه بر اینکه به جواب های طرف مقابل توجه می کنید، به موضوع و ترتیب سوالات و حتی تاکید او روی بعضی از آن ها نیز دقت کنید؛ زیرا همه این ها با هم نشان دهنده ایده ها و تفکرات اوست.
- رابطه فامیلی و صمیمت بین خانواده ها یا آشنایی های محیط کار و تحصیل، شما را از گفتگوی مستقیم و تحقیق دقیق بی نیاز نمی کند و این نوع رابطه برای یک تصمیم درست کافی نیست.
- هیچ گاه چت کردن و ارتباط تلفنی به تنهایی نمی تواند روش خوبی برای خواستگاری باشد و جلسات حضوری قطعاً لازم است اما در بعضی موارد می توان استفاده های مناسبی از آن ها داشت مثلا در مواردی که خانواده ها در شهر یا کشور های متفاوت زندگی می کنند و امکان رفت و آمد کم تری دارند.
از چه چیزهایی بپرسیم؟
- در مورد مسائلی که در زندگی مشترک برای شما پیش می آید و برایتان اهمیت دارد، از قبیل روابط شما با خانواده او یا برعکس سوال کنید.
- در مورد بعضی موضوعات نظر فرد و خانواده او را با هم مقایسه کنید.
- حرف هایتان را واضح و روشن بگویید، طوری که او منظورتان را متوجه شود و بتواند درست تصمیم گیری کند.
- چنانچه در مورد خواسته هایی که برای شما نقش اساسی و محوری دارد با طرف مقابل به تفاهم نرسیدید یا با خواسته های او نتوانستید کنار بیایید، گفتگو را ادامه ندهید.
- در جلسات اول به معرفی کامل؛ یعنی اطلاعات اجمالی در مورد خودتان (تحصیلات، شعل، روحیات و عقاید) و موضوعات کلی یعنی هدف از ازدواج، انتظار از همسر آینده، برنامه آینده زندگی و خصوصیات بارز شخصیتی بپردازید و در جلسات بعد به تفصیل بیشتر و موضات جزئی تر.
- هدف هایی که برای زندگی آینده ی خود در نظر دارید و نمی توانید بعد از ازدواج از آن دست بکشید، باید در جلسات اول خواستگار با فرد مقابلتان در میان بگذارید.
- از خانواده تان بخواهید در زمانی که شما خصوصی گفتگو می کنید آن ها هم راجع به موضوعاتی چون (معرفی خود، محل سکونت فعلی و قبلی، اصالت، شغل، آداب و رسوم) گفتگو کنند و سعی کنند تا بحث به حاشیه کشیده نشود.
- در طول جلسات به تکرّر و گونه های مختلف سوالات را بپرسید تا هر گونه اشتباه و یا مخفی کاری آشکار شود.
سه خوان انتخاب همسر
این سخنان تلخ را بارها شنیدهاید و در نوشتههای كارشناسان خانواده خواندهاید كه پس از پیوند قانونی و شرعی زناشویی، ازدواجها در سه مسیر قرار میگیرند: گسستگی (طلاق)، آشفتگی و بالندگی. اگر پنج سال بعد از شروع زندگی جوانها، سری به خانه آنها بزنیم و پای درد دلشان بنشینیم، میبینیم شور عشق و عاشقی، جای خود را به خاموشی، جدایی، سردی، قهر و ملالت و یا غوغای نزاع و درگیری داده و بیشتر همسران جوان در حسرت روزگار آشنایی و نامزدی هستند.
بررسیها نشان میدهد كه «انتخاب نامناسب همسر»، مهمترین علت گسستگی و آشفتگی خانواده است. همسرگزینی درست و اصولی، سه شرط دارد: شناخت ملاكها، آگاهی از روشها و مراحل تشخیص و به كار بردن این روشها با دوراندیشی و شكیبایی.
ملاكهای همسرگزینی
ملاكها از كجا میآیند؟ آن هم در روزگاری که هر کس نسخه خود را برای دیگران می پیچد به چیزی باید اعتماد کرد؟ پاسخ این است كه از دو منبع اصلی علم و دین - كه در بیشتر موارد تائیدكننده و تكمیلكننده یكدیگرند - میتوان معیارهای همسرگزینی را استخراج كرد.
در اینجا سه روش را برای تشخیص ملاكها معرفی می کنیم.
1. گفتوگوها (گفتوگوی دختر و پسر و پدران و مادران آنها) 2. آزمونهای روانشناختی 3. تحقیق از افراد آگاه.
گفتوگوها: باید چند جلسه در منزل یكدیگر (بیشتر در خانه دختر ) دیدار و گفتگو صورت گیرد. بحثهای زیر در گفتوگوها سفارش نمیشود: مطالب بیارتباط با ازدواج، بیان رازها و خطاهایی كه در گذشته اتفاق افتاده و تكرار نشده و خداوند آنها را پوشانده است، صحبتهای عاطفی و یا فرستادن پیامكهای عاشقانه، سوال و كنجكاوی درباره مسائل جنسی.
جوانان باید درباره آینده، شغل، روابط با والدین، استقلال از خانوادهها و حساسیتهای كاری و اجتماعی گفتوگو كنند. سهم این بخش در تشخیص حداكثر 30 درصد است.
آزمونهای روانشناختی: یك روانشناس بالینی باتجربه با آزمونهای شخصیتی (حداقل سه آزمون معتبر) و همگرایی نتایج آنها میتواند حدود 20 درصد ملاكها را تشخیص دهد.
تحقیق: تحقیق سهم بیشتری (حدود 50 درصد) دارد. ضروری است درباره خانواده، رفتار، اخلاق، اعتقادات، فعالیتها و روابط اجتماعی فرد موردنظر از حدود هفده سالگی او و از طریق خویشاوندان، معلمان، استادان، دوستان، همكاران و همسایهها با حوصله و دقت اطلاعات لازم را جویا شد. پیشنهاد میشود یافتههای تحقیق، گفتوگو و هر نوع تردید و نگرانی در اختیار روانشناس قرار گیرد تا او كه فردی آگاه، باتجربه و بینظر است با تطبیق یافتههای هر سه منبع (گفتوگوها، آزمونها و تحقیقات) به ارزیابی آنها بپردازد.
مراحل تشخیص
مرحله اول: در روش سنتی، یعنی معرفی از طریق آشنایان میتوان از معرفیكنندگان درباره سن، سطح و رشته تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و تا اندازهای وضعیت فرهنگی خانوادهها پرسوجو كرد. این ویژگیها اگر مطابق ملاكهای مطلوب بودند، به مرحله دوم میرسیم.
مرحله دوم: ملاقات دختر و پسر در خانواده دختر. در این مرحله، پسند ظاهر، بررسی بخشی از مسائل خانوادگی و شغلی حاصل میشود.
مرحله سوم: گفتوگوهای دختر و پسر با هم و با پدران و مادران یكدیگر. در این مرحله و از این طریق بخشی از ملاكهای دینداری، حسن خلق و هدفهای شغلی و اجتماعی آینده بدست میآید.
مرحله چهارم: انجام تحقیقات و همزمان مشورت خواستن از روانشناس باتجربه.
نکته: در روش آشنایی در دانشگاه و محل كار (ارتباط به قصد ازدواج، آگاه كردن خانوادهها و پرهیز از دوستیهای صمیمانه و تماسهای نزدیك) بررسیهای اول و دوم در یك مرحله صورت میگیرد.
پرسش های جلسه اول خواستگاری
یکی از مهمترین و پیچیدهترین بخشهای خواستگاری سوال و جواب یا گفتگو میان دختر و پسر است. بسیاری از جوانان نمیدانند که چگونه باید سوال بپرسند. اصلاً از چه بپرسند و به کجا برسند.
در این بخش فهرستی از سوالاتی که باید در جلسات بیان شود، ارائه میگردد. البته شایان ذکر است که این سوالات تنها به عنوان نمونه برای آشنا شدن ذهن شما بیان میشوند و هر فردی با توجه به شناخت ویژگیها و مقتضیات خود، معیارهای ازدواج و اهمیت و حساسیت موضوعهای مختلف، قادر است سوالات را کم و زیاد یا تغییر دهد.
برای نتیجه بخش و مفیدتر بودن جلسات گفتگو بهتر است که در جلسه اول 8 محور مشترک از سوی دختر و پسر و 6 محور تخصصی از سوی دختر مطرح شود که به شرح ذیل میباشند.
محورهای هشتگانه مشترک میان دختر و پسر
1. معرفی
به عنوان اولین سؤال، پسر باید از دختر بخواهد تا خود را به صورت کامل معرفی و خلاصهای از گذشته زندگیش بیان نماید. پسر نیز متقابلاً باید خود را معرفی و خلاصهای از سرگذشتش را بیان نماید. سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، میزان تحصیلات، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات آنها، تعداد اعضای خانواده و وضعیت شغلی، تحصیلی و سنی آنها.
2. اعتقادی
در مرحله دوم دو طرف باید وارد سوالاتی شوند که انتظارات و ملاکهای اعتقادی فرد مقابل را محک زده و معرفی میکند. البته نوع این سوالات به اعتقادات فرد پرسشگر بستگی دارد. مثلاً:
- به نظر شما میزان پایبندی و اعتقاد به مسائل دینی چون نماز و روزه تاچه حد مهم است؟
3. خط مشی کلی زندگی
پاسخ به سوالات این بخش خط مشی زندگی فرد مقابل را نشان میدهد. مثلاً:
- زندگی آینده شما بر چه چیزی استوار خواهد بود: دستورهای دینی، فرهنگ غیر خودی یا سلیقه شخصی؟
4. پایبندی به ارزشهای فرهنگی
مثلاً نظرتان در مورد پوشش همسر آیندهتان و حضور در محافل و جمع نزدیکان و استفاده از فنآوری روز از جمله ماهواره چیست؟
5. استقلال فکری و احساسی
در این بخش میتوانید با برخی از سوالها میزان دهن بینی، وابستگی به پدر و مادر و دوستان، اجازه دخالت به دیگران و... را در فرد مقابل بسنجید.
- تا چه حد به نظر دیگران به ویژه پدر و مادر و دوستان در امور زندگی مشترک اهمیت می دهید؟
6. اهداف کلی زندگی
ممکن است فرد مقابل به علم، ورزش، هنر و ... علاقه بسیاری داشته باشید و شما نقطه مقابل او باشید. پس لازم است در این رابطه نیز بپرسید. مثلاً : هدف کلی و اصلی شما در زندگی چیست؟
7. ارتباطات اجتماعی
با این سوالات میزان اجتماعی بودن فرد مقابل و اینکه آیا همسری اجتماعی میخواهد یا نه را میتوان دریافت.
آیا شما فعالیت اجتماعی دارید؟ کجا و چگونه؟
اگر همسر آینده شما در محیط کار یا بین نزدیکان با نامحرمان با حفظ ضوابط شرعی و عرفی ارتباط داشته باشد، چه می کنید؟
8. ارتباطات فامیلی
ازاین طریق قادر خواهید بود تیپ شخصیتی فرد یعنی درونگرا یا برونگرا را دریابید و اینکه آیا در ارتباطات فامیلی و با دوستان مجرد خود زیاده روی میکند یا نه. مثلاً:
تا چه اندازه به رفت و آمد با دوستان و نزدیکان خود و نزدیکان همسرتان تمایل دارید؟
محورهای اختصاصی دخترخانم
1. شهر محل سکونت
بنا دارید با همسر آینده تان در کدام شهر زندگی کنید؟
2. نوع سکونت
آیا می خواهید مستقل زندگی کنید یا بنا دارید با والدینتان محل سکونت مشترک داشته باشید؟
نکته : در صورت تمایل به زندگی با والدین، باید مشخص شود که چگونه (در یک محله، یک مجتمع، یک آپارتمان، یک طبقه یا یک دستگاه ) می خواهد با آنان زندگی کند.
3. اشتغال مرد
وضعیت شغلی فرد باید شفاف و روشن بیان شود و کلی گویی در این مورد ( بازار، واسطه گری، وزارت خارجه و ... ) کافی نیست؛ زیرا در بازار، انواع شغل ها؛ در کار واسطه گری، انواع واسطه ها، و در وزارت امور خارجه، انواع سمتها وجود دارد. اینکه باید شغل فرد به صورت دقیق پرسیده شود به این دلیل است که برخی شغلها چون هنرپیشگی، سیاستمداری، نظامی گری و... جزء مشاغل خاص محسوب شده و نیازمند روحیهای خاص چه در خود فرد چه در همسر او میباشد.
4. فعالیت های سیاسی – اجتماعی
آیا موافق هستید که همسر آینده شما فعالیت سیاسی ـ اجتماعی داشته باشد و تا چه اندازه؟
5. اشتغال و تحصیل
آیا موافق هستید که همسر آینده تان اشتغال داشته باشد یا به تحصیل خود ادامه دهد؟
نکته : لازم است در مورد اشتغال(به خصوص درباره زنان)، به نوع آن ( مراکز تجاری، اداری، آموزشی و ... ) و در مورد تحصیل به سطح آن ( کاردانی، کارشناسی، ارشد و دکتری ) اشاره شود.
6. سطح زندگی
دختر خانم باید با پرسشهای این مرحله به روحیه فرد در میزان هزینه کردن برای زندگی و خساست احتمالی او پی ببرید. مثلاً: در زندگی مشترک تا چه حد به مسافرت و مهمانی دادن توجه خواهید داشت؟
در پایان گفت و گوی جلسه اول، در صورت احساس توافق کلی، مطالبی را که جنبه خصوصی و سرّی دارند مانند بیماریهای حاد یا خاص، اختلالات روحی – روانی، ازدواج پیشین، روابط قبلی با جنس مخالف، طلاق والدین و ... و حدود مهریه ( زیاد، کم و متعادل ) را مطرح کنید.
آشنایی های اینترنتی؛ خوب یا بد؟
چت کردن نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی ها وسیله مناسبی برای برقراری ارتباط با افراد مختلف به شمار می رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می شوند. البته قرار نیست پیش داوری کنیم و پرونده شناخت چتی را از همین اول ببندیم چرا که خیلی ها معتقدند با تغییر جوامع و رایج شدن روش های ارتباطی جدید، چت کردن هم می تواند جایگاه خود را به عنوان یک روش ارتباطی پیدا کند. به هر حال حتی اگر این فرضیه هم درست باشد، باید دید که در زمان فعلی و جامعه امروزی ما، چت کردن چقدر برای برقراری رابطه مناسب است و مهم تر از آن چقدر می تواند برای هدفی مثل ازدواج به کار گرفته شود.
مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.
در اغلب موارد ارتباط از چت روم به ارتباط تلفنی مبدل می شود. این ارتباط همچنان ادامه مییابد و طرفین هر روز بیشتر شیفته ی گفتار و بیان یکدیگر می شوند بدون آنکه حتی بدانند ظاهر همدیگر را می پسندند؟ شیوه رفتاری طرف مقابل از نظرشان مورد قبول است یا حتی جایگاه اجتماعی آنها و خانواده شان تناسبی با هم دارد یا نه.
شاید بگویید که روابط می تواند از این هم پیشرفته تر شده و وارد مرحله ارتباط رو در رو شود. به هر حال موارد زیادی اتفاق افتاده که دو طرف پس از ملاقات، با دیدن یکدیگر شوکه شده و متوجه می شوند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. اما چون پیش تر دلبسته و عاشق هم شده اند یا در بهترین حالت به هم عادت کرده اند، پذیرش واقعیت برایشان سخت می شود. این افراد حتی گاهی به سبب ترحم و یا ترس از نفرین وتهدید فرد مقابل و ... به ازدواج با او تن می دهند. لذا آشنایی از طریق چت راه مطمئن و معقولی نیست.
اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص
بنابراین آسیب های این روش آشنایی را می توان در چند گزینه خلاصه کرد
ـ معمولاً کسانی چت را انتخاب می کنند که به دلایلی نمی خواهند دیده و کاملاً شناخته شوند. بنابراین ارائه اطلاعات غلط توسط یکی از طرفین به دیگری، درصد بالایی را به خود اختصاص می-دهد.
ـ افراد در این نحوه آشنایی چون فقط از فرد مقابل خوبی میشنوند او را کاملاً آرمانی و خوب تصور میکنند چون روابط در این نوع از آشنایی براساس احساسات است.
ـ چت اعتیادآور است و معلوم نیست شخص با چند نفر در ارتباط بوده و هست. پس فرد را در آینده دچار سوءظن و سلب اعتماد می کند.
ـ این مورد را هزار بار شنیده اید. ما هم برای بار هزار و یکم تاکید می کنیم که اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص.
ـ در این گونه ارتباطات، شناخت جدی امکان پذیر نیست. چون دو طرف مراقب خود هستند و طبیعی است که فهرستی از معایب خود را در اختیار دیگری قرار نمی دهند.
ـ این ارتباط که ماه ها بدون هیچ آشنایی واقعی به طول می انجامد، می تواند فرد را درگیر توهمات و واقعیات ساختگی کند.
ـ در این روش آشنایی فقط یک یا دو تا از حواس افراد درگیر می شود. به همین دلیل اطلاعات غیر کلامی از فرد رو به رو ندارند.
ـ معمولاً خانوادهها از این گونه آشناییها و ازدواجها حمایت نم یکنند.
مزایای آشنایی اینترنتی
ـ بعد از آنکه گفتگوهای رسمی در چند جلسه با اطلاع خانواده ها انجام شد، چت می تواند راه مناسبی باشد برای تکمیل بحث یا مواردی که قبلاً از یاد برده اید. باید در نظر داشت که چت کردن بدون تشریفات انجام می شود و زحمت بیرون رفتن را به شما نمی دهد.
ـ با اخلاقیات و فرهنگ عموم مردم آشنا می شوند.
ـ چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابراز برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود. البته در صورتی که همه در بیان اطلاعات و خصوصیات خود صادق باشند.
- ازدواج اینترنتی در یک صورت می تواند موفق باشد که صرفاً نقش واسطه (معرف) را ایفا کند و دو طرف به شدت مراقب دلبستگی ها و شیدایی ها باشند و کر و کور نشوند که البته همین نوع ازدواج هم دو تا مشکل دارد که باید به آنها توجه کرد:
1. در ایران به طور معمول، والدین جوانان زیر بار چنین ازدواجی نمی روند.
2. حضور در چت روم و ارتباط با جنس مخالف ممکن است پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد طرفین از هم شود.
استفاده از اینترنت برای همسریابی ظاهراً آسان ترین راه تشکیل زندگی مشترک به نظر می رسد اما واقعیت این است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دائمی به حساب آید.
بازجویی در جلسه خواستگاری!
در جلسه خواستگاری، چطور پرسیدن سوالات همان قدر اهمیت دارد که چه چیز پرسیدن. بنابراین یاد گرفتن مهارت های سوال پرسیدن در روز خواستگاری تنها یک پیشنهاد نیست، بلکه ضرورت است. گفتگوی دختر و پسر در جلسه خواستگاری بهتر است در چند جلسه و با فاصله زمانی باشد تا در این فاصله فرصت کافی برای تفکر و ارزیایی و تحقیق وجود داشته باشند. ما هم برای شما چند توصیه داریم که عمل کردن به آنها می تواند به شفاف تر شدن این جلسه گفتگو کمک کند.
1- برای دستیابی به شناخت بیشتر از خانواده ی پسر و آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم و موقعیت اقتصادی آن ها، جلسه یا جلساتی از گفتگوها را در منزل پسر برگزار کنید.
2- تمام حرکات، حالات چهره و برخوردهای افراد و خانواده در ارزیابی نهایی موثر است و حتی نظم و چینش وسایل منزل، تابلوهای نصب شده به دیوار منزل و ... همه دارای پیام است.
3- از خانواده خود بخواهید فضای مناسب و زمان کافی برای گفتگو در اختیارتان قرار دهند زیرا قسمت عمده ی شناخت در همین گفتگوها حاصل می شود.
4- آنچه برایتان اهمیت دارد، سوال کنید نه مطالبی که به آن اعتقاد ندارید یا زیاد مطرح می شود زیرا نه تنها به شما کمکی نمی کند بلکه باعث سردرگمی تان می شود.
5- سوالاتی که دغدغه ی فکری شما نیست یا غیر از آن چیزی که هستید شما را نشان می دهد، نپرسید.
6- شرایط شغلی خود را با فرد مقابل در میان بگذارید تا در صورت پیش آمدن آن ها (قراردادی- ورشکستگی و رکود برای مشاغل آزاد- ماموریت ها) از قبل طرف مقابل خود را برای مواجهه با آن آماده کرده باشید.
7- اگر طرف مقابلتان از جواب سوال شما طفره رفت، سوالتان را به همان شکل در جلسات دیگر یا به طرز دیگری در همان جلسه بپرسید. در صورت جواب ندادن، به او بگویید جواب سوال خود را نگرفتم. واگر موفق نشدید باید از راه تحقیق به جواب برسید.
8- طفره رفتن از پاسخ به سوالات نشانه هشدار برای شماست؛ زیرا مسائلی را ممکن است از شما پنهان کند که زندگی شما را یک عمر تحت تاثیر قرار دهد.
9- سوال هایی که جواب آن نیاز به توضیح دارد، تشریحی بپرسید نه به صورت بله و خیر. مثلا به جای اینکه بپرسید آیا شما عصبانی می شوید سوال کنید موقع عصبانیت چه می کنید؟ چون به هر حال همه عصبانی می شوند.
10- اگر از جواب دادن او به سوالی قانع نشدید، از او بیشتر توضیح بخواهید تا به نتیجه ی دلخواه دست یابید.
11- از سوالاتی که در بط آن جوای نهفته است و طرف با بله و خیر می تواند از آن بگذرد، پرهیز کنید.
12- سوالاتی کلی نپرسید مثلاً ایمانتان در چه حدی است؟ این سوال باید به چند سوال تقسیم شود. (نماز، روزه، صبر در مشکلات و ...)
13- اگر طرف مقابلتان در پاسخ دادن درنگ کرد، زود قضاوت نکنید و او را متهم به چیزی نکنید.
بخش کلوب ازدواج تبیان
حاجت هیچ استخاره هست؟
استخاره مدت هاست که جای خود را در میان خانواده های ایرانی باز کرده است. خانواده هایی که در تنگناهای تصمیم گیری دست به دامن کتاب مقدس قرآن می شوند و از آن چاره جویی می کنند. ازدواج هم که دیگر جای خود دارد و خیلی ها جواب استخاره را مبنای بله گفتن یا نه گفتن شان قرار می دهند. اما آیا واقعا ازدواج از آن مقوله هایی است که به قول معروف در آن حاجت هیچ استخاره نیست یا باید در تصمیمی به این بزرگی از اتکای صرف بر عقل ترسید و به قرآن تفال زد؟
استخاره در لغت به معنای طلب خیر و نیکویی جستن از خدا و در اصطلاح به معنای واگذار کردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن درنگ و تأمل دارد و به تحیر رسیده است.
امام خمینی (ره) هم در کشف الاسرار در توضیح معنای استخاره میفرمایند: «پس از آن که انسان به کلی در امری متحیر و وامانده شد، به طوری که نه عقل او را به خوبی و بدی آن راهنمایی کرد و نه عاقل دیگری راه خیر و شر را به او فهماند، و نه خدای جهان دربارهی آن کار تکلیفی و فرمانی داشت که راهنمای او باشد، در این صورت هیچ راهی برای پیدا کردن خوب و بد در کار نیست و دیندار و بیدین به ناچار یک طرف را اختیار میکنند. در اینجا خداوند یک راه امیدی بر روی انسان باز کرده است که به او پناه ببرد و از او یاری جوید».
حقیقت این است که نگاه مطلق داشتن به استخاره و حذف نقش عقل و تحقیق و تفحص، به نوعی شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت تصمیم گیری و بی گدار به آب زدن است. یکی از اصلی ترین شرط-های استخاره این است که در جایی که عقل می تواند درست و نادرست را از هم تفکیک کند، استخاره جایی ندارد. بنابراین، با تفکر در امور مختلف به خصوص تصمیم مهمی مثل ازدواج راههای دیگری پیش روی فرد قرار میگیرد در حالیکه استخاره با شرایط ویژه آن ـ تنها مصلحت فرد را در موردی تعیین شده مشخص میکند. حال آن که تفکر گزینههای دیگر را هم پیش روی انسان قرار میدهد.
استخاره با مشورت هم تضادی ندارد. حتی در برخی از روایات مشورت با مؤمنان نوعی استخاره دانسته شده است. یعنی خداوند متعال، خیر انسان را بر زبان یکی از طرفهای مشورت جاری میکند. قرآن کریم حتی در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله توصیه میکند که با مردم مشورت نمایند و سپس تصمیم بگیرند.
بنابراین باید توجه داشت که تفکر و مشورت دو امری هستند که بر استخاره مقدمند. یعنی اگر فرد فکر کرد، معیارهایش را سنجید، تحقیق کرد و بعد مشورت نمود ولی باز در تحیر ماند و به نتیجه نرسید باید به استخاره روی آورد.
دلایل استخاره کردن
1. رفع تحیر
با توجه به تعریف استخاره، جایگاه اصلی استخاره هنگام تحیر است بنابراین پس از استخاره کردن، تردید فرد از بین میرود.
2. اطمینان
پس از استخاره در صورتی که فرد با شرایط لازم استخاره را انجام دهد، برای او اطمینان حاصل میشود. اینکه فرد بخواهد کاری را با دودلی پیش ببرد میتواند در پیشرفت کار او تأثیرگذار باشد و با هر ناملایمتی به این فکر بیفتد اگر کار دیگر را انجام میداد یا از انجام این کار منصرف میشد، بهتر بود.
3. جدیت
جدیت یعنی فرد تمام امکانات خود را در راه انجام هدف متمرکز کند. شخص پس از استخاره با شرایط آن اطمینان مییابد که خیر و مصلحتش در چه کاری است. از این رو تمام تلاشش را به کار میبندد. این عامل باعث میشود پیشرفت فرد بیشتر شود و در دستیابی به هدفش موفقتر باشد.
با این حساب، استخاره برای ازدواج در صورتی که بعد از طی همه مراحل به تردید برسید لازم است تا دیگر جایی برای اما و اگرهای بعدی باقی نماند. اما در مواردی که بعد از انجام کامل همه مراحل جواب کاملاً مشخص بود، استخاره گرفتن بیمورد است.
ازدواج درمانگاه نیست
«ازدواج کند خوب می شود»، «درمان این درد ازدواج است»، «بچه م مریض نیست، بدخلقی اش مال بی زنی است» و.... حتما بارها جملاتی مشابه اینها را شنیده اید که وقتی پای صحبت بدخلقی، رفتارهای عجیب و بیمارگونه یا اختلال های رفتاری کسی به میان می آید، از زبان اطرافیان شنیده می شوند. بیماران بالقوه یا بالفعلی که با فشار اطرافیان به یک زندگی زناشویی وارد می شوند و اغلب به یکی دو سال نرسیده، مهر طلاق را پای عقدنامه شان می بینند.
حقیقت این است که ازدواج هیچ بیماری را درمان نمیكند. این را بارها روانشناسان در رسانه ها اعلام کرده اند و هنوز هم خانواده هایی هستند که با نسخه های سنتی و بی اساس، پایه های یک زندگی سست را بنا می کنند. بیماری های روانی گاهی کاملا مشهود هستند و گاهی پشت پرده رفتارهای اجتماعی پسندیده یا کنترل شده قرار می گیرند با این حال در روابط نزدیک تر، همه اطرافیان از این رفتارها کلافه می شوند و به ستوه می آیند. در این موارد، احتمال اختلالات شخصیت پررنگ می شود. اختلال هایی که خیلی سخت برملا می شوند و سخت تر از آن درمان.
بررسیهای روانشناسان بالینی و روانپزشکان نشان داده است که شناخت کسانی که اختلال شخصیت دارند در برخوردهای کوتاه مدت کار سادهای نیست. زیرا این افراد غالباً در ابتدای آشنایی تصویر بسیار خوبی از خود در ذهن شما به جای میگذارند. آنها ممکن است در حیطه کاری، فعالیتهایی اجتماعی افراد خوب و شایستهای جلوه کنند. علاوه براین، فرد دچار اختلال شخصیت میتواند مانند بسیاری از افراد دیگر زیبا و باهوش باشد و چنین چیزی موجب شود درباره او نگاه مثبتی پیدا کنید. حتی متخصصان روانشناس، در جلسه اول درمان، تشخیص صحیحی درباره آنها نمیدهند.
دومین چیزی که شناسایی فرد دارای اختلال شخصیت را دشوار میسازد این است که برای شخص او لازم است به طور دقیق از گذشتهاش، به ویژه الگوها و مشکلات رفتاری و روابط ناخوشایند او با دیگران و... اطلاع کافی داشت. از آنجا که در اوایل رابطه، دوران آشنایی، خواستگاری و حتی اوایل نامزدی، پی بردن به چنین گذشتهای میسر نیست بنابراین هیچ تعجبی ندارد که نتوان در اوایل آشنایی چنین فردی را شناخت.
یک تحقیق بسیار معتبر نشان داده است که اختلال شخصیت باعث ایجاد مشکلات روانی، اجتماعی حقوقی و شغلی میشود. برای مثال فرد دارای اختلال شخصیت مرزی احتمال بیشتری دارد که افسرده شود و یا فرد جامعه ستیز در مقایسه با دیگران بیشتر احتمال دارد که به مصرف مواد مخدر یا الکل اعتیاد پیدا کند و نیز کسی که دارای اختلال شخصیت پارانویید است بیش از دیگران با همکاران خود به درگیری و نزاع بپردازد.
در این شرایط، شاید اولین راهی که به نظر می رسد این باشد که باید با برقراری ارتباط زیاد و رفیق حجره و گرمابه و گلستان بودن با فردی که قرار است با او پیوند ازدواج برقرار شود او را بشناسیم و در واقع روابط و مسائل گذشته او را بررسی کرده و به شناخت کارکردها و مشکلات روانی، شغلی، حقوقی و اجتماعی کنونی و جاریاش برسیم. اما مشکل اینجاست که چنین روابطی که منجر به این عمق از شناخت می شود، در فرهنگ ایرانی- اسلامی ما کاربردی ندارند و حتی اگر در موقعیت خاصی چنین امکانی فراهم شود، وابستگی عاطفی در طول رابطه آنقدر زیاد می شود که عملا شناخت منصفانه و واقع بینانه غیرممکن است.
متاسفانه در بیشتر موارد هنگامیکه جوانی به فرد دیگری علاقمند می شود، غالباً علائم اختلال شخصیت او به عنوان رفتارهای خوب و پسندیده می بیند و مجذوب آنها می شود.
بنابراین نسخه بعدی که پیچیده می شود، مشورت است. مشاوره با کسی که یک سر و گردن از شما بالاتر است، بیشتر می داند، بیشتر تجربه کرده و علم بیشتری دارد. مشخصا چنین کسی نمی تواند همسایه، دوست یا قوم و خویش میانسال شما باشد. تجربه این افراد در جای خود کارآمد است اما وقتی پای سنجش شخصیت به میان می آید و می خواهیدفردی را که قرار است شریک زندگی شما باشد، از نظر سلامت روانی و شخصیتی بسنجید، باید سراغ یک روانشناس دلسوز و کارآزموده بروید تا با چند جلسه مشاوره و انجام تست های روانشناسی، شناخت دقیق تری از یکدیگر به دست آورید. یادتان باشد ازدواج به همان اندازه که مهم و پر ریسک است، به همان اندازه ارزش توجه، دقت و تحقیق دارد.
ملاک های انتخاب همسر در اسلام
در اسلام، احادیث و روایات زیادی وجود دارد که مبنای یک خانواده قرآنی و اسلامی را شرح می دهند. مروری بر این روایات می تواند به شما کمک کند تا ذهنیت روشن تری از ازدواج، انتخاب همسر و پایه ریزی زندگی آینده تان به دست آورید.
1- پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند: کسی که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خدا او را به همان مال واگذار می کند، کسی که با زنی به خاطر زیبایش ازدواج کند، از او زشتی خواهد دید پس بر شما باد به زن دیندار. (تهذیب الاحکام، ج 7، باب اختیار الأزواج، ص 399)
2- مؤمن کفو مومن است. (وسائل الشیعة، ج 20)
3- پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمودند: از گل شوره زار بپرهیزید. سؤال شد گل شوره زار چیست؟ فرمودند: زن زیبایی که در خانواده ی بد پرورش یافته است. (کافی، ج 5، باب اختیار الزوِجة، ص 332)
4- اگر جوانی به خواستگاری آمد که دین و امانت او را پسندیدید، به او زن دهید در غیر این صورت زمین را فتنه و فساد خواهد گرفت. در روایت دیگری بجای امانت، اخلاق ذکر شده است. (مستدرک الوسائل، ج 14، ص 187)
5- در قرآن کریم آمده زن و مرد مانند لباس یکدیگرند. نتیجه آن که اولاً باید با هم متناسب و اندازه ی هم باشند؛ چون هر کسی با توجه به اندازه و روحیه ی خود لباس انتخاب می کند. ثانیاً باید حافظ و پشتیبان هم باشند؛ مانند لباس که انسان را در مقابل گرما و سرما حفظ می کند. ثالثاً زن و شوهر آبرو و زینت هم هستند؛ مانند لباس که باعث زینت و آبروی ماست. (سوره بقره آیه 187)
6- پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله فرمودند: کسی که با زنی ازدواج کند و ازدواج نكرده باشد مگر برای زیبایی آن زن، آنچه را که دوست می دارد در او نخواهد دید و کسی که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند متعال او را به همان مال وی واگذارد، پس بر شما باد به ازدواج با زن با ایمان. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 6)
7- امیرالمؤمنین - علیه السّلام - فرمودند: نیکوترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است و آن خصلتها عبارتند از: تکبر، ترس و بخل، پس اگر زن متکبر باشد اجازه ندهد کسی به او دست یازد و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ کند و در صورتی که ترسو باشد، هراسان می شود از هر چه که عارض او شود. (نهج البلاغه، حکمت 234)
8- امام رضا - علیه السّلام - فرمود: خداوند متعال شب را برای استراحت و آرامش قرار داده و زن را نیز مایه آرامش مرد قرار داده است و از سنت پیامبر است ازدواج در شب و طعام دادن. (سنن النبی، ص 147)
9- امام صادق - علیه السلام - فرمود: مرد برای اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نیاز دارد حتی اگر در طبیعت او نباشد: خوش رفتاری، گشاده دستی سنجیده و غیرت برای حفاظت از آنها. (تحف العقول، ص 322)
خواستگار زن است یا مرد؟!
«چرا ما دخترها همیشه باید صبر کنیم تا کسی به خواستگاریمان بیاید و اگر از پسری خوشمان بیاید نمیتوانیم به خواستگاریش برویم؟» این یکی از مهمترین سوالاتی است که این روزها در ذهن خیلی از دخترها به وجود می آید. به خصوص کسانی که ساختارهای فعلی را به دنبال راه و روش های جدیدتری کند و کاو می کنند و دنبال نوآوری هستند.
این فقط مخصوص جامعه ما نیست که طبق رسم و عادت قدیمی، خانواده پسر به خواستگاری دختر می روند. حتی این سنت به جوامع شرقی هم محدود نمی شود و ریشه در تاریخ هزاران ساله بشر دارد. خواستگاری پسر از دختر از فطرت مرد و زن نشأت میگیرد و مرد همیشه خواهان است و زن خوانده .
به بیان دیگر با وجود مشابهت میان هوش و توانمندی ذهنی دختران و پسران، تفاوتهای موجود در ویژگیهای زیستی و عاطفی دخترها و پسرها ویژگی های شخصیتی متفاوتی به آنها می دهد که بر اساس آن سنت غالب جوامع شکل می گیرد.
این که دخترها در کنار وظیفه خطیر همسری و آرامشگری، از ارزشمندترین قابلیت انسانی یعنی توانایی مادر بودن نیز بهره مندند، نشان دهنده شخصیت کمال جوی زنان است که قابلیت و شایستگی دخیل شدن در پروسه آفرینش را همراه با ویژگی های خاص زیستی و صفات برجسته عاطفی و احساسی در آنها به وجود می آورد. وظیفه بزرگ و سرنوشت ساز مادری از نشانه های شخصیت برتر و کمال وجودی زنان است و به این معناست که زنان از احساساتی لطیف و عواطفی فوق العاده عمیق، برخوردارند که باعث پدید آمدن نگرشها، رفتارها و نیازهای ویژه ای در وجود آنان میشود. در حالی که که مردان دقیقاً برعکس زنان هستند. البته باید توجه داشت که تفاوتهای زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه این تفاوتها بیانگر ویژگیها و نیازهای خاص، قابلیتها و مسئولیتهای ویژه و در خور هر کدام از آنها است.
بنابراین برای زنان که وجودشان منبع احساسات، عطوفت و مهرطلبی و تمایل درونیشان مبتنی بر محبوب و معشوق بودن است و دوست دارند که بر دل و جان مرد حاکم باشند ، بسیار دشوار خواهد بود از مردی برای ازدواج خواستگاری کنند و احیاناً جواب رد بشنوند و سراغ فرد دیگری بروند.
باید پذیرفت که این امر با ویژگیهای خاص شخصیتی زنان سازگار نیست. اما درمقابل برای یک مرد بیشتر قابل تحمل است که از دختری خواستگاری کند و پاسخ رد بشنود و بعد از مدتی از دختر دیگری خواستگاری کند و او ناز کند، بهانه بیاورد، شرط بگذارد و نهایتا" جواب منفی بدهد. این سیر معمولاً برای پسرها ادامه دارد تا زمانی که سرانجام از دختری پاسخ مثبت بگیرند.
به بیان دیگر خواستگاری مرد از زن به خاطر بالا بودن ارزش، حیثیت، لطافت، ظرافت و قشنگی زن است.گوهر را در موزه نگهداری میکنند و خواستاران جهت دیدن از آن موجود ارزشمند به سراغش میروند. به همین دلیل کاملاً خلاف فطرت، احترام و شخصیت زن است که به دنبال مرد برود.
عده ای از خانمها معتقدند که چون قادر به خواستگاری رفتن نیستند پس در انتخاب همسر آزاد نیستند. در حالیکه وقتی آقا پسر به خواستگاری دختر خانم میرود، این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده واژهی آری یا خیر میباشند و پسر تنها شنونده این الفاظ است. بر این اساس پر واضح است که نه تنها خواستگاری آقایان از خانمها به معنای محدودیت آزادی و اختیار خانمها در حق انتخاب همسر نیست بلکه نشاندهنده حق انتخاب بالای آنهاست.
البته لازم به ذکر است که این امر(خواستگاری دختر از پسر) در اسلام رد نشده است بلکه نمونه هایی از آن نیز در زندگی بزرگانی چون حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و دختران حضرت شعیب به چشم میخورد.
« ناگهان یكى از آن دو دختر به سراغ موسی آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمىداشت، گفت: پدرم از تو دعوت مىكند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد. هنگامى كه موسى نزد او ( شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتى!»
شعیب گفت: «من مىخواهم یكى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم.... » (قصص/27 و 25)
راهکار
همانطور که اشاره شد دختر خانم میتواند در شرایطی که از پسری خوشش آمده و او را لایق همسری میداند، از او خواستگاری کند. ولی این امر باید به شکلی صورت پذیرد که اگر پاسخ پسر منفی بود، ارزش معنوی دختر خانم کم نشده و او ضربه روحی نبیند؟
یکی از برترین راهها برای رسیدن به این مقصود استفاده از معرف آشنا و امین است. یعنی اگر دختری خواستار ازدواج با پسری بود نباید خودش مستقیماً خواستگاری نکند بلکه بهتر است ابتدا فرد امینی را که هم او و هم پسر را میشناسد، پیدا کند و موضوع را با او در میان بگذارد. معرف میتواند فردی از خانواده دختر یا یکی از آشنایان و دوستان مشترک طرفین باشد.
سپس معرف باید به صورت غیر مستقیم با فرد مقابل صحبت کرده و او را ترغیب به ازدواج با آن دختر نماید. نکته مهم در این ماجرا آن است که معرف و دختر خانم (چه ازدواج صورت پذیرد چه نپذیرد) باید این راز را تا آخر عمر حفظ کرده و برای پسر و اطرافیان بازگو ننمایند.
انتخاب همسر در دانشگاه
دوران دانشجویی بهترین زمان و دانشگاه بهترین مكان برای همسرگزینی است. چون نسبت به روشهای دیگر از امتیازات زیر برخوردار است. مثلا این که دانشجویان نسبت به نوجوانان دبیرستانی كه با التهاب غریزی و احساسی وارد رابطه های نافرجام میشوند، پخته تر و رشدیافته ترند و می توانند علاقه های خود را به ازدواج برسانند. از سوی دیگر، افرادی كه در یك دانشگاه درس می خوانند از نظر سنی، تحصیلی، فكری، علایق و انتظارات با هم تناسب و هماهنگی دارند. ضمن این که به خاطر حضور طولانی دختران و پسران دانشجو در كنار هم، علاوه بر پسند ظاهر، امكان شناخت ویژگی های رفتاری، روانی و اخلاقی یكدیگر برایشان فراهم تر است. از سوی دیگر، حضور تعداد زیاد جنس مخالف امكان مقایسه را به وجود می آورد و این تضمین را می دهد كه برخورد سریع و احساسی با یك نفر او را در دام عشق گرفتار نكرده است.
اما بد نیست اول نگاهی كلی و گذرا به وضعیت ازدواج بیندازیم و آنگاه انواع شیوههای دستیابی به همسر آینده را با یكدیگر مقایسه كنیم. حقیقت این است که بعد از ازدواج، كاروان كوچك خانواده در یكی از این سه مسیر قرار میگیرد و حركت میكند: گسستگی، آشفتگی یا بالندگی.
گسستگی
عوامل گوناگونی پیوند شرعی و قانونی همسری را از هم میگسلد و آنها را به جدایی میكشاند. آشكار شدن ناراستیها و نیرنگها، پدیدآمدن كژرفتاریهای ریشهدار مانند سوء مصرف مواد، الكل، خیانت، پرخاشگری و خشونت پیدرپی، كمبود استقلال و مسئولیتپذیری، و نیز بهكار گرفتن روشهای ناپسند و غیر كارامد برای رفع مشكلات و اختلافهای قابل انتظار از مهمترین این عوامل هستند.
آشفتگی
در بسیاری از موارد، زنان و شوهران ناسازگار به خاطر عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی از هم جدا نمیشوند، اما خانواده به جای آنكه كانون پرطراوت شادی و امید باشد، به سرزمین آشفته و رنج آفرینی تبدیل میشود كه تندرستی، آرامش، پاكی و مسئولیت ساكنان خود را آرامآرام میگیرد و از بین میبرد. اگر افراد خانواده، بهویژه زن و شوهر، پیوسته درگیر مشكلات زیر باشند، با نشانههای اصلی خانواده آشفته روبهرو هستیم: سكوتهای درازمدت، برخوردهای آزاردهنده كلامی و جسمی، فاصلهگرفتن عاطفی و جسمی از یكدیگر، ناهماهنگیهای فكری و عقیدتی، بیماریهای روانی و روانتنی متناوب، ناخشنودی جنسی و كاهش تدریجی عزت نفس.
بالندگی
قرآن خانواده را آیت بزرگ خداوند میداند كه مركز پیدایی و پرورش آرامش، مودت و رحمت است (روم، 21). اگر خانوادهای این ویژگیها یا كاركردها را به همراه مشخص بودن و انسجام نقشهای هر یك از اعضای خود داشته باشد (نساء/34)، همسران و فرزندان اندوهزدا و سرورآفرین هم میشوند و به چكاد بلند رهبری و پیشوایی پارسایان و شایستگان روزگار میرسند (فرقان/74). رسیدن به این مرتبه از ثبات و بالندگی در گرو سه شرط است: انتخاب مناسب و درست، آموزشهای سازنده و مستمر و برخورداری از مشاوره هنگام ضرورت.
از این سه مورد، انتخاب مناسب مهمتر و مؤثرتر از بقیه است، چون زیربنای آن دو به حساب میآید.
مهمترین ویژگیهایی كه در انتخاب همسر باید در نظر گرفت عبارتند از:
1ـ پسند ظاهر(چهره، قد و اندام)؛
2ـ سن مناسب؛
3ـ تناسب سطح و رشته تحصیلی؛
4ـ همسانی وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانوادهها؛
5ـ هماهنگی فرهنگی (مذهب، نژاد و آداب و رسوم)؛
6ـ همسطح بودن برونگرایی؛
7ـ شغل مناسب (ثابت و سالم)؛
8ـ تندرستی؛
9ـ انگیزه و توان فرزندپروری
به کی اعتماد کنیم؟
هر دانشجو، به خصوص دانشجوی دختر، باید بداند در محیط كار و تحصیل با سه گروه از افراد جنس مخالف برخورد می كند: همكاران، هوسرانان و خواستگاران. همكار می تواند استاد، كارمند اداری یا یك همكلاسی باشد. او فرد محترمی است كه یا ازدواج كرده و یا برای ازدواج آمادگی و تناسب لازم را ندارد. ارتباط با همكار باید در همان چارچوب و وظیفه مشخصی باشد كه در دانشگاه تعریف شده است. هر نوع برخورد كلامی، رفتاری و دیداری خارج از مرزهای تعیین شده زیان آور و ناپسند است.
هوسرانان را در هر گروه می توان دید، ولی بیشتر آنان پسران دانشجویی هستند كه به خاطر زمینه های تربیتی نادرست و تجربه های غیراخلاقی در گذشته، در كمین دختران ساده دلی قرار می گیرند كه فریب ظاهر جذاب و زبان چرب آنان را می خورند. هوسرانان می دانند كه دختر دانشجو را نمی توان راحت و صریح به خلوته ای گناه آلود كشاند. از این رو، با پیشنهاد ازدواج، دام هوس را می گسترانند. معدودی از مردان متأهل كه دردناكانه در كسوت مقدس معلمی قرار گرفته اند نیز با وعده ها و تهدیدهای آموزشی، دختران كم تجربه را وادار به رابطه های ناشایست می كنند.
گروه سوم جوانان متین و پاكدامنی هستند كه می خواهند با دخترانی خوب و تحصیلكرده ازدواج كنند. برای اینكه بتوان با چنین دانشجویان شایسته ای پیوند زناشویی موفقیت آمیز و بالنده ای برقرار كرد، توصیه می كنیم دختر و پسر در ترم های اول و دوم رابطه های عاطفی و عاشقانه برقرار نكنند. یعنی اگر از كسی خوششان آمد یا دانشجویی به آنها پیشنهاد دوستی و ازدواج داد، به كشش احساسی و غریزی خود میدان ندهند و گفت وگوی كوتاه را به رابطه های طولانی و پنهان از والدین خود نكشانند، بلكه بگذارند فارغ از تب و تاب احساس و دور از میدان مغناطیسی عشق، قطب نمای عقلشان جهت درست را نشان دهد.
باید درباره فرد پیشنهاد دهنده هماهنگی ها و تناسب هایی را كه در بحث ملاك ها گفتیم، بررسی كنند و مطمئن شوند كه خود و فرد مورد نظرشان بهراستی انگیزه، توان و امكانات تشكیل زندگی را دارند. در صورتی كه نتیجه بررسی ها مثبت بود، اشكالی ندارد كه حداكثر سه جلسه با او در مكان های عمومی صحبت و سپس با پدر و مادر یا یكی از خویشاوندان آگاه مشورت كنند.
چطور درباره خواستگار تحقيق کنيم؟
اگر به 30 سال قبل برگرديد و حرفي از تحقيق و پرس و جوي خواستگاري بزنيد، به احتمال زياد همه با چشم غره نگاهتان ميکنند و ميگويند زبانت را گاز بگير! مگر به دختر/پسر حاج فلاني شک داري؟ حقيقت اين است که تا همين چند سال قبل، ازدواج آنقدر «درون شبکهاي» بود که کمتر کسي ضرورت تحقيق پيش از ازدواج را احساس ميکرد. منظور از درون شبکهاي، ازدواجهاي فاميلي، واسطهاي يا همسايگي است که رسميترين شکل ازدواج ايراني به حساب ميآمدند.
امروز اما با پيچيده شدن روابط، تغيير الگوهاي آشنايي و ازدواج، زياد شدن مهاجرت و حتي بالا رفتن مشکلات زمينهاي مثل اعتياد يا بيماريهاي عصبي، ازدواج ديگر به سادگي و کم خطري گذشته نيست. در واقع همان قدر که ريسک ازدواج بالا رفته، ضرورت تحقيق و دقت و شناخت هم بيشتر شده است.
در ازدواج دو نوع تحقيق وجود دارد؛ تحقيق اوليه و تحقيق اصلي. تحقيق اوليه مختصر است و قبل از اجازه گرفتن براي خواستگاري انجام ميشود و مسئله همتايي خانوادهها از جهت اجتماعي، فرهنگي و ديني مد نظر است.
سؤالات اوليه درباره سن، تحصيلات، خدمت نظام وظيفه، شهر محل زندگي و... در همان تماس تلفني براي قرار خواستگاري پرسيده ميشود.
تحقيق اصلي پس از خواستگاري و جلسات گفتگوي پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام ميشود. بنابراين براي انجام چنين کار مهم و ظريفي، بايد چند نکته مهم را بدانيد:
• از چه چيزي تحقيق کنيم؟
مسلم است؛ از خواستگار! اما اين که چه چيزهايي را درباره خواستگار بايد بدانيد، نکته مهمي است که خيليها ساده از کنار آن ميگذرند. با اين توجيه که: شناخت کامل زير يک سقف به دست ميآيد. اما واقعيت اين است که بخش مهمي از شناخت مربوط به همين پرس و جوهاست. شما درباره اين ويژگيها بايد از اطرافيان عروس خانم يا آقاي داماد پرس و جو کنيد: الف) خانواده، ب)رفتار فردي و اجتماعي، ج)دوستان، د) مسئوليتپذيري ه)رعايت حقوق ديگران، و)اعتقادات مذهبي، ز)تواناييهاي او.
سوالاتتان هم حول و حوش اين موضوعات خواهد بود
- صفت بارز اخلاقي او چيست؟
- تا به حال عصباني شدنش را ديدهايد؟ اين جور وقتها چطور رفتار ميکند؟
-رفتار اجتماعي او را چطور ميبينيد؟ روابطش با دوستان و خانواده چطور است؟
-كدام صفات اخلاقي را در او بيشتر ميبينيد؟
- عصبانيت او را در چه مواقعي ديدهايد؟
-با چه افرادي (چه تيپ شخصيتي) رفتوآمد ميکند؟
- اجتماعي است يا منزوي؟
-تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟
- چقدر به قولي که ميدهد پايبند است؟
- تلاش او براي کسب روزي حلال چگونه است؟ و...
از چه کساني تحقيق کنيم
1- تحقيق از آشنايان
بستگان شخص از روحيات، اخلاق و کردار او باخبرند. ميتوان درباره فرد مورد نظر از آنها تحقيق کرد. البته اين به تنهايي کافي نيست چون ممکن است خويشاوندان، مصلحتانديشي کنند.
2- تحقيق از دوستان
دوستان نزديک فرد که مدتي با او در تماس و معاشرت و دوستي بودهاند منابع خوبي براي تحقيق هستند.
دوستي محصول هم رنگي و تفاهم است و معمولاً افراد درستكار با افراد ناشايست و بيبندوبار دوست نميشوند. در واقع دوستان هركس تا حدي منعكسكننده روحيات او هستند.
3- تحقيق از محل کار يا تحصيل
اين افراد ممکن است مطالبي درباره شخص مورد نظر بدانند که حتي خويشان و دوستان نزديک او ندانند. اين روش تحقيق از دو روش پيش بهتر نيست اما کامل کننده آنهاست. از اين طريق ما قادر به شناخت فرد در زمينههايي هستيم مانند: نحوه برخورد او با ارباب رجوع، نحوه مراوده با همکاران، همکاري و سازش با ديگران و پايبندي به اعتقادات ديني.
4- تحقيق از همسايهها
اين رايجترين روشي است که افراد با آن تحقيق ميکنند. با تحقيق در محل کار و تحصيل ميتوان به شناختي از فرد و روحيات او دست يافت، اما با تحقيق در محل زندگي او، امکان شناخت خانواده هم ميسر ميشود. البته مشروط بر آنکه اعضاي خانواده او در محل سکونت فرد مورد نظر حضور داشته باشند و علاوه بر آن مدتي از زمان سکونت آنها در آن محل گذشته باشد تا همسايگان به شناختي هرچند نسبي از آن خانواده رسيده باشند. از همسايگان در مورد اخلاق در خانه، سابقه دعوا و يا رفتار بد در محله پرسوجو كنيد اما مواظب باشيد كه جزئيات خواستگاري و ارتباط با آنها را بر ملا نكنيد؛ چون ممكن است همسايهها بعداً مزاحمت ايجاد كنند.
5- تحقيق از معرف
در مورد ازدواجهايي با حضور يک معرف، اگر فردي که دختر و پسر را به هم معرفي ميکند، نسبت به اهميت کار خود آگاه باشد و آن را با شناخت کافي نسبت به روحيات دو طرف انجام دهد، منبع خوبي براي شناخت و تحقيق خواهد بود.
6- صحبت با فرد مورد نظر
بعد از همه اين راهها ميتوان جلساتي براي گفتگوي خانوادگي، مهمانيهاي خصوصي با حضور خانواده دختر و پسر و جلسات گفتگوي دو نفره عروس و داماد ترتيب داد تا با هم بيشتر آشنا شوند.
قرار نيست نظرتان در تحقيقات همجهت با شخص منبع تحقيق باشد. شما براي كشف حقيقت آمدهايد نه براي ايجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسنتفاهم. ميتواند به طرف مقابل اطمينان دهد و نكات مهمي بيان كند
نكات مهم در تحقيق
• سعي كنيد با همكار و هم مغازهاي او قرار ملاقاتي بگذاريد و از دوستان او راجع به خصوصيات روحياش سؤال كنيد. از مسافرتها و جاهايي كه با هم رفتهاند و از علايق او بپرسيد. موقعيت آنها و اينكه به چه اسم و عنواني مشهورند، چقدر با همسايگان ارتباط دارند و اينكه چه چيزهايي بيشتر برايشان مهم است.
• قرار نيست نظرتان در تحقيقات همجهت با شخص منبع تحقيق باشد. شما براي كشف حقيقت آمدهايد نه براي ايجاد ارتباط و تفاهم. هرچند ارتباط مناسب و حسنتفاهم ميتواند به طرف مقابل اطمينان دهد و نكات مهمي بيان كند.
• تغيير و تحول در زندگي فرد خود نشانههايي از حالات و روحيات اوست. در تحقيق به اين مسئله توجه كنيد.
• كسي كه براي تحقيق ميرود، ميتواند با موضوع ديگري غير از ازدواج سؤالاتي بپرسد. سپس موضوعات را به طور مستقيم بيان كند.
• موضوعاتي كه برايتان اهميت بيشتري دارد به محقق تأكيد كنيد و از او بخواهيد اهميت موضوع را بروز ندهد.
• اگر هنگام گفتگو با افراد مختلف به تناقضي رسيديد، تحقيق در آن زمينه را با دقت بيشتر و به دور از حساسيت ادامه دهيد.
نشانههای رفتاری را بشناسید
یکی از مهمترین و بهترین ویژگیهای دوران نامزدی کسب شناختی کامل و جامع از فرد مقابل است. به عبارت دیگر دختر و پسری که در مراحل قبل (گفتگو با فرد مقابل، تحقیق و تفحص و...) تا حد زیادی با یکدیگر آشنا شدهاند در این دوران میتوانند به شناخت خود عمق بیشتری بخشیده و خود را برای تفاهم و سازگاری و بالندگی در زندگی مشترک آینده آماده سازند. البته ممکن است که در این دوران با رفتارها یا سخنانی مواجه شوند که آنها را متوجه اشتباه خود یا دروغگویی فرد مقابل در رابطه با انتخابشان کند. برای کسب این شناخت راههایی وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره میشود.
انجام رفتارهای غیر منتظره
رفتار غیر منتظره زمانی است که فرد در حالی که انتظار ندارد با رفتاری یا سوالی روبه رو میشود که از قبل در موردش فکر نکرده یا جوابی برای آن ندارد. مثلاً بدون هیچ مقدمهای طرف مقابل را عصبانی کنید به عکس العملش (سریع عصبانی میشود، علت را از شما میپرسد و...) توجه نمایید. واکنش فرد مقابل در مقابله با رفتارهای غیرمنتظره شما، شخصیت حقیقی او را به نمایش میگذارد. افراد هرگز در چنین شرایطی قادر به فیلم بازی کردن نیستند.
توجه به علائم هشدار دهنده
با دقت در علائم هشدار دهنده میتوان به خصوصیاتی از رفتار شریک آینده زندگی پی برد که در تمام مراحل قبل (خواستگاری، گفتگو و تحقیق) قابل شناسایی نبودهاند.
علائم هشدار دهنده دو مدل هستند
- علائمی که نشاندهنده دروغگویی فرد مقابل میباشند.
- علائمی که میگویند در انتخاب فرد مقابل باید بیشتر دقت کرد.
علائمی که نشاندهنده دروغگویی فرد مقابل هستند:
1. زبان بدن
2. گفتار
تشخیص دروغگویی از طریق زبان بدن
- چشمها: معمولاً افرادی که در حال دروغگویی هستند مدام چشمهایشان را از فرد مقابل میدزدند یا به درب نگاه میکنند.
- دست: معمولاً افرادی که در حال دروغگویی هستند حالاتی چون گذاشتن کف دو دست روی هم، مشت کردن یکی یا هر دو دست، گذاشتن دستها در جیب یا دست به سینه نشستن را دارند.
- پاها: این افراد معمولاً موقع نشستن پاهایشان را به هم میچسبانند.
- گوش و بینی: آنها مدام بینی یا لاله گوششان را لمس میکنند یا گوششان را میخارانند.
تشخیص دروغگویی از طریق گفتار
گاه دروغگویی باعث ناهماهنگی بین حرکات بدن و گویش میشود. مثلاً از فرد مقابل میپرسید: آیا تا به حال دوستی از جنس مخالف داشتهاید؟ در پاسخ ابتدا میگوید «نه» و بعد سرش را به عقب میبرد. (یعنی نه)
- فردی که در حال دروغ گفتن است در پاسخ به برخی از سوالهای شما، همان سوال را منفی میکند و به خودتان بر میگرداند. مثلاً در پاسخ به سوال «تا به حال به کسی دروغ گفتهاید؟» میگوید: تا حالا به کسی دروغ نگفتم.
- «نه» را به صورت کشیده میگوید. نههههههه!
- پاسخها را به صورت نظریه بیان میکند. مثلاً آیا در انجام کارهای خانه کمک میکنید؟ به نظر من کمک نکردن مرد به زن در خانه دور از انسانیت است.
- سوالاتتان را به خودتان بر میگرداند. مثلاً در پاسخ به سوال شما میگوید: اینکه پرسیدن ندارد. شما نمیدانید؟
- جملات خبریاش حالت پرسش میگیرند. میدانید من اهل دروغ نیستم؟ باورتان میشود که چقدر از ریاکاری بدم میآید؟
- برای اینکه شما باورتان شود که او راست میگوید و متوجه دروغگوییاش نشوید مدام از جملاتی مانند به خدا، باور کن و... استفاده میکند.
علائمی که میگویند در انتخاب فرد مقابل باید بیشتر دقت کرد
- وقتی فرد مقابل رفتارهای مشکوکی دارد و مدام یک دفعه غیب میشود.
- زمانی که در پاسخ به سوالهای شما از سخنان بزرگان استفاده میکند.
- مدام از نامزد قبلیاش به بدی یا خوبی یاد میکند. مثلاً میگوید: همه بدبختیهای من به خاطر اوست یا معتقد است که هیچ کس جای او را برایش پر نمیکند.
- همه خواستههای شما را بدون هیچ چون و چرایی میپذیرد.
- هرگز حتی به شما درست و دقیق نمیگوید که چه شغلی دارد.
- موقع صحبت کردن مدام به پدر و مادرش نگاه میکند.
- اگر شما جایی بروید مدام پرس و جو میکند. کجا بودی؟ چرا رفتی؟ با چه کسی رفتی؟ و ...
- در کارها سهل انگار (تأخیر با نظم، بی نظم) یا بیش از حد نکتهسنج است.
- به خاطر کوچکترین چیزها ناراحت شده و اخم میکند.
توصیه جدی: همه این موارد نسبی است. این شواهد تنها در کنار شواهد منطقی که خودتان در روابط بین فردی به دست آورده اید می توانند معنادار باشند و در بهترین حالت، حکم یک هشدا را دارند برای دقیق تر بررسی کردن طرف مقابل. بنابراین به محض مشاهده کوچکترین موردی، شر به پا نکنید و زندگی تان را به هم نریزید! چون ممکن است شما هم گاهی این علایم را داشته باشید و خودتان متوجه نباشید!
سوالات خواستگاري را چطور بپرسيم؟
مهمترين بخش خواستگاري گفتگوي دختر و پسر است که گاهي خانوادهها و حتي عروس و داماد خيلي سرسري از کنار آن ميگذرند و با اين توجيه که «وقت براي شناختن هم بسيار است» فرصت گفتگوي مقدماتي را به کمترين زمان ممکن تقليل ميدهند. اما بايد بدانيد که اين گفتگو، نه تنها به زمان کافي احتياج دارد، بلکه راه و رسم خاصي هم دارد تا بتوانيد در کمترين زمان ممکن بهترين شناخت را از طرف مقابلتان به دست بياوريد. براي يادگيري، اين روشها مطلب زير را بخوانيد.
- سعي کنيد سوالاتتان را از قبل بر روي کاغذي بنويسيد تا مبادا در جلسه خواستگاري و در مواجهه با فرد مقابل فراموشتان شود. براي فراموش نکردن پاسخهاي فرد مقابل ميتوانيد آنها را يادداشت کنيد تا بعداً بهتر و با دقت بيشتري مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيد.
- توجه داشته باشيد که هميشه اولين سوالات فرد مقابل مهمترين دغدغهها و حساسيتهاي فردياش را نشان ميدهند. بنابراين از اين طريق ميتوان بهتر و بيشتر فرد مقابل و دل مشغولي هايش را شناخت.
به عنوان مثال اگر دختري اولين سوالش در مورد مسائل مادي مانند مسکن، ماشين وغيره باشد مطمئناً دغدغه¬اش دنياي بيرون فرد و ماديات او است.
- سوال محور و پاسخ محور باشيد. يعني هم به سوالاتي که از شما پرسيده ميشود و هم به پاسخ هايي که به شما داده ميشود، توجه کنيد. سوالات فرد مقابل دغدغهها و پاسخ هايش افکار و عقايدش را نشان ميدهند.
- بهتر است از پرسيدن سوالات بي¬ارزش و بي اهميتي چون رنگ و غذاي مورد علاقه و... خودداري کرد. چون اولاً در اکثر اين موارد افراد سعي مي¬کنند سلايقشان را شبيه به فرد مقابل نشان دهند. ثانياً لزومي ندارد سليقه¬ها يکسان باشند . مهم اين است که نگاهها، تفکرات، باورها و... افراد با يکديگر همسو، همجهت و همسنخ باشند.
- سعي کنيد از پرسيدن سوالات کلي خودداري کنيد چون اينگونه سوالات براي شروع خوب ولي فايدهاش اندک است. مثلاً نظر شما در مورد حجاب چيست؟
پاسخ سوالهاي کلي، جوابهاي کلي است و چون جوابهاي کلي مبهم و ناشفاف هستند، طرفين همانگونه که دوست دارند و براساس ذهنيات خود آنها را تفسير ميکنند. اين امر باعث اجتناب افراد از شناخت درست و دقيق يکديگر ميشود. پس بهتر است به جاي سوالات کلي، مفاهيم را به طرف مصداقها و مثالهاي عيني کشانده و با طرح مسئله، فرد را در موقعيتهاي واقعي قرار دهيد. موقعيتهايي که هر روز در زندگي خانوادگي افراد پيش ميآيد و زوجين نسبت به آن واکنش احساسي، فکري يا رفتاري نشان مي دهند مثلاً ميتوان به جاي سوال کلي بالا سوالات جزئي زير را پرسيد:
آيا آقايان هم بايد حجاب داشته باشند؟
شما حجاب همسر خود را چه مي دانيد؟
- متاسفانه در جلسه خواستگاري عمده دغدغهي افراد، خوب حرف زدن است به همين دليل فراموش ميکنند که بايد به حرفهيا فرد مقابل نيز خوب گوش دهند. مهارت خوب گوش دادن را از همين الان تمرين کنيد.
- ميتوانيد از فرد مقابل بخواهيد که گفتگويتان را در اتاق شخصي او انجام دهيد. چون نظم وچينش وسايل اتاق، تابلوها، کتابها و... همه و همه شما را در راستاي شناخت دقيقتر او ياري ميرسانند. شايد همين امور سوالهاي تازهاي در ذهن شما ايجاد کند.
- به طرح زيرکانه سوالهاي معکوس بپردازيد. همه سوالهايتان را مستقيم نپرسيد، زيرا پاسخهاي آن قابل اعتماد نيستند. به عنوان مثال اگر به بگوييد من خيلي اهل تفريحم نظر شما درباره تفريح وگردش چيست؟ او نيز در پاسخ به شما ميگويد: من هم همينطور.
در اين گونه مواقع بايد به صورت معکوس سوال بپرسيد. مثلاً نظرتان راجع به کساني که مي¬گويند هيچ جا خانه نمي-شود، چيست؟ در اين صورت فرد مقابل نميتواند نظر واقعي شما ا تشخيص داده و طبق آن پاسخ دهد. جوابي که در پاسخ به اين سوالات داده ميشود نظر حقيقي فرد مقابل است.
- سوالاتي که پاسخ آنها بله يا خير است هم سوالات معتبري نيستند. چرا که جواب کامل و قانع کنندهاي نميدهند. اولاً سوالهايتان را طوري طراحي کنيد که فرد مقابل بتواند در پاسخ به آنها توضيح دهد و ثانياً حتماً از فرد مقابل بخواهيد در مورد پاسخهايي که نوع نگاهش به زندگي را بيان ميکنند، توضيح بيشتر و کاملتري بدهد.
- توجه داشته باشيد که گفتن همه چيز لازم نيست. برخي از مسائل بايد تا آخر عمر در دل فرد به عنوان راز بمانند. مثلاً اگر فرد با دوستي از جنس مخالف دوست بوده ولي بعد از مدتي پشيمان شده و اين کار را کنار گذاشته است و کسي هم جريان را نميداند و احتمال آشکار شدن آن هم صفر است، نگويد. اما اگر احتمال لو رفتنش وجود دارد، حتماً بگويد.
اما مطرح کردن مسائلي که به زندگي آينده و مشترک دو نفر ربط دارد، ضروري است. مانند بيماريهاي حاد يا خاص جسمي و روحي، ازدواج پيشين، هرگونه اعتياد و...
7 هشدار برای دوران عقد
دوران عقد برای بیشتر زوجهای جوان، دورانی پر از اضطراب، ناشناختگی و نگرانی است. دورانی که باید در آن یاد بگیرند چطور با یکدیگر رفتار کنند و چطور خود را برای شروع زندگی مشترکشان آماده کنند. در اینجا 7 نکته مهمی را میخوانید که معمولا جوانها آن را فراموش میکنند یا درباره آن اطلاعاتی ندارند.
1ـ زندگى مشترك میدان جنگ نیست
همه چیز بستگی به این دارد که با چه نگاهی وارد زندگی مشترک میشوید. میخواهید ازدواج کنید تا روی در و همسایه و فامیل را کم کنید یا یک زندگی مستقل آرام داشته باشید. اگر هدف اول ذهنتان را پر کرده باشد، هر قدمی که بردارید در راستای مقایسه، خودنمایی، رقابت و جنگ و جدل خواهد بود. شما شاید بخواهید از نظر اطرافیان فوق العاده به نظر برسید اما برای این فوق العاده به نظر رسیدن، مجبورید مدام به نامزدتان فشار بیاورید و او را مطابق خواسته اطرافیان تغییر دهید.
چیزی که قطعا اصطکاک رابطه شما را بالا میبرد و باعث جنگ و دعوا میشود. سعى نكنید بر همسرتان تسلط داشته باشید. به عبارت دیگر با هم و در كنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روى هم!
2ـ محبت را فراموش نکنید
شاید فکر کنید که همیشه به همسرتان محبت کردهاید اما این محبت چیزی است که شما میبینید یا او هم آن را احساس میکند؟ برای محبت کردن به همدیگر، با روش خودتان پیش نروید، سعی کنید بفهمید طرف مقابل چه چیزی را نشانه محبت شما میداند و همان کار را برایش انجام دهید. این کار فقط مربوط به روزهای اول ازدواج نیست بلكه با گذشت زمان اهمیت آن بیشتر و بیشتر میشود.
3ـ صادقانه اعتراف كنید
نترسید که باید از همین اول کار گربه را دم حجله بکشید و اقتدارتان را حفظ کنید. وقتی اشتباه مىكنید، با صداقت اظهار پشیمانى کنید. این تنها علاج واقعه است. قبول نكردن اشتباه و نپذیرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.
4-خودتان را شریک کنید
در مطرح كردن مسائل ناخوشایند و نامطلوب سعى كنید خود را هم دخالت دهید. مثلاً به جاى اینكه بگویید «چرا با فلانى این طور برخورد كردى»، بهتر است بگویید: «كاش با فلانى این طور برخورد نمىكردیم.»
5-از كوره در نروید
همه ما ایرادهایی داریم که ممکن است طرف مقابلمان را آزرده کند. اگر قرار باشد هر کدام مرتب از همدیگر عصبانی شوید و سفره دلتان را پیش دیگران باز کنید که سنگ روی سنگ بند نمیشود. پیش پدر و مادرتان درددل نكنید و دعواها و اختلافات جزئی تان را به آنها نگویید. با این كار نه تنها آنها را نگران میکنید، بلکه باعث سست شدن پایههای زندگی تان هم میشوید. یادتان باشد که از قدیم گفتهاند حرمت امامزاده را متولیاش نگه میدارد. حرمت خانواده دونفرهتان را حفظ کنید!
6ـ با هم باشید
اگر مىخواهید عشق و علاقهتان تداوم داشته باشد، باید زمان كافى براى با هم بودن و ابراز محبت كردن اختصاص بدهید. سعى كنید به انگیزه عشق و ازدواجتان بیندیشید؛ با همسرتان در باره نخستین روزهاى آشنایى و دوران خوشِ اولین روزها گفتگو كنید. یادآورى شادىها و رویدادهاى شیرین، هم وجودتان را گرم كرده و هم تازگى و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد كرد.
7ـ سازگاری را تمرین کنید
زندگیای که به زودی شروع میکنید، پر از دردسر و سختی های جدید خواهد بود. قرار نیست بترسید، همه عروس و دامادها یک روز این دوران را گذراندهاند و با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند. تنها باید یاد بگیرید که انعطاف پذیر باشید و زود جا نزنید. برای این کار از اولین روزهای نامزدیتان تمرین کنید تا برای شروع زندگی آماده باشید.