دوره های ترتیل
پدید آورنده : ابوالفضل خوشمنش ، صفحه 50
|
پرداختن به مسأله نوارهای ترتیلی در این نشریه به این امید صورت میگیرد که ضمن معرفی آنها به مخاطبان و یادآوری امتیازات و کاستیهایشان، گامی در راه حفظ و قرائت قرآن کریم برداشته شود. در این شماره به معرفی و بررسی دوره ترتیل قرآن کریم محمد صدیق منشاوی میپردازیم. در سورههای فرقان و مزّمل آمده است که نزول قرآن به صورت «ترتیل» بوده و قرائت این کتاب نیز باید به صورت ترتیل باشد. چنان که فرموده: «…و رتّل القرآن ترتیلاً» (مزّمّل(73)، آیه 4) «ترتیل» نامی است که در اصطلاح به یکی از چند نحوه قرائت قرآن گفته میشود و در کنار نامهایی چون: تحقیق، تدویر، تحدیر و حُدَیر، به کار میرود و به معنای: پیوسته، مستمر، واضح و نیکو خواندن قرآن است. اطلاق کلمه ترتیل به دورههای ضبط شده موجود، با مسامحه همراه است. بدون شک یکی از معیارهای مهم در ارزیابی یک تلاوت، در نظر گرفتن خصوصیات قاری و میزان اثر پذیری وی از قاریان دیگر است، که ما نیز بدان خواهیم پرداخت. یکی از دورههای بسیار مشهور قرائت ترتیبی قرآن، دورهای است که شیخ محمد صدیق منشاوی آن را تلاوت کرده است. محمد صدیق منشاوی، یکی از قرّاء کشور مصر است که سی سال پیش از دنیا رفته و از زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست. آنچه میتوان در اینجا بدان اشاره کرد، این است که پدر او، «صدیق منشاوی» نیز قاری بوده و پدر و پسر از لحاظ زهد و تقوا و نیز وسیله قرار ندادن قرآن برای نیل به متاع دنیا، مشهور بودهاند و قرائت یا عدم قرائت خود را به میزان مبالغی که در ازای آن دریافت میکردند، منوط نمیساختند و بالحاظ کردن برخی عوامل جغرافیایی، این نکته قابل توجّه است. برادر او، « محمود صدیق منشاوی» نیز قاری قرآن بوده و هم اکنون در قید حیات است. در مورد دورهای ترتیبی که از محمّد صدیق منشاوی به جای مانده، باید گفت این دوره به حق ستودنی است و در نوع خود دارای امتیازاتی متعدد است: صدای قاری در حد اعلای پختگی و آمیخته با متانت و رزانتی است که متناسب با شکوه خاص قرآن کریم است. به تصدیق تمامی صاحبنظران، صوت محمد صدیق منشاوی، جوهرهای از حزن را با خود دارد و ناخود آگاه، شنونده را تحت تأثیر قرار میدهد. وی در به کارگیری آهنگهای تلاوت، راه افراط نپیموده و این نغمات، هرگز برآیات پیشی نمیگیرند، به این معنا که شنونده ابتدا صوت قرآن را میشنود و سپس وجود برخی نغمهها و آهنگها را احساس میکند. در حالی که این حالت، در تلاوت برخی قراء دیگر کاملاً برعکس و موجب پدید آمدن حالتی ناخوشایند است. برجستگی دیگر دوره ترتیبی مرحوم محمد صدیق منشاوی، روش بسیار استادانهای است که وی در وقف و ابتدا دارد. با اینکه منشاوی در قرائت «تحقیق» خود، بسیاری از اوقات، وقفهای مطلق و اواخر آیات را رعایت نمیکند، لکن در دوره ترتیبی، نه تنها از وقف برسر هیچ آیهای (غیر از یک آیه) عدول نکرده است، بلکه میتوان گفت وقفهای مطلقِ درون آیات را نیز به نحو احسن مورد توجه قرار داده و از آنها تخطی نکرده است. گفتنی است که وقف مطلق در بسیاری از قرآنها با علامت «ط» نشان داده شده و سوگمندانه باید گفت: در برخی مصحفها که سالهای اخیر انتشار یافته و گاهی تیراژ بالایی نیز پیدا کرده، این علامت که از جمله یادگارهای سنت اسلامی است، حذف شده است. به عقیده برخی محققان، وقف مطلق، از زمان پیامبراکرم(ص) و در سایه ارشادات ایشان مانده و در تمامی رسم الخطهای قرآن، که در طول بیش از هزار سال تهیه شدهاند، به چشم خوردن این علایم وقف، به همراه تواتر و همسانی کامل است و رعایت آنها کاملاً ضروری میباشد و از ارکان بسیار مهم تلاوت است که متأسفانه این جنبه نیز، همانند برخی جنبههای دیگر، گاهی مورد کم توجهی قرار گرفته است. به هرحال، تنها آیهای که استاد محمد صدیق منشاوی در دوره خود، برسرآن وقف نکرده، آیه 151 صافّات است که آن را به آیه152 متصل نموده است. آن هم به صورتی که یک بار آیه را به طور کامل میخواند و با وقف برسرآن، حد آن را مشخص میکند، سپس از اواسط آیه شروع کرده، آن را به آیه بعد (152) متصل میسازد، به این صورت: ألا إنّهم من إفکهم لیقولون من إفکهم لیقولون ولد اللّه وإنّهم لکاذبون چنین چیزی در برخی دورههای ترتیبی دیگر هم مشاهده میشود و دلیل آن، احتراز از سخن کفرآمیز کسانی است که گفتند: ولد اللّه (خدا فرزندی به دنیا آورد). چون چنین سخنی آغاز آیه است، برخی از قاریان به آیه قبل باز میگردند، تا جمله همچنان حالت نقل قول داشته باشد. اتصال این دو آیه به یکدیگر، اشکال چندانی را پدید نمیآورد، بلکه برخی دلایل تحقیقی عکس این حالت را نیز تأیید میکند که در اینجا از نقل آنها صرف نظر میکنیم. از دیگر ویژگیهای دوره ترتیل استاد محمد صدیق منشاوی، قرائت برخی کلمات قرآنی به وجه دیگری است که توسط حفص از عاصم روایت گردیده است. گفتنی است قرائت مشهور و معتبری که در ایران و بخش اعظم جهان اسلام وجود دارد، قرائتی است که حفص از عاصم روایت کرده و در نهایت به امیرمؤمنان علی(ع) و پیامبراکرم(ص) منتهی میشود. در روایت حفص، قرائت برخی کلمات به دو وجه تجویز شده که وجه اول در مصحفهای ما آمده است، ولی منشاوی وجه دوم را قرائت میکند که در زیر به برخی از این نمونهها اشاره میشود: وجه اول: اللّه الّذی خلقَکم من ضَعْفٍ ثمَّ جَعَلَ من بعد ضَعْفٍ قوّة ثمَّ جعل من بعد قوّة ضَعْفاً وشیبةً. وجه دوم: اللّه الّذی خلقکم من ضُعْفٍ ثمَّ جعل من بعد ضُعْفٍ قوّة ثمَّ جعل من بعد قوّة ضُعْفاً وشیبةً. (سوره روم، آیه54) وجه اول: قل أراءیتم ما أنزل لکم من رزق فجعلتم منه حلالا وحراماً قل ءآللّه أذن لکم ام علی اللّه تفترون. وجه دوم: قل أرءیتم ما انزل اللّه لکم من رزق فجعلتم منه حلالاً وحراماً قل ءاْللّه أذن لکم أمْ علی اللّه تفترون. (سوره یونس، آیه 59) وجه اول: قل الحمدللّه وسلام علی عباده الّذین اصطفی ءآللّه خیر أمّا یشرکون. وجه دوم: قل الحمدللّه وسلام علی عباده الّذین اصطفی ءاْللّه خیر أمّا یشرکون. (سوره نمل، آیه59) به نظر میرسد چنانچه استاد منشاوی در موارد فوق نیز به روش معمول عمل میکرد و به مصداق روایتی که از معصوم(ع) رسیده: «إقرؤوا کما یقرء الناس؛ [قرآن را همانگونه که مردم میخوانند (به شیوهای عرفی و پسندیده) بخوانید]»، به صواب نزدیکتر میبود. با این حال، دوره ترتیبی استاد محمد صدیق منشاوی در نوع خود از بهترینهاست و با وجود گذشت زمانی طولانی برآن و تهیه و تکثیر دورههای متعدد، هنوز همانندی نیافته و جایگاه خود را حفظ کرده است. قطعاً چنانچه دورههای جدیدتر، خصوصاً در جمهوری اسلامی ایران، یعنی پایگاه تشیع پدید آیند که ضمن حفظ این محاسن، خوبیهای دیگری داشته باشند، ارجح خواهند بود و این محتاج همت جوانان عزیز و شاگردان مکتب قرآن است. و ما ذلک علی اللّه بعزیز. 1ـ نشریه پیام قرآن (دارالقرآن الکریم حضرت آیت اللّه العظمی گلپایگانی«ره») پیش شماره ص 67. 2ـ ماهنامه آیات 6/34. |
از دیگر قاریانی که دارای دورههای ترتیبی قرآن کریم است، استاد شیخ محمود خلیل الحصری است. تولد وی در یکی از روستاهای «طنطا» در کشور مصر بود و از آنجا که شغل پدرش حصیربافی بوده، وی به «حصری» مشهور گشته است. پدر، به دلیل علاقهای که به قرآن کریم داشت، فرزند خود را راهی مکتب قرآن کرد. این مکتب، کیلومترها با روستای محمود نوجوان فاصله داشت و او به دلیل صعبالعبور بودن راههای آن زمان، با پای پیاده طی طریق میکرد و به گفته خودش در طول راه، شیرینترین آیات را انتخاب میکرد و زیر لب زمزمه میکرد.(1) در واقع حال و هوای پاکِ کودکی، آب و هوای لطیف روستا و آهنگ ملکوتی قرآن کریم، چیزهایی بودند که از همان آغاز شخصیت محمود خلیل الحصری را شکل میدادند. در مورد قرائت تجویدِ حصری، گاهی دیده میشود که برخی اساتید محترم کشورمان، قرائت حصری را قرائتی قابل اعتنا نمیشمارند و حتی این موضوع را به قرآن آموزان نیز القا میکنند. لکن لازم است گفته شود، ممکن است قرائت حصری، از لحاظ برخی تکنیکهایی که در زمینه قرائت، پدید آورده شده، در سطح چندان بالایی قرار نداشته باشد. ولی نبایستی چنین چیزی، موجب سبک شمردن روش و سبک وی گردد. زیرا قرائت وی، نمادی از قرائت بیپیرایه و بیآلایش است و در نوع خود، ناخالصیای به درون آن راه نیافته است. متانت و تقید به اصول قرائت و دانستههای آن، از ویژگیهای قرائت استاد حصری است و با اینکه با نغمات و مقامات آشنایی کامل داشته، اثری از افراط در بکارگیری این موارد در قرائتش به جانگذاشته است. در حالی که میبینیم در یک جامعه اسلامی تمامی قاریان قرآن به عملیات خاص و خیره کننده، صوت و لحن و به کارگیری نغمات دست میزنند، تا جایی که این کار به صورت اصلی تفکیک ناپذیر از قرائت قرآن درمیآید و قرائت قاری مقیدی، چون حصری در حاشیه قرار میگیرد. با این اوصاف، قرائت وی زیبایی و طراوت خاص خود را داراست. حصری، در حدود سالهای 1350 سفری به ایران داشته و از شهرهای قم و مشهد دیدار کرده است. در مشهد مقدس دیداری با آیت اللّه میلانی(ره) داشته و در شهر قم نیز در آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به قرائت بخشی از قرآن (آیات 28 تا 35 سوره احزاب که شامل آیه تطهیر است) پرداخته و این قرائت که سالها مورد استفاده قرار گرفته، نمونهای از زیبایی و هنر است. گفتنی است که وی در زمان خود به عنوان «شیخ القرا»(2) و به تعبیر صحیحتر به سمت ریاست انجمن قاریان مصر برگزیده شده و این حاکی از مهارت و استادی وی است که مورد اعتماد دیگر قاریان هم زمان خویش بوده است. یکی از موارد تقید حصری این بوده که قرائت بیش از یک روایت (حفص، ورش و…) را در یک جلسه واحد جایز نمی شمرده است. یعنی معتقد بود آغاز قرائت به هر روایتی که باشد، رعایت آن تا آخر قرائت لازم و واجب خواهد بود. همچنین اکثر قریب به تمام قرائات تجوید وی، قرائت حفص از عاصم میباشد و نگارنده به قرائتی از سوره نور توسط ایشان دست یافتم که به قرائت «ابنکثیر» میباشد. این در حالی است که برخی قاریان در یک جلسه قرائت و بلکه در یک نَفَس، جهت هنرنماییهای خود، چندین روایت را با هم میخوانند. وی چنین اعمالی و حتی کمتر از آن را به هیچ وجه جایز نمیشمرد و قرّا دیگر را نیز از این عمل بهشدت نهی میکرده است.(3) در میان قاریان مصری، کسانی که این اصل بسیار مهم را رعایت میکنند و نیز به طور کلی از رسمیت بخشیدن به قرائات و روایات دیگر (غیر از روایت صحیح و مشهور حفص از عاصم) خودداری میکنند، بسیار اندکاند «شیخ ابوالعینین شعیشع» و تا حدودی «شحات انور»، از این دستهاند. توضیحی در مورد موضوع اختلاف قرائات لازم است و آن اینکه در آغاز نزول قرآن پیامبراکرم(ص) جهت تسهیل ترویج قرآن و تشویق افراد به آموختن قرآن، وجوه مختلفی را که اصحاب میخواندند، تجویز میفرمود. تا اصحاب کمکم نسبت به خواندن صحیح و اصل قرآن توانایی و تسلط پیدا کنند. اختلاف لهجات و نیز تعصبات قبیلهای عرب جاهلی در این تسهیل بیتأثیر نبوده است. البته این تسهیل، بدون حساب و کتاب نبوده بلکه قیودی داشته، از جمله آنکه: هرکس همانگونه که آموخته بخواند و قرائات در هم خلط و مزج نگردد و وضعی غریب پیش نیاید.(4) به گفته برخی محققان این تسهیل امروز نیز وجود دارد. البته نه به صورت پدید آوردن قرائات جدید، بلکه به این صورت که قرائت قرآن تا جایی که ممکن است برای افرادی که با آن آشنایی ندارند و یا در قرائت قرآن با مشکل مواجهاند آسان گرفته شود تا به مرور زمان خواندن آنها اصلاح و تقویت گردد.(5) که نظری مفید و ارزشمند است. استاد محمود خلیل الحصری، غیر از قرائتهای تجوید، دارای سه دوره ترتیبی است: 1 ـ دورهای سی ساعته. 2 ـ دورهای در چهل وسه ساعت که حالت آموزشی دارد 3ـ دورهای به روایت ورش از نافع. درباره انگیزه وی در قرائت دوره ترتیبی گفته شده است که: طی سفری به کویت به قرآنی برمیخورد که پس از خواندن، متوجه تحریفاتی در الفاظ آن میگردد. پیگیری حصری او را متوجه این نکته میکند که این قرآن در اسرائیل و از سوی صهیونیسم و به هدف ضربه زدن به قرآن مجید، چاپ شده است. استاد، ردّی براین عمل مینگارد و منتشر میسازد و نیز به قرائت تمام قرآن برروی نوار اقدام میکند و این اولین دوره ترتیبی تلاوت شده است.(6) با توجه به آنچه درباره مسأله عدد قرائات گفته شد، احتمال دارد وی دوره «ورش» را نیز به همین منظورتلاوت کرده باشد. زیرا همانگونه که گفتیم، حصری، از کسانی است که در قرائت تحقیق خود نیز جایگاه چندانی را برای قرائات دیگر در نظر نمیگیرد و تخصیص دورهای مستقل به روایت ورش، محل تأمل میباشد. هرچند قرائات متعددی از سوی فقها تجویز شده است و در این بین قرائت عاصم و نافع شایستهترین آنهاست و دارای صحیحترین اسناد و برخوردار از فصیحترین لهجهها و لغات میباشد.(7) حصری ـ چنانکه گفته شد ـ دوره دیگری را در چهل و سه ساعت تلاوت کرده که عنوان دوره آموزشی به خود گرفته است. از ویژگیهای این دوره، تأنی در تلاوت است و به همین دلیل محدود به قالب سی ساعتی نگردیده است. زیرا امروزه تصوری وجود دارد که دوره ترتیبی عادی قرآن، حتماً بایستی در سی کاست یک ساعتی و یا معادل آن خوانده شود و بقیه نیز از آن تبعیت کنند. حال آنکه آموزههای قرآن و حدیث از این تقیدات قالبی ابا دارند و قرائت قرآن بسته به شرایط سنی و جسمی اشخاص و حالات گوناگون هرشخصی در ساعات شبانه روز و نیز مواضع مختلف قرآن متفاوت است. ممکن است گروهی قرآن را در سی ساعت به پایان برند و عدهای در پنجاه ساعت و شماری دیگر در بیست ساعت. از امام رضا(ع) ذیل دستور الهی «فاقرءوا ما تیسّر منه» آمده است: « قرآن را چندانکه از خشوع قلب و صفای درون برخوردار هستید بخوانید». پیامبراکرم(ص) نیز فرمودهاند: «قرآن را چندان که قلوب شما با آن انس یافته بخوانید و چون رویگردانی پدیدار شد، قرائت را به پایان برید».(8) اصل دیگری که حصری در قرائت خود ـ چه قرائت تجوید و چه دورههای ترتیبی ـ همواره مورد توجه قرار میدهد، مسأله وقف و ابتدا است. گفتنی است خود وی دارای آثار مکتوبی در زمینه علوم قرآنی میباشد که از آن جمله کتابی با نام «معلم الاهتدا الی معرفة الوقف والابتدا»(1) است که به فارسی ترجمه گردیده است. وی از معدود قاریانی است که هیچگاه از وقف بررؤوس آیات تخطی نمیکند و تا آنجا که نگارنده بررسی کرده، در همه قرائتهای تحقیقی و ترتیبی این اصل را رعایت کرده است. تنها مورد استثنا همان آیه 151 سوره صافات است که به آیه بعد به دلیل مفهوم آیه متصل کردهاند: اَلا إِنَّهُم مِن اِفکِهِم لَیقُلوُنَ وَلَــدَ اللّهُ وَإِنَّـهُـم لَکاذِبُونَ نظیر این مورد را در معرفی دوره ترتیبی منشاوی نیز آوردیم. اکنون، نظری اجمالی به دورههای ترتیبی وی میافکنیم: دوره سی ساعتی وی، نخستین دوره ترتیبی تلاوت شده است که با سوره حمد و بقره آغاز میشود و از سرعت نسبتاً زیادی برخوردار است و این سرعت محسوس میباشد. در بخشهای بعدی این سرعت کاهش مییابد. این دوره دارای زیبایی و متانت خاص خود است و مسایلی که پیش از این، مورد اشاره قرار گرفت در آنرعایت شده است. محمود خلیل الحصری از یکسو به مسأله وقف و ابتدا ـ چنانکه اشاره شد ـ توجه زیادی دارد و از سوی دیگر برخی مبانی و نظرات خود را اعمال کرده که در مواردی مغایر با وقفهای مطلق است. به عنوان مثال در آیه125 سوره بقره چنین تلاوت کرده است: «وَإذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَأمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إبْراهِیمَ مُصَلّی وَعَهِدْنا (وقف) إلی إبْراهِیمَ وَإسْمعیلَ أنْ طَهِّرَا بَیتِی…» و در بخشی از آیه 102 سوره بقره چنین خوانده است: « وَما یعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یقُولا إنّما نَحْنُ فِتْنَة فَلاتَکْفُرْ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُما…» در واقع وی از برخی وقوف مطلق که در مصاحف به خط طاهر خوشنویس، حبیب اللّه فضایلی، نیریزی، رأفت الارزنجانی، حامد الآمدی و دیگران با «ط» مشخص شدهاند، گذر میکند. این در حالی است که در دوره آموزشی به عکس چنین حالتی عمل کرده است. یعنی در جاهایی که موردی برای وقف مطلق و غیر آن وجود ندارد، وقف کرده است. «وَلِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی الأرْضِ (وقف) لِیجْزِی الَّذینَ اَساءُوا بِما عَمِلُوا وَ یجزِی الَّذینَ اَحْسَنوا بِالْحُسْنی». (سوره نجم، آیه 31) «قالُوا کَذلِکِ (وقف) قالَ رَبّکِ (وقف) انَّهُ هُوَ الحَکیمُ العَلیمُ».(سوره ذاریات، آیه 30) حالات فوق موجب بروز احتمالاتی جدید در معنای آیات میگردد و بحثهایی را پدید میآورد. دوره روایت ورش وی، دارای قرائتی کند است و وقفهای شش حرکتی روایت «ورش» از نافع باعث کاهش بیشتر سرعت قرائت میشود. این دوره تا آنجا که نگارنده یافته از کیفیت صوتی خوبی برخودار نمیباشد. 1 ـ زندگینامه قاریان مشهور جهان، قم، مؤسسه نوار استاد مطهری، زمستان1374، ص55. 2 ـ گزیده تلاوت قاریان معروف جهان، شرکت حکمت بیان، تهران، بیتا. 3 ـ گفتگوی نگارنده با شیخ ابوالعینین شعیشع. 4 ـ حجتی، سید محمد باقر، پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، دفتر نشر فرهنگی اسلامی، تهران، 1368، ص283. 5 ـ شاهین، عبدالصبور، تاریخ القرآن الکریم، بحث الاحرف السبعة. 6 ـ زندگینامه قاریان مشهور جهان. 7 ـ پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، ص 363. 8 ـ مجمع البیان، ج10، ص576.
پدید آورنده : ابوالفضل خوش منش ، صفحه 65
|
چند سالی است که نوارهایی پراکنده و سپس مجموعههای کاملی از قرائت ترتیبی برخی قاریان کشور عربستان سعودی وارد کشورمان شده است، این قاریان کسانی هستند که در مساجد کشور عربستان به اقامه نماز جماعت مشغولاند. نوارهای مزبور یا از نمازهای جماعت و تراویح ضبط شده و یا به سبک و سیاق آنها خوانده و ضبط گردیده است. گفتنی است، نماز تراویح، عبارتست از نمازهایی مستحبی که اهل سنّت در شبهای ماه مبارک رمضان میخوانند و امام جماعت، پس از سوره مبارکه حمد، در هررکعت بخشی از ایات سورههای قرآن را از اول تا آخر میخواند. لازم به ذکر است، از ابتدای قرآن، سورههای بزرگ به واحدهای موضوعی کوچکتری تقسیم شده و پایان هرواحد ـ در برخی قرآنها ـ با علامت «ع» (رکوع) مشخص گردیده است. تقسیمبندی فوق، در قرآن کریم بسیار نظاممند و دقیق است و انس با آنها و رعایت آنها، قاری را در تدبّر و فهم مراد ایات و سور، یاری میرساند. باری هریک از این تقسیمات به طور معمول در یک رکعت نماز خوانده میشود و به این ترتیب قرآن کریم به طور مقطّع در نمازها ختم میشود. نکته دیگری که قابل ذکر است این است که در برخی بلاد اهل سنّت، هنگامی که جوانی قرآن را حفظ میکند، به عنوان امام این گونه نمازها برگزیده میشود تا یک دوره قرآن را به صورت فوق در نمازها بخواند.1 گروهی از شیوخ و اساتید نیز در صف اول میایستند و ضمن به جای آوردن نماز، قرائت وی را بررسی میکنند و در مواقع لازم به او کمک میرسانند. برخی از این دورهها، در اصل از ترکیب قطعاتی به یکدیگر حاصل شده که عیناً در نمازها خوانده شده است، به همین دلیل، نقاط اتصال مشخص، و همراه با تغییر شدید سرعت و ارتفاع صوت خواننده است. همچنین از آنجا که اهل سنّت هنگام خواندن نماز خود را ملزم به گفتن «بسم اللّه الرحمن الرحیم» در اوایل سور نمیدانند، در برخی از این نوارها (نظیر نوارهای «عبدالرحمن السدیس»، «هانی عبدالرحیم الرفاعی» و «احمد العجمی») «بسم اللّه» توسط شخص دیگری در اوایل سورهها خوانده شده است. برخی از این نوارها (نظیر نوارهای «شاطری») به کلی فاقد بسم اللّه الرحمن الرحیم ـ نه با صدای قاری و نه با صدای کسی دیگر ـ است و متأسفانه این گونه دورهها، به عنوان «دوره تلاوت قرآن» به بیرون عرضه گردیده است. در شمار دیگری از نوارها (نظیر نوارهای «سعد العامری» و «محمد ایوب») اصل گفتن «بسم اللّه» توسط قاری با صدای بلند رعایت میشود. ناگفته نماند که در احادیث ائمه معصومین(س)، به گفتن «بسم اللّه» و بلند گفتن آن تأکید شده و از نگفتن آن به سرقت کریمترین و عظیمترین ایه قرآن تعبیر شده است.2 این نوارها توسط اشخاص مختلفی خوانده شده که شمار آنها نیز رو به افزایش است و در این نوشتار به دلیل رعایت اختصار و پرهیز از مکررات، قصد بررسی تکتک نوارها و دورهها وجودندارد، بلکه کلیاتی که بربیشتر آنها منطبق و ذکر آنها لازم است، بیان میگردد. نوارهای مزبور یک اثر هنری خارقالعاده که توسط یک یا چند قاری حرفهای معدود خوانده شده باشند نیستند، بلکه قرائت موجود در آنها، در درجه اول، یک فریضه و وظیفه انسان مسلمان، یعنی «قرائت قرآن در نماز» میباشد. اتصال و پیوند مبارک «قرائت قرآن و نماز»، آثاری نظیر موارد زیر را به دنبال آورده است: در این نوارها تقید به برخی قید و بندهای مسأله تجوید وجود ندارد. و قرائت، کم و بیش حالت عادی یک شخص عرب زبان را دارد. پیش از این، در آغاز نوارهایی که متعلق به «خالد بن عبداللّه القحطانی» هست گویندهای ضمن بیان تعلّق بخشهای تلاوت شده به نماز تراویح، به مسأله بالا نیز تصریح کرده است. چنین مسألهای در مورد نوارهای افراد دیگر نیز صدق میکند. اگر گاهی شخصی مانند «علی عبدالرحمن الحذیفی» کوشیده تا نکات و قواعد تجوید مصطلح را به کار گیرد، قرائت وی از حالت توازن طبیعی خارج شده و به سوی مبالغه و افراط در برخی زمینهها نظیر «استعلاء»، «استفال»، «اخفا»، «قلقله» و… رفته است. این نوارها، همچنین، عاری از نغمهها و آهنگهای مصطلح میباشند. ناگفته نماند، در کشور عربستان نظیر بسیاری از دیگر کشورهای اسلامی، خواندن قرآن با آهنگ و موسیقی ویژه، مرسوم و متداول نمیباشد، در عین حال، پیوند بین «قرائت قرآن» و «نماز»، خود عاملی بازدارنده در این زمینه است. نبود آهنگهای ساختگی، امکان بروز موسیقی آسمانی الفاظ و عبارت قرآنی را تا حدی فراهم ساخته است و این قرائتها در نزد مردم، همچنان قبول خاطر یافته است و شنوندگان به دلیل سهولت چنین قرائتی با آن احساس قرابت بیشتری میکنند. مسأله دیگری که در این نوارها زیاد به چشم میخورد، بیتوجهی به مسأله مهم وقف و ابتدا است که در زیر نمونههایی از این موارد ذکر میگردد. «هانی عبدالرحیم الرفاعی»، در سوره بقره چنین خوانده است: واذ اخذنا میثاق بنیاسرائیل لا تعبدون إلا اللّه وبالوالدین احسانا (وقف) وبذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل (وقف) وقولوا للناس حسناً (وقف) واقیموا الصلوة. (سوره بقره، ایه 83) وی در ایهای دیگر چنین خوانده است: أفتؤمنون ببعض الکتاب (وقف) و تکفرون ببعض (وقف) فما جزاء من یفعل ذلک منکم (وقف) الا خزی فی الحیوة الدنیا.(وقف) (سوره بقره،ایه 85) «مطرود» نیز شمار زیادی از ایات را نظیر نمونههای زیر قرائت میکند: خلق اللّه فی أرحامهنّ (وقف) ان کنّ یؤمن باللّه والیوم الآخر. (سوره بقره، ایه228) ثم کان من الذین آمنوا وتواصوا بالصبر (وقف) وتواصوا بالمرحمة. (سوره بلد، ایه17) قل قتال فیه کبیر وصد عن سبیل اللّه وکفر به (وقف) والمسجد الحرام واخراج اهله منه اکبر. (سوره بقره، ایه 217) وی در ایهای دیگر خوانده است: ومن یرتدّ منکم عن دینه فیمت وهو کافر (وقف) فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا والآخرة . (سوره بقره، ایه 217) «سدیس» نیز خوانده است: ان یشأ یذهبکم ایها الناس ویستخلف من بعدکم ما یشاء (وقف) کما أنشأکم من ذریة قوم آخرین. (سوره انعام، ایه 133) وقف در بیشتر موارد فوق، غیر تام و ابتداها نیز نامناسب است و جدا از این نمونهها اشکالات وقف و ابتدا در این نوارها فراوان است. اتصال ایات کوچک به یکدیگر نیز به وفور دیده میشود. گروهی از این قاریان هر یک به نسبتی به این مسأله توجه میکنند و میتوان دوره ترتیبی «شیخ محمد ایوب» و «حذیفی» را در این زمینه از اقران خود ، برخوردار از دقت و توجه بیشتر دانست. به طور کلی آنچه در این نوارها، اصل به نظر میرسد، اکتفا به خواندن قرآن و گذر کردن است. مشاهدات و اظهارات حجاج بیتاللّهالحرام، درباره کم توجهی و چه بسا بیتوجهی قراء و حفاظ سعودی، به تدبر عمیق در ایات الهی و ربط دادن معارف والای آن به صحنههای اندیشه و عمل، مؤید این مطلب است. با توجه به آنچه درباره پیوند بین قرائت قرآن و نماز گفته شد، ذکر این نکته لازم است که در فقهجعفری خواندن نماز مستحبی به جماعت جایز نمیباشد و نیز لازم است که نمازگزار در نماز واجب پس از حمد به خواندن یک سوره کامل مبادرت کند و قرائت بخشی از یک سوره کافی نیست. با این وجود در همین مکتب، ارتباط بین قرائت قرآن و نماز بسیار ارزشمند و مورد توجه است و پرداختن به این موضوع بسیار مهم، از دیدگاه ایات و روایات، فرصت جداگانهای را میطلبد. در اینجا این نکته را میتوان مورد اشاره قرارداد که جهت محروم نماندن از فیوض و آثار فراوان قرائت قرآن در نماز، میتوان در نمازهای مستحبی به قرائت مواضع مختلف قرآن پرداخت. در این نمازها، خواندن یک سوره کامل پس از حمد واجب نمیباشد. استواری پیوند «قرائت قرآن» و «نماز»، راهی مطمئن به سوی ترویج قرآن و همگانی شدن قرائت آن از مرتبه انحصار به گروهی خاص به سطح همه مردم نماز خواند، از پیر و جوان، عرب و عجم، با سواد و بیسواد و نیز عدم تعیین گروهی خاص با عنوان قاری و حافظ حرفهای که در مکتب رسول اکرم(ص) نیز جایگاهی ندارند. (خوشبختانه قاریان محترم کشور ما از این عارضه مصون ماندهاند). آنچه در این چند شماره گذشت، عبارت از بررسی برخی رفتارهای درست و نادرست در زمینه قرائت قرآن کریم با تکیه اصلی و در عین حال نه چندان صریح برآموزههای قرآن و سنّت بود و مجموع آنچه گذشت ـ نه تکتک آنها ـ میتواند تا حدی وجوه مثبت و منفی را در این زمینه تبیین کند. 1 ـ دکتر تیجانی السماوی (از کشور تونس) در آغاز کتاب «ثم اهتدیت» به خاطرهای از اولین نماز تراویح خود اشاره میکند و آثار آن را در مورد خود بر میشمارد. 2 ـ ر. ک. بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی. 1412، 89/138 ـ 144. |