راسخون

كودك در چمنزار

omidayandh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7483
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
كودك نجوا كرد: « خدایا با من صحبت كن » و یك چكاوك آواز خواند، ولی كودك نشنید. پس كودك با صدای بلند گفت : « خدایا با من صحبت كن » و آذرخش در آسمان غرید، ولی كودك متوجه نشد. كودك فریاد زد: « خدایا یك معجزه به من نشان بده » و یك زندگی متولد شد، ولی كودك نفهمید. كودك ناامیدانه گریه كرد و گفت: « خدایا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم »، پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد. ولی كودك بالهای پروانه را شكست و در حالی كه خدا را درك نكرده بود از آنجا دور شد!
jazereyearam کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1313
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
خيلي خوب بود ممنونم
mashhadizadeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25019
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

جالب بود

خسته نباشيد

موفق باشيد