وسوسه هاي جاهليت
وسوسه هاي جاهليت
تفسير نمونه ج : 3ص :132
وسوسههاى جاهليت
ثم انزل عليكم من بعد الغم امنة نعاسا شب بعد از جنگ احد شب دردناك و پر اضطرابى بود مسلمانان پيشبينى مىكردند كه سربازان فاتح قريش بار ديگر به مدينه بازگردند و آخرين مقاومت مسلمانان را در هم بشكنند و شايد جسته گريخته خبر تصميم بتپرستان به بازگشت ، نيز به آنها رسيده بود و مسلما اگر بازمىگشتند خطرناكترين مرحله جنگ رخ مىداد.
در اين ميان مجاهدان راستين و توبه كنندگانى كه از فرار احد پشيمان شده بودند و به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعدههاى پيغمبر نسبت به آينده دلگرم و مطمئن بودند در ميان اين اضطراب و وحشت عمومى خواب آسوده و آرام بخشى داشتند در حالى كه لباس جنگ در تن آنها بود و سلاح در كنار آنها ، اما منافقان و افراد ضعيف الايمان و ترسو در ميان انبوهى از افكار ناراحت كننده تمام شب را بيدار ماندند و بدون اينكه بخواهند ، براى مؤمنان حقيقى پاسدارى كردند ، آيه فوق ماجراى آن شب را تشريح مىكند و مىگويد : سپس بعد از آنهمه غم و اندوه روز احد ، آرامش را بر شما نازل كرد .
اين آرامش همان خواب سبكى بود كه جمعى از شما را فرا گرفت ، اما جمع ديگرى بودند كه تنها به فكر جان خود بودند و به چيزى جز نجات خويش نمىانديشيدند و به همين جهت آرامش را بكلى از دست داده بودند.
اين يكى از آثار مهم ايمان است كه مؤمن حتى در زندگى اين جهان آرامش
تفسير نمونه ج : 3ص :133
لذت بخشى دارد كه افراد بىايمان يا منافق و يا ضعيف الايمان هيچگاه طعم آن را نمىچشند.
سپس قرآن مجيد به تشريح گفتگوها و افكار منافقان و افراد سست ايمان كه در آن شب بيدار ماندند پرداخته مىگويد : يظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية : آنها در باره خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران جاهليت و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن وعدههاى پيامبر را مىدادند و به يكديگر و يا به خويشتن مىگفتند : هل لنا من الامر من شىء : آيا ممكن است با اين وضع دلخراشى كه مىبينيم پيروزى نصيب ما بشود ؟ يعنى بسيار بعيد و يا غير ممكن است ، قرآن در جواب آنها مىگويد : قل ان الامر كله لله : بگو آرى پيروزى بدست خدا است و اگر او بخواهد و شما را شايسته ببيند نصيب شما خواهد كرد .
آنها حاضر نبودند همه آنچه را در دل داشتند اظهار كنند زيرا مىترسيدند در صف كافران قرار گيرند ( (يخفون فى انفسهم ما لا يبدون لك
گويا آنها چنين مىپنداشتند كه شكست احد نشانه نادرست بودن آئين اسلام است و لذا مىگفتند : لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا : اگر ما بر حق بوديم و سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا اينهمه كشته نمىداديم
خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مىكند : نخست اينكه : تصور نكنيد كسى با فرار از ميدان جنگ و از حوادث سختى كه بايد به استقبال آن بشتابد مىتواند از مرگ فرار كند ، آنها كه اجلشان رسيده حتى اگر در خانههاى خود بمانند به بستر آنها مىتازند و آنها را در بستر خواهند كشت ( (قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الدين كتب عليهم القتل الى مضاجعه
اصولا ملتى كه بر اثر سستى اكثريتش محكوم به شكست است بالاخره طعم مرگ را خواهد چشيد چه بهتر كه آن را در ميدان جهاد و در زير ضربات شمشير دشمن در حال مبارزه افتخار آميز ببيند نه اينكه در خانهاش بر سر او بريزند و او را با ذلت در ميان بستر از بين ببرند.
تفسير نمونه ج : 3ص :134
ديگر اينكه بايد اين حوادث پيش بيايد و هر كس آنچه در دل دارد آشكار كند و صفوف مشخص گردد ، و به علاوه افراد تدريجا پرورش يابند و نيات آنها خالص و ايمان آنها محكم و قلوب آنها پاك شود ( (و ليبتلى الله ما فى صدوركم و ليمحص ما فى قلوبكم
در پايان آيه مىگويد : و الله عليم بذات الصدور : خداوند اسرار درون سينهها را مىداند و به همين دليل تنها به اعمال مردم نگاه نمىكند بلكه مىخواهد قلوب آنها را نيز بيازمايد و از هر گونه آلودگى به شرك و نفاق و شك و ترديد پاك سازد.
منبع : تفسیر نمونه: سوره آل عمران آیات 161- 137