رنگ نو
سلام باز هم به جناب آقای پرسا
میخواستم بروم دیدم نمیشود این را نگفته بگذرم شما بی نظیرید حس شما بسیار زیباست و چقدر به خدا نزدیک هستید سعادتیست که به هر کس نمی دهند فرصت کردید به وبلاگ من سر بزنید و گرد پایی بتکانید.http://atenasm.persianblog.ir
ببخشید بعداً چندمِ تقویم است ؟! قرار دارم ..
(احسان پرسا)
پیراهن زرد می پوشی خورشید آینه اش را پیدا می کند.. ..
(احسان پرسا)
تمام بلوزم را می شکافم که بادبادکم تا شهر تو برسد..
(احسان پرسا)
قیل و قال ابرها تمام شد ناودان ولی هنوز حرف برای گفتن داشت..
(احسان پرسا)
بی ثمرش نخوانید.. میوه چنار گنجشک است !
(احسان پرسا)
تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند بیا که صاف شود این هوای بارانی " صلی الله علیک یا صاحب الزمان" التماس دعای فرج
هر که خط دارد ،دشمن دارد
بارالها
خوشا به حال تو ،که به شیطان گفتی :
قهر ،قهر،تا روز قیامت
بیکار نشستن، سیاست گاو هایی ست که به کشتارگاه می روند
او نیست؛ ولی هستتر از هستان است
چشمش نگران باقی مستان است
دستان گدایی همه دور اندازید
او ساقیِ میخانهی بیدستان است
فرهنگ مادر سیاست است ،مضحک است تصور فرزندی که بخواهد مادر خود را بزاید
باران نهراسید ، که آینده همین دست و همین صورت شاد است ...
هر روز 17 بار بر سجاده به جزر ومد می ایستیم
تا دریا شدن فراموشمان نشود.