جناده فرزند كعب بن حرث انصارى خزرجى از ياران باوفا و شيفته امام حسين عليه السلام بود كه همراه امام از مكّه به كربلا آمد. برخى پيوستن جناده به امام را اين‏چنين نقل كرده‏اند كه وى در كوفه با مسلم بيعت كرد و به يارى او شتافت، چون بى‏وفايى كوفيان و شهادت حضرت مسلم را ديد همراه عمرو بن خالد صيداوى خود را به مكه رساند و به امام ملحق شد و به كربلا آمد.
     
او در روز عاشورا به ميدان رفت و چنين رجز خواند:
    
          أَنَا جُنادٌ وَأَنَا ابْنُ الْحارِثِ             لَسْتُ بِخَوَّارٍ وَلا بِناكِثٍ‏
             عَنْ بَيْعَتى‏ حَتَّى يَرِثْنى‏ وارِثى‏             الْيَوْمَ شِلْوى‏ فِى الصَّعيدِ ماكِثٌ «4»
    
من جناده فرزند حارثم. ترسو، ناتوان و پيمان‏شكن نيستم.
   
پايبند بيعت خويش هستم تا وارثانم ارث برند، امروز پيكرم در خاك جاى مى‏گيرد!
  
آن‏گاه حمله دليرانه‏اى كرد و شانزده تن را به هلاكت رساند. ولى خود در محاصره دشمن قرار گرفت. حضرت عباس عليه السلام آمد و او و ديگر همرزمانش را از محاصره نجات داد آنان دوباره با دشمن درآويختند و مانند شير خشمگين جنگيدند تا به شهادت رسيدند.