آی خاکی ها...
|
ندیدم آینهای چون لباسخاکیها |
|
همان قبیله که بودند غرقِ پاکیها |
|
به عشق زنده شدن، «عند ربِّهم» بودن |
|
شده ست حاصل آنها ز سینه چاکیها |
|
دلیل غربتشان، اهلِ خاک بودنِ ماست |
|
نه بی مزار شدنها، نه بی پلاکیها |
|
به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند: |
|
"زمین چقدر حقیر است، آی خاکیها!" |
سید محمد جواد شرافت