جاذبه قرآن
پدید آورنده : سید محمّد علی ایازی ، صفحه 35
|
یکی از راههای شناخت قرآن، بررسی تأثیر وحی در میان افرادی است که مسلمان نیستند. اعتراف این دسته از افراد نشانه آن است که جاذبههای وحی فراتر از کرانهها و در آن سوی جهان در میان مردمی با مذهب متفاوت اثر گذاشته و آنها را شیفته و علاقهمند به قرآن کرده است. حقیقتاً اگر کتابی از شیفتگی خاصی برخوردار نباشد، نمیتواند این چنین افراد را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را طی سالهای سال به خود مشغول سازد. یکی دیگر از شرق شناسان مشعوف به قرآن و سنت، هیلر بارتلمی (Bartlemy)مستشرق فرانسوی است او چندین کتاب دارد و مترجم آثار ارسطو است. در فرانسه قرآن را چاپ کرد (1865م) و در شرح و توضیحی درباره قرآن به نام «محمّد و قرآن» دارد بارتلمی درباره قرآن مطالب و توضیحاتی مینویسد: در میان متون مذاهب ملل و نحل علم قرآن مانند ندارد. در توصیف اهمیت این کتاب همین قدر کافی است که اعراب با وجود نفاق و عناد و لجاج زیاد که در سرشت آن قوم است، در پیش قرآن زانو به زمین زده و آن را کلام الهی دانسته و به … و… آن دست زدند. و در جای دیگر مینویسد: قرآن شاهکار بیمانند زبان عربی است و باید اعتراف کرد که جمال صوری آن عظمت معنوی آن برابر است. قوت الفاظ و انسجام کلمات و تازگی افکار در این سبک نگارش نوظهور چنان جلوهگر است که قبل از آن که عقول مسخر معانی آن شوند، دلها تسلیم آن میگردند. این شیوه بارز و مخصوص محمّد(ص) است که مستمعان را مجذوب کلام معجزهگر خود میکند. پیامبر اسلام در میان انبیا دیگر به این صفت ممتاز است و میتوان گفت: که هیچکس در هیچ عصری نتوانسته بود این همه نفوذ در کلام خود داشته باشد. قرآن با سبک خاص خویش دارای فوائد و مباحث مختلف است.1 1. سلماسی زاده، جواد، تاریخ ترجمه قرآن کریم در جهان،ص67. |
پدید آورنده : سید محمّد علی ایازی ، صفحه 40
|
رژی بلاشر (متولد 1900 ـ متوفّای 1973م) یکی از دانشمندان فرانسوی بود که با فرهنگ اسلامی نیز آشنایی داشت و آثار فراوانی را در زمینه ادبیات اسلامی و دانشمندان مسلمان نگاشت. مقالات او در دائرة المعارف اسلام، حاکی از اطلاعات وسیع او به فرهنگ و شعر عرب است. قدرت و تسلطاش برادبیات عرب چنان بود که توانست آثاری درباره ابوطیب متنبّی و تاریخ ادبیات عرب بنویسد. بلاشر در زمینه اسلام شناسی کتاب «مسأله محمد» و «در آستانه قرآن» را تألیف و «طبقات الامم» را ترجمه کرد؛1 لیکن از میان کار معروف او، ترجمه قرآن به زبان فرانسه میباشد که نهایت تلاش خود را به کار برده تا در کمال فصاحت و نسبت به ترجمههای پیشین اروپاییان در سر حد اعتدال و دور از تعصب باشد.2 دکتر رامیار درباره ترجمه او مینویسد: «ترجمه بلاشر یکی از بهترین ترجمههای قرآن به زبانهای اروپایی شناخته شده است.»3 اهمیت این ترجمه به خاطر شیفتگی فوق العاده بلاشر به قرآن است تا آنجا که در یکجا مینویسد: «قرآن جزو مُکمّل وجود و عنصر زنده هستی است». و در جایی دیگر نوشته است: «قرآن کلام الهی است و از نظر فصاحت و بلاغت در مرتبهای است که از حدّ کلام بشر بالاتر و کمالی به وجود آورده که در لغت بشری نظیر ندارد و از نظر بیان انسانی عالیترین مرحله قابل وصول است. قرآن تنها به واسطه محتوا و تعالیم، معجزه نیست؛ بلکه یک شاهکار ادبی است؛ حتی قبل از هرچیز تحفه و بدیعهای است که از هر اثر گرانبهایی که بشریت آن را دریافت کرده و گرامی داشته، فراتر رفته است». بلاشر در توصیف محتوایی قرآن مینویسد: «در بسیاری از سورهها که رازهای الهی درباره جهان، نظیر ستارگان، کوهها و سایر مظاهر وجود با خواننده در میان گذاشته میشود، اصولاً سوره با آن مفاهیم آغاز میگردد و زیبایی آهنگ و خیالانگیزی این کلمات، بسی جالب است».4 1. بدوی عبدالرحمان، فرهنگ کامل خاورشناسان، ص64، ترجمه شکر اللّه خاکرند. 2. گرچه اشتباهات فراوانی در این ترجمه راه یافته که حاکی از ضعف منابع و نا آشنایی نویسنده به فرهنگ اسلامی است. 3. رامیار، محمود، در آستانه قرآن، ص4. 4. بلاشر، درآمدی بر قرآن، ص 10، ترجمه اسد الله مبشّری. |
پدید آورنده : سید محمّد علی ایازی ، صفحه 48
|
گوته (متولد 1749 میلادی، متوفای 1832 م) از مشاهیر نویسندگان و شعرای آلمان بود. در حقیقت وی از بزرگترین شخصیتهای ادبی قرن نوزدهم و یکی از برجستهترین نوابغ تاریخ بشر محسوب میگردد. روح بلند پرواز، قوه تخیل بینظیر، قدرت بیان و قلم سحرآمیز او در مردم آلمان سخت تأثیر کرد و وی را سرآمد شعرا و نویسندگان آن کشور گردانید. او علاوه بر رشتههای ادبی ،در علوم فیزیک، پزشکی و طبیعی نیز مطالعه و تحقیق کرده و کتابهایی مانند:تغییر گیاهان و تئوری رنگها رانوشت.1 گوته باخ با ادبیات و فرهنگ اسلامی و بهویژه فرهنگ فارسی مرتبط گشت و با اشعار حافظ نیزمأنوس شد. در این میان آشنایی و انسی خاصّ با قرآن پیدا کرد. در آغاز از تماس با قرآن ابا داشت؛ اما کشش قرآن او را به سوی خود جلب کرد، تا آنجا که یکبار نوشت: «ما اول بار از قرآن روی گردان بودیم، ولی طولی نکشید که این کتاب توجّه ما را به خود جلب کرد و ما را به حیرت در آورد و بالاخره مجبور شدیم که اصول و قواعد آن را تعظیم نموده و بزرگ بشماریم و در تطبیق الفاظ آن با معانی بکوشیم».2 گوته چنان شیفته قرآن شد که معتقد بود این کتاب در آینده بشریت سرنوشت ویژهای برجای خواهد گذاشت. «مرام و مقاصد این کتاب بیاندازه قوی و محکم و مبانی آن بلند است. این کتاب به زودی بزرگترین تأثیر را در تمام روی زمین خواهد گذاشت».3 1. معین محمد، فرهنگ، ج6/1732 . 2. مبشری اسدالله، در آمدی بر قرآن، ترجمه کتاب بلاشر، مقدمه، ص11 . 3. همان. |