تاریخ و جغرافیای استانها
|
استان همدان |
|||||
|
|
|||||
|
|||||
|
استان همدان با مساحت ۲۰ هزار و ۱۷۲ کيومترمربع، ۱/۲ درصد از کل مساحت کشور را در بر مىگيرد. اين استان بين مدارهاى ۵۹ درجه و ۳۳ دقيقه تا ۴۹ درجه و ۳۵ دقيقه عرض شمالى و ۳۴ درجه و ۴۷ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۴۹ دقيقه ٔ طول شرقى از نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته است . |
|||||
|
استان همدان جزو استانهاى غربى ايران است که از شمال به استان زنجان، از جنوب به استان لرستان، از شرق به استان مرکزى و از غرب به استانهاى کرمانشاه و کردستان محدود مىشود . |
|||||
|
بلندترين نقطه ٔ استان همدان، قله ٔ الوند با ارتفاع ۳۵۷۴ متر و پستترين مکان اين استان اراضى عَمْرآباد در کنار رود قرهچاى در بخش شرا و پيشخوار است . |
|||||
|
استان همدان از نظر تقسيمات کشورى، ۸ شهرستان، ۱۶ شهر، ۱۸ بخش و ۶۸ دهستان دارد و مرکز آن شهر همدان است . |
|||||
|
- شهرستانهاى اين استان عبارتاند از : |
|||||
|
همدان، نهاوند، تويسرکان، ملاير، کبودرآهنگ، اسدآباد، بهار و رزن . |
|||||
|
- شهرهاى آن عبارتاند از : |
|||||
|
همدان، اسدآباد، بهار، قروه ٔ درجزين، کبودرآهنگ، لالجين، مريانج، ملاير، سامن، نهاوند، تويسرکان، سرگان، رزن، فامنين، صالحآباد و فيروزان است . |
|||||
|
- بخشهاى تابعه ٔ آن در همدان : |
|||||
|
مرکزى، شراء، فامنين؛ و در ملاير : مرکزى، جوکار، سامن؛ و در نهاوند : مرکزى، خزل؛ و در تويسرکان : مرکزى، قِلقل رود؛ و در کبودرآهنگ : مرکزى، گلتپه؛ و در اسدآباد : مرکزى، لالجين (در بهار)؛ و در رزن: مرکزى، سردرود، قروه و درجزين است . |
|||||
|
|||||
|
استان همدان منطقهاى است مرتفع. کوهستان الوند که از شمال غربى به جنوب شرقى کشيده شده است جزو پيشکوههاى داخلى زاگرس است . |
|||||
|
کوه الوند در جنوب و غرب شهر همدان قرار گرفته و تودهاى از سنگ گرانيت است، از سنگهاى آن در صنعت ساختمانسازى استفاده مىشود . |
|||||
|
از زيباترين بناهايى که با استفاده از اين سنگها ساخته شده است آرامگاه فيلسوف نامدار ايران شيخالرئيس ابوعلىسينا، در همدان است که ديرتر به شرح آن خواهيم پرداخت . |
|||||
|
ارتفاعات مهم استان عبارتاند از : گرمه و سرده در ملاير، آلمابلاغ در حدفاصل اسدآباد و بهارکوه، بوقاطى در کبودرآهنگ، گروياگرى در جنوب نهاوند و خان گُرمَز در سياه دره ٔ تويسرکان و رشته کوه زاگرس با قله زيباى الوند حدفاصل تويسرکان و همدان . |
|||||
|
در ناحيه ٔ شمال شرقى و شرق ارتفاعات الوند در ميان کوه الوند و کوه گرين اراضى پست و دشتهاى هموار استان قرار دارد. دشتهاى وسيع شمال و شمال شرقى استان در مسير بادهاى شديد است. تودههاى هوا به راحتى اين نواحى را تحت تأثير قرار مىدهد . |
|||||
|
استقرار اين دشتها در مجاورت نواحى مرتفع و کوهستانى باعث وزش بادهاى شديدى در سطح استان مىشود؛ به همين دليل استان همدان از مناطق بادخيز کشور به شمار مىآيد و اغلب شهرهاى استان همدان در ارتفاعات واقع شدهاند. متوسط سرعت باد در استان همدان ۴ متر در ثانيه گزارش شده است . |
|||||
|
از ديگر عوامل مؤثر در شرايط جوى اين استان يکى دورى آن از دريا و ديگرى جريانهاى پرفشار هواى سرد شمالى و غربى است. به طورکلى مناطق مرتفع استان آب و هواى سرد کوهستانى دارد و مناطق جنوبى آن - ملاير و نهاوند - داراى آب و هواى معتدل کوهستانى است . |
|||||
|
به استناد گزارشهاى ايستگاههاى سينوپتيک همدان - نوژه، حداکثر مطلق درجه ٔ حرارت هوا در اين استان ۳۶/۸ ، و حداقل مطلق آن ۲۹/۶- و متوسط حرارت آن ۹/۶ درجه ٔ سانتىگراد است. گرمترين ماههاى سال با حداکثر دماى ۳۵ درجه ٔ سانتىگراد تير و مرداد است و سردترين ماههاى سال، با ميانگين ۲۵/۴- درجه ٔ سانتىگراد دى و بهمن است . |
|||||
|
به استناد همين گزارش، ميزان سالانه ٔ بارندگى بيش از ۳۰۰ ميلىمتر است که در ماههاى مختلف سال متغير است؛ به طورى که در فروردين حداکثر ۹۵ ميلىمتر، در ارديبهشت ۸۲ ميلىمتر، در خرداد ۸۱ ميلىمتر و در بقيه ٔ ماهها نيز به تناسب فصل متغيّر است. استان همدان با ۱۴۳ روز يخبندان در سال يکى از سردترين استانهاى کشور است. سردترين ماههاى سال، دى، بهمن، اسفند و گاهى فروردين است . |
|||||
|
وزش باد در سطح استان تقريباً در تمام ماههاى سال ادامه دارد. انواع جريان بادهاى اين استان، عبارتاند از : |
|||||
|
- بادهاى شمال و شمال غربى که بيشتر در فصل بهار و زمستان جريان پيدا مىکند، و غالباً مرطوب و بارانزاست . |
|||||
|
- بادهاى غربى - شرقى، که بيشتر در فصل پاييز مىوزد . |
|||||
|
- بادهاى محلى، که بر اثر اختلاف فشار بين ارتفاعات و دشتها پديد مىآيد، مثل بادکور در ناحيه ٔ اسدآباد . |
|||||
|
با توجه به شرايط اقليمى مناسبترين زمان براى مسافرت به همدان، از اواخر ارديبهشت تا اواخر مهرماه است. در اين مدت علاوه بر زيبايى و سرسبزىهاى پراکنده در سراسر استان همدان تابش آفتاب و درجه ٔ حرارت بسيار مطلوب است. زمان مذکور فرصت مناسبى است تا ايرانگردان علاقهمند به استان همدان از تعطيلات تابستانى خود بيشترين بهره را بگيرند. اگر کسانى قصد استفاده از برف براى ورزش اسکى و ساير ورزشهاى زمستانى را داشته باشند، فصل زمستان بسيار مناسب است؛ به ويژه آن که امکانات ورزش اسکى و کوهنوردى زمستانى در دامنههاى الوند فراهم است . |
|||||
|
|||||
|
استان همدان يکى از مناطق تاريخى ايران و از قديمىترين کانونهاى تمدن به شمار مىرود . آثار تاريخى موجود در اين استان قدمت و کهن سالى آن را نشان مىدهد . |
|
استان همدان ( ۲ ) |
||
|
||
|
برابر آمارگيرى جارى جمعيت در سال ۱۳۷۰ ، کل جمعيت استان ۳۲۰ ۶۵۱ ۱ نفر بوده که از اين تعداد ۴۲/۲ درصد در مناطق شهرى و ۵۷/۸ درصد در مناطق روستايى سکونت داشتند. تراکم نسبى جمعيت در هر کيلومترمربع در همين سال ۸۶/۸ نفر بود . |
||
|
رشد جمعيت شهرى استان در فاصله ٔ سالهاى ۷۰-۱۳۶۵ حدود ۵/۲ درصد بود. در همين مقطع، جمعيت روستايى استان از ۶۳ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۵۷/۸ درصد در سال ۱۳۷۰ رسيد که ۵/۲ درصد کاهش را نشان مىداد. به عبارت ديگر در فاصله ٔ سالهاى مذکور مهاجرت از روستا به شهر افزايش يافت . |
||
|
همدان منطقهاى است کوهستانى که در دامنه ٔ رشته کوه الوند قرار گرفته و سرچشمه ٔ رودها و جويبارهاى فراوان است. مراتع بين درهاى آن از ديرباز سبب جذب بخشى از دامداران و عشاير به اين منطقه بوده است. جمعيت تقريبى عشايرى که سالانه به اين استان مىآيند، حدود ۴۰ هزار نفر گزارش شده است. اين استان با زمستانهاى نسبتاً سرد و تابستانهاى معتدل، مراتع چراى بهاره و تابستانه را براى عشاير فراهم مىکند، تا آن حد که عشاير استانهاى همجوار نيز به اين استان کوچ ييلاقى مىکنند. از آن جملهاند تيرههايى از ايلات ترکاشوند، جمير، ياريم تاقلو و بنفشه که از ايلام، کرمانشاه، لرستان و استان مرکزى به اين منطقه مىآيند و در ارتفاعات شمالى و جنوبى الوند و ديگر نواحى مرتفع استان تابستانگذرانى مىکنند . |
||
|
تابستان کوتاه خاصه در مناطق مرتفع شمال تويسرکان و جنوب همدان سبب شده است که ايلات و عشاير صرفاً به دامدارى بپردازند و کشاورزى از رشد چندانى برخوردار نباشد . گروهى از تيره ٔ رحمتى ايل ترکاشوند در مناطق بين اسدآباد، تويسرکان و حوالى کوه خان گورمز به کشت و زرع محدود مىپردازند . |
||
|
اساس اقتصاد استان در مرحله ٔ اول کشاورزى و دامپرورى و در مرحله ٔ بعد مبتنى بر استخراج و استحصال معادن است. کشت در سطح استان به دو شکل ديم و آبى صورت مىگيرد، اما بيشتر اراضى کشت شده به صورت ديم است . |
||
|
مهمترين محصولات کشاورزى استان گردو، گندم، جو، سيبزمينى و چغندرقند است که کشت گندم و جو حدود سه چهارم اراضى زير کشت را به خود اختصاص داده است. محصول گردو به ويژه در تويسرکان از لحاظ کمى و کيفى کمنظير است. اولين مرکز تحقيقات گردو در کشور در شهر تويسرکان تأسيس شده است. محصولات مهم ديگر استان در قسمتهاى کوهستانى انواع ميوهها (به ويژه سيب و گلابي) و در دامنهها انگور، غلات، حبوبات و صيفىجات است . |
||
|
براساس سرشمارى کشاورزى سال ۱۳۶۷ ، در سطح استان ۵۶۰ ۸۰۲ هکتار زمين کشاورزى وجود دارد که از اين وسعت ۷۵۱ ۲۸۶ هکتار آبى و ۸۰۹ ۵۱۵ هکتار ديم است. از کل اراضى آبى ۸۱۶ ۱۸۰ هکتار زير کشت، ۸۷۷ ۸۰ هکتار به صورت آيش و ۰۵۱ ۲۵ هکتار باغ و قلمستان است. از کل اراضى ديم نيز ۳۷۶ ۲۶۰ هکتار زيرکشت و ۷۲۳ ۲۵۴ هکتار به صورت آيش و ۷۱۰ هکتار باغ و قلمستان است . |
||
|
شيوه ٔ دامدارى اين استان بيشتر سنتى است، ولى با آموزشهاى لازم و اصلاحنژاد دام مىتوان توليد محصولات دامى آن را افزايش داد. اين استان به علت تنوع آب و هوا، وجود مراتع وسيع و ييلاقى بودن منطقه، براى عشاير دامدار از اهميت خاصى برخوردار است. در حال حاضر وجود مجتمعهاى دامدارى صنعتى و نيمهصنعتى که زير نظر مرکز گسترش خدمات توليدى و عمرانى فعاليت دارند، توليد فرآوردههاى دامى آن را گسترش داده است . |
||
|
استان همدان از نظر معادن بسيار غنى است و مهمترين معادن آن گرانيت، سنگ آهک، سنگ ساختمانى، فلدسپات، سرب، روى، نقره ٔ آهنگران، گچ، ليمونيت، سيليس، تراورتن و سنگ آهن است . |
||
|
در اين استان صنايع دستى بيش از صنايع ماشينى گسترش دارد، هرچند که با ورود صنايع ماشينى روزبهروز از اهميت و اعتبار صنايع دستى کاسته مىشود . |
||
|
مهمترين صنايع دستى استان قالىبافى، سفالگرى، گيوهبافى، کفشدوزى، پوستيندوزى و دباغى است . |
||
|
قالىبافى همدان در سطح ملى مشهور است و قالىهاى ريزباف آن به خارج از کشور نيز صادر مىشود. سفالگرى از صنايع دستى مهم استان به ويژه لالجين در شهر بهار است . انواع اين ظروف و ابزار سفالى، علاوه بر مصرف محلى به خارج از آن نيز صادر مىشود . |
||
|
در اطراف شهر همدان و ديگر شهرستانهاى استان، کارگاهها و کارخانههاى متعددى تأسيس شده است که به تدريج بر تعداد آنها افزوده مىشود . |
||
|
يکى از صنايع سبک استان، کارخانه ٔ صنعتى توليد شيشه است که در غرب ايران کمنظير و از نظر ظرفيت توليدى منحصر به فرد است. اين کارخانه در حال حاضر انواع استکان، ليوان، شيشه و نظاير آن را توليد مىکند. ساير صنايع سبک استان عبارتاند از : صنايع غذايى، نساجى و چرمسازى، سلولزى، شيميايى، کانى غيرفلزى، برق و الکترونيک و صنايع فلزي . |
||
|
مهمترين فعاليت صنايع سنگين استان عبارتاند از : ريختهگرى چدن و توليد ادوات کشاورزى، ماشينآلات ساختمانى و راهسازى، سوپاپ انواع خودرو و شرکت فولاد همدان . |
||
|
بخش خدمات استان با توسعه ٔ آموزش عالى و کسب تجارب نوين، گسترش قابل توجهى يافته است . |
|
استان يزد |
|||||
|
|
|||||
|
|||||
|
استان يزد در مرکز ايران بين عرضهاى جغرافيايى ۲۹ درجه و ۴۸ دقيقه تا ۳۳ درجه و ۳۰ دقيقه ٔ شمالى و طول جغرافيايى ۵۲ درجه و ۴۵ دقيقه تا ۵۶ درجه و ۳۰ دقيقه ٔ شرقى از نصفالنهار مبدأ قرار گرفته است. اين استان از شمال و غرب به استان اصفهان، از شمال شرقى به استان خراسان، از جنوب غربى به استان فارس و از جنوب شرقى به استان کرمان محدود مىشود و به دليل دور بودنش از سر حدات مرزى ايران، در طول تاريخ از بحرانها و فشارهاى فرهنگى و نژادى مصون مانده است . |
|||||
|
استان يزد در حدود ۱۵۶ ۷۲ کيلومترمربع وسعت دارد که تقريباً ۴/۳۷ درصد از وسعت کل خاک کشور را در بر مىگيرد. طبق آخرين تقسيمات کشورى اين استان، داراى ۷ شهرستان، ۱۵ شهر، ۱۴ بخش و ۳۸ دهستان است و شهرستانهاى آن شامل : ابرکوه، اردکان، بافق، تفت، مهريز، ميبد و يزد است . |
|||||
|
|||||
|
استان يزد در قلمرو سلسله جبال مرکزى ايران واقع شده و از پستى و بلندى و چالهها و کفههاى کويرى متعدد تشکيل شده است. اين ناهموارىها عمدتاً به پنج گروه کوهها و تپههاى پاىکوه، دشتها و جلگهها، بيابانها، مناطق شور و کويرها و تپههاى ماسهاى تقسيم مىشوند . |
|||||
|
در سطح استان يزد، دو رشته کوه متمايز از هم وجود دارد. يکى بخشى از کوههايى است که در جهت شمال غربى - جنوب شرقى از مرکز ايران عبور مىکنند و به کوههاى مرکزى ايران معروف هستند و دومى شامل رشتهکوههايى است که در مناطق مرکزى، شمالى و شرقى استان قرار دارند . |
|||||
|
رشتهکوه شيرکوه، مانند ديوارى، قسمتهاى مرکزى استان يزد را از بخش غربى استان ( چاله ٔ ابرقو) جدا مىکند. اين ارتفاعات که همواره از برف و يخ پوشيده شدهاند، در ادامه حيات شهرهاى بزرگ يزد، تفت و مهريز نقش مهم و اساسى دارند. از ارتفاعات ديگر استان يزد، به کوه خرانق در مرکز استان يزد نيز مىتوان اشاره کرد . |
|||||
|
خشکى اقليمى استان يزد، دو علت اساسى و عمده دارد : يکى اين که روى کمربند خشک جهانى قرار دارد و ديگر آنکه از درياهاى آزاد عمان و خليجفارس و درياچههاى داخلى و بادهاى رطوبتزاى دريايى دور است. عامل مهم اعتدال نسبى آب و هواى يزد، که قابليت زيست نسبتاً مناسبى به آن بخشيده است، ارتفاعاتى است که بيشتر به صورت موضعى مؤثراند و اين امر باعث شده است مناطقى که در ارتفاعات بيش از ۲۵۰۰ متر قرار دارند از اعتدال و رطوبت بيشترى نسبت به دشتهاى يزد و اردکان برخوردار باشند . |
|||||
|
در بررسى مربوط به يک دوره ٔ هشت ساله ( ۱۹۹۲-۱۹۸۴) ، متوسط دماى هوا برابر ۱۸/۹ درجه ٔ سانتىگراد گزارش شده است. حداکثر مطلق دما در تيرماه برابر ۴۳ درجه ٔ سانتىگراد و حداقل آن در دى ماه برابر ۷/۲- درجه ٔ سانتىگراد گزارش شده و اختلاف درجه ٔ حرارت سالانه ٔ حوالى يزد ۵۰ درجه ٔ سانتىگراد است. به استثناى منطقه ٔ کوهستانى شيرکوه، ساير نقاط استان يزد اقليم گرم و خشک و بيابانى دارد که از مغرب و جنوب غربى به سمت شمال شرقى و شرق خشکتر مىشود . |
|||||
|
به اين ترتيب، آب و هواى استان يزد به علت قرار گرفتن در کمربند خشک جهانى، داراى زمستانهاى سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهاى گرم و طولانى و خشک است. در ايام تابستان، ييلاقهاى شيرکوه پناهگاه مردم گرمازده ٔ اين استان است . |
|
استان يزد ( ۲ ) |
||
|
||
|
سرزمين يزد، صاحب يکى از شکوهمندترين و درخشانترين ميراثهاى فرهنگ و تمدن کهن ادوار مختلف تاريخى ايران است. تاريخ سکونت انسان در اين خطه، از هزاره ٔ سوم پيش از ميلاد فراتر رفته است، به طورى که در عهد پيشداديان، طايفههاى در حال کوچ از بلخ به پارس، اين سرزمين را يزدان ناميدند و از آن زمان به بعد، يزد محل عبادت شد. از مهمترين مراکز اسکان اوليه در اين سرزمين، به مهرپادين ( مهريز)، فهرشان، پهره (فهرج)، خورميش، ارد (اردکان)، شواز، قلاع موبدان ( ميبد)، طرنج، عقدا و اشکدز مىتوان اشاره کرد. شهر يزد به عنوان محلى پاک و مقدس در رأس همه ٔ اين آبادىها قرار داشته است . |
||
|
يزد به معناى پاک و مقدس و يزدگرد به معنى داده خدايى است. شهر يزد نيز به مفهوم شهر خدا و سرزمين مقدس است. در دوره ٔ اسلامى، شهر يزد را دارالعباده مىناميدند. اهميت دينى شهر يزد تا پيش از اسلام به حدى بود که از اطراف و اکناف به ويژه در ايام بهار براى عبادت به اين مکان سفر مىکردند . |
||
|
يزد نگين کوير است و اولين بار نام آن در کنار اسم «چيترتخمه» يکى از همرزمان داريوش آورده شد. مورخان يونانى، شهر کهن و باستانى يزد را «ايساتيس » مىخواندند. بعدها بر ويرانههاى «ايساتيس»، «کثه» بهوجود آمد. اين شهر، هسته ٔ اوليه ٔ شهر کنونى و مرکز حکومتى و اقتصادى در قرون اسلامى بوده است. جغرافىدانان بعد از اسلام، نام يزد را همراه نام «کثه» ذکر کردهاند . |
||
|
ابتدا ولايت يزد جزو «کوره ٔ اصطخر» (استخر) مربوط به ايالت پارس بوده و بزرگترين ناحيه ٔ اين کوره به حساب مىآمده است . |
||
|
شهر باستانى يزد در کنار آبراه سگزه و منتهىاليه مسير آب تفت در تقاطع راههاى باستانى رى - کرمان و پارس - خراسان قرار داشته است. اين ناحيه همواره در دوره ٔ هخامنشيان از راههاى معتبر، مؤسسههاى راهدارى، مراکز پستى و چاپارى برخوردار بوده است. راهدارى در يزد قديم چنان اهميتى داشت که خاندان آلمظفر از منصب راهدارى ناحيه ٔ ميبد به پادشاهى رسيدند . |
||
|
تحولات تاريخى ناحيه ٔ يزد را مىتوان در چند دوره مشخص کرد : |
||
|
||
|
از تحولات تاريخى منطقه ٔ يزد در دوره ٔ پيش از اسلام اطلاعاتى دقيق در دست نيست، ولى مىتوان به کشتار پيروان کيش مهرپرستى توسط اردشير بابکان و به قدرت رسيدن مزدکيان در اواخر دوره ٔ ساسانيان که از مهمترين حوادث تاريخى اين منطقه است، اشاره کرد . |
||
|
در عصر هخامنشيان و ساسانيان، براى جلوگيرى از هجوم اقوام چادرنشين به يزد، ناگزير اقدام به احداث دژها، راهدار خانهها و چاپار خانههاى متعدد نمودند که علاوه بر عملکرد نظامى و تجارى از آنها به عنوان رباط و بارانداز کاروانها نيز استفاده مىشد. در اين دوره زراعت، دامدارى، نساجى و صنايع دستى در يزد رواج داشت و بازارهايى مناسب براى مبادله ٔ کالا نيز به وجود آمده بود که از مهمترين آنها مىتوان به مراکز خرانق، ندوشن و عقدا اشاره کرد . |
||
|
از معروفترين دژهاى اين دوره ٔ يزد مىتوان به ساغند، تورانپشت، اشکدز، بهاباد، انارک و اردان، اشاره کرد. همچنين دژهاى شهرهاى ميبد، فهرج، ابرقو، انار، هرات و مروست را نيز مىتوان نام برد . |
||
|
شهر «ايساتيس » که بناى آن را به اسکندر نسبت مىدهند در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته است؛ ولى اسکندر به نام «کثه» تغيير داد که در زبان يونانى به معنى زندان است و اين جا محل نگهدارى و اسارتگاه اسيران جنگى شد. شهر «کثه» در زمان ساسانيان هم آباد و پابرجا بوده است. شهر يزد در اين دوره داراى سه قسمت کهنه دژ، شارستان، بيرون شهر (ربض) بوده است . |
||
|
||
|
يزد در زمان عثمان به دست پسرش سعيد فتح شد و دو قبيله از اعراب فاتح در آن اسکان يافتند. تا پايان دوره ٔ امويان، شهر يزد به دست اعراب اداره مىشد. اعراب انواع ماليات و خراجى را که از مردم مىگرفتند به مرکز خلافت مىفرستادند . در زمان عباسيان، محمد زمجى از طرف ابومسلم، عهدهدار حکومت يزد شد و در روزگار آلبويه تا زمان عضدالدوله، يزد تابع حکومت ايالت پارس بود . |
||
|
از قرن دوم تا چهارم هجرى، همزمان با احياى دولتهاى ايرانى که باعث شد امنيت و آرامشى نسبى در سرزمين ايران ايجاد شود، نيروهاى توليدى منطقه ٔ يزد از رشد و اعتلايى مناسب برخوردار شدند و احداث و حفر قنات و نهر آبيارى که منجر به توسعه ٔ اراضى کشاورزى و باغها شد، رواج يافت . |
||
|
از يزدِ زمان صفاريان، سامانيان و غزنويان اطلاعات تاريخى اندکى باقى مانده است. اما در قرنهاى چهارم و پنجم، شهر يزد به تدريج آباد و بزرگ شد و قلمرو اصلى شهر از حدود شارستان به ربضها گسترش يافت و نام شهر «کثه» به تمامى ولايات يزد اطلاق شد . |
||
|
دوران طلايى و شکوفايى يزد در زمان آلبويه و اتابکان بود. در اين دوره مسجدها، مدارس، کتابخانهها و يک حصار جديد با چهار دروازه بر گرد شارستان يزد احداث شد . بناى مدرسه ٔ دو منار و آرامگاه علاءالدين کالنجار از بناهاى مهم اين زمان هستند که اولى به نام زندان اسکندر و دومى به نام دوازده امام مشهور است . روستاى گرد فرامرز نيز از جمله روستاهايى است که در اين دوره آباد شد . |
||
|
اتابکان در سالهاى ۵۳۶ تا ۷۱۸ هجرى با وجود نابسامانى و هجوم طوايف بيگانه به کرمان، اصفهان و فارس، به آرامى حکومت کردند. در اين دوره، يزد در مسير جنوبى جاده ٔ ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفى که مواد اوليه ٔ آنها از نقاطى مانند استرآباد، گيلان و مرو مىآمد توليد مىشد. دورى از سرحدات، استقرار حکومت آلبويه در اصفهان و فارس، رونق مبادلات بازرگانى و قرار گرفتن يزد بر سر راههاى تجارى و کاروانرو نواحى مرکزى و جنوبى ايران، موجبات رشد و تکامل شهرنشينى اين منطقه را در اين دوره فراهم آورد. در زمان حمله ٔ مغول که با آن، عصر سياهى و شدايد ايرانىها آغاز شد، نواحى يزد نيز تحت تأثيرات منفى آن قرار گرفت. در پايان قرن هفتم بر اثر سياستهاى مالياتى ايلخانان مغول، کشاورزى منطقه رو به رکود گذاشت و شهرها نيز از بازارهاى اطراف محروم شدند، ولى يزد به علت موقعيت خاص ارتباطى از نظر بازرگانى همچنان رونق داشت . |
||
|
آلمظفر يکى از قدرتمندترين خاندانهاى ناحيه ٔ يزد بودند. در زمان آنها، محلههايى جديد در داخل شهر يزد احداث و هفت دروازه نيز گرد شهر ساخته شد. تعمير قلعه ميبد، احداث يک بارو و حفر يک خندق نيز براى آن از اقدامات آنان بود . به اين ترتيب، آلمظفر به بسط قدرت خود اهتمام ورزيدند و بعد از سرکوبى نکودريان و اعراب فولادى، ايج و فارس را از دست شبانکارگان و آلاينجو به در آوردند. آنها حتى بر کرمان و عراق نيز دست يافتند. آل مظفر آثار زيادى از خود بر جاى گذاشتند که مهمترين آنها مسجد جامع فعلى يزد، خانقاه سيد رکنالدين، ميدان وقتالساعه، رصدخانه، مدرسه ٔ مظفريه، منار مسجد مهرپادين و منار مسجد جامع ندوشن هستند. همچنين نزديک به ۱۳ پارچه آبادى در حومه ٔ يزد احداث کردند و به مرمت قناتها و آبادىهاى ويران شده همت گماشتند . شاه يحيى از مشهورترين امراى آلمظفر، بر آبادى و رونق يزد و ميبد بسيار افزود. وى حدود ۳۰ سال ( ۷۶۰ تا ۷۹۵ هجري) در قدرت بود . |
||
|
آرامش اجتماعى، رونق تجارت، رشد نيروهاى توليدى روستاها و شهرها از ويژگىهاى اين دوران است. يزد در اين دوران از مراکز مهم علمى و از کانونهاى عمده ٔ فرهنگى و هنرى ايران به شمار مىرفت، و هنرهاى معمارى، کاشيکارى و نساجى آن در نهايت اوج و شکوفايى بود. هر يک از وزراء و بزرگان اين خاندان نيز بناها و تأسيساتى در يزد برپا کردند . |
||
|
در سال ۷۹۵ هجرى، اميرتيمور تمام افراد آلمظفر را از کوچک و بزرگ به قتل رساند و به فرمان وى، قلعه ٔ ميبد به کلى ويران شد . |
||
|
- دوران تيمورى : |
||
|
دوران تيمورى ( ۹۱۱-۷۷۱ هجري) دوره ٔ اختلال و پريشانى در جنوب ايران بود، به طورى که اصفهان و شيراز صدمه ٔ زياد ديدند و يزد نيز از اين نابسامانى رنج فراوان برد. قيام اميرمحمد پسر ابوسعيد طبسى عليه تيموريان ( ۷۹۸ هجري) منجر به محاصره ٔ چهارماهه ٔ يزد از سوى تيموريان شد و اوضاع شهر يزد کاملاً به هم ريخت و نابسامانى و پريشانى و قحطى همه جا را فرا گرفت، به طورى که مردم از سر اجبار و ناچارى هر نوع حيوانى را ذبح مىکردند و مىخوردند. نزديک به سى هزار نفر بر اثر گرسنگى از بين رفتند. در روزگار شاهرخ تيمورى، خرابىها ترميم شد و در حدود هزار واحد مسکونى، تجارى، مدرسه، حمام و کاروانسرا تعمير شدند. تيموريان، دور شهر بارو و خندق و دروازههاى جديد ايجاد کردند. امير جلالالدين چخماق در کنار دروازه ٔ مهريجرد در محله ٔ ذهوک مجموعهاى شامل مسجد، خانقاه، کاروانسرا، حمام و آبانبار، قنادخانه و بازار بنا کرد که قسمتى از آن هنوز در ميدان مرکزى شهر پابرجا است. مسجد ميرچخماق به نام مسجد جمعه ٔ يزد که در مقابل مسجد جامع آلکاکويه و آلمظفر در کنار ميدان امير چخماق قرار دارد، يکى از مظاهر شکوهمند معمارى و از ديدنىهاى ارزشمند يزد است . |
||
|
شاهرخ تيمورى به ايجاد محيطى مناسب براى رونق تجارت و صنعت و رشد نيروهاى توليدى و امنيت راهها تأکيد داشت. درآمد اميران تيمورى نيز بيشتر از همان بازارها و کاروانسراها تأمين مىشد و کارکرد عمده ٔ شهر، توليد منسوجات و تجارت بود . |
||
|
ناحيه ٔ يزد از سال ۹۰۴ تا ۹۱۰ هجرى دچار نابسامانى و اغتشاش شد. در زمان صفويه، يزد به عنوان يک مرکز تجارى و توليدى داراى اهميتى خاص شد و در زمينه مبادلات بازرگانى رشد کرد. در اين دوره راه پايتخت (قزوين) از طريق سمنان و جندق به اردکان و يزد مىپيوست و کالاهاى مناطق شمالى و جنوبى کشور از اين طريق مبادله مىشد. همچنين راه شاهى اصفهان به يزد و کرمان بعد از پايتخت شدن اصفهان، ساخته شد و رباطهايى زيبا و بزرگ چون رباط ميان راه عقدا و سرو تعمير شد و رباط زيباى قلعه ٔ خرگوش در کنار بيابان گاوخونى ساخته شد. يک راه تجارى ديگر در اين دوره راه کاروان روى قديمى يزد به کاشان بود که از طريق عقدا به نائين، اردستان، زواره، ابوزيدآباد و کاشان مىگذشت و بسيار پر رفت و آمد بود . |
||
|
در زمان شاهعباس، براى ايجاد امکانات رفاهى و تأمين امنيت کاروانهاى راه يزد به انار، رباطهاى «زينالدين» و «شمس» احداث شدند و رباط کرمانشاه نيز تعمير شد. به اين ترتيب، يزد در زمان شاهاسماعيل تا دوره سلطان محمد خدابنده، يکى از ولايات خاننشين ايران به شمار مىرفت . |
||
|
شاه تهماسب در فرمانى به سال ۹۶۹ هجرى که هنوز بر دالان مسجد جامع يزد نصب است، نسبت به ماليات دريافتى عصر تيمورى و آققويونلوها از کالاهاى تجارى و غيرتجارى، تخفيفى قائل شد . |
||
|
با اقدامات شاهعباس، ناحيه ٔ يزد دوباره رونق گرفت و آباد شد. مخصوصاً صنايع نساجى آن نيز رشد کرد. در اين زمان، پارچههاى عالى، قاليچههاى يزدى و بازارهاى با رونق و پر جنب و جوش آن، نظر مسافران خارجى را نيز جلب مىکرد. علاوه بر اين، ناحيه ٔ يزد در اين زمان، يکى از مراکز توليد انگور و بادام در ايران به شمار مىرفت . |
||
|
- دوران صفويه : |
||
|
در زمان صفويه شهرها و آبادىهاى يزد مانند دوران قبل به کار صنايع دستى، توليد منسوجات، پرورش کرم ابريشم، زراعت غله، پنبه و توليد انواع ميوه ٔ سردرختى مشهور بود. در اين عصر، يزد از نظر معمارى، به ويژه هنر کاشيکارى، مانند عصر تيموريان و آلمظفر و اتابکان سرآمد بود و معماران و هنرمندان نامى آن به خلق آثار هنرى مهمى پرداختند . |
||
|
از مهمترين آثار تاريخى دوران صفويه مىتوان به مدرسه ٔ شفيعيه در محله ٔ سرديک کنار ميدان خزانه، حمام، آبانبار، ضرابخانه و رباط خوش طرح و زيباى زينالدين اشاره کرد که تمامى آنها از آثار باارزش هنرمندان آن زمان يزد به ويژه استاد محمد بن محمد هستند . |
||
|
در جريان هجوم افاغنه، صنعت و تجارت يزد لطمات فراوان ديد . |
||
|
محمد تقى خان و فرزندانش در يزد مجموعهاى از بازارها، کاروانسراها و عمارتها را بنا نهادند که مهمترين آنها، باغ دولتآباد و عمارت جنتآباد با بادگير بلند و زيباى آن است. ميدان و بازارخان يزد نيز از ديگر کارها و آثار اين خانواده هستند. در اين زمان، شهر يزد گسترش يافت و در خارج از حصار شهر نيز شهرى ديگر بنا شد و بسيارى از بازرگانان که به هند رفته بودند با برقرارى امنيت و آرامش به زادگاه بازگشتند . |
||
|
- دوران قاجار : |
||
|
در دوران قاجار، تجارت ابريشم مورد تشويق قرار گرفت، به طورى که در اوايل حکومت آغامحمدخان در حدود ۱۸۰۰ کارگاه و ۶۰ هزار کارگر ابريشمباف در يزد وجود داشت. انتقال آرام حکومت از زنديه به قاجاريه باعث شد اين خطه، از آسيبهاى جنگهاى داخلى در امان بماند. در اين زمان شهر يزد به شهر امانتداران معروف شده بود، زيرا اموال بازرگانان به شدت حفاظت مىشد و درستى و امانتدارى ساکنان اين ناحيه، سلامت انواع کالاهاى بازرگانى را تضمين مىکرد . |
||
|
اوضاع ايران و ناحيه ٔ يزد از زمان سلطنت فتحعلىشاه ( ۱۲۵۰-۱۲۱۲ هـ.ق) دستخوش نابسامانى و عرصه ٔ رقابت و چپاول اولاد و نوادگان و شاهزادگان قاجاريه شد. در پايان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار، يزد جزو حوزه ٔ نفوذ تجارى انگليسىها درآمد و کمپانى هند شرقى در اين ناحيه فعاليتى وسيع را آغاز کرد. از اين زمان به بعد، زمينه ٔ صدور مواد خام از ناحيه ٔ يزد و ورود کالاهاى ساخته شده خارجى فراهم آمد و همراه با گسترش تجارت خارجى امر بانکدارى و صرافى نيز در اين ناحيه رشد کرد . |
||
|
مقارن با پايان دوره ٔ قاجار و شروع جنگ اول جهانى، مانند ساير نقاط کشور، ناحيه ٔ يزد نيز رو به نابسامانى رفت، اما تجارت همچنان رونق داشت و انواع کالاهاى وارداتى هندى و اروپايى با مواد خام اين ناحيه مبادله مىشد . |
||
|
- دوران پهلوى : |
||
|
در دوره ٔ پهلوى اوّل و دوّم تغييراتى در کالبد فضايى شهر يزد روى داد از آن جمله خيابانها، بلوارها و ميدانهايى در همان دوره در يزد ساخته شد، که به هيچ وجه با بافت قديم و تحولات کالبدى گذشته ٔ اين شهر هماهنگ نشده بود و لذا ساخت فضايى و معمارى شهر را به طور روشنى مخدوش نمود . |
|
استان يزد ( ۳ ) |
||
|
||
|
براساس سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵ ، جمعيت استان ۷۶۹ ۷۵۰ نفر بوده است که از اين تعداد ۷۵/۱۵ درصد در نقاط شهرى و ۲۴/۸۵ درصد در نقاط روستايى سکونت داشتهاند. در آبانماه همين سال، از کل جمعيت استان ۹۳۶ ۳۸۵ نفر مرد و ۸۳۳ ۳۶۴ نفر زن بودهاند که در نتيجه نسبت جنسى جمعيت استان ۱۰۰ نفر زن در مقابل ۱۰۶ مرد بوده است. نسبتهاى مذکور در نقاط شهرى براى اطفال کمتر از يک سال ۱۰۲ و براى بزرگسالان ۹۵ و در نقاط روستايى به ترتيب ۱۰۵ و ۱۰۶ بوده است . |
||
|
براساس همين سرشمارى ۹۹/۲۵ درصد از جمعيت استان مسلمانان هستند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۱ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۷ درصد مىباشد . |
||
|
در فاصله ٔ سالهاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ حدود ۷۵۴ ۹۴ نفر از ديگر استانها به استان يزد مهاجرت نموده و يا در داخل آن جابجا شدهاند. محل اقامت قبلى ۴۳/۵۳ درصد از مهاجران، ساير استانها، ۲۱/۶۸ درصد شهرستانهاى ديگر همين استان و ۳۰/۵۱ درصد در شهرستان محل سرشمارى بوده است. محل اقامت بقيه ٔ افراد، خارج از کشور يا اظهار نشده است. اين وضعيت نشان مىدهد که طى سالهاى ۶۵ تا ۷۵ حدود ۲۱/۹۹ درصد مهاجران از روستا به شهر، ۵۲/۸۴ درصد از شهر به شهر، ۶/۸۰ درصد از روستا به روستا و ۱۴/۱۰ درصد از شهر به روستا مهاجرت کردهاند بيشترين تعداد مهاجران وارد شده به استان و يا جابهجا شده در داخل آن با ۲۰/۵۷ درصد مربوط به کمتر از يک سال قبل از سرشمارى و کمترين تعداد آنان با ۲ درصد مربوط به ۹ سال قبل از سرشمارى بوده است . |
||
|
براساس سرشمارى عمومى آبانماه ۱۳۷۵ از ۳۷۰ ۶۶۲ نفر جمعيت بالاى ۶ سال استان، ۸۳/۶۴ درصد باسواد بودهاند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ سال برابر ۹۶/۵۶ درصد و در گروه سنى ۱۵ سال و بيشتر ۷۷/۹۴ درصد بوده است. در بين افراد لازمالتعليم ( ۱۴-۶ سال) نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۶/۶۴ درصد و و در نقاط روستايى ۹۶/۲۹ درصد بوده است. در اين استان نسبت باسوادى در بين مردان ۸۷/۳۱ درصد و در بين زنان ۷۹/۷۵ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۸۹/۵۸ درصد و ۸۲/۵۳ درصد و در نقاط روستايى ۸۰/۳۷ درصد و ۷۱/۴۴ درصد بوده است . |
||
|
طبق همين سرشمارى از جمعيت ۲۴-۶ سال استان ۷۰/۳۷ درصد در حال تحصيل بودهاند. اين نسبت در نقاط شهرى ۷۳/۱۲ درصد و در نقاط روستايى ۶۲/۱ درصد بوده است. در اين استان ۹۴/۴۵ درصد از کودکان، ۸۹/۶۲ درصد از نوجوانان و ۴۱/۶۵ درصد از جوانان به تحصيل اشتغال دارند. در آبانماه ۱۳۷۵ حدود ۳۹ درصد از جمعيت ده سال و بالاتر اين استان را افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار) تشکيل مىدادهاند. اين نسبت در نقاط شهرى ۳۶/۲۸ درصد و درنقاط روستايى ۴۷/۴۳ درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان ۷۹/۵۴ درصد را مردان و ۲۰/۴۶ درصد را زنان تشکيل مىدادهاند. بيشترين ميزان فعاليت مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ سال با ۶۳/۴۸ درصد و کمترين ميزان مربوط به گروه سنى ۱۴-۱۰ سال با ۴/۹۳ درصد بوده است. در همين سال از شاغلان ۱۰ ساله و بيشتر استان ۱۴/۲۷ درصد در گروههاى عمده «کشاورزى، شکار و جنگلدارى و ماهيگيري»، ۱۰/۱ درصد در گروه «عمدهفروشى و خردهفروشي»، ۳۰/۷۳ درصد در گروه عمده «صنعت» و ۴۴/۹۲ درصد نيز در ساير گروههاى فعاليتهاى اقتصادى به کار اشتغال داشتهاند . توزيع نسبى شاغلان ۱۰ ساله و بالاتر برحسب گروههاى عمده ٔ فعاليت، نشان مىدهد که هم در نقاط شهرى و هم در نقاط روستايى گروه عمده ٔ «صنعت ( ساخت)» بيشترين تعداد افراد شاغل را به خود اختصاص داده است . |
||
|
به خاطر شرايط اقليمى استان، وضعيت اقتصادى آن به ويژه در بخش کشاورزى زياد مطلوب نيست و امکان بهرهبردارى از آبهاى سطحى در کشاورزى بسيار اندک است. شرايط خاص جغرافيايى منطقه نظير ميزان اندک نزولات جوى، حرکت ماسههاى روان، پديده ٔ کويرزايى، اراضى وسيع خشک و بيابانى، مراتع فقير، کمبود منابع تأمينکننده آب و ... موجب شده است که ۲۸ درصد وسعت استان فاقد هرگونه بهرهدهى اقتصادى باشد. از اين گذشته، مناطق نيمه مساعد کشاورزى ( ۲۰۰ هزار هکتار) نيز با عوامل بازدارنده ٔ توسعه ٔ اين بخش مواجه است. مهمترين مناطق کشاورزى استان دشتهاى يزد، اردکان، بهادران، بهاباد، هرات، مروست، چاهک و ابرکوه است که محصولات کشاورزى آنها، انار، پسته، بادام، غلات، آفتابگردان، کنجد، انگور، پنبه، چغندرقند، و نباتات علوفهاى است . |
||
|
فقر پوشش گياهى، مهمترين مسأله در تنگناهاى منابع طبيعى استان به شمار مىرود. براين اساس، دامدارى متحرک و نيمهمتحرک جايگاه وسيعى در استان ندارد. در سالهاى اخير، تلفيق زراعت با دامدارى همراه با پرواربندى موجب افزايش محصولات دامى استان شده است. پرورش طيور نيز در سالهاى اخير توسعه ٔ زيادى يافته که تا حدودى نياز منطقه را تأمين مىکند و نيز پرورش زنبور عسل به شيوه ٔ نوين رو به توسعه است . |
||
|
اگرچه استان يزد از شرايط اقليمى مناسب براى کشاورزى پر رونق برخوردار نيست، ولى تشکيلات زمينشناختى آن ذخاير بسيار عظيم معدنى را در دل خود جاى داده است. اين استان را مىتوان منطقه ٔ معدنى ناميد. پوشش گياهى کم و بيرونزدگى سنگها نيز شرايط مناسبى براى شناخت معادن فراهم آورده است. معادن فعال و مهم استان مانند آهن، چغارت، مرمر بورق، ماسهسنگ متکسانه، سرب و روى کوشک، نقشى مهم و سازنده در تحولات اقتصادى و عمرانى استان و کشور دارند . مهمترين معادن استان، آهن، اورانيوم، سرب و روى، انواع سنگهاى ساختمانى، مس، گچ، نمک، خاک چينى (کائولن) خاک سرخ و بنتوفيت (گل سرشوي ) است. در ميان معادن ياد شده، معادن سنگ آهن و اورانيوم از اهميت خاصى برخوردارند . |
||
|
صنايع استان نيز در رشتههاى ريسندگى، بافندگى، مصالح ساختمانى و فلزى از رونق بيشترى برخوردار است. مهمترين صنايع استان عبارتند از صنايع نساجى و انواع مصالح ساختمانى، فرآوردههاى نايلونى، ملامين و پلاستيکسازى، صنايع غذايى، شيميايى، فلزى، موکت و فرش، لوازم بهداشتى، سيم و کابل، رنگسازى، صنايع برق و الکترونيک، کولر و يخچالسازى، مونتاژ راديو و تلويزيون، کابلهاى نورى، چينى و کاشىسازى، لاستيکسازى و ساخت ماشينهاى نساجي. صنايع نساجى استان به خاطر قدمت آن، داراى اهميت زيادى است. بافتههاى يزدى در سراسر ايران و حتى در خارج از ايران طرفداران و مشتريان فراوان دارد. اين صنعت مانند غالب صنايع به تدريج ماشينى شدهاند. از جمله دستگاههاى بافندگى سنتى (شعربافي) به ماشينهاى بافندگى مدرن تبديل شدهاند. اين صنايع به دليل وجود کارگران ماهر و ورزيده، به سرعت در حال توسعه و پيشرفت است و رونق صنعت بافندگى يزد باعث رونق صنايع جنبى ديگر، مانند پنبهپاککنى، پشمشويى، ريسندگى و رنگرزى شده است. امروزه بافتههاى پنبهاى و پشمى ( پارچه، پتو، مخمل) و ابريشم و الياف مصنوعى استان يزد قابل مقايسه و رقابت با منسوجات مشابه خارجى است. علاوه بر آن، بافتههاى سنتى يزد، چون قالى، دستمال، شال، ترمه، روکش (شمد) و چادرشب از اهميتى قابل توجه برخوردار است و مشتريان بسيار دارند . |
تشکر از همه دوستان و به امید همراهی و همکاری عزیزان راسخونی
با تشکر از مطالب خوبتان