نخستين مهاجران اسلام
نخستين مهاجران اسلام
تفسير نمونه ج : 5ص :47
آغاز جزء هفتم قرآن
تفسير نمونه ج : 5ص :48
تفسير نمونه ج : 5ص :49
آغاز جزء هفتم
لَتَجِدَنَّ أَشدَّ النَّاسِ عَدَوَةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشرَكُواوَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصرَىذَلِك بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسيسِينَ وَ رُهْبَاناً وَ أَنَّهُمْ لا يَستَكبرُونَ(82) وَ إِذَا سمِعُوا مَا أُنزِلَ إِلى الرَّسولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيض مِنَ الدَّمْع مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّيَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشهِدِينَ(83) وَ مَا لَنَا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ مَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصلِحِينَ(84) فَأَثَبَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّتٍ تجْرِى مِن تحْتِهَا الأَنْهَرُ خَلِدِينَ فِيهَاوَ ذَلِك جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ(85) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كذَّبُوا بِئَايَتِنَا أُولَئك أَصحَب الجَْحِيمِ(86)
ترجمه:
82 -بطور مسلم يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت ، ولى
تفسير نمونه ج : 5ص :50
آنها را كه مىگويند مسيحى هستيم نزديكترين دوستان به مؤمنان مىيابى ، اين به خاطر آن است كه در ميان آنها افرادى دانشمند و تارك دنيا هستند و آنها ( در برابر حق ) تكبر نمىورزند
83 -و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند چشمهاى آنها را مىبينى كه ( از شوق ) اشك مىريزد بخاطر حقيقتى را كه دريافتهاند ، آنها مىگويند : پروردگارا ايمان آورديم ، ما را با گواهان ( و شاهدان حق ) بنويس.
84 -چرا ما ايمان به خدا و آنچه از حق به ما رسيده نياوريم در حالى كه آرزو داريم ما را در زمره جمعيت صالحان قرار دهد ؟
85 -خداوند آنها را به خاطر اين سخن باغهائى از بهشت پاداش داد كه از زير درختان آن نهرها جارى است ، جاودانه در آن خواهند ماند و اين جزاى نيكوكاران است
86 -و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند آنها اهل دوزخند.
شان نزول : نخستين مهاجران اسلام
بسيارى از مفسران از جمله طبرسى در مجمع البيان و فخر رازى و نويسنده المنار در تفسيرهاى خود از مفسران پيشين نقل كردهاند كه اين آيات درباره نجاشى زمامدار حبشه در عصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و ياران او نازل شده است و در حديثى كه در تفسير برهان نقل شده اين موضوع مشروحا آمده است.
آنچه از روايات اسلامى و تواريخ و گفتار مفسران در اين زمينه استفاده مىشود چنين است : در سالهاى نخستين بعثت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و دعوت عمومى او ، مسلمانان در اقليت شديدى قرار داشتند ، قريش به قبائل عرب توصيه كرده بود كه هر كدام ،
تفسير نمونه ج : 5ص :51
افراد وابسته خود را كه به پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) ايمان آورده است تحت فشار شديد قرار دهند و به اين ترتيب هر يك از مسلمانان از طرف قوم و قبيله خود سخت تحت فشار قرار داشت.
آن روز تعداد مسلمانان براى دست زدن به يك جهاد آزاديبخش كافى نبود ، پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) براى حفظ اين دسته كوچك ، و تهيه پايگاهى براى مسلمانان در بيرون حجاز ، به آنها دستور مهاجرت داد ، و حبشه را براى اين مقصد انتخاب فرمود و گفت : در آنجا زمامدار صالحى است كه از ستم و ستمگرى جلوگيرى مىكند ، شما آنجا برويد تا خداوند فرصت مناسبى در اختيار ما بگذارد .
منظور پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نجاشى بود ( نجاشى اسم عامى بود همانند كسرى كه به تمام سلاطين حبشه گفته مىشد ، اما اسم نجاشى معاصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) اصحمه كه در زبان حبشى به معنى عطيه و بخشش است بود).
يازده مرد و چهار زن از مسلمانان عازم حبشه شدند و از طريق دريا با كرايه كردن كشتى كوچكى راه حبشه را پيش گرفتند ، و اين در ماه رجب سال پنجم بعثت بود ، و اين مهاجرت ، مهاجرت اول نام گرفت .
چيزى نگذشت كه جعفر بن ابو طالب و جمعى ديگر از مسلمانان به حبشه رفتند و هسته اصلى يك جمعيت متشكل اسلامى را كه از 82 نفر مرد و عده قابل ملاحظهاى زن و كودك تشكيل مىشد به وجود آوردند.
طرح اين مهاجرت براى بت پرستان سخت دردناك بود ، زيرا بخوبى مىديدند چيزى نخواهد گذشت كه با يك جمعيت متشكل نيرومند از مسلمانان كه تدريجا اسلام را پذيرفته و به سرزمين امن و امان حبشه رفتهاند روبرو خواهند شد ، براى بهم زدن اين موقعيت دست به كار شدند ، و دو نفر از جوانان باهوش و فعال و حيلهگر و پشت هم انداز يعنى عمرو بن عاص و عمارة بن وليد را براى بهم زدن موقعيت مسلمانان حبشه انتخاب كردند و با هداياى فراوانى به حبشه فرستادند
منبع : تفسیر نمونه : سوره مائده آیات 86- 67