داستان قنبر و حجاج
داستان قنبر و حجاج
تفسير نمونه ج : 5ص :238
گاهى تصور مىشود كه تفاوت ميان آن دو در اين است كه آيات گذشته مربوط به مشركان معاصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) است ، ولى آيات مورد بحث مربوط به اقوام پيشين است بنابراين با هم منافاتى ندارد.
ولى بسيار بعيد به نظر مىرسد كه مشركان لجوج معاصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) بهتر از گمراهان پيشين باشند ، بنابراين راه حل همان است كه در بالا گفتيم .
2 -در آيات فوق ميخوانيم هنگامى كه بروز شدائد اثر تربيتى نداشت ، خداوند درهاى نعمت را به روى چنين گناهكارانى مىگشايد ، آيا اين كار به خاطر تشويق بعد از تنبيه است يا مقدمهاى است براى دردناك بودن مجازات ؟ يعنى به اصطلاح اين گونه نعمتها ، نعمت استدراجى است كه تدريجا بنده متمرد را در ناز و نعمت و خوشحالى و سرور ، و يك نوع غفلت فرو مىبرد ، سپس يكباره همه چيز را از آنها مىگيرد.
پارهاى از قرائن در آيه وجود دارد كه احتمال دوم را تقويت مىكند ، ولى مانعى ندارد كه هر دو منظور باشد ، يعنى نخست تشويق براى بيدارى ، و اگر مؤثر نشد مقدمهاى است براى گرفتن نعمت و عذاب دردناك ، در حديثى از پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) چنين نقل شده ، اذا رايت الله يعطى العبد من الدنيا على معاصيه ما يحب فانما هو استدراج ثم تلا رسول الله (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) فلما نسوا ... هنگامى كه ببينى خداوند در برابر گناهان نعمت مىبخشد بدان كه مقدمه مجازات است سپس آيه فوق را تلاوت فرمود .
(مجمع البيان و نور الثقلين ذيل آيه).
در حديثى از على (عليهالسلام) چنين نقل شده كه فرمود : يا بن آدم اذا رايت ربكسبحانه يتابع عليك نعمه و انت تعصيه فاحذره ( نهج البلاغه كلمه 25).
اى فرزند آدم هنگامى كه ببينى خداوند پى در پى نعمتها را به تو مىبخشد ،
تفسير نمونه ج : 5ص :239
در حالى كه تو گناه مىكنى ، از مجازات او بترس ، كه اين مقدمه مجازات است.
در كتاب تلخيص الاقوال از امام حسن عسكرى (عليهالسلام) چنين نقل شده ، كه قنبر غلام امير مؤمنان را پيش حجاج آوردند حجاج پرسيد تو چكار براى على ابن ابى طالب (عليهالسلام) مىكردى ، گفت وسايل وضوى او را فراهم مىساختم ! پرسيد هنگامى كه از وضو فارغ مىشد چه مىگفت؟ ، گفت اين آيه را مىخواند ، فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم ابواب كل شى و تا آخر آيه را تلاوت كرد ، حجاج گفت گمان مىكنم اين آيه را بر ما تطبيق مىكرد ، قنبر با شجاعت گفت آرى ! ( نور الثقلين جلد 1 - صفحه 18).
3 -در اين آيات مىخوانيم كه منظور از بسيارى از حوادث رنجآور ايجاد حالت توجه و بيدارى است ، و اين يكى از فلسفههاى آفات و بلاها است كه در بحث توحيد از آن سخن گفتهايم ، ولى شايان توجه اينكه اين موضوع را اولا با كلمه لعل ( شايد ) ذكر مىكند ، بخاطر اينكه وجود بلاها به تنهائى كافى براى بيدارى نيست ، بلكه زمينهاى است براى دلهائى كه آمادگى دارند ( در سابق نيز گفتهايم لعل در كلام خدا معمولا در مواردى استعمال مىشود ، كه پاى شرايط ديگرى نيز در ميان باشد ) .
ديگر اينكه در اينجا كلمه تضرع بكار برده شده ، كه در اصل به معنى ورود شير به پستان و خضوع و تسليم آن در برابر دوشنده است ، سپس به معنى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده است ! يعنى اين حوادث دردناك را بخاطر آن ايجاد مىكرديم ، كه آنها از مركب غرور و سركشى و خود خواهى فرود آيند ، و در برابر حق تسليم شوند.
4 -جالب اينكه در پايان آيه ، خداوند جمله الحمد لله رب العالمين را مىگويد ، و اين نشانه آن است كه قطع ريشه ظلم و فساد و نابود شدن نسلى
تفسير نمونه ج : 5ص :240
كه بتواند اين كار را ادامه دهد ، بقدرى اهميت دارد كه جاى شكر و سپاس است.
در حديثى از فضيل بن عياض از امام صادق (عليهالسلام) مىخوانيم ، كه فرمود : من احب بقاء الظالمين فقد احب ان يعصى الله ، ان الله تبارك و تعالى حمد بنفسه بهلاك الظلمة فقال : فقطع دابر القوم الذين ظلموا و الحمد لله رب العالمين : هر كس بقاى ستمگران را دوست دارد ، مفهومش اين است كه دوست مىدارد معصيت خدا شود(موضوع ظلم به اندازهاى مهم است كه ) خداوند تبارك و تعالى در برابر نابود ساختن ظالمان خود را حمد و ستايش كرده است و فرموده دنباله قوم ستمگر بريده شد و سپاس مخصوص خداوند پروردگار جهانيان است.
منبع : تفسیر نمونه: سوره انعام آیات 51- 27