آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی کشوری در جنوب آفریقا با پایتخت پرتوریا است که با کشورهای نامیبیا، بوتسوانا، زیمباوه، موزامبیک، سوازیلند و لسوتو (کشوری که در سرزمین آفریقای جنوبی محصور شده است) هممرز است.
آفریقای جنوبی به دودلیل تکاملی متفاوت را نسبت به دیگر کشورهای آفریقایی تجربه کردهاست. اول اینکه مهاجرت از اروپا کمی بعد از اینکه شرکت هند شرقی هلند ایستگاهی در مکان امروزی کیپ تاون ایجاد کرد. دوم اهمیت استراتژیکی آبراه کیپ است که با بسته شدن کانال سوئز در طی جنگ ۶ روزه بیشتر مسجل شد و همچنین منابع کانی باعث اهمیت بیشتر این کشور در میان کشورهای غربی بخصوص در اواخر سدهٔ نونزدهم شد که بعدها در دوران جنگ سرد اهمیت بیشتری پیدا کرد. به دلیل مهاجرت آفریقای جنوبی از لحاظ نژادی بسیار متنوع است. بزرگترین جمعیتهای رنگین پوستان و آسیاییهای آفریقای زمینه نژادی مختلط سفید پوستان و هندی در آفریقا در این کشور مستقر هستند. سیاه پوستان آفریقای جنوبی کمتر از ۸۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
منازعات نژادی بین اقلیت سفید پوستان و سیاهپوستان اکثریت در تاریخ و سیاست آفریقای جنوبی نقش مهمی را بازی کردهاست و به دوره تاریخی آپارتاید در آفریقای جنوبی منجر شدهاست که در سال ۱۹۴۸ توسط حزب ملی آفریقای جنوبی تأسیس شد. اگر چه از قبل جداسازی نژادی در این کشور وجود داشت. قوانینی که آپارتاید را تعریف میکردند در سال ۱۹۹ به تدریج توسط حزب ملی لغو شدند و این به دلیل منازعات خشونت آمیز بود که شامل تحریمهای اقتصادی بین المللی از سوی جامعه بین الملل میشد. این منازعات بین اکثریت سیاهپوستان و بسیاری از سفید پوستان، رنگین پوستان و هندیان اتفاق میافتاد.
این کشور از معدود کشورهای آفریقایی است که در آن هیچ وقت کودتا نشده و انتخابات منظم در طول یک قرن اخیر در آن برگزار شدهاست. با این حال اکثریت سیاهپوستان تا سال ۱۹۹۴ دارای حق رای نبود. این کشور دارای بهترین وضعیت اقتصادی در میان کشورهای آفریقایی است و زیرساختهای مدرن به طور مساوی در همه جای کشور به وجود آمدهاند.
اغلب از آفریقای جنوبی بهعنوان ملت رنگین کمان یاد میکنند، این اصطلاح را اسقف اعظم دسموند توتو خلق کرد و بعدها رئیسجمهور آفریقای جنوبی نلسون ماندلا از آن به عنوان استعارهای برای توصیف پیشرفتهای جدید تنوعات فرهنگی نشات گرفته از ایدئولوژی آپارتاید استفاده کرد.
آفریقای جنوبی میزبان جام جهانی ۲۰۱۰ خواهد بود این اولین بار است که این تورنمنت در آفریقا برگزار میشود.
تقسیمات کشوری در آفریقای جنوبی
وقتی که آپارتاید در سال ۱۹۹۴ تمام شد دولت مجبور شد تا بانتوسانهای مستقل و نیمهمستقل قبلی را به ساختار سیاسی آفریقای جنوبی تبدیل کند. به همین دلیل چهار استان قبلی با نامهای استان کیپ، استان کوازولو ناتال، ایالت آرنج فری و ترانس وال کنار گذاشته شدند و ۹ استان دیگر جایگزین آنها شدند. این استانهای جدید از استانهای قبلی کوچکترند که برای تخصیص منابع بیشتر این طور کوچک در نظر گرفته شدهاند.
این ۹ استان به ۵۲ بخش تقسیم میشوند که ۶ تای آنها شهرداری کلانشهرها و ۴۶ تای آنها شهرداری بخشها هستند. ۴۶ بخشداری خود به ۲۳۱ شهرداری تقسیم میشوند. بخشداریها همچنین شامل ۲۰ بخش مدیریتی (که اغلب منطقه حفاظتشده هستند) هستند که مستقیماً توسط بخشداریها اداره میشوند. ۶ شهرداری کلانشهر اعمال بخشها و شهرداریهای محلی را انجام میدهند.
تاریخ آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی دارای تعدادی از قدیمی ترین آثار باستانی قاره آفریقا است. فسیلهای بسیاری در غارهای استرکفونتاین، کرومدرای و ماکاپانگات وجود دارند که نشان میدهند که آسترالوپتیکاین از سه میلیون سال پیش در آنجا حضور داشتهاند همچنین نمونههای گوناگونی از انسان که شامل همو هابیلیس همو ارکتوس و انسان مدرن یعنی همو ساپینس میشود در آن جار یافت شدهاست. انسانهای متکلم به زبان بانتو، چوپانان و کشاورزان درعصر آهن جنوب دریای لیمپوپو را در قرن ۴ یا ۵ دوره گسترش بانتو با جابجا کردن خمیتهای اصیل و متکلمین سان به آفریقای جنوبی مدرن امروزی تبدیل کردند. آنها به آرامی به سمت جنوب حرکت کردند و انسانهای اولیه عصر آهن در استان کوازولوناتال بودند که جنوبیترین گروه، مردم شوسا بودند که زبانشان دارای ویژگیهایی از زبان ابتدایی خویی و سانی بود و سرزمینشان به کیپ شرقی واقع در استان کیپ شرقی امروزی میرسید. این جوامع عصر آهن به هنگام مهاجرت جایگزین قبایل شکارچی شدند.
تاریخ کتبی آفریقای جنوبی با شرح دریانوردان اروپایی که از راههای بازرگانی هند شرقی میگذشتند شروع میشود. اولین دریانورد اروپایی که موفق شد از این آبراه گذر کند، کاشف پرتقالی بارتلومیو دیاس در سال ۱۴۸۸ بود. او هنگام بازگشت به لیسبون مکانی را که کشف کرده بود Cabo das Tormentas دماغه توفانها نامید، اما هنری دریانورد، که حامی مالی دیاس بود، نام آن را به دماغه امید نیک Cabo da Boa Esperança ،که اشارهای به راهی برای رسیدن به سرزمین هند بود، تغییر داد.
تعدادی سانحه دریایی در ساحل آفریقای جنوبی رخ داد علاوه بر نوشتههای دریانوردان ابتدایی ، شرحهای نجات یافتگان سوانح دریایی اولین شرحهای کتبی تاریخ این کشور هستند. دوقرن بعد از سال ۱۴۸۸ به بعد تعدادی از گروههای ماهیگیری که شامل ملاحان پرتغالی میشدند، در ساحل ساکن شدند ولی شرح کتبی از آنها باقی نماندهاست. در سال ۱۶۵۳، جان ون ریسبک به نمایندگی کمپانی هند شرقی هلند محلی برای تهیه خواروبار در دماغه امید نیک تأسیس کرد. در سدههای ۱۷ و ۱۸ این جمعیت هلندی به آرامی بیشتر شذ و سرانجام ساکنین هلندی مردم شوسا واقع در منطقه رودخانه ماهی را دیدند و پس از آن جنگهایی به نام جنگهای مرزی کیپ به دلیل تصاحب زمین و دام شکل گرفت.
برای رفع کمبود نیروی کار کیپ از اندونزی، ماداگاسکار و هند بردگانی آورده شدند. علاوه بر این، رهبران دردسر سازی که اغلب از اشراف بودند از مستعمرههای هلند به آفریقای تبعید شدند. این گروه از بردگان سرانجام جمعیتی را تشکیل دادند که اکنون به عنوان مالاییهای کیپ شناخته میشوند. آنها از سوی استعمارگران اروپایی اغلب دارای مقام اجتماعی بهتری محسوب شدهاند و همچنین صاحب زمین نیز شدند و با توسعه آپارتاید زمینهای خود را از دست دادند. مساجد کیپ مالاینها در محدوده ۶ بخشیده شدند و اکنون یادگار خرابیهایی هستند که در اطراف آنها اتفاق افتاد.
بسیاری از نوادگان این بردهها که اغلب با ساکنین هلندی ازدواج کردند بعدها با بازماندگان خویخوی به عنوان رنگین پوستان کیپ در یک رده قرار گرفتند. با ادغام بیشتر در بین جمعیت رنگین پوستان کیپ و مردم شوسا و دیگر مردم آفریقای جنوبی حال آنها حدود ۵۰ درصد از کیپ غربی را دربرگرفتهاند.
پادشاهی بریتانیای کبیر گیپ گودهپ را برای بستن راه بر روی هند و استرالیا در سال ۱۷۹۷ فتح نمود. کمپانی هند شرقی هلند ورشکسته شد و بریتانیا مستعمره کیپ را در سال ۱۸۰۵ به خود اضافه کرد. بریتانیا جنگهای مرزی علیه شوسا را ادامه داد و مرز شرقی را از طریق قلعههایی که در طول رودخانه ماهی ساخته بود و استحکام بخشیدن آن از طریق حمایت از اسکان بریتانیاییها بیشتر به سمت شرق کشانید. به دلیل فشار جوامعی که خواستار لغو بردهداری بودند مجلس بریتانیا تجارت جهانی برده خود را در سال ۱۸۰۶ و سپس بردهداری را در تمامی مستعمرههای خود در سال ۱۸۳۳ لغو کرد.
کشف الماس در سال ۱۸۶۷ و طلا در سال ۱۸۸۶ مشوق رشد اقتصادی و مهاجرت و منجر به تضعیف وضعیت اهالی آن کشور شد. بوئرها با موفقیت در مقابل دستدرازیهای بریتانیا در طول جنگ اول بوئر مقاومت کردند (۱۸۸۰ تا ۱۸۸۱) و از تاکتیکهایی استفاده کردند که مناسب با شرایط محلی بود. مثلاً بوئرها لباسهای خاکی میپوشیدند که همرنگ با زمین بود در حالیکه بریتانیاییها یونیفرمهای رنگ قرمز روشن میپوشیدند که آنها را هدفهای آسانی برای تیراندازان ماهر بوئری میساخت. بریتانیا با تعداد نفرات بیشتر و بدون لباسهای قرمز دوباره به جنگ برگشتند و در جنگ دوم بوئر (۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲) شرکت کردند. تلاش بوئرها برای اتحاد با آلمانیهای آفریقای جنوب غربی بهانهای دیگر دست بریتانیاییها داد تا کنترل جمهوری بوئررا به دست گیرند.
بوئرها به شدت مقاومت کردند ولی عاقبت بریتانیا نیروهای آنها را شکست داد و از تعداد نفرات بیشتر خود و کمکهای خارجی و اردوگاههای کار اجباری و همچنین تاکتیک جنجال برانگیز زمین سوخته استفاده کرد. قرارداد ورنیگینگ حاکمیت مطلق بریتانیا بر جماهیر آفریقای جنوبی را تصریح کرد و دولت بریتانیا موافقت کرد تا بدهی سه میلیون پوندی دولتهای آفریقایی را به که به دلیل جنگ تحمیل شده بود را بپردازد. یکی از مفاد اصلی این قرار داد که جنگ را به اتمام میرساند این بود که سیاهان بجز در مستعمره کیپ حق رای ندارند.
بعد از چهار سال مذاکره اتحادیه آفریقای جنوبی از مستعمره کیپ و استان کوازولوناتال و همچنین جمهوریهای منطقه آرنج فری و ترانسوال در ۳۱ میسال ۱۹۱۰ دقیقا ۸ سال پس از پایان جنگ دوم بوئر تشکیل شد. این اتحادیه نوعی حکومت سلطنتی بود. در سال ۱۹۳۴ حزب آفریقای جنوبی و حزب ملی آفریقای جنوبی برای تشکیل حزب متحد آفریقای جنوبی و به دنبال آشتی بین آفریقاییها و سفید پوستان انگلیسیزبان ادغام شدند. ولی اتحادیه به دلیل ورود به جنگ جهانی دوم به عنوان متحد انگلیس از هم پاشید.حرکتی که حزب ملی به شدت مخالف آن بود.
در سال ۱۹۴۸ حزب ملی آفریقای جنوبی از طریق رایگیری به قدرت رسید و شروع به انجام یک سری قوانین مبنی بر جداسازی نژادی که به نام آپارتاید شناخته میشود، کرد. جای تعجبی نیست که این تبعیض در مورد ثروت به دست آمده از صنعتی سازی سریع دهههای ۵۰، ۶۰و ۷۰ نیز به کار رفت. در حالی که اقلیت سفید پوستان از بالاترین استاندارد زندگی قاره آفریقا که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود برخوردار گشته بود اکثریت سیاهپوستان از لحاظ هرگونه استانداردی همچون درآمد، تحصیل و طول عمر مورد تبعیض قرار داشت به طوری که یک سیاهپوست، هندی یا رنگین پوست آفریقای جنوبی به مانند مردم دیگر کشورهای آفریقایی همچون غنا و تانزانیا بود.
آپارتاید روز به روز باعث جنجال بیشتر شد و منجر به تحریمهای خارجی و شورش و سرکوبهای داخلی شد. مدت مدیدی از سرکوب شدید توسط دولت و مقاومت، اعتصاب، راهپیمایی، اعتراض و خرابکاری توسط احزاب ضد آپارتاید مخصوصاً کنگره ملی آفریقا (ANC) ادامه یافت. در سال ۱۹۹۰ دولت حزب ملی اولین گام برای مذاکره کنارهگیری از قدرت را با لغو ممنوعیت کنگره ملی آفریقا و دیگر موسسات سیاسی چپگرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از ۲۷ سال آزاد کرد. قوانین آپارتاید به تدریج از کتابهای قانون حذف شدند و اولین انتخابات چند نژادی در سال ۱۹۹۴ برگزار شد. ANC با اکثریت آراء پیروز انتخابات شد و از آن زمان تاکنون قدرت را در دست داشتهاست.
میلیونها نفر از مردم آفریقای جنوبی که اکثرا سیاهپوستند همچنان در فقر زندگی میکنند. بسیاری این امر را میراث رژیم گذشته میدانند و همچنین بسیاری این فقر را ناشی از ناکامی دولت اخیر در مقابله با موضوعات اجتماعی میدانند و دیگر عوامل از جمله قوانین مالی و پولی دولت اخیر برای تضمین تقسیم ثروت و رشد اقتصادی را نیز مقصر میدانند. به هر حال سیاست مسکن ANC در شرایط زندگی بسیاری از طریق تغییر جهت هزینههای مالی و پیشرفت سیستم جمع آوری مالیات بهبود حاصل کردهاست.
آفریقای جنوبی ۲ مجلس دارد : شورای ملی استانها (یا مجلس اعیان) با ۹۰ عضو و مجمع ملی آفریقای جنوبی (یا مجلس عوام) با ۴۰۰ عضو. اعضای مجلس عوام برحسب جمعیت انتخاب میشوند. نصف اعضا از طریق لیست ملی و نصف دیگر از طریق لیست استانها انتخاب میشوند. ۱۰ عضو برای نمایندگی هر استان در شورای انتخابات بدونن توجه به جمعیت آن استان انتخاب میشود. هر دومجلس هر ۵ سال یک بار برگزار میشود دولت در مجلس عوام تشکیل میشود و رهبر حزب اکثریت در مجلس ملی رئیس جمهور میشود.
کنگره ملی آفریقا (ANC) در سیاست آفریقای جنوبی پیشرو است و در آخرین انتخابات عمومی سال ۲۰۰۴ ۶۹٫۷ درصد آراء و ۶۶٫۳ درصد آراء انتخابات شهرداری ۲۰۰۶ را به دست آورد. مهمترین چالش در مقابل ANC حزب متحد دمکراتها است که در انتخابات ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ به ترتیب ۱۲٫۴ و ۱۴٫۸ درصد آرا را به دست آورد. رهبر این حزب تونی لئون است. حزب پیشرو قبلی یعنی حزب ملی جدید که آپارتاید را از طریق سلف خود به وجود آورد از سال ۱۹۹۴ تا بحال همیشه در انتخابات تحقیر شده و سرانجام به انحلال کشیده شد. آنها تصمیم گرفتند تا در ۹ آوریل ۲۰۰۵ با ANC ادغام شوند. دیگر احزاب سیاسی اصلی در مجلس حزب آزادی اینکاتا که نماینده مردم زولو است و دموکراتهای مستقل که به ترتیب ۶٫۹۷ و ۱٫۷ درصد آرا را در انتخابات ۲۰۰۴به دست آوردند.
جغرافیای آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی در جنوبیترین قسمت قاره قرار دارد و دارای خط ساحلی طویلی است که ۲٬۵۰۰ کیلومتر (۱٬۵۵۰ مایل) طول دارد و با مرز دو اقیانوس اطلس و هند ساحل مشترک دارد. مساحت این کشور ۴۷۰٬۹۷۹ مایل مربع یا ۱٬۲۱۹٬۹۱۲ کیلومتر مربع است. این کشور بیست و پنجمین کشور بزرگ دنیا (بعد از مالی) و از لحاظ مساحت با کلمبیا برابر است. نجسوتی در دراکنزبرگ با ۳٬۴۰۸ مایل ارتفاع بلندترین نقطهٔ آفریقای جنوبی است.
آفریقای جنوبی دارای آب و هوای متنوعی است و دارای صحرای خشک مشرف به نامیبیا تا آب و هوای مطبوع نیمهاستوایش نزدیک مرز موزامبیک است. همچنین دارای پرتگاه کوهستانی به سمت فلات داخلی و فلات مرتفع است اگر چه آفریقای جنوبی نیمهخشک محسوب میشود ولی تنوع آب و هوایی جالبی به مانند تنوع موقعیت طبیعی خود دارد.
در داخل آفریقای جنوبی فلات کارو که به شکل بوته زاری با تراکم جمعیت کم و منطقهای کوهستانی بزرگ است، وجود دارد که به سمت شمال غرب در کنار صحرای کالاهاری خشکتر است. ولی خط ساحلی شرقی پر آب و دارای آب و هوایی مطبوع و شبیه به مناطق استوایی است. منتهیالیه جنوب غرب آب و هوایی مدیترانهای با زمستانهای مرطوب و گرم و تابستانهایی خشک دارد .این منطقه به خاطر شرابش مشهور است و در آن به طور ادواری باد میوزد. سختی باد گردش به دور کیپ آرزوی خوب را برای ملاحان رنجآور میساخت و باعث سوانح دریایی میشد. در سمت شرق ساحل جنوبی کشور باران در طول سال به طور یکسان میبارد و منطقهای سرسبز را پدید آوردهاست. این منطقه را به نام راه باغ میشناسند.
منطقه آزاد نارنجی به علت عدم گستردگی منطقه شرقی فلات مرتفع در شمال به مانند منطقه غربی در شمال چندان صاف و مسطح نیست. در شمال رودخانه وال منطقه فلات مرتفع بهتر آبیاری میشود و دچار گرمای شدید نیمه استوایی نمیشود. ژوهانسبورگ در مرکز فلاتی مرتفع با ارتفاع ۱٬۷۴۰ متری قرار دارد و سالانه شاهد ۷۶۰ میلیمتر باران است (۳۰ اینج). زمستان در این منطقه سرد است اگر چه برف به ندرت در آنجا میبارد.
در شمال ژوهانسبورگ فلات پست میشود. فلات پست دارای دمای بالاتر بوده و فلات بوته زار سنتی آفریقای جنوبی است. کوههای مرتفع دراکنزبرگ که پرتگاه شرقیهای فلات را تشکیل میدهند امکان کمی برای اسکی کردن در زمستان را فراهم میکنند. خیلی از مردم فکر میکنند که سردترین مکان در آفریقای جنوبی سرزمین جنوبی در کوههای راگولد در غرب است جایی که در آن دمای نیمه زمستان به ۱۵ درجه سلسیوس (۵ درجه فارنهایت) میرسد. در واقع سردترین مکان بوفلز فاشین است که در بخش ملتنو از بوفلزفونتین دماغه شرقی قرار دارد و در این منطقه دمای ۶/۱۸ درجه سلسیوس نیز ثبت شدهاست: در عمق قسمتهای داخلی دارای بیشترین دما است: دمای ۷/۵۱ درجه سیلیسیوس (۱۲۵ درجه فارنهایت) در سال ۱۹۴۸ در کیپ شمالی کالاهاری نزدیک به اوپینگتون به ثبت رسیدهاست.
آفریقای جنوبی همچنین یک مستعمره دارد با نام مجمع الجزایر شاهزاده ادوارد واقع در زیر قطب جنوب که شامل جزیره ماریون ( ۲۹۰ کیلومتر مربع و ۱۱۲ مایل مربع ) و جزیره شاهزاده ادوارد (۴۵ کیلومترمربع و ۳/۱۷ مایل مربع ) است. (نباید آن را با جزیره کانادایی شاهزاده ادوارد اشتباه گرفت. )
حیوانات و گیاهان
آفریقای جنوبی بیش از ۲۰۰۰۰ گیاه مختلف یا ۱۰ درصد از انواع گیاهان زمین را داراست که تنوع زیستی آن را غنی تر میکنند. غالبترین زیست محیط علفزار مخصوصا در فلات مرتفع است جایی که انواع علفها ، بوتههای کوچک و درختان اقاقیا که اکثرا توسط شترها خورده شدهاند یا سفید شدهاند غالبپوشش گیاهی را شکل میدهند.
گیاهان بعلت میزان بارندگی کم به سمت شمال غربی کمتر یافت میشوند. گونههای مختلفی از گیاهان گوشتدار ذخیره کننده آب بمانند شبیار و فرفیون در مناطق بسیار گرم و خشک ناماقوالند وجود دارند. علفها و دشتها به آرامی به دشتهای بوته دار در شمال شرقی کشور که جمعیت فشرده کمتری دارند تبدیل میشوند. تعداد زیادی درخت بائوباب در نزدیکی انتهای شمالی پارک ملی کروگر وجود دارند.
زیست توده فینبوس یکی از شش استان گیاهی / پادشاهی گیاهی در منطقهای کوچک در کیپ غربی واقع شده و شامل بیش از ۹۰۰۰ نوع گیاه است و از لحاظ تنوع زیستی گیاهی غنی ترین منطقهاست. اکثر گیاهان همیشه سبز و برگ سخت به شکل سوزن و بمانند گیاهان استخوانی شکل هستند. دیگر گیاه ویژه آفریقای جنوبی گونه پروته آ از گیاهان گل دهاست.۱۳۰ گونه مختلف از پروته آ در آفریقای جنوبی یافت میشود.
در حالیکه آفریقای جنوبی دارای گیاهان گل ده بسیاری است اما این کشور جنگلهای اندکی دارد. تنها ۱ درصد آفریقای جنوبی را جنگل پوشاندهاست که اختصاصا به جلگه ساحلی مرطوبی در کنار اقیانوس هند در کوآزولوناتال محدود میشود. همچنین تعداد کمی جنگل که آتش هرگز به آنها نمیرسد و معروف به جنگلهای مانتن هستند نیز وجود دارند. کاشتن گونههای درختی وارداتی مخصوصا گونههای خارجی اوکالیپتوس و کاج مرسوم است. این کشور مناطق طبیعی زیاد و الگوهای پیشرفت نامنظم شهری از دست دادهاست.آفریقای جنوبی یکی از کشورهایی است که به بدترین شکل بعلت هجوم گونههای خارجی همچون بلک واتل ، پرت جکسون ( هاکا ) لانتانا و جاکاراندرا صدمه دیدهاست و این گونهها تهدیدی برای تنوع زیستی محلی و منابع آبی محدود بودهاند. اولین جنگ معتدلی که ساکنان اروپایی از آن استفاده کردند بطرز فجیعی مورد سوء استفاده قرار گرفت و تنها تعداد معدودی از گیاهان در آن باقی ماندند. اخیرا درختان چوب سخت مانند چوب زرد واقعی « پودو کارپوس لاتیفولیوس » استینک وود « اوکوتی بولاتا و بلک آیرون وود آفریقای جنوبی » اولئا لاریفولیا تحت مراقبت دولتی هستند.
پستانداران زیادی در زیست گاههای فلات بوته زار زندگی میکنند که شامل شیر، پلنگ ، کرگدن سفید، گاو وحشی آفریقایی آبی، کودو، آهوی آفریقایی، کفتار، اسب آبی و زرافه هستند. گستره وسیعی از زیستگاه فلات بوته زار در شمال شرقی وجود دارد که شامل پارک ملی کروگر و منطقه حفاظت شده مالامالا و در شمال در واتربرگ بای سفیر است
در ادامه هم چند عکس از شهر های مختلف آفریقا جنوبی