راسخون

زنان بخوانند

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

کلیه مطالب این پست در مورد زنان است.

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

 

فردايي طلايي براي زنان

اکرم مبارکي

 

اشاره :

 

به گفته بعضي متفکران ، جهاني شدن اثرات مختلفي دارد که جهت مثبت آن اين است که سرمايه داري جهاني فرصت هاي زنان را براي اشتغال افزايش داده و حکومت جهاني براي ارتقاء جايگاه زنان ابتکارهاي قانوني و سازماني ارائه داده است و جامعه ي مدني جهاني امکانات بيشتري را براي عدالت جنسي بسيج کرده است و از جنبه منفي قشر بندي نادرست دسترسي زنان به بسياري از فضاهاي جهان يرا محدود کرده و بيشتر زنان در اقتصاد جهاني شرايط نا مطلوب دارند و هزينه هاي باز سازي اقتصاد جهاني نوليبرالي به طور نامتناسبي بر زنان تحميل شده است که از اين نگاه جهاني شدن هم ره آورد مثبت و هم منفي براي زنان داشته است. با توجه به اين نکات نگارنده درصدد است با نگاهي اجمالي به ابعادي مختلف جهاني شدن، به ارتباط آن با مسئله زنان و اثرات مثبت و منفي آن بپردازد و تأثير آن را در ساختار فرهنگي، سياسي کشور هاي جهان بررسي نمايد و بر اساس روند تحولات گذشته با عنايت خداوند چشم اندازي از آينده را تبيين نمايد تا پلي براي فهم و درک نياز به حکومت جهاني مهدوي زده شود .

 

حقوق زن در روند جهاني شدن

 

بعد از سلطه قدرت هاي بزرگ بر منابع اقتصادي و سياسي جهان، آن چه به عنوان يک نيازمندي به ويژه پس از جنگ جهاني دوم خود را نشان داد، تدوين يک سري قوانين و خطوط جهاني بود که به واسطه آن بتوان نظم و چارچوبي را بر کشورهاي جهان حاکم کرد ، زيرا بيم آن مي رفت که با تزاحم قدرت هاي بزرگ در شرق و غرب ،هر آن حيات بشري دچار تهديد جدي و جبران ناپذيري گردد لذا تشکيل سازمان ملل متحد هم زمان با پايان يافتن جنگ جهاني دوم نقطه عطفي در تاريخ روابط دولت ها بود. ضرورت هماهنگي فرا منطقه اي و اتخاذ سياست هاي هماهنگ در جامعه بين الملل اين سازمان جهاني در جايگاه مديريت نظام بين الملل قرار داده است و در راستاي اعمال اين مديريت، تدوين معاهدات بين المللي نقشي مهم و اساسي در تنظيم رفتارهاي جامعه جهاني و حرکت به سمت نظم واحد ايفا مي نمود . به هر حال جامعه جهاني خود را نيازمند وضع يکسري قواعد و قوانين جهاني مي ديد که مي توانست مايه اميدواري بسياري از ملت ها باشد. اما آنچه از عملکرد اين معاهدات بين المللي و به ويژه ناظران و متوليان و نوع پيگيري آن ها در برابر کنوانسيون ها و معاهدات بر جاي مانده، اين بود که عليرغم اين که مي توانستند نقطه تسلي براي بشر باشند به نقاط تسلط بر بشر تبديل شدند و عملا منشورها و قواعد معاهدات بين المللي حقوق بشر و کنوانسيون رفع تبعيض از زنان تا کنوانسيون حقوق کودک به حربه اي براي افکار سازي جهاني در يک دهکده ي جهاني به نفع قدرت هاي بزرگ تبديل شدند و ابزار توجيه آن ها براي ابعاد تسلط شان گرديد .

 

اين معاهدات با هدف هم گرائي جهاني بين سياست ها ، سرمايه ها و نيروهاي انساني در جهان مطرح شد و در بسياري از موارد مفاد و محتوايش حاوي خطوطي بود که انهدام فرهنگ ها و قوانين و سنن کشور ها را در بر داشت و در مواردي هم که خالي از اشکال بود،مصداق کلمه حق يراد بها الباطل بود که حرف حقي با اراده باطل به کار گرفته مي شد و صرفا قصدشان اهداف غير خير خواهانه و غير انساني بود .(1)

 

موضوع کنوانسيون رفع تبعيض از زنان که به دنبال شکل گيري جنبش هاي دفاع از حقوق زن و فمنيست شکل گرفت، به عنوان مهمترين سند سازمان ملل متحد پيرامون زنان درسال 1979( 1358) به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل رسيد . اين معاهده در 30 ماده تنظيم شده که از جامعه جهاني مي خواهد که با يک نگاه جهاني به زن او را در فرصت هاي برابر در قبال مرد در خانواده و محيط اجتماعي قرار دهد. (2)

 

به دنبال آن چهار کنفرانس جهاني با هدف يکسان کردن قوانين و مقررات حاکم بر زنان در کشور هاي مختلف تشکيل شد که عبارتند از : کنفرانس مکزيکوسيتي (1975 ) - کنفرانس کپنهاک ( 1980 ) - کنفرانس نايروبي ( 1985 ) - کنفرانس پکن ( 1994 ) که البته طرفداران آن با اعتقاد به تفاوت هاي زيستي يا بيولوژيک بين زن و مرد، به شدت به دنبال ايجاد فرصت هاي برابر براي زنان با مردان هستند. (3)

 

مدعيان پذيرش اسناد بين الملل بر اين باورند که با اين الحاق، گام مهم در روند و فرايند شکل گيري قوانين يکسان و هماهنگ در سطح جهاني برداشته مي شود؛ زيرا امکان ندارد کشوري بدون نياز از کشورهاي ديگر بتواند زندگي کند و هر گونه تعاملي با جهان اطراف، وقتي امکان پذير است که در نظام واحد جهاني مطرح باشد و تنها چيزي که مي تواند ظرف اين تعامل باشد، پذيرش کنوانسيون است.(4) حتي در جريان همه گير شدن حقوق در جهان، عده اي مي گويند: « در قصه حقوق بشر ما به يونيورساليسم ( انگاره هاي عام و همه شمول ) احتياج داريم ؛ يعني بايد يک حقوق مبنايي عام را براي همه آدميان به رسميت بشناسيم و الا حقوق بشر با نفي حقوق بشر مساوي است ...» و اين در حالي است که طرفداران توسعه اصرار دارند زنان از هر فرصتي با ديدگاه سنتي مخالفت ورزند و به دولت ها بقبولانند که بدون حضور آن ها انتقال قدرت وتوسعه متوازن ممکن نيست تا دست يابي به اهداف کنوانسيون که خواست قلبي زنان جهان است ، تامين شود. » (5)

 

امروزه تلاش مي شود که کنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان به عنوان معتبر ترين معيار هاي بين المللي براي رفاه زنان به سراسر جهان تحميل شود . تا جايي که در بند 39 بخش دوم اعلاميه کنفرانس جهاني حقوق بشر وين در سال 1993 آمده « سازمان ملل بايد دولت ها را به پذيرش کنوانسيون تشويق کند به گونه اي که تا سال 2000 تمامي دولت ها کنوانسيون را تصويب کنند ». (6)

 

اين در حالي است که بسياري از مواد اين کنوانسيون با حدود 90 مورد از احکام و قوانين داخلي و فقه اسلامي و بسياري از ارزش هاي اخلاقي و ملي کشورمان در تغاير کامل است و مورد انتقاد جمع کثيري از علما و انديشمندان به ويژه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.

 

(7 )

 

مواد اين کنوانسيون بيش از آنکه به ارتقاي وضعيت حقوقي و اجتماعي زنان در کشورهاي مختلف ياري رساند ، به تحقق آرمان سردمداران نظام سلطه جهاني براي همسان سازي فرهنگ و از بين بردن ارزشهاي اخلاقي و مذهبي حاکم بر کشورهاي غير غربي کمک مي کند .

 

در همين راستا بارها و بارها رهبر فرزانه انقلاب فرمودند : حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جامعه اسلامي و در جامعه ما ، حتما بايد انجام بگيرد ؛ منتها بر مبناي اسلامي و با هدف اسلامي. (8 )

 

پس چه نيکوست که متوليان امور ديني کارشناسان در زمينه تدوين منشوري از حقوق زنان که مجموعه اي از مباني اسلامي و اخلاقي باشد همت گمارند و آن را به مجامع بين المللي عرضه نموده تا کار آمدي قوانين و حقوق دين اسلام هر چه بيشتر به جامعه جهاني نمايان شود .

 

مباني فکري و فرهنگي غرب در بستر جهاني شدن

 

آزادي در روابط اجتماعي و شتاب در تغيير باورها و هنجارهاي اجتماعي به منظور هماهنگي و هم سويي با تحرک سرمايه گذاري جهاني از نياز هاي نظام ليبرال است ، لذا در عصر روشنگري در ابتدا به حقوق زنان بي اعتنايي شد ، زيرا آن نظام حاکم به نيروهاي زنان در عرصه ي اقتصاد نيازي را نمي ديد، اما از قرن بيستم به بعد نظام سرمايه داري در يک طيف جهاني به نيروي کار زنان نيازمند شد . لذا به نداي حق خواهي زنان پاسخ داد .

 

ويل دورانت مورخ معاصر مي گويد : آزادي زن از عوارض انقلاب صنعتي است ، زيرا موجب شد تا زن صنعتي شود ؛ زيرا زنان کارگران ارزانتري بودند و کار فرمايان آنان را بر مردان سرکش سنگين قيمت ترجيح مي دادند، لذا نداي خود کفايي اقتصادي زنان شعار روز شد و حتي در حال حاضر در بسياري کشورها مثل کانادا در برابر کار يکسان دو حقوق متفاوتي به زن و مرد داده مي شود .

 

اما به قول استاد مطهري ، رشد روز افزون صنعت که بيش از نياز واقعي انسان ها بود به ضرورت تحميل کالا بر مصرف کننده انجاميد که مي بايست با ترفند هاي زيادي و به کارگيري همه وسايل ارتباطي، فکري و هنري انسان ها را به عامل بي اراده مصرف تبديل کند و قدرت سرمايه داري بار ديگر سراغ بهره کشي از زن برآمد ، اما اين بار نه از نيروي بدني و کار زن، بلکه از نيروي جاذبه و زيبايي او و گرو گذاشتن شرافت و حيثيتش و از قدرت افسونگري زنان در تبليغات و تحميل کالاهاي توليدي به دنيا استفاده کرد که بديهي است همه اين ها را به حساب آزادي و تساوي با مرد گذاشت .

 

متأسفانه شاهديم که زنان همه عرضه خود را در عرضه خود ديدند، غافل از آنکه به نوعي از ستم تاريخ رهايي يافتند و به زير يوغ استعمار نوين و مدرنيسم با شعارهاي فريبنده قرار گرفتند و براي رهايي از وجدان بيدار ، او را به دامن فرد گرايي و نسبيت در ارزش ها فراخواندند که هر فکر بيداري را خفته گرداند .

 

لذا زنان دچار يک ورشکستگي فرهنگي شدند که اوج آن با سکس و بي بند و باري خاتمه مي يافت . تجاوز به عنف و سوء استفاده جنسي سرنوشت زن عصر پست مدرن را رقم مي زند . زنان نه تنها هدف اصلي اکثر فيلم هاي پر خشونت و سکس شدند بلکه بايد. کاملا مطابق معيار هاي کليشه اي رسانه ها عمل مي کردند . اين فرهنگ همراه با سينماي هاليوود و محصولات مک دونالد در رديف صادرات دنياي غرب قرار مي گيرد . و اين جاست که با سلاح رسانه ها، ماهواره و اينترنت در قالب توسعه فرهنگ از پيش تعيين شده، دهکده جهاني را سازمان دهي مي کنند . در اين رهگذر از اهرم هاي فشار مهمي که به تحميل فرهنگ جهاني مي پردازد و به دست سرمايه دار جهاني است مي توان سازمان ها و مؤسسات بين المللي هم چون سازمان تربيتي ، علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسکو ) و کميسيون حقوق بشر را نام برد .

 

پرفسور هربرت آي شيلر استاد دانشگاه کاليفرنيا از فرآيند فرهنگ سازي جهاني با عنوان امپرياليسم فرهنگي ياد مي کند و مي گويد :

 

واژه امپرياليسم فرهنگي نشان دهنده نوعي نفوذ اجتماعي است که از طريق آن کشوري اساس تصورها ، ارزش ها ، معلومات و هنجارها ي رفتاري و همچنين روش زندگي خود را بر کشور هاي ديگر تحميل ميکند .

 

طبيعتا همسان سازي فرهنگ جهاني راهي براي ليجاد ثبات سياسي در جهان است و زمينه لازم را براي رسيدن غرب به منافع سياسي و اقتصادي فراهم مي سازد و با ايجاد حس اعتماد در بين مردم جهان نظام سرمايه داري به تضمين منافع اقتصادي دراز مدت در قالب مصرف کالا ها دست مي يابد . همان چيزي که بعضي به آن استعمار کوکاکولايي مي گويند و چه متين و جالب امام خميني (ره ) فرمود : تا خانم ها توجهشان به اين است که فلان مد از غرب بايد بيايد، فلان زينت بايد از آنجا سرايت کند ... نمي توانند مستقل باشيد.اگر بخواهيد شما را به اينکه يک ملتي هستيد بشناسند و بشويد يک ملت از تقليد بايد دست برداريد . تا در اين تقليد هستيد، آرزوي استقلال را نکنيد.(9)

 

زنان در هر جامعه اي به طور مستقيم در شکل گيري فرهنگ و تمدن آن جامعه نقش به سزايي دارند و نقش آنان در پايداري و نابودي تمدن ها برکسي پوشيده نيست و همان طور که امام راحل فرمودند، زنان در استقلال يک کشور مي توانند بسيار تأثير گذار باشند. بحث از زواياي مثبت و منفي نقش زنان در سرنوشت معنوي و مادي انسان ها بحثي گسترده است که جايگاه خاص خود را مي طلبد .

 

گرايش طبيعي زنان به زيبائي ، آراستگي ، زيور و زينت دنيوي مي تواند خود مايه دلپذير شدن فضاي خانه و خانواده گردد و موجب رونق حيات مادي اعضا شود ،

 

اما همين موهبت الهي اگر در مسير تعادل قرار نگيرد، مي تواند مايه ابتذال زن و خانواده شده و حيات معنوي آن ها را به مخاطره اندازد و همه را اسير اميال و غرايز پست مادي کند تأثير پذيري شديد مردان از زن و خانواده مي تواند عاملي براي حرکت پسران و همسران در مسير عبوديت عارفانه باشد و از سوي سوي ديگر مي تواند موجب باز داشتن آنها از هر فداکاري و گذشت براي حفظ ارزش هاي انساني و صيانت از سرمايه هاي مادي و معنوي اجتماع شود .

 

همين طور نقش حساس زنان در اقتصاد خانواده و تعيين الگوي مصرف مي تواند خانواده را به سوي فرهنگ ساده زيستي و قناعت و خود داري از مصرف کالاهاي غير ضروري سوق دهد که اگر در مسير مخالف تغيير جهت دهد ، مي تواند خانواده اجتماع و کشور را به سوي اهداف اومانيستي و زندگي مرفه و اسراف و تبذير رهنمون شود. (10)

 

از آنجا که نيمي از جهان را زنان تشکيل مي دهند و در شکل گيري الگوي شخصيتي نيمه ديگر، زنان نقش به سزايي دارند، لذا اين نقش حساس در شکل گيري فرهنگ و مدنيت يک قوم و ملت باعث شده نظريه پردازان فرهنگ جهاني و کساني که در پي همسان سازي فرهنگ ها هستند در برنامه ريزي خود زنان را مورد توجه قرار دهند و آنان را به عنوان نقطه عطف فعاليت هاي خود در نظر بگيرند .

 

از اين جهت همراه با ترويج دمکراسي، سکولاريسم ، توسعه ، اقتصاد آزاد ... به عنوان نسخه هاي رهايي بخش ملت ها ، فمنيسم ( زن گرائي) را در سراسر جهان مطرح کردند و به مدد روشنفکران بومي کشورهاي شرقي درصدد تلقين اين انديشه اند که آنها هم مي خواهند حقوق از دست رفته خود را باز يابند که در اين گذر چاره اي جز بهره گيري از راهکارهاي فمنيسم و کنار گذاري ارزشهاي بومي و ديني ندارند. (11)

 

حضور مسلمانان در روند جهاني شدن

 

با توجه به نياز ها و خواسته هاي بشر در حرکت به سوي يک پارچگي و اتحاد جهاني - که متناسب با فطرت آنهاست - به اين نتيجه روشن و بديهي دست مي يابيم که اينک بهترين فرصت و موقعيت براي ترسيم چهره اي روشن و گويا از نظام جهان مهدوي و دين اسلام است ؛ زيرا دين خصوصا ديني جامع مانند اسلام که ادعاي پاسخ گويي به همه نياز هاي اساسي جامعه انساني را دارد و براي همه ابعاد مختلف زندگي انسان ارائه طريق مي کند و حتي در روابط اجتماعي و بين المللي با مسلمين و غير مسلمين زباني گويا و متين دارد؛ به عنوان يک منبع قدرت مي تواند حاوي پيام هاي مهم و کارسازي باشد. لذا با توجه به شرايط و مقتضيات زمان و تعريفي مناسب از آن و تشخيص عوامل انحطاط و پيشرفت و طي کردن مسير تعادل در پيدا کردن بهترين روش مي تواند، رهيافت مناسبي در اين رهگذر باشد .

 

در بحث رهايي جامعه زنان از جاهليت مدرن و ناکارآمدي الگو هاي بيگانه مي توان با تکيه بر اصول اسلامي، زنان را به يک خود باوري در عرصه فعاليت هاي مهم و سرنوشت ساز و تعليم و تربيت جامعه انساني رساند و به شأن مادري را به افق اعلاي خود نزديک ساخت و با تبيين اين مسئله که با محوريت شرط تناسب در نظام هاي حقوقي مي توان به عدالت واقعي دست يافت، از تنش هاي موجود ميان جامعه اسلامي در بحث حقوقي جلوگيري کرد و عملکرد غلط بعضي مسلمانان را در اجراي حقوقو زنان به پاي شجره طيبه اسلام نگذاشت . اگر ما نتوانيم به درستي، ابعاد و زواياي مختلف الگوي رهائي زنان رادر انديشه مهدوي در عصر حاضر بازگو کنيم و نسبت و ارتباط آن را با جهاني شدن بسنجيم، از قافله انديشه و گفتمان روز به دور خواهيم بود و نخواهيم توانست درک و فهم بشري را درباره آينده درخشان جهان به خوبي شکل دهيم .

 

ملل مختلف در جهان به ويژه داعيه داران رهائي زنان از تبعيض را بايد به اين باور نزديک کرد که جهاني شدن حکومت مهدوي (عج الله و فرجه ) به معناي جهاني شدن فضيلت ها، عدالت ها ، نيکي ها ، برابري ها و معنويت ها خواهد بود .

 

مردم به ويژه زنان در عرصه حکومت جهاني مهدي موعود (عج الله فرجه) فرصتي خواهد يافت که خوب بينديشند و حکمت و دانش واقعي را بياموزند به طوري که زنان در خانه خود به کتاب خدا و سنت پيامبر حکم کنند .

 

امنيت و آرامش چنان در جهان سايه گستر خواهد شد که زنان به تنهايي بين کشورها بدون ترس از خطرات رفت و آمد خواهند کرد .

 

پي نوشتها :

 

1- سويزي ، مهري : کتاب زنان.

 

2- زيبائي نژاد ، محمد رضا : درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام .

 

3- ليس تورس ، اماري : جنسيت و توسعه .

 

4- راعي ، مسعود : الحاق به کنواسيون از منظر موافقان و مخالفان ، بازتاب انديشه.

 

5- کار ، مهرانگيز : رفع تبعيض عليه زنان.

 

6- شفيعي سروستاني ، ابراهيم : تازه هاي انديشه.

 

7- بررسي و ارزيابي کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان ، مرکز پژوهش هاي صدا و سيما.

 

8- زن ريحانه آفرينش ، نشر آثار مقام معظم رهبري ، قم.

 

9- جايگاه زن در انديشه امام خميني (ره ) ، مؤسسه تنظيم آثار امام خميني .

 

10 - شفيعي سروستاني ، ابراهيم : تازه هاي انديشه.

 

11- همان .

 

منبع: ماهنامه پويا؛ شماره (5)

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

 

زنان و پرسش هاي پيش رو

فرزانه حکيم زاده

 

پرسش :

 

اگر زن و مرد در آفرينش يکسانند ، پس چرا از نظر حقوقي تفاوت دارند ؟

 

پاسخ : يکسان بودن زن و مرد در آفرينش از اين جهت است که هر دو از سرشت واحد خلق شده اند و از هويت واحد انساني برخوردارند ؛ به عبارت ديگر روح انساني مشترک دارند ؛ و از همين رو در کسب فضايل معنوي و رشد روحي و رسيدن به قله هاي کمال و دريافت پاداش هاي الهي يکسان اند : ( من عمل صالحا من ذکر أو أنثي و هو مؤمن فلنحيينه حيوه طيبه و لنجزينهم أجرهم بأحسن ما کانوا يعملون )(1) ؛

 

« هر کس - از مرد يا زن - کار شايسته کند و مؤمن باشد ، قطعا او را با زندگي پاکيزه اي ، حيات [حقيقي] بخشيم ، و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مي دادند ، پاداش خواهيم داد ».

 

اما اين سخن بدان معنا نيست که زن و مرد از جميع جهات يکسان بوده و هيچ تفاوتي ندارند ، بلکه زن و مرد دو جنس متفاوت از يک نوع بوده و تفاوت هاي تکويني و طبيعي دارند ؛ همچنان که اين تفاوت بين همه ي مردان و بين همه ي زنان وجود دارد .

 

امام علي عليه السلام فرمود :

 

« لا يزال الناس بخير ما تفاوتوا ، فاذا استووا هلکوا (2) ؛

 

خير و صلاح مردم با وجود تفاوت و دگرگوني زايل نمي شود و آن زمان که تفاوت برداشته شود ، هلاکت و نابودي مردم قطعي است » .

 

تفاوت لازمه ي آفرينش و همراه با عدالت و در مسير نظام احسن است .

 

اين تفاوت ها ناشي از گوناگوني در استعدادها و توانايي ها و تفاوت در طبيعت و خلقت آن هاست . نظام اجتماعي با همين تفاوت ها استوار است و چرخ جامعه بر اساس آن در گردش است ؛ همچنان که يک جامعه تنها به پزشک نياز ندارد ، بلکه حرفه ها و ديگر مشاغل اجتماعي ؛ همچون خياطي نانوايي و ... براي ادامه ي حيات جامعه ضروري است و بايد تأمين شود ؛ از اين رو وجود استعدادهاي مختلف نه تنها نياز ، بلکه ضرورت است.

 

با اين وجود از نظر خداوند اين تفاوت ها ملاک ارزش و افتخار نيست ؛ چرا که اصل توانايي بشر به عنوان سرمايه ي خدادادي در اختيار انسان قرار مي گيرد تا او بتواند از اين امکان در جهت رشد و کمال و توسعه ي شخصي و اجتماعي بهره گيري نمايد .

 

قرآن در اين باره مي فرمايد : ( يا أيها الناس انا خلقناکم من ذکر أو أنثي و جعلناکم شعوبا و قبائل ان أکرمکم عند الله أتقيکم) (3) ؛ « اي مردم ما شما را از مرد و زن آفريديم و شما را شعبه ها و قبيله ها قرار داديم تا همديگر را بشناسيد به درستي که گرامي ترين شما نزد خداوند عمل کننده ترين شماست به درستي که خداوند عالم و آگاه با احاطه است » .

 

در اين وادي مهم آن است که توانايي ها براي خداوند و در راه او صرف شود ، و غير او نه انگيزه ي عمل قرار گيرد و نه در حين عمل تأثيري داشته باشد ؛ به عبارت ديگر با رعايت شرايط عمل ، کارها انجام شود. اگر با شناخت و معرفت ، ضوابط رعايت گردد و عمل مطابق با امر الهي به جا آورده شود ؛ هيچ فرقي بين متخصص و غير متخصص نخواهد بود ، بلکه آنچه به ارزش انسان ها نزد پروردگار مربوط مي شود ؛ همانا رعايت دستورات و ضوابط او و انجام عمل در جهت رضاي اوست.

 

با اين تحليل که وجود تفاوت هاي بشر در نوع استعدادها و توانايي ها ارزش آفرين نمي باشد ، مي توان گفت : تفاوت بين زنان و مردان نيز چنين است ؛ همچنان که آيات بسياري در قرآن به اين مهم اشاره مي کند که هر کس به تکاليف و مسؤوليت هاي خود عمل کند و کار صالح انجام دهد و مؤمن باشد ، از پاداش الهي بهره مند خواهد شد و اين اصل به جنسيت فرد (مرد يا زن) ارتباط ندارد . (4)

 

با اين توضيح آشکار مي گردد که زن و مرد در ارزش انساني برابر هستند، اما از نظر اجتماعي تفاوت هايي با يکديگر دارند که همچون تفاوت بين آحاد مردان يا بين آحاد زنان است و نقشي در ارزش گذاري ها ندارد.

 

موهبت هاي الهي که به انسان عطا گرديده ، متفاوت است و درجات ارزشي آن ها نيز يکسان نيست. در مواردي که انسان ها با اراده و اختيار خود از معاصي پرهيز مي کنند و امتثال امر خداوند را در هيچ شرايطي ترک نمي کنند ، اعطاي موهبت عصمت ارزش بسيار بالايي دارد ، اما محل بحث با اين امور و مسايل ارتباط پيدا نمي کند ، بلکه حقوق و تکاليف زن و مرد و تفاوت آن ها مورد نظر است.

 

سؤال اين است که اگر از جانب خداوند حقوق بيشتري به مرد داده شده ، دليل برتري او بر زن نيست ؟ !

 

براي دريافت پاسخ ، آيه الله جوادي آملي مي نويسد :

 

« قرآن کريم سر تفاوت هاي زن و مرد را به دو مسأله برمي گرداند : اولا بايد زندگي به احسن وجه اداره شود ، و ثانيا تا تسخير متقابل بين موجودات محقق نشود ، نظام به احسن وجه اداره نمي شود. خداوند در سوره ي زخرف فرمود :

 

( اهم يقسمون رحمت ربک نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياه الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا و رحمت ربک خير مما يجمعون ) (5) ؛

 

« آيا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسيم مي کنند ؟ ما [ وسايل ] معاش آنان را در زندگي دنيا ميانشان تقسيم کرده ايم، و برخي از آنان را از [ نظر ] درجات ، بالاتر از بعضي [ ديگر ] قرار داده ايم تا بعضي از آن ها بعضي [ ديگر ] را در خدمت گيرند ، و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مي اندوزند ، بهتر است » . تا زماني که شؤون متفاوت وجود دارد ، قهرا استعدادهاي گوناگون لازم است که لازمه ي وجود افراد متفاوت است .

 

همان گونه که اختلاف طبقات ، استعدادها ، گرايش ها و جذب و دفع ها هيچ کدام معيار فضيلت نيست ، بلکه همه و همه به عنوان ابزار کار لازم است تا تسخير متقابل و دو جانبه محقق شود : (...ليتخذ بعضهم بعضا سخريا ...) (6) ؛ اختلاف زن و مرد هم چنين است ؛ يعني اگر کسي استعداد برتري دارد، اين استعداد برتر ، نشانه ي فضيلت و تقرب الي الله نيست . اگر بتواند از اين استعداد برتر فايده ي بهتر ببرد و خالصانه تر کار کند به مرتبه ي بالاتري از تقوا مي رسد و از اين جهت به کمال محض نزديک تر خواهد بود ، ولي اگر از اين استعداد برتر طرفي نبست و به خداي سبحان تقرب نجست ؛ چه بسا اين استعداد زايد براي او وبال باشد » . (7)

 

بنابراين با توجه به مسؤوليت هاي مختلف اجتماعي ، خداوند براي هر يک از زن و مرد جايگاهي قرار داده و مسؤوليتي را از او خواسته است که متناسب با توانايي ها و متناسب با اهدافي است که هر کدام بايد به دنبال تأمين آن هدف باشد ؛ همچنان که بر اساس وظايف و مسؤوليت هاي هر يک براي آن ها حقوقي را قرار داده است که به مقتضاي حکمت الهي بين حقوق و مسؤوليت ها رابطه اي وجود دارد :

 

(... و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف ...) (8) ؛

 

« ... و مانند همان [ وظايفي ] که برعهده ي زنان است ، به طور شايسته ، به نفع آنان [ برعهده ي مردان ] است ...» .

 

علامه ي طباطبايي قدس سره در توضيح مماثلت حقوق و تکاليف زنان و کلمه ي « معروف » در آيه ي مورد استشهاد مي فرمايد :

 

" معروف " به معناي هر عملي است که افکار عمومي آن را عملي شناخته شده بداند، و با آن مأنوس باشد ، و با ذائقه اي که اهل هر اجتماعي از نوع زندگي اجتماعي خود به دست مي آورد ، سازگار باشد و به ذوق نزند ...

 

بنابراين آن عملي معروف است که هم طبق هدايت عقل صورت گرفته باشد ، و هم با حکم شرع و يا قانون جاري در جامعه مطابق باشد ، و هم با فضايل اخلاقي منافي نباشد ، و هم سنت هاي ادبي آن را خلاف ادب ندادند.

 

و چون اسلام شريعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا کرده ، معروف از نظر اسلام همان چيزي است که مردم آن را معروف بدانند ، البته مردمي که از راه فطرت به يک سو نشده ، و از حد نظام خلقت منحرف نگرديده باشند ، که يکي از احکام چنين اجتماعي است که تمامي افراد و اجزاي اجتماع در هر حکمي برابر و مساوي باشند و در نتيجه احکامي که عليه آنان است، برابر باشد با احکامي که به نفع ايشان است ، البته اين تساوي را بايد با حفظ وزني که افراد در اجتماع دارند رعايت کرد ، آن فردي که تأثير در کمال و رشد اجتماع در شؤون مختلف حيات اجتماع دارد ، بايد با فردي که آن مقدار تأثير را ندارد ، فرق داشته باشد ، مثلا بايد براي شخصي که حاکم بر اجتماع است حکومتش محفوظ شود ، و براي عالم ، علمش و براي جاهل جهلش ، و براي کارگر نيرومند ، نيرومندي اش ، و براي ضعيف ، ضعفش در نظر گرفته شود ، آن گاه تساوي را در بين آنان اعمال کرد ، و حق هر صاحب حقي را به او داد ، و اسلام بنا بر همين اساس احکام له و عليه زن را جعل کرده، آنچه از احکام که له و به نفع او است با آنچه که عليه و بر ضد او است مساوي ساخته ، و در عين حال وزني را هم که زن در زندگي اجتماعي دارد ، و تأثيري که در زندگي زناشويي و بقاي نسل دارد در نظر گرفته است » . (9)

 

مقتضاي تساوي که همان عدالت اجتماعي است ، آن نيست که هر مقام اجتماعي به هر فردي از افراد جامعه واگذار شود ؛ به اين معنا که همان گونه که گفتار و عمل انسان عاقل و با تجربه در بين مردم تأثير دارد و مي توان از انديشه هاي او بهره گرفت ، يک کودک يا انسان سفيه اين نقش را ندارد ؛ همچنان که انتظار نداريم که فرد ناتوان و عاجز آنچه را که انسان قوي و قدرتمند برمي دارد ، حمل کند . اين نوع مساوات ميان افراد ، زيان بار و غير منطقي است.

 

- به دليل متفاوت بودن مسؤوليت هاي مردان و زنان و به دليل جايگاه متفاوتي که خداوند براي آن ها قرار داده است و به دليل طبيعت متفاوتي که هر يک دارند ، حقوق متفاوت خواهند داشت و اين امر ارتباطي با ارزش انساني آن ها ندارد.

 

- مسأله ي رعايت حدود و عفت ، محدود به زنان نيست و مردان هم ملزم به اين رعايت هستند ، اما بايد اين مسأله را پذيرفت که زنان در ايجاد محيط سالم اجتماعي و نيز خلاف آن ، نسبت به مردان نقش مؤثرتري دارند.

 

به عبارت ديگر ، افراد جامعه از حقوق مشابه برخوردار نيستند ، بلکه با توجه به جايگاه ، اعتبار و ميزان تأثيرگذاري در جامعه ي انساني از حقوق مساوي برخوردارند .

 

در احکام مربوط به زنان نيز ، همين قانون جاري است ؛ به اين معنا که در برابر وظايفي که خداوند بر عهده ي آنان گذاشته است ، حقوقي را نيز برايشان قرار داده و اين حقوق و تکاليف با توجه به ميزان تأثيرگذاري زن در حيات اجتماعي ، در دايره ي ارتباط بين زن و مرد و براي ازدواج و توليد نسل در نظر گرفته شده است .

 

به هر حال در رابطه با حقوق زن و مرد بايد گفت : به دليل متفاوت بودن مسؤوليت هاي مردان و زنان و به دليل جايگاه متفاوتي که خداوند براي آن ها قرار داده است و به دليل طبيعت متفاوتي که هر يک دارند ، حقوق متفاوت خواهند داشت و اين امر ارتباطي با ارزش انساني آن ها ندارد ؛ همان گونه که تفاوت حقوق مردان با هم ، ربطي به ارزش انساني آن ها ندارد.

 

پرسش :

 

حقوق فردي زنان کدامند؟

 

پاسخ: حق فراگيري علم و معرفت ، حق انتخاب همسر و شغل و مالکيت و ارث و ... از جمله حقوق فردي يکسان بين زنان و مردان است (10) ؛ اگر چه در ميزان و شرايط اين حقوق و حدود آن ها تفاوت هاي متناسب با هر يک وجود دارد .

 

از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت : زنان حقوق فردي مسلمي همچون مردان دارند ، البته برخورداري از اين حقوق - براي مردان و زنان - مقيد به حدود الهي است که اين حدود الهي براي هر کدام متفاوت است. شايد تفسير غلط از تفاوت در حدود باعث شده که عده اي خيال کنند ارزش زن ها با مردها تفاوت دارد ؛ در حالي که زنان به دليل موقعيت خطيرشان در اجتماع نيازمند مراقبت بيشتر هستند ؛ از همين رو تأکيد بر حفظ حجاب و عفت زنان که به محدوديت برخوردها و رعايت و مواظبت بيشتر از ناحيه خود آنان منجر مي گردد ؛ به اشتباه ، تعبير به محدوديت موقعيت اجتماعي شده است .

 

انتخاب همسر حق هر دختر باکره اي است ، اما به دليل پاره اي از ملاحظات که ناشي از موقعيت حساس و آسيب پذيري آنان است ؛ اين انتخاب مقيد به اجازه ي پدر شده است ؛ يعني اگر پدر مصلحت دختر را در نظر بگيرد اين حق به او داده شده تا در ازدواج دخترش اعمال نظر کند ، ولي در هر حال دختر نيز آزاد است که فردي را بپذيرد يا رد نمايد.

 

براي روشن ساختن ذهن کساني که الزام زنان به رعايت عفت و حجاب بيشتر از مردان را ناقض حقوق ، نظير کسب علم و معرفت و انتخاب شغل مي دانند ، بايد گفت : مسأله ي رعايت حدود و عفت ، محدود به زنان نيست و مردان هم ملزم به اين رعايت هستند ، اما بايد اين مسأله را پذيرفت که زنان در ايجاد محيط سالم اجتماعي و نيز خلاف آن ، نسبت به مردان نقش مؤثرتري دارند.

 

مردي که عفت وحيا را رعايت نمي کند ، تا زمينه ي ناسالم را نيابد، نمي تواند آلودگي خود را بروز دهد؛ و اين در حالي است که زن غير عفيف در جامعه زمينه را براي انحراف چنين مرداني آماده مي سازد .

 

حضرت فاطمه عليهاالسلام در پاسخ به سؤال حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و اله درباره ي بهترين ها براي زنان فرمود :« خير للنساء أن لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال (11) ؛ بهترين ها براي زنان آن است که مردان را نبينند و مردان هم آن ها را نبينند » .

 

اين سخن به معناي وارد نشدن زنان در فعاليت هاي اجتماعي نيست ، بلکه به اين معناست که فعاليت آن ها مقيد به چارچوب و حدودي باشد که برخورد با مردان به حداقل برسد تا افکار و دل هاي مريض طمع نکنند ؛ همچنان که قرآن مي فرمايد : « اي همسران پيامبر ، شما مانند هيچ يک از زنان [ ديگر ] نيستيد ، اگر سر پروا داريد ، پس به ناز سخن مگوييد تا آن کس که در دلش بيماري است طمع ورزد ؛ و گفتاري شايسته گوييد » . (12)

 

اين آيه به دليل علتي که در آن آمده، عموميت دارد و تمام زنان را شامل مي شود و نيز تنها گفتار را شامل نمي شود ، بلکه هر برخورد طمع انگيز در زنان را شامل مي گردد .

 

اگر چه تکبر بد است ، اما براي زني که بخواهد حدود را رعايت کند و از ديگران قطع طمع کند ، زيبنده و زينت است (13)؛ همچنان که حضرت علي عليه السلام مي فرمايد : « ... فاذا کانت المرأه مزهوه لم تمکن من نفسها »؛ از اين رو ؛ زن قبل از برخورد با هر کس بايد آماده باشد و متناسب با شنونده به نحوه ي سخن گفتن و انعطاف و صلابت خود توجه کند تا طمع را در طرف مقابل از بين ببرد. رعايت اين حدود و موازين ، نه تنها حق زن را در زمينه هاي فوق الذکر زايل نمي کند ، بلکه زمينه اي شايسته و در خور شأن زن براي حضور فعال و مثبت ، و دور از آسيب و خطر براي او در اجتماع ايجاد مي کند .

 

پي نوشت :

 

1- النحل (16) : 97 .

 

2- محمد باقر مجلسي قدس سره ، بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 383 ، ح 10 .

 

3- الحجرات (49) : 13 .

 

4- النحل (16) : 97 و الحجرات (49) : 13 و التحريم (66) : 11 و 12 .

 

5- الزخرف (43) : 32 .

 

6- الزخرف (43) : 32 .

 

7- آيه الله جوادي آملي ، زن در آينه ي جلال و جمال ، ص 390 و آيه الله مرتضي مطهري قدس سره ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 168 .

 

8- البقره (2) : 228 .

 

9- تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 348 و 349 .

 

10- علامه طباطبايي قدس سره تعدد زوجات و مقام زن در اسلام ، ص 15 .

 

11- وسايل الشيعه ، ج 20 ، ص 37 و 232 و بحارالأنوار ، ج 43 ، ص 54 .

 

12- الأحزاب (33) : 32 .

 

13- نهج البلاغه ، حکمت 234 و بحارالأنوار ، ج 100 ، ص 238 .

 

منبع:نشريه نامه جامعه 35

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

زنان و انجام تكاليف دينِي

خجسته ناطق

 

ماه مبارك رمضان فرا رسيده است. در اين ماه عزيز مؤمنان توفيق مي يابند كه علاوه بر انجام فرايض ديني، اعمال مستحبي را نيز به جاي آورند. بويژه خانمها كه فراغت بيشتري دارند سعي مي كنند با برگزاري مراسم مذهبي و شركت در مجالس تفسير و مقابله قرآن و خواندن نمازهاي مستحبي از بركات و فيوضات اين ماه گرامي برخوردار شوند. اما بايد مراقب باشند كه به خاطر انجام مستحبات از واجبات غافل نشوند؛ به عنوان مثال انفاق كردن، صدقه دادن، خواندن نماز مستحبي، رفتن به زيارت ائمه اطهار(ع) و شركت در مراسم مذهبي خيلي ثواب دارد، ولي آيا مي توان بدون رضايت شوهر همه اين اعمال مستحبي را انجام داد؟

 

در اين مورد گفتگويي با محمد علي واعظ موسوي، استاد حوزه و دانشگاه انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد:

 

اين مشاور مذهبي با بيان اينكه ماه مبارك رمضان در ميان ماهها از جايگاه والايي برخوردار است، مي افزايد حديثي داريم از امام معصوم (ع) كه مي فرمايد: در روزگار شما نسيم هاي الهي وزيدن مي گيرد، خودتان را در معرض آن نسيم ها قرار دهيد و ازمواهب آن برخوردار شويد.رمضان يكي از آن نسيم هاي الهي است و بهترين ماه در ميان ماههاست، چه خوب است آن را درك كنيم و از هرلحظه اين ماه عزيز استفاده ببريم.

 

وي در ادامه مي گويد: درميان تكاليفي كه انجام مي دهيم بهترين اعمال روزه است، اما اين امر فقط ترك خوردن و آشاميدن و پرهيز از ساير مبطلات آن نيست، بلكه روزه از نظر اخلاقي نيز خيلي بالاتر از اينهاست. شخص روزه دار بايد تمام اعضا و جوارحش روزه باشد. مخصوصاً خانمها بايد دقت داشته باشند كه انجام مراسم عبادي آنان با وظايف و تكاليف اجتماعي و خانوادگي شان تداخل پيدا نكند؛ مثلاً، اگر شخصي بخواهد نماز اول وقت بخواند در آن حال طلبكار به او مراجعه كند، فقها دستور مي دهند بايد ابتدا طلب طلبكار را بدهد، بعد نماز بخواند؛ چون نماز يك تكليف عبادي است و مسأله طلبكار يك مسأله اجتماعي است و مسايل اجتماعي را مقدم بر مسايل عبادي مي دانند. حالا اين مسايل اجتماعي درخانه و خانواده بيشتر نمود پيدا مي كند. اگر خانمي مي خواهد روزه مستحبي بگيرد يا در مراسم مذهبي شركت كند و يا نمازها و دعاهاي مستحبي بخواند بايد توجه داشته باشد كه آيا اين كارهاي عبادي و مستحبي او به كارهاي اجتماعي و وظايف خانه و خانه داري او نقصي وارد نمي كند و تعارض ايجاد نمي شود؟ گرچه غذا درست كردن يك واجب شرعي نيست، ولي واجب عرفي كه هست. بنابراين اگر خانمي بخواهد روزه مستحبي بگيرد، در مراسم مذهبي شركت كند ويا صله ارحام به جاي آورد بايد با اذن و رضايت همسرش باشد و سعي كند انجام اعمال مستحبي به وظايف و تكاليف زناشويي و خانه داري او لطمه نزند.

 

وي در ادامه مي افزايد: البته درمورد واجبات، مرد نمي تواند همسرش را از خواندن نماز واجب يا گرفتن روزه در ماه رمضان منع كند و يا اگر زن مستطيع باشد، مرد نمي تواند او را از سفر حج واجب و يا پرداخت خمس مال خود باز دارد و يا از داشتن حجاب منع كند. فقط درمورد واجباتي كه وسعت زماني دارد مانند گرفتن روزه قرضي و يا خواندن نماز اول وقت، در صورت نياز مرد مي تواند از همسرش بخواهد كه انجام آن را به تأخير بيندازد؛ مثلاً سرظهر خانم خانه مي خواهد نماز اول وقت بخواند اگر ببيند بچه ها گرسنه اند و منتظر اونشسته اند، لازم است ابتدا در كنار خانواده سر سفره، بنشيند و پس از صرف غذا، نماز بخواند.

 

كسب اجازه از همسر در مورد انفاق

 

در مورد انفاق و صدقه دادن، برگزاري مراسم مذهبي و نذر كردن نيز بايد با رضايت و اطلاع همسر انجام شود حتي اگر زن استقلال مالي هم داشته باشد، باز هم در مصرفش رضايت شوهر شرط است؛ زيرا فضاي خانواده يك فضاي عاطفي است، در اين فضا نبايد خودسرانه كاري كنيم كه اختلاف به وجود بيايد. البته بعضي از زن و شوهرها همان اول زندگي اين قبيل مسايل را بين خودشان مطرح مي كنند و زن نظر همسرش را درباره انجام امور زندگي جويا مي شود وبه اصطلاح يك اجازه كلي مي گيرد، ولي به هر حال همان طور كه وقتي مرد مي خواهد حتي به ديدن مادرش برود، همسرش دوست دارد با اطلاع او باشد، زن نيز بايد هر كاري مي خواهد انجام دهد، شوهرش را در جريان بگذارد و با او به صلاح و مشورت بپردازد، نه اينكه به اين دليل كه استقلال مالي دارد هر كاري كه مي خواهد بدون اطلاع همسرش انجام دهد.

 

واعظ موسوي در پاسخ به اين سؤال كه آيا مرد مي تواند مانع از شغل اجتماعي زن شود، مي گويد: اگر هنگام ازدواج زن شاغل بوده و اين را درسند ازدواج قيد كرده باشند، مرد نمي تواند مانع ادامه كار همسرش شود، مگر اينكه نوع شغل خود را عوض كند؛ مثلاً مرد موافقت كرده همسرش در آموزش و پرورش كار كند، چنانكه او بخواهد تغيير شغل دهد و مثلاً دريك شركت خصوصي به كار گرفته شود يا ساعت كارش تغيير كند، و شب كاري داشته باشد، همسرش مي تواند مانع از ادامه كار او شود، ولي به هر حال خانمها بايد توجه داشته باشند كه حفظ كانون خانواده مهمتر از شغل است و زن و شوهر بايد دراين مورد هم به توافق برسند.

 

نكته آخر اينكه اگر زن در هر موردي مي خواهد اجازه كلي بگيرد؛ از قبيل انتخاب شغل، رفتن به سفر يا انجام كارهاي خير بايد اين اجازه مكتوب باشد تا اگر خداي نكرده سوء تفاهم و اختلافي پيش آمد، دچار مشكل نشود.

 

منبع:روزنامه قدس

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

زنان و اصلاحات در دوران بارداري

دوران بارداري زماني مناسب براي اصلاح شيوه‌ زندگي با رعايت فعاليت بدني، تغذيه صحيح و ترک دخانيات است. اگرچه تغيير در شيوه‌ زندگي و تغيير عادات تثبيت شده مردم در جوامع گوناگون بسيار سخت است و به استمرار آموزش‌ها نياز دارد اما در دوران بارداري، مادر به منظور حفظ سلامت جنين حاضر به تغيير در شيوه‌ زندگي خود هست. بنابراين اصلاح شيوه‌ زندگي مادران باردار بايد به‌عنوان يک راهکار اساسي براي حفظ سلامت مادر و جنين مدنظر قرار گيرد که در اين مبحث به نقش فعاليت بدني، سيگار، کافئين و مواد مخدر در سلامت مادر و جنين مي‌پردازيم.

 

فعاليت بدني

 

 

 

فعاليت بدني در دوران بارداري براي مادران باردار بسيار مفيد است و باوجود اينکه برخي آن را يکي از دلايل تولد نوزاد کم وزن و تولد زود هنگام مي‌دانند ولي مطالعات اخير اين ارتباط را رد کرده است.

 

برخي از مزاياي فعاليت بدني در دوران بارداري عبارتند از:

 

وزن‌گيري مناسب در دوران بارداري، کنترل ديابت، کنترل افزايش فشار خون، کاهش استرس، کاهش يبوست و بواسير، تقويت عضلات و کاهش کمردرد، کمک به خواب راحت به ويژه در سه ماهه سوم بارداري و کاهش وزن پس از بارداري.

 

پياده‌روي، شنا و يوگا از ورزش‌هاي مناسب اين دوران هستند و ورزش‌هايي مانند اسکي و سوارکاري از ورزش‌هاي نامناسب دوران بارداري محسوب مي‌شوند. مادران باردار با مشکلاتي نظير خون‌ريزي، بيماري قلبي، پرفشاري خون، چندقلوزايي و سابقه سقط پيش از اقدام به هرگونه فعاليت بدني بايد با پزشک خود مشورت کنند زيرا در اين موارد اصولا فعاليت بدني محدود يا ممنوع مي‌شود.

 

برخي از موارد منع ورزش براي خانم‌هاي باردار عبارتند از: خون‌ريزي، اختلال در تنفس، انقباض رحم، گرفتگي عضلات، احساس خستگي شديد و گرماي شديد و اما نکات قابل توجه در ورزش مادران باردار: افزايش تدريجي ورزش، مصرف مايعات بيشتر، خودداري از ورزش در هواي گرم، شروع ورزش از اوايل بارداري و 20 تا 30 دقيقه ورزش (سه تا پنج بار در هفته).

 

سيگار

 

 نتايج مطالعات انجام شده ارتباط ميان سيگارکشيدن در دوران بارداري و کاهش وزن هنگام تولد، سقط جنين و تولد زود هنگام را نشان داده است. مادران سيگاري تمايل کمتري به شيردهي دارند و مدت زمان شيردهي در آنان کمتر از ساير مادران شيرده است.مکانيسم تاثير سيگار روي جنين به طور کامل مشخص نشده است اما نيکوتين و مونواکسيد کربن به انقباض عروق خون‌رسان به جنين منجر شده و خطر سقط جنين را افزايش مي‌دهند. مونواکسيدکربن با هموگلوبين ترکيب کربوکسي هموگلوبين را تشکيل مي‌دهد که موجب هيپوکسي و نشانگان مرگ نوزادي مي‌شود. از سوي ديگر، دود سيگار شامل سرب، کادميوم و تيوسيانات است که سلامت جنين را به مخاطره مي‌اندازد. کودکاني که در معرض دود سيگار قرار مي‌گيرند، در معرض خطر بيش فعالي و عفونت تنفسي نيز قرار دارند. دود سيگار منبع راديکال آزاد بوده بنابراين نياز به ويتامينC در زنان باردار سيگاري افزايش مي‌يابد. سيگار اشتها را نيز کاهش مي‌دهد، در نتيجه دريافت مواد غذايي در زنان باردار سيگاري کاهش مي‌يابد، به طوري که برخي مطالعات نيز بيانگر اين موضوع است و نشان داده که دريافت ميوه، سبزي و شير در زنان سيگاري کمتر از غير سيگاري است. بنابراين زنان باردار سيگاري در معرض کمبود ريز‌مغذي‌ها نيز قرار دارند و برخي مطالعات نيز نشان داده‌اند که سطح بتاکاروتن، ويتامينB12، B6 و فولات در زنان سيگاري کمتر از غير سيگاري است.

 

کافئين

 

 

 

کافئين يک محرک سيستم عصبي است که در شکلات‌ها، نوشيدني‌هايي مانند قهوه و چاي وجود دارد. افزايش مصرف کافئين در دوران بارداري با افزايش خطراتي مانند تولد نوزاد کم وزن، اختلالات مادرزادي و کاهش وزن‌گيري مادر مرتبط است. از سوي ديگر، کافئين به دليل مدر بودن موجب کاهش مايعات بدن و در نهايت، کاهش آب و املاح بدن مي‌شود. با توجه به خطرات فوق، حداکثر ميزان توصيه شده روزانه براي زنان باردار 300 ميلي گرم است.

 

مواد مخدر

 

 

 

مواد مخدر از طريق جفت به جنين منتقل شده و موجب تولد نوزاد کم وزن، زايمان زود هنگام، سقط جنين، اختلال رشد و تکامل جنين و کاهش وزن‌گيري مادرمي‌شوند.نتايج برخي مطالعات نشان داده است که مصرف کوکايين در دوران بارداري خطر سقط جنين، خون‌ريزي جفت، اختلالات مادرزادي و نارسي نوزاد را افزايش داده است. همچنين مصرف هرويين نيز در اين دوران با افزايش تولد نوزاد کم وزن و اختلالات تنفسي مرتبط بوده است. با توجه به نقش فعاليت بدني در حفظ سلامت مادر و جنين و همچنين مخاطرات مصرف سيگار و مواد مخدر براي مادر و جنين بايد در برنامه‌هاي آموزشي( قبل و حين بارداري) به ارتقاي دانش زنان ومادران در خصوص انجام فعاليت بدني صحيح و منظم و خطرات مصرف سيگار و مواد مخدر براي مادر و جنين توجه خاص کرد و با راهکارهاي ساده و کاربردي، آنان را در انجام فعاليت‌هاي بدني توصيه شده و ترک سيگار و مصرف مواد مخدر ياري کرد.

 

منبع:پايگاه سلامت

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

 

 

 

زنان عاشق و غار تنهايي مردان

 

طاهره کريمي

 

زنان اگربه طبيعت مردان توجه نکنند،ممکن است به آساني ندانسته و ناخواسته به همسران شان توهين کنند.وقتي زني بدون درخواست مرد بخواهد به او کمک کند ،نمي داند اقدامش چه تأثير سويي بر روحيه ي مرد مي گذارد.گرچه زن حس نيت دارد ، اما مرد پيشنهادش را توهين قلمداد مي کند و اسباب رنجش مي شود .دراين زمان ممکن است واکنش مرد شديد باشد ، به ويژه اگر احساس کند که از او مانند کودکي کم سال انتقاد شده است .براي بسياري از مردها مهم است که ثابت کنند مي توانند به هدف شان برسند ،حتي اگر اين هدف رانندگي به سمت يک رستوران يا ميهماني باشد .اتفاقاً مردها نسبت به امور جزيي حساسيت بيشتري نشان مي دهند و توجيه آنها اين است :«اگر زنم نتواند در کار بي اهميتي مانند پيدا کردن نشاني يک رستوران به من اطمينان کند .چگونه ممکن است در کارهاي مهمتر روي من حساب کند؟» مردها در کارهايي مانند انجام کارهاي مکانيکي ،رسيدن به نشاني مورد نظر يا حل مسايل ،خود را متخصص مي دانند. در اين زمان تنها خواسته ي مرد اين است که همسرش سکوت اختيار کند و به جاي انتقاد يا راهنمايي تلاش او را بپذيرد.

 

ـ آموختن گوش دادن

 

 

 

به همين شکل اگر مردي نداند که زن چه تفاوت هايي با او دارد .وقتي قصد کمک به او را دارد بر دشواري شرايط مي افزايد . مردها بايد به خاطر داشته باشند که زن ها هنگام صحبت درباره ي مسايل موجود قصد نزديک شدن دارند و لزوماً مترصد يافتن راه حل نيستند. بنابراين چه بسيار اتفاق مي افتد که زني صرفاً مي خواهد احساسش را درباره ي روزي که پشت سر گذاشته بيان کند و شوهرش به گمان اينکه قصد کمک دارد سخنش را قطع مي کند تا راه حل هايي براي مشکلات او ارايه دهد و چون زن ناراحت مي شود.مرد در حيرت مي ماند که او را چه مي شود.اکنون اگر موافقيد دو اشتباه بزرگ ودرعين حال متداول در روابط زناشويي را جمع بندي کنيم:

 

1 ـ وقتي مرد در لباس آقاي همه چيز دان ظاهر مي شود، سعي دارد با ارايه ي راه حل ،احساس زن را تغيير دهد.

 

2 ـ زن نيز با تبديل شدن به کميته ي اصلاح خانواده با انتقاد کردن و توجيه هاي ناخواسته سعي بر تغيير رفتار مرد دارد .

 

ـ دفاع از آقاي همه چيزدان و کميته اصلاح خانواده

 

 

 

با اشاره به اين دو اشتباه عمده منظور اين نيست که آقاي همه چيز دان صددرصد خطا کار يا کميته ي اصلاح خانواده به کلي بي اعتبار و بي فايده است .بلکه اينها از ويژگي هاي بسيار مثبت زنان و مردان بوده و اشکال تنها بر زمان و روش کار وارد است . زن در صورتي از توصيه هاي مرد احساس رضايت مي کند که آن را در زمان ناراحتي اش نشنود. مردها بايد در نظر داشته باشند که وقتي زن ها ناراحت به نظر مي رسند و درباره ي مسايل و مشکلات شان حرف مي زنند، زمان مناسبي براي راهنمايي کردن آنها نيست . زن در اين شرايط بيش از هر چيزي مي خواهد شوهرش به سخنان او گوش بدهد و اين گونه به تدريج حال زن بهتر مي شود . زن در شرايط ناراحتي نيازي به توصيه و راهنمايي ندارد . از سوي ديگر مرد هم از کميته ي اصلاح مشکلات خانوادگي لذت مي برد . به شرط آنکه خود متقاضي آن باشد . زن ها بايد به خاطر داشته باشند که انتقاد از مردها يا دادن توصيه هاي ناخواسته به آنها، آنان را در شرايط احساسي بدي قرار مي دهد . مرد احساس مي کند که موجودي دوست نداشتني است و تحت کنترل قرار گرفته است . اگر قرار باشد مرد از اشتباهاتش پند بگيرد ،به پذيرش زن بيش از توصيه هاي او احتياج دارد .وقتي مرد احساس کند که زن نمي خواهد او را اصلاح کند به احتمال زياد متقاضي توصيه و راهنمايي او خواهد بود . با درک اين تفاوت ها بهتر مي توانيم به حساسيت هاي همسرمان احترام بگذاريم و حمايتگر باشيم.

 

افزون بر اين به اين نتيجه مي رسيم که وقتي همسرمان در برابر ما مقاومت مي کند ، احتمالاً دليلش اين است که در انتخاب زمان و روش خود اشتباه کرده ايم.

 

ـ وقتي زن در برابر راه حل هاي مرد مقاومت مي کند

 

 

 

وقتي زن در برابر راه حل هاي مرد مقاومت مي کند . مرد احساس مي کند که صلاحيت او مورد ترديد قرار گرفته است . در نتيجه احساس مي کند که مورد اعتماد نيست و کسي از او قدرداني نمي کند. در اين شرايط تمايل به گوش دادن در او به مقدار زيادي تخفيف پيدا مي کند.

 

وقتي مردي با پيشنهادهاي همسرش مخالفت مي کند . زن احساس مي کند که شوهرش نسبت به او بي توجه شده و بهاي لازم را به او نمي دهد .احساس مي کند که به نيازهايش اعتنا نمي شود ،در نتيجه احساس مي کند که مورد حمايت نيست و ديگر به شوهرش اعتماد نمي کند. در اين مواقع اگر زن توجه داشته باشد ،مي تواند به درستي مقاومت شوهرش را درک کند يا ممکن است به اين نتيجه برسد که او توصيه يا انتقادي ناخواسته کرده و به جاي توجه به نيازهاي اواطلاعات ارايه مي دهد.

 

ـ مردان به غار خود فرو مي روند و زنان حرف مي زنند.

 

 

 

يکي از تفاوت هاي عمده ي زن و مرد طرز کنارآمدن آنان با استرس است .درچنين مواردي مردان بيش از پيش در خود فرو مي روند و زنان به طور فزاينده يي درگيري احساسي پيدا مي کنند. در اين مواقع مرد براي رسيدن به احساس بهتر به غار تنهايي نياز پيدا مي کند،حال آنکه زن در صورتي حالش بهتر مي شود که درباره ي مسأله ي موجود حرف بزند. درک نکردن اين تفاوت ها اصطحکاکي غير ضروري در روابط زناشويي ايجاد مي کند.

 

ـ کنار آمدن با استرس

 

 

 

وقتي يک مرد ناراحت مي شود .هرگز درباره ي موضوعي که او را ناراحت کرده حرف مي زند و هرگز ناراحتي خود را با يک مرد ديگر در ميان نمي گذارد ،مگر اينکه کمک دوست او براي حل مسأله ضروري باشد . به جاي آن سکوت اختيار مي کندو به غار تنهايي خود پناه مي برد تا به مسأله ي خود بينديشد و آن قدر تلاش مي کند تا راه حلي بيابد .وقتي اين راه حل را يافت احساس بهتري پيدا مي کند و از غار خود بيرون مي آيد .اگر راه حلي هم نيابد .دست به کارهايي مي زند تا مسايلش را فراموش کند. مثلاً اخبار روزنامه ها را مي خواند يا ورزش مي کند. مرد با آزاد کردن ذهن خود از مسايل روز به تدريج احساس آرامش مي کند. اگر استرس او به راستي شديد باشد به اقداماتي از قبيل شرکت در مسابقه ي رانندگي ،شرکت دريک مسابقه ي ورزشي يا کوهنوردي روي مي آورد .وقتي يک زن ناراحت مي شود يا تحت تأثير کارهاي روزانه ،زيرفشارقرار مي گيرد ، براي رسيدن به احساس بهتري مترصد يافتن کسي مي شود که به او اعتماد کند و بعد به تفصيل درباره ي فعاليت هاي آن روزش با او حرف مي زند .وقتي زن ها مسايل خود را با ديگران در ميان مي گذارند ناگهان احساس بهتري پيدا مي کنند. اين روش يک زن براي کنارآمدن با استرس است .در ميان زنان ،درميان گذاشتن مسايل با ديگران نشانه ي عشق ، مهر ، محبت ، اعتماد و اطمينان است و هرگز اقدامي تحميلي به حساب نمي آيد .زنان از داشتن مسأله ناراحت مي شوند . حالت رواني آنها با اعتقاد به داشتن شايستگي بهبود پيدا نمي کند. آنها بيشتر به داشتن روابط عاشقانه مي انديشند .زن ها آشکارا احساسات ناراحت کننده ي خود از قبيل آشفتگي ، فرسوده شدن و درماندگي خود را با ديگران در ميان مي گذارند .يک زن زماني احساس خوبي دارد که دوستاني علاقمند و پرمحبت داشته باشد تابتوانند با آنها احساسات و مسايل خود را در ميان بگذارد . اما يک مرد زماني احساس خوبي دارد که بتواند مسايلش را به تنهايي حل و فصل کند اين رمز و راز داشتن احساس خوب ، در روزگارما هم به همان قوت ديرينه ي خود باقي است .

 

منبع:نشريه 7 روز زندگي ،شماره 91

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

 

زنان احساس گرا، مردان قدرت مدار

تحقيقات علمي نشان مي دهد كه 75% عمر هر كدام از ما صرف ارتباط با ديگران مي شود. ولي فقط 10% انسان هاي كره زمين مي دانند چگونه ارتباط برقرار كنند و 90% ما بلد نيستيم و چون ارتباطهايمان مناسب نيست در خانواده، در دانشگاه، در محل كار و... دائم دچار مشكل هستيم و دائم از هم گله داريم. زماني که وارد زندگي مشترك مي شويم، به هم لطمه مي زنيم و بعد هم مي گوييم ما به درد هم نمي خوريم. چرا ما براي شناخت يكديگر سرمايه گذاري نمي كنيم؟

 

خودمان را به شناخت يكديگر ملزم کنيم . هر چه اطلاعاتمان از يكديگر بيشتر باشد به يكديگر بهره مي رسانيم در غير اين صورت به هم لطمه مي زنيم .

 

طبق يك تحقيق در فرانسه در مورد مذكر يا مؤنث بودن كامپيوتر نتايج زير به دست آمد: خانمها گفتند: كامپيوتر مذكر است چون:

 

1- وقتي بهش عادت مي كنيم خيال مي كنيم ديگر بدون آن از پس هيچ كاري برنمي آييم.

 

2- داده هايش خيلي زياد است ولي هوشمند نيست.

 

3- قرار است مشكلات را حل كند ولي در اكثر مواقع مشكل اساسي خودش است.

 

4- وقتي پايبندش مي شوي تازه مي فهمي اگه صبر كرده بودي بهترش گيرت مي آمد. آقايان گفتند: كامپيوتر مؤنث است چون:

 

1- همين كه پايبندش شدي هرچي پول در مياري بايد خرجش كني و لوازم جانبي براش بخري.

 

2- مؤنث است چون به غير از كسي كه خلقش كرده است هيچ كس از درونش سر در نمي آورد.

 

3- كوچكترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خودش نگه داشته يک روز به خودت برمي گرداند.

 

اين مطالب گزيده اي از شناخت افراد از جنس مقابلشان است.

 

تفاوت زنان و مردان

 

زن و مرد با هم تفاوتهايي دارند که اگر اين تفاوتها را بشناسيم، و به آنها احترام بگذاريم و آنها را مد نظر قرار بدهيم اتفاقات خوبي مي افتد. ديوارهاي رنجش و سوءظني كه نسبت به هم داريم فرو مي ريزد. سوء تفاهم ها و توقعات بيجا از بين مي رود. به جاي اين که تلاش كنيم هم ديگر را عوض كنيم، بايد تلاش كنيم با هم همكاري كنيم و همسو شويم و زندگي قشنگي را درست كنيم. دوست داشتن مرد و زن متفاوت است. مرد ديگران را مردانه دوست دارد و ابزار اين دوست داشتن هم مردانه است و زن زنانه. آقايان و خانمها در ساختار با هم متفاوتند يعني در ادراك، احساس، انديشه، واكنش و ابراز عشق با هم متفاوتند تفاوتهاي جدي و عميق.

 

مغز آقايان در آن واحد روي يك كار متمركز ميشود. ولي مغز خانمها مي تواند روي چند كار متمركز شده يعني مي توانند چند كار را با هم انجام دهند.

 

آقايان در آن واحد مي توانند از يك نيمكره مغزشان استفاده كنند ولي خانمها از هر دو نيمكره استفاده مي كنند. مغز آقايان تخصصيتر از خانمهاست ولي مغز خانمها عموميتر است. و اگر لازم باشد همه بخش هاي آن فعال مي شود. نيمكره راست با ادراك و احساس كار دارد و نيمكره چپ با منطق و تحليل و... . وقتي آقا در آن واحد در يك طرف مغزش است نمي تواند هم خيلي منطقي باشد هم رمانتيك يعني طول مي كشد تا اطلاعات از نيمكره راست به چپ منتقل شود.

 

رنگها:

 

در تشخيص رنگها آقايان چشمشان محدودتر از خانمها عمل مي كند. آقايان رنگهاي اصلي را خوب تشخيص مي دهند.( قرمز- آبي- زرد). خانمها غير از اينها شيري- نيلي- ارغواني- سدري و بنفش را خيلي خوب تشخيص مي دهند. بنابراين داروها با رنگهاي خاص تأثير بيشتري در خانمها خواهد داشت.

 

پوشش:

 

لباسي كه آقايان مي پوشند بر اساس اين است كه چه شغلي دارند و مي خواهند قدرتشان را با آن نشان دهند. ولي خانمها با توجه به حالات و احساسات درونيشان لباس مي پوشند.

 

زبان بدن:

 

ما وقتي صحبت مي كنيم علاوه بر كلامي كه بر زبان گفته مي شود عضلات صورت، ابرو، دست و... نيز حرکاتي انجام مي دهند. خانمها به زبان بدن آشنايي کامل دارند اما آقايان آشنايي ندارند. لذا بهتر است آقايان اگر خواستند به خانمشان دروغ بگويند رو در رو دروغ نگويند چون فرم بدن دروغ آنها را آشکار مي کند. هم چنين اگر آقا بيمار شود خانم سريع مي فهمد ولي آقايان بسيار دير متوجه بيمارشدن خانمشان مي شوند.

 

شنوايي:

 

آقايان در شنيدن صداي زير ضعيف تر عمل مي کنند. مثلاً اگر شب هنگام نوزادتان گريه كند آقا واقعاً متوجه نمي شود و خواب است. مي توانيد آقا را صدا كنيد و بگوييد بچه گريه مي كند و مراقب بچه باش.

 

توجه:

 

آقايان توجه ديداري دارند و خانمها شنيداري. مثلاً هنگامي كه با يك آقا صحبت مي كنيد اگر نگاهتان كرد حرف شما را مي شنود در غير اين صورت نه. اگر با خانمي صحبت مي كنيد و نگاهتان هم نكند مي شنود. ولي بهتر است هر دو طرف رعايت حال هم ديگر را بكنيم. مثلاً خانمها به آقايان نگاه كنند و آقايان به خانمها توجه كنند. آقايان جزييات را نمي توانند ببينند چون جزئيات با ديد نزديك درك مي شود.

 

بهتر است خانمها ليست كار آقايان را تهيه كنند و از آن ها كمك بخواهند. جزييات را به آقايان گوشزد كنيد .

 

حساسيت لمسي خانمها 10 برابر بيشتر از آقايان است . ذائقه آقايان بيشتر روي شوري و تلخي حساس است ولي خانمها نسبت به شيريني حساس هستند و بيشترين مشتري قنادي هاي دنيا خانم ها هستند. آقايان وقتي جايي كار مي كنند مي خواهند با هم رقابت كنند ولي خانمها مي خواهند همكاري كنند. آقايان هدف مدار يا هدف گرا هستند خانمها رابطه مدار يا رابطه گرا. مثلاً خانمها در رستوران هم ديگر را با اسم كوچك صدا مي كنند ولي آقايان به هم لقب مي دهند . خانمها از خريد كردن لذت مي برند. اما آقايان تحمل کمي در اين مورد دارند. بهتر است قبل از رفتن به خريد براي آقا مشخص كنيد كه كجا مي خواهيد برويد؟ چه چيزي مي خواهيد بخريد؟ وبراي چه كسي؟ در اين صورت بهتر است و راغبتر همراه شما مي آيند.

 

آقايان هدف مدار يا هدف گرا هستند خانمها رابطه مدار يا رابطه گرا.

 

ابراز احساسات:

 

آقايان براي اثبات علاقه شان به خانمها حاضرند سه كار داشته باشند، از بلندترين كوه بالا بروند و چيزي براي خانمشان بخرند. ولي خانم ها اينها را نمي خواهند و دوست دارند بهشون ابراز احساسات كنيد. توجه كنيد و او را ببينيد. آقايان به دنبال اثبات قدرت خويش هستند. از توانمنديشان روي مسايل تكنيكي و فني و در مورد دستگاههاي جديد و مهارتهاي فردي صحبت مي كنند. و در قبال پرسش ها پاسخ كوتاه مي دهند.

 

زماني که خانم ها صحبت مي كنند كه شما گوش بدهيد نه آن که راهکار ارايه دهيد.آنها دوست ندارند جملاتشان قطع شود. خانم ها معمولاً بيان غير صريح دارند.

 

منبع : پايگاه خانواده مطهر
montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

رابطه فرسودگى شغلى با سلامت روان زنان

نتايج يك پژوهش نشان داده است كه فرسودگى شغلى اثرات مخربى بر سلامت روان زنان شاغل برجاى مى گذارد در اين پژوهش به بررسى ارتباط فرسودگى شغلى و وضعيت سلامت روانى در زنان شاغل پرداخته شده است. آن ها مخاطرات شغلى را از مهمترين مسايلى مى دانند كه در حيطه سلامتى خانم هاى شاغل بايد به آن توجه جدى شود. از جمله اين مخاطرات، فرسودگى شغلى است كه امروزه به يكى از مهمترين مسايل در سيستم هاى بهداشتى و درمانى تبديل شده است و خانم هاى شاغل به دليل وضعيت خاص روحى و روانى خود بيشتر در معرض ابتلا به آن قرار دارند. اين پژوهش توسط ۷۴ نفر از خانم هاى ماما و پرستار شاغل در دانشگاه علوم پزشكى انجام شد. در اين پژوهش سه فرم پرسشنامه مشخصات فردى، پرسشنامه فرسودگى شغلى و مقياس روانى به روش طبقه اى- تصادفى مبتنى بر حجم نمونه انتخاب شده بودند، تكميل شده و اطلاعات آن مورد تجزيه و تحليل آمارى قرار گرفت. نتايج تحقيق نشان داد كه 79/۳ درصد واحدهاى پژوهشى در طبقه متوسطه فرسودگى شغلى جاى داشتند همچنين 21/۷۷ درصد افراد تحت مطالعه مشكوك به اختلالات روانشناختى بودند. ديگر يافته ها بيانگر آن بود كه فرسودگى شغلى و ثمرات جسمانى، اضطراب و افسردگى در سطح مختلف فرسودگى شغلى اختلاف آمارى معنا دارى را نشان مى دهد.

 

منبع:روزنامه جوان

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

عقل زنان

1 ـ آيا طبق حديث شريف علوى كه فرمود: »عقول النساء فى جمالهنّ و جمال الرّجال فى عقولهم« عقل زن در جمال او و جمال مرد در عقل او خلاصه مى‏شود، تا وسيله‏اى براى سرزنش زن و برترى مرد باشد؟

 

براى پاسخ به اين سؤال لازم است به اين نكته توجّه كنيد كه: زيور جان آدمى به ايمان است نه چيز ديگر، چنان كه خداى سبحان فرمود: (حَبَّبَ اِلَيْكُمُ الْايمانَ و زَيَّنَهُ فى قُلُوبِكُمْ) خدا ايمان را براى شما دوست داشتنى گردانيد و آن را در دل‏هاى شما زينت داد. و چون روح انسان مجرد است نه مادّى و ايمان نيز امرى است معنوى، اين امر معنوى يعنى ايمان، مايه جمال و زيبائى آن امر مجرد يعنى جان انسانى شده است و از آنجا كه خصوصيت ذكورت و انوثت در حقيقت انسان) كه همان جان اوست) و ايمان و مانند آن تأثيرى ندارد يعنى حقيقت انسان و ايمان و امثال آن نه مؤنث است نه مذكر، بلكه امرى مجرد است كه در زن و مرد يكسان مى‏باشد؛ بنابراين از حديث شريف علوى كه فرمود: »عقول...« مى‏توان معناى دستورى فهميد نه معناى وصفى، يعنى منظور آن نباشد كه حديث شريف در توصيف دو صنف از انسان باشد كه عقل زن در جمال او خلاصه شود و جنبه سرزنش داشته باشد و جمال مرد در عقل او تعبيه شود و عنوان ستايش بگيرد، بلكه ممكن است معناى آن دستور، يا وصف سازنده باشد. به بيان ديگر زن موظف است و يا مى‏تواند عقل و انديشه انسانى خويش را در ظرافت عاطفه و زيبايى گفتار و رفتار و كيفيت محاوره و نحوه برخورد و نظائر آن ارائه دهد چنانكه مرد موظف است و مى‏تواند هنر خود را در انديشه انسانى و تفكر عقلانى خويش متجلى سازد.

 

‏زن تحصيل كرده و آگاه به معارف ايثار و شهادت توان آن را دارد كه در نقش مادرى مهربان، فرزندش را تشويق به جهاد كند و در بدرقه او هنگام عزيمت به جبهه، عقل طريف خود را در جامه هنر ظريف ارائه دهد. يا هنگام استقبال فرزندش كه از جبهه و ميدان رزم، پيروزمندانه برگشته است انديشه وزين عقلى خود را در لباس زيباى شوق و نظاير آن نشان دهد. هرگز اين ظرايف هنرى كه تَمَثُّل عينى طرايف عقلى است براى مردان هنرمند ميسّر نخواهد بود. خلاصه آنكه زن بايد حكمت را در ظرايف هنر ارائه دهد و مرد بالعكس بايد ظرايف هنر را در طرايف حكمت جلوه گر كند يعنى جلال زن در جمال او نهفته است و جمال مرد در جلال او متجلّى شده است و اين توزيع كار نه نكوهشى براى زن است و نه ستايشى است براى مرد. بلكه رهنمود و دستور عملى هر يك از آنهاست تا هر كس به كار خاص خويش مأمور باشد و در صورت امتثال دستور مخصوص خود، درخور ستايش گردد و در صورت تمرّد از آن، مستحق نكوهش شود. پس تفاوت زن و مرد در نحوه ارائه انديشه‏هاى درست ظهور مى‏نمايد وگرنه زن نيز چون مرد شايستگى فراگيرى علوم و معارف را داشته و مستحق تقدير است.

 

مطلب ديگرى كه بايد به آن توجّه داشت اين است كه دو گونه عقل داريم: عقل نظرى و عقل عملى. انسان با عقل نظرى مى‏فهمد و با عقل عملى كار انجام مى‏دهد. يقين، جزم، ظن و گمان، وهم، خيال و مانند آن جزو شؤون عقل نظرى است؛ امّا نيّت، عزم، اخلاص و اراده، محبت، تولى، تبرّى، تقوى و عدل و مانند آن جزو عقل عملى است و همين عقل عملى هم معيار فضيلت در انسان است. عقل نظرى معيار اعلميت انسان و عقل عملى معيار كرامت و افضليت انسان است. (اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ اَتْقيكُمْ)4 و اين‏كه در روايت آمده است كه »عقول النساء فى جمالهن و...« اشاره به عقل نظرى است نه عقل عملى. يعنى اگر بين مرد و زن تفاوتى از نظر عقلى باشد در مورد عقل نظرى يا ابزارى است نه عقل عملى.

 

عقل نظرى، عقلى است كه انسان با او بتواند علوم حوزوى و دانشگاهى را فراهم كند تا چرخ دنيا بچرخد و اين هم معيار فضيلت انسان (مردها) نيست. بلكه معيار فضيلت انسان، عقلى عملى است كه در تعريف آن آمده است »عُبِدُ بِهِ الرَّحْمنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الجَنان«

 

انسان بوسيله آن خدا را عبادت مى‏كند و بهشت را كسب مى‏نمايد و به مقام قرب مى‏رسد و اين عقل هم در مرد و زن تفاوتى ندارد. بنابراين اگر كسى خواست بين زن و مرد داورى كند نبايد عقل به معناى علم مصطلح را معيار قرار دهد (يعنى عقل نظرى را) بلكه بايد عقل عملى را كه وسيله قرب انسان و معيار فضيلت است معيار قرار دهد و در اين صورت است كه جمال مرد و زن هر دو در عقلى است كه »عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان« و در اين‏صورت، هم »جمال الرجال فى عقولهم« و هم »جمال النساء فى عقولهنّ« مى‏باشد.

 

2 ـ گاهى گفته مى‏شود كه عقل مرد بيش از عقل زن است و تجارب گذشته و حال نيز مؤيد اين مطلب مى‏باشد آيا چنين گفته‏اى صحيح است؟

 

اين موضوع را مرحوم علامه طباطبايى1 در تفسير شريف الميزان آورده و مشخص فرموده‏اند، آن عقلى كه در مرد بيش از زن است يك فضيلت زائده است نه معيار فضل و تا حدى نيز در پاسخ به سؤال اول مطرح گرديد.

 

توضيح مطلب اين‏كه عدهّ‏اى گفته‏اند عقل در اسلام معيار كمال انسانى است يعنى هر كس كه عاقلتر است به كمال انسانى نزديك‏تر و نزد خدا مقرب‏تر است، و هر كه از عقل دورتر است از كمال انسانى كم بهره‏تر و از مقام قرب الهى محرومتر است، بنابراين چون عقل در مرد بيش از زن است پس مردها بيش از زن‏ها به خدا نزديك‏تر هستند. در صورتى كه اين استدلال تمام نيست بلكه مغالطه‏اى است كه در اثر اشتراك لفظ رُخ مى‏دهد.

 

چون عقل به صورت اشتراك لفظى بر معانى گوناگون اطلاق مى‏شود، لذا بايد اوّلاً، روشن شود كدام عقل معيار كمال انسانى و قرب الهى است و ثانياً در كدام عقل، زن و مرد با يكديگر اختلاف و تفاوت دارند؟

 

منشأ مغالطه آن است كه گرچه گفته مى‏شود كه زن و مرد در عقل تفاوت دارند، و عقل معيار قرب الى اللّه است، و هر كه عقلش بيشتر باشد به خدا نزديك‏تر است، امّا عقلى كه در مقدمه دوم ذكر مى‏شود، غير از عقلى است كه در مقدمه اولى آمده است، به عبارت ديگر عقلى كه در آن، زن و مرد اختلاف و تفاوت دارند غير از عقلى است كه مايه تقرب الى اللّه است.

 

اگر دو معناى عقل از هم جدا بشود، و دو مقدمه را با حفظ يك حد وسط كنار هم ذكر كنيم، مى‏بينيم كه هرگز نمى‏توان قياسى ترتيب داد تا از آن، فضيلت مرد بر زن استنتاج شود، زيرا عقلى كه در زن و مرد متفاوت است عقل نظرى است كه در نحوه مديريت، در مسائل سياسى، اقتصادى، علمى، تجربى، رياضى و مانند آن دخيل است. و بر فرض هم كه ثابت بشود دراين گونه از علوم و مسائل اجرايى، عقل مرد بيش از عقل زن است - كه اثبات اين مطلب نيز كار آسانى نيست - ولى اين سؤال وجود خواهد داشت: آيا آن عقلى كه مايه تقرب الى اللّه است همين عقلى است كه بين زن و مرد مورد تمايز مى‏باشد؟ آيا مى‏توان گفت هر كس مسائل فيزيك، رياضى، طب، طبيعى و مانند آن را بهتر بفهمد به خدا نزديك‏تر است؟ آيا اين عقل مايه تقرب است يا عقلى كه »عبد به الرّحمان و اكتسب به الجنان« مى‏باشد مايه تقرب است؟

 

چه بسا ممكن است مردى در علوم اجرايى بهتر از زن بفهمد امّا توان عقال كردن غرايز خويش را نداشته باشد. همه مذهب‏هاى باطلى كه در برابر انبيا صف بستند به وسيله مردها جعل شد. اكثر متنبّى‏ها كه در برابر انبيا به مبارزه مذهبى برخاستند، مرد بودند. قرآن كريم در مورد كسانى كه نظير فرعون مذهب‏هاى جعلى آوردند مى‏فرمايد: (يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَومَ الْقِيامَةِ)10 آنان كه پيشاپيش ديگران به جهنّم رفته و مى‏روند آيا مردند يا زن؟

 

بنابراين، اگر كسى در مسائل علمى يا سياسى و اجرايى فكر برتر داشت اين نشانه تقرب الى اللّه نيست، بلكه يك فضيلت زايد است، زيرا:

 

ذاكَ عِلْمٌ لايَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ«11 علمى است كه ندانستنش زيان نمى‏رساند. »

 

اگر كسى ادّعا كند كه عقل مرد در جنبه »يعبد به الرحمان و يكتسب به الجنان« قوى‏تر از زن است، هر گز اثبات آن مقدور نيست، چرا كه نه تجربه آن را نشان مى‏دهد و نه برهان آن را تأييد مى‏كند. (ص 252 249 )

 

مضافاً اين‏كه همه كمالات به انديشه‏هاى نظرى وابسته نيست. زيرا كه گاهى انسان خوب مى‏فهمد امّا فهمش همراه با خشونت است. اگر انسان دو صنف است: بخشى محكم كارند به نام مرد، و بعضى ظريف كارند به نام زن، اسماء الهى هم دو صنف است و كمالات نيز از دو راه نصيب انسان مى‏شود. بعضى از كمالات بر اساس جنگ و قوام و قيام و مبارزه و ستم ستيزى و مظهر قهر و جلال حق بودن است، و بعضى مظهر مهر و رأفت و عاطفه و محبت و جمال و لطف حق بودن است و اگر يكى از اين دو صنف در خشونت و انديشه قوى ترند، دليلى بر آن نيست كه در بخش‏هاى مهر، عاطفه، لطف، رأفت، صفا، صميميت و رقّت نيز قوى‏تر باشند.

 

ذات اقدس اله، عالم را بر محور محبت اداره مى‏كند و بسيارى از آيات قرآن درس محبت مى‏دهد و راه محبت را زن بهتر از مرد درك مى‏كند. اگرچه راه قهر را ممكن است مرد بهتر از زن درك كند. (ص 222 – 217)

 

3 ـ آيا اين گفته حضرت على در بيان وهن عقول زنان است كه فرمودند: »ايّاك و مشورة النساء فانَّ رأيهنّ الى اَفنٍ و عزمهنّ الى وهن« بپرهيز از مشورت با زنان، كه رأى آنان ناقص و تصميم آنان سست است. وكلاً چنين مسئله‏اى شامل حال تمام زنان اعم از تحصيل كرده و تحصيل نكرده است؟!

 

چنين تعبير هايى به لحاظ غلبه خارجى موضوع در زمان بيان آن است. يعنى در آن زمان اين صنف گرانقدر (يعنى زنان) از تعليم و تربيت صحيح محروم بوده‏اند در صورتى كه اگر شرايط درست براى فراگيرى آن‏ها در صحنه تعليم و تربيت فراهم شود اگر غلبه بر عكس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشأء نكوهش گردد. يعنى اگر زنان در پرتو تعليم صحيح و تربيت وزين پرورش يابند و چون مردان بيانديشند و چون رجال تعقّل و تدبّر داشته باشند تمايزى از اين جهت با مردها ندارند و اگر گاهى تفاوت يافت شد، همانند تفاوتى است كه در اين مورد بين خود مردهإ؛ّّع‏ة نيز مشهود است.

 

مثلاً اگر زنان مستعد به حوزه‏ها و دانشگاه‏هاى علمى راه يابند و همانند مردان به فراگيرى علوم بپردازند و در دروس مشترك آگاهى كامل يابند ديگر نمى‏توان گفت رواياتى كه در نكوهش زنان آمده و احاديثى كه در پرهيز از مشورت با آن‏ها وارد شده و اداله‏اى كه در نارسايى عقول آنان رسيده اطلاق دارد و هيچگونه استثنايى نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلكه قطعاً اين گونه زنان، مستثنى خواهند بود و در اين زمينه تمايزى با مردها ندارند.

 

منبع:پايگاه پرسمان
montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

سليوليت در زنان و راههاي درمان آن

آمنه اسفندياري

 

سليوليت يا چاقي قسمت رانها در دخترها از سن 14 سالگي شروع مي شود و با بالا رفتن سن افزايش يافته و لايه هاي پوست نازك تر مي شوند. چاقي ران يا سليوليت بيشتر در خانم ها بعد از زايمان و همچنين در افرادي كه از قرصهاي ضد حاملگي استفاده مي كنند ايجاد مي شود. همچنين اين عارضه مي تواند بعد از به وجود آمدن جراحت در بدن كه سيستم گردش خون را مختل مي كند ايجاد شود. در افرادي كه پيوسته در حالت نشسته هستند نيز بافتهاي پيوندي سخت تر شده و در پوست فرورفتگي ايجاد مي كند.

 

مردها كم تر دچار اين عارضه مي شوند، به اين علت كه شبكه سلولهاي چربي آنها در عمق پوست وجود دارد. در حالي كه در زنان اين سلولها شكل بسيار صافي دارند و بسيار به سطح پوست نزديك هستند. اين مسأله باعث گود رفتگي در پوست مي شود. اما سلولهاي بدن مرد شكل تيزتري داشته و با فاصله بيشتري از پوست واقع شده اند كه باعث مي شود به ندرت به اين عارضه مبتلا شوند.

 

بعضي عوامل كه ابتلا به سليوليت يا چاقي ران را تشديد مي كنند:

 

وراثت: برخلاف استحكام ناخنها و رنگ و بافت مو كه نمي توان كاري در موردشان كرد، براي مبارزه با چاقي ران راههاي بسياري وجود دارد.

 

كمبود جذب آب: آب كمك مي كند كه سيستم دفعي به خوبي عمل كند و تمامي سموم و مواد زائد را از بدن خارج كند. سعي كنيد روزي 7 ليوان آب بنوشيد. رژيمهاي غذايي نامناسب و نيز عادتهاي بد غذايي (الكل، كافئين،...): اين موارد به ايجاد چاقي ران كمك مي نمايند چون مواد دفعي و سمومي كه توليد مي كنند در بافتهاي چربي باقي مانده و خارج نمي شوند. برخلاف آنچه كه شنيده ايد، رژيمهاي غذايي هرگز با اين عارضه مقابله نمي كنند. در واقع، رژيمهاي غذايي حتي خطر ابتلا به آن را نيز افزايش مي دهند چون فكر مي كنيم كه بدن بي غذا مانده است و در صدد جبران آن برمي آييم كه اين به چاقي ران كمك مي كند. همه چربيهاي اشباع شده به ايجاد سليوليت يا چاقي ران كمك مي كنند. اين چربيها راه شاهرگ ها را مي بندند و در بافتها باقي مي مانند و باعث اختلال در سيستم دفعي بدن مي شوند.

 

سيگار كشيدن: سيگار نه فقط براي پوست و ريه ها ضرر دارد، بلكه با منقبض كردن مويرگها باعث ضعيف تر شدن پوست مي شوند. همچنين باعث خراب كردن بافتهاي پيوندي شده و به ايجاد فرورفتگي و چاقي ران كمك مي كند.

 

استرس و فشار: فشارهاي عصبي باعث دردهاي عضلاني و همچنين مسدود شدن بافتها شده و سيستم دفعي بدن را مختل مي كند.

 

معالجات و درمانهاي مختلف: گاهي درمانها نيز باعث مختل شدن عمليات طبيعي بدن مي شود و به سيستم دفعي بدن آسيب مي رساند. قرصهاي رژيمي، قرصهاي خواب آور و قرصهاي ادرارآور، همه مي توانند باعث چاقي رانها شوند.

 

ورزش نكردن: يك جا نشستن نيز هميشه به اين عارضه كمك مي كند. ورزش، بسياري از خطرات را براي سلامتي شما كاهش مي دهد و باعث مي شود كه كمتر به آن عارضه دچار شويد. ورزش قدرت عضله ها را بالاتر برده و سيستم گردش خون را تنظيم مي كند و سلامتي عمومي بدن را بالاتر مي برد. گروهي از خانمها فكر مي كنند بعضي مكملهاي رژيمي براي مبارزه با چاقي رانها مؤثر هستند. در حالي كه اين مسأله به تنهايي كارساز نيست.

 

منبع:روزنامه قدس

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

سرطانهاي شايع در زنان و راههاي پيشگيري

منور ميرشجاعان

 

با پيشرفت جوامع بشري، صنعتي شدن و گذار از زندگي سنتي به سمت مدرنيته، مسايل و مشكلات انساني نيز تحت تأثير اين تغييرات متحول شده است. زماني "وبا" و "طاعون" در كمين جمعيتهاي انساني بود و امروز بيماريهاي ديگري چون ناراحتيهاي قلبي و اعصاب، ايدز، سرطانها و... گريبانگير انسانهاست.سرطانها از جمله بيماريهايي هستند كه دانش و تحقيقات پيشرفته پزشكي هنوز نتوانسته است راهكارهايي اساسي براي پيشگيري از آنها بيابد.سرطانهايي چون ريه، خون، معده، روده، پوست، پروستات، استخوان و مري از شايعترين اين نوع بيماري هستند كه عموم مردم، در معرض ابتلاي به آن قرار دارند، ولي در اين ميان چند نوع سرطان به طور اختصاصي سلامت زنان را تهديد مي كند.سرطانهاي تخمدان، دهانه رحم، رحم و سينه مواردي هستند كه در كمين سلامت زنان بوده و مراقبت و تشخيص به موقع آن، مي تواند گامي بزرگ در حفظ سلامت آنان باشد.

 

سرطان سينه

 

سرطان سينه در بسياري از كشورهاي جهان، شايعترين علت مرگ و مير زنان است. به طوري كه در برخي از كشورها، مرگ و مير زنان بر اثر سرطان سينه پس از سرطان ريه در رتبه دوم قرار دارد. اين نوع سرطان در كشورهاي پيشرفته و صنعتي بيشتر بروز مي كند و با بالا رفتن سن، خطر شيوع آن افزايش مي يابد.سازمان جهاني بهداشت نيز سرطان سينه را شايعترين سرطان در بين زنان در سراسر جهان اعلام كرده است.آمارها نشان مي دهد كه در حال حاضر بيش از 22 ميليون نفر در دنيا به سرطان سينه مبتلا هستند و ساليانه حدود يك ميليون زن در جهان به اين بيماري مبتلا مي شوند.

 

دكتر فاطمه قائم مقامي، متخصص زنان و زايمان و فلوشيپ سرطانهاي زنان درباره اين سرطان به خبرنگار ما مي گويد: معاينه توسط خود بيمار، معاينه توسط پزشك و ماموگرافي 3 مرحله تشخيص اين سرطان در بين زنان است. آمارها نشان مي دهد كه در تمام دنيا 70 درصد موارد سرطان سينه را خود بيمار تشخيص داده و به پزشك مراجعه كرده است. بنابراين توصيه مي شود خانمها درباره هر حالت غير طبيعي در سينه ها با پزشك مشورت كنند.

 

وي مي افزايد: علاوه بر اين معاينه سينه بايد هر 6 ماه يك بار توسط پزشك انجام شود. چون اين سرطان معمولاً در سنين بالاي 50 سال پيش مي آيد، پزشكان خيلي زودتر توده هاي بيماري زا را تشخيص مي دهند.

 

دكتر قائم مقامي خاطرنشان مي كند: زنان 40 تا 50 ساله هر يك تا دو سال و بالاي 50 سال به صورت ساليانه ماموگرافي انجام دهند و البته در افرادي كه ريسك فاميلي اين سرطان را دارند لازم است در سن 35 ساگي يك بار ماموگرافي انجام دهند و بعد به فاصله 2 تا 3 سال يك بار ماموگرافي را تكرار كنند.

 

وي اظهار مي دارد: ديده شده كه برخي از بيماران براي تشخيص اين بيماري تقاضاي سونوگرافي مي كنند در حالي كه سونوگرافي براي غربالگري سرطان سينه انجام نمي شود، سونوگرافي فقط توده ها را مي تواند مشخص كند كه سفت يا داراي كيست هستند.

 

اين متخصص زنان و زايمان با اشاره به اينكه بسياري از افراد از ماموگرافي به خاطر استفاده اشعه اي مي ترسند، مي گويد: اشعه اي كه در ماموگرافي استفاده مي شود خيلي جزيي است، ولي به خانمهاي جوان زير 35 سال انجام ماموگرافي توصيه نمي شود و به طور كلي اين سرطان در سنين زير 25 سال اصلاً ديده نشده و خيلي بعيد است.

 

براساس نتايج يك پژوهش دانشگاهي، اقتصاد و زندگي 24 ساعته جامعه امروز، زنان را بيشتر در خطر ابتلا به سرطان سينه قرار داده است.طبق نظر پژوهشگران دانشگاه هاروارد، كار كردن مستمر در شيفت شب، خطر ابتلا به سرطان سينه را به مقدار 50 درصد افزايش مي دهد. هر چه زنان بيشتر در شيفت شبانه به كار مشغول باشند، به همان ميزان خطر بيماري بيشتر است و اين پژوهش نور مصنوعي محل كار را عامل اصلي مي داند.

 

سرطان دهانه رحم

 

سرطان دهانه رحم تنها سرطان قابل پيشگيري زنان است، غربالگري منظم و مرتب در كشورهاي پيشرفته دنيا باعث شده اين نوع سرطان به طور كلي ريشه كن شود. ولي در كشور ما براساس آمار بيماران بستري شده، تعداد مبتلايان به اين نوع سرطان بالاست.

 

دكتر قائم مقامي درباره اين نوع سرطان نيز اظهار مي دارد: سرطان دهانه رحم صد در صد قابل پيشگيري است، چون عامل ايجاد كننده آن نوعي ويروس است كه قبل از ايجاد سرطان، باعث تغييراتي در دهانه رحم مي شود كه براي تبديل اين ضايعات پيش سرطاني به سرطان دهانه رحم 10 تا 15 سال وقت نياز است.

 

وي مي گويد: بنابراين اگر ضايعات پيش سرطاني به موقع تشخيص داده شود، قطعاً با درمانهاي ساده اي چون برداشتن مخاط دهانه رحم يا با ليزر درماني مي توان از اين سرطان پيشگيري كرد. ولي متأسفانه در كشور ما زماني خانمها به پزشك مراجعه مي كنند كه بيماري در وضعيت پيشرفته خود است.

 

اين متخصص زنان و زايمان درباره پيشگيري از اين سرطان، خاطرنشان مي كند: به تمامي خانمهايي كه ازدواج كرده اند و بالاي 18 سال سن دارند، توصيه مي شود ساليانه تست "پاپ اسمير" انجام دهند كه در صورت منفي بودن نتايج، بعد از 3 بار مي توانند با فاصله هاي طولاني تر اين آزمايش را انجام دهند.

 

به گفته وي يكي از عوامل شيوع بالاي اين بيماري در كشور ما، بي توجهي و ناآگاهي زنان به انجام اين تست است به خصوص در مناطق دور افتاده و روستاها كه افراد زماني به پزشك مراجعه مي كنند كه سرطان در مراحل پيشرفته قرار گرفته است.

 

سرطان رحم

 

سرطان رحم در بسياري از كشورهاي جهان از بيماريهاي رايج و خطرناك زنان است و هر ساله دهها هزار نفر مبتلاي جديد دارد كه بيش از 30 درصد آن به مرگ مي انجامد.

 

هر چند كه به تازگي پزشكان چندين مركز تحقيقاتي اروپا در كاري مشترك، موفق به كشف واكسن جديدي براي جلوگيري از سرطان رحم شده اند و آن را گامي مثبت براي استفاده در كشورهايي كه از امكانات پزشكي كمتري برخوردارند، عنوان كرده اند. اما تا فراگير شدن آن، راه درازي پيش روست. دكتر فاطمه قائم مقامي درباره علايم اين سرطان مي گويد: سرطان رحم چون با خونريزي غير طبيعي بروز پيدا مي كند، در مرحله اوليه تشخيص داده مي شود. بنابراين پيش آگهي خوبي داشته و علاج پذير است.

 

وي مي افزايد: به طور كلي به خانمهايي كه در وضعيت طبيعي قرار دارند، غربالگري سرطان رحم توصيه نمي شود، و غربالگري تنها در بيماران چاق با سابقه فاميلي سرطان رحم، سينه و تخمدان و بيماران با سابقه سيكل هاي بدون تخمك گذاري توصيه مي شود.

 

به گفته اين استاد دانشگاه، در صورت بروز هر گونه خونريزي بعد از يائسگي و خونريزي غير طبيعي بعد از 35 سالگي، نمونه برداري از رحم به طور سرپايي و يا كورتاژ تشخيصي توصيه مي شود.

 

نتايج تحقيقات دانشمندان مركز تحقيقات سرطان لندن حاكي است، احتمال ابتلا به سرطان رحم در زنان بالاي 60 سال بيشتر شده است.

 

اين تحقيقات نشان مي دهد كه افزايش وزن بدن، بلوغ زودرس، يائسگي دير هنگام، هورمون درماني جايگزين تنها با استروژن، موجب افزايش خطر ابتلا به سرطان رحم مي شود و اين سرطان در زنان چاق 2 تا 3 برابر افزايش مي يابد. گفتني است، 60 درصد مرگ ناشي از سرطان رحم در كشورهاي توسعه يافته رخ مي دهد.

 

سرطان تخمدان

 

پس از سرطان سينه، سرطان تخمدان، از مرگبارترين نوع سرطان در زنان است. هر چند كه سرطان تخمدان، 5 درصد از سرطانهاي زنان را تشكيل مي دهد ولي بيش از نيمي از مرگ و مير سرطانهاي ويژه زنان را در برمي گيرد. چون در 75 درصد موارد، علايم آن با پيشرفت بيماري ظاهر مي شود.

 

آمارها نشان مي دهد، سالانه 14 هزار زن مبتلا به سرطان تخمدان در جهان جان خود را از دست مي دهند.

 

دكتر قائم مقامي عوامل اصلي چون عوامل ارثي و غير ارثي را در بروز اين بيماري مؤثر مي داند و مي گويد: عوامل فرعي چون محيط صنعتي و غيرصنعتي اجتماع، فرهنگ و تغذيه همچون غذاهاي چرب نيز زمينه ساز شيوع سرطان تخمك هستند.

 

وي با اشاره به اينكه روش غربالگري مناسبي مانند سرطان دهانه رحم براي تشخيص سرطان تخمدان وجود ندارد، مي افزايد: معاينه 6 ماه يك بار، سونوگرافي و آزمايش خون مي تواند در تشخيص اين بيماري كمك كند ولي انجام معاينه 6 ماه يك بار درست است كه ساده ترين و منطقي ترين راه تشخيص سرطان تخمدان در مراحل اوليه است، ولي 10 هزار مورد آزمايش بايد انجام شود تا يك مورد سرطان تخمدان كشف شود.

 

اين متخصص زنان و زايمان تصريح مي كند: روشهاي پاراكلينيكي مثل سونوگرافي واژينال و آزمايش خون مي تواند در تشخيص مراحل اوليه سرطان تخمدان مؤثر باشد، اما مطالعات انجام شده نشان مي دهد، انجام اين روشها براي همه مقرون به صرفه نيست.

 

وي اظهار مي دارد: بنابراين توصيه مي شود از آزمايش خون و سونوگرافي واژينال براي كساني كه در خطر ابتلاي بالا به اين سرطان هستند و سابقه خانوادگي اين سرطان را در فاميل درجه يك خود دارند، بين سن 25 تا 35 سالگي هر6 ماه يك بار براي تشخيص وضعيت تخمدانها و اندازه گيري آنتي ژنها استفاده شود.

 

دكتر قائم مقامي مي افزايد: افراد بالاي 35 سال كه سابقه فاميلي مثبت دارند، بعد از تكميل خانواده، تحت جراحي برداشتن تخمدان قرار مي گيرند تا از بروز اين بيماري پيشگيري شود. البته كمبود هورمون با مصرف جانشيني هورمون تأمين مي شود و برداشتن تخمدانها منجر به پوكي استخوان و عوارض ناشي از آن نمي شود.

 

وي اظهار مي دارد: با اولين بارداري خطر ابتلا به سرطان تخمدان تا 40 درصد كاهش مي يابد و در هر يك از بارداريهاي بعد نيز 14 درصد كاهش خطر وجود دارد. مشاهده شده كه زنان با سابقه نازايي 15 سال به بالا، بيشتر در معرض سرطان تخمدان هستند.

 

اين استاد دانشگاه خاطرنشان مي كند: نوعي ديگر سرطان تخمدان وجود دارد كه در زنان جوان پيش مي آيد كه متفاوت از نوع اخير است و اين سرطان از نظر آسيب شناسي حدود 5 تا 10 درصد كل سرطانهاي تخمدان را تشكيل مي دهد.

 

وي مي افزايد: اين نوع سرطان تخمدان پيش آگهي خوبي دارد و نياز به عمل جراحي وسيع نيست زيرا با برداشتن همان تخمدان مبتلا، باروري فرد حفظ مي شود و بعد در صورت لزوم اگر اعضاي ديگر نيز گرفتار شده باشند با شيمي درماني مي توان سلولهاي سرطاني را ريشه كن كرد. افراد مبتلا به اين نوع سرطان تخمدان حتي بقاي عمر صد در صد داشته اند.

 

شايان ذكر است، براساس تحقيقات جهاني، زنان آمريكايي 3 برابر بيشتر از زنان آسيايي به سرطان تخمدان مبتلا مي شوند.

 

بقاي عمر در سرطانهاي زنان

 

دكتر قائم مقامي درباره بقاي عمر در انواع مختلف سرطان زنان تصريح مي كند: همان طور كه گفته شد، سرطانهاي زنان شايعترين علت مرگ و مير آنان را تشكيل مي دهد. كسي كه به سرطان تخمدان دچار مي شود، چون بيماري در مراحل پيشرفته تشخيص داده مي شود، بقاي عمر زيادي ندارد و ممكن است 30 تا 40 درصد بقاي عمر 55 سال داشته باشند.

 

وي مي افزايد: در سرطان دهانه رحم، اگر بيماري در مراحل اوليه تشخيص داده شود، افراد تا 85 درصد بقاي عمر دارند.

 

به گفته اين متخصص زنان و زايمان، در ميان سرطانهاي زنان، خوش خيم ترين آن سرطان رحم است كه چون در مرحله اوليه تشخيص داده مي شود، بقاي عمر در اين مورد خيلي بيشتر از موارد ديگر يعني در حدود 90 درصد است.

 

منبع:روزنامه قدس

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

شايع ترين سرطان زنان

(2)

دكتر حسين برهاني

 

به طور كلي زناني كه به هر علتي احساس ناراحتي و بيماري در سينه مي‏كنند، تقريبا 20ـ15% موارد مراجعات به درمانگاههاي جراحي و زنان را تشكيل مي‏دهند. اين گروه از خانمها ممكن است داراي ترشحي غير طبيعي از نوك سينه‏ها باشند يا اينكه توده‏اي در سينه خود لمس نمايند و يا درد و تورمي در اين ناحيه داشته باشند. سابقا به علت ناشناخته بودن عوامل بيماري و سير آن و همچنين ترس از مرگ و يا نقص عضو، اين گروه بيماران دچار هيجان و اضطراب شديدي مي‏شدند، ولي امروزه به دليل آگاهي زنان و آشنايي آنان با روشهاي ساده «معاينه خود» به ندرت شاهد مراحل پيشرفته سرطان سينه هستيم و معمولاً بيماري در مراحل اوليه، تشخيص داده مي‏شود. در مورد كشور ما متأسفانه به اين علت آمار دقيقي از مراجعات زنان به درمانگاهها در دست نيست و ميزان ابتلاء به اين سرطان نيز دقيقا معلوم نيست؛ اما در جوامع غربي از هر 14 زن يك نفر دچار اين بيماري است و از هر 20 نفر، يك نفر به علت سرطان سينه فوت مي‏كند.

 

سرطان سينه تقريبا به عنوان يك بيماري تمدن غرب به شمار مي‏رود ولي شيوع اين بيماري خطرناك، حاكي از گسترش جهاني آن است. بالا بودن سن ازدواج، يعني ازدواج بعد از 30 سالگي يكي از عوامل اين بيماري است. در واقع بالا بودن سن اولين حاملگي در بروز اين بيماري مهم است. با توجه به اينكه در جوامع غربي ميل به ازدواج و حاملگي بسيار كاهش يافته است و همچنين در بين زنان غربي، تغذيه كودك با شير مادر تقريبا فراموش شده است، لذا مي‏توان نتيجه‏گيري نمود كه در ديگر كشورها نيز اين خطر بالقوه وجود دارد كه با روي آوردن به فرهنگ غرب، در آينده منتظر شيوع بيشتر اين بيماري مهلك در بين زنان باشيم. همان‏طور كه قبلاً نيز گفتيم خطر ابتلا به سرطان سينه در زناني كه به كودكان خود شير مي‏دهند بسيار كمتر است.

 

علائم و نشانه ‏هاي سرطان سينه:

 

مطمئنا مهمترين عامل در تشخيص سرطان سينه، خود بيمار است و در واقع او اولين كسي است كه متوجه علائم و تغييرات در اين قسمت از بدنش مي‏شود. مهم است اين است كه بيمار به محض احساس علائم مهم نظير درد، توده و تورم در سينه خود، بايد آن را بپذيرد و سعي نكند از ترس بيماري آن را انكار كند زيرا هر چه مراجعه به تعويق بيفتد پيش‏آگهي بيماري نيز بدتر و وخيم‏تر خواهد شد. علاوه بر اين، گاهي ممكن است مدتها قبل از اينكه بيمار پي به وجود اين علائم ببرد، اين بيماري با يك سير مرموزانه‏اي در مراجعه به پزشك عواقب بسيار خطرناكي به دنبال دارد. و اما علائم:

 

1ـ وجود درد:

 

مثل ساير بيماريها، درد يكي از اولين علائم سرطان سينه است. اگر درد متغير باشد و با سيكل قاعدگي تغيير كند، مي‏تواند به علت تغييرات هورموني و فيزيولوژيك باشد. معمولاً قبل از قاعدگي، بيمار از يك فشار روحي رنج مي‏برد و دچار درد سينه‏ها مي‏شود و اين يك امر طبيعي است. گاهي درد ارتباطي با سيكل قاعدگي ندارد. در اين صورت به طور قطع نمي‏توان اظهار نظر كرد، اما ممكن است اين چنين درد با سرطان سينه مربوط باشد و يا ناشي از التهاب و عفونت يا فيبروآدنوم باشد.

 

وجود سابقه اختلال و ناراحتي در سينه‏ها مثل سابقه آبسه، ضربه و كيست، سن اولين حاملگي و تعداد حاملگيها، شيردهي به كودكان ممكن است احتمال ضايعه سرطاني و بدخيم سينه را كمتر كند.

 

2ـ وجود توده در سينه:

 

همان‏طور كه گفتيم بيمار اولين فردي است كه وجود توده را احساس مي‏كند. اگر توده نرم باشد معمولاً جاي نگراني نيست و مي‏تواند ناشي از تجمع چربي در اين ناحيه باشد كه اصطلاحا آن را ليپوم مي‏گويند. و يا ممكن است يك كيست نرم و شل معمولي

 

باشد. در مواقعي كه توده سفت باشد، بخصوص اگر حدود آن را نتوان از بافت طبيعي تشخيص داد، به وجود بيماري فيبروآدنوز مشكوك مي‏شويم. اگر توده قابل لمس سخت باشد و با چسبندگي به بافتهاي سطحي يا عمقي همراه باشد، شديدا به نفع تشخيص سرطان سينه است.

 

3ـ تغييرات پوست سينه:

 

الف ـ توده‏هاي قابل رؤيت به نفع كيست، سرطان و يا فيبروآدنوم خيلي بزرگ سينه است.

 

ب ـ فرورفتگي در پوست سينه شديدا به نفع سرطان سينه است، حتي اگر خيلي خفيف باشد. بنابراين توصيه مي‏شود كه در صورت مشاهده هرگونه فرورفتگي و در واقع كشيده شدن پوست به داخل نسج سينه، بايد هر چه سريعتر به پزشك معالجه مراجعه نمود و آن را به عنوان زنگ خطري براي احتمال وقوع سرطان در نظر گرفت.

 

ج ـ اگر بر روي يك توده قابل لمس سينه رنگ پوست به رنگ پوست پرتقال باشد، علامت مشخصه سرطان است. رنگ قرمز پوست معمولاً عفونت را مطرح مي‏كند.

 

4ـ زخم:

 

زخم در روي سينه احتمال سرطان غفلت شده افراد پير را مطرح مي‏نمايد.

 

5ـ اختلالات نوك سينه:

 

همان‏طور كه گفتيم توكشيدگي يا فرورفتگي نوك سينه احتمال يك ضايعه عميق و سفت مثل سرطان يا گشاد شدن مجاري شيري را مطرح مي‏نمايد. ضايعات پوستي از جمله اگزما كه ناحيه نوك سينه يا هاله رنگي نوك سينه را درگير مي‏كند، اگر چنانچه يكطرفه باشد، يك نوع بيماري به نام بيماري «پاژه پستان» را كه تظاهري از سرطان است، مطرح مي‏كند. ترشح غير عادي از نوك سينه نيز علامت مهمي در تشخيص اين بيماري است. اگر ترشحات سبز رنگ باشند مي‏تواند دليل بر وجود كيستهاي فيبروآدنوز، يائسگي و گشادشدگي مجاري شيري باشد. ولي در صورتي كه اين ترشح خون‏آلود باشد سرطان سينه را مطرح مي‏كند.

 

منبع:ماهنامه پيام زن

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

زنان و نيازهاى اجتماعى

محمدمهدى بهداروند

 

از نكات روشن انقلاب اسلامى در جامعه ايرانى، دگرگونى ملاك‏ها و معيارها و سنجش‏ها بود كه توسط حضرت امام خمينى(ره) صورت گرفت. در سايه اين انديشه، به تبع، جايگاه زن هم دگرگون شد و

 

او جايگاه خود را در نظام آفرينش يافت.

 

نگاه به وضعيت زنان قبل از انقلاب اسلامى

 

در يك سير تاريخى صحيح براى آنكه قدر و مرتبت اقدام انقلاب اسلامى در اصلاح وضع و موقعيت زن و احراز شخصيت و حرمت و منزلت اجتماعى و اخلاقى براى او، اعاده شأن و حيثيت و كرامت و عزت وى، به درستى معلوم شود، بايد حال و روز خاصه زن در عصر پيش از انقلاب و جهان آن روز را در نظر آورد.

 

تهاجم به ارزش‏هاى دينى (حجاب)

 

در قرن اخير يكى از اهداف استعمار غرب در ايران، تهاجم به ارزش‏هاى دينى، سنتى از جمله حجاب زن بوده است. اقدام رضاخان عليه پوشيدگى زنان به تقليد از فرهنگ غرب نشانه عملى و خشن اين تهاجم فرهنگى بود. اهداف اين حركت از آن ناشى مى‏شود كه با استقرار سلطنت پهلوى و تثبيت آن در حقيقت دوره اجراى سياست مذهب‏زدايى و استحاله فرهنگى از طريق فرهنگ تجددگرايى در دستور كار هيئت حاكمه قرار گرفت.

 

جامعه ايران براى تبديل شدن به جامعه‏اى بى‏هويت و غير مولد بايد از فرهنگ و ارزش‏هاى سنتى و اسلامى تهى مى‏شد، از آنجا كه به دليل ريشه‏دار بودن تفكر و تقيدات مذهبى و عرف و سنن ملى سياست مذهب‏زدايى با مشكلات جدى و مقاومت اجتماعى مواجه بود، بنابراين دولتمردان رژيم، همانند تجربه اروپا، تهاجم به مذهب را از طريق رواج سكولاريزم و تحقير نمادهاى دينى و سنن ملى آغاز كردند.

 

اين سير هر روز به شدت مسير خود را طى مى‏كرد و مى‏رفت تا سراسر حيات بشرى را فرا گيرد كه خوشبختانه با طلوع انقلاب اسلامى با مانع جدى مواجه شد.

 

امام خمينى(ره) علاوه بر نفى شيوه‏ها و مواضع در اين عرصه، و علاوه بر گسترش و هدايت ديد جامعه و ابعاد آن، افق ديد زن را وسيع كرد و حركت زن به سوى كمال را سرعت بخشيد و اين كار عاملى شد تا زن ايرانى متحول شد و راه صحيح را شناخت.

 

امام خمينى و مقابله با سياست‏هاى دشمن نسبت به زنان

 

امام خمينى با فراست خاص خود دريافته بود كه استعمار و ايادى آن بر اساس سلطه‏طلبى خود در جستجوى راهها و شيوه‏هاى مناسب براى نفوذ فرهنگى ـ سياسى در جامعه ايرانى هستند و لذا براى رسيدن به هدف، موقعيت زنان را بهانه قرار داده و با شعار آزادى و مساوات، فرهنگ برهنگى و بى‏بند و بارى را اشاعه دادند و در اين راه حتى خشن‏ترين رويه‏هاى استبدادى را نيز در قالب كشف حجاب رضاخانى به كار گرفتند.

 

اين منش كه در دوران فرزند رضاخان، شكل تلطيف‏شده و زيركانه‏ترى به خود گرفت، در ادبيات شاهانه، تحت عنوان «فريبابودن» از آن ياد شده است. در منطق شاه، زن مدرن و زن آزاد از قيود مذهب، رسالتش فريبايى است و همه موانع موجود بر سر راه تحقق اين رسالت بايد برداشته شود و بدين‏سان بود كه نه تنها زنان بلكه نيم ديگر جامعه يعنى مردان را نيز به بند افسون فريبايى كشاندند و شاهد بوديم كه چگونه علاوه بر كاباره‏ها و رقاص‏خانه‏ها و مجالس و محافل رسمى و غير رسمى و ... به صورت جلوه‏گاهى از اين سياست شاهانه عملاً به عشرتكده‏هايى در خدمت ابتذال و فساد و تخدير نسل جوان تبديل گرديد.

 

زن فريبا، نسخه بدل و استعاره‏اى از تصوير زن در جامعه غربى است كه متأسفانه نسخه اصلى آن نيز كرامت و شخصيت واقعى زن در مسلخ فلسفه مادى غرب قربانى شده تا اقتصاد و لذت، اين دو معبود و مقصود انسان غربى را فراهم آورد، بدين‏سان در تمدن غرب نيز زن تا حد زيادى يا در خدمت تبليغ و فروش كالاست و يا در خدمت تبليغ و فروش خود و در هر حال، او متاعى است در خدمت نظام سلطه كه به سفارش حاكم ايفاى نقش مى‏كند.

 

احياى هويت اصيل زن در انديشه امام خمينى

 

اينك با عنايت به ملاحظات فوق است كه فروغ انديشه و سترگى و عظمت عمل حضرت امام خمينى در احياى هويت اصيل زن مسلمان بهتر شناخته مى‏شود.

 

امام خمينى كه خود از نزديك برداشت‏هاى متحجرانه از جايگاه زن به عنوان ضعيفه و عيال محبوس در اندرونى را شاهد بود و از سوى ديگر با تيزبينى خاص خود، نقش زن فريبا و ملعبه شاه و استعمار را در ابتذال و فساد و از خود بيگانگى و خودباختگى جوامع مسلمان به خوبى احساس مى‏كرد، با سود جستن از كوثر زلال معارف اسلام ناب و تعمق مجتهدانه در ميراث گرانقدر سنت نبوى(ص) و تعاليم ائمه معصومين(ع) به آن چنان درك درستى از نقش و مسئوليت زن دست يافت كه تجلى و بروز آن را در احياى هويت زن مسلمان در انقلاب اسلامى شاهديم.

 

نگاهى به نيازهاى اساسى زنان در جامعه

 

بر اين اساس اينك كه زن در اوج اقتدار و عظمت معنوى در عرصه جامعه دينى قرار دارد، ضرورى است كه نيازهاى اساسى خويش را شناخته و بر اساس آن، مواضع صحيحى را در عرصه مديريت اجتماعى و خودى ايفا نمايد.

 

در يك جمع‏بندى نيازهاى اساسى زن مسلمان در موقعيت زمانى موجود عبارتند از:

 

1ـ شناخت نماد ارزشمند زن در جامعه

 

همگان مى‏دانيم كه تلقى منفى از زن در دوران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى على‏رغم سال‏ها كوشش و تلاش دستگاههاى تبليغاتى استعمار نتوانست دوام آورد و انقلاب اسلامى زنان را آنچنان به صحنه كشانيد كه از سوى خبرگزارى‏ها و ناظرين و تحليل‏گران، انقلاب اسلامى به انقلاب چادرها لقب گرفت و زنان نه فقط در تظاهرات براندازى رژيم شاه كه در همه مراحل تصويب، تأييد و تثبيت نظام جمهورى اسلامى آراءشان معتبر و كارساز شد و على‏رغم عقب‏ماندگى ناشى از سياست‏ها و برداشت‏هاى گذشته كه مانع از رشد و شكوفايى درخور استعداد و قابليت زنان شده بود، با سرعتى زياد به جبران گذشته پرداخته و در راه اخذ و اكتساب و شأن و جايگاه مناسب، گام‏هاى مؤثرى را برداشتند.

 

نماد ارزشمند و بسيار گوياى نقش زن در جامعه اسلامى مورد نظر امام را در تركيب هيئت اعزامى از جانب ايشان براى تسليم پيام تاريخى به گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهير شورى سابق مى‏توان ملاحظه كرد.

 

حضرت امام به نحوى سمبليك، در هيئتى مركب از «روحانى، دانشگاهى و زن» مرگ كمونيزم را به جهانيان ابلاغ و اعلام نمودند.

 

امروزه در جمهورى اسلامى ايران، زن مسلمان آزاد است و با اتكا بر قدرت، شايستگى و هوشمندى خود در كنار مسئوليت‏هاى خانوادگى، با حفظ شرافت، كرامت، عفاف و نجابت، در عرصه فعاليت‏هاى مختلف اجتماعى مانند آموزش و پرورش، آموزش عالى، آموزش بهداشت و درمان، فعاليت در قوه قضائيه و مجريه و ... در كميت و كيفيتى چشمگير حضور دارد و با حضور شايسته خود در جامعه ثابت مى‏كند كه اسلام هرگز خواستار انزواى زن در جامعه نيست. امروزه زن مسلمان آگاه، زن روز را از روى الگوهاى دينى خود مى‏سازد. انقلاب اسلامى با رويكردهاى مثبت خود به زن و نيازهاى ضرورى و اساسى زن اثبات نموده كه فرهنگ مادى در جهت پاسخگويى به نيازهاى زنان به بن‏بست جدى رسيده و با چالش‏هاى عظيمى مواجه گرديده و تنها انقلاب اسلامى است كه مى‏تواند شيوه جديد ارزشى را در اين ميان ارائه نمايد.

 

عدم كارآمدى مثبت حاكميت ساختار فرهنگى ـ مادى غرب نسبت به زن

 

كارآمدى حاكميت ساختار فرهنگى مادى غرب در جامعه تاكنون، زن را در حد يك كالا و شى‏ء مادى در بهره‏ورى مادى و سود سرمايه معرفى كرده است و اين از دروغ‏هاى عجيبى است كه آنان در دفاع از حقوق زن در جهان اعلام مى‏نمايند. آنان پس از انقلاب صنعتى در اروپا و حاكميت تفكر منحط سكولار توانستند بهترين ارزش‏ها و اخلاقيات و رفتارهاى سنتى و دينى را از درون خانواده بيرون برده و به سرعتِ تمام، ارزش‏ها و ملاك‏ها و ارزيابى‏ها به سوى ملاك‏هاى مادى چرخش پيدا نمود و زن را كه تجلى ارزش‏هاى مقدس انسانى در طول تاريخ و جوامع بود تا حد بازندگى سوق دادند و نقش زن به واسطه زيبايى‏هاى او به عنوان ابزارهايى در خدمت تحكيم نظام سرمايه‏دارى در آمد.

 

2ـ الگوپذيرى اصيل و حقيقى

 

براى عامه زنان پس از انقلاب اسلامى به خوبى ثابت شده است كه فقط الگوهاى مذهبى هستند كه انسان‏سازند و هرگز الگوهاى سنتى و مدرن نمى‏توانند او را به سعادت برسانند. در قرن اخير استعمارگران براى تحقق سريع آمال و اهداف شيطانى و شوم خود بيش از هر زمان ديگر در تلاشند تا با تبليغات متنوع و جذاب و استفاده از شيوه‏هاى مختلف مانند مجلات و روزنامه‏ها، راديو و تلويزيون، ويدئو و ماهواره در الگوهاى تربيتى جوامع، تغييرات اساسى ايجاد كنند و يا در صورت امكان و فراهم بودن شرايط با حذف كامل الگوهاى موجود در جوامع، الگوهاى جديدى را ارائه كنند.

 

وظيفه اصيل زنان مسلمان در رفع نيازمندى‏هاى محورى خود، در اين قرن ايجاب مى‏كند كه براى حفظ شخصيت حقيقى خود، الگويى اصيل و واقعى ارائه كنند و خود با تأسى به الگوهاى مورد نظر، الگوى بزرگ، والا و شايسته‏اى براى زنان آزاده و حق‏جوى متعهد و ترقى در جهان كنونى شوند.

 

در طول تاريخ بشرى، مكاتب، تفكرات و انديشه‏هاى متفاوت، الگوهاى تربيتى متنوعى را به جوامع معرفى كرده‏اند، اما هيچ يك نتوانسته‏اند مانند مكاتب الهى، الگوهاى مناسبى كه مناسب و موافق و هماهنگ با فطرت و سرشت انسان باشد به افراد معرفى كنند.

 

در الگوهاى تربيتى غير الهى معمولاً به بسيارى از جنبه‏هاى شخصيت زن توجه نشده است، يا در جهت افراط پيش رفته‏اند و يا در جهت تفريط. در حالى كه در الگوهاى تربيتى الهى، نه افراط حاكم است و نه تفريط بلكه به همه جنبه‏هاى شخصيت انسان به طور كامل و تام توجه شده است. در اين عصر، زن مسلمان با شخصيت حضرت فاطمه(س) احيا شد، زيرا او در حيات خود در تمامى عرصه‏ها حضرت فاطمه(س) را كه نمونه انسان والا و برتر است، به عنوان الگو پذيرفت.

 

3ـ برخوردارى از مزاياى احراز موقعيت‏هاى اجتماعى

 

امروزه به خوبى پيداست كه بسيارى از موقعيت‏هاى اجتماعى، حاصل صلاحيت‏ها و مهارت‏هاست و به طور مسلم بسيارى از صلاحيت‏ها و مهارت‏ها اكتسابى است و تا كسى آن صلاحيت و مهارت‏ها را كسب نكند نمى‏تواند به طور مرسوم موقعيت‏هاى اجتماعى مربوط به آنها را احراز كند و با توجه به جنبه مقدمى‏داشتن كسب صلاحيت‏ها براى كسب موقعيت‏ها و برخوردارى‏هاى

 

ناشى از آن، زنان نيز همچون مردان در كسب صلاحيت‏ها از موضوعاتى نظير رشد، اطلاع از مسائل روز و آموزش برخوردار بوده و مى‏توانند از موقعيت‏هاى اجتماعى برخوردار گردند.

 

برخوردارى هر موقعيت اجتماعى شامل دارايى، احترام، اختيار يا اقتدار است كه به تمامى آنها حق يا حقوق گفته مى‏شود. در يك جمع‏بندى ساده، حقوق گوناگون زنان عبارتند از:

 

ـ حق تعيين سرنوشت؛

 

ـ اختيارات فكرى و دينى؛

 

ـ حق مشاركت سياسى؛

 

ـ حق انتخاب شغل؛

 

ـ حق تصرف در اموال؛

 

ـ حق وكالت طلاق و حقوق خانوادگى.

 

بنابراين زن، داراى اختيار و دارايى و احترام است و مى‏تواند موقعيت‏هاى سياسى و اجتماعى را احراز كند و از مزاياى دارايى و احترام و اقتدار مربوط به آن برخوردار شود و به طور عام نيز اختيار استفاده از مكتسبات خود را دارد. تمامى وظايفى را كه زن در خانواده بر عهده دارد، به گونه‏اى با نيازها و زمينه‏هاى فطرى ـ طبيعى او همخوانى دارد، و براى حفظ تعادل نظام حكومتى لازم است در برنامه‏ريزى‏هاى كلان به اين امور توجه كافى مبذول شود چرا كه بى‏اعتبار كردن كار زن در درون خانواده، يا بى‏توجهى به نقش مشاركت عظيمى كه او مى‏تواند در امور اجتماعى داشته باشد، ظلمى اساسى به او، و ستمى ريشه‏اى به روند تعالى نظام محسوب مى‏شود. امروزه متأسفانه در برنامه‏ريزى‏هاى اجتماعى آن گونه كه شايسته است، توجه دقيقى به تمامى ابعاد وظايف و توانايى‏هاى زنان نشده است، و شايد به اين سبب است

 

كه نقش اساسى او ـ هم به وسيله خود، هم به وسيله كل اجتماع ـ هنوز ناشناخته مانده است و فشارهاى بين‏المللى با متشنج كردن افكار عمومى، سعى در پنهان كردن و ناشناخته ماندن اين نقش را دارند، تا بتوانند هر زمان كه نياز ديدند، بهره‏بردارى‏هاى لازم را بنمايند.

 

بنابراين اسلام بدون شك نه تنها حق حضور اجتماعى را براى زنان محفوظ مى‏داند بلكه بر حضور مؤثر آنان تأكيد و تصريح دارد.

 

مهم آن است كه اين حضور قدرتمند و قانونمند و منطبق بر فرهنگ اصيل و انسان‏ساز اسلامى باشد تا موجبات رشد شخصيت و كمال جامعه زنان و بالتبع جامعه انسانى را فراهم آورد و حركت مدبرانه جهان آفرينش را بر مدار هستى همراهى كند و با هماهنگ ساختن خويش با هدف خلقت به كرامت حقيقى انسانى دست يابد و آن گونه گردد كه بايد.

 

اهداف و قوانين اسلام روشن و صريح است، تنها بايد چشم‏ها را شست و جور ديگر نگاه كرد. اگر عينك تعصبات و تمتعات نفسانى را از چشم برداريم و غبار شبهات معاندين را بنشانيم و با پاى فطرت پاك و نيالوده نزد اسلام عزيز برويم، همه چيز را با ما خواهد گفت و همه راه را بر ما خواهد گشود و بر آن (هدايت) كه در قرآن كريم دلبرى مى‏كند، متنعم‏مان خواهد كرد.

 

4ـ توجه به كمالات معنوى

 

در بين همه امورى كه به انسان و جنبه‏هاى انسانى مرتبط است، مسئله زن همواره با پيچيدگى و غموض بيشتر همراه بوده است. حقيقتى كه در طول تاريخ فراز و نشيب‏هاى فراوانى را تحمل كرده و از زنده به گور شدن تا فدايى كردن را همه به خود ديده است. زن غير از حقيقت انسانى، چهره‏هاى مختلف ديگرى را نيز دارد كه بايستى آن جلوه‏هاى مختلف كشف و آن صورت‏هاى گوناگون هويدا شود تا آن گونه كه هست شناخته و معرفى شود. بدون شك قلم‏هاى روان و زبان‏هاى گويايى به حركت در آمده تا بتوانند چهره اعجاب‏انگيز زن را ترسيم نموده و او را از هاله‏هاى ابهامى كه به دور او تنيده شده رهايى بخشند؛ ليكن چه بسا نه تنها گردش آن قلم‏ها و چرخش آن زبان‏ها رفع حجابى نكرده بلكه وضع غطايى نموده كه بر آن تيرگى افزوده و بر آن ظلمت افروخته است.

 

دين كه سيماى زن را در حجاب عفاف و جلباب طهارت معرفى مى‏كند، ميادين جمال و صحارى جلال را برابر او مى‏گذارد تا جنبه‏هاى مختلف هستىِ او را بالنده و شئون وجودى او را جلوه‏گر سازد.

 

برخى كه غبار غفلت بر عقل و غمام شهوات بر قلب دارند با انديشه‏اى برگرفته از جهل فكرى و برخاسته از وهم در صدد ارائه چهره‏اى از زن هستند كه نه تنها كمالات شايسته او را تأمين نمى‏كند بلكه بذر تباهى و تخم فساد را در متن حيات اجتماعى ريخته كه از آن چيزى جز شجره خبيثه رذيلت به بار نمى‏آيد.

 

همان گونه كه افكار انجمادى و آراى ارتجاعى موجب آن مى‏شود كه زن نه تنها به حد كمال خود نرسد، بلكه بسيارى از كمالات را كه جامعه در مسير تعالى و رشد بدان نيازمند است از دست بدهد. ارتباط با ادعيه و خلوت و راز و نياز عامل مهمى در جهت ارتقاى كمالات معنوى انسان است. مهم‏ترين سرمايه زن، انعطاف‏پذيرى و مناجات با خداى متعال است. اگر معيارهاى اين رفتار براى زنان عرضه بشود و بفهمند و بدان عمل كنند، خواهند ديد كه خداوند متعال معيار را در چيزى مى‏داند كه در آن معيار زن و مرد سهيمند.

 

بر اين اساس اگر زن به كمال نهايى راه يافت توان تعديل قوا را نيز خواهد يافت و در طراز مردان، مراحل سلوك الهى را خواهد پيمود.

 

منبع: مجله پيام زن

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

زنان و سبد غذايي خانواده

نقش زنان در تامين سبدغذا و سفره‌اي سالم براي خانواده

 

سبد غذايي يعني انواع مواد غذايي که هر روز از بازار خريداري مي‌کنيم تا با آن براي اعضاي خانواده خود غذا تهيه کنيم و سفره يعني آنچه هر روز به‌عنوان يک وعده غذايي مي‌خوريم يا بهتر بگويم يعني چگونگي ترکيب و توليد غذاي مورد علاقه‌مان از سبد خريداري شده. ايده‌آل اين است که انتخاب موادغذايي درون سبد و غذاي آماده شده بر سر سفره بتواند سلول‌هاي ما را سير کند تا سلول‌هاي متفاوت که هر کدام نقشي ويژه در ادامه حيات ما دارند، بتوانند با توانمندي و سرشاري وظيفه خود را انجام دهند. هديه يک سبد غذايي و سفره متوازن، متعادل و متنوع، سلامت است.

 

دو واژه سبد و سفره هميشه ما را به ياد زن مي‌ا‌ندازد؛ زني به عنوان همسر يا مادر و يا مادربزرگ که نقش کليدي در تغذيه افراد خانواده دارد. اگر چه اغلب مسووليت سنگين مالي به عهده مرد خانواده است ولي در اغلب جوامع اين زن است که با توليد و پخت غذا، انداختن سفره يا ميزي با غذاهاي لذيذ پيوند دارد.

 

انتخاب مواد غذايي که هر روز وارد اين سبد مي‌شود، به عواملي چون بودجه خانواده و سهمي‌از بودجه که براي خريد غذا اختصاص مي‌يابد، از طرفي و از طرف ديگر به سليقه و ذايقه فردي که از انواع مواد غذايي موجود در بازار انتخاب مي‌کند، بستگي دارد. بنابراين دانش تغذيه‌اي اين فرد که به‌طور معمول زن خانواده است، نقش مهمي‌ در سلامت افراد خانواده و مهم‌تر از آن، چگونگي شکل‌گيري ذايقه افراد خانواده دارد.

 

نقشي که ما ممکن است از اهميت آن غافل شويم.

 

 

 

آيا به‌اين نکته فکر کرده‌ايد که چرا بعضي از بيماري‌ها در بعضي از خانواده‌ها بيشتر است و يا زن و شوهر که قرابت فاميلي نيز ندارند، بيماري‌هاي مشابه مي‌گيرند؟ ممکن است فکر کنيد تنها سابقه فاميلي و زمينه‌هاي ارثي است که احتمال ابتلاي افراد يک خانواده را به يک نوع بيماري مانند افزايش فشار خون، چاقي يا بيماري قلبي افزايش مي‌دهد. بله، زمينه‌هاي ارثي از اهميت برخوردار است ولي گاهي نوع تغذيه مي‌تواند به فردي که زمينه ارثي يک بيماري را دارد، کمک کند که مبتلا نشود و يا ديرتر به آن بيماري مبتلا شود و عکس آن، ممکن است کسي سابقه فاميلي و ارثي ابتلا به يک بيماري را نداشته باشد و در اسارت عادات و ذايقه تحميلي خانواده کم‌کم شرايط ابتلا به آن بيماري برايش فراهم شود.

 

نقش مهم زنان

 

 

 

اگر به نقش زن به عنوان فردي کليدي که سبد غذايي را انتخاب مي‌کند تاکيد مي‌کنيم، به‌اين دليل است که‌ اين انتخاب مي‌تواند ذايقه افراد خانواده و به‌خصوص کودکان خانواده را بسازد؛ ساختني که به دانش و اعتقاد مادر بستگي دارد، ساختني که مي‌تواند به نفع سلامت کودکان که بزرگسالان فردا هستند، عمل کند و يا احتمال ابتلاي آنها را به بيماري فراهم کند.

 

اين سبد هر روز با چه موادي به خانه مي‌آيد؟ چه روغني را براي خانه خود مي‌خريم؟ از چه نوع گوشتي بيشتر استفاده مي‌کنيم؟ چه انواعي از سبزي و صيفي‌جات را با چه ميزاني در سبد غذايي خود جا مي‌دهيم؟ از لبنيات در سبد چه سهمي ‌را اختصاص مي‌دهيم. به چه ميزان از غذاهاي نيمه آماده، سوسيس و کالباس، نوشابه‌هاي گازدار، تنقلات شور، شيريني‌هاي تازه و کيک‌هاي خامه‌دار استفاده مي‌کنيم؟ درسبد هرروزه ما سهم نان‌هاي سفيد بيشتر است يا نان سبوس‌دار؟ غلات و حبوبات به چه ميزان در سبد جايگاه دارند؟ ماهي‌ها چه جايگاهي در سبد ما دارند؟ آيا سبد ما جايي براي تخم‌مرغ روزانه براي همه بچه‌ها دارد يا پفک و يخمک جاي آن را گرفته است؟ آيا بچه‌ها هر روز ميوه و سبزي مي‌خورند يا شکم خود را با شکلات و چيپس و نوشابه سير مي‌کنند؟

 

و سفره...... مهم است بدانيم که اگر همسر جوان از مادرش پختن را آموخته باشد، ويژگي‌هاي مثبت يا منفي تهيه سبد و ياسفره را به نسل بعدي منتقل مي‌کند، چه بسا خوردن غذاهاي شور عادت ناميمون خانوادهايي باشد که افزايش فشار خون دارند ولي مي‌پندارند اين بيماري در خانواده ارثي است. بله، ارثي است چون عادت پختن غذاي شور نسل اندر نسل ادامه داشته است. غذايي که به ذايقه کسي که از کودکي غذاي خوش نمک خورده است، شور نمي‌آيد.

 

آمار تلخ

 

 

 

بد نيست بدانيم که تنها افزايش فشار خون در جهان موجب هفت ميليون مرگ سالانه است. فشار خون موجب بروز سکته‌هاي مغزي و معلوليت‌هاي پر هزينه و رنج‌آور است. در کشور ما براساس بررسي بار بيماري‌ها، 222 هزار و 700 سال از دست رفته عمر به دليل سکته‌هاي مغزي محاسبه شده است. بيش از ده هزار نفر ساليانه به دليل افزايش فشار خون جان خود را از دست داده‌اند و اين تنها مربوط به 23 استان کشور است که در سال 1382 به دست آمده است. بر اساس بررسي سلامت و بيماري، افزايش فشارخون به‌عنوان يك عامل خطر 5/11 درصد از جمعيت مارا مبتلا كرده است که در گروه سني 40 تا 69 سال و بالاي 70 سال به 15 و 33 درصد مي‌رسد. آيا تمامي ‌زنان خانه‌دار ما به ‌اين‌گونه اطلاعات دسترسي دارند؟ آيا متولي خاصي در کشور براي آموزش تغذيه و دادن اين آگاهي‌ها به زوج‌هاي جوان وجود دارد؟آيا اهميت آموزش‌هاي تغذيه‌اي کمتر از ساير آموزش‌هايي است که به زوج‌هاي جوان مي‌دهيم؟آيا 135 هزار مرگ ساليانه به دليل بيماري‌هاي قلبي‌عروقي و يک ميليون و 144 هزار سال از دست رفته عمر براي سياست‌گذاران و آگاهان کشور تکان دهنده نيست.

 

درصد زيادي از اين خسران‌ها که به‌ صورت مرگ زودرس و معلوليت جامعه را در معرض خطر قرار داده‌ است، قابل پيشگيري است. چاقي، ديابت، سکته‌هاي قلبي، بيماري‌ها و نارسايي‌هاي قلبي، افزايش فشار خون و عوارض زياد آن، سکته‌هاي مغزي و آسيب‌هاي ناشي از آن، بيماري‌هاي اسکلتي استخواني، پوکي استخوان و سرطان‌هاي گوناگون همه با بهبود تغذيه قابل پيشگيري هستند.

 

زنان را تنها نگذاريم

 

 

 

ولي آيا تمام تلاش يک زن به عنوان عنصر اصلي تغذيه خانواده براي تغذيه مطلوب کافي است.

 

اين نقش کليدي است ولي نبايد فراموش کرد که مسووليت‌ها در زمينه تغذيه خانواده ميان بخش‌هاي گوناگون دولت يعني وزارتخانه‌هاي متولي توليد و واردات غذا، سياست‌گذاران غذايي، مسوولان تنظيم بازار و قيمت‌ها، جامعه علمي ‌و رسانه‌ها که متولي فرهنگ‌سازي هستند، مشترک است اگرچه به نظر مي‌رسد انتخاب سبد غذايي خانواده و تبديل آن به سفره به‌وسيله زن خانواده صورت مي‌گيرد ولي نگرش و نگاه مسوولان و متوليان سياست‌گذاري غذا و تغذيه در يک کشور به زندگي، به حيات انسان، به نياز‌هاي سلولي، به رابطه توانمندي‌هاي جسمي‌ و ذهني با تغذيه مناسب و اهميت دوران پر نياز رشد و آثار تغذيه مناسب بر سلامت خانواده‌ها، جامعه و توسعه کشور است که راه را براي تغذيه بهتر خانواده هموار مي‌کند.

 

کشاورزي که از زراعت بدون سم يا مصرف حداقل سم بهره مي‌برد، کشاورزي که از روش‌هاي بيولوژيک براي مبارزه با آفات نباتي استفاده مي‌کند و کشاورزي که به حيات خاک و ريز‌مغذي‌هاي خاک توجه دارد و اجازه نمي‌دهد با کود‌هاي نامناسب مواد غذايي کشور خود تهديد کننده سلامت باشند، متولياني که ميزان بيماري معلوليت، ناتواني و مرگ را که به دولت و مردم تحميل مي‌شود، در يک کفه ترازو مي‌گذارند و واردات غذا و قيمت‌هاي مناسب غذايي را براي زندگي سالم مقرون به صرفه‌تر از پرداخت هزينه‌هاي سنگين و طاقت‌فرسا بيماري‌ها و جراحي‌هاي گران و تدارک دارو و تجهيزات پزشکي مي‌دانند.

 

و نکته مهم ديگر اينکه گاهي سياست‌گذاري‌ها و پايش وضع تغذيه‌اي جامعه با نگاه به شيوه‌هاي جديد تغذيه از سوي مسوولان غذا و تغذيه از آگاهي مادري جوان که فرصت فکر کردن به سبد و سفره را ندارد و خودش نيز براي هزينه‌هاي سنگين مجبور است پا به پاي مردش کار کند، مهم‌تر است.

 

تغييرات در سفره خانوار

 

 

 

بله، شيوه سنتي در حال تغيير است و اغلب جوامع شهري و به‌خصوص جوانان به جاي انتخاب سبد و سفره، خود را در فست‌فودها، رستوران‌ها، غذاهاي خياباني و سلف‌سرويس‌ها مي‌يابند و در شيوه جديد زندگي شهرنشيني که ماشين و حرکت و کار بيش از حد را به خانواده‌هاي جوان تحميل مي‌کند، روند انتخاب سبد و توليد غذاهاي خانگي براي داشتن سفره کم‌رنگ شده است ولي آنچه قابل توجه و تعمق است، اين است که همين غذايي که مي‌خوريم، در هرکجا که باشد بايد انرژي، املاح و ويتامين‌هاي مورد نياز ميليون‌ها سلول متفاوت را تامين کند و يا شايد بايد روش آموزش ما نيز تغيير کند.

 

نام بيماري‌هايي چون چاقي، ديابت، افزايش فشار خون و...، براي زوج جواني که هر دو درگير کار بيرون از منزل براي کسب درآمدي که بتواند چرخ زندگي آنان را بچرخاند هستند، واژه‌هايي غريب نيستند ولي آنان اين بيماري‌ها را مشکل پدر و مادر‌ها و پيرها مي‌دانند و جواني خود را پاينده‌تر از آن مي‌پندارند که درگير چنين مشکلاتي شوند، غافل از اينکه بيماري‌هاي غيرواگير و يا بيماري‌هاي مرتبط با شيوه نامناسب تغذيه خيلي زودتر از آنکه پدران و مادران‌شان به آن مبتلا شده‌اند آنها را درگير مي‌کند. سازمان بهداشت جهاني از سال 2000 تلاش دارد با متوليان سلامت کشورها اين نکته ظريف را در ميان گذارد که همان‌طور که الگوي بيماري‌ها در حال تغيير است، بايد تفکرها و سياست‌ها و ساختارهاي موجود را نيز براي مقابله با بيماري‌هاي جديد تغيير داد.

 

چه بايد کرد؟

 

 

 

درست است که براي مبارزه با بيماري‌هاي غير واگير، پيشگيري‌ها بايد از دوران جنيني آغاز شود و تغذيه نامناسب جنين در دوران بارداري مادر مي‌تواند آثار زيان‌باري در دوران بزرگسالي کودک داشته باشد، به‌طور مسلم دوران کودکي زمان ساختن ذايقه کودک است. آموزش تغذيه در تمام سطوح از کودکستان تا دانشگاه‌ها نقش موثري در پيشگيري از بيماري‌هاي دژنراتيو دوران ميانسالي دارد. ولي سياست‌هاي غذايي، دستورالعمل‌ها براي تغذيه در مهد‌هاي کودک، دبستان‌ها، اقدام براي تغذيه صحيح در تمام اماکن عمومي‌ مانند دانشگاه‌ها، خوابگاه‌ها، اداره‌هاي دولتي، سربازخانه‌ها، نظارت دقيق بر رستوران‌ها و مکان‌هاي پخت و توزيع غذا و توجه به صنايع غذايي و تشويق آنها به برچسب‌گذاري تغذيه‌اي، توجه به کليه تبليغات غذايي نيز بايد مد توجه باشد.

 

تدوين راهنماهاي غذايي در کشورها، يکي از راه‌هاي مناسب آموزش تغذيه همگاني است. تلاش براي شناساندن راهنماها که اغلب با شکل‌هاي متفاوت مانند بشقاب، هرم يا رنگين‌کمان طراحي مي‌شوند، شناساندن مفهوم دقيق تنوع و تعادل در تغذيه، استفاده از همه گروه‌هاي غذايي، توجه به کاهش مصرف نمک، چربي‌هاي اشباع شده و اسيدهاي چرب ترانس، محدود کردن مصرف قندها و مصرف بيشتر سبزي‌ها، ميوه‌ها و حبوبات، استفاده از غلات کامل و نان کامل (سبوس دار) افزايش تعداد مواد غذايي مصرفي روزانه و تحرک و فعاليت‌هاي بدني مناسب از جمله آموزش‌هايي است که هر چه براي جا انداختن آنها سرمايه‌گذاري شود، موجب توانمندي افراد، سلامت دوران‌هاي سالمندي، کاهش بار بيماري‌ها و يا به عقب افتادن بيماري و در نهايت، به نفع اقتصاد کشور خواهد شد. مداخله‌هاي هدفمند براي پيشگيري از بيماري‌هاي غيرواگير و همچنين پيشگيري از کمبودهاي تغذيه‌اي به‌خصوص کمبود ريزمغذي‌ها به گونه‌اي شگفت‌آور هزينه‌هاي درماني جامعه را کاهش مي‌دهد.

 

فراموش نکنيم که دانسته‌هاي افراد در زمينه‌هاي گوناگون از جمله تغذيه ريشه در فرهنگ خانوادگي دارد. اين دانش، فرهنگ و عادات از طريق خانواده در نسل‌ها گردش مي‌کند و به دنبال خود عوارض و بيماري‌ها را از نسلي به نسل ديگر تسري مي‌دهد. بيماري‌هاي مرتبط با شيوه زندگي در طول سال‌ها ادامه مي‌يابد. براي تغيير شيوه زندگي نياز به تغيير نگرش داريم و اولين قدم، دادن آگاهي است. هرچه آگاهي‌ها ريشه‌هاي علمي‌داشته باشد و با زبان‌ها و گويش‌هاي گوناگون تکرار شود، موثرتر است.

 

توجه کنيم که گروه هدف طيف وسيعي هستند از مردم عادي در هر گروه سني تا سياستمداران، نمايندگان مجلس، شورا‌هاي مردمي‌، متوليان صنعت غذا و قانون‌گذاران، کانون‌هاي تصميم‌گيري درباره واردات غذا و محصولات کشاورزي، توليدکنندگان کود و سم، مسوولان نظارت بر مکان‌هاي توليد و توزيع غذا، متوليان تدوين استاندارهاي غذايي.

 

به اميد روزي که همه به مسووليت‌هاي خود در قبال جامعه عمل کنيم.

 

منبع: http://www.salamat.com

 

montazer_1371 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 298
|
تاریخ عضویت : تیر 1390 

زنان و ترس

زن موجودي است لطيف که در کشاکش زندگي به اجبار مبارزه سختي را پذيرفته است، نبردي براي زيستن و زن بودن. در اين ميان گاه لطافت خود را با ضعف اشتباه گرفته و براي خود ترس هايي مي سازد تا شايد اندکي از بار سنگين زندگي اش سبک تر گردد.

 

در اين مطلب سعي شده تا به بررسي مقوله «ترس» در زنان و چگونگي مقابله با آن پرداخته شود. «ترس»، کلمه اي است آشنا که همه انسان ها بارها با آن روبرو مي شوند عده اي با آن کنار آمده، عده اي در برابر آن عقب نشيني کرده و منزوي مي شوند و عده اي بر آن فائق مي آيند.

 

زنان از مسائل زيادي مي ترسند; از تنهايي، از تصميم گيري، از صحبت کردن در ملا»عام، از خوب نبودن، از تغيير شغل و يا جدايي از همسر. «ترس» به هر دليلي که باشد بايد همواره به اين موضوع توجه داشته باشيد که شما زنده ايد و بايد زندگي کنيد و اين زندگي مستلزم رشد و پيشرفت هميشگي است و توقف جز انحطاط و نابودي چيزي در پي نخواهد داشت. بنابراين با پذيرفتن ترس هايتان به استقبال شرايط نامطلوب رفته و آنها را به بهترين و مطلوب ترين شرايط تبديل نماييد.

 

اقدامي که اگر احساس درماندگي کنيد هيچگاه آن را تجربه نخواهيد کرد، زيرا ترس ها تا هنگامي که شما به رشد خود ادامه مي دهيد همراهتان هستند و اين شما هستيد که با رشد و بالندگي خود آنها را از سر راهتان برمي داريد. يکي از ترس هايي که بدليل شرايط موجود در خانواده و اجتماع در زنان ديده مي شود ترس از خوب نبودن به اندازه کافي وعدم کفايت لازم براي انجام وظايفش مي باشد براي مقابله با اين ترس بهترين کار اين است که ذهن خود را آموزش دهيد که نه تنها بد نيستيد بلکه ممکن است بهترين نيز باشيد. بهترين همسر، بهترين کارمند، بهترين مادرو... فقط بايد بخواهيد تا بتوانيد و براي رسيدن به اين حالت ابتدا بايد خود را دوست داشته باشيد اگر خود را واقعا دوست داريد به سلامت روحي و جسمي خود توجه خواهيد کرد، براي اين کار مي توانيد به مشاوران مراجعه کرده و به وضعيت جسمي و روحي خود رسيدگي نماييد.

 

کتاب هاي مختلفي هم درباره موضوعات مختلف مثل زيبايي و تناسب اندام وجود دارد. کلاس هاي مختلفي هم هست شما هر خانمي که مي خواهيد باشيد، کارمند،خانه دار، بچه دار حتما در طول روز زماني هرچند اندک را مي توانيد به خود اختصاص دهيد و به سلامتي و زيبايي جسم و روح خود بپردازيد. مطمئن باشيد با اين کار هم مادر خوب هم کارمند خوب و هم همسر بهتري خواهيد شد و ترس هايتان نيز کمتر مي شود و مي توانيد زندگي شيريني براي خود و همراهان تان ايجاد کنيد.

 

تنهايي و جدايي از همسر و فروپاشي زندگي زناشويي، يکي ديگر از ترس هايي است که گريبان گير زنان مي شود. همانطور ذکر شد تنها راه خلاص شدن از ترس، اقدام کردن و قدم پيش نهادن است. کافي است ذهن خود را آموزش دهيد که با وجود عواقب منفي طلاق مي توان با قبول آن و حرکت به سوي مجردي، زندگي همراه با عشق، شادي و شعف داشت. براي داشتن يک زندگي مجردي شاد و سالم بايد بدانيد عليرغم مشکلات زيادي که در اين دوران ممکن است پيش بيايد، با ديدن نيمه پر ليوان و توجه به نکات مثبت اينگونه زندگي مي توان لحظات بهتري را تجربه کرد. اگر در اين دوران به خود گوش فرادهيد و خواسته ها و احساسات دروني تان را درک نموده و به آنان پاسخ دهيد و احساسات منفي نظير حسا دت، ترس، احساس گناه، احساس بي کفايتي و تنهايي و... را کنار بگذاريد. آنگاه خدا معجزه خود را نشانتان خواهد داد و به آرامش و اطمينان دست خواهيد يافت و به طور حتم اگر بخواهيد نيمه گمشده خود نيز را باز خواهيد يافت.

 

آري آشتي با خود و دوست داشتن خود در درون انسان معجزه اي به نام عشق را پديد خواهد آورد که با آن زندگي سرشار از خوشبختي مي گردد. چرا که عشق به معناي واقعي دوست داشتن خود به اندازه ديگري است و اين امر مستلزم آن است که ترس هاي خود را شناخته و به عشق تبديل شان کنيد.

 

منبع: روزنامه ابتکار