در دعا، سه چيز نهفته است كه اين سه چيز، فوايد و دستاوردهاي دعاست...يكي از اين سه چيز، عبارت است از آن مقصود عمومي از دعا؛ يعني خواستن و گرفتن از خداوند متعال. ما انسانها نيازهاي زيادي داريم و وجودمان سر تا پا نياز است. اگر در وجود خودتان دقّت كنيد، مي بينيد از تنفّس كردن و غذا خوردن گرفته تا راه رفتن و گوش كردن و ديدن، همه و همه حاكي از نياز ما انسان هاست. بشر، سر تا پا نياز است. رفع اين مشكلات و تأمين اين نيازها را از چه كسي بايد بخواهيم؟ از خداي متعال كه او حاجات ما را مي داند. «واسئلوااللّه من فضله ان اللّه كان بكلّ شي ء عليما.» خدا مي داند شما چه مي خواهيد، چه لازم داريد و چه چيز از او مي طلبيد و سؤال مي كنيد. پس، از خدا بخواهيد.
¤ ¤
پيامبر(ص) به اصحاب خود فرمود: «هل ادّلكم علي سلاح ينجيكم من اعدائكم و يدر ارزاقكم؟(5)» «آيا مي خواهيد سلاحي را به شما نشان دهم كه هم شما را از دشمن حفظ مي كند و نجات مي دهد و هم روزي تان را فراوان مي كند؟» اين، همان خواستن از خدا براي برآورده شدن حاجات است. «قالوا: بلي يا رسول اللّه.» «عرض كردند: بلي؛ بفرماييد.» فرمود: «قال تدعون ربكم.» «خدا را دعا كنيد؛ خدا را بخوانيد.» «باللّيل والنّهار.» «شب و روز.» «فانّ سلاح المؤمن الدّعا.» «سلاح مؤمن، دعاست.» يعني دنبال حاجات رفتن، با سلاح دعا. با دشمن، با حادثه و با بليّه در افتادن، با سلاح دعا.
¤ ¤
در اين جا، چند سؤال مطرح مي شود: يكي اين كه، اگر دعا، چنين نقش معجزه آسايي دارد، پس اين وسايل دنيوي و اين ابزارها و علم و صنعت و نظاير آن چيست؟ جواب اين است كه دعا رقيب ابزارهاي مادّي نيست. اين طور نيست كه وقتي انسان مي خواهد به مسافرت برود، يا با خودرو و قطار و هواپيما عازم شود و يا با دعا برود! همچنين اين طور نيست كه اگر انسان بخواهد وسيله اي به دست آورد، يا پول خرج كند و يا اگر پول نداشت به دعا متوسّل شود و آن وسيله را به دست آورد! معناي دعا اين است كه شما از خدا بخواهيد تا او اين وسايل را جور بياورد. آن وقت علل مادّي، هر كدام در جاي خودشان قرار مي گيرند. دعاي مستجاب اين گونه است.
¤ ¤
وقتي دعا مي كنيد كه حاجتي از شما برآورده شود، اگر خداي متعال آن دعا را مستجاب كند، استجابتش اين است كه ابزارهاي مادّي و عادّي و معمولي اين خواسته، جور مي شود. يعني خدا جور مي آورد. فرضاً شما از كسي طلبي داريد كه آن كس طلب شما را نمي دهد. اما يك وقت به دلش مي افتد و مي آيد طلبتان را مي دهد. اين، يك وسيله است. چه مانعي دارد كه دعا اين وسيله را براي انسان جور كند؟
¤ ¤
گاهي هر چه انسان دعا مي كند، مستجاب نمي شود. علت چيست؟ روايات ديني، اين مشكل را براي ما حل كرده اند. مثلاً در روايات آمده است كه اگر شرايط دعا وجود نداشته باشد، دعا مستجاب نمي شود. بالأخره دعا هم شرايطي دارد. بزرگان دين فرموده اند: «كارهاي نشدني را از خداي متعال نخواهيد.» در روايتي آمده است كه روزي يكي از اصحاب نبيّ اكرم صلّي اللّه عليه آله و سلّم در حضور پيغمبر دعا كرد و گفت: «اللّهم لاتحتجني علي احداً من خلقك(7)»؛ «خدايا، مرا محتاج هيچ آفريده اي نكن.» «فقال رسول، صلّي اللّه عليه و آله: لا تقولن هكذا.» «پيغمبر، صلّي اللّه عليه و آله فرمود: اين طور نگو.» «فليس من احداً الّا و هو محتاج الي النّاس.» مگر مي شود كه يك انسان، محتاج ديگران نباشد؟»نگو كه خدايا مرا محتاج هيچ كس نكن. اين، خلاف طبيعت بشري، خلاف سنّت الهي و خلاف طبع نهاده پروردگار در وجود انسان است.» چرا مي گويي «خدايا، مرا محتاج هيچ كس نكن»؟ اين دعا، مستجاب نمي شود. آن فرد، عرض كرد: «يا رسول اللّه! پس چگونه دعا كنم؟» فرمود: «قل اللّهم لاتحتجني علي شرار خلقك.» «بگو: خدايا! مرا محتاج اشرار از بندگان خود مكن. مرا نيازمند مردمان شرير مكن. مرا محتاج انسانهاي لئيم مكن. اين درست است. اين مي شود. اين را از خدا بخواه.» پس، اگر چيزي را از خداي متعال طلب كرديم كه نشدني و به خلاف سنّتهاي معمولي عالم است، برآورده نمي شود.
¤ ¤
يكي از شرايط استجابت دعا اين است كه آن را با توجه مطرح كنيم. گاهي لقلقه زبان، جملاتي چون «خدايا ما را بيامرز.»، «خدايا به ما سعّه رزق بده» و «خدايا قرض ما را ادا كن» است. ده سال انسان اين گونه دعا مي كند، اصلاً مستجاب نمي شود. اين فايده اي ندارد. يكي از شرايط دعا اين است كه فرمود: «اعلموا ان اللّه لا يقبل الدّعاء عن قلب غافل»؛ «خداوند متعال، از صاحب دل غافل - دلي كه متوجه نيست چه خواسته اي را مطرح مي كند و با كه دارد حرف مي زند - دعايي را قبول نمي كند.» معلوم است كه دعاي داراي اين ويژگيها، مستجاب نمي شود. بايد تضرّع كنيد و جدّي بخواهيد. بايد از خداي متعال با الحاح بخواهيد. باز بخواهيد و باز بخواهيد. در اين صورت البته خداي متعال دعاها را مستجاب خواهد كرد.
¤ ¤
... هيچ حاجتي را آن قدر بزرگ نشماريم كه بگوييم: «اين حاجت را ديگر نمي شود از خدا خواست، چون خيلي بزرگ است.» نه. اگر حاجت، به خلاف طبيعت و سنن آفرينش نيست، اگر محال نيست، هر چه هم بزرگ باشد، مسأله اي نيست و از خدا بخواهيد. شما در هر روز از ماه رمضان - بنابر مأثور - بعد از هر نماز مي گوييد: «اللّهم ادخل علي اهل القبور السّرور. اللّهم اغن كلّ فقير.» از خدا مي خواهيد همه فقرا را غني كند. فقط فقراي ايران را نمي گوييد...چرا نشود خواست؟! اگر موانع بر سر راه غني شدن برطرف گردد، چرا نشود؟! پديده فقر كه يك امر ذاتي در جامعه نيست. فقر در جوامع بشري، يك امر تحميلي است.
¤ ¤
خداوند از حاجت بزرگ انسان كه هراسي ندارد! مبادا يك وقت انسان با خود بگويد: «خوب؛ من اين چيزي را كه مي خواهم، اگر براي خودم بخواهم، قابل شدن است. اما طلب عافيت براي همه انسانها، خيلي بزرگ است. چطور اين را از خدا بخواهم؟!» نه؛ بخواهيد. براي بشرّيت بخواهيد. براي همه انسانها بخواهيد. بعضي چيزها را براي همه مسلمين بخواهيد... ضمناً، از كوچك بودن خواسته هم ابا نداشته باشيد. خواسته هاي كوچك كوچك را هم از خدا بخواهيد. در روايت است كه حتي بند كفش خود را - كه چيز خيلي حقيري است - از خدا بخواهيد.