نوپا
شب ادرارى در كودكان
شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار (Enuresis)، يكى از اختلالات رايج دوران كودكى است كه در بعضى موارد مى تواند مسائل و مشكلات جدى روان شناختى مثل كاهش عزت نفس، احساس شرمسارى، خودكم بينى و پرخاشگرى به دنبال داشته باشد. براساس تعريف انجمن روان شناسان، زمانى كه كودك (۵ سال به بالا) به طور مكرر دو بار در هفته و در مدت سه ماه متوالى، بدون داشتن بيمارى جسمانى خاصى مثل ديابت، صرع، عفونت هاى سيستم ادرارى، نارسايى هاى سيستم عصبى و...
رختخواب خود را خيس كند، دچار مشكل شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار است. ميزان شيوع اين اختلال به دليل تنوع علل و معيارهاى اجتماعى گوناگون قدرى مشكل است، ولى آمارها نشان مى دهند كه تقريباً ۸۵ درصد كودكان تا سن پنج سالگى قادرند در طول شب خشك بخوابند و ۱۵ درصد باقى مانده نيز با كمى آموزش و حمايت والدين و مربيان شان مى توانند پاكيزه خوابيدن را بياموزند. تنها ۲ _ ۱ درصد كودكان هستند كه تا سن ۱۵ _ ۱۴ سالگى توانايى كنترل ادرارشان را هنگام خواب هنوز به دست نياورده اند.
◄ انـــواع شب ادرارى در كـــــودكان به طور كلى، شب ادرارى هاى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند. گروه اول، كودكان خردسال زير پنج سال كه هنوز مراحل كنترل ادرار را در طول شب نياموخته اند. گروه دوم، كودكانى كه بعد از سه ماه متوالى كه قادر بوده اند شب ها خشك بخوابند، مجدداً دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان شده اند.
◄عـــوامل موثــــر در بــــــروز شب ادرارى محققان بر اين باورند كه شب ادراریهاى گروه اول، ناشى از نارسايى و عدم رشد كافى اندامهاى دفع ادرار، عوامل رشد، وراثت و مشكلات هورمونى است و شب ادراریهاى گروه دوم، حاصل مشكلات كليوى، مثانه، مجارى ادرارى، عفونتهاى گوناگون سيستم دفع ادرار، تنشها، استرسها و فشارهاى روحى - روانى ناشى از تغييرات زندگى كودك است.
◄ تاخيــــــر در رشـــد اندامهــــا رايج ترين علت ناتوانى كودكان در كنترل ادرار، تاخير در رشد اندام ها و سيستم اعصاب مركزى آنهاست كه موجب كاهش توانايى آنان بر عمل تخليه مثانه مى شود. زمانى كه مثانه كودك پر مى شود، اندام هاى عصبى دفعى پيام هايى كه به مغز مى فرستد، كودك را براى دستشويى رفتن هوشيار مى كنند. چنانچه اين بخش از سيستم عصبى كودك دچار ضعف و تاخير در رشد باشد، پيام عصبى لازم به مغز نمى رسد.
◄ اختــــلالات خــــــواب بررسى نوارهاى مغزى كودكان شب ادرار نشان مى دهد كه نارسايى امواج مغز و افزايش فعاليت آن مى تواند در بعضى موارد مانع از بيدار شدن به موقع كودك براى دستشويى رفتن شود. به عبارت ساده تر، اين گروه از كودكان ممكن است خوابى كاملاً طبيعى و آرام داشته باشند، ولى براى بيدار شدن به موقع دچار مشكل مى شوند.
◄عامـــل وراثت تحقيقات نشان مى دهند كه تقريباً ۷۵ درصد كودكان مبتلا به شب ادرارى، داراى والدين و يا خواهر و برادرهايى بوده اند كه آنها نيز اين مشكل را داشته اند. اين احتمال در بين كودكان شب ادرار كه يكى از والدين شان مبتلا به شب ادرارى بوده است ، به ۵۰ درصد مى رسد و چنانچه سابقه خانوادگى اين بيمارى در آنها موجود نباشد، فرزند شان نيز به طور حتم تا ۶ سالگى اين مشكل را پشت سر خواهد گذاشت. آزمايش هاى گوناگون نشان داده اند كه ژن حامل اختلال شب ادرارى بر روى كروموزم شماره ۱۳ قرار دارد.
◄ مشكـــــلات هـــــورمونى تحقيقات نشان مى دهند ميزان هورمون كاهش ادرار (ADH)در كودكان شب ادرار به حد طبيعى نيست. ميزان ترشح طبيعى اين هورمون در كودكان سالم (در طول خواب) موجب كاهش فعاليت كليه ها و ديرتر پرشدن مثانه (در طول ۱۲ _ ۸ ساعت) مى شود. در حالى كه در كودكان شب ادرار، عدم توازن اين هورمون موجب بروز شب ادرارى در آنان مى شود. ◄عفـــــونتهـــاى سيستـــــم دفع ادرار كودكى كه مبتلا به عفونت هاى كليوى و سيستم دفع ادرار است، بيش از كودكان سالم نياز به دستشويى رفتن پيدا مى كند. اين كودكان هنگام دفع، دچار احساس سوزش، درد و ناراحتى مى شوند و ادرار آنها اغلب كدر و بدبو است. همچنين تب و درد در ناحيه پشت (كليه ها) از ديگر علائم عفونت هاى ادرارى است.
◄ديـــــابت ديابت يا بيمارى قند در كودكان نيز مى تواند عاملى براى شب ادرارى آنان باشد. علائم ديابت عبارتند از: تكرر ادرار، تشنگى بيش از اندازه، خستگى و بى حالى در طول روز، كاهش وزن و كم تحركى، زياد شدن اشتها و پرخورى.
◄عـــــوامل جسمانــــــــى بعضى از تحقيقاتى كه در زمينه علل شب ادرارى كودكان صورت گرفته است، نشان مى دهد كه اين كودكان داراى مثانه اى كوچكتر از حد معمول هستند. زمانى كه والدين گزارشى از گنجايش كم مثانه كودك شب ادرارشان مى دهند، معمولاً اين كودكان در طول روز هم دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان هستند.
◄ عـــــــــوامل روانشناختــــــى در بعضى موارد نيز شب ادرارى كودكان عكس العمل و پاسخى، نسبت به تعارضات هيجانى، اضطراب ها و نابسامانى هاى عاطفى كودك است. پژوهش هاى روان شناسان و ديگر متخصصان بهداشت روانى كودكان نشان مى دهد، بچه هايى كه درگير تغييرات و دگرگونى هايى در محيط خانه و مدرسه خود هستند، گاهى دچار شب ادرارى مى شوند. بحران عاطفى در خانه و خانواده نيز مى تواند منجر به بروز اين اختلال در كودكان شود. تغيير منزل يا مدرسه، انتقال به شهر ديگر، طلاق و جدايى والدين، تولد نوزاد جديد در خانواده، بدرفتارى و خشونت هاى خانوادگى، فشارها و استرس هاى گوناگون و... مى توانند عاملى براى ناتوانى كودك در كنترل ادرارش باشند. در اغلب موارد نيز كودكان نسبت به اين گونه تغييرات عاطفي_ هيجانى خود آگاه نيستند و نمى دانند كه بين شدت احساسات و شب ادرارى آنان ارتباطى وجود دارد.
◄روشهاى درمــــان شب ادرارى كــــــودكان اولين گام براى درمان كودكان شب ادرار آن است كه والدين و اعضاى موثر خانواده سعى كنند با رعايت برنامه اى منظم براى خواب و خوراك كودك، خشك خوابيدن در طول شب را به او بياموزند. در اين زمينه توجه به نكات زير مى تواند مفيد باشد:
۱- هيچ گاه از تنبيه، سرزنش، انتقاد و يا شرمنده كردن كودك براى درمان و كاهش شب ادرارى او استفاده نكنيد.
۲- قبل از اين كه كودك براى خوابيدن به رختخواب برود، به او يادآورى كنيد كه به دستشويى برود. اگر كودك گفت كه نيازى به دستشويى ندارد، از او بخواهيد كه به هرحال سعى كند، مثانه اش را خالى كند.
۳- نوشيدن مايعات را دو ساعت قبل از خواب محدود كنيد (حتى غذاها و خوراكى هايى كه آب زيادى دارند مثل بستنى، ژله، سوپ و...).
یكى از اين روش ها استفاده از رژيم هاى غذايى و نمودار روزانه است كه طى آن كودك سعى مى كند با يك برنامه تنظيم شده و كاهش نوشيدنى هاى گوناگون در طول شب، خود را كنترل كند و خشك بخوابد. معمولاً اين شيوه درمان در ۲۵ درصد موارد موجب كاهش ۷۰ درصد از شب ادرارى كودكان مى شود. استفــــاده از وســــــايل و زنگهـــاى حســـاس به رطـــــــــوبت: يكى از موفق ترين شيوه هاى كاهش شب ادرارى كودكان، استفاده از وسايل حساس به رطوبت است. اين زنگ ها دونوع هستند، دسته اول به زيرشلوارى كودك و دسته دوم به ملافه رختخواب كودك بسته مى شوند. در هر دو حالت با كمترين نم و رطوبتى به صدا در مى آيند و كودك را از خواب بيدار مى كنند. بعد از مدتى كه كودك نسبت به زمان پر شدن مثانه اش حساس مى شود و قبل از آن كه رختخوابش را خيس كند، بيدار مى شود و به دستشويى مى رود. چنانچه كودك نسبت به صداى زنگ حساس نباشد، وظيفه والدين است كه فوراً او را بلند كنند و به دستشويى ببرند.
هنگام استفاده از اين گونه وسايل، بايد زيرشلوارى كودك مجدداً عوض شود و هيچ گونه رطوبتى نداشته باشد تا دستگاه درست كار كند. در طول درمان، هيچ گاه كودك را تنبيه و سرزنش نكنيد، خيلى آرام و خونسرد بلند شويد و بدون كمترين دلخورى و اوقات تلخى او را به دستشويى ببريد. باز هم به خاطر داشته باشيد كه كمك ها و همراهى هاى شما مى تواند مشكل كودك را تخفيف دهد، پس او را به دليل مشاركتش در برنامه درمان، تشويق و ترغيب كنيد تا كودك دچار بحران روحى نشود. براساس گزارش هاى مختلف تقريباً ۷۰ درصد از شب ادرارى هاى نوع اول با استفاده از اين شيوه بهبود مى يابند. پزشكان و متخصصان كودك پيشنهاد مى كنند، كودكانى كه از اين روش براى درمان خود استفاده مى كنند، بهتر است تا سه هفته بعد از اين كه توانستند كاملاً خشك بخوابند، از دستگاه هاى حساس به رطوبت استفاده كنند.
ورزشهـــاى مخصـــــــــوص تقـــويت مثانــــه: گروهى از پزشكان و متخصصان كودك توصيه مى كنند براى درمان شب ادرارى كودكان مى توان آنها را تشويق كرد تا ورزش هاى كششى و حركات بدنى اى انجام دهند كه موجب گنجايش بيشتر مثانه آنها و بالارفتن توان كنترل بيشتر آنها بر اعمال مثانه شان مى شود. اين حركات و نرمش ها در طول روز انجام مى شود و زمانى كه كودك احساس مى كند مثانه اش پر شده است، سعى مى كند با كشش بدنى، گنجايش آن را بيشتر كند. روش ديگر آن است كه از كودك مى خواهند هنگامى كه در طول روز به دستشويى مى رود تا ادرار كند، چند لحظه اى جلوى ريزش ادرارش را بگيرد و دوباره ماهيچه انتهايى مجراى ادرارى اش را رها كند. اين كار موجب تقويت ماهيچه هاى انتهايى مجراى ادرارى مى شود. نتايج تحقيقى كه در اين زمينه صورت گرفته است نشان مى دهد، ۶۶ درصد كودكانى كه از اين روش استفاده كرده اند، تا ۲۰ درصد بهبود يافته اند و توانسته اند روند درمان را پس از مدتى تسريع بخشند.
درمانهـــــــــاى روانشناختــــى: يكى ديگر از روش هاى درمان شب ادرارى در كودكان استفاده از روش هاى روان شناختى است، به ويژه در مواردى كه شب ادرارى كودك ناشى از تغييرات و تعارضات عاطفى _ هيجانى (مثل تولد نوزاد جديد، شرايط استرس آور درسى _ مدرسه اى و...) و يا بحران هاى عاطفى (مثل جدايى و طلاق والدين، درگيرى هاى خانوادگى و...) است. اساس درمان هاى روان شناختى، كمك به كودك و خانواده اش براى يافتن عامل و علت اصلى شب ادرارى كودك است. اين روش ها به آنها ياد مى دهد كه چگونه با كودك شب ادرار بايد كنار آمد و به او كمك كرد تا با مشكلش روبه رو شود و درصدد حل آن برآيد. از جمله درمان هاى روان شناختى، روش تشويقى است كه براساس آن والدين جدول هفتگى اى تهيه مى كنند و شب هايى را كه كودك توانسته خشك بخوابد در آن علامت مى زنند (ستاره اى به كودك مى دهند).
بعد از آن كه تعداد علامت ها (ستاره ها) به ده رسيد، جايزه اى كه كودك انتخاب مى كند، برايش فراهم مى آورند. ب) درمانهــــــــاى دارويـــــــــى در سال هاى اخير، براى درمان شب ادرارى كودكان از دارودرمانى استفاده مى شود. بسيارى از اين داروها، عملاً براى درمان مشكلات ديگرى مثل، افسردگى، اضطراب و... تجويز مى شوند. ايمى پرامين يكى از رايج ترين داروهاى ضدافسردگى است كه براى درمان شب ادرارى به كودكان هم داده مى شود. اين دارو تا ميزان ۳۰ درصد مى تواند شب ادرارى كودك را كاهش دهد. ايمـــى پــــرامين : براى كنترل ادرار در طول شب (و حتى روز) داده مى شود. لازم به ذكر است كه اين گونه داروها براى درمان بلندمدت شب ادرارى كارايى ندارند. به عبارت ديگر، اگر دارو قطع شود، كودك مجدداً دچار شب ادرارى و عدم كنترل بر مثانه خواهد شد. مشكل ديگرى كه اين گونه داروها پديد مى آورند، عوارض جانبى آنهاست، به خصوص كه اين عوارض در كودكان شديدتر است. چنانچه كودكى به ناچار از شيوه دارودرمانى براى حل مشكل شب ادرارى اش استفاده مى كند، بهتر است حتماً زير نظر پزشك متخصص باشد.
داروهاى دسمــــــــــــوپسين: انواع ديگر داروهايى كه براى حل مشكل شب ادرارى كودكان به كار برده مى شوند، استفاده از داروهاى دسموپرسين است. اين داروها موجب تغييراتى در هورمون هاى بدن (ADH) مى شوند. اين شيوه درمان، در مورد كودكانى مى تواند موثر باشد كه هورمون ADH در بدن شان دچار نارسايى است. اين دارو موجب كاهش آب ادرار و ديرتر پرشدن مثانه كودك در طول مدتى كه خواب است، مى شود. مصرف اين دارو براى كودكان خردسال به صورت افشانه اى و در بينى است. اغلب والدين گزارش كرده اند كه استفاده از اين دارو خيلى سريع مى تواند شب ادرارى را در كودكان كاهش دهد. پزشكان نيز توصيه مى كنند اگر كودك توانست بعد از سه ماه كه از اين دارو استفاده كرد، خشك بخوابد، بهتر است مصرف آن را به تدريج كاهش داد. متاسفانه اين گروه داروها هم مثل داروهاى ضدافسردگى، زمانى كه مصرف آنها قطع مى شود، تاثير خود را در بدن كودك از دست مى دهند و مجدداً علائم شب ادرارى در او ظاهر مى شود. در اين گونه موارد، گروهى از پزشكان پس از شروع دوباره شب ادرارى، تجويز دارو را از سر مى گيرند و گروهى از والدين تصميم مى گيرند صبورانه با اين مشكل فرزندشان در خانه كنار بيايند و فقط شب هايى كه كودك دور از خانه اش مى خوابد، از اين گونه اسپرى ها و داروها استفاده كنند. اگر چه شب ادرارى هاى كودكان گاهى سبب ناراحتى والدين، اعضاى خانواده و خودِ كودك مى شود، اما خوشبختانه در اغلب موارد بدون درمان خاصى بهبود مى يابند. اما از آن جايى كه گاهى اين مشكل مى تواند علامت بيمارى جسمانى حادى باشد، بهتر است براى حل مشكل و درمان به موقع با پزشك متخصص مشاوره اى انجام دهند. در نظر داشته باشيد، انتخاب بهترين شيوه درمان در هر كودكى متفاوت است و بايد متناسب با شرايط جسمى _ روحى او انتخاب شود.
سرگرمی در کودکان
بچهها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه ميكنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکشهاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايهها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي همسال و بعضي وقتها حتي با خشونت در خانواده يا جامعهشان دست و پنجه نرم کنند. بيشتر والدين كودكان نوپا آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته والدين منطقي است، چون كودك نوپا مي تواند اسباب بازي ها را بر دارد، با آن ها بازي كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند.
نوپاها آموخته اند كه مي توانند خودشان كارهايي انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاري و سماجت به خرج مي دهند. با اين همه يك بچه يك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدينش بچرخد، ما مي توانيم به او كمك كنيم كه بياموزد چگونه خود را سرگرم كند. جين فوي، متخصص كودكان در كاروليناي شمالي مي گويد: "كودكان نوپا اصولاً نمي توانند براي مدت طولاني به تنهايي بازي كنند". طولاني ترين زماني كه مي توانيد از يك بچه يك ساله انتظار داشته باشيد به تنهايي بازي كند چيزي حدود پانزده دقيقه است، دادن چنين فرصتي به كودك كاري است كه به انجام دادنش مي ارزد، اين كار تنها به اين دليل نيست كه شما فرصت داشته باشيد شام را آماده كنيد يا اتاق را جارو و گردگيري كنيد. دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و يادگيري دانشگاه كاروليناي شمالي در اين باره مي گويد:"تنها بازي كردن، تقويت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقيت، و مهارت هاي زباني است.
اغلب مي بينيم كه يك كودك پانزده ماهه موقعي كه تنها بازي مي كند با خود چيزهايي زمزمه مي كند، چنين بازي هايي پايه و اساس رشد مهارت هاي زباني هستند. "دكتر اسكالار مي گويد:" قابليت بچه ها براي تنها بازي كردن به حال و وضعيت آن ها هم بستگي دارد، اگر بچه گرسنه، خسته يا مريض باشد كمتر به تنها بازي كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براين شما از يك نوپاي كمي بزرگ تر هم نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه مدت طولاني تري تنها بازي كند." دكتر فوي معتقد است: "يك كودك بيست و دوماهه كه از نظر شناختي و زباني قابليت هاي بيشتري از كودك يك ساله يا پانزده ماهه دارد تمايل روز افزوني براي كسب استقلال در خود مي بيند، بنابراين بيش از پيش دوست دارد با شكستن حد و مرزهايي كه شما وضع كرده ايد آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراين اين نياز بيشتري به نظارت و توجه مداوم و از نزديك دارد".
براي افزايش ظرفيت كودكتان در تنها بازي كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپاريد:" علاقه،ايجاد عادت، سازماندهي، و جهت دهي".اول سعي كنيد كودكتان را به فعاليتي مشغول كنيد كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمي شلوغ كاري اشكالي ندارد به او اجازه دهيد اگر دوست دارد ليوان ها و قاشق ها را جابه جا كند يا لباس ها را از كشوي كمد بيرون بكشد. ژوليت كه يك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوي پايين كابينت آشپزخانه را پر از بطري، قاشق و پيمانه هاي پلاستيكي كرده تا هنگامي كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازي شود و كاري به كار او نداشته باشد. بنابراين مي بينيم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش مي تواند او را به سمت تنها بازي كردن سوق بدهد.
چنان كه گفتيم دومين نكته اي كه بايد به ذهن بسپاريد "ايجاد عادت" است. وقتي كودك شما كاملاً مشغول بازي شد، به آرامي كمي دور شويد يا يك مجله به دست بگيريد. وقتي او اسباب بازي به سمت شما مي اندازد تا شما را به بازي بكشاند، به راحتي اسباب بازي را به خودش برگردانيد و جمله كوتاهي درباره بازيش بگوييد و لبخند بزنيد. طي روزها و هفته هاي بعد بتدريج و آرام آرام سعي كنيد فاصله فيزيكي و ذهني خود را از او بيشتر كنيد و بيشتر پي كار خودتان باشيد، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنيد. دقت داشته باشيد در محلي كه كودك مشغول بازي است شئ يا موقعيتي وجود نداشته باشد كه امنيت و سلامت كودك را به خطر بيندازد. كودك يك ساله در كي از خطر ندارد.
نكته ديگري كه در اين مورد برشمرديم " سازماندهي " فعاليت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازي هاي جورواجوري كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگي و گيج شدن او مي شود. به جاي اين كار، هر بار تنها يك اسباب بازي در اختيار او بگذاريد و به نوبت اسباب بازي ها را عوض كنيد. تري مي گويد:"من وقتي مي خواهم كتابي بخوانم يا حساب خريدهاي روزانه ام را بكنم؛ از همين روش استفاده مي كنم، كتابم را به اتاق فرزندم مي برم و آن جا اول عروسك پشمالويش را به او مي دهم، بعد از چند دقيقه توپ را و بعد از مدتي دو تا كتاب در اختيارش مي گذارم، به اين ترتيب او مرتب مشغول بازي است و با هر اسباب بازي به نوبت حسابي بازي مي كند و سرگرم مي شود، و من هم به كارم مي رسم." يك كودك يك ساله نياز به جهت دهي دارد، از اين رو وقتي احساس مي كنيد كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازي با يك اسباب بازي از دست مي دهد، با پرسيدن يك سؤال دوباره او را تحريك كنيد. مثلاً وقتي كودكتان مشغول بازي با بلوك هايش است، در حين اين كه مشغول كار خودتان هستيد بدون اين كه مستقيماً وارد بازي با او شويد، با او صحبت كنيد.
مثلاً مي توانيد بگوييد:" عجب! تو سه تا مكعب رو روي هم گذاشتي. مي توني يكي ديگه هم بهشون اضافه كني؟"سعي كنيد برنامه تنها بازي كردن بخشي از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشينگتن مي گويد:" كليد تقويت توانايي تنها بازي كردن در بچه ها اين است كه با افزايش تدريجي زمان تنها بازي كردن، او را به اين كار عادت دهيد." البته ممكن است اولين تلاش هاي شما براي وادار كردن كودك به تنها بازي كردن بيش از چند دقيقه نتيجه ندهد و كودك پس از دقايقي كوتاه داد و فرياد راه بيندازد و شما را بطلبد، در اين هنگام سعي كنيد سريع به او پاسخ ندهيد، به او فرصتي بدهيد تا خودش با مسأله كنار بيايد. يك زمان مناسب براي ايجاد عادت تنها بازي كردن، بعد از حمام يا ناهار است، اين زماني است كه كودك راضي و خشنود به نظر مي رسد.
زمان هايي كه خودتان خسته هستيد براي اين كار انتخاب نكنيد. دكتر فوي مي گويد:" خستگي و تنشي كه شما در درونتان احساس مي كنيد ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود." در ضمن به خاطر بسپاريد كه اين فرايند هميشه با يك الگو و با يك كيفيت ثابت نخواهد بود. كودكي كه يك روز خيلي خوب خودش را به تنهايي سرگرم مي كند، روز بعد ممكن است كاملاً از اين كار امتناع كند، اما شما بايد تلاش كنيد كه فرصت هاي لازم را براي او فراهم كنيد تا تنها بازي كردن را به مرور بياموزد. پيش از اين كه شما فكرش را بكنيد خواهيد ديد كه توانسته ايد پانزده دقيقه تمام به حال خودتان باشيد و كودك كاري به شما نداشته و شادمانه خود را در دنياي بازي غرق كرده است! منبع: وبلاگ نشاط
رختخواب خيس كابوس شبانه كودكان
باز هم بينتيجه بود. با دو دست شقيقههايش را فشار داد. سرش گيج ميرفت. اينبار ديگر ميخواست به معلم مدرسة پسرش بگويد كه او را سر كلاس و جلو دانشآموزان ديگر براي اين عادت زشتش سرزنش كند. همة راهها را امتحان كرده بود. انواع تنبيهها و تشويقها را براي ترك اين عادت ناپسندش در نظر گرفته بود. اما هيچكدام مؤثر نبود. شبها همهچيز خوب بود. پسرك قول ميداد و با وعدههاي مادر بهخواب خوش فرو ميرفت. اما صبح روز بعد، مادر ميماند و يك رختخواب خيس. پسرك انكار ميكرد: من اينكار را نكردهام! مادر درمانده شده بود
شايد در تربيت كودكش سستي و سهلانگاري كرده بود. به چشمانش نگاه كرد، معصوم بودند و ترسان. دستش پايين افتاد و در برابر كودك بيگناه شرمگين شد ... رختخواب خيس شبادراري به معناي ناتواني در كنترل ادرار در طول ساعات شب است. اغلب پزشكان اين اصطلاح را براي كودكان زير پنج سال بهكار ميبرند؛ با اين حال، 5 ميليون كودك در ايالات متحدة امريكا زندگي ميكنند كه بعد از شش سالگي هم رختخواب خود را خيس ميكنند. پس بپذيريد كه كودك شما تنها نيست. براي شناخت پديدة شبادراري بايد بدانيم كه كليهها چگونه كار ميكنند. كار كليهها ساختن ادرار است. ادرار از طريق حالبها به مثانه فرستاده ميشود. مثانه شبيه بالون است و ادرار را در خود نگه ميدارد. يك دريچة عضلاني نيز مانع خروج ادرار از مثانه ميشود. با پر شدن مثانه، يك پيام عصبي به مغز ميرسد و مغز دستور باز شدن دريچة عضلاني را صادر ميكند.
اگر كودك در زمان خواب اين پيام را دريافت نكند، مثانة او خودبهخود خالي ميشود. علل ايجادكنندة شبادراري ناشناختهاند. اما عوامل متعددي با اين عارضه ارتباط دارند:
1. حجم مثانه: شبادراري ممكن است بهدليل ظرفيت كم مثانه باشد.
2. سابقة خانوادگـــي: كودكان والديني كه شبادراري داشتهاند، بيشتر احتمال دارد كه به اين عارضه دچار شوند.
3. عفونت: عفونت كليهها يا مثانه ممكن است باعث شبادراري كودكي شود كه سابقة اين مشكل را نداشته است.
4. كمبــود هـــورمون ضد ادرار:ميزان اين هورمون در بدن كودكاني كه رختخواب خود را خيس مي كنند كمتر از سايرين است.اين هورمون ساخت ادرار را كاهش ميدهد.بنابراين،افراد داراي سطح پايين هورمون ضد ادرار ممكن است ادرار بيشتري بسازند و مستعد شبادراري باشند.
5. تأخير در رشـــد و نمـــو: كودك ممكن است به علت تأخير رشد دستگاه عصبي خود قادر به دريافت پيام از مثانة پر نباشد.
6. خـــواب بسيار عميق: تعدادي از پزشكان به در نظر گرفتن اين عامل بهتنهايي اعتقادي ندارند.
7. رژيم غذايــــي: مصرف شكلات و مواد كافئيندار و محصولات غذايي حاوي مواد رنگي مصنوعي كودك را مستعد شبادراري ميكند.
8. علل رواني و عاطفي: برخي از كودكان دچار مشكلات رواني و عاطفياند و اعتمادبهنفس كافي براي كنترل ادرار پيدا نكردهاند. اين كودكان نيز مستعد شبادرارياند. كودكان در حدود پنج الي شش سالگي كنترل ادرار در طول شب را بهدست ميآورند. اما 15 درصد كودكان پس از پنج سالگي همچنان در شب رختخواب خود را خيس ميكنند. جالب آنكه 3 درصد افراد تا پانزده سالگي نيز گاهگاه به اين مشكل دچار ميشوند. آنچه اهميت دارد دانستن اين موضوع است كه شبادراري بيماري نيست، بلكه وضعيتي است كه نياز به درمان مؤثر و مداوم دارد. آشنا كردن كودك با عارضة شبادراري گاه كودك از شما ميپرسد: «من نميخواهم رختخوابم را خيس كنم. نميخواهم شما را به دردسر بيندازم. پس چرا اين اتفاق ميافتد؟» ابتدا بايد به كودك بفهمانيد شبادراري گناه نيست. خودتان هم باور كنيد كه كودك بدون هيچ غرضي اينكار را انجام ميدهد. پس تنبيه يا شرمنده كردن او وضع را بهتر نخواهد كرد. براي كودكتان توضيح دهيد كه احتمالاً كلية او بيشتر از كلية ديگران ادرار ميسازد يا مثانهاش قادر به نگهداري ادرار نيست. ميتوانيد با يادآوري اين مسئله كه شما و پدرش هم مثل او بودهايد، فرزند خود را متوجه كنيد كه تنها نيست. يك بادكنك را از آب پر كنيد. به كودك بگوييد كه اين بادكنك شبيه مثانه است. وقتي پر ميشود به ديوارههايش فشار ميآيد و كشيده میشود. تا زماني كه دهانة بادكنك بسته باشد، آب از آن خارج نميشود. هرگاه مغز دستور دهد، دهانة بادكنك باز ميشود و ادرار بيرون ميريزد. به كودك بفهمانيد كه فرمان مغز همان چيزي است كه او بايد هنگام خواب دريافت كند.
همچنين، كودك بايد از نظر مشكلات و بيماريهاي مربوط به شبادراري بررسي شود. بخصوص كودكي كه علاوه بر شب، در طول روز هم دچار مشكل در كنترل ادرار است. اين كودك را بايد پزشك معاينه كند و تحت آزمايشهاي ادراري قرار گيرد. خوشبختانه بجز در مورد كودكاني كه دچار بيماريهاي زمينهاي مانند ديابت و عفونت يا ناهنجاريهاي مادرزادياند، اغلب معاينات كودك را طبيعي نشان ميدهند. درمان شبادراري كودكان راههاي متفاوتي براي جلوگيري از شبادراري كودكان وجود دارد. توصيههاي كاربردي زير را بهخاطر بسپاريد: 1. نوشيدن مايعات را قبل از خواب كودك محدود كنيد. بعد از شام، نوشيدن حداكثر يك ليوان آب كافي است. مقدار دقيق مايع مورد نياز بدن كودك خود را از پزشك بپرسيد. 2. كـــودك را پيش از خواب به توالت بفرستيد. اگــــر مثانهاش پر نيست، مجبورش نكنيد که آن را خالــــي كند. اين كار باعث مي شود رختخوابش را خيس كند زيرا در كار مثانه اختلال بهوجود مـــيآورد. 3. محدودسازي مصرف مايعات در طول روز هيچ كمكي به بهبود شبادراري نميكند.
محدودسازي مايعات بايد حداكثر دو الي سه ساعت قبل از خواب كودك باشد. 4. شبها چراغ توالت را روشن بگذاريد. گاه ترس از تاريكي باعث ميشود كه كودك رختخوابش را ترك نكند. 5. ميتوانيد از روش جايزه و ستاره كمك بگيريد. جدولي براي كودك رسم كنيد و هر روز در آن يادداشت كنيد كه شب قبل را خشك گذرانده يا خيس. بهازاي شبهاي خشك به او ستاره بدهيد و بعد از آنكه چند ستاره گرفت، تشويقش كنيد. استفــــاده از زنگ هشــــدار دهنده در كودكي كه رختخوابش را خيس ميكند، بايد راه عصبي مغز به مثانه تقويت شود. زنگهاي هشداردهنده براي تقويت اين مكانيسم بهكار ميروند. يك گيرندة رطوبت، بلافاصله پس از شروع ادرار كردن كودك، در رختخواب او فعال ميشود و زنگ را بهصدا درميآورد.
برخي از اين زنگها لرزشي هستند كه براي كودكانِ دچار مشكلات شنوايي يا آنهايي كه به همراه سايرين در يك اتاق ميخوابند بهكار ميروند. هنگامي كه كودك بيدار ميشود و به سمت توالت ميرود، اين زنگ هشداردهنده عضلات سقف لگن را تحريك و منقبض ميكند. در نتيجه، جلو خروج بيشتر ادرار گرفته ميشود. بهتدريج كودك ميآموزد كه پيش از بهصدا درآمدن زنگ از خواب بيدار شود يا تمام شب را بدون نياز به ادرار كردن به خواب رود. به اين ترتيب، مشكل شبادراري حل ميشود. استفاده از اين روش براي كودكان زير هفت سال مناسب نيست. زيرا كودك بايد آنقدر بزرگ شده باشد كه مشكل شبادراري را دريابد و، بهعنوان بخشي از درمان، با والدين و پزشك همكاري كند. براساس آمار بهدستآمده، اين زنگها ميتوانند تا 70 درصد در درمان شبادراري مؤثر باشند. اما در 10 الي 15 درصد موارد، احتمال عود شبادراري وجود دارد.
توصيه ميشود كه استفاده از اين زنگها حداقل سه هفته پس از خشك شدن رختخواب كودك ادامه يابد. بهنظر ميرسد كه درمان هر كودك با اين روش به چهار الي پنج ماه زمان نياز دارد. درمان دارويي شبادراري كودكان داروها بسيار سريعتر از زنگهاي هشداردهنده عمل ميكنند، بخصوص در كودكاني كه به اردو يا سفر چندروزه ميروند. اما اين داروها، بهجاي معالجه كردن عارضه، آن را براي مدت كوتاهي پنهان ميكنند. * اسپري استنشاقي دسموپرسين براي مدت زمان كوتاه مفيد است. اين دارو باعث كاهش توليد ادرار ميشود، بسيار سريع اثر ميكند و عوارض جانبي بسيار كمي دارد. طرز مصرف آن به صورت يك پُف در هر سوراخ بيني قبل از خواب است. * داروي ايميپرامين هم كه در درمان افسردگي بالغين بهكار ميرود، با بهبود وضعيت خواب كودك، از عارضة شبادراري جلوگيري ميكند. همچنين اين دارو، با اثر بر عضلات مثانه، مانع شبادراري ميشود. بهخاطر داشته باشيد كه نبايد بيش از سه ماه از اين دارو استفاده كنيد زيرا ميتواند موجب تغيير رفتار كودك شود.
* در مورد برخي كودكان كه عضلات مثانة آنها قبل از پر شدن كامل مثانه منقبض ميشود، اكسيبوتين كاربرد دارد. عــــــــــود شب ادراري گاه كودكاني كه مدتهاي طولاني رختخواب خود را خيس نكردهاند، دوباره شروع به شبادراري ميكنند. اين عارضه در اغلب موارد علت رواني دارد. كودك بهدليلي كه ميتواند تولد يك خواهر يا برادر جديد باشد مضطرب و نگران است. چنين كودكي نياز به مشاورة رواني دارد و لازم است با او دربارة آنچه نگرانش ميكند صحبت شود. از هر صد كودك مبتلا به شبادراري، يك تا دو كودك تا پانزده سالگي رختخواب خود را خيس ميكنند. شبادراري عارضهاي پردردسر ولي خوشخيم است و در بيشتر موارد بهسادگي برطرف ميشود. بسياري از كودكان سعي ميكنند بيدار بمانند تا جلو اين اتفاق را بگيرند. بايد به چنين كودكاني اطمينان داد كه اين مسئله دير يا زود حل خواهد شد. پزشك و پدر و مادر در كنار او هستند و او را حمايت ميكنند تا مشكل بهطور كامل برطرف شود. انجمن درمانگران ایران
ده رفتار مناسب به جای تنبيه بدنی برکودکان
بعضي از والدين آخرين راه چاره را در تربيت فرزندان، تنبيه بدني مي دانند؛ اما همواره به جاي تنبيه و اعمال خشونت راه بهتري هم مي توان پيدا كرد. چون تنبيه بدني عوارض متعددي در رفتار و روحيه فرزند شما به جاي خواهد گذاشت.حتي اگر بسيار به ندرت كودك خود را تنبيه مي كنيد، حتماً اين مطلب را مطالعه كنيد ...
بسياري از والدين عمداً دست به تنبيه بدني نمي زنند. معمولاً هنگامي اين رفتار از بزرگترها سر مي زند كه كنترل خود را از دست بدهند يا احساس نااميدي كنند. ممكن است بابا به خاطر اين كه سه بار از كودك خواسته تلويزيون را خاموش كند و او توجهي نكرده عصباني شود و كتكش بزند. يا وقتي پسر كوچولوي چهار ساله به وسط خيابان مي دود شايد مامان او را بزند تا حواسش بيشتر جمع باشد.
همه پدر و مادرها مي دانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحت كننده است؛ نگراني و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همين صورت. مادري كه گفتيم، از اين كه پسرش دوباره به وسط خيابان بدود و مثل اين دفعه شانس نياورد! خيلي نگران است.
اكثر والدين حداقل يك بار فرزندشان را تنبيه بدني كرده اند يا احساس كرده اند او يك كتك مفصل لازم دارد. اما به راستي چرا اين تعداد از پدر و مادرها از تنبيه بدني استفاده مي كنند؟ شايد بگوييد: چون مؤثر است. ولي واقعيت اين است كه اگر تنبيه بدني مؤثر باشد فقط و فقط در كوتاه مدت تأثيرگذار است.
مــادر سميـــرا كوچولو گهگاه او را تنبيه بدني مي كند، ولي آن سوي ماجرا اين است که ، مربي او در مهدكودك مرتب بايد مراقبش باشد تا بچه هاي ديگر را آزار ندهد!
در سال 2002 يك تحقيق وسيع در مورد آثار و عوارض تنبيه به عمل آمد. خانم « اليــــزابت تامســـون » از مركز ملي كـــودكان فقير در دانشگاه كلمبيا، اطلاعات گردآوري شده طي 62 سال را مورد بــــررسي قرار داد و دريافت كه:
" هر قدر كـــودک بيشتــر تنبيه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بيشتر مي شود. ضمناً چنين كــــودكي بيشتر رفتارهاي نادرستي مثل دروغگویـــی، حقه بازي و آزار و اذيت ديگـــران را از خود نشان خواهد داد. "
كودكاني كه با تنبيه بزرگ شده اند كمتر درست و نادرست را از هم تشخيص مي دهند، و در غياب والدين خود بيشتر از ساير بچه ها رفتارهاي نادرست و بي ادبانه انجام مي دهند.
يكي از مادران كه معمولاً فرزندش را تنبيه بدني مي كند مي گويد: "بچه من موقعي رفتارش درست است كه او را تنبيه مي كنم. اما راستش، نمي دانم رفتار درست او به خاطر ترس است يا اين كه واقعاً خوب و بد را از هم تشخيص داده است."
پس چه بايد كــــــرد؟
آيا جايگزين مناسبي به جاي تنبيه بدني وجود دارد؟ رفتارهايي كه در ذيل آورده شده با اين اعتقاد فهرست شده كه يك كودك سزاوار احترام است، حتي وقتي رفتارش آنگونه كه بايد نيست.
سعـــي كنيد در رفتـــارتان ملايــم و مهـــربان باشيد.
وقتي تن (TONE) صدايتان عادي و طبيعي باشد كودك بهتر حرفتان را مي شنود.
كمــــي تأمـــل كنيد.
يك مكث كوتاه در عكس العمل و اندكي صبر هنگام هيجان، مي تواند گره گشا باشد. چه اشكالي دارد كه بگوييم: الآن براي مواجهه و حل اين مسئله خيلي ناراحت هستم و موقعيت مناسب نيست. بعداً در موردش صحبت مي كنيم.
به او بيــــامــــــــوزيد.
به جاي مجازات او به خاطر كار نادرستش، كار درست را به او ياد بدهيد. مثلاً بگوييد: وقتي اسباب بازي هايت را در اتاق پذيرايي رها مي كني من اين كارت را نمي پسندم. دوست دارم دفعه بعد آنها را در كمد بگذاري.
مثبت باشيـــد.
به جاي آنكه بگوييد :چند مرتبه بايد به تو بگويم كه دندانهايت را مسواك بزني؟! مي توانيد بگوييد :دندان هاي قشنگت را مسواك بزن كه همين طور قشنگ بماند. بعد منو خبر كن كه بعد از تو مسواك بزنم.
« تـــــــوضيح » به جاي « تهــــــديد ».
مي توانيد با يك توضيح مختصر، علت زشتي رفتار او را روشن كنيد تا در ذهنش دليلي براي تغيير رفتار داشته باشد.
از عصبــــانيت دوري كنيد.
به جاي تمركز روي اشتباه يا رفتار نادرست كودك، كه شما را براي هيجان و عكس العمل احساسي آماده مي كند، از هر يك از موارد خطاي فرزندتان به عنوان موقعيت خوبي جهت راهنمايي او و فراگيري استفاده كنيد.
انگيــــــزه بدهيد.
به او با جملات خاصي انگيزه بدهيد و صحبت هاي تشويق كننده داشته باشيد.
انعطاف پــــذيـــــر باشيد.
وقتي كودك مي پرسد: «مي تونم اين برنامه تلويزيون رو تا آخر ببينم، بعد بريم بيرون؟» منطقي باشيد.اگر فرصت داريد، به درخواستش جواب مثبت بدهيد.بدين ترتيب كودك رفته رفته با هنر گفتگو و مذاكره آشنا ميشود.
از لجبــــازي و زورآزمايــــي بپـــرهيزيد.
هيچ كاري مخربتر و بي فايده تر از زور آزمايي با فرزند نيست. او را به همكاري كردن تشويق كنيد. مثلاً مي توان گفت : من مشكلي دارم. من دوست دارم تو پيراهن تميزي بپوشي ولي مي بينم كه تو باز هم همون قبلي رو مي پوشي. به نظرت چطور مي شه اين مسئله رو رفع كرد؟ وقتي مشكل را با كودك در ميان بگذاريد احتمالاً بيشتر علاقه مند مي شود كه در حل آن كمك كند و با شما همكاري كند.
زيــــــــرک باشيد.
اگر عملكرد فعلي شما اثر ندارد با زيركي راه ديگري پيدا كنيد. تغيير خط مشي شما آسان تر است تا اين كه هميشه بخواهيد اول او تغيير كند. از خودتان بپرسيد: چه كار ديگري مي توانم بكنم تا او را به عكس العمل بهتري ترغيب كند؟
نكتــــــه:
در رابطه با مجازات كــــودك اين سه قاعـــده را به ياد داشته باشيد:
هنگــام عصبانيت از مجازات بپـــرهيزيد.
بـــراي تلافـــي كــــردن يا انتقـــام گرفتن، مجازات نكنيد.
هميشه مجازات شديدتـــر، مجازات بهتـــر نيست.
«جان» كه پسري 13 ساله است، ميگويد: «پدرم معمولا من را به رستورانهاي فستفود ميبرد. به همين دليل، بيرون رفتن با او كلي خوش ميگذرد. تازه از همه اينها بهتر اين است كه خودم ميتوانم رستوران مورد علاقهام را انتخاب كنم. هر وقت هم با پدرم تنها در خانه باشم به من بيسكويت، آبميوه، كيك و آب نبات ميدهد؛ بستني كه ديگر در اين روزهاي گرم تابستان خيلي ميچسبد. پدرم خودش خيلي چاق نيست؛ معمولا علاقهاي هم به خوراكيهاي خوشمزهاي كه براي من ميخرد ندارد. فقط اين روزها يك مشكل كوچك دارم، كمكم دارم نسبت به دوستهايم اضافه وزن پيدا ميكنم. حالا با اين همه خوراكيهاي خوشمزه كه نميتوانم از آنها بگذرم چهكار كنم؟ واقعا بايد همه آنها را دور بريزم؟!»
هميشه براي هر اتفاقي كه براي بچهها ميافتاد، بهخصوص وقتي مسئله مربوط به خورد و خوراك آنها باشد، اين مادران بودند كه مورد سرزنش قرار ميگرفتند؛ غافل از اينكه بچهها در انتخاب غذا از پدر خود الگو برداري ميكنند. نه اينكه انتخاب غذاي مادرها تاثيري در انتخابهاي كودكان ندارد اما پدرها در اين مورد تاثيرگذارترند. بهعلاوه كودكان در زمان بيرون رفتن با پدران خود، در انتخاب رستورانهايي كه دوست دارند آزادتر هستند و در زمان خريد از فروشگاهها هم ميتوانند هر ميانوعدهاي را كه دوست دارند انتخاب كنند و مشكل اصلي هم همين است. گاهي هم لازم است پدرها در مقابل كودكان بايستند و با قاطعيت به آنها بگويند «نه فكر نميكنم اين براي سلامت تو مناسب باشد.» اين اصلا نشانه خشن بودن پدر يا نامهربان بودن او نيست بلكه حس مسئوليت او را درخصوص سلامت كودكش ميدهد.
بهطور معمول هرگاه در مشاورههاي مدرسه يا مشاورههاي خانواده به پدرها گفته ميشود لازم است وقت بيشتري با كودك بگذرانند، معمولا نخستين برداشت آنها اين است كه بايد با كودكان به خوشگذراني بروند و معمولا نخستين انتخاب فستفودها و بستنيفروشيها هستند. براي همين هم لازم است گاهي به ياد آنها بيندازيم كه آنها هم همانند مادران در قبال سلامت كودكان مسئولند. تحقيقات در زمينه چاقي مفرط در كودكان نشان ميدهد، پدران نقش بيشتري در انتخاب غذاهاي كودكان دارند و نتيجه آن هم خوردن موادغذايي ناسالم و آماده است. پدران بيشتر كودكان را به رستورانهاي فستفود ميبرند و اين در نهايت به چاقي مفرط كودكان منجر خواهد شد. عادتهاي تغذيه در دوران كودكي در سلامت فرد حتي در دوره بزرگسالي هم بسيار اهميت دارد. ممكن است گاهي از اوقات كودك خود را ببينيم كه صحيح و سالم است و از خوراكيهاي خوشمزه اما ناسالم لذت ميبرد. نبايد براي تامين لذتهاي لحظههاي او سلامتش را به خطر اندازيم.
- اضافه وزن غيرطبيعي- يكي از تاثيرات منفي مصرف غذاهاي آماده اختلال در عصبهاي كنترل وزن در مغز است كه در طولاني مدت به بروز چاقي مفرط منجر ميشود. مصرف موادغذايي آماده سبب افزايش ترشح انسولين (هورمون تنظيمكننده قندخون) ميشود كه نتيجه آن كاهش سطح قند خون و گرايش به مصرف بيشتر شيرينيجات خواهد بود.
- سرطان، ديابت و ناراحتيهاي قلبي- قطعا دوست نداريم كاري كنيم كه خطر بيماريهايي چون سرطان، ديابت و ناراحتيهاي قلبي كودكانمان را تهديد كند پس مراقب آنچه او ميخورد باشيد.
- بيش فعالي و اختلال حواس-كارشناسان تغذيه معتقدند، مصرف غذاهاي آماده، استفاده از رنگهاي مصنوعي و نگهدارندههاي شيميايي در غذاها خطر ابتلا به بيش فعالي را افزايش ميدهد و كودكان بيمار را نيز تحريك ميكند.
- افزايش سطح قند خون- مصرف موادغذايي آماده و چرب سبب ميشود سطح قند خون افزايش يابد.
همه ما رفتن به رستورانهاي فستفود و خوردن غذاهاي آماده و نوشابهها را دوست داريم اما همين نوشيدنيهاي شيرين گازداركافئين دار يكي از مواردي هستند كه كودكان ما را تهديد ميكنند. نوشيدنيهاي شيرين عموما حاوي نوعي شيرينكننده مصنوعي به نام فروكتوز(شهد ميوه) است. اين طعمدهنده به سلولهاي قلبي آسيب ميرساند و ضربان قلب را دچار اختلال ميكند. اين نوشيدنيها همچنين خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي- عروقي و ديابت را افزايش ميدهند. سكته مغزي، انقباض ماهيچههاي قلب، ديابت نوع دوم، افزايش ميزان كالري دريافتي روزانه در نتيجه آن چاقي، جمع شدن چربي در ناحيه شكم همگي از مضرات نوشيدن نوشيدنيهاي شيرين و گازدار هستند. سعي كنيم به كودكانمان ياد دهيم كه آب بنوشند و اگر آب باب ميل آنها نيست، آبميوههاي طبيعي بنوشند.
پدرها بايد سعي كنند در زمان ايجاد صميميت با كودكان براي آنها سيبزميني سرخ كرده، بستني، آب نبات و شكلات نخرند. علاوه بر اين، پدرها بايد مواد مغذي و سالم را بشناسند و به تغذيه كودكان اهميت دهند. كودكان عادتها و رفتارهاي غذايي خود را از پدرانشان ميگيرند و اين مسئوليت پدرها را بهعنوان الگو، سختتر ميكند. علاوه بر اينها پدران بايد بدانند كه غذاهايي كه اغلب تصور ميكنند سالم هستند، براي سلامت كودكان ضرر دارند و به رشد آنها آسيب ميرسانند. در زمان انتخاب رستوران بهتر است رستورانهايي را انتخاب كنيم كه از موادغذايي سالم و تازه استفاده كنند.
اگر بتوانيم به كودكان خود ياد بدهيم به جاي غذاهاي فرآوري شده سبزي بخورند، خطر ابتلا به بسياري از بيماريها را از آنها دور كردهايم. مصرف سبزيها خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي- عروقي را كاهش ميدهد. در ميان سبزيها؛ گوجه فرنگي، اسفناج، سيب زميني و كاهو سرشار از پتاسيم هستند و براي كودكان بسيار مفيدند. بهعنوان ميان وعده مناسب براي كودكان هم ميتوانيم از ميوهها و دانههاي آجيلي استفاده كنيم. در ميان ميوهها، آووكادو منبع خوبي از چربيهاي سالم است. سيب هم منبع غني فيبر است و مصرف آن خطر بيماريهاي قلبي را كم ميكند. با جايگزين كردن موادغذايي سالم به جاي غذاهاي آماده و كنسروها ميتوانيم از بروز بيماريهايي همچون بالا رفتن سطح تريگليسريد خون، افزايش وزن و چاقي مفرط و همچنين بيماريهاي قلبي-عروقي جلوگيري كنيم.
| مهـم تریـن علایم پوستـی در نوزادان و شیـرخـواران |
|
|
| ظاهرشدن جوش و دانههای قرمزرنگ روی پوست شیرخواران برای هر مادری بسیار نگرانكننده است. |
|
گاهی ضایعات تنها ناشی از نیش حشرات یا حساسیت است و به مرور از بین میرود اما گاهی مساله بسیار مهمتر است و نیاز است والدین فورا فرزندشان را به پزشك نشان دهند تا از وخیمتر شدن وضعیت پیشگیری كنند...
بیماریهای ویروسی و تظاهرات پوستی آنها: یكی از تظاهرات مهم بیماریهای ویروسی در دوران نوزادی و شیرخوارگی درگیریهای پوستی است. همه افراد بیماریهایی نظیر سرخك و سرخجه را شاید به خوبی بشناسند ولی ما بیماریهای پوستی دیگری داریم كه شكل و شمایل ضایعات سرخك و سرخجه را ندارند ولی تظاهرات پوستی مختلفی ایجاد میكنند. مثلا ویروسهای خاصی تحت عنوان پارگوویروسها میتوانند باعث ایجاد ضایعات پوستی همراه با خارش شوند كه شاید تا یك ماه دوام داشته باشند. با دیدن برخی ضایعات پوستی در شیرخواران مانند دانههای قرمز یا آبدار، مادر حتما باید به پزشك مراجعه كند زیرا احتمال اینكه شیرخوار به بیماری ویروسی مبتلا شده باشد وجود دارد. آبله مرغان: آبله مرغان یك بیماری پوستی بسیار شایع است كه در دوران شیرخوارگی ممكن است اتفاق بیفتد. معمولا ابتدا در شیرخوار برخی علایم تنفسی، گلودرد، علایم سرماخوردگی، گاها تب ظاهر میشود و بعد از چند روز ضایعات پوستی ترشحدار و آبدار از سروصورت و به تدریج پایینرونده بروز میكند. این ضایعات خارش شدید داشته و بسیار مسری است. بین 7 تا 10 روز گاها دو هفته طول میكشد تا ضایعات به تدریج خشك شوند. اگر كودك ضایعات پوستی را دستكاری نكند جای اسكار یا جوشگاه آن نمیماند. معمولا هر چه سن بالاتر میرود شدت ضایعه و ریسك به جا ماندن جوشگاه بیشتر میشود. سرخجه و سرخک:
بیماری سرخجه بیماری ویروسی دیگری است كه ممكن است در یك شیرخوار ایجاد شود و ضایعات پوستی آن از سروصورت و پشت و كنار گوش با درگیری غدد لنفاوی پشت گوش و گردن و بزرگ شدن آنها آغاز میشود. 3 تا 5 روز این بیماری طول كشیده و برطرف میشود. سرخك علایم جدیتری دارد. حال عمومی بیمار بدتر است و ممكن است با تب شدید، سرفه و ضایعات پوستی به صورت دانههای قرمزرنگ در كل بدن بروز كند. عفونتهای قارچی:
عفونتهای قارچی در شیرخواران زیر یك سال به صورت عفونتهای قارچی كشاله ران و ناحیه پوشك اتفاق میافتد و مزمن شدن آن آسیبرسان است و سبب آزار كودك میشود. در صورت بروز این حالت مادر باید به متخصص پوست مراجعه كند. عفونتهای میكروبی:
از جمله ضایعات دیگر در نوزادان و شیرخواران كه با دیدن آنها مادر باید به پزشك مراجعه كند، عفونتهای میكروبی است. برخی میكروبها میتوانند سبب زخم زرد شوند. زخم زرد بیماری میكروبی است كه در اثر خارش زیاد و انتقال میكروب از پوست و دست آلوده به منطقه زخم ایجاد میشود. مادر با دیدن زرد رخم باید به پزشك مراجعه كند تا درمان صحیح صورت بگیرد. خالها:
برخی بیماریهای پوستی ممكن است از زمان تولد وجود داشته باشند و وجود آنها در شیرخوار یا نوزاد برای خانواده نگرانكننده است. برخی از خالهای عروقی به نام همانژیوم میتواند از حین تولد ایجاد و تا یك سالگی به تدریج رشد كند ولی خالهای معمولی خالهای با شكل و شمایل غیرمعمول به صورت وسیع و به رنگ قهوهای كمرنگ و مودار ممكن است در نوزادان بروز كند و والدین باید با دیدن آنها با پزشك مشورت كنند. اگزمای اتوپیك یا سرشتی و حلقوی:
اگزمای سرشتی نوعی اگزمای رایج است كه در نوزاد یا شیرخوار بدون تماس داشتن با یك عامل مشخص تحریككننده وجود دارد. با استفاده از چربكنندهها و لباس مناسب میتوان اگزمای سرشتی را در كودكان كنترل كرد. اگزمای حلقوی همراه با قرمزی و خارش و پوستهریزی است و در نوزادان و شیرخواران رایج است و ممكن است در صورت، اندامها و دست و پا ایجاد شود. به هر حال لازم است با دیدن ضایعات پوستی مربوط به اگزما مادر با متخصص پوست مشاوره داشته باشد تا بیماری كنترل شود. |
| مهـم تریـن علایم پوستـی در نوزادان و شیـرخـواران |
|
|
| ظاهرشدن جوش و دانههای قرمزرنگ روی پوست شیرخواران برای هر مادری بسیار نگرانكننده است. |
|
گاهی ضایعات تنها ناشی از نیش حشرات یا حساسیت است و به مرور از بین میرود اما گاهی مساله بسیار مهمتر است و نیاز است والدین فورا فرزندشان را به پزشك نشان دهند تا از وخیمتر شدن وضعیت پیشگیری كنند...
بیماریهای ویروسی و تظاهرات پوستی آنها: یكی از تظاهرات مهم بیماریهای ویروسی در دوران نوزادی و شیرخوارگی درگیریهای پوستی است. همه افراد بیماریهایی نظیر سرخك و سرخجه را شاید به خوبی بشناسند ولی ما بیماریهای پوستی دیگری داریم كه شكل و شمایل ضایعات سرخك و سرخجه را ندارند ولی تظاهرات پوستی مختلفی ایجاد میكنند. مثلا ویروسهای خاصی تحت عنوان پارگوویروسها میتوانند باعث ایجاد ضایعات پوستی همراه با خارش شوند كه شاید تا یك ماه دوام داشته باشند. با دیدن برخی ضایعات پوستی در شیرخواران مانند دانههای قرمز یا آبدار، مادر حتما باید به پزشك مراجعه كند زیرا احتمال اینكه شیرخوار به بیماری ویروسی مبتلا شده باشد وجود دارد. آبله مرغان: آبله مرغان یك بیماری پوستی بسیار شایع است كه در دوران شیرخوارگی ممكن است اتفاق بیفتد. معمولا ابتدا در شیرخوار برخی علایم تنفسی، گلودرد، علایم سرماخوردگی، گاها تب ظاهر میشود و بعد از چند روز ضایعات پوستی ترشحدار و آبدار از سروصورت و به تدریج پایینرونده بروز میكند. این ضایعات خارش شدید داشته و بسیار مسری است. بین 7 تا 10 روز گاها دو هفته طول میكشد تا ضایعات به تدریج خشك شوند. اگر كودك ضایعات پوستی را دستكاری نكند جای اسكار یا جوشگاه آن نمیماند. معمولا هر چه سن بالاتر میرود شدت ضایعه و ریسك به جا ماندن جوشگاه بیشتر میشود. سرخجه و سرخک:
بیماری سرخجه بیماری ویروسی دیگری است كه ممكن است در یك شیرخوار ایجاد شود و ضایعات پوستی آن از سروصورت و پشت و كنار گوش با درگیری غدد لنفاوی پشت گوش و گردن و بزرگ شدن آنها آغاز میشود. 3 تا 5 روز این بیماری طول كشیده و برطرف میشود. سرخك علایم جدیتری دارد. حال عمومی بیمار بدتر است و ممكن است با تب شدید، سرفه و ضایعات پوستی به صورت دانههای قرمزرنگ در كل بدن بروز كند. عفونتهای قارچی:
عفونتهای قارچی در شیرخواران زیر یك سال به صورت عفونتهای قارچی كشاله ران و ناحیه پوشك اتفاق میافتد و مزمن شدن آن آسیبرسان است و سبب آزار كودك میشود. در صورت بروز این حالت مادر باید به متخصص پوست مراجعه كند. عفونتهای میكروبی:
از جمله ضایعات دیگر در نوزادان و شیرخواران كه با دیدن آنها مادر باید به پزشك مراجعه كند، عفونتهای میكروبی است. برخی میكروبها میتوانند سبب زخم زرد شوند. زخم زرد بیماری میكروبی است كه در اثر خارش زیاد و انتقال میكروب از پوست و دست آلوده به منطقه زخم ایجاد میشود. مادر با دیدن زرد رخم باید به پزشك مراجعه كند تا درمان صحیح صورت بگیرد. خالها:
برخی بیماریهای پوستی ممكن است از زمان تولد وجود داشته باشند و وجود آنها در شیرخوار یا نوزاد برای خانواده نگرانكننده است. برخی از خالهای عروقی به نام همانژیوم میتواند از حین تولد ایجاد و تا یك سالگی به تدریج رشد كند ولی خالهای معمولی خالهای با شكل و شمایل غیرمعمول به صورت وسیع و به رنگ قهوهای كمرنگ و مودار ممكن است در نوزادان بروز كند و والدین باید با دیدن آنها با پزشك مشورت كنند. اگزمای اتوپیك یا سرشتی و حلقوی:
اگزمای سرشتی نوعی اگزمای رایج است كه در نوزاد یا شیرخوار بدون تماس داشتن با یك عامل مشخص تحریككننده وجود دارد. با استفاده از چربكنندهها و لباس مناسب میتوان اگزمای سرشتی را در كودكان كنترل كرد. اگزمای حلقوی همراه با قرمزی و خارش و پوستهریزی است و در نوزادان و شیرخواران رایج است و ممكن است در صورت، اندامها و دست و پا ایجاد شود. به هر حال لازم است با دیدن ضایعات پوستی مربوط به اگزما مادر با متخصص پوست مشاوره داشته باشد تا بیماری كنترل شود. |
دروغگویی در کودکان
- شنــــاخت علل :
بايد بدانيم چرا كودك دروغ مي گويد ؟ چه انگيزه ها و موجباتي او را به دروغ واداشته اند؟ هدف او از اين دروغ چيست ؟
۲- دادن آگاهـــــي :
پس از شناخت علت يا علل، زمان دادن آگاهي و اطلاعاتِ لازم است. في المثل كودكي كه در اثر اشتباه در بيان تخيل و واقعيت دروغي گفته بايد بفهمد كه واقعيت چيست و خواب و خيال چيست و به او تفهيم گردد كه در بيان آن مسئله دچار اشتباه شده است.
به فردي كه در سن تشخیص است بايد تفهيم شود سخني را كه گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذيرش پدر و مادر و ديگران نيست و ممكن است روزي اين گونه سخنان زيان و خطر پديد آورند و باعث آبروريزي هايي شوند و ...
۳- ايجـــاد محيــــط سالــــــم :
محيط خانه و تربيت كودك را از ريا و نيرنگ دور سازيد و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتي آنهايی كه گاهي به شوخي دروغ مي گويند بر حذر بداريد. زيرا كودك است و جنبه نقش پذيري و تقليد او .
۴- رعـــايت انصــاف :
طفلي شاهد بي انصافي هاي والدين است. پدر و مادر را مي بيند كه مثلاً دراثر اشتباه ظرفي از دستشان مي افتد و مي شكند و كسي نيست آنها را مورد بازخواست قرار دهد ، ولي همين كه نمونه اين لغزش توسط طفل صورت بگيرد او رابه باد ناسزا و متهم به سر به هوايي مي كنند. كودك چون انصافي از پدر و مادر نمي بيند و از سوي ديگر مايل به شكست و تحقير شخصيت خود نيست تن به دروغ مي دهد.
۵- عفــــــــو و بخشـــــش :
در خانه و زندگي و در اداره فرزندان رعايت انضباط و ضوابط اخلاقي ضروري است؛ ولي زياده روي در اين امر نيز درست نيست. براي واداشتن طفل به راستگويي ضروري است در مواردي از بعضي لغزشها كه گاهي خود هم مرتكب آن مي شويم طفل را ببخشاييم. حتي رعايت انصاف ايجاب مي كند كه او در مواردي كارهاي جزئي خود را كه علني كردن آن موجب شرم و حياست از شما پنهان دارد البته به شرطي كه مخالف شرع و اخلاق نباشد.
۶- محــــدود كـــــردن تـــــوقعات :
از او انتظار نداشته باشيد كه همه ي خواست هاي شما را برآورده كند و كاري كه شما در انجامش ناتوانيد و يا تنبلي تان مي آيد كه آنرا انجام دهيد، او براي شما انجام دهد .
۷- ايمــــن كــــردن از مجـازات :
فرزندان ما بايد در خانه احساس آرامش و اطمينان كنند و مطمئن باشند كه خطاهاي بي اختيار بخشوده ميشود. تنبيه و سرزنش براي مواردي است كه تعمدي در كار باشد و تازه اگر در همان كار عمدي هم سخن راست گفته شود موجب تخفيف در عقوبت است .
۸- پنــــد و انـــدرز :
اين امر در كودكان مؤثرتر است از آن جهت كه هنوز با فطرت خود فاصله چنداني نگرفته اند و هنوز درون و ضميرشان پاك و صاف است. بيان يك مسئله كه اين روش فلان ضرر را دارد و خدا از آن راضي نيست و آدم را به جهنم مي برد مي تواند در بازداشتن او از اين راه مؤثر باشد .
۹- ارائـــــه محبــــت :
به فرزند بايد محبت كرد به گونه اي كه او گرمي و لذت آن را بچشد و احساس كند. وجود محبت سبب مي شود كه طفل نيازي به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فريب رو نياورد. محبت پيوند دهنده همه گسستگي هاست و باب ملاحظات را بين كودك و والدين پديد مي آورد. او را وامي دارد در چارچوب نظامي حركت كند كه والدين براي او ترسيم كرده اند. البته لازمه اين محبت آن است كه در مواردي لغزش او را ناديده بگيرند و اگر هم خطايي مستحق تنبيه انجام داد بر او ببخشاييم .
۱۰- هشـــــدار به كـــــودك :
ما معمولاً سعي داريم به كودك تفهيم كنيم كه راه او راهي درست و به صواب نيست . البته اين سخنان براي همه ي اطفال قابل فهم نيست. اگرچه كودك بايد از قبل بداند كه دوست داشتن والدين چه منافعي براي او دارد و دوست نداشتن چه زيانهايي. بعدها در سنين بالاتر مي توان به او گفت كه اين كار را خدا دوست ندارد و چيزي كه خدا دوست نداشته باشد برايش عقوبت و مجازات تعيين مي كند ، او را به جهنم و آتش مي سوزاند و از محبت ها و لذتها محروم مي سازد .
۱۱- اعــــلام نارضایتـــــی :
پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بيان خويش بايد به او تفهيم کنند كه از عمل او ناراضي هستند ، دوست ندارند دروغ او را بشنوند و از اين كه او در حضور جمع ، اين دروغ آن هم با اين عظمت را گفته خوشحال نيستند. والدين در مواردي با نشان دادن قيافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند كه آبرويشان در اين دروغ از ميان رفته و آنها از اين مسئله ناراحت اند. بايد مسئله را به گونه اي در ذهن بزرگ كرد تا ديگر اين حالت مكرر نشود و او هوس دروغگويي نكند .
۱۲- ايجـــــــاد ســـــرخــــوردگــــي :
در مواردي كه دروغگويي كودكان مكرر شود مي توان در حد متعادلي روحيه او را شكست و سرخوردگي در او ايجاد كرد؛ مثلاً آنگاه كه سرگرم دروغگويي و ميدان داري است با قيافه اي گرفته و بدون لبخند و بدون تصديق و تأييد با او مواجه شويم و در برابر سخنانش بي تفاوت باشيم و در وسط سخنش خودمان با ديگري صحبت كنيم و يا موضوع بحث را عوض كنيم تا او بداند در اين راه توفيق نيافته است.
۱۳- مـــچ گيــــري :
در مورد حادتر مي توان موضع شديدتري گرفت و پس از بيان دروغهايش آن را به رخش كشيد و به او تفهيم كرد كه ما مي دانيم تو دروغ مي گويي . البته لازم است اين مرحله پس از همه تذكرات، اخطارها و اندرزها باشد و آنچنان نباشد كه در حضور جمعي صورت گيرد و او در اين زمينه احساس حقارت كند. چون به هنگامي كه كودك خود را رسوا ببيند سر از كارهاي خطرناكي در مي آورد و دروغگويي حرفه اي مي شود .
۱۴- تنبيــــه و تهــــــديد :
در مواردي كه هيچ يك از مواضع بالا سودي نبخشد و فايده اي ندهد بهتر است از راه تهديد و يا تنبيه او را از دروغگويي دور داريم كه البته اين راه، چندان عملي نيست و تنبيه ما نشان ميدهد كه ديگر در تربيت، كار از كار گذشته است .
هشـــــــــدارها در اصـــــــــلاح دروغ
۱- ضـــرورت ايجاد رشــد :
در نظر ما آن كس كه تن به خيانت و دروغ مي دهد و هنوز به ارزش وجودي خود و به ارزش حقيقت و اخلاق پي نبرده است. پس خوب است به او فرصت رشد و زمينه آنرا بدهيم. او را واداريم كه دريابد وجودش ارزنده و مهم است و ارزش بالاتر از اين است كه خود را كوچك كند و دروغ بگويد. اگر او در سايه دروغ توانسته است ديگران را فريب دهد و دروغ بگويد حيثيتي به دست نياورده است؛ اگرهم به دست آورده باشد از آنِ نيست او بلكه از آنِ دروغ است .
۲- كسب محبـــــوبيت حقيقــــــي :
كودك و حتي بزرگسال بايد در يابد كه محبوبيت قابل ارزش درسايه راستي است نه دروغ و خيانت ؛ اگر راست بگويد و تنبيه شود براي او ارزنده تر است تا آن كه دروغ بگويد واز تنبيه بركنار گردد. در اين زمينه ضروري است بين ارزش حقيقي محبوبيت و ارزش كاذب آن فرقي بگذاريم و نشان دهيم كه اولي پايدار است و دومي متزلزل. اين مسئله را به طفل هم مي توان تفهيم كرد كه اگر امروز اين دروغ را گفتي و به هدف رسيدي ، فردا براي رسيدن به اين هدف چه خواهي كرد ؟
۳- اعطــــاي آزادي منــاســـب :
بسياري از فرزندان ما دروغ مي گويند به خاطر آن كه ما فرصت و امكان راستگويي را از آنان سلب كرده ايم . اگر به آنها بگویيم كه بدون ترس و وحشت آزادند كه مسئله خود را با ما در ميان نهند و نيازهاي خود را به ما بگويند مشكل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محيط صادقانه و صميمانه در تربيت و اصلاح افراد مؤثر است.
۴- تــــوجه به دوران كــــــــــودكــــي :
از ويژگي هاي دوران كودكي اين است كه ثبات و دوام ندارد. لحظه اي شاد است و لحظه اي ديگر غمگين. لحظه اي احساس نياز به امري مي كند و جان و روانش را وابسته به آن مي داند و در آني ديگر احساس استقلال دارد و فكر مي كند نبايد كسي بالاي سر او باشد. بر اين اساس اگر كودك شما دروغي گفت گمان نكنيد او سر از فساد در آورده است . همين طفل با راهنمايي مناسب آن چنان پاك و معصوم خواهد شد كه شما خود تعجب بوديد . البته اين سخن دليل بر آن نيست كه دروغ او را ناديده بگيريد. متناسب با اهميت و عظمت دروغ و شرايط و احوال طفل بايد آن را پيگيري كرد .
۵- اعطـــاي ميـــــدان فعاليت :
برخي از فرزندان در خانه نقش برده اي را ايفا مي كنند كه اختيار هيچ چيز را ندارند . منحصراً در چارچوبي مي توانند فعاليت كنند كه پدر و مادر به صورت ضوابط ريز تهيه ديده و ناظر بر اجراي آن هستند. روشن است كه فرزندان ميدان عمل بيشتري را مي خواهند دارند و هر وقت ضرورتي براي استفاده از آن ميدان برايشان پديد آيد از آن استفاده مي كنند و در برابر بازخواست هاي بعدي خود را براي دروغ پردازي آماده مي كنند . در زمينه سازندگي و رشد ، يك بعد قضيه اين است كه به او ميدان حركت و تلاش بدهيد و او را در آن ميدان آزاد بگذاريد تا خود را بيازمايد و قدرت و امكانات خود را كشف كند و براي اثبات ارزش وجودي خود نيازمند به دروغگويي نباشد .
۶- ايجـــاد زمينـــه احســـاس اعتمــــاد :
وجود زمينه احساس اعتماد باعث آن مي شود كه كودك خود را مجاز احساس كند كه مسائل خود را به گونه هاي جدي با والدين در ميان نهد. اگر خيانتي درباره او روا داشته شد آنرا براي شما بازگويد و شما را در جريان كارها قرار دهد. چه بسيار فرزندان جامعه كه قرباني توطئه ها و هوسهاي شوم ديگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آنرا به شما نگفته اند و شما روزي از آن سر در آورده ايد كه كار از كار گذشته بود.
۷- خــــودداري از آبــــروريــــزي :
گاهي برخي از فرزندان، حقايق خود را با والدين در ميان نمي گذارند از آن بابت كه احساس مي كنند آنها خود نگهدار نيستند و اگر حقيقت مسئله را بدانند آن را نزد اين و آن بازگو مي كنند و در آن صورت آبروي او از ميان مي رود. اگر كودك احساس كند كه آبرويش رفته ديگر فردي خطرناك خواهد بود و با او نمي توان زيست. هميشه سر از فتنه گيري و دروغ در خواهد آورد و هميشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .
۸- بيـــان عـــــوارض و خطـــــر :
كودكان و فرزندان ما سن و تجربه اي ندارند تا در سايه آن بتوانند آينده را آنچنانكه هست ببينند. و يا آن چنان تجربه اي ندارند كه بتوانند عواقب نامطلوب وضعي را كه در اثر دروغ پديد خواهد آمد درك كنند.در اينجاست كه والدين و مربيان از طريق ذكر داستانهاي مربوط به دروغگويي و فرجام آن قادر مي شوند به ارشاد او پرداخته و هدايتش كنند. البته ذكر داستانها از همان سنين خردسالي و در موقعي كه هنوز وارد اين مرحله نشده است مؤثرتر است. روزي كه او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هيچوجه حاضر به آن نمي شود .
۹- بيــــــان شــــــــرايط ارزش او :
والدين و مربيان لازم است به كودك تفهيم كنند كه اگر براي او ارزش و احترامي قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعايت صداقت و درستي را نكند احترامي نخواهد داشت. به او تفهيم كنيد بدان اندازه بايد رشد داشته باشد كه اگر راستگويي به زيان و ضرر اوست باز هم راست بگويد و صراحت و قاطعيت خود را از دست ندهد. اگر كار بدي كرده ، مي تواند از آن عذر بخواهد ولي اگر دروغي از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .
۱۰- آمــــادگي بــراي پذيــــرش او :
والدين و مربيان عملاً بايد نشان دهند كه آماده پذيرش كودك و حتي خطاهاي او هستند. حاضرند به حرفهاي او گوش فرادهند و به احساسات و عواطف او احترام بگذارند. در برابر لغزش او خشونت به خرج نمي دهند و آبروي او را در ميان جمع حفظ مي كنند. اين امر زمينه و امكان دروغگویی را از كودك سلب ميكند و او را در مسير صلاح قرار ميدهد .
۱۱- جنبـــه الگــــوي والـــدين :
فراموش نكنيد كه كودكان از ما درس مي گيرند . دروغ را از ما مي آموزند. اگر موضع ناروايي در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ كنيد او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان نكنيد كه كودك آن را نمي فهمد. او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولي همان را مي آموزد وعمل مي كند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برايش آسان مي كنيد و زمينه صدق و راستي را از او مي گيريد. در چنان صورتي شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهي بود. ايمان شما به خدا و رعايت اصول پرهيزكاري و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسي ارزنده براي فرزندان است و در نجات از اين معضل كمك مؤثري خواهد برد.
۱۲- خــــــودداري از اصـــــــــرار :
گاهي شما ميدانيد كه فرزند شما فلان غذايی را كه از آن منع بوده است خورده و لكه روي لباسش و طعم دهانش آنرا اثبات مي كند و با اينحال او انكار ميكند. اصرار شما بر انكارش خواهد افزود. در صورت اصرار بر انكارش نيز سعي نداشته باشيد به او مارك دروغگويي بچسبانيد، فعلاً مساله را ناديده بگيريد تا بعدها در خلوت او را به خطايش آگاه كنيد .
دروغ در چه كسانــــي بيشتــــر است ؟
· در بين آنها كه ضعيف و عصبي و يا هيجاني هستند.
· در آنها كه رشادت و شجاعت لازم و كافي را ندارند و ترسو هستند .
· در بين آنها كه به صورت افراطي خواستار جلب نظر و محبت اند .
· در بین آنان كه قدرت نياز در آنها نيرومند و دستيابي به هدف برايشان دشوارتر است .
· در بين آنها كه تكاليف شاق بر آنها تحميل شده و قدرت تحمل آنرا ندارند .
· در آنها كه ايمانشان ضعيف است و فشار واِعمال قدرت شما بر آنان بسيار است .
· آنها كه دوران كودكي توأم با محروميت و نابساماني بسيار داشته اند و محبت كافي نديده اند .
· و بالاخره آنها كه از تربيت كافي ولازم برخوردار نبوده اند .
تـــذكــــري به والـــدين و مــــربيــــان
اعمال برخي از طرق براي اصلاح دروغ كودكان يا مؤثر نيست و يا اثرش چندان زياد نيست و حتي در مواردي ممكن است آثار معكوس و نامطلوب بر جاي گذارد مثل :
· سرزنش ها و ملامت هاي بسيار .
· اعمال خشونت و تنبيه بيش از اندازه و آزار رساندن به او .
· متهم كردن و دروغگو خواندن كودك و بردن آبـــروي او در نزد ديگــران .
· دريغ داشتن محبت و هدايت از كودك و همچنين اعلام سلب اعتماد از او .
· رها كردن طفل به حال خودش بدان اميد كه او در آينده خود به خود اصلاح خواهد شد .
در همه حال ضروري است سر از علت در آوريم و درد او را به صورت ريشه اي درمان كنيم ، و نيز حسن نيت خود را نشان داده و با كودك تفاهم كنيم. زيرا او درهمه حال فرزند ما و چون چوب منبر است كه نه مي توان او را سوزاند و نه او را به دور انداخت بايد سوخت و ساخت و او را اصلاح كرد.
چگونه كودک را برای ورود فرزند جديد آماده كنيم ؟
پيش از تـــولد نــــوزاد
۱- با كـــــــــودك صحبــــــت كنيد :
مثلاً توضيح دهيد كه خانواده شامل پدر، مادر و خواهر و برادرهاست؛ و در بسياري از خانوادهها تعداد فرزندان بيش از يكي است. سه چهار ماه پيش از ورود نوزاد، آماده سازي كودك را شروع كنيد. اگر كودك در سن پيش دبستان يا دبستان است اين آماده سازي را زودتر آغاز كنيد. به كودك نگوييد برايش يك دوست يا همبازي مي آوريد، زيرا او به علت خوابيدن طولاني مدت نوزاد و يا ناتوانياش در بازي كردن با وي، ناراحت ميشود...
۲- به كـــودك آگاهــي بدهيد:
درباره انتظار خود براي ورود نوزاد، زياد خوابيدن شيرخوار، گريه كردن و ناتواني او در بازي كردن با كودك، صحبت كنيد. همچنين عكسهاي دوران نوزادي خودش را به او نشان دهيد. كودكان بزرگتر گاهي درباره نحوه به وجودآمدن نوزاد و اين كه از كجا مي آيد از شما سؤال مي كنند. با توجه به سن آنها، درباره تولد و جنسيت برايشان توضيح دهيد؛ اما اگر نمي دانيد چه پاسخي بدهيد، جواب ندادن بسيار بهتر از ارائه توضيحات نادرست است.
۳- كـــــودك را با خود همــــراه كنيد:
اجازه دهيد او حركات جنين داخل شكمتان را احساس كند. از همكاري كودك در آماده كردن اتاق نوزاد نيز تشكر كنيد. با همديگر براي فرزند جديد هديه بخريد. به علاوه، مي توانيد از طرف نوزاد براي كودك بزرگتر هديه بخريد.
۴- تغييـــــــرات لازم را به تدريج انجام دهيد:
پيش از ورود نوزاد به مرور تغييرات لازم را انجام دهيد؛ زيرا اين كار فرصت سازگار شدن با شرايط تازه را براي كودك فراهم مي كند. اتاق خواب كودك را جدا كنيد و به جاي تختخواب بچگانه از تختخواب بزرگ استفاده كنيد. به كودك نگوييد علت تغييرات ورود فرزند جديد است؛ زيرا در او احساس حسادت، خشم يا طردشدن به وجود مي آيد. به او بگوييد تو بزرگتر شدهاي و بايد در اتاق خواب مخصوص خودت بخوابي.
از ايجاد تغييرات اساسي درست در بدو ورود نوزاد جداً خودداري كنيد!
بـــراي كــودك توضيح دهيد:
به او بگوييد كه بچه چه وقت به دنيا خواهد آمد و هنگام حضور نداشتن شما در خانه چه كسي از او مراقبت خواهد كرد. هنگام رفتن به بيمارستان از كودك خداحافظي كنيد و او را از بازگشت خود مطمئن سازيد. اگر در شرايط نامناسب هستيد و يا كودك خواب است، بايد يادداشتي آماده كنيد كه در آن در باره زمان برگشت شما و احساستان نسبت به او نوشته شده باشد تا كودك خود آن را بخواند يا توسط پدر و يا يك بزرگتر بتواند از آن آگاه شود.
هنگــــام تولد فـــــرزند جديد
برنامه اي ترتيب دهيد تا كودك شما نوزاد را ملاقات كند؛ اين كار موجب كاهش احساس نگراني او درباره سلامت مادر خواهد شد. با برگزار كردن يك مراسم كوچك، تولد نوزاد را جشن بگيريد. گاهي كودكان هنگام ملاقات مجدد مادر، ساكت و نگران هستند يا تمايلي به در آغوش گرفتن مادر يا بوسيدن او ندارند. خود را براي اين گونه واكنشها آماده كنيد و آنها را بپذيريد. اگر چند روز از كودك دور هستيد، از طريق تلفن و يادداشت با او در تماس باشيد.
تغييــــــرات پس از ورود نــــــــــــوزاد
توجه كنيد كه برنامههاي روزانه كودك را طبق روال گذشته ادامه دهيد. او را در فعاليتهاي مربوط به شيرخوار شركت دهيد تا احساس طرد شدن نكند. رفتارهاي مناسب كودك را تشويق كنيد؛ مثلاً بگوييد: «از اين كه در عوض كردن لباس ِ كوچولو به من كمك كردي متشكرم. تو خيلي خوب كمك مي كني.» به او ياد بدهيد چگونه نوزاد را بغل كند و در طول روز به او اجازه بدهيد نوزاد را در آغوش بگيرد. واكنش هاي نوزاد را برايش توصيف كنيد. مثلاً بگوييد: او دوست دارد تو به آرامي با او رفتار كني. اين توضيحات موجب بهتر شدن روابط بين آنان و لذت بردن از وجود يكديگر خواهد شد. به علاوه زماني كه خانواده و بستگان شما فرزند جديد را ملاقات مي كنند به آنها يادآوري کنيد که به کودک بزرگتر نيز توجه کنند. زماني را در طول روز به كودك اختصاص دهيد و حتي سعي كنيد چند دقيقه با او تنها باشيد. احساس خود را به كودك نشان دهيد و به او بگوييد كه دوستش داريد تا او نيز احساسات خود را براي شما بيان كند.
هنگــــام شيـــــــردهـــي به نــــوزاد
هنگام شيردادن به نوزاد، پاسخگويي به رفتارهاي كودك بزرگتر دشوار است. پيش از برنامه شيردهي، كودك را سرگرم كنيد. مثلاً از اسباب بازيهاي جالب براي سرگرم كردن او استفاده نماييد. همچنين مي توانيد به كودك نوشيدني يا غذايي ساده بدهيد. در صورت وجود رفتار مطلوب در حين شيردهي، او را تشويق كنيد. برخي كودكان به ديدن نوزاد هنگام شيردهي و يا در كنار مادر بودن تمايل دارند. كودك را با دست ديگر در آغوش بگيريد يا دستتان را به دور گردن يا كمر او حلقه كنيد.
چرا والدين فرزندانشان را تنبيه می کنند؟
عليرغم آموزه هاي ديني ما و با وجود آموزش هايي که در جامعه داده مي شود،هنوز هم کم نيستند پدر و مادرهايي که تنبيه را به زعم خود بهترين راه آدم کردن فرزندانشان مي دانند و آموزش درس زندگي به کودکان خود را از طريق کتک زدن يا توهين کردن جايز مي دانند. شايد تصور کنيد در حال حاضر گرايش والدين به تنبيه بدني کمتر باشد اما واقعيت اين است که فرهنگ نادرست تنبيه به دليل عدم شناخت از راه هاي تربيتي معقول هنوز هم يک راه کار مهم براي والدين محسوب مي شود.
دکتر سيد حسن علم الهدي معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي در اين مورد مي گويد: در کشور ما بيش از 80 درصد کودک آزاري ها در درون خانواده بر روي کودکان 4 تا 14 سال اتفاق مي افتد که اين آزارها به صورت جسمي، جنسي و رواني از سوي ناپدري، نامادري و بعضاً به وسيله پدر و مادر واقعي بر روي کودک اعمال مي شود. دکتر علم الهدي مي گويد: 66 درصد کودک آزاري هاي در کشور ما از سوي مردان اعمال مي شود که در اين زمينه دختران بيش از پسران در معرض اين آزارها قرار دارند و همچنين خانواده هاي طلاق 25 درصد کودک آزاري ها را به خود اختصاص مي دهند.
کودک آزاري جسمي و بدني اولين و شايع ترين کودک آزاري است که بيشتر در خانواده هاي نيازمند و در معرض از هم پاشيدگي اتفاق مي افتد. کودک آزاري عاطفي، نوع دوم کودک آزاري است که شامل، تحقير، سرزنش و خدشه دار کردن شخصيت کودک است که علاوه بر خانواده هاي فقير در خانواده هاي نسبتاً مرفه جامعه نيز ديده مي شود و تقريباً شايع ترين شکل کودک آزاري است. همچنين در اين ميان ، کار پيش از موعد کودکان در مزرعه، کارگاه هاي زيرزميني و خيابان ها پيش از 15 سالگي و نيز کودک ربايي به منظور انتقام گرفتن از والدين يا باج خواهي مالي ، از مصاديق ديگر کودک آزاري در تمام کشورهاي جهان است. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي مي گويد: علي رغم تأکيد فراوان دين مبين اسلام نسبت به تکريم کودک و محبت به او، به دليل فقر فرهنگي و غفلت برخي خانواده ها نسبت به اخلاق ديني و آموزه هاي تربيتي و اسلامي، کودک آزاري در جامعه روز به روز روند افزايش به خود مي گيرد.
فضاي خشونت آميز در خانواده، انتظارهاي غير واقعي و نابجا از کودکان بدون توجه به توانايي هاي آنها، برآورده نشدن آرزوهاي دوران کودکي والدين و انتظار تجلي آنها در فرزندان، به سرپرستي و طلاق، ازدواج هاي مجدد،بيکاري، فقر معيشتي و کيفيت نامطلوب زندگي، بيماري هاي رواني و عدم تعادل شخصيتي، بروز رفتارهاي شديد عصبي نظير جنون آني در والدين و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدين در دوران کودکي، از دلايل عمده آزار کودکان از سوي والدين است.
البته خلاء قانوني در رابطه با حقوق کودک نيز مضاف بر علت است که حدود تنبيه را براي خانواده ها مشخص نمي کند و عملاً تنبيه شديد کودکان توسط پدر و مادرها به دليل فقدان قانون در اين مورد است. اما تعداد زياد فرزندان و پر جميعتي خانواده، فقدان آموزش مهارت هاي زندگي مخصوصاً در رابطه با زوجهاي جوان به دليل عدم تجربه لازم در برخورد با کودکان، غفلت از مسايل تربيتي و پژوهشي در مدارس و معلوليتها از دلايل ديگر بروز کودک آزاري در ميان خانواده هاست و کمتر کسي را مي توان يافت که در کودکي قرباني يکي از اين موارد نبوده باشد.
همشهری آنلاین
جيغ زدن كودک
نوزاد از موقع تولد براي تأمين نيازهاي خود يا بيان مشكلات خود فقط گريه ميكند بتدريج حرف ميزند و با بيان كلمات نيازي خود را بيان ميكند. بعضاً مشكلات جسمي، مسائل شنوائي يا بيماريهاي كودك ممكن است با بيقراري، گريه كردن ممتد، جيغ زدنهاي طولاني باشد. اين يك وسيله براي ارتباط با محيط و ابزار نياز يا مطرح كردن خود است. خشونت در كودكان يا پرخاشگري ممكن است باعث ايجاد اختلالات رواني و يا پرخاشگري شود. در مسير تكامل تكلم در كودكان ممكن است اختلالات شنوائي نيز با جيغ زدن همراه باشد. چرا كه كودك نميتواند نيازهاي خود را در مسير عادي ابراز كند نميتواند با كلمات بيان كند و با جيغ زدن جلب توجه ميكند. چنانچه جيغ زدنهاي كودك باعث جلب توجه و توجه بيشتر به كودك شود او شرطي ميشود و سعي ميكند خواستههاي خود را با جيغ زدن به اطرافيان تحميل كند.
بسياري از بيماريهاي زمينهاي كودك بيماريهاي متابوليك و كلامي و يا اختلالات گوارشي و يا بيماريهاي عصبي و يا اختلالات رواني ممكن است حالت عادي كودك را تغيير داده و منجر به اين شود که ابراز نياز كودك به طرز عادي نباشد. تغذيه كودك خصوصاً در 6 ماه اول با شير بايد براساس نياز كودك باشد. ساعت مشخص براي او در نظر نگيريد هر موقع كه دوست دارد و به هر ميزان كه نياز دارد. بهترين شرايط آن است كه كودك در بغل مادر در شرايط كاملاً آرام تغذيه شود. هر نوع استرس در مادر يا كودك اين شرايط ايدهآل را مختل كرده و باعث كاهش شير مادر يا اختلال در تغذيه كودك ميشود. محركهاي محيطي مثل صداهاي بلند حتي صداي زنگ تلفن، يا بازي با كودك در ضمن شير خوردن باعث اختلال در تغذيه او ميشود.
زمان شير خوردن كودك از پستان مادر بهترين زمان تبادل عواطف بين مادر و كودك است و اين زماني است كه مادر با كودك خلوت كرده و بهترين و عميقترين عواطف انساني در پاكترين پيوندها مبادله ميشود. هر چه آرامش بيشتري در اين زمان بين مادر و كودك باشد ميزان شير دهي و طول مدت شيردهي بيشتر است كودكاني كه مادران در ضمن شير دهي آرامش بيشتري داشته باشد از آرامش بيشتري برخوردار هستند و راحتتر شير ميخورند، مسلماً رشد بهتري خواهند داشت. بعضي از كودكان به محض شروع تغذيه با شير مادر دفع مدفوع دارند و با كوچكترين تحريك گوارشي ممكن است دفع مدفوع نيز تحريك شود.
كودكاني كه شير مادر ميخورند ممكن است 7-8 مرتبه در روز دفع مدفوع داشته باشند بعضاً اين مدفوع آبي و حتي ممكن است سبز رنگ باشد و يا ممكن است همراه با زورزدن و بيقراري باشد اين واكنشها طبيعي است و مشكل خاص براي كودك ايجاد نميكند بعضاً ممكن است تعداد دفعات دفع مدفوع كودك كم شود تا هفتهاي يك بار دفع داشته باشد دربچههاي كه شير مادر ميخورند اين مسئله نيز ممكن است طبيعي باشد. دفع مدفوع در اين حالت ممكن است با زور زدن، قرمز شدن صورت و كمي بيقراري باشد چنانچه دفع كودك به همين شكل باشد و مشكل حادي ايجاد نكند غير عادي نيست خصوصاً در 6-3 ماده اول اين واكنشها همراه دفع طبيعي است و داروي خاصي لازم نيست.
تنبيه در کودکان
شکي نيست که آموزشگاه هاي مختلف با روشهاي آموزشي متفاوت استعدادها را پرورش مي دهند. امروزه از تنبيه بدني خبري نيست آيا واقعا تنبيه بدني امري شرم آور است؟ اين که مي گويند تنبيه مخصوص حيوان است و انسان ، تا چه حدي درست است؟ آيا اين امر در تمام محيطهاي فرهنگي يا فراگيري نکوهيده است؟ پاسخ به اين سوالات با جمله «تنبيه مخصوص حيوان است» ، پاسخ داده شده اند. اگر قدري به زمان نه چندان دور برگرديم ، جمله بالا پاسخي قانع کننده نبود. البته کاري به محيطهاي ايده آل نداريم. محيطي که در آن، طفل در دبستان از امکانات آموزشي بسيار عالي برخوردار است
در منزل هم گذشته از کمک والدين با سواد، از انواع و اقسام سرگرمي هاي آموزنده برخوردار است. منظور ما محيطي است که در آن طفل معصوم بعد از صرف 4 يا 5 ساعت از بهترين ساعات عمر خود در مدرسه ، ساعات بيکاري را با بازي فوتبال در کوچه ها و درگيري با پسر همسايه پر مي کند. روشهاي آموزشي که در گذشته با تنبيه بدني همراه بود ، کاملا نکوهيده و در خور ملامت است.
در بعضي مدارس دانش آموزان مي بايست کتکهاي روز جمعه را پنجشنبه نوش جان مي کردند و يا سياه کردن انگشتان به وسيله مداد که در اکثر مواقع توانايي انجام تکاليف را از دانش آموزان به کلي سلب مي کرد. در اين دوره متاسفانه ، بعضي از مواقع دانش آموزان با مساله کتک کاري نوعي زندگي مسالمت آميز را در پيش مي گرفتند؛به اين صورت که تنبيه شدن از بخشهاي لاينفک آموزشگاهي آنان شده بود هدف اين گونه تنبيهات جز خشونت و رفع عقده نبوده است. اين اعمال کاملا غيرانساني و با اصول انساني سازگار نيستند و نخواهند بود. بتدريج با گذشت زمان ، از شدت اين گونه تنبيهات کاسته و تهديد جايگزين آن شد. تهديدي جدي و البته گاهي موارد، در قالب تشويق ! همان سياست تنبيه و تشويق يا چماق و شيريني.
در اين نوع از محيطهاي آموزشي که چند سالي به طول انجاميد دانش آموز مي دانست که تنها با ارائه درست درس مي تواند از زير ضربات طاقت فرساي اولياي آموزشگاه جان سالم به در برده و تشويق هاي آنان يا اولياي خانه و حتي دوست و آشنا را به قيمت صرف وقت گرانبهايش با خواندن اجباري چند کتاب با جملات قلنبه سلنبه ، متوجه خود سازد. در چنين محيطهايي ، از يکسو از بيم تنبيه ها و از سوي ديگر در مواجهه با تشويق هاي کذايي ، عمر دانش آموز تلف مي شد طي اين دوره ، دانش آموز لحظه اي درس را براي درس نخواندند. هدفشان از درس خواندن يا اصولا فرار از تنبيه بود ، يا وصال به تشويق ! نتيجه اين که ميل باطني نقشي نداشت.
امکانات آموزشي براي دانش آموزان محرکي مثبت است، اگر اين عنصر نباشد، رکود خودنمايي مي کند و در نتيجه استعدادها از بين مي روند. بايد به نحوي محرکي را به وجود آورد تا اين استعدادها پژمرده نشوند. امروزه عنصر تشويق، به تنهايي نقش بازي مي کند و با کمي دقت مي توان دريافت که چقدر نتيجه اين بازي مايه تاسف است؛ چرا که هدف دانش آموز، کسب تشويق خواهد شد نه کسب دانش. جالب اينکه، خارج از چارچوب درس و مدرسه، مطالعه کتب ساده و يا مشکل، همراه با لذتي وصف نشدني است چون نه تشويقي در کار است و نه تنبيه. ميل باطني فعال شده و نقشش را بخوبي ايفائ مي کند اما اين زمان براي خيليها زياد به طول نمي انجامد؛ چرا که وحشت از آينده که خود معلول عواملي از جمله بيکاري، فقر مادي، نابسامانيهاي اقتصادي، اجتماعي است، مسير مطالعه را تغيير مي دهد. قصور در امر مطالعه ويران کننده سعادت آينده است درس را بايد در آرامش فکري خواند. هيچيک از موارد به تنهايي موثر نخواهند بود، اگر امکانات آموزشي کافي در دسترس نباشد.
تک فرزندها اجتماعی تر هستند؟
تعداد والدين تك فرزند روز به روز در حال افزايش است؛ اما نبايد از ياد برد كه داشتن يك فرزند، بهتر يا بدتر از داشتن چند فرزند نيست و تك فرزندي نيز چون چند فرزندي مزايا و معايبي دارد.خانواده هاي تك فرزندي بر مسائلي خاص تأكيد دارند كه ممكن است در خانواده هاي چند فرزندي وجود نداشته باشد. تک فرزندها نمي توانند نااميدي ها و فشارهاي روحي را تحمل كنند. چنانچه توهيني به آنها شود، بي آن كه قصد و غرضي در كار باشد اين توهين را رفتاري عمدي و به پشتوانه نيتي خاص تفسير مي كنند.
چنانچه از مسئله اي رنجيده خاطر شوند اين حالت را تا مدت هاي مديد در درون خود زنده نگاه مي دارند. آنها فقط به برقراري روابطي علاقه مندند كه دربرگيرنده منافع آنان باشد و احساساتشان را نيز جريحه دار نكند. آنها ممكن است ناراحتي هاي خود را براي ديگران بيان نكنند و فردي درون گرا شوند.
پرورش كودك از ۲ عامل تأثير مي گيرند، عواملي كه حضور دارند و عواملي كه غايب هستند. كودك تك فرزند در خانواده اي رشد مي كند كه افراد بالغ در آن حضور دارند و كودك ديگري نيست كه بتواند با او ارتباط برقرار كند. هر دوي اين عوامل، نقشي مهم در پرورش كودكان تك فرزند دارند. كودك تك فرزند به طور كامل مورد توجه و علاقه والدين است. اين عامل سبب مي شود كودك احساس كند شخصي مهم است. مزاياي بزرگ شدن در خانواده هاي تك فرزند چنان است كه كودك مي گويد من دوست دارم تنها فرزند خانواده باشم، هيچ رقيبي نداشته باشم و كسي حسادت مرا تحريك نكند. نياز نباشد با كسي دعوا كنم تا بتوانم وسيله اي را كه دوست دارم، تصاحب كنم.
" كودكاني كه در خانواده تك فرزند زندگي مي كنند احساس امنيت و اعتماد به نفس زيادي دارند. "
عامل ديگري كه در زندگي كودك مؤثر است، حضور در خانواده اي است كه فقط شامل افراد بالغ است. اين كودكان پيش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز مي كنند و روحيه اجتماعي نيرومندتري دارند. آنان از والدين خود تقليد و همچون بزرگسالان رفتار مي كنند، به گونه اي كه تحسين و تعجب ديگران را برمي انگيزند. كودكان خانواده هاي تك فرزند معمولاً بلوغ زودرس دارند. بلوغ اجتماعي اين كودكان نيز ممكن است به حال آنان مفيد باشد. آنها زودتر از ديگر كودكان با مسائلي مواجه مي شوند كه برخورد با آنها در سنين بالاتر ناگزير است. مسائل و ديدگاه هاي خود را به راحتي بيان مي كنند و قادرند به والدين خود كمك كنند. آنها زودتر از ديگر كودكان به فعاليت اقتصادي مشغول مي شوند و از كار كردن خجالت نمي كشند. اين كودكان با آمادگي و تجربه زياد به سن بلوغ پا مي گذارند.
معايب يكــــــي بودن
يكي از معايب تك فرزند بودن، تأثير آن بر مراحل رشد كودك است. اين كودكان كسي را ندارند تا با او رقابت يا بازي و دعوا كنند. آنها دوست و همدمي در منزل ندارند، بنابراين برخي از احساسات را تجربه نمي كنند و فرصتي براي كنترل و مديريت آنها نخواهند داشت.
بلوغ روحي و رواني، پديده اي كاملاً ارثي نيست بلكه اكتسابي است.
اين بلوغ مواردي همچون شناخت خود، ميزان واقع بيني و انتخاب مؤثر را شامل مي شود و به راحتي به دست نمي آيد، بلكه به تجربه هايي سخت و طاقت فرسا نياز دارد. كودكي كه تك فرزند خانواده است كمتر با مشكلات مواجه مي شود و در معرض تجربه كردن شكست، ناكامي، رانده شدن و... قرار نمي گيرد و شرايطي را كه لازمه بلوغ روحي، رواني است، تجربه نمي كند. اگر والدين، مراقبتي افراطي از تك فرزند خود به عمل آورند و او را به فردي ضعيف و كم تحمل تبديل كنند، فرزندشان از ديگران نيز انتظار خواهد داشت با او چنين رفتاري داشته باشند كه اين موضوع ناتواني او را شدت خواهد بخشيد. اگر والدين اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت كننده رو به رو شوند يا امكان آشكار كردن اين نوع احساسات را براي او فراهم نكنند، تحمل وي را برابر اين نوع احساسات ضعيف خواهند كرد.
تمايل والدين به حمايت از تنها فرزندشان، مانع از آن مي شود كه فرزندشان عواقب اشتباهات خود را بيازمايد و مسئوليت عمل خود را بپذيرد. آنها هيچ گاه در مقام انتقاد از فرزندشان بر نمي آيند، با او مخالفت نمي كنند و همواره تسليم خواسته هاي او مي شوند تا از اين طريق مانع ناراحت شدن او شوند. اين والدين مي گويند: فرزندمان هم مثل ما دوست ندارد ناراحت شود؛ بنابراين با هم معامله مي كنيم تا هيچ يك از ما آزار نبيند.
حمايت بيش از حد اين والدين، فرزند را با روحيه حساس و ضعيف تربيت مي كند.
هرچه حمايت آنها از تنها فرزندشان بيشتر شود، قدرت و تحمل وي در رويارويي با مشكلات كاهش مي يابد و از اين رو بسيار شكننده و آسيب پذير مي شوند. در چنين روابط حساس و پر اضطرابي است كه تك فرزند از آزمودن احساساتي كه در روابط بين خواهر و برادر شكل مي گيرد، محروم مي ماند: مسابقه براي چيرگي يافتن بر ديگران، رقابت با خواهر يا برادر در جلب رضايت والدين، مسخره كردن ديگران براي تحقير آنها، توهين به ديگران براي اثبات برتري خود، درگيري براي كسب حق تقدم و بهره مندي بيشتر از مزايا، درددل كردن با خواهر يا برادر، مشاجره درباره اختلاف و تبعيضي كه بين او و خواهر يا برادرش وجود دارد، درگيري با خواهر يا برادر براي تسكين فشارهاي روحي، دفاع از منافع شخصي در ارتباط با ديگران. در خانواده هاي تك فرزند، والدين و فرزندان هر دو احساس مي كنند نياز شديدي به يكديگر دارند. پس ناگزير به مراعات يكديگر هستند، ولي خانواده هاي چند فرزندي چنين نيستند، دعواهاي مكرر، جريحه دار شدن احساسات و عصبانيت در خانواده هاي چند فرزندي رايج است و كودكان معمولاً براي كنترل اين احساسات راهي مناسب مي يابند و بار ديگر با هم بازي مي كنند.
ويژگـــــــــي هاي تك فــــــــــرزندان
تک فرزندها نمي توانند نااميدي ها و فشارهاي روحي را تحمل كنند. چنانچه توهيني به آنها شود، بي آن كه قصد و غرضي در كار باشد اين توهين را رفتاري عمدي و به پشتوانه نيتي خاص تفسير مي كنند. چنانچه از مسئله اي رنجيده خاطر شوند اين حالت را تا مدت هاي مديد در درون خود زنده نگاه مي دارند. آنها فقط به برقراري روابطي علاقه مندند كه دربرگيرنده منافع آنان باشد و احساساتشان را نيز جريحه دار نكند. آنها ممكن است ناراحتي هاي خود را براي ديگران بيان نكنند و فردي درون گرا شوند. ممكن است تبحر لازم را نداشته باشند تا بتوانند دعواهاي خود را با ديگران به گونه اي مديريت كنند كه در نهايت هر دو طرف راضي شوند.
اين نوع احساسات ناپخته معمولاً با تجربه هايي كه فرد در زندگي خود كسب مي كند، درمان مي شود؛ فردي كه تنها فرزند خانواده اش بود مي گويد: سال ها طول كشيد تا دريافتم رفتار والدينم با من مناسب نبوده است. آنها به شدت از من حمايت كردند. تمام خواسته هايم را تأمين مي كردند. به همين دليل نتوانستم ميزان تحملم را در دست نيافتن به خواسته هايم تقويت كنم. اكنون دريافته ام كه ناراحت و نااميد شدن بخشي از مشكلات دوران رشد كودك است و كودك نياز دارد چنين احساساتي را تجربه كند. اگرچه كودكان تك فرزند اجتماعي تر از ديگر كودكان به نظر مي رسند و اعتماد به نفس بيشتري در برقراري ارتباط با بزرگسالان دارند، اما به دليل احساسات ناپخته خود ممكن است از همبازي هاي خود خجالت بكشند و ترجيح دهند با كودكان بزرگتر از خود دوست شوند.
جلوگيــــري از انــــزواي تك فــــرزندان
والدين بايد به فرزند خود كمك كنند تا او بتواند با كودكان هم سن و سالش بازي كند. مدرسه يكي از مكان هايي است كه چنين فرصتي را در اختيار كودكان قرار مي دهد، ولي كافي نيست و بايد فرصت هاي ديگري را نيز مهيا كرد تا كودك بتواند با دوستان همسن و سالش ارتباط برقرار و به بلوغ و عاقلانه شدن احساسات خود كمك كند. مهدكودك و آمادگي، مكاني است كه در آن كودك مي تواند احساسات نابهنجار را در بازي با كودكان هم سن و سال خود تجربه كند. دعوت دوستان به منزل و رفتن به منزل دوستان يا داشتن همبازي هايي در همسايگي، از ديگر فرصت هاي مناسب است. كودكان در سنين مهدكودك دوست دارند بيشتر اوقات را با والدين خود سپري كنند، به همين دليل گاه مهدكودك براي آنان ناراحت كننده است؛ اما آنها نياز دارند در اصطكاك و صميميت با كودكان هم سن و سال خود تجربه كسب و احساسات خود را عاقلانه كنند.
هنگامي كه كودكان مشغول بازي با دوستان هم سن خود هستند، ممكن است به رفتارهايي چون مشاركت و مصالحه نكردن، ناتواني در صحبت يا بحث كردن با ديگران براي دفاع از حقوق خود و... تمايل داشته باشند، پس والدين بايد در اين باره با تك فرزند خود صحبت كنند. يكي از مسئوليت هاي والدين اين است كه دنياي پيرامون را براي فرزند خود شرح دهند. «داشتن روابط مطلوب با ديگران كار مشكلي است. اگر هر يك از شما كمي كوتاه بياييد مي توانيد با هم بازي كنيد. بهتر است علايق و حساسيت هاي خودت را براي ديگران روشن كني. در غير اين صورت آنها متوجه نمي شوند كه تو از چه چيزهايي ناراحت مي شوي.»
والدين در محيط خانواده مي توانند فرزند خود را تشويق كنند تا احساسات خود را به آنها بگويند. والدين بايد خود نمونه اين رفتار باشند. آنها همچنين بايد به فرزند خود بياموزند كه از درگيري نگريزد و با صراحت و اطمينان با مشكلات و اختلافات روبه رو شود. اگر والدين، مراقبتي افراطي از تك فرزند خود به عمل آورند و او را به فردي ضعيف و كم تحمل تبديل كنند، فرزندشان از ديگران نيز انتظار خواهد داشت با او چنين رفتاري داشته باشند كه اين موضوع ناتواني او را شدت خواهد بخشيد. اگر والدين اجازه ندهند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت كننده رو به رو شوند يا امكان آشكار كردن اين نوع احساسات را براي او فراهم نكنند، تحمل وي را برابر اين نوع احساسات ضعيف خواهند كرد. تربيت فرزند يك روند آماده سازي و حمايت كردن نوعي اقدام پيشگيري كننده است.
" حمايت افراطي از كودكان اجازه نمي دهد كه آنان خود را براي رشد و بلوغ احساسات تقويت كنند. "
تصحيح دائم لكنت زبان فرزندان باعث تشديد آن می شود
انجمن آلماني روان پزشكي و اختلالات ذهني كودكان و جوانان در توصيه اخير خود، پدران و مادران را از اينكه گفتار فرزندان خود را كه از لكنت زبان رنج مي برند تصحيح نمايند بر حذر داشت. به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي عرب آنلاين، اين انجمن علمي آلمان هشدار داد تصحيح دائمي اشتباهات گفتاري فرزندان و يا سرزنش آنان ممكن است به حاد شدن اين معضل بيانجامد.
اين مركز علمي يكي از راههاي حل موقتي معضل لكنت زبان را گفتگوي زياد در فضايي آرام برمي شمرد. بر اساس توصيه هاي انجمن روانپزشكي آلمان مشكلات گفتاري كودكان اگر از شش ماه فراتر رود و همراه اين اختلالات ماهيچه هاي چهره نيز دچار تنش شوند نشانه وجود لكنت زبان در كودكان مي باشد كه اين مشكل در بيشتر موارد بدون دخالت مرتفع مي گردد. اين انجمن در ادامه مي افزايد اگر اين مشكل به مرور زمان حل نگرديد و اختلال گفتاري در كودك ادامه يافت بايد از متخصص گفتار درماني كمك گرفت تا كودك بتواند مانند ديگر همسالان خود به طور عادي صحبت كند.
ایران سلامت
با کودکان بد رفتار چه کنيم؟
کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آنچه که مي خواهند ميرسند، مگر اينکه به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.
مشکـــل اول: مسايل مـــادي
با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.
رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد
در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آنچه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پیامهای بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.
به کــــودک خود ياد بدهيد آنچه دارد به ديگــــران نيــــز ببخشد.
مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.
مشکـــل دوم: حاضــــر جوابــــي
هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.
به او اعتنــــا نکنيد
آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.
او را به رفتـــارهاي مــــؤدبانه تشـــويق کنيد.
هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد. به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.
مشکل ســــوم: ناســـــزا گفتن
به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد. توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.
کلمه مــــورد قبــــول را جانشين آن کنيد.
کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب
احساساتـــــي نشويد.
وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.
مشکـــل چهـــارم: دروغگـــــــويي
از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است.توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و اينکار به شکل عادتي در مي آيد که ترک کردنش بسيار مشکل است. به کودکان ياد دهيد که راستگويي سبب اطمينان مي شود. اگر متوجه شديد که کودکتان دروغ مي گويد از او اين سؤالات را بپرسيد تا وجدان او را بيدار کنيد: آيا کاري که انجام داده اي درست بود؟ چرا فکر مي کني که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران مي کني؟ آيا مي داني اگر همه اعضاي يک خانواده هميشه به يکديگر دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟
مشکل پنجـــم: سرپيچــــي و نافرمانــــي
توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. به او بگوييد: «خوب به حرف هايم توجه کن. وقتي دارم با تو جدي صحبت مي کنم و تأکيد مي کنم که در گفته هايم جدي هستم، پس بدان واقعاً جدي هستم. «همچنين ممکن است بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي تواني با لحن مؤدبانه اي آن را به من بگويي.» سعي کنيد براي هر کاري زمان مشخصي تعيين نماييد. هر گاه او با شما بحث مي کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگويد: شام ساعت 7 حاضر است، تو بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.
به او حـــق انتخاب بدهيد، تا کمـــي آزادي عمل داشته باشد.
از او بپرسيد: «هنوز بعضي از کارهاي مربوط به خودت را انجام نداده اي آيا مايلي آنها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهی اوقات با او کنار بیایید. مثلا بگوييد: الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو در حال حاضر داري بسکتبال بازي مي کني. آيا بهتر نيست بازي بسکتبال را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسی؟
با ار اتمـــام حجت کنيد.
به او توضيح دهيد که اگر آنچه را که شما از او مي خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس العمل شما و نتيجه عمل خود باشد.