انسان وقتی به عظمت جهان هستی و حقارت خود نسبت به این جهان می نگرد ، احساس وحشت واضطراب می کند و به دنبال قدرت مطلق و کاملی است که بدان پناه ببرد و بدان وسیله ایمنی و اطمینان بجوید.

نا آگاهی انسان از آغاز ، انجام وابعاد خلقت نیز او را در وادی حیرت و سرگشتگی می برد ، نمی داند جهان چگونه آغاز شد ؟  به کجا می انجامد ؟ غایتی و برنامه ای دارد یا نه ؟ اگر برنامه ای دارد آن برنامه چیست ؟ خودش در مجموعه هستی چه محلی دارد ؟ به کجا روان است ؟ از کجا آمده ؟ نداشتن معرفت و آگاهی در این زمینه ها نیز او را به حیرت و پوچی گرفتار می سازد .

کنجکاوی ذاتی انسان و عشق و علاقه به رموز خلقت نیز او را به شنات این مطالب و مسائل سوق می دهد و شناخت مبدا و منتها و غایت جهان را برای او ضروری و لازم می نماید تا با یافتن این آگاهی ها علاوه بر ارضای حس کنجکاوی خودش ، برای زندگی اش غایت بیابد و از پوچی ، وحشت و اضطراب نجات پیدا کند و زندگی اش جهت و معنا بیابد لذا می بینیم بحث از خدا ، خالق جهان و مبدا و مقصد آفرینش بحثی عمومی و همه زمانی است و دغدغه ی همه ی انسان ها رسیدن به آ گاهی اطمینان بخش در این زمینه می باشد.

 

خدا شناسی  پیشینه ای به درازای خلقت انسان دارد و به اعتراف همه ی دیرینه شناسان و به شهادت آثار تریخی و باستانی به جا مانده از حیات پیشینیان ، خداشناسی و به تبع آن پرستش خداوند در همه ی امت ها بوده و هیچ امتی از عبادت و پرستش خدایان فارغ نبوده است.

آنچه در این زمینه مورد اختلاف است این که آیا خداشناسی و توحید و یگانه پرستی قدمت بیشتر دارد یا شرک و بت پرستی. به عبارت دیگر آیا ابتدا بشر مشرک بوده و در اثر گذشت زمان رشد و بینش و آگاهی به توحید رسیده وباطل بودن شرک را درک کرده است یا اینکه ابتدا بشر موحد  و یگانه پرست بوده و بعد به دلایل مختلف  به چندگانه پرستی روری آورده است گر جه بعد از دوران طولانی دوباره به یگانه پرستی رجعتی دوباره کرده است؟

گروهی از دیرینه شناسان به قدمت بیشتر شرک قائل هستند و توحید را مربوط به دوران شکوفایی فکر بشر شمرده اند. جمعی دیگر نیز اظهار می دارند که توحید قد مت بیشتری دارد و شرک بعد از آن پیدا شده است.

 از نگاه ادیان آسمانی و قرآن ‘ بشر ابتدا موحد و یگانه پرست بوده و شرک بعداً پیدا شده است. آدم (ع) و حوا اولین انسان هایی بودند که بر زمین استقرار یافتند و آدم (ع) پیامبر خدا موحد بوده وشرک ، مانند دیگر انحراف های عقیدتی و عملی بعداً پیدا شد.

اعتقادات مشرکان نیز اشعار بر سبقت توحید و یگانه پرستی دارد. مشرکان همگی بر یگانه بودن خداوند ایمان دارند و شریکانی که برای خداوند می تراشند ، نه در مرتبه خداوند بلکه زیر مجموعه ی او هستند. مثلاً اهریمن در کیش دوگانه ی زرتشتی خود مخلوق اهورامزدا است گر چه بعداً خالق و شریک اهورامزدا می شود. یا عیسی(ع) از خدایان سه گانه مسیحیت ، خود مخلوق است و بعداً به مرتبه ی خدایی می رسد.

علامه طباطبایی می گوید:

                             ()بت پرستان تردید ندارند که رب الارباب و پدیدآورنده ی همه ی رب ها و                                   

          جهان تنها خداست و اگر عبادت خدا (به زعم آنان ) جایز باشد ، عبادت

          غیر او جایز نیست ))

          (ولی به زعم خودشان عبادت خدا جایز نیست و باید به عبادت ارباب رو

          آورد)
هیوم از پژوهشگران غربی نیز می نویسد :

و یا مشرکان به دلایل زیر خداوند را متعلی از عبادت می دانند و معتقدند باید به عبهدت انواع خدایان به عنوان شفیعان درگاه خداوند روی آورد :

1.خداوند متعالی تر از آن است که به ادراک بشر ناچیز در آید و عبادت دمتوجه او گردد. در رد این توهم جواب داده شده که ، گر چه شناخت کنه ذات خدا ممکن نیست ولی شناخت اجمال و صفات جلال و جمالش ممکن است و همین اندازه برای متوجه شدن به او کافی است.

2.خدایان ، ارباب و تدبیرکنندگان جهان و کارگزاران رب الارباب هستند وباید عبادت متوجه این ارباب گردد. در جواب این توهم نیز گفته شده گرچه جهان مدبرها وکارگزارانی دارد که واسطه های فیض هستند ولی چون آنان از جود استقلال ندارند و مطیع امر خداوند هستند ، نباید معبود واقع شوند وموثر حقیقی باید معبود باشند ثانیاً هیچ دلیل محکمی بر وساطت و تد بیر این ارباب وجود ندارد وآنان ساخته ذهن و دست بشر می باشند .

3-ارباب ، مقربان درگاه خداوند هستند انسان ها با عبادت آنان بدانان تقرب جسته وآنان را شفیع درگاه خدا قرار می دهند .درجواب این اشتباه هم گفته شده گر چه درگاه خدا مقربانی دارد که حق شفاعت دارند ولی نباید  آن مقربان را معبود قرار داد ، توسل و طلب شفاعت ، غیر معبود قرار دادن است . ثانیاً کسی را باید شفیع دانست که خداوند او را به عنوان مقرب معرفی کرده و ما را به طلب شفاعت از وی امر کرده باشد وارباب مشرکان این گونه نیستند .

با توجه به موارد فوق معلوم میشود که همه انسان ها –جز معدودی مادی –به یگانه قادر خالق معتقدند گرچه به غلط او را از معبود بودند فراتر برده و عبادت خود را متوجه خدایان ساختگی کرده اند ولی با این وجود همه اعتراف دارند که غایت عبادت ها جلب رحمت وتوجه اوست واو فوق همه ی معبود ها است