زندگی نامه علما
آيت الله حاج شيخ عبدالله جوادى آملى « دام ظله »www.javadiamoli.com |
ولادت و تحصيلات
آية الله عبدالله جوادى آملى، در سال 1312 هجرى شمسى در آمل به دنيا آمد.پدر و جدش، ميرزا ابوالحسن و ملا فتح الله از مبلغين اسلام وارادتمندان به آستان ولايت بودهاند.از ويژگيهاى جدّى وى اين بوده كه در منابر خود به ذكر احكام و مناقب اهل بيت (عليهم السلام) ميپرداخته و ظاهراً علاقة وافرى به علم كلام داشته است.فرزندانى كه خدا به پدر استاد عطا ميكرده است، معمولاً بر اثر ضعف امكانات بهداشتى پزشكى يا به علل و عوامل ديگر زنده نميماندند.پيش از تولّد استاد، يكى از بستگان در عالم رؤيا ميبيند كه شخصى عصايى به دست پدر استاد ميدهد و او آن را به دست گرفت.اين رؤيا را چنين تعبير كردند كه خداوند به ميرزا ابوالحسن، پسرى عطا خواهد كرد كه زنده ميماند و عصاى دست پدر خواهد شد. از اين رو، پدر و مادر نذر كردند اگر خدا به آنها پسرى داد، او را به مشهد امام رضا (ع) ببرند و اين گونه، استاد جوادى آملى متولّد شد.
فشار دوران پهلوى و مشكلات پدر و جدّ استاد در مسائل مادى و سياسى، باعث نشد كه از علاقة اين خانواده به روحانيّت شيعه كاسته شود و همانا، آرزوى آنان، تحصيل فرزند خود در حوزههاى علميه بود.
آية الله جوادى آملى پس از به پايان رساندن سال ششم ابتدايى، در سال 1325 يا 1326، با پيشنهاد پدر و علاقة وافر، وارد حوزه علميه آمل شد و تا سال 1329 در آن شهر، به تحصيل پرداخت و بخشى از دروس سطح را در آنجا به پايان برد. پس از آن با تشويق استاد خود، مرحوم آقا شيخ شعبانى نورى، عازم حوزه علميه مشهد مقدس شد. در بدو ورود به حوزه علميه مشهد، در يكى از مدارس به برخى از طلاب برخورد كه در كسوت روحانيت بودند، ولى نسبت به علماى بزرگ مشهد در آن روزگار، تكريمى نداشتند و تعابيرشان دربارة علما همراه با تندى و طعن بود! اين خاطره چنان براى استاد تلخ بود كه حاضر نشد در چنين حوزهاى بماند و درس بخواند. از اين رو مشهد را ترك گفت و به همراه پدر، رهسپار تهران شد تا در آن حوزة عظيم در آن روزگار و در محضر بزرگانى همچون آية حاج شيخ محمد تقى آملى، به تحصيل بپردازد.
مرحوم شيخ محمد تقى آملى نيز پدر استاد را ميشناخت و طى نامهاى به مرحوم حاج محمدباقر آشتيانى، متصدى مدرسه مروى، كه از بهترين مدارس آن روز بود، خواستار پذيرش استاد جوادى شد.
با ورود به مدرسه مروى و قبولى در آزمون ورودى آن، استاد به خواندن رسائل و مكاسب اشتغال يافتند.
پس از آن به فراگيرى كفاية الاصول پرداخت و سپس در دروس خارج استادان بنام حوزه علميه تهران شركت جست و همزمان، به فراگيرى علوم عقلى نيز پرداخت. پس از حدود 5 سال تحصيل در تهران و با كسب اجازه از محضر مرحوم آية الله حاج شيخ محمد تقى آملى، در سال تحصيلى 35 ـ 1334 به حوزه علميه قم آمد تا از محضر علماى آن ديار نيز بهرههاى فراوانى برگيرد. از آن سال، تا كنون وى در حوزه علميه قم حضور دارد و ضمن بهرهمندى از محضر علماى بزرگ اين حوزة مباركه، خود سر منشأ خيرات و بركات كثيرى براى آن بوده است.
اساتيد
استاد جوادى آملى، در دوران تحصيلى خود، با استادان بنامى، انس داشته است. پدر او معتقد بود كه درس حوزوى را بايد پيش انسان بزرگوارى كه خود تزكيه شده باشد، آغاز كرد.
بدين منظور، فرزند خود را براى تحصيل، نزد آيةالله فرسيو (ره) كه از دانشمندان و علماى بزرگ آمل بود، برد و او در آغازين روز درس، جمله «اول العلم معرفة الجبار» را چنان معنا كرد كه استاد خود را هنوز مرهون آن سروش غيبى ميداند.
آية الله جوادى آملى، دروس ادبيّات را نزد پدرش و حجج اسلام، عبدالله اشراقى شيخ احمدى اعتمادى و برخى ديگر خواند و بخش مهمّ شرح لمعه را نزد مرحوم آية الله شيخ عزيزالله طبرسى فرا گرفت. بخش اوامر قوانين را در محضر آية الله ضياى آملى و بقيه را از مرحوم آية الله محمد غروى آموخت در روزهاى تعطيل هم امالى شيخ صدوق را در محضر آية الله ضياء الدين آملى ميخواند.
با ورود به تهران، به مدرسة علميه مروى رفت و دروس سطح را در آنجا به پايان برد. از ويژگيهاى مدرسه مروى اين بود كه طلاب آن ميبايست در كنار فراگيرى علوم، قرآن را نيز تلاوت كنند و سالى دوبار براى بازديد كتابها جلساتى تشكيل ميشد. انس با كتابخانة نيز نصيب طلاب علوم ميشد و توفيق بود تا محصلان با كتابهاى خطى و چاپى آشنا شوند. استاد جوادى آملى، دروس رسائل و مكاسب را در محضر آية الله سيد عباس فشاركى، آقاى شيخ اسماعيل جاپلقى و آقا شيخ محمد رضا محقق خواند. در بخش فلسفه نيز، شرح منظومه، طبيعيات، اشارات و بخشى از اسفار را نزد حاج شيخ ابوالحسن شعرانى و مقدارى از شرح منظومه و شرح اشارات و بخشى از اسفار را خدمت آية الله حاج ميرزا مهدى محى الدّين الهى قمشهاى كه عارفى بى نظير و صاحبدلى بى بديل بود فراگرفت. براى آموختن شرح فصوص ابى عربى (شرح قيصرى بر فصوص) به محضر آية الله محمد حسين فاضل تونى رفت و دروس خارج فقه و اصول را نزد مرحوم شيخ محمد تقى آملى آموخت، ضمن اينكه در علوم معقول نيز از ايشان بهرههاى فراوان ميبرد.
هجرت به قم
با هجرت به قم، در سال تحصيلى 35 ـ 1334 در درس بزرگان قم، از جمله آية الله العظمى بروجردي(ره) حضرت امام خمينى (ره)، علامه سيد محمد حسين طباطبايي(ره)، آية الله محقق داماد (ره) و آيةالله ميرزا هاشم آملى (ره) حاضر شد. وى، ويژگى بارز درس امام خمينى (ره) را پرورش روح دقت و آزادگى علمى ميداند و بر حكيمانه بودن ديدگاههاى امام در دروس حوزوى تأكيد مينمايد.
استاد جوادى آملى، در حدود 25 سال از محضر علامه طباطبايى، در علوم نقلى و عقلى بهره بود و در خلوت و جلوت، انيس اين مفسر بزرگ قرآن كريم بود. از اين رو خاطرات بسيارى از ايشان، در سينه دارد كه در بسيارى از مصاحبهها و نوشتهها، آن را بيان داشته است.
از دوستان آية الله جوادى آملى، ميتوان از آيةالله شهيد مطهرى، مرحوم حاج آقا مصطفى خمينى و امام موسى صدر نام برد. او در سال 1332 در تهران، با شهيد مطهرى آشنا شد كه اين دوستى تا زمان شهادت ايشان ادامه داشت.
فعاليتهاى سياسى
استاد جوادى آملى كه از ياران صديق و از شاگردان مبرّز امام خمينى (ره) بود، در جبهههاى سياسى نيز هماره پيرو پير و مراد خود بود و در سالهاى مبارزه بر ضد رژيم شاه از هيچ كوششى دريغ نميورزيد. وى از سال 1342 همراه امام بود و در طول اين دوران، بارها مورد دستگيرى و بازجويى ساواك قرار گرفت.
بخشى از اين مبارزات، همكارى در مبارزات مردم آمل، سخنرانى، افشاگرى و تنظيم اطلاعيهها و بيانيهها بود.
با شكلگيرى مبارزات و تظاهرات در همه جاى ايران، مردم آمل نيز با ارشادها و راهنماييهاى آية الله جوادى آملى، به صفوف مبارزان پيوستند و رژيم پهلوى را با شكست رو به رو ساختند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران نيز، آية الله جوادى در مسؤوليتهاى گوناگونى به انجام وظيفه پرداخت. در سالهاى آغازين انقلاب، با حكم امام خمينى (ره) به رياست دادگاه انقلاب و حاكميت شرع منصوب شد و همچنين عضو شوراى عالى قضايى بود. از ديگر فعاليتهاى ايشان در آن دوره، تدوين لايحة قصاص بود كه همواره مورد نفرت دشمنان انقلاب و ملى گراها بود.
استاد جوادى آملى، سفرهاى گوناگونى به كشورهاى مختلف جهان، با انگيزههاى تبليغى و سياسى انجام داده است.
يكى از مهمترين سفرهاى وى سفر به شوروى سابق براى تسليم پيام امام خمينى (ره) به گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهير شوروى بود كه از ديد صاحب نظران جهانى، پديدهاى بسيار مهم تلقى ميشد. از ديگر سفرهاى مهم وى، سفر به نيويورك و شركت در نشست اديان و ابلاغ پيام مقام معظم رهبرى بود كه معظم له با صلابت تمام، پيام رهبر ايران را در آن قرائت كردند.
از ديگر مسؤوليتهاى وى، عضويت در مجلس خبرگان قانون اساسى و نيز عضويت در مجلس خبرگان رهبرى در دورههاى اوّل و دوّم بود. وى همچنين از اعضاى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، پيش و پس از انقلاب اسلامى بوده است .
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
آية الله عبدالله جوادى آملى، در طول عمر شريف خود، تا كنون خدمات علمى و فرهنگى شايان توجهى را به انجام رسانده است. وى از سالهاى نخستين تحصيل به تدريس در تربيت طلاب مبتدى ميپرداخته است و تا كنون، شاگردان بسيار مفيدى را به عالم اسلام تقديم داشته است. استاد، همواره بر تهذيب نفس در كنار تحصيل پاى ميفشرده و همواره شاگردان خود را به اخلاص در تبليغ معارف وحيانى و انس هماره با قرآن و روايات سفارش مينموده است.
از خدمات مهم فرهنگى استاد جوادى آملى، تأسيس مؤسسه تحقيقاتى و نشر اسراء در سال 1372 است. مؤسسه اسراء به منظور پژوهش در رشتههاى مختلف علوم اسلامى و پاسخ گويى به شبهات موجود در اسلام تأسيس شده است و تا كنون خدمات شايان توجهى را تقديم داشته است.
تاليفات
آية الله جوادى آملى، تاكنون كتابهاى بسيارى را در زمينههاى گوناگون، از جمله تفسير، فلسفه، كلام، فقه و اصول نگاشته است كه به برخى از آنها اشاره ميرود:
1ـ تسنيم، تفسير قرآن كريم (تا كنون 4 جلد)
2ـ تفسير موضوعى قرآن كريم (در 15 جلد)
3ـ رحيق مختوم (2 جلد)
4ـ ولايت فقيه
5ـ عصارة خلقت، دربارة امام زمان (عج)
6ـ عيد ولايت
7ـ ولايت در قرآن
8ـ ولايت علوى
9ـ تجلّى ولايت
10ـ حكمت علوى
11ـ ظهور ولايت
12ـ دنياشناسى و دنياگرايى در نهج البلاغه
13ـ على (ع) مظهر اسماى حسناى الهى
14ـ وحدت جوامع در نهج البلاغه
15ـ حيات عارفانة امام على (ع)
16ـ انتظار بشر از دين
17ـ بنيان مرصوص امام خمينى (ره)
18- شريعت در آينه معرفت
19ـ زن در آينه جلال و جمال
20ـ حماسه و عرفان
21ـ صهباى حج
22ـ فلسفة حقوق بشر
23ـ تبيين براهين اثبات خدا
24ـ حكمت نظرى و عمل در نهج البلاغه
25ـ مراثى اهل بيت
26ـ حكمت و عبادات
27ـ گنجور عشق
28ـ كتاب الخُمس
29ـ اسرار الصلوة
30ـ على بن موسى الرضا (ع) و القرآن كريم
31ـ على بن موسى الرضا و الفلسفة الالهيّة
32ـ كتاب الحجّ
بسيارى از كتب استاد نيز تا كنون منتشر نشده و مؤسسه اسراء سرگرم تدوين و چاپ آن است.
ايشان هم اكنون امامت نماز جمعه شهر مقدس قم را بر عهده دارند. و نيز به تدريس علوم دينى ميپردازند.
تأليفات
1- تفسير موضوعى قرآن مجيد
2- كتاب الخمس
3- شريعت در آيينه معرفت
4- تحرير تمهيد القواعد
5- كتاب الصلاة
6- عرفان حج
7- كرامت در قرآن
8- اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامى
9- پيرامون وحى و رهبرى
10- اسرار عبادات
11- ولايت فقيه
12- رحيق مختوم
13- سيره پيامبران در قرآن
آيت الله حاج شيخ حسن حسن زاده آملى « دام ظله » |
ولادت
در اواخر سال 1307 هجرى شمسى مطابق با 1347 قمرى برابربا 1929 ميلادى در [ايرا] از توابع لاريجان آمل ديده به جهان گشود.
نام اصلى ايشان حسن بن عبدالله طبرى آملى است كه به حسن زاده شهرت دارد.
مقدمات علوم حوزوى و فراگيرى علومى كه بين طلاب متداول است رادر مسجدجامع آمل آموخت , د راين دوران كه شش سال طول كشيد از محضر علمايى چون : آية اللّه ميرزا ابوالقاسم فرسيو, آية اللّه غروى , آقا شيخ احمد اعتمادى , شيخ ابوالقاسم رجايى لتيكوهى , شيخ عزيز اللّه طبرسى و مرحوم عبداللّه اشراقى بهره گرفت .
سپس در سن 22سالگى ودر شهريور 1329به تهران رفت وازمحضرآيات :ميرزا ابوالحسن شعرانى , حاج ميرزا مهدى الهى قمشه اى , حاج شيخ محمد تقى آملى , ميرزا ابوالحسن رفيعى قزوينى , شيخ محمد حسين فاضل تونى , آقا ميرزا احمد آشتيانى و سيد احمد لواسانى استفاده كرد.
در سال 1342 به قم عزيمت نمود و از علامه سيد محمد حسين طباطبائى و برادرش سيد حسن طباطبائى و آقا سيد مهدى قاضى طباطبائى بهره ها برد.
و از همان سال تاكنون در حوزه علميه قم به درس و بحث و تحقيق و پژوهش اشتغال دارد.
اولين اثر ايشان تصحيح و اعراب گذارى و تحشيه نصاب الصبيان است و بطور كلى مى توان نگاشته هاى وى را به پنج دسته : تاليف مستقل , شروح , حواشى و تعليقات , تصحيح آثار ديگران و رسالات تقسيم نمود.
تأليفات
1-كلمه عليا درتوقيفيت اسماء
2-خير الاثر در رد جبر و قدر
3-انسان و قرآن
4-حول الرؤية
5-رساله امامت
6-دروس اتحاد عاقل به معقول
7-نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور
8-لقاءالله
9-گشتى در حركت
10-تقديم و تعليق رساله
11-انسان در عرف عرفان
12-هزار و يك كلمه
13-قرآن هرگز تحريف نشده
14-انسان كامل در نهج البلاغه
15-قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند
16-الالهيات من كتاب الشفاء
17-نهج الولاية در شناخت امام زمان (عليه السلام )
18-صد كلمه در معرفت نفس
19-نصوص الحكم بر فصوص الحكم
20-النور المتجلي فى الظهور الظلى
21-النفس من كتاب الشفاء
22-مجموعه مقالات
23-ديوان اشعار
24-دروس معرفت نفس (در 3 جلد)
25-الهى نامه
26-هزار و يك نكته
27-وحدت از ديدگاه عارف و حكيم
28-شرح نهج البلاغه به نام [تكملة منهاج البراعة ] به عربى در پنج مجلد
29-شرح زيج بهادرى به فارسى
30-شرح فصوص فارابى يك دوره كامل به فارسى
31-مآخذ و مصادر نهج البلاغه و استدراكات آن
32-شرح باب توحيد حديقه سنايى
33-شرح يك دوره مسائل رياضى هيوى زيج بهادرى و تعليقات آن
34-شرح عربى تحفة الاجله في معرفة القبلة حيدر قلى سردار كابلى
35-تعليقات بر شرح بر فصوص محى الدين عربى
36-تعليقات بر قبله ملا مظفر
37-تعليقات و حواشى بر دوره اصول اقليدس و شرح صدور آن به تحرير خواجه نصرالدين طوسى
38-تعليقات بر هشت باب معانى شرح مطول تفتازانى
39-تعليقات دوره منطق منظومه متاله سبزوارى
40-تعليقات بر اسفار صدر المتالهين بخصوص از اول جواهر و اعراض تا آخر آن به تفصيل
41-تحشيه تمهيد القواعد صائن الدين معروف به ابن تركه
42-تعليقه و تحشيه و تصحيح مجسطى بطلميوس و نيز حاشيه بر شروح آن چون شرح نظام الدين نيشابورى و شرح محمد على رياضى .
43-تصحيح كامل يك دوره نهج البلاغه از روى نسخه اى كه به يك واسطه از خط سيد رضى استنساخ گرديده است .
44-تصحيح و اعراب گذارى جلدين اصول كافى ثقه الاسلام كلينى
45-تصحيح تفسير خلاصة المنهج مرحوم ملا فتح الله كاشانى
46-تصحيح كامل يك دوره تمامى حكمت متعاليه معروف به اسفار ملاصدرا از اول تا آخر آن از روى چندين نسخه مخطوط و غير مخطوط محشى و مصحح بر تحشيه و تصحيح مرحوم سيد ابوالحسن جلوه زواره اى و سيد حسن آل طعمه و ديگر حكما.
47-تصحيح و تحشيه بر دوره كامل شرح محقق خواجه نصير الدين طوسى بر اشارات ابو على سينا.
48-تصحيح كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد كه شرح علامه حلى بر تجريد الاعتقاد خواجه نصير طوسى مى باشد .
49-تصحيح و تعليق اكرومانالاوس در مثلثات كروى به تحرير خواجه نصير الدين طوسى
50-تصحيح و تعليقه شرح عبد العلى بيرجندى بر زيج الغ بيك .
51-تصحيح شرح ملا عبدالعلى بيرجندى بر اسطرلاب خواجه نصير طوسى و تصحيح بيست باب اسطرلاب خواجه نصير و هفتاد باب رساله حاتميه در اسطرلاب شيخ بهائى
52-تصحيح كليله و دمنه ابو المعالى نصرالله منشى با مقدمه و حواشى و مآخذ و امثال آن و ترجمه دو بابش .
53-تصحيح خزائن نراقى با مقدمه و تعليقات به عربى و فارسى .
54-تصحيح نصاب الصبيان با مقدمه و تحشيه و مزين به تقريظ علامه شعرانى .
وى رساله هاى متعددى در علوم گوناگون دارند كه عبارتند از :
1-مفاتيح المخازن كه در واقع تكميل كننده مقدمات دوازده گانه قيصرى بر شرح فصوص ابن عربى است .
2-رساله اى در كسب .
3-رساله اى در اقسام فاعل .
4-رساله فارسى انه الحق .
5-رساله اى در ظل (تانژانت )
6-رساله اى در تكسير دايره و بيان نسبت محيط به قطر دايره ( يعنى بحث از پى )
7-رساله اى درمثل افلاطونى
8-رساله اى در مراتب و درجات قرآن مجيد .
9-رساله اى در ميل كلى و مسائل متعدد هندسى و نجومى .
10-رساله اى در سيرو سلوك .
11-رساله اى در تفسير بسم الله الرحمن الرحيم
12-سى فصل ( دايره هنديه )
13-قضا و قدر
14-تعيين سمت قبله مدينه به اعجاز رسول الله ( صلى الله عليه واله و سلم )
15-مطالب رياضى
16-پيرامون فنون رياضى
17-مناسك حج
18-ليلة القدر و فاطمه (عليها السلام )
19-قطب نما و قبله نما
20-اختلاف منظر و انكسار نور
21-لوح و قلم .
22-كل فى فلك يسبحون
23-مدارج و معارج .
آيت الله حاج شيخ جعفر سبحانى « دام ظله »www.tohid.ir |
ولادت و تحصيلات
آيت الله شيخ جعفر بن علامه شيخ محمد حسين سبحانى اقبال تبريزى در سال 1347 ق در شهر تبريز چشم به جهان گشود. دروس ادبيات عرب، مطول، لمعه و قسمتى از رسائل و مكاسب را در تبريز فرا گرفت.
در سال 1365 ق به قم مهاجرت نمود و بقيهى كتاب رسائل را در محضر حاج ميرزا محمد مجاهد تبريزى و كفاية الأصول را در محضر سيد محمدرضا گلپايگانى (م 1414 ق) و شرح منظومه و اسفار را در محضر علامهى طباطبايى (م 1402 ق) آموخت و به امر ايشان جلد اول اصول فلسفه را به عربى ترجمه نمود.
وى پس از تكميل سطوح عالى در درس خارج فقه مرحوم آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى قده (م 1373 ق) و آيت الله العظمى بروجردى قده حاضر شده و همين طور از محضر بنيانگذار جمهورى اسلامى امام خمينى قده (م 1409 ق) در فقه و اصول استفادههاى فراوانى برد.
وى از آيت الله العظمى حجت بصورت كتبى و از آيت الله العظمى شاهرودى بصورت شفاهى اجازهى اجتهاد دريافت نموده و همين طور از آيت الله حجت و آيت الله مرعشى نجفى (ره) و آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى (ره) اجازه نقل حديث دريافت نموده است.
تدريس
آيت الله سبحانى از مدرسين عاليقدر حوزهى علميه قم مىباشد كه به تدريس خارج فقه و اصول مشغول مىباشد وى به حق يكى از پيشروان تفسير و يكى از كاوشگران خستگى ناپذير علوم و معارف قرآنى به شمار مىآيند و از نخستين شاگردان مفسر كبير، علامهى طباطبايى (قده) در رشتهى تفسير و فلسفه و از آغازگران تأسيس تفسير موضوعى قرآن كريم در حوزهى علميهى قم مىباشد كه ساليان متمادى به افاضات ارزندهى خويش ادامه مىدهند.
شركت در كنگره و سمينارها
يكى از انواع فعاليتهاى اجتماعى مؤلف، شركت در مجامع اسلامى و كنگرهها مىباشد كه به بعضى از آنها اشاره مىشود.
- چهار بار شركت در كنگرهى جهانى امام رضا عليهالسلام
- سه بار شركت در كنگرهى نهج البلاغه
- هفت بار در كنفرانس وحدت اسلامى
- شركت در سمينار اقتصاد اسلامى در مشهد
- سمينار تقريب بين مذاهب در تهران
- كنگرهى حج در مدينه
- سمينار مشتركات و مفترقات شيعه و سنى در اردن
- سمينار احكام سفر در استامبول
- كنفرانس مسألهى تبعيض نژادى در اسلام در لندن
- كنگرهى شيخ انصارى در قم
- كنگرهى شيخ فضل الله نورى در نور
كنگرهى عبد الرزاق لاهيجى در لاهيجان.
رياست و عضويت در مجامع اسلامى
همچنين ايشان رييس هيئت تحريريهى مجلهى مكتب اسلام
- رييس هيئت تحريريهى مجلهى كلام اسلامى
- رييس مؤسسهى تحقيقاتى امام صادق عليهالسلام
- رييس كنفرانس علوم و مفاهيم قرآنى
- نمايندهى مجلس خبرگان قانون اساسى در سال 1398 ق
- از اعضاى جامعهى مدرسين حوزهى علميهى قم بوده است.
با وجود اشتغالات فراوان علمى، وى وظيفهى تبليغى و سخنرانى را تعطيل نكرده و در ايام محرم و صفر و ماه مبارك رمضان وظيفهى سنگين ارشاد و هدايت مردم را نيز انجام مىدهد.
اساتيد
1 - حاج ميرزا محمد مجاهد تبريزى
2 - سيد محمدرضا گلپايگانى
3 - علامهى طباطبايى
4 - آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى
5 - آيت الله العظمى بروجردى
6 - امام خمينى (ره)
7 - آيت الله مرعشى نجفى
8 - آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى
تأليفات
وى نظير آيت الله مكارم شيرازى و آيت الله حسن زادهى آملى از علماى معاصر، به كثرت تأليفات و تصنيفات مشهور است، و در حدود 87 عنوان كتاب در 122 جلد در مباحث متنوع و گوناگون اسلامى نگاشته است.
نخستين تأليف و اثر تفسيرى ايشان به نام تفسير صحيح آيات مشكلهى قرآن در نقد كتاب تفسير آيات مشكلهى قرآن موسوم بود كه در سال 1381 ق با همكارى و پاورقى استاد سيد هادى خسروشاهى چاپ و نشر گرديده است.
الف/1 (تفسير ترتيبى)
1 - تفسير سورهى رعد به نام قرآن و اسرار آفرينش.
2 - تفسير سورهى فرقان به نام سيماى انسان كامل در قرآن.
3 - تفسير سورهى توبه.
4 - تفسير سورهى منافقون به نام دوست نماها.
5 - تفسير سورهى حديد به نام قرآن و معارف عقلى.
6 - تفسير سورهى حجرات به نام سيستم اخلاقى اسلام.
7 - تفسير سورهى لقمان به نام مربى نمونه.
1 - منشور جاويد قرآن (14 جلد)
2 - مفاهيم القرآن (7 جلد)
ج 1) معالم التوحيد فى القرآن الكريم (مسائل مربوط به شرك و توحيد)
ج 2) حكومت اسلامى، برنامهها و ويژگىها، نگارش، استاد جعفر الهادى، اين كتاب تحت عنوان مبانى حكومت اسلامى توسط آقاى داود الهامى به فارسى ترجمه شده است.
ج 3) رسالت جهانى، امى بودن، خاتميت و زندگى پيامبر اكرم (ص) در قرآن.
ج 4) اجر رسالت، معجزات و كرامات و شفاعت پيامبر اكرم (ص) در قرآن.
ج 5) عصمت پيامبران و امامان، عدالت صحابه و اطاعت سلطان جائر در قرآن.
ج 6) اسماء و صفات الهى.
ج 7) شخصيت و زندگى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)
3 - اصالت روح از نظر قرآن.
4 - التوحيد و الشرك فى القرآن الكريم.
5 - شورا در قرآن و نهج البلاغه.
6 - احمد موعود انجيل.
7 - مكتب وحى (مفهوم امى بودن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
8 - خاتميت از نظر قرآن و حديث و عقل، ترجمهى رضا استادى.
1 - مرزهاى اعجاز، ترجمهى بخشى از تفسير البيان مرحوم آيت الله العظمى خويى.
2 - برهان رسالت (پيرامون قرآن و وجه اعجاز آن)
1 - شناخت صفات خدا.
2 - آشنايى با اصول اسلام.
3 - جهان بينى اسلامى (ديدگاه اسلام دربارهى هستى، دنيا، انسان در جهان)
4 - الهيات و معارف اسلامى.
5 - نيروى معنوى پيامبران.
6 - رسالت جهانى پيامبران (نبوت عامه)
7 - فى ظل أصول الإسلام.
8 - معاد، انسان و جهان.
9 - راه خداشناسى.
10 - مصدر الوجود.
11 - جبر و اختيار (نگارش، استاد على ربانى گلپايگانى)
12 - حسن و قبح عقلى (نگارش، همان)
13 - توسل (به عربى ترجمه شده است)
14 - البداء فى الكتاب و السنة.
15 - آگاهى سوم (پيرامون علم غيب ائمهى اطهار (ع)
16 - رهبرى امت.
17 - پيشوايى از نظر اسلام (امامت و خلافت)
18 - سرنوشت از ديدگاه قرآن، حديث و عقل.
19 - شفاعت از ديدگاه قرآن، حديث و عقل.
20 - كاوشهايى پيرامون ولايت.
21 - مفهوم العبادة فى الكتاب و السنة.
22 - رؤية الله.
23 - الزيارة.
1 - اصول الفلسفة (ترجمهى جلد اول، درسهاى استاد علامهى طباطبايى)
2 - فلسفه اسلامى و اصول ديالكتيك.
3 - نظرية المعرفة، نگارش: حسن مكى عاملى.
4 - سرنوشت از ديدگاه علم و فلسفه.
5 - شناخت در فلسفهى اسلامى.
6 - هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين.
7 - تحليلى از فلسفهى ماركس.
8 - نيروى محرك تاريخ.
1 - المواهب فى أحكام المكاسب، نگارش: آقاى سيف الله يعقوبى.
2 - المختار فى أحكام الخيار.
3 - نظام الإرث فى الشريعة الإسلامية الغراء، نگارش: آقاى سيد محمدرضا پيغمبرپور.
4 - نظام الطلاق فى الشريعة الإسلامية الغراء، نگارش: آقاى سيف الله يعقوبى.
5 - نظام المضاربة فى الشريعة الغراء.
6 - نظام القضاء و الشهادة فى الشريعة الغراء.
7 - كتاب الخمس.
8 - البلوغ و تليه رسالة فى تأثير الزمان و المكان.
9 - قاعدتان فقهيتان: لا ضرر و لا ضرار، نگارش: حسن مكى عاملى.
10 - الاعتصام بالكتاب و السنة.
11 - نظام النكاح فى الشريعة الإسلامية الغراء.
12 - سبع مسائل (پيرامون 7 مسألهى فقهى اختلافى ميان شيعه و سنى)
13 - حكم الأرجل فى الوضوء.
1 - تهذيب الأصول، 3 جلد، تقريرات درس اصول حضرت امام خمينى قدسسره.
2 - المحصول فى علم الأصول، 4 جلد، تقريرات درس اصول استاد سبحانى، نگارش: سيد محمود جلالى مازندرانى.
1 - فروغ ابديت، 2 جلد، تجزيه و تحليل كاملى از زندگانى پيامبر اكرم (ص). اين كتاب به عربى، اردو، انگليسى، تركى و اسپانيولى ترجمه شده و در سراسر جهان منتشر گرديده است.
2 - فروغ ولايت، تجزيه و تحليل زندگى امير المؤمنين على عليهالسلام.
3 - زندگانى امامان به زبان ساده (به عربى ترجمه شده است)
4 - الأئمة الاثنى عشر.
5 - تاريخ اسلام.
1 - كليات فى علم الرجال.
1 - اصول الحديث و أحكامه.
1 - بحوث فى الملل و النحل، 7 جلد.
ج 1) تاريخ عقايد اهل الحديث، حنابله و سلفيه.
ج 2) تاريخ امام اشعرى، شخصيتها و عقايد ايشان.
ج 3) ماتريديه، مرجئه، جهميه، كراميه، ظاهريه و معتزله.
ج 4) زندگى ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و عقايد وهابيها.
ج 5) تاريخ خوارج، عقايد و مذاهب آنها.
ج 6) تاريخ تشيع، عقايد و مذاهب آن.
ج 7) تاريخ زيديه، عقايد و شخصيتهاى آن.
2 - فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، 4 جلد.
3 - مع الشيعة الإمامية في عقائدهم.
4 - الشيعة فى موكب التاريخ.
5 - الشيعة و علم الكلام عبر القرون الأربعة.
6 - آيين وهابيت (به اردو ترجمه شده است)
7 - الوهابية فى الميزان.
8 - الأسماء الثلاثة: الإله و الرب و العبادة.
9 - منشور عقايد اماميه.
10 - اسماء و صفات.
1 - بازگشت به عصر ايمان.
2 - رمز پيروزى مردان بزرگ.
3 - پرسشها و پاسخها.
1 - شخصيتهاى اسلامى شيعه، 2 جلد، نگارش آقاى مهدى پيشوايى، اين كتاب به عربى ترجمه شده است.
2 - زندگى بزرگان شيعه (در شمارههاى مختلف مجلهى مكتب اسلام)
آيت الله حاج شيخ جعفر سبحانى « دام ظله »www.tohid.ir |
ولادت و تحصيلات
آيت الله شيخ جعفر بن علامه شيخ محمد حسين سبحانى اقبال تبريزى در سال 1347 ق در شهر تبريز چشم به جهان گشود. دروس ادبيات عرب، مطول، لمعه و قسمتى از رسائل و مكاسب را در تبريز فرا گرفت.
در سال 1365 ق به قم مهاجرت نمود و بقيهى كتاب رسائل را در محضر حاج ميرزا محمد مجاهد تبريزى و كفاية الأصول را در محضر سيد محمدرضا گلپايگانى (م 1414 ق) و شرح منظومه و اسفار را در محضر علامهى طباطبايى (م 1402 ق) آموخت و به امر ايشان جلد اول اصول فلسفه را به عربى ترجمه نمود.
وى پس از تكميل سطوح عالى در درس خارج فقه مرحوم آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى قده (م 1373 ق) و آيت الله العظمى بروجردى قده حاضر شده و همين طور از محضر بنيانگذار جمهورى اسلامى امام خمينى قده (م 1409 ق) در فقه و اصول استفادههاى فراوانى برد.
وى از آيت الله العظمى حجت بصورت كتبى و از آيت الله العظمى شاهرودى بصورت شفاهى اجازهى اجتهاد دريافت نموده و همين طور از آيت الله حجت و آيت الله مرعشى نجفى (ره) و آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى (ره) اجازه نقل حديث دريافت نموده است.
تدريس
آيت الله سبحانى از مدرسين عاليقدر حوزهى علميه قم مىباشد كه به تدريس خارج فقه و اصول مشغول مىباشد وى به حق يكى از پيشروان تفسير و يكى از كاوشگران خستگى ناپذير علوم و معارف قرآنى به شمار مىآيند و از نخستين شاگردان مفسر كبير، علامهى طباطبايى (قده) در رشتهى تفسير و فلسفه و از آغازگران تأسيس تفسير موضوعى قرآن كريم در حوزهى علميهى قم مىباشد كه ساليان متمادى به افاضات ارزندهى خويش ادامه مىدهند.
شركت در كنگره و سمينارها
يكى از انواع فعاليتهاى اجتماعى مؤلف، شركت در مجامع اسلامى و كنگرهها مىباشد كه به بعضى از آنها اشاره مىشود.
- چهار بار شركت در كنگرهى جهانى امام رضا عليهالسلام
- سه بار شركت در كنگرهى نهج البلاغه
- هفت بار در كنفرانس وحدت اسلامى
- شركت در سمينار اقتصاد اسلامى در مشهد
- سمينار تقريب بين مذاهب در تهران
- كنگرهى حج در مدينه
- سمينار مشتركات و مفترقات شيعه و سنى در اردن
- سمينار احكام سفر در استامبول
- كنفرانس مسألهى تبعيض نژادى در اسلام در لندن
- كنگرهى شيخ انصارى در قم
- كنگرهى شيخ فضل الله نورى در نور
كنگرهى عبد الرزاق لاهيجى در لاهيجان.
رياست و عضويت در مجامع اسلامى
همچنين ايشان رييس هيئت تحريريهى مجلهى مكتب اسلام
- رييس هيئت تحريريهى مجلهى كلام اسلامى
- رييس مؤسسهى تحقيقاتى امام صادق عليهالسلام
- رييس كنفرانس علوم و مفاهيم قرآنى
- نمايندهى مجلس خبرگان قانون اساسى در سال 1398 ق
- از اعضاى جامعهى مدرسين حوزهى علميهى قم بوده است.
با وجود اشتغالات فراوان علمى، وى وظيفهى تبليغى و سخنرانى را تعطيل نكرده و در ايام محرم و صفر و ماه مبارك رمضان وظيفهى سنگين ارشاد و هدايت مردم را نيز انجام مىدهد.
اساتيد
1 - حاج ميرزا محمد مجاهد تبريزى
2 - سيد محمدرضا گلپايگانى
3 - علامهى طباطبايى
4 - آيت الله سيد محمد حجت كوهكمرى
5 - آيت الله العظمى بروجردى
6 - امام خمينى (ره)
7 - آيت الله مرعشى نجفى
8 - آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى
تأليفات
وى نظير آيت الله مكارم شيرازى و آيت الله حسن زادهى آملى از علماى معاصر، به كثرت تأليفات و تصنيفات مشهور است، و در حدود 87 عنوان كتاب در 122 جلد در مباحث متنوع و گوناگون اسلامى نگاشته است.
نخستين تأليف و اثر تفسيرى ايشان به نام تفسير صحيح آيات مشكلهى قرآن در نقد كتاب تفسير آيات مشكلهى قرآن موسوم بود كه در سال 1381 ق با همكارى و پاورقى استاد سيد هادى خسروشاهى چاپ و نشر گرديده است.
الف/1 (تفسير ترتيبى)
1 - تفسير سورهى رعد به نام قرآن و اسرار آفرينش.
2 - تفسير سورهى فرقان به نام سيماى انسان كامل در قرآن.
3 - تفسير سورهى توبه.
4 - تفسير سورهى منافقون به نام دوست نماها.
5 - تفسير سورهى حديد به نام قرآن و معارف عقلى.
6 - تفسير سورهى حجرات به نام سيستم اخلاقى اسلام.
7 - تفسير سورهى لقمان به نام مربى نمونه.
1 - منشور جاويد قرآن (14 جلد)
2 - مفاهيم القرآن (7 جلد)
ج 1) معالم التوحيد فى القرآن الكريم (مسائل مربوط به شرك و توحيد)
ج 2) حكومت اسلامى، برنامهها و ويژگىها، نگارش، استاد جعفر الهادى، اين كتاب تحت عنوان مبانى حكومت اسلامى توسط آقاى داود الهامى به فارسى ترجمه شده است.
ج 3) رسالت جهانى، امى بودن، خاتميت و زندگى پيامبر اكرم (ص) در قرآن.
ج 4) اجر رسالت، معجزات و كرامات و شفاعت پيامبر اكرم (ص) در قرآن.
ج 5) عصمت پيامبران و امامان، عدالت صحابه و اطاعت سلطان جائر در قرآن.
ج 6) اسماء و صفات الهى.
ج 7) شخصيت و زندگى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)
3 - اصالت روح از نظر قرآن.
4 - التوحيد و الشرك فى القرآن الكريم.
5 - شورا در قرآن و نهج البلاغه.
6 - احمد موعود انجيل.
7 - مكتب وحى (مفهوم امى بودن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
8 - خاتميت از نظر قرآن و حديث و عقل، ترجمهى رضا استادى.
1 - مرزهاى اعجاز، ترجمهى بخشى از تفسير البيان مرحوم آيت الله العظمى خويى.
2 - برهان رسالت (پيرامون قرآن و وجه اعجاز آن)
1 - شناخت صفات خدا.
2 - آشنايى با اصول اسلام.
3 - جهان بينى اسلامى (ديدگاه اسلام دربارهى هستى، دنيا، انسان در جهان)
4 - الهيات و معارف اسلامى.
5 - نيروى معنوى پيامبران.
6 - رسالت جهانى پيامبران (نبوت عامه)
7 - فى ظل أصول الإسلام.
8 - معاد، انسان و جهان.
9 - راه خداشناسى.
10 - مصدر الوجود.
11 - جبر و اختيار (نگارش، استاد على ربانى گلپايگانى)
12 - حسن و قبح عقلى (نگارش، همان)
13 - توسل (به عربى ترجمه شده است)
14 - البداء فى الكتاب و السنة.
15 - آگاهى سوم (پيرامون علم غيب ائمهى اطهار (ع)
16 - رهبرى امت.
17 - پيشوايى از نظر اسلام (امامت و خلافت)
18 - سرنوشت از ديدگاه قرآن، حديث و عقل.
19 - شفاعت از ديدگاه قرآن، حديث و عقل.
20 - كاوشهايى پيرامون ولايت.
21 - مفهوم العبادة فى الكتاب و السنة.
22 - رؤية الله.
23 - الزيارة.
1 - اصول الفلسفة (ترجمهى جلد اول، درسهاى استاد علامهى طباطبايى)
2 - فلسفه اسلامى و اصول ديالكتيك.
3 - نظرية المعرفة، نگارش: حسن مكى عاملى.
4 - سرنوشت از ديدگاه علم و فلسفه.
5 - شناخت در فلسفهى اسلامى.
6 - هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين.
7 - تحليلى از فلسفهى ماركس.
8 - نيروى محرك تاريخ.
1 - المواهب فى أحكام المكاسب، نگارش: آقاى سيف الله يعقوبى.
2 - المختار فى أحكام الخيار.
3 - نظام الإرث فى الشريعة الإسلامية الغراء، نگارش: آقاى سيد محمدرضا پيغمبرپور.
4 - نظام الطلاق فى الشريعة الإسلامية الغراء، نگارش: آقاى سيف الله يعقوبى.
5 - نظام المضاربة فى الشريعة الغراء.
6 - نظام القضاء و الشهادة فى الشريعة الغراء.
7 - كتاب الخمس.
8 - البلوغ و تليه رسالة فى تأثير الزمان و المكان.
9 - قاعدتان فقهيتان: لا ضرر و لا ضرار، نگارش: حسن مكى عاملى.
10 - الاعتصام بالكتاب و السنة.
11 - نظام النكاح فى الشريعة الإسلامية الغراء.
12 - سبع مسائل (پيرامون 7 مسألهى فقهى اختلافى ميان شيعه و سنى)
13 - حكم الأرجل فى الوضوء.
1 - تهذيب الأصول، 3 جلد، تقريرات درس اصول حضرت امام خمينى قدسسره.
2 - المحصول فى علم الأصول، 4 جلد، تقريرات درس اصول استاد سبحانى، نگارش: سيد محمود جلالى مازندرانى.
1 - فروغ ابديت، 2 جلد، تجزيه و تحليل كاملى از زندگانى پيامبر اكرم (ص). اين كتاب به عربى، اردو، انگليسى، تركى و اسپانيولى ترجمه شده و در سراسر جهان منتشر گرديده است.
2 - فروغ ولايت، تجزيه و تحليل زندگى امير المؤمنين على عليهالسلام.
3 - زندگانى امامان به زبان ساده (به عربى ترجمه شده است)
4 - الأئمة الاثنى عشر.
5 - تاريخ اسلام.
1 - كليات فى علم الرجال.
1 - اصول الحديث و أحكامه.
1 - بحوث فى الملل و النحل، 7 جلد.
ج 1) تاريخ عقايد اهل الحديث، حنابله و سلفيه.
ج 2) تاريخ امام اشعرى، شخصيتها و عقايد ايشان.
ج 3) ماتريديه، مرجئه، جهميه، كراميه، ظاهريه و معتزله.
ج 4) زندگى ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و عقايد وهابيها.
ج 5) تاريخ خوارج، عقايد و مذاهب آنها.
ج 6) تاريخ تشيع، عقايد و مذاهب آن.
ج 7) تاريخ زيديه، عقايد و شخصيتهاى آن.
2 - فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، 4 جلد.
3 - مع الشيعة الإمامية في عقائدهم.
4 - الشيعة فى موكب التاريخ.
5 - الشيعة و علم الكلام عبر القرون الأربعة.
6 - آيين وهابيت (به اردو ترجمه شده است)
7 - الوهابية فى الميزان.
8 - الأسماء الثلاثة: الإله و الرب و العبادة.
9 - منشور عقايد اماميه.
10 - اسماء و صفات.
1 - بازگشت به عصر ايمان.
2 - رمز پيروزى مردان بزرگ.
3 - پرسشها و پاسخها.
1 - شخصيتهاى اسلامى شيعه، 2 جلد، نگارش آقاى مهدى پيشوايى، اين كتاب به عربى ترجمه شده است.
2 - زندگى بزرگان شيعه (در شمارههاى مختلف مجلهى مكتب اسلام)
آيت الله حاج سيد حسن طاهرى خرم آبادى « دام ظله » |
ولادت و تحصيلات
حضرت آيت الله سيد حسن طاهرى خرمآبادى در روز اول خرداد ماه 1317 هجرى شمسى در خرمآباد به دنيا آمد. پدرش مرحوم حاج سيد حيدر طاهرى خرمآبادى از شاگردان برجستة مرحوم آيتالله حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى و از دوستان نزديك حضرت امام(ره) و آيتالله گلپايگاني(ره) بود كه پس از سالها تحصيل و بهره بردن از محضر عالمان بزرگ حوزه علميه اصفهان، مشهد و قم با درخواست مردم شريف خرم آباد به زادگاه خود بازگشت و تا آخر عمر به رتق و فتق امور مردم همت گماشت. از ويژگيهاى بارز مرحوم حاج سيد حيدر برخوردارى از محبوبيت فراوان بين مردم و علماى شهر، حلم و بردبارى و عدم علاقه به زخارف دنيا و ماديات بود. آيةالله سيد حسن طاهرى خرم آبادى كه شيفتگى زائدالوصفى به پدر داشت، در سن 9 سالگى مجبور به بردوش كشيدن داغ هجرت پدر شد و اين يتيمى زودهنگام در پرورش و استوارى آيندة او تأثير بسزايى داشت. وى از خاطرات شيرين همراهى با پدر، خاطره سفر به عتبات عاليات را ذكر ميكند كه در آن، ضمن باريابى به حرم ملكوتى ائمة هدى، به محضر علماى بزرگ آن ديار نيز شرفياب شدند. مادر او نيز كه زنى پاكدامن و از طائفة اشعريون قم بود، در حدود سال 1360 شمسى دار فانى را وداع گفت. آيةالله طاهرى خرم آبادى تحصيلات خود را در يكى از دبستانهاى خرم آباد آغاز كرد. وى اصرار داشت كه با لباس روحانيت به مدرسه برود اما بسيارى از معلمان شديداً با اين مسأله مخالف بودند كه پشتيبانيهاى مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد احمد طاهرى، عموى ايشان، آنها را وادار به سكوت ميكرد.
وى در همان دوره دبستان، با ديگر شاگردان مدرسه به مناظره در باره مسائلى چون علم و ثروت ميپرداخت و گاهى كه نماز جماعت برپا ميشد، امامت آن را به عهده ميگرفت.با پايان يافتن دوره ابتدايى، به مدرسه علميه كماليه رفت و طى دو سال جامع المقدمات و سيوطى را فرا گرفت. سپس به همراه مادر خود، به قم عزيمت كرد تا تحصيلات حوزوى خود را در آن ديار عالم پرور ادامه دهد.
در نخستين روز سكونت در قم، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) آمد و در كنار صحن بزرگ، مشغول وضو گرفتن شد كه ناگاه چهرهاى ملكوتى، او را به خود جلب نمود كه در حال بازگشت از حرم بود. بى اختيار از يكى از طلاب پرسيد: اين آقا كيست؟ و او پاسخ داد: حاج آقا روح الله خميني! بدين ترتيب از همان آغاز ورود به قم، شيفته امام(ره) شد و بعدها، به سبب رفاقت نزديك امام(ره) با پدرش، مورد تفقد و عنايت ويژه ايشان قرار گرفت.
در همان سال اول ورود به قم، مغنى، حاشيه ملاعبدالله و مقدارى از سيوطى كه باقى مانده بود فرا گرفت. در سال بعد معالم الاصول و شرح شمسيه و در دو سال بعد از آن، لمعه، قوانين و مطول را آموخت و در سال پنجم رسائل و مكاسب شيخ انصارى را آغاز كرد. ظرف سه سال آن كتابها را به همراه جلد اول كفايه به پايان برد و جلد دوم كفايه را هم زمان با رفتن به درس خارج امام(ره) شروع نمود. مقدارى از درس خارج قضا را در محضر آيةالله العظمى بروجردى فرا گرفت كه به دليل فوت ايشان، از ادامة آن باز ماند. هم زمان در درس بيع امام شركت ميجست و پس از تبعيد امام نيز به درس مرحوم آيةالله داماد و آيةالله حاج آقا مرتضى حائرى يزدى رفت.
اساتيد
حضرت آيةالله طاهرى خرم آبادى در دورة تحصيل خود از محضر استادان و عالمان برجستهاى كسب فيض نمود كه حوزههاى علميه خاطرة مبارزات و مجاهدتهاى آنان را هرگز از خاطر نميزدايد. وى با ورود به قم، حاشيه ملاعبدالله را نزد آقاى هاشمى رفسنجانى فرا گرفت. براى تحصيل معالم الاصول و مطول به نزد آقاى شب زندهدار رفت و لمعه را نزد مرحوم حاج آقا حسين جزايرى از فضلاى خرمآباد، آقايان باقرى كنى و ستوده خواند و رسائل شيخ انصارى را نزد آقايان مكارم شيرازى، شبزندهدار، مشكينى و سبحانى فرا گرفت و براى آموختن مكاسب محرمه با آقاى حاج سيد على محقق داماد به مباحثه پرداخت كتاب بيع را نيز نزد آيةالله خزعلى فرا گرفت. كفايةالاصول را نيز در محضر مرحوم شيخ عبدالجواد اصفهانى (جبل عاملي) و مرحوم سلطانى (طباطبايي) آموخت. براى تحصيل درس خارج، به درس مرحوم آيةالله بروجردى و مرحوم امام خمينى رفت. ايشان در باره ويژگى علمى امام(ره) ميفرمايد:
«بحث ايشان، شاگرد پرور بود و فكر را به كار ميانداخت. تنها نقل عبارت ديگران نبود. درس ايشان تفاوت زيادى داشت با كل درسهايى كه ما تا آن موقع در حوزه ديده بوديم. الان هم معتقدم كه نوشتههاى فقهى و اصولى ايشان قابل طرح و استفاده و درخور دقت است. البته نميخواهم بگويم كه نظرى فوق نظرات ايشان نيست. شاگردان ايشان همان موقع به نظرات ايشان اشكال ميگرفتند و خود ايشان هم مشوّق بود اما نظرات ايشان در همة ابعاد به قدرى عميق و دقيق است كه هميشه قابل طرح و بحث خواهد بود. از نظر علمى ميتوان گفت كه حضرت امام در ابعاد مختلف فقهى، اصولى، فلسفى و عرفانى در عصر خويش فقيه و انديشمندى استثنايى بود. حضرت امام از يك نبوغ و استعداد بالايى برخوردار بود. بدون هيچ گونه مبالغهاى ميتوانم بگويم بعد از معصومين(ع) حضرت امام يك انسان استثنايى بود».
آيةالله طاهرى خرم آبادى، پس از تبعيد امام خميني(ره) در درس آقايان گلپايگانى، شيخ مرتضى حائرى و داماد شركت نمود و از محضر مرحوم حاج آقا حسن فريد اراكى بهرههاى فراوان برد.
در بخش فلسفه نيز ايشان منظومه ملاهادى سبزوارى را نزد مرحوم آيةالله حاج آقا مصطفى خمينى و آيةالله امينى آموخت. اشارات و الهيات شفا را نزد آيةالله جوادى آملى و مقدارى از اسفار را نزد مرحوم علامه طباطبايى فرا گرفت. بخشى از اسفار را نيز در محضر آيةالله شهيد مطهرى خواند.ايشان در دوره سطح با آقايان سيد احمد مرعشى، سيد على محقق، عميد زنجانى به مباحثه ميپرداخته است و از هم مباحثهايهاى دورة تحصيل درس خارج، از آقايان مؤمن، حسينى كاشانى، ربانى املشى و حاج حسن تهرانى نام ميبرد.
فعاليتهاى سياسى
زندگى عالمان مجاهد در عصر ما، همواره با مبارزه با رژيم منحوط پهلوى همراه بوده است. آيةالله طاهرى خرم آبادى نيز، چون ديگر عالمان عصر خويش و مانند پير و مراد و مقتداى خويش، حضرت امام خميني(ره) حكومت ننگين پهلوى و سكوت در مقابل ستمهاى آن را برنميتابيد و روز و شب را به مبارزه با آن ميگذراند. سخنرانيها، نامهها و اعلاميهها، به زندان رفتن ها و شكنجه شدنهاى وى نقش مهمى را در پيشبرد انقلاب و پيروزى آن ايفا ميكرد كه ذكر نمونهها و شرح آن، در اين مختصر نميگنجد.
در سال 1341، شاه و عوامل آن، لوايح ششگانهاى را با ظاهر اصلاحات و ايجاد رفاه براى مردم تدوين كردند و ميخواستند آن را به رفراندوم بگذارند. امام(ره) كه به خوبى از حيلهها و عوامفريبيهاى شاه اطلاع داشت، مخالفت خود را با لوايح اعلام نمود و به آيةالله طاهرى خرم آبادى نيز دستور داد كه به خرم آباد برود و مسائل مطرح شده را با علما و مردم آن ديار در ميان بگذارد. تلاش آيةالله طاهرى خرم آبادى در آن روزگار براى رساندن پيام امام(ره) و گرد هم آوردن علماى خرم آباد و تصميمگيرى براى مسائل پيش آمده، نقطة عطفى در مبارزات ايشان ميباشد. همچنين ايشان پس از مدتى به قم رفت و گزارش مذاكرات علما و جريانهاى پيش آمده در شهر را به اطلاع امام(ره) رساند.
وى در اوايل سال 1342 به منظور تبليغ و در آستانه ماه محرم تصميم به عزيمت به كاشان گرفت و آن را با امام(ره) در ميان گذاشت. امام(ره) موافقت فرمودند و پيامهايى براى علماى كاشان با موضوعيت جريانهاى پيش آمده و ضرورت مبارزه با رژيم شاه، دادند. وى ضمن رساندن اين سخنرانيهاى مهم و افشاگرانهاى را در ايام ماه محرم انجام داد كه شور عجيبى در مردم كاشان ايجاد كرد و ساواك و عوامل رژيم پهلوى را هراسناك ساخت. همچنين سخنرانى وى پس از حادثه پانزدهم خرداد در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) در حمايت از امام(ره) و محكوم كردن جنايات رژيم، در كارنامه مبارزاتى او ميدرخشد.
در طول سالهاى مبارزه، آيةالله طاهرى خرم آبادى، بارها و بارها مورد تعقيب ساواك قرار گرفت و بارها تبعيد يا زندانى شد. اما بينش صحيح وى از انقلاب و همچنين اطاعت محض از امام(ره) و علاقة وافر به ايشان، تبعيد و زندان و... را بر ايشان هموار ميساخت. ايشان هدف امام خميني(ره) از نهضت را اينگونه بيان ميكند: «از پاى درآوردن حكومت سلطنتى در حد ساقط كردن آن و يا ضعيف كردن آن، به عنوان هدف ميان مدت براى همه روشن بود. اما هدف نهايى نميخواهم بگويم براى همه، ولى براى بسيارى از مبارزان نيز مجهول بود. به هر حال تا قبل از مطرح شدن مباحث ولايت فقيه حضرت امام، بحثى در مورد نظام جايگزين رژيم شاهنشاهى نشده بود. مباحث امام افق مبارزه را وسيعتر كرد و يك هدف مشخص و روشن را براى نهضت ترسيم كرد و آن، حكومت اسلامى و مسأله ولايت فقيه بود».
آيةالله طاهرى خرم آبادى، در حدود سال 56 به عضويت رسمى جامعه مدرسين حوزه علميه قم درآمد، هر چند پيش از آن نيز در فعاليتهاى مبارزاتى با اعضاى اين مركز همكارى داشت.
فعاليتهاى سياسى آيةالله طاهرى خرم آبادى به پيش از انقلاب محدود نيست. ايشان پس از پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى نيز در مسؤوليتهاى گوناگون به ايفاى نقش پرداختند و خدمات ارزشمندى را در عرصههاى گوناگون به انجام رساندند. برخى از فعاليتهاى ايشان پس از پيروزى انقلاب بدين شرح است:
1ـ عضويت در مجلس خبرگان قانون اساسى به نمايندگى از مردم لرستان
2ـ عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم
3ـ نمايندگى امام در امور حج و زائران بيتالله الحرام
4ـ نمايندگى حضرت امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال 1360
5ـ نمايندگى امام در پاكستان
6ـ عضويت در مجلس خبرگان رهبرى و عضويت در هيأت رئيسة آن
7ـ امامت جمعه موقت تهران با حكم مقام معظم رهبري.
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
آيةالله طاهرى خرم آبادى، در سالهاى متمادى حضور در حوزه علميه قم، خدمات علمى و فرهنگى شايانى را به اين حوزه سترگ تقديم داشته است. در بخش تدريس، ايشان بسيارى از كتب دوره سطح را به نوآموزان حوزه درس داده است . در كنار تدريس، از سالهاى پيش از انقلاب تاكنون، در نشريات گوناگونى، مقالههاى جامع علمى و سياسى خود را به چاپ رسانده است كه برخى از آنها به صورت كتاب منتشر شده است.
تاليفات
برخى از كتابهايى كه ايشان تاكنون به رشته تحرير درآورده، بدين شرح است:
1ـ رسالة فى صله الرحم و قطعيتها
2ـ رسالة فى مقدار المهر
3ـ مسألة ولاية الفقيه فى كلام الشيخ الانصارى
4ـ اسلام و مسائل اجتماعى
5ـ ولايت فقيه و حاكميت ملت
6ـ جهاد در قرآن
7ـ رسالهاى در عموم حجيت بينه.
برخى از كتب ايشان در دست چاپ است كه از آنها ميتوان به كتابى در ردّ شبهات وهابية و كتابهايى چون منابع مالى اسلام در حكومت اسلامى و كتاب الخمس و ذبايح اهل كتاب و كتاب ولاية الفقية اشاره كرد.
آيةالله طاهرى خرم آبادى هم اكنون نيز به تدريس درس خارج فقه و اصول مشغول است و طلاب و فضلاى بسيارى را به جامعه علمى و فقهى ارزانى داشته اند.
آيت الله حاج شيخ محمد امامى كاشانى « دام ظله » |
ولادت
در حوزه علميه قم تحصيلات خود را در محضر اساتيد بزرگى چون آيت اللّه العظمى , بروجردى , امام خمينى , علامه طباطبائى به انجام رساند. و بمانند ديگر شاگردان فرزانه امام خمينى در انقلاب بزرگ ايران نقش مؤثر ايفا نمود و بعد از انقلاب اسلامى از سوى مردم به مجلس شوراى اسلامى راه يافت ودر چند دوره متوالى از ناحيه مردم تهران براى عضويت در مجلس خبرگان رهبرى برگزيده شد. وى از سوى حضرت امام خمينى به عضويت شوراى نگهبان قانون اساسى كه متشكل از فقها و حقوقدانان برجسته است منصوب گرديد, و از آن تاريخ تا كنون عضو آن شوراى عالى رتبه و مجمع تشخيص مصلحت نظام مى باشد, همچنين از سوى امام خمينى به سمت توليت مدرسه عالى شهيد مطهرى كه يكى از مهمترين مراكز آموزش عالى كشور جمهورى اسلامى است منصوب گرديد. او با طراحى نظام آموزشى ـ پژوهشى ويژه موفق گرديد اولين نهاد عالى آموزشى مركب از مفاد تعليمى حوزه و قالب آموزشى دانشگاه را در تاريخ جمهورى اسلامى شكل دهد و صدها فارغ التحصيل در تطبيق مفاهيم دينى در حوزه حقوق اسلامى و فلسفه و كلام اسلامى با حقوق غرب و فلسفه غرب تربيت نمايد. خطبه هاى نماز جمعه تهران ايشان در ارايه راهبردهاى معنوى و اخلاقى براى جامعه زبانزد عام و خاص است .
آيت الله حاج سيد على محقق داماد « دام ظله » |
ولادت
در بيستم جمادى الاولى سال 1361 قمرى مطابق با خرداد ماه 1321 شمسى د رشهر قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان آيت اللّه حاج سيد محمد محقق داماد و پدر بزرگشان ( از طرف مادر)آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى موسس حوزه علميه قم است . در سال 1332شمسى از تحصيلات ابتدائى فارغ و در مهرماه همان سال به تحصيل مقدمات و ادبيا ت عرب و ساير دروس حوزوى پرداخت و بعدها ضمن تحصيل علوم حوزوى تحصيلات دبيرستانى را نيز به صورت آزاد به پيش برد. درسال تحصيلى 40 - 1339 پس از فراغت از سطح اول و رسائل و مكاسب همراه با اشتغال كفاية الاصول درس خارج را شروع و مدت شش ماه در درس آيت اللّه العظمى بروجردى شركت كرد. از سال 1340 به بعد در درس خارج پدرشان و آيت اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى شركت نمود و در خلال اين سالها از درس حارج آيات عظام :خويى , گلپايگانى , ميرزا هاشم آملى , آيت اللّه حاج شيخ حسين حلى و آيت اللّه حاج سيد يحيى مدرسى يزدى بهره گرفت . با رحلت پدر خود دراسفند ماه 1348 عهده دار امام جماعت مسجد بازار شهر قم گرديد و دركنار آن به فعاليتهاى اجتماعى همچون تاسيس صندوق قرض الحسنه , انجمن تكفل و سرپرستى ايتام , ايجاد شهركها و خانه هاى ارزان قيمت براى نيازمندان , مسجد و مدرسه علميه المهدى , بيمارستان 200تختخوابى ولى عصر (عج ) پرداخت . پس از پيروزى انقلاب اسلامى عهده دار كار بازنگرى و تدوين قوانين قضايى شد و در اين راستا دفتر تحقيقات ومطالعات دادگسترى را با عضويت جمعى از فضلاى حوزه و قضات و حقوقدانان پرسابقه دادگسترى تشكيل داد. از سال 1360 تا 1370 عضو شوراى عالى مديريت حوزه علميه قم بود و سطوح مختلف دروس حوزوى را تدريس و هم اكنون نيز به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال دارد .
آيت الله حاج شيخ ابراهيم امينى « دام ظله »brahimamini.ir |
ولادت
در سال 1304 در شهرستان نجف آباد اصفهان ديده به جهان گشود.
تحصيلات ابتدايى را در همان جا به پايان رساند و در سال 1321 براى تحصيل علوم دينى به حوزه علميه اصفهان وارد شد و ادبيات عرب و كتب سطح , منطق , اصول و فقه را گذراند. در سال 1326 براى ادامه تحصيل به حوزه علميه قم هجرت كرد و سطح عالى فقه و اصول , فلسفه , علم كلام و تفسير را نزد اساتيد آن زمان گذراند.
وى در حوزه علميه قم واصفهان ادبيـات , فقـه واصول را تــدريس و بــه تحقيق و نويسندگى پرداخت .
پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عضويت جامعه مدرسين حـوزه علميه قم در آمد وى هم اكنون امام جمعـه موقت شهر قم و عضو هيئت امناى جامعـة الامام الصادق (عليه السلام ) است .
تأليفات
1- دادگستر جهان
2- بررسى مسائل كلى امامت
3- بانوى نمونه اسلام
4- آموزش دين
5- آئين همسردارى
6- آئين تربيت
7- خودسازى
8- انتخاب همسر
9- آشنايى با مسائل كلى اسلام
10- همه بايد بدانند
11- دروس من الثقافة الاسلاميه
12- اسلام و تمدن غرب
13- اسلام و تعليم و تربيت
14- در كنفرانسها
15- فرهنگ اسلامى و تعليمات دينى
آيت الله حاج سيد محمود هاشمى شاهرودى « دام ظله »www.islamicfeqh.com |
ولادت و تحصيلات
در دوم ماه ذى العقده سال 1367 ق مصادف با 1327 ش در نجف اشرف در خانواده اى از سلاله سادات حسينى ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت اللّه سيد على حسينى شاهرودى از مشايخ بزرگ حوزه علميه نجف بودمادر ايشان دختر مرحوم آيت اللّه العظمى حاج سيد على مددى موسوى قائينى از علما بزرگ خراسان بوده است كه سالهاى متمادى در شهر مقدس مشهد، به تدريس وتربيت طلاب حوزه علميه و اقامه جماعت درحرم مطهر رضوى ثامن الائمه (ع) مى پرداختند.
مرحوم والد آيه اللّه هاشمى از وارستگان حوزه علميه نجف و اولين كسى است كه تقريرات بحثهاى فقهى - اصولى آيه اللّه خوئى را به رشته تحرير در آورد.
وى تحصيلات ابتدايى را در مدرسه علوى كه مخصوص ايرانيان مقيم نجف اشرف بود، به پايان برده ودر همان سن نوجوانى تحصيلات حوزوى را آغاز نمود.
از آنجا که سيد محمود از نبوغ علمى واستعدادى سرشار در فراگيرى علوم حوزوى برخوردار بود در اندك زمان ممكن پس از پايان تحصيلات ابتدايى در مدرسه علويه نجف و اتمام دروس مقدمات وسطح به حوزه درس خارج فقه و اصول فقهاء ومراجع نامدار آن زمان از جمله ؛ حضرات آيات عضام شهيد سيد محمد باقر صدر ، امام خمينى (قدس سره) و سيد ابولقاسم خويى( ره) پيوست .
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
آيتالله هاشمى شاهرودى تاكنون فعاليتهاى بسيارى را در زمينههاى علمى و فرهنگى به انجام رسانده است. در يكى از ديدارهاى اعضاى مجلس اعلاى عراق، امام خمينى(ره) با توجه به شناخت خود از ايشان مىخواهد كه تدريس در حوزه علميه قم را بر هر كارى ترجيح دهد و به تربيت طلاب مستعد در زمينههاى علمى و اخلاقى بپردازد. معظم له نيز با ورود به ايران ـ در فروردين 1358 ـ به تدريس درس خارج فقه و اصول مىپردازند كه اين تدريس تا هم اكنون نيز ادامه دارد و طلاب بسيارى از محضر ايشان بهرهمند شدهاند. ويژگى درس ايشان دقت فراوان، تسلط بر مباحث و نوآورى در برخى زمينههاست.
آيتالله هاشمى شاهرودى رياست دو كنگره مهم نقش زمان و مكان در انديشه امام خمينى(ره) و نخستين كنگره دايرة المعارف فقه اسلامى را بر عهده داشت كه هر دو كنگره با استقبال بزرگان و فضلاى حوزه و دانشگاه و انديشمندان خارجى و داخلى مواجه شد.
از خدمات ديگر وى، رياست مؤسسه دايرةالمعارف فقه اسلامى با حكم مقام معظم رهبرى است. که در حكم خود، خطاب به ايشان مىفرمايند:
جناب عالى را كه چهرة درخشانى در علم و عمل بوده و بحمدالله از مقام والايى در فقه و علوم مرتبط با آن برخورداريد، براى انجام اين اقدام بزرگ، شايسته دانسته و مسؤوليت ايجاد و ادارة مؤسسهاى براى تهيه اين دايرة المعارف را به جناب عالى محول مىكنم.
در كنار تدوين كتاب، انتشار دو فصلنامه (فقه اهل بيت(ع) فارسى و عربى و فصلنامه (المنهاج) كه در شعبه لبنان موسسه تدوين ومنتشر مى شود، كار ديگر فرهنگى است كه در اين موسسه و با نظارت ايشان صورت مى گيرد.
برخى كتاب هاى فقهى- اصولى كه در بحثهاى خارج ايشان تدريس مى شود عبارتند:
- حقوق جزا در اسلام (فقه حدود وتعزيرات).
- كتاب الخمس (كه در دو جلد تاليف و چاپ شده است).
- اجاره، بيع، قضا، مضاربه، شركت، مساقاه، مزارعه، صوم و...
فعاليتهاى سياسى
آيتالله هاشمى شاهرودى در سالهاى تحصيل و تدريس، فعاليتهاى سياسى بسيارى را پديد آورده است. در پى يورش مزدوران رژيم صدام به علما و انديشمندان در سال 1974 ميلادى، آيتالله هاشمى شاهرودى به زندان افتاد و شكنجههاى فراوان بدنى و روحى را به جان خريد. او در پى تظاهرات مردم عراق پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام(ره)، بويژه در نجف، و در گراميداشت اين پيروزى، تحت پيگرد رژيم بعث قرار گرفت و به سفارش شهيد صدر(ره) به وطن خود بازگشت تا وكالت عام شهيد صدر و نمايندگى او را نزد امام خمينى (ره) بر عهده گيرد.
او با ورود به ايران به خدمت امام خمينى(ره) مشرف شد و با موافقت ايشان، رابط امام(ره) و شهيد صدر شد و پيامهاى علماى نجف را به سمع امام(ره) مىرساند. او با دستور آيتالله خامنهاى كه در آن زمان با حكم امام(ره) مسؤوليت نهضتهاى اسلامى را بر عهده داشت، تشكيلاتِ جامعة روحانيت مبارز و مجلس اعلاى عراق را به راه انداخت و آن را مديريت و سازماندهى كرد.
او كه به دستور امام(ره) تدريس و بررسى مسائل فقهى، بويژه احياى فقه حكومتى استوار بر ادلة استنباط جواهرى را بر عهده داشت، در طول ساليان انقلاب از هيچ كوششى در جهت اعتلاى انقلاب، دريغ نورزيد.
آيتالله هاشمى شاهرودى سالها از اعضاى فقهاى شوراى نگهبان بود ودر اين نهاد مقدس به خدمت اشتغال داشت تا اينكه با حكم مقام معظم رهبرى به رياست قوه قضائيه منصوب شد. او در طول مسؤوليت خود در قوه قضائيه، تاكنون خدمات بسيارى را انجام داد كه توسعة قضايى، تسريع در رسيدگى به پروندهها و ايجاد ارتباط مردمى از جمله آنهاست.
با همت وتلاش آيه اللّه هاشمى اين موسسه توانسته دهها اثر ارزشمند فقهى - كلامى را در راستاى اهداف وظايف خويش وبه منظور خدمت به فقه اهل بيت(ع) تدوين و منتشر نمايد.
حوزه كارى اين فصلنامه ها بررسى وتبيين جديدترين ديدگاههاى فقهى وبيان مسائل مستحدثه مى باشدكه در اين راستا موفقيتهاى چشم گيرى صورت گرفته است.
ايشان باحضور در محضر درس خارج فقه واصول حضرت آيه اللّه العظمى شهيد سيد محمد باقرصدر(ره)، حضرت آيه اللّه العظمى امام خمينى(ره)وحضرت آيه اللّه العظمى خوئى، سالها به كسب علم ودانش پرداخت.
از مهمترين ويژگيهاى ومزاياى برجسته ايشان بهره گيرى و الهام از انديشه هاى مبتكرانه اساتيد خود مانندامام خمينى و شهيد صدر است كه با اسلوبى جديد، و با نگاهى نو گرا به مباحث پرداخته وبا توجه به نيازها ى روز حكومت اسلامى مبانى فقهى اهل بيت را عرضه مى دارند. از آنجا كه ايشان از جمله شاگردان برجسته واز نخبگان درس خارج حضرت امام، وشهيد صدر، بودند همواره مورد توجه ويژه اساتيد خود قرارداشتند.
امام خمينى (ره) به دفتر و مسئولين وقت شهريه نجف اشرف دستور فرموده بودند، نسبت به تامين امور معيشتى ونيازهاى مالى ايشان عنايت ويژه اى صورت گيرد. شهيد صدر(ره) نيز با آنكه به كسى اجازه اجتهاد نمى داد و دراين خصوص فوق العاده احتياط مى كردند، به آيه اللّه هاشمى اجازه اجتهاد داده ودر خصوص وى تعابيرى بسيار بلندى فرموده اند.
در حاليكه ايه الله هاشمى در سن جوانى بوده و هنوز سى سال از عمر شريف خود را سپرى نكرده بودند اين چنين از جانب استاد خود امام خمينى (ره) توصيف مى شوند:
امروز ايشان از مجتهدينى است كه اسلام ومسلمين به او چشم دوخته واميدبسته اند... از خداوند بزرگ مسئلت دارم، ايشان را كه ذخيره اى براى شريعت واسلام است، در پناه خود محفوظ نگهدارد) پيش از پيروزى انقلاب اسلامى ودر اوج مبارزات مردم ايران به رهبرى امام امت بر عليه رژيم ستم شاهى، رژيم بعث عراق در اقدامى مشابه در سال 1974م به حوزه علميه نجف يورش برده جمعى از علما بويژه علماى ايرانى وشاگردان شهيد صدر را دستگير وبه زندان انداخت.
آيه اللّه هاشمى شاهرودى از جمله كسانى بود كه در پى اين يورش دستگير وروانه زندان شد. پس از مدتى در حاليكه مورد انواع شكنجه هاى بدنى وروحى قرار داشت باوساطت مراجع وعلماى وقت آزاد گرديد.
بار ديگر، در پى تظاهرات مردم عراق پس از پيروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى ، وشورش مردم نجف اشرف، رژيم بعث ايشان را تحت پيگرد قرار داده كه اين بار بدليل بازگشت وى به وطن اسلامى ايران رژيم عراق موفق به دستگيرى ايشان نگرديد.
آيه اللّه هاشمى پس از ورود به ايران خدمت حضرت امام شرفياب وبا موافقت ايشان ارتباط ميان نيروهاى خارج از كشور بويژه شهيد صدر وحوزه علميه نجف اشرف با امام خمينى را به عهده گرفت. وى در اين راستا تلاش بى وقفه اى را آغاز وبا بسيح نيروهاى متعهد ومومن به انقلاب از هيچ كوششى دريغ نكرده و در اندك زمانى توانست با دستور حضرت آيه اللّه خامنه اى - كه در آن زمان از سوى امام مسووليت نهضتهاى اسلامى را به عهده داشت- تشكيلات جامعه روحانيت مبارز ومجلس اعلا اسلامى عراق را سازماندهى ومديريت نمايد. در يكى از ملاقتهاى اعضاى مجلس اعلا باحضرت امام باتوجه به شناختى كه امام از آيه ا... هاشمى داشتند به وى خطاب نموده و از ايشان مى خواهند تدريس در حوزه علميه قم را بر هر چيزى ترجيح داده و بررسى مسائل فقهى خصوصا در رابطه با احياى فقه حكومتى استوار بر ادله واستنباط صحيح جواهرى رامشغول شوند.
مسئوليتها
- رئيس قوه قضائيه
- عضو سابق فقهاى شوراى نگهبان
- عضو سابق مجلس خبرگان رهبرى
- عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام
- عضو شورايعالى مديريت حوزه علميه قم
- نائب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم
- عضو مجمع جهانى اهل بيت(ع)
- رئيس دايره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)
تأليفات و مقالات
از آيتالله هاشمى شاهرودى تأليفات فراوانى با عناوينى چون:
1- بحوث فى علم الاصول7 جلد
2 - كتاب الخمس2 جلد
3 - قاعده فراغ و تجاوز1 جلد
4- حكومت اسلامى1 جلد
5- جهان بينى اسلامى 1 جلد
6- تفسير موضوعى بخشى از نهج البلاغه 10 جلد
7- تفسير آيه (مودت ذى القربى)1 جلد
8- استقلال در استيفاء قصاص (مقاله علمى)
9- ذبح با دستگاههاى پيشرفته (مقاله علمى)
10- احكام فقهى كاهش ارزش پول (مقاله علمى)
11- كاوشى نو در اقسام ديه و چگونگى آن (مقاله علمى)
12- آنچه بزهكار افزون بر دين بايد بپردازد(مقاله علمى)
13- اختيار ولى امر در عفو كيفرها (مقاله علمى)
14- علم شخص قاضى (مقاله علمى)
15- پيش بها يا بيعانه (مقاله علمى)
16- محارب كيست و محاربه چيست(مقاله علمى)
17- حكم بى حس كردن اعضاء هنگام اجراىكيفرهاى جسمانى(مقاله علمى)
18- حكم پيوند عضو قطع شده در قصاص (مقاله علمى)
19- قصاص، حق انحلالى يا مجموعى؟(مقاله علمى)
20- علم قاضى(2)(مقاله علمى)
21- كتاب الاجاره جلد 1
22- كتاب الاجاره جلد 2
23 - قراءات فقهية معاصرة (2 جلد)
24- قراءات فقهيه معاصره(ج 2)
و همچنين مقالاتى نظير: فقهيه ـ بحوث فى الفقه ـ محاضرات فى الثورة الحسينية ـ الصوم، تربية و هداية ، ديات ششگانه، علم شخص قاضى، محارب مفسد فى الارض، پيش بها يا بيعانه در فصلنامة فقه اهل بيت(ع)
آيت الله حاج سيد محسن خرازى « دام ظله » |
ولادت و تحصيلات
آيتالله سيد محسن خرازى در سال 1316 هجرى شمسى در تهران در خانوادهاى مذهبى و مورد علاقه مردم متدين و علماى بزرگ تهران به دنيا آمد، پدرش حاج سيد مهدى خرازى نام داشت و اصل و نسب آنها اصفهانى است كه به تهران مهاجرت كردهاند و از سادات گرامى اصفهان و تهران بودهاند و نسب آنها به امام سجاد(ع) و امام حسن مجتبي(ع) ميرسيده است.
آيتالله سيد محسن خرازى دروس دوران ابتدايى را در تهران در مجتمع فرهنگى برهان فرا گرفت و سپس تحت تربيت و آموزش آقا شيخ محمد حسين زاهد قرار گرفت. او كه در مسجد امين الدوله تهران ونيز در مسجد جامع تهران نماز ميگزارد، به تربيت نوجوانان ميپرداخت و تأثير عميقى در دل آنان مينهاد. با درگذشت او، استاد خرازى به بازار تهران رفت و مدتى به كسب و كار پرداخت، امّا به زودى بازار را رها كرد و به حوزة درسى آيتالله مجتهدى پاى نهاد و بسيار مورد عنايت و علاقه او قرار گرفت.
اساتيد
با فراگيرى دروس مقدماتى، عزم سفر به حوزه علميه قم كرد تا در محضر استادان مبرّز و برجسته آن حوزه، تحصيلات خود را تكميل كند البته در اين باره نبايد نقش سفارشهاى آيتالله رفيعي(ره) را ناديده انگاشت. اين گونه بود كه به همراه آيتالله رضا استادى در سال 1336 به قم آمد و با او در يك جا سكونت گزيد و به تحصيل پرداخت.
در قم باقيماندة دروس ادبيات را به پايان رسانيد و سپس به فراگيرى دروس دوره سطح در زمينههاى فقه و اصول، فلسفه و كلام پرداخت و از سال 1341 به بعد، به درس خارج بزرگان و آيات عظام مشرف شد. در طى اين سالها از دروس اخلاق استادان مهذّب و باتقواى حوزه نيز بهرههاى فراوان ميبرد.
آيتالله خرازى در ساليان تحصيل خود، محضر استادان و علماى فراوانى را درك كرد او كه در تهران تحت عنايت آقا شيخ محمدحسين زاهد قرار داشت، پس از ارتحال او به نزد آيتالله مجتهدى رفت و همواره مورد محبت او قرار ميگرفت.
در قم نيز باقيمانده دروس مقدمات را نزد آيتالله فشاركى آموخت و در درس شرح لمعه آيتالله شيخ محمد تقى ستوده شركت ميكرد. رسائل را نزد آيتالله شيخ مصطفى اعتمادى و آيت الله حاج شيخ محمد شاه آبادى و مكاسب را نزد آيت الله ميرزا على مشكيني(ره) و كفاية الاصول را نزد آقايان آيتالله حاج سيد محمد باقر سلطانى و حاج شيخ محمد شاهآبادى و حاج شيخ على تنكابنى فلسفى فرا گرفت. همچنين براى آموختن فلسفه، كلام و عقايد به نزد آيتالله شيخ محمد شاهآبادى ميرفت و استفاده فراوانى برد.
او از سال 1341 به بعد در درس خارج عالمانى چون آيتالله العظمى سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)، آيتالله العظمى سيد محمد محقق داماد(ره)، آيتالله العظمى سيد حسن فريد اراكي(ره) شركت كرد و در درس خارج آيتالله العظمى شيخ محمد على اراكي(ره) تا اواخر عمر ايشان حضور داشت.
آيتالله خرازى در سالهاى فراگيرى سطوح با حضرات آيات و حجج اسلام محمد حسن ممدوحى، غلامحسين حقانى، سيد مجتبى زنجانى، سيد جمال الدين دين پرور مصاحبت و مباحثه داشت و در حال فراگيرى دروس خارج با حضرات آيات آقايان استادى و مصلحى و غلامرضا سلطانى مباحثه مينمود و با حضرات آيات مظاهرى، مصباح و سيد محمد خامنهاى رابطه دوستى داشت، امّا دوستى كه از آغاز تاكنون در كنار او بوده آيتالله رضا استادى است.
فعاليتهاى سياسى
آيتالله سيد محسن خرازى در پيش و پس از انقلاب اسلامى حامى انقلاب بوده و همواره بر رهبرى امام خميني(ره) و پس از او مقام معظم رهبرى، حضرت آيتالله خامنهاى تأكيد دارد. شركت در پارهاى از تظاهرات و تماس با برخى از مراجع تقليد آن زمان براى آزادى گروهى از زندانيان كه جانشان در خطر بود از فعاليتهاى مهم ايشان در سالهاى پيش از انقلاب است.
او در سال 1359 به دعوت اعضاء جامعة مدرسين حوزه علميه قم به عضويت آن نهاد درآمد و تاكنون در پيشرفت حوزه علميه، نقش بسزايى را ايفا كرده است. همچنين با پيشنهاد جامعه مدرسين به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان تهران درآمد.
آيتالله سيد محسن خرازى هم اكنون در قم حضور دارد و به تدريس و تربيت طلاب مستعد و جوان ميپردازد.
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
آيتالله محسن خرازى در عرصههاى علمى و فرهنگى، خدمات بسيارى را به انجام رسانده است. از مهمترين خدمات او در اين عرصه، تأسيسس «مؤسسه در راه حق» بود. در آن روزگار مسيحيت توانسته بود با ابزارهاى موجود با محصلان دبيرستانى مسلمان ارتباط برقرار كند و آنان را به مسير گمراهى و ضلالت بكشاند. رژيم پهلوى نيز خود به گونهاى از تشكيلات مسيحيت حمايت ميكرد و نسبت به موضعگيريهاى حوزه علميه، حساسيت خاصى نشان ميداد.
در سال 1343 هجرى شمسى آيتالله خرازى با توجه به اهميت مبارزه با افكار انحرافى مسيحى و نيز نظر به ضرورت ايجاد تشكيلات منسجمى براى مبارزة هميشگى با افكار التقاطى مؤسسه در راه حق را بنيان نهاد. اين مؤسسه ضمن برقرارى ارتباط با جوانان، به حل شبهات و مشكلات آنان ميپرداخت و اصول اعتقادى را با سبك نوين مطرح كرده آنان را با مبانى و مبادى علوم اسلامى و اصول تشيع آشنا ميساخت. در ثمردهى اين مؤسسه تلاش با اخلاص و بى چشمداشتِ مادى بزرگانى همچون آيتالله استادى، آيتالله مصباح يزدى، آيتالله مظاهرى و آيتالله سلطانى را نبايد از ياد برد.
اين مؤسسه بعدها در چند قالب مشغول به كار شد كه مسؤوليت بخش آموزش به عهده آيتالله مصباح يزدى، مسؤوليت بخش پژوهش به عهده حضرات آيات مظاهرى، استادى، مصلحى و سلطانى و نيز مسؤوليت بخش معارف به عهده برخى از فضلا و استادان حوزه نهاده شد. اين موسسه در آن زمان مورد علاقه و عنايت امام خميني(ره) و ديگر مراجع و هم اكنون نيز مورد عنايت و حمايت مقام معظم رهبرى و ديگر مراجع تقليد است و با جدّيت تمام به راه خود كه شناساندن اسلام واقعى به جوانان و مبارزه با تحريف و التقاط و انحراف است ميپردازد.
از ديگر فعاليتهاى آيتالله خرازى در اين عرصه، همكارى با مجمع فقهى اهل بيت، دربارة مسائل جديد فقهى است كه اين همكارى تا هم اكنون نيز ادامه دارد.
آيتالله خرازى از سالهاى تحصيل دوره سطح به تدريس نيز ميپرداخته و از حدود 20 سال پيش تاكنون به تدريس خارج فقه و اصول براى طلاب نيز اشتغال داشته است.
تأليفات
آيتالله خرازى تاكنون كتابها و رسالههاى گوناگونى نگاشته كه برخى از آنها به شرح زير است:
1 ـ احياء الموات
2 ـ الامر بالمعروف و النهى عن المنكر
3 ـ بداية المعارف الالهية
4 ـ عمدة الاصول
5 ـ قيامت
6 ـ كلمة حول حديث ثقلين
7 ـ فى رحاب التقوى
8 ـ كلمة حول توسل
9 ـ معالم ليلة القدر
10 ـ ارث الزوجة
11 ـ تحديد الكر
12 ـ بحوث هامة
13 ـ اشكال و انواع دفاع مقدس
14 ـ تعليقه بر مكاسب
15 ـ روزنههايى از عالمغيب
16 ـ كتاب الجهاد
17 ـ طهارت در قرآن
18 ـ من لايحضره التفصيل.
ايشان در سال 1359 به دعوت اعضاء جامعة مدرسين حوزه علميه قم به عضويت آن نهاد درآمد و تاكنون در پيشرفت حوزه علميه قم نقش بسزايى را ايفا كرده است. همچنين با پيشنهاد جامعه مدرسين به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان تهران درآمد.
آيتالله خرازى هم اكنون در قم حضور دارد و به تدريس و تربيت طلاب مستعد ميپردازند.
آيت الله حاج شيخ محمد تقى مصباح يزدى « دام ظله »www.mesbahyazdi.org |
ولادت
در يازدهم بهمن سال1313 درشهر يزد ـ يكى ازشهرهاى كويرى ايران ـ درخانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود.
در سن هفت سالگى ـ با ورود به دبستان ـ تحصيلات ابتدايى خود را آغاز و درسال 1326, تحصيلات شش ساله دوره ابتدايى را در حالى به اتمام رساند كه درتمامى اين شش سال , شاگردى ممتاز بود. سپس وارد حوزه علميه يزد شد و درنزد شيخ محمد على نحوى ,دوره مقدمات و سطح را تا پايان رسايل و مكاسب در مدت چهار سال به اتمام رساند.
در سال 1331 به تشويق يكى از بستگان , براى ادامه تحصيل به حوزه علميه نجف مهاجرت نموده و پس از يكسال به شهر قم باز گشت مى نمايد.
در همين ايام است كه دردرس خارج فقه امام خمينى (ره )شركت مى نمايدوبا شركت در درس تفسير و فلسفه علامه طباطبايى (ره ) علاوه بر استفاده علمى , رابطه روحى و اخلاقى خاصى با او پيدا مى كند و همچنين از فيوضات روحى و اخلاقى آيت الله انصارى و بهجت استفاده هاى وافرى مى برد. باخيزش نهضت روحانيت برعليه رژيم طاغوت پهلوى , فعاليتهاى سياسى خود را آغاز مى كند و از طريق آشنايى و همكارى با شخصيتهايى چون شهيد دكتر محمد حسين بهشتى و شهيد مرتضى مطهرى , نقش فعالى را در شاخه فرهنگى نهضت روحانيت بر عهده مى گيرد.
وى در جهت بررسى نارساييها و اصلاح و بازسازى نظام حوزه و فعال و كارآمدتركردن آن به عنوان اصلى ترين مركزعلمى ـ فرهنگى مبارزه روحانيت و همچنين هرچه نزديكتر كردن آن به نهاد مهم علمى ديگركشور يعنى دانشگاه , شروع به فعاليت و همكارى با شهيد بهشتى و شهيد قدوسى درمدرسه علميه حقانى و منتظريه مى نمايد و با عضويت در هيأ ت مديره مدرسه حقانى و همچنين همكارى با مؤسسه علمى ـ فرهنگى در راه حق و تأ سيس بخش آموزش درآن , فعاليت خويش را تشديد مى كند.
علاوه بر اين , با تدريس مباحث فلسفى و قرآنى و همچنين تشكيل جلسات بحث اعتقادى و اخلاقى و همكارى با نشريه هايى چون انتقام و بعثت , به مبارزه با افكار و عقايد انحرافى كه سعى در مخدوش كردن چهره دين براى تحريف و يا از بين بردن آن در جهت تغيير ماهيت اسلامى انقلاب به نفع خود را داشتند, مى پردازد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران , با ضرورتى كه براى اسلامى شدن دانشگاهها وهرچه نزديكتر شدن آنها به نهاد حوزه , احساس مى شود, دوره جديدى از فعاليتهاى علمى ـ فرهنگى ايشان آغاز مى شود. كه با عضويت و فعاليت در ستاد انقلاب فرهنگى و همچنين همكارى و فعاليت در تأ سيس دفتر همكارى حوزه و دانشگاه , تلاشهاى ارزشمندى را در جهت پيشبرد اهداف علمى ـ فرهنگى نظام اسلامى نمود. ايشان همچنين با تأ سيس بنياد علمى ـ پژوهشى باقرالعلوم ـ عليه السلام ـ گام عملى مهمى را در جهت اصلاح و بازسازى نظام حوزه داشته اين بنياد اكنون با توسعه اى كه به آن داده شد, به عنوان يكى از قطب هاى علمى ـ پژوهشى كشور درعلوم حوزوى و دانشگاهى , با عنوان مؤسسه علمى ـ پژوهشى امام خمينى (ره ) مشغول فعاليت است .
وى اكنون عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى و همچنين رييس مؤسسه علمى ـ پژوهشى امام خمينى (ره ) و عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم مى باشد. ايشان علاوه بر فعاليتهاى علمى ـ اجرايى فوق , با تدريس مباحث فلسفى و قرآنى و تشكيل جلسات پيرامون مسايل اعتقادى و اخلاقى و همچنين انجام مسافرتهاى علمى , فرهنگى و تبليغى به كشورهاى مختلف جهان , در جهت تبيين وترويج علوم اسلامى مشغول فعاليت مى باشد. و على رغم فعاليتهاى فراوانى كه به طور اختصار ذكر شد, تأ ليفات و آثار ارزشمندى را در زمينه هاى علوم عقلى و نقلى به رشته تحرير در آورده است .
تأليفات
1- ره توشه
2- شرح جلد هشتم الاسفار الاربعة
3- اهـيـان كـوى دوسـت
4- دروس فـلسفه اخلاق
5- پـيـش نـيازهاى مديريت اسلامى
6- تـوحـيـد در نـظام عقيدتى و نظام ارزشى اسلام
7- مباحثى در باره حوزه
8- بر درگاه دوست
9- مـعـارف قـرآن
10- راهـنـمـا شـناسى
11- اخـلاق در قرآن
12- پـرسـشها و پاسخها
13- خـداشـنـاسـى ـ كيهان شناسى ـ انسان شناسى
14- نـقـدى فشرده بر اصول ماركسيسم
15- ايدئولوژى تطبيقى
16- شرح نهاية الحكمة
17- حقوق و سياست در قرآن
18- خودشناسى براى خودسازى
19- دروس فلسفه
20- آموزش عقايد
21- سلسله مباحث اسلام , سياست و حكومت
22- تهاجم فرهنگى
23- چكيده ى چند بحث فلسفى
آيت الله حاج سيد باقر موحد ابطحى « دام ظله » |
ولادت
سال 1346 هجرى قمرى در شهر اصفهان ديده به جهان گشود.
تحصيلات علوم دينى را در سه حوزه درسى اصفهان , قم و مدت كمى در نجف اشرف گذراند وى در حوزه علميه قم از محضر اساتيد نامدارى همانند آيات عظام : آقا سيد محمد حجت كوه كمرى , حاج آقا حسين طباطبائى بروجردى , حاج سيدمحمدرضا گلپايگانى , حاج آقا روح الله موسوى خمينى ,حاج سيداحمدموسوى خوانسارى ,حاج شيخ محمدعلى اراكى ,آقا سيدمحمد محقق داماد وآقا سيدمحمدحسين طباطبائى بهره هاى فراوان برد.
پس از طى مراحل عاليه ى تحصيلى , به تدريس درس خارج و تأ ليف پرداخت و در همين راستا مدرسه و مركز تحقيقاتى الامام المهدى (عليه السلام )را تأ سيس نمود.
هم اكنون يك گروه تحقيقى در اين مركز زير نظر ايشان در مورد آثار و اخبار اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام ) و رجال حديث فعاليت مى نمايند.
تأليفات
1- المدخل الى التفسير الموضوعى
2- جامع الاخبار والاثار
3- تحقيق و استدراك كتابهاى : صحيفة الامام الرضا(ع ) - تفسير الامام العسكرى (ع ) - عوالم العلوم - الصحيفة السجادية الجامعة و دهها اثر دي
آيت الله حاج شيخ مرتضى مقتدايى « دام ظله » |
ولادت
آيت الله مرتضى مقتدايى در سيزدهم رجب روز ولاديت امام علي(ع) سال 1314 هجرى شمسى در محله مسجد حكيم اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت الله حاج ميرزا محمود مقتدايى از بزرگان و دانشمندان مشهور اصفهان بود كه از مرحوم آقاسيد محمد نجف آبادى اجازه اجتهاد داشت و مدت كوتاهى از محضر مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه علميه قم بهره برده بود و با امام(ره) و مرحوم آيت الله محقق داماد و مرحوم آيت الله سيد احمد زنجانى جلسات مشتركى برپا نموده بود. جدش مرحوم ملامحمد باقر از زاهدان و عالمان عصر خود بود كه در امامزاده اسحاق برادر امام رضا(ع) در پنج كيلومترى اصفهان مدفون است. هنگامى كه براى تعمير حرم امامزاده، قبر او خراب شد، جنازة او در حالى كه كاملاً سالم و تازه بود، نمايان شد! مادر آيت الله مقتدايى نيز زنى پاكدامن و مؤمن و صبيه مرحوم آيت الله العظمى حاج ميرزا جمال الدين كلباسى بود. خانوادة آيت الله مقتدايى، زندگى ساده و بى آلايشى داشتند و از ويژگيهاى پدرش اين بود كه هيچ گاه از وجوهات شرعى براى امرار معاش استفاده نميكرد، با اينكه هر ماه مبالغ بسيارى از وجوهات را از مردم دريافت ميكرد.
تحصيلات
كودكى ايشان با استبداد رضاخان و مسأله كشف حجاب و ممنوعيت پوشيدن لباس روحانى همزمان بود. البته پدر او جزو كسانى بود كه در امتحانات رسمى آن دوره، شركت كرده بود و اجازه تدريس و بر سر نهادن عمامه داشت؛ اما به دليل ممنوع بودن حجاب براى زنان، با خانوادة خود به روستاى «خوراسگان محله پزوه» رفت تا ضمن آزادى بيشتر، به رتق و فتق امور مردم نيز بپردازد. آيت الله مقتدايى در همان جا تحصيلات ابتدايى را آغاز كرد و پس از به پايان رساندن دوره ابتدايى، نزد پدر، شرح نصاب، جامع المقدمات، سيوطى، منطق كبرى و بخشى از شرح نظام را خواند.
در سال 1331 وارد حوزه علميه اصفهان شد و ادامة دروس مقدمات و دوره سطح را نزد بزرگان آن ديار فرا گرفت. دو سال هم در درس خارج شركت كرد و در سال 1338 به حوزه علميه قم عزيمت كرد. سبب عزيمت او به قم اين بود كه در تابستان، چند تن از طلاب فاضل حوزه علميه قم به اصفهان آمده بودند و در حجرة آيت الله مقتدايى در مدرسه صدر سكونت داشتند. آنها پس از آگاهى از وضعيت درس و بحث طلبه جوان، او را به حضور در قم تشويق كردند و ويژگيهاى درس امام(ره) را براى او برشمردند و بيان داشتند كه دوره دوم خارج اصول و خارج مكاسب امام(ره) به تازگى آغاز شده است. اين مژده، شور و شوق او را براى حضور در قم دو چندان ساخت. در قم نيز در درس خارج امام(ره) و ديگر بزرگان شركت نمود و در اين ميان، از تحصيل علوم عقلى نيز باز نماند. در سال 1340 نيز به كلاسهايى كه شهيد دكتر بهشتى براى آشنايى فضلاى قم با علوم جديد، ازجمله فيزيك، شيمى، زبان انگليسى بود، راه يافت. اين كلاسها در شبهاى پنج شنبه و جمعه و عصرهاى جمعه برگزار ميشد. آيت الله مقتدايى در طى اين سالها از شركت در دروس اخلاق و تهذيب نفس غافل نميماند و همواره پندهاى عالمان و استادان خود را به گوش جان ميسپرد.
اساتيد و دوستان
آيت الله مرتضى مقتدايى در ساليان علم آموزى، با استادان بسيارى انس داشت. او كه بخشى از مقدمات را نزد پدر خود آموخته بود، باقيماندة آن و بخشى از دروس سطح را نزد مرحوم حاج شيخ محمد حسن نجف آبادى، از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى و نيز مرحوم آقاى فياض و شهيد شمس آبادى فرا گرفت. او منظومه را نزد مرحوم حاج ميرزا رضا كلباسى و تفسير، نهج البلاغه و اخلاق را نزد مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى و خلاصة الحساب و تشريح الافلاك را نزد مجدالعلما فرزند مرحوم حاج شيخ محمدرضا نجفى مسجد شاهى فرا گرفت. همچنين مكاسب را نزد مرحوم آيت الله خادمى آموخت و دو سال نيز در درس خارج آن مرحوم شركت نمود. با ورود به حوزه علميه قم، به درس خارج امام خميني(ره) شرفياب شد و همزمان در درس آيت اللهالعظمى بروجردى نيز شركت ميكرد. همچنين از درسهاى خارج مرحوم محقق داماد و مرحوم گلپايگانى و مرحوم اراكى نيز بهره ميبرد. در بخش فلسفه نيز به درس اسفار مرحوم علامه طباطبايى ميرفت.
آيت الله مقتدايى در سالهاى تحصيل خود با بسيارى از فضلا دوست بود و به مباحثه علمى در زمينههاى گوناگون ميپرداخت كه از جمله آن در اصفهان ميتوان آقايان حسن امامى، شيخ صفرعلى شريعت فلاورجانى، عبوديت، كمال فقيه ايمانى و در قم آقايان فاضل هرندى، مؤمن، طاهرى خرمآبادى، مصلحى و الهى قمى را نام برد.
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
آيت الله مرتضى مقتدايى، تاكنون فعاليتهاى علمى و فرهنگى بسيارى را به انجام رسانده است. او از سالهاى آغازين اشتغال به تحصيل در حوزه علميه اصفهان، به تدريس دروس آموخته، ميپرداخت و كتب دوره سطح و نيز سطوح عالى را بارها تدريس نموده است وى چند سال به تدريس خارج فقه در مدرسه مروى تهران و پس از آن در حوزه علميه قم اشتغال داشته كه اين تدريس تاكنون ادامه دارد و از اين رهگذر، طلاب و فضلاى بسيارى تربيت شدهاند كه وجودشان، تداوم بخش راه اجتهاد در حوزههاى علمى و عملى خواهد بود. همچنين وى تقريرات درسهاى آيات عظام بروجردى، امام خمينى، محقق داماد و گلپايگانى را نگاشته است كه تاكنون به چاپ نرسيده است.
آيت الله مقتدايى، پس از فوت پدر، هنگامى كه با اصرار و استقبال اهالى «خوراسگان» مبنى بر حضور دائم در آن مكان مواجه شد، با صلاحديد امام(ره) در ايام تعطيلى به آنجا ميرفت و به حل مشكلات دينى و دنيوى مردم ميپرداخت. تأسيس صندوق قرضالحسنه حجةابن الحسن العسكري(عج) با همت برخى ديگر، تأسيس مدرسه علميه امام صادق(ع) و حوزه علميه خواهران و ايجاد انجمن حمايت از ايتام از جمله خدمات وى در آنجا بود.
فعاليتهاى سياسى
آيت الله مقتدايى در سنگرهاى سياسى گوناگونى در سالهاى پيش از انقلاب و نيز پس از آن شركت فعال داشته است. او آشنايى و انسش با امام در زمان تحصيل آغاز شد، هر صبح و عصر در درس آن مرد بزرگ حاضر ميشد و نماز مغرب و عشاء را به امامت او ميخواند. عشق و علاقة زائدالوصف او به امام(ره) و راه او باعث شد همواره اطاعت از او را بر خود واجب بشمارد و هيچ گاه از مسير او كه همانا مسير واقعى اسلام است منحرف نشود.
آيت الله مقتدايى در موقعيتهاى گوناگون به نشر اعلاميهها و رسالة عمليه امام(ره) و قدردانى و تجليل از او در سخنرانيها ميپرداخت و در داستان رفراندوم شاه كه علما، از جمله امام(ره) آن را تحريم نمودند، پيام امام(ره) را به علماى اصفهان، از جمله آيت الله خادمى اصفهانى و آقاى ارباب رسانيد كه در پى آن، بازار اصفهان تعطيل شد.
از ديگر فعاليتهاى مهم وى در پيش از انقلاب اسلامى، عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم و شركت در جلسات آن بود كه حضور وى در آن زمان در اين عرصه، شجاعت و اعتقاد راستينى را گواه است. امضاى وى در زير بسيارى از اعلاميهها و بيانيههاى مهم آن مركز، به چشم ميخورد.
با پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى در بهمن ماه 1357، حضور آيت الله مقتدايى در صحنههاى سياسى، كم رنگ نشد و وى با صلابت و شجاعت در عرصههاى گوناگون، بويژه در قوه محترم قضائيه، به فعاليت پرداخت. در اسفند همان سال، يعنى كمتر از يك ماه پس از پيروزى انقلاب، با ابلاغ قضايى كه برخى از اعضاى جامعه مدرسين آن را صادر كرده بودند، معظم له بر قضاوت در دادگاههاى انقلاب منصوب شد. در فروردين 1358 امام(ره) او را براى امر قضا به خرمشهر، آبادان و نيز ملاير و زنجان اعزام كرد. او همچنين در دادگاههاى تهران و قم، به طور موقت، مشغول به كار شد.
برخى از سمتهاى وى پس از انقلاب به شرح زير است:
1-قاضى دادگاههاى انقلاب اسلامى
2ـ عضو و سخنگوى شوراى عالى قضايى
3ـ رياست ديوان عالى و دادستانى كل كشور
4ـ عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم
5ـ عضويت در شوراى عالى حوزه علميه قم
6ـ نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان اصفهان.
هم اکنون ايشان، علاوه بر تدريس علوم دينى به عنوان مدير حوزه علميه قم مشغول به فعاليت مى باشند.
آيت الله حاج شيخ محمدرضا مهدوى كنى « دام ظله » |
ولادت
در سال 1310 هجرى شمسى در قريه كن (شمال غربى تهـران ) ديده به جهان گشود.
پس از تحصيلات دبستانى , به سال 1324 ابتدا به مدرسـه سپهسالار [شهيد مطهرى ] وارد شد و سپس به مدرسه ى لرزاده كه سرپرستى آن را مرحوم آقاى برهان عهده دار بودند رفت و مدت سه سال به تحصيل پرداخت .
در سن هجده سالگى , براى ادامه ى تحصيل به حوزه علميه قم هجرت كرد و سطوح عالى را از محضر حضـرات آيات : مجاهدى , آقا شيخ عبدالجواد جبل عاملى , سلطانى طباطبائى , نجفـى مرعشى و شهيد صدوقى , و علوم عقليـه و فلسفـه را نزد آيت اللّه سيد محمدحسين طباطبايى و آية اللّه رفيعى قزوينى , وعلم كلام را نزد آية اللّه مرتضى مطهرى فرا گرفت .
همچنين درس خــارج فقـه و اصول را بـه مدت پنج سـال از محضر آيت اللّه العظمى بروجردى و نه سال از محضر حضرت امام خمينى فرا گرفت .
وى پس از رحلت مرحـوم آيت اللّه العظمى بروجردى در سال 1340 به تهران بازگشت و در حوزه علميه مروى به تدريس پرداخت .
ايشان از مؤسسين جامعة الامام الصادق (ع ) است و هم اكنون ضمن تدريس در حوزه علميه مروى رياست عاليه اين دانشگاه را نيز به عهده دارد.
تأليفات
1- نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى
و...
آيت الله حاج شيخ حسين مظاهرى « دام ظله »www.almazaheri.org |
ولادت و تحصيلات
حضرت آيت الله حاج شيخ حسين مظاهرى آيةالله حاج شيخ حسين مظاهرى، در سال 1312 هجرى شمسى در «تيران» يكى از شهرستانهاى استان اصفهان و در خانوادهاى مذهبى و روحانى و دوستدار خاندان پيامبر گرامى اسلام(ص) پا به عرصة وجود نهاد. تقيد به شريعت و كوشش براى انجام واجبات و ترك محرمات الهى از ويژگيهاى برجستة خانوادة آيةالله مظاهرى به ويژه والد معظم له، مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ حسن مظاهرى بود كه اين مسأله، سهم بسزايى در رشد و تعالى روح ايشان و علاقهمندى به تحصيل در حوزة علميه داشت.
آيةالله مظاهرى، با پايان دادن به تحصيلات غير حوزوى، در سال 1326 هجرى شمسى براى تحصيل علوم دينى وارد حوزه علميه اصفهان شد. حوزة علميه اصفهان در دورههاى قبل، بويژه در عصر صفوى، با ظهور عالمانى برجسته و سترگ، و برپايى جلسات علمى درخششى فراوان داشت. در دورهاى كه آيةالله مظاهرى به تحصيلات حوزوى روى آورده بود، حوزه اصفهان اگرچه درخشش پيشين را نداشت؛ اما همچنان از استادان بزرگ و حوزههاى بحث و درس خالى نبود. ايشان در ابتدا به مدرسة مسجد سيد اصفهان، كه مقبرة مرحوم سيد شفتى نيز در آنجاست، وارد شده و مشغول به تحصيل شدند.
آيةالله مظاهرى دروس دورة ادبيات و نيز بخشى از دروس دوره سطح را در اصفهان، در نزد استادان بزرگ آن ديار، فرا گرفته و در سال 1330 هجرى شمسى، به منظور تكميل تحصيلات خود و بهرهمندى از محضر استادان حوزة علمية قم، به اين حوزة سترگ پاى نهادند و پس از پايان تحصيلات سطح، در درس خارج فقه و اصول اعاظم حوزة علميه قم شركت جسته و در كنار آن به فراگيرى دروس فلسفه، همانند اسفار و شفا و نيز دروس تفسير و كلام پرداختند.
ايشان در طى اين سالها، از تدريس دروس حوزوى نيز غافل نمانده و از آغاز تحصيل، دروس فرا گرفته را تدريس ميكردند. ايشان، عوامل كاميابى خود در زمينههاى علمى را انتخاب استادان و هم مباحثههاى خوب، تلاش براى مانع نشدن امور دنيوى در تحصيل، منظم بودن و تقويت دروس پايه ميدانند.
اساتيد
آيةالله مظاهرى، با ورود به حوزة علمية اصفهان، دروس ادبيات را خدمت دو عالم اديب، مرحوم حاج آقا جمال خوانسارى و حاج آقا احمد مقدس فرا گرفته و دروس سطح را نزد حضرات آيات خادمى، فياض، طيب، اديب و مدرس و منظومه حاجى سبزوارى را در محضر مرحوم آيةالله حاج شيخ محمود مفيد آموختند.
با ورود به حوزة علميه قم، كتاب مكاسب و كفايةالاصول را نزد مرحوم آيةالله حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملى و مرحوم آيةالله مرعشى نجفى و مرحوم آيةالله مجاهدى و مرحوم آيةالله حاج شيخ مرتضى حائرى و مرحوم آيةالله سيد محمد باقر سلطاني(ره) خواندند و آنگاه بيش از هشت سال در دروس خارج فقه حضرت آيةالله بروجردى و ده سال در دروس خارج فقه و اصول حضرت امام خميني(ره) و بيش از دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول آيةالله محقق داماد حاضر گشتند. همچنين اسفار ملاصدرا، شفاى بوعلى سينا و دروس تفسيرى و اعتقادى را نزد علامه طباطبايى فرا گرفتند.
فعاليتهاى سياسى
آيةالله مظاهرى، در كنار فعاليتهاى علمى و فرهنگى، از فعاليتهاى سياسى باز نمانده و در پيش و پس از انقلاب اسلامى، همگام با ديگر مردم ايران براى نابودى رژيم پهلوى و استقرار حكومت اسلامى تلاش كردند. ايشان از اعضاى با سابقه و عالى رتبة جامعه مدرسين حوزة علميه قم بوده و در زمان مبارزه بر ضد رژيم شاه، با همكارى ديگر اعضاى آن جامعه، به صدور اعلاميه و بيانيه بر ضد شاه و عوامل او و نيز به افشاگريهاى فراوان ميپرداختند. امضاى ايشان در ذيل بسيارى از اعلاميههاى مهم آن زمان به چشم ميخورد. پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى، معظم له با برقرارى دروس اخلاق عمومى براى همة مردم، بويژه نسل جوان و بسيجيان و نيز برگزارى اين دروس در جبهههاى نبرد حق عليه باطل، و با پيروى تامّ از فرمانهاى امام راحل عظيم الشأن حضرت امام خميني(ره) ياورى صديق و شاگردى مطيع در خدمت آن امام(ره) بودند.
هجرت به اصفهان
حوزة علمية اصفهان، در طول تاريخ عالمان فرزانهاى را به عالم اسلام تقديم كرده بود. عالمانى چون شيخ بهايى، علامه مجلسى، ميرداماد، سيد شفتى و جهانگيرخان قشقايي. اين حوزة با سابقه، در دهههاى اخير به سبب نبود ستارگان درخشان علم و فقاهت و نارساييهاى موجود، رو به افول نهاده بود.
از اينرو علماى آن ديار سالها بود كه به دنبال راهكارى مناسب براى جبران اين خسارت بودند؛ اما اين حركت نيازمند محوريت كارآمد و مركزيت استوار بود. پس از ارتحال مرحوم آيةالله حاج شيخ حسن صافى اصفهانى «رضوان الله عليه» علماى حوزة علميه اصفهان در آبان ماه سال 1374 طى نامهاى مفصل به مقام معظم رهبرى خواستار هجرت آيت الله مظاهرى به آن ديار شدند. پس از اين نامه، مقام معظم رهبرى در تاريخ نهم آذر ماه 1374 در نامهاى از آيةالله مظاهرى خواستند كه به شهر اصفهان عزيمت فرموده، درخواست مردم و علماى آن ديار را اجابت فرمايند. دو روز پس از اين نا مه، يعنى يازدهم آذرماه 1374 و در سالروز تولد حضرت جوادالائمه(ع) حضرت آيةالله مظاهرى با استقبال فراوان مردم، مسؤولين و علماى بزرگوار اصفهان، وارد اين شهر شده و در آن رحل اقامت افكندند.
آيةالله مظاهرى، هم اكنون در اصفهان حضور داشته و به ادارة حوزة علمية اصفهان و تربيت طلاب شايسته و رسيدگى به امور مردم مؤمن و مسلمان آن شهر ميپردازند.
فعاليتهاى علمى و فرهنگى
حضرت آيةالله مظاهرى، در سالهاى زندگى پربركت خود خدمات علمى، فرهنگى و اجتماعى فراوانى را به انجام رسانيدهاند كه تا هم اكنون نيز ادامه دارد. از جمله خدمات وى كه تحول بزرگى در حوزههاى علميه ايجاد كرد، اهتمام ويژه به درس اخلاق و پرورش روحية معنوى فضلا و طلاب جوان بود. ايشان پيش از انقلاب با اصرار و استقبال فضلا و طلاب، درس اخلاق خود را ابتداء در مدرسة فيضية قم آغاز كردند و اكنون بيش از چهل سال است كه اين دروس به طور مداوم تشكيل ميگردد و از اين رهگذر، شاگردان و طلاب فاضلى به مكتب شيعه تقديم شده است.
آيةالله مظاهرى در امر سامان دادن به حوزههاى علميه نيز در پيش و پس از انقلاب خدمات شايانى داشتهاند. از جمله، در پيش از انقلاب، به همراه بزرگانى چون آيةالله مصباح يزدى و آيةالله خرازى در تنظيم و تدوين برنامههاى علمى و آموزشى مؤسسة در راه حق شركت جستند كه بركات بسيار عظيمى را به همراه داشت. در سال 1374 هجرى شمسى نيز با هجرت ايشان از حوزه علميه قم به شهر اصفهان، حوزة علمية اصفهان استقلال يافت. در دورة حضور ايشان در اصفهان نيز خدمات فراوانى به آن حوزة كهن ارزانى گشته كه از جمله ميتوان به تأسيس «مركز مديريت حوزه علميه اصفهان»، «مركز آموزشهاى تخصصى حوزة علميه اصفهان»، «مركز مشاوره حوزه عملهيه اصفهان»، «مركز خدمات حوزه علميه اصفهان با بخشهاى مختلف بيمه، مسكن، قرض الحسنه و...»، «مركز تحقيقات رايانهاى حوزة علمية اصفهان» و نيز «مركز رسيدگى به امور مساجد استان اصفهان» اشاره كرد.
تدريس و تأليف
آيةالله مظاهرى، ساليان بسيارى در حوزههاى علميه علاوه بر دروس اخلاق به تدريس دروس مختلف فقهى، اصولى، فلسفى، اقتصادى و... پرداختهاند. ايشان چندين بار، شرح منظومه، نهايةالحكمه و بخشهايى از اسفار اربعه را تدريس نموده و از سال 1356 تاكنون به تدريس دروس خارج فقه و اصول اشتغال داشتهاند. استاد طى اين سالها بسيارى از ابواب فقهى همانند طهارة، صوم، خمس، زكوة، حجّ، امر به معروف و نهى از منكر، بيع، اجاره، مضاربه، شركت، ضمان، حواله، كفالت، صلح، حجر، قرض، فلس، قضا، ولايت فقيه و... و همچنين بيش از پنج دورة كامل مباحث علمى اصول فقه را در حوزة علميه قم و اصفهان تدريس فرمودهاند.
حضرت آيةالله مظاهرى در ضمن تدريس از تأليف و پژوهش نيز غافل نبوده و كتابهاى فراوانى را به ميراث مكتوب شيعه افزودهاند؛ از آن جمله ميتوان به كتب زير اشاره كرد:
الف) در زمينه فقه:
1ـ الحاشية على العروة الوثقي.
2ـ توضيح المسائل.
3ـ مناسك حجّ.
4ـ ولايت فقيه و حكومت ديني.
ب) در زمينه اخلاق:
1ـ دراسات فى الاخلاق و شئون الحكمة العلميه.
2ـ عوامل كنترل غرايز در زندگى انسان.
3ـ جهاد با نفس.
4ـ اخلاق فرماندهي.
5ـ اخلاق در خانه.
6ـ اخلاق در اداره.
7ـ تربيت فرزند.
8ـ جبهه و جهاد اكبر.
9ـ خانواده در اسلام.
10ـ به سوى حق.
11ـ ويژگيهاى معلم خوب.
12ـ شرح و تفسير اخلاقى دعاى كميل.
13ـ شرح و تفسير اخلاقى دعاى سحر.
14ـ شرح و تفسير اخلاقى مناجات شعبانيه.
ج) در زمينه اقتصاد:
1ـ احكام اقتصادى در مورد زمين.
2ـ مقايسهاى بين سيستمهاى اقتصادي.
3ـ التوازن الاسلامى بين الدنيا و الاخرة (با همكارى حضرات آيات خرازى، مصلحى، شهيد سلطانى و استادي).
د) در زمينه اعتقادات:
1ـ معارف اسلامى در سورة يس.
2ـ معاد در قرآن.
3ـ الامامه و الولاية فى القرآن الحكيم (با همكارى حضرات آيات محمدى گيلانى، مصباح يزدى و موسوى يزدي).
4ـ برنامة زندگي.
ه) در زمينههاى گوناگون:
1ـ چهارده معصوم.
2ـ الحكومة الاسلامية فى احاديث الشيعة الاماميه (با همكارى حضرات آيات خرازى، مصلحى، شهيد سلطانى و استادي).
همچنين ايشان در زمينههاى ديگر اسلامى نيز تحقيقات و كتب فراوانى نگاشتهاند كه تاكنون به چاپ نرسيده است كه از آن جمله ميتوان به تقريرات فقه و اصول اساتيد ايشان، كتب و رسالههاى متعدد فقهى و اصولى، كتابى در علم رجال، كتاب ولايةالفقيه، دورة كامل اصول فقه، رسالة فى العرفان، رسالة فى المعاد، المالكيه فى الاسلام و... اشاره كرد.
تأليفات
1- زندگانى چهارده معصوم (ع)
2- در ساحل سپيده اخلاص
3- احكام فقهى , اخلاقى
4- اخلاق و جوان
5- عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان
6- دراسات فى الاخلاق و شؤون الحكمة العلمية
7- رساله
8- مناسك حج
9- جهاد با نفس (4 جلد)
10- اخلاق فرماندهى
11- اخلاق در خانه (2 جلد)
12- اخلاق در اداره
13- تربيت فرزند
14- جبهه و جهاد اكبر
15- خانواده در اسلام
16- به سوى حق
17- شرح و تفسير اخلاقى دعاى كميل (3 جلد)
18- شرح و تفسير اخلاقى دعاى سحر (2 جلد)
19- شرح و تفسير اخلاقى مناجات شعبانيه (2 جلد)
20- ويژگيهاى معلم خوب
21- احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين
22- مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى
23- التوازن الاسلامى بين الدنيا والاخرة
24- معارف اسلام در سوره ى يس
25- معاد در قرآن
26- الامامة والولاية فى القرآن الكريم
27- الحكومة الاسلامية فى احاديث الشيعة الامامية