آيةالله عبدالنبي نمازي
دوستان و متصديان امور قضايي كشور كه مطلع شدند بنده عازم منطقهي سر پل ذهاب و قصر شيرين هستم يك ابلاغ قضايي مبني بر تصدي سمت حاكم شرع در منطقه را به نام اينجانب صادر كردند، اما بنده به دليل سنگيني مسئوليت قضاوت، از پذيرفتن منصب قضا عذرخواهي كردم. وقتي وارد منطقه شدم، اوضاع سياسي و امنيتي آنجا به قدري آشفته و نابسامان بود كه مردم بهخصوص شيعيان امنيت نداشتند و ضد انقلابها بهراحتي در روز روشن به شهرها و راهها حمله ميكردند و جان و مال و نواميس مردم را مورد تعرض قرار ميدادند. از اين رو قبول مسئوليت قضايي را در آن شرايط بر خود واجب عيني دانستم. مسئولان امور قضايي هم مجدداً براي آرامش خاطر بنده و اتمام حجت، ابلاغ و حكم را از سوي حضرت امام خميني و با امضاي حضرت آيه الله مشكيني براي اينجانب ارسال داشتند.
با تأسيس دادگاه انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي قدرت و ابتكار عمل را در آن منطقه بدست گرفت و مخالفان و ضد انقلابها با شدت و قدرت فراوان سركوب شدند. نيروهاي مسلح منطقه اعم از سپاه پاسداران، ارتش و ژاندارمري بهعنوان بازوان پرتوان و ضامن اجراي احكام دادگاه انقلاب با اقتدار كامل عمل كردند و آرامش و امنيت نسبي در شهرها، راهها و مرزها ايجاد شد. گزارشهاي رسيده به اينجانب از سوي عوامل اطلاعاتي سپاه، ارتش و ژاندارمري حكايت از تحركات نظامي ارتش عراق داشت.
در پي اين امر بنده بر حسب وظيفه و پيگيري موضوع و اهميت خطر در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع در تهران شركت كردم، در اين جلسه كه به رياست رئيس جمهور وقت ابوالحسن بني صدر و عضويت فرماندهان عالي رتبهي نيروهاي مسلح و شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران و استانداران مناطق بحراني كشور آذربايجان غربي و كردستان حضور داشتند، بنده موضوع را مطرح نموده و بيان نمودم كه براساس گزارشها و بازديدهاي شخصي اينجانب از مرزها، ارتش عراق در حال احداث خطوط و آرايش جنگي است و احتمال حملهي عراق به ايران وجود دارد كه بايد براي آن از هم اكنون چاره انديشيد اما متأسفانه هيچ يك از مسئولان مربوطه در اين زمينه اظهار نظر و تأكيدي نكردند. رئيس جمهور هم گفت: "عراق غلط ميكند كه به ايران حمله نمايد." در اين جلسه خطاب به رئيس جمهور عرض كردم كه بنده دو مطلب براي ارائه دارم يكي مربوط به جلسهي شوراي عالي است كه مطرح ميكنم و ديگري هم مطلب خصوصي است كه بايد تنها به شما بگويم.
در پايان جلسه وقتي همهي اعضا رفتند و جلسه خصوصي شد، به رئيس جمهور عرض كردم كه ما روحانيون از حوزهي علميه و شما هم از دانشگاه وارد صحنهي سياست و حكومت شدهايم و هيچ يك از ما سابقه و تجربهي كار سياسي و حكومتداري نداريم، شما بايد خيلي مواظب خودتان باشيد و من از كساني كه در اطراف شما هستند احساس نگراني ميكنم و ممكن است به شما و انقلاب خيانت كنند. ايشان در پاسخ گفت: اينها آدمهاي خوبي بوده و مورد تأييد امام نيز هستند.
مدتي بعد دولت عراق ايرانيان مقيم كشورش را اخراج كرد. چند ماه بعد از سپري شدن مسئوليت اينجانب بحمدالله اوضاع امنيتي منطقه بهبود يافت اما با توجه به سنگيني كار در منطقه و كسالت جسمي تصميم گرفتم كه به قم باز گردم، و از آن جاييكه مؤمنان و متدينان منطقه از بازگشت بنده احساس نگراني خاطر ميكردند، جمعي از آنها به قم رفته و به محضر حضرت آيه الله العظمي گلپايگاني رحمه الله شرفياب شدند و تقاضا كردند كه ايشان به اينجانب دستور دهند كه اقامت خود را در منطقه تمديد بنمايم، معظم له نيز مرقومهاي را به اينجانب ارسال فرمودند. در پي ابلاغ توصيهي حضرت آيه الله العظمي گلپايگاني رحمه الله ادب اقتضا ميكرد كه فرمايش ايشان را اطاعت نمايم. از اين رو مدتي ديگر را در منطقه باقي ماندم و سرانجام به دليل تمايل نداشتن به كار قضاوت، استعفا داده و به قم بازگشتم.
2) مناصب و مقامات مهم در جمهوري اسلامي
الف: دادستاني كل كشور
هنگام بازگشت به قم با توجه به فصل تابستان و تعطيلات حوزهي علميهي قم، تصميم گرفتم كه به مشهد مقدس سفر كنم. مقدمات عزيمت فراهم شد ولي قبل از سفر چند تن از اعضاي شوراي عالي قضايي طي تماسهاي مختلف فرمودند: آيه الله شهيد قدوسي از تهران تماس گرفتند و گفتند كه به بنده پيغام دهند كه سفر مشهد را به تأخير بيندازم تا ايشان از تهران به قم تشريف بياورند تا موضوعي را با من مطرح نمايند. در پايان هفته مرحوم آيه الله شهيد قدوسي طي ملاقاتي فرمودند: "اوضاع ارتش در غرب كشور مطلوب نيست و ضد انقلابها توطئهي نفوذ در پادگانها را دارند و با بررسي و مشاورهاي كه با مسئولان استان كرمانشاه صورت گرفته، گفتهاند: تنها كسي كه ميتواند مسئوليت قضايي نيروهاي مسلح را در غرب انجام دهد، شما هستيد، بنابر اين سفر مشهد را لغو كنيد و به كرمانشاه برويد."
بنده در اين رابطه از قرآن مدد جسته و استخارهاي گرفتم كه بسيار خوب آمد كه البته با وضعيت آشفتهاي كه در غرب و كردستان بود و اطلاع داشتم، احساس وظيفه نمودم و اين مسئوليت را پذيرفتم اما به مرحوم آيه الله شهيد قدوسي عرض كردم: با توجه به اينكه تابستان است و حوزهي علميهي قم هم تعطيل ميباشد بهطور موقت مسئوليت را ميپذيرم و آمادگي دارم كه در اين مدت در كرمانشاه كارهاي قضايي انجام دهم و مشكلات را حل و فصل نمايم.
از اين رو يك ابلاغ موقت مبني بر مسئوليت حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي كرمانشاه و حاكم شرع دادگاه نظامي غرب صادر گرديد. در پي صدور اين حكم مجدداً به كرمانشاه عزيمت نموده و دادگاه و دادسراي انقلاب ارتش را تشكيل دادم. با شروع فعاليت دادگاه نظامي غرب، عناصر متعهد ارتش اطلاعات مربوط به ضد انقلابها را به دادگاه منعكس و اقدامات بسيار مؤثري صورت گرفت. در پي كودتاي نوژه تعدادي عناصر مشكوك شناسايي و بازداشت شدند كه مورد حمايت رئيس جمهور معزول "بني صدر" قرار گرفتند و منشأ اختلاف و درگيري بزرگي ميان قوهي قضاييه و ايشان گرديد. همزمان با مسئوليت دادگاه انقلاب ارتش، مسئوليت دادگاه انقلاب اسلامي كرمانشاه را نيز بر عهده داشتم. صبحها كارهاي دادگاه ارتش را انجام ميدادم و بعد از ظهرها پروندههاي دادگاه انقلاب را كه در زندان ديزل آباد كرمانشاه بود، رسيدگي ميكردم. با اينكه مدت مسئوليت بنده سه ماهه بود ولي به دليل شرايط پيش آمده و مشكلات موجود در مسائل قضايي كرمانشاه بهخصوص درگيري با رئيس جمهور معزول "بني صدر" اقامت اينجانب در كرمانشاه حدوداً شش ماه به درازا كشيد اما پس از آن مجدداً به قم مراجعت نمودم و تدريس رسائل و تأليف رسالهي صلاه الجمعه را شروع كردم.
ب: مسئوليت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
در سال 1360 هجري شمسي به اينجانب نيز پيشنهاد داده شد كه مسئوليت نمايندگي حضرت امام خميني در سپاه را بپذيرم، با توجه به حساسيت و اهميت موضوع بهخصوص در دوران جنگ وتلاش بعضي از گروههاي سياسي به منظور نفوذ در سپاه، چنين تشخيص دادم كه پيشنهاد مطروحه را بپذيرم. از اين رو مسئوليت نمايندگي حضرت امام خميني (قدس سره) در سپاه منطقه دو را كه شامل استانهاي: اصفهان، يزد و چهار محال و بختياري بود، پذيرفتم. پس از مدتي مسئوليت فرماندهي سپاه منطقه دو را نيز با حفظ سمت نمايندگي بر عهدهي اينجانب گذاشتند كه تا پايان سال 1362 ادامه داشت. در طول دو سال مسئوليت سپاه منطقه دو، مشكلات و گرفتاريهاي زيادي توسط مهدي هاشمي معدوم و عوامل وابسته به او در سپاه براي اينجانب بهوجود آمد و علت آن هم سياست اين گروه مبني بر تسلط بر سپاه بود؛ ولي با حول و قوهي الهي و هدايت خداوند كريم توانستم آنچه را كه حق و وظيفه تشخيص ميدادم بهطور احسن انجام دهم. تفصيل وقايع و خاطرات دوران مسئوليت در اصفهان نياز به يك كتاب مستقل دارد.
با توجه به حوادث و جريانات پيچيدهي سياسي اصفهان و اقدامات و پيگيريهاي فراوان جناح طرفدار مهدي هاشمي معدوم، تدبير حضرت امام اين بود كه اينجانب از اصفهان به تهران بيايم. در تاريخ 16/4/1362 شمسي بهعنوان قائم مقام نمايندگي حضرت امام خميني منصوب شدم اما با توجه به اعتراض علماي اصفهان و نوشتن نامههايي فراوان به محضر امام و رياست جمهوري وقت (حضرت آيه الله خامنهاي) قرار بر اين شد كه اقامت اينجانب به مدت شش ماه ديگر در اصفهان تمديد شود. پس از آرامش نسبي حوادث سياسي اصفهان به تهران بازگشتم و مسئوليت دفتر نظارت نمايندگي حضرت امام خميني بر عهدهي اينجانب گذاشته شد. در سال 1366 شمسي مسئوليت نمايندگي حضرت امام در واحد اطلاعات سپاه پاسداران با حفظ سمت مسئوليت دفتر نظارت به اينجانب واگذار گرديد.
از سال 1360 كه در سپاه پاسداران مسئوليت را پذيرفتم در اكثر عملياتها حضور مييافتم كه اكنون بعضي از آنها را به ياد دارم، از جمله:
1) عمليات رمضان
2) عمليات محرم
3) عمليات والفجر مقدماتي
4) عمليات بدر
5) عمليات خيبر
6) عمليات فتح (فاو)
7) عمليات كربلاي 4
8) عمليات كربلاي 5
9) عمليات حلبچه
10) عمليات مرصاد
مجروحيت در جبهه:
ج: نمايندگي مجلس خبرگان رهبري
در سال 1369 آيه الله حاج سيد حسن طاهري خرم آبادي طي تماس تلفني اظهار داشتند كه استان بوشهر براي نمايندگي مجلس خبرگان داوطلبي ندارد و پيشنهاد شده كه شما براي نمايندگي اعلام آمادگي نماييد. بنده در نشستي كه بعدها با جناب آقاي خرم آبادي داشتم، عرض كردم: "ورود در صحنهي انتخابات نياز به شناخت مردم دارد و من نيز به علت اينكه در استان بوشهر نبودهام پس عموم مردم نسبت به اينجانب شناختي ندارند." ايشان فرمودند: "با بررسيهايي كه صورت گرفته شما زمينهي انتخاب شدن را داريد و رأي خواهيد آورد."
قرار شد بنده روي پيشنهاد مطالعه و مشاوره و سپس استخاره نمايم. پس از دو هفته بررسي و مشاوره، جوابها و نتايج همه مثبت بود و در تفأل به كتاب الله هم اين آيهي شريفه آمد:
"الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله بأموالهم و أنفسهم آعظم درجه عندالله و أولئك هم الفائزون"
با توجه به معناي آيهي شريفه و نتايج حاصله از مشورتها، اعلام آمادگي نمودم و رسالهي صلاه الجمعه را براي ارزيابي و احراز صلاحيت علمي به شوراي نگهبان ارسال كردم. پس از مدتي اعلام شد كه شوراي نگهبان رساله را بررسي نموده و آن را كافي دانسته است. پس از شركت در انتخابات دومين دورهي مجلس خبرگان به نمايندگي از سوي مردم شريف استان بوشهر به مجلس خبرگان راه يافتم. در اين راستا تصميم جدي و قاطع داشتم كه در دورهي سوم مجلس خبرگان شركت نكنم و با بعضي از دوستاني كه واجد شرايط نمايندگي مجلس خبرگان بودند، صحبت كردم كه با عدم شركت اينجانب مشكلي پيش نيايد. افراد متعددي از علما و مسئولان و دوستان بر شركت اينجانب تأكيد ميكردند ولي به دليل مشكلات عديده نپذيرفتم تا اينكه يك روز از مهلت ثبت نام داوطلبان نمايندگي مجلس خبرگان باقي مانده بود كه به بنده اطلاع داده شد دوستاني كه قرار بود به جاي بنده داوطلب شوند پشيمان و منصرف گرديدهاند و تحقيقاً اقدام بر اين فريضهي كفايي بر بنده، تعيني پيدا كرد و ناگزير از اقدام به ثبت نام گرديدم و در انتخابات سومين دورهي مجلس خبرگان شركت نمودم و از سوي مردم شريف استان بوشهر به نمايندگي برگزيده شدم.
• قاضي شرع دادگاههاي انقلاب اسلامي غرب كشور طي سالهاي 1358 و 1359
• نمايندگي امام و فرماندهي سپاه منطقه دو كشوري
• مسئوليت بخش آمار و بررسي شوراي مديريت حوزهي علميهي قم
• مسئوليت آموزشهاي عقيدتي سياسي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
• نمايندگي مجلس خبرگان رهبري در دورهي دوم و سوم از استان بوشهر
• عضويت در جامعهي مدرسين حوزهي علميهي قم
• دادستان كل كشور
• نمايندهي منتخب مجلس خبرگان رهبري در دورهي چهارم از تهران
• تدريس خارج فقه و اصول در حوزهي علميهي قم
• امام جمعه کاشان