معرفی استان خوزستان
خوزستان با مساحت ۶۴٬۰۵۷ کیلومتر مربّع در جنوب غربی ایران در جوار خلیج فارس و اروندرود (شط العرب) قرار دارد و مرکز استخراج نفت ایران است. شهر اهواز مرکز استان خوزستان است.
خوزستان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی به استان اصفهان، از شمال شرقی و شرق به استان چهار محال و بختیاری، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس، و از غرب به کشور عراق محدود میشود. این استان با جمعیّت ۴٬۲۷۴٬۹۷۹ نفر (سرشماری ۱۳۸۵) دارای ۸۶۶٬۹۱۳ خانوار است. استان خوزستان در محدوده ۴۷ درجه و ۴۲ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۳۹ دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ و ۲۹ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۵۸ دقیقه شمالی از خط استوا قراردارد.
خوزستان از جمله استانهایی است که در طول جنگ هشت ساله دچار آسیب و خسارت فراوانی شد. اشغال طولانیمدت برخی مناطق استان، موشکباران دایمی برخی شهرها و حملات هوایی و زمینی به شهرهای دزفول،بستان، هویزه ، سوسنگرد ، اهواز، شوش، شادگان، اندیمشک و بسیاری از مناطق دیگر، همه و همه باعث آسیبهای فراوان به سرمایههای طبیعی و انسانی و زیرساختهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شدند.
خوزستان سرزمین دیگری است ؛ دنیایی متفاوت همراه با ویژگیها و تنوعات خاص، سرزمین نجابتهای برهنه با آفتابی داغ و سوزان که گرمابخش حیات، منشاء صفا، صمیمیت و خونگرمی جنوب و جنوبی هاست. خوزستان یا «شکرستان » از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابلیتهای سرشاری در این زمینه داشته که تاریخ، گواه صادقی بر این مدعاست.
درباره واژه « خوزستان »، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می سازد. برخی کلمه « خوز » را نام قبیله ای می دانند که در این منطقه ساکن بوده است. « ابن منظور » به سال 711 ه.ق. در « لسان العرب » شاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب ؛ یعنی: « خوز » قوم یا قبیله ای از مردم عجمند.از سوی دیگر « خوز » را به معنی « شکر » و « نیشکر» نیز معنا می کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می داده است.
« خوزستان » در دوران باستان، بخصوص، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می شد: بخشهای شمال و شمال شرقی که انشان ( انزان ) نام داشت و سرزمینهای با صفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود ، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره ای کوچک و مستعد می مانست . بخشهای جنوبی که « عیلام » نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ « میان رودان » بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است.
« استرابون » جغرافی دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند. زیرا رودخانه های زیادی این دشت را مشروب می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است . شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این اعتقادند که نام این سرزمین « هند » یا « اند » بوده که به معنای جایی با آبهای فراوان می باشد.
در کتاب « مجمع التواریخ و القصص » خوزستان به نام « حجوستان » و « حبوجستان و اجار » آمده است که به نظر می آید، مأخوذ از زبان پهلوی با عناوین « حبوجستان » و حوجستان است . همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان « لفظ لری بختیاری » برای ادای حرف « خ » از « ح » نیز بهره می گیرند . بنابراین واژگان « اوج » ، « هوز» ، « هوج » ، « حوز » و « خوز» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند « ستان » و « اوجستان » به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از « هوجستان » به «خوزستان » تغییری یافته است . در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی « او » به « هو » قابل تغییر است ؛ مانند « اورمزد» - «هورمزد» و « اوشمند » - « هوشمند » همچنانکه « هورداد و حورداد » را « خرداد » و « خورتات » نیز گفته اند . البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف ( ح ) نیز می نوشته اند .از سوی دیگر « یاقوت حموی » واژه « خوز » را با نامهای « خوز » و « هوز » و « اهواز » و « هویزه » هم ریشه می داند.« اهواز » محرف کلمه « اواز» و « اوجا » نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم « خواجا » یا « خوجا » حک شده که هزار سال پیش ، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده است .
همچنین باید گفت اهواز شهری است که در زمان اردشیر بابکان بنا نهاده شده است . در زمان ساسانیان « هومشیر» یا « هرمز اردشیر » بوده و « خوجستان و اجار» یا « هوجستان و اجاره » معنی « خوزستان بازار » را می رساند که تا دهه های اخیر و هم اکنون عرب زبانان، اهواز را « سوق الاهواز » می خوانند .
اهواز یا هرمز اردشیر، ترکیبی از نام پروردگار و پادشاه است که در دو بخش ساخته شده بود : در بخشی از آن بزرگان و اشراف سکونت داشته اند و بخش دیگر آن، شهر بازاریان بوده است. به هنگام آمدن تازیان به خوزستان ، شهر بزرگان به دست آنان ویران شد اما شهر بازاریان ( سوق الاهواز ) بر جای ماند. اهواز واژه ای پارسی و شهری پارسی است ؛ « ابومنصور جوالیقی » در قرن پنجم هجری می نویسد: « الاهواز اسم مدینه من مدن فارسی اعجمیته معربه و قد تکلمت بها العرب » ، اهواز شهری است از شهرهای پارس؛ نام آن پارسی معرب شده، اعراب انشای آن را از پارسیان پذیرفته اند.عده ای دیگر اهواز و خوزستان را با نام « اوکسین » در زمان عیلامیان مطابق می دانند که تغییر یافته واژگان « اوکس » « اوکز » « هوکز » « حوز » و « خوز » است.
وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این خطه ارزشمند می باشد که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. پزشکان برجسته و ناماوری که به مداوای بیماران و تدریس دانشجویان رشته پزشکی در این دانشگاه مشغول بوده اند.این دانشگاه طب که به دستور شاپور اول ( 241-271 م ) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم ( ذوالاکتاف ) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت .علما، دانشمندان و شاعران بزرگی همچون : ابونواس حسن بن هانی خوزستانی ، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند « ابن سکیت » و « دعبل خزائی » که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می کرده اند.
مردم خوزستان با وجود تنوع فرهنگی و قومیتهای مختلف- که خود یکی از ویژگیهای این استان است- بتمامی مذهب شیعه دارند. غیراز شیعیان ، تنها در شهر اهواز عده قلیلی از پیروان حضرت یحیای ذکریا ( صابئین ) در حاشیه رود کارون سکنی دارند و اغلب به کار زرگری مشغولند.
شهرهای خوزستان و آثار باستانی
شوش، شوشییانا و سوزیانا مرکز حکومت شهر عیلام بوده که بنای عظیم معبد پنج طبقه « زیگورات چغازنبیل » در نواحی این شهر هم اکنون یکی از بناهای عظیم خاورمیانه است که با دیوارهای تو در تو و هزاران خشت و آجر بر تپه ای بنا شده و کتیبه های آجرین با خط میخی ایلامی قدمت این بنا را آشکار می سازد.
این بنا که معبدی مذهبی برای نیایش بوده به یاد « اینشوشیناک » خدای حامی شهر شوش ساخته شده است . شهر عظیم شوش به وسیله پادشاه آشوری، « آشوربانی پال » ویران گردید تا آنکه با تلاش هخامنشیان و برپائی کاخهای زمستانی به عنوان پایتخت، بار دیگر رونق گذشته خود را به دست آورد .
دزفول یا « دژپل » و به روایت محلی « دس بیل » یکی از آبادترین شهرهای انی استان بوده که چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ اقتصادی و کشاورزی رونق و رواج شایان توجهی در این استان داشته است . وجه تسمیه « دزفول » به سبب پلی می باشد که در این شهر با دوازده طاق و چشمه بر روی رودخانه دز به روزگار شاپور اول ساسانی بنا شده است . البته محققینی ، همچون : « اصطخری » آن را پل « اندامش » نیز نام نهاده اند که وجه تسمیه شهر اندیمشک کنونی را تشکیل می دهد. در قرن چهارم هجری شهر دزفول به « قصر روناش » معروف بوده و « مقدسی » مورخ سرشناس از آن به نام شهر « قنطره » یعنی « پل » یاد می کند . شبکه های عالی آبیاری و به کارگیری و مهار آب در جهت تولید انرژی به زیباترین شکلی برای آسیاب کردن غذای عشایر و ساکنین منطقه در بستر رود خروشان دز در نزدیکی پل خلاقیت های ویژه معماری این منطقه را می رساند. همچنین معماران دزفولی در ساخت قلعه شوش و قلاع دیگر استان سرآمد بوده اند. دزفول به زراعت « نیل » جهت رنگ آمیزی و پرورش قلم نی شهره بوده که این فرآورده تا هند و قسطنطیه نیز صادر می شده است . این شهر برای برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی شاپور و شوشتر ساخته شد و پل آن بر رودخانه دز هم اکنون نیز قابل استفاده است و مردم این شهر هنوز از آن آمدوشد می کنند.
آرامگاه « دانیال نبی » از پیامبران بنی اسرائیل، معاصر و مورد توجه کوروش هخامنشی که در زمان داریوش به وزارت رسید، در دامنه های تپه « آکروپولیس » بر کنار رود « شاوور» قرار دارد. به نظر می رسد، دانیال نبی هنگامی که به دستور داریوش برای بازدید و زیارت به بیت المقدس می رفت در همین محل در گذشت و در شهر شوش به خاک سپرده شد. هم چنین آرامگاه یعقوب لیث صفاری – که علیه ظلم و ستم خلفای عباسی به پا خاست و در شاه آباد خوزستان به علت بیماری در گذشت- در اطراف شهر دزفول با نام استعاری « شاهزاده ابوالقاسم » در این بقعه مدفون است.
اما شوشتر به فاصله ای نه چندان دور، در همین جغرافی، شهری عظیم و قابل توجه است که آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می شود: شاخه « گرگر » کارون که از داخل شهر عبور می کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون : آسیاب ها، کانالهای پل ، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می روند و شاخه دیگر « چهاردانگه » است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام « بند قیر » مجدداً به هم پیوند می خورد. شوشتر هم در دوران پیش از اسلامی و هم پس از اسلام رونق فراوانی داشته و همچون دزفول به لحاظ معماری و بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد. بافت سنتی شهر و ویژگیهای بومی در معماری محلی، می تواند نقش مهمی را در جلب سیاح داشته باشد . بافت سنتی معماری این شهر کاملاً متراکم و فشرده است و کوچه های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ که همگی با گذر از « سعباط » ها یا سایه بان ها به میدانچه های اصلی شهر ختم می شوند، زیبایی کم نظیری دارند. « سعباط » ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر ، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می آورده است . همه این گذرگاهها با پیچ و شکستگیهای مختلف ضمن آنکه چاره ای برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه ها و دهلیز و خانه ها بوده، محلات مختلف شهر را با پرداختی زیبا و دلفریب به دروازه ها و مدخل های ورودی شهر مرتبط می ساخته است بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی و منطقه ای یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان « خوون چینی » بر سر در بناها ، جلوه های خوشایندی را در معماری منطقه ایجاد کرده که از جنبه های مختلف قابل توجه و دقت است . به طور کلی، شکل و ترکیب این دو شهر تابع تناسب زمین، موقعیت صخره ها و پستی و بلندی های خاک و جریان رودخانه هاست . به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی شود ایجاد کرده است. دزفول و شوشتر به لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه ای دارند.
شوشتر در گویش و اصطلاحات محلی به شهر « چهل پیر » معروف است. زیرا در آن بقاع متبرکه، امامزاده ها و مساجد و تکیه های بسیار به چشم می خورد. مسجد جامع شوشتر که یکی از دیدنی ترین مساجد ایران است در این شهر قرار دارد و از کتیبه های آن چنین استنباط می شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری (ع) به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده است . این مسجد با 54 ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبری ها، کنده کاریها ، و مناره ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد. از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته اند.
خوزستان به لحاظ دیرینگی و پشینه آثار تاریخی و باستانی یکی از پر اهمیت ترین مناطق کشور است که قابلیت های فراوانی برای بررسی و مطالعه پژوهشگران و جهانگردان ایرانی و خارجی دارد. علاوه بر اهواز، شوش، دزفول و شوشتر باید تمدنهای « عیلام نور» را در مسجد سلیمان، بهبهان و ایذه جستجو کرد که قدمت دیرپایی در فرهنگ این دیار داشته و آثار متفاوتی را از جمله سنگ نوشته ها و حکاکیهای متفاوت از خود به جای گذاشته اند. « ایذه » یا « ایذج » در شمال شرقی خوزستان پایتخت اتابکان لر، از جمله شهرهای دیگر خوزستان است که در میانه کوهستان با آب و هوائی معتدل و طبیعتی سرسبز واقع است و استعداد فراوانی برای کشاورزی دارد. این شهر یکی از اهداف مهم سپاهیان اسلام بوده و در دورانهای مختلف تاریخ دارای رونق بسزایی بوده است. پل « خده زاد » که یکی از پلهای عجیب دنیا به شمار می رود در این شهر قرار داشته که به نام مادر اردشیر بابکان با پایه هایی از سرب مذاب ساخته شده و 104 ذرع ارتفاع داشته است. این بطوطه جهانگرد مراکشی که در قرن هشتم هجری از این شهر دیدن کرده، به خانقاه ها، کاروانسراها و قناتها و قلعه مدرسه های بسیاری در این شهر اشاره می کند . لسان الغیب، حافظ شیرازی در غزلیات خود صحرای « ایذج » را به زیبایی معرفی می نماید.
بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت
خیزد از صحرای « ایذج » نافه مشک ختن
کتیبه های منقوش و سنگی « اشکفت سلمان » و « کولفره » یادگار تمدنهای عیلام نو است که قدمت آن به سه هزار سال می رسد . مجسمه مفرغی « مرد پارتی » که هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می شود، از منطقه « شمی » واقع در این ناحیه به دست آمده است.
« مسجد سلیمان » دیگر شهر بختیاری نشین خوزستان است که علاوه بر آتشکده ها و معابد باستانی، همچون : « سر مسجد و برد نشانده » و ... اطراق گاه زمستانی ایل بزرگ بختیاری بوده که اولین چاه نفت ایران به وسیله « ویلیام ناکس دارسی » و شرکت انگلیسی به منظور عملیات اکتشافی نفت در آنجا حفاری شد و این شهر به صورت یک منطقه نفتی و صنعتی در آمد.
« بهبهان » با صحراهای حاصلخیز و تپه ماهورها و ارتفاعات بلند و کوتاه و بخشهای کوهستانی و جلگه ای ، شهری قدیمی است که سابقه آن به دورانهای عیلامی و پس از آن به دوره ساسانی می رسد. کشف جام برنزی « کیدین هوتران » موسوم به « جام زندگی » با 16 لایه متفاوت و نقوش داستانگویی و تابوت مفرغی و پارچهای متفاوت در حفاریهای باستان شناسی در سالهای اخیر در این منطقه، سابقه این دیار را آشکارتر می سازد.
شهر « ارگان » یا « ارجان » یا « ابرقباد » ، که به وسیله ، قباد پادشاه ساسانی، برپا شده، در ده کیلومتری شهر بهبهان فعلی قرار داشته است. بهبهان هم اکنون نیز یکی از مراکز عمده تجاری و اقتصادی عشایر منطقه می باشد و به لحاظ اعتقادی، بافتی مذهبی و سنتی دارد. روحانیون برجسته ای همچون آیت الله بهبهانی – که در صدر مشروطیت در مقام مجاهدت برآمد و همپا با انقلابیون و مجاهدان در شکل گیری نهضت مشروطیت نقش بسزایی داشت – و نیزآیت الله وحید بهبهانی و ادبا و شاعران فرهیخته دیگر از این خطه برخاسته اند.
اما « رامهرمز» ، شهری میان دو بخش جنوبی و شمالی استان خوزستان خطه ای آباد و پراهمیت بوده که « سلمان فارسی » صحابه شفیق پیامبر در این دیار زاده شده است. این شهر در دوره ساسانی رونق بسیاری داشته و بنای آن را به هرمز اول پادشاه ساسانی، نسبت می دهند. پرورش کرم ابریشم ، پارچه های زیبا، عطریات و حصیربافی و کتابخانه بزرگی در این دیار شاخصه های تاریخی این شهر را تشکیل می دهند.
از سوی دیگر آبادان در جنوب غربی این استان زرخیز جایگاه و منزلت ویژه ای دارد. در تجزیه و تحلیل واژه آبادان می توان به معنی محلی برای « پاسداری و نگهبانی از آب » رسید و بطلیموس پدر جغرافیای یونان نام « آرپفانا » و « آپفادانا » را برای آبادان به کار می برد. واژه « عبادان » که در دوره های اخیر به آبادان استناد می شد معرب همان واژه است .
در آبادان، عمارت و آبادانی زیادی به چشم می خورد که می توان به رباطها و خانقاه و مدرسه ها و مساجد متعدد استناد کرد. هم چنین مقبره ای منسوب به حضرت خضر و الیاس در اطراف رود بهمنشیر وجود دارد که به همین سبب، عرب زبانان آبادان را « جزیره الخضر » می گفته اند . آبادان لنگرگاه مناسبی برای کشتی های تجاری بوده و علاوه بر جنبه های صنعتی نظیر پالایشگاه نفت که در این شهر تأسیس شده، می تواند محلی برای رفت و آمدهای تجاری و اقتصادی باشد.
« خرمشهر » یا « محمره » در آغاز نام باستانی « پیان » را به خود داشته که بعدها به « بیان » تبدیل شده است . این نام پس از مهاجرت اعراب به خوزستان به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ درآن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به محمره تبدیل گردید و وجه تسمیه آن از آنجا ناشی می شود که برنج سرخ در آن محل کشت و زرع می شده و موقعیتی سوق الجیشی و اقتصادی به لحاظ ارتباطات آبی در منطقه داشته است. رودخانه کارون در همین محل به اروند پیوند می خورد و این منطقه را از طریق خلیج فارس و دریای عمان به آبراههای بین المللی مرتبط می سازد.
شهرستان « شادگان » در جنوب خوزستان به آبادان منتهی می شود و به وسیله رودخانه جراحی که ترکیبی از دو رود « مارون » و « علاء » است و از کوهستانهای « منگشت » سرچشمه گرفته ، کشاورزی دشت شادگان را مشروب می سازد. نام قدیم شادگان ، « دراک » بوده که از ترکیب دو کلمه « دارا » و « ارک » ساخته شده و به معنی « ارک دارا » است که معرب آن ، کلمه « دورق » است. ابودلف جهانگرد عرب در قرن چهارم هجری از ساختمانها و آتشکده هایی که به دست قباد بن دارا پادشاه ساسانی، در شادگان ساخته شده، یاد می کند و « ابن حوقل » و « اصطخری » و « یاقوت حموی » به پرده دیبا و بافته های زیبای آن شهر و همچنین وجود آبهای گرم و گوگردی در آن منطقه اشاره دارد.
از دیگر شهرهای جنوبی و کناره ای این استان می توان به ماهشهر یا « بندر معشور » اشاره کرد که شهری آباد بوده و در کنار دریا بازار و مسجدی نیکو داشته است.ماهشهر هم اکنون بیشتر جنبه صنعتی به خود گرفته و تأسیسات عظیم و مهم پتروشیمی ، و شیمیایی و گاز، این ناحیه را به قطبی صنعتی در کنار دریا با برخورداری از آبراههای مناسب تبدیل نموده است که مقداری از نفت ایران از این ناحیه به کشورهای خارجی صادر می شود.
« سوسنگرد » و « دشت آزادگان » با زمینهای حاصلخیز خود، یکی از بهترین دشتهایی است که قابلیت های ویژه ای را برای کشاورزی بخصوص سبزیجات و گیاهان و حبوبات داراست . سابقه کشاورزی سوسنگرد به دورانهای باستان می رسد و مورخین آبیاری آنجا را منسوب به « لیترانا » می دانند که گویا از فرزندان گودرز بوده است، همچنین در این منطقه پارچه ای با نام « سوزن گرد » بافته می شده که نام این دیار از آن گرفته شده است.
خوزستان از حیث زمین و مرغوبیت خاک و حاصلخیزی، یکی از بهترین جلگه های ایران است که گاهی به دلیل ویژگیهای آب و هوایی می توان در سال دو بار محصول را در آن تولید نمود. فراوانی آب، وسعت و باروری خاک و تنوع طبیعی، این دیار را به جلگه ای زرخیز و پربرکت تبدیل نموده که در صورت استفاده صحیح و برنامه ریزیهای کشاورزی مکانیزه به تنهایی می تواند کشور را به لحاظ فرآورده های کشاورزی تأمین نماید و آنچه تاکنون در این استان به دست آمده با برخورداری از همان روش سنتی است که اگر بهره گیری صحیح از این امر صورت پذیرد، بزودی خوزستان نه تنها به « طلای سیاه » ( نفت ) بلکه به « طلای سبز » ( کشاورزی ) شهرت خواهد یافت. بی شک در کمتر استانی از ایران این همه رودخانه و آبهای پرخروش و مشرف بر دشتهای وسیع وجود دارد.
کارون به عنوان بزرگترین رودخانه ایران با طول 850 کیلومتر از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و ضمن احیای زاینده رود اصفهان با پیچ و تابهای بسیار دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان را در نوردیده و سرانجام به خلیج فارس می ریزد.کارون تنها رودی است که قابلیت کشتیرانی داشته و انگلیسی ها تا سالهای اخیر با کشف « سرهنری لایارد » در بستر این رود، کالاها و ابزار صنعتی خود را از طریق آب راههای خلیج فارس و مسیر کارون ضمن عبور از اهواز تا « درخزینه » در نزدیکیهای مسجد سلیمان به وسیله کشتی ها و « لنج ها » به نخستین چاه نفت واقع در میدان نفتون مسجد سلیمان می رسانده اند . رود کارون در صورتی که لایروبی گردد تا نزدیکی های شهر شوشتر می تواند قابلیت کشتیرانی داشته باشد و ایرانیان باستان پیش از انگلیسی ها به این کشف رسیده بودند و انگیزه پیدایی شهر اهواز، وجود کمره ای در این ناحیه بوده که رود به صخره های سنگی برخورد می کرده و همین امر باعث می شده تا کشتیها در محله اهواز قدیم ( عامری ) بار انداخته و سپس کشتیهای از آن سوی رود بارها را به مقصد برسانند.
کرخه، جراحی، دز ، اروند، هندیان ، شاوور، بهمنشیر، « بهمن اردشیر » مارون، رود زرد، رود هندیجان، و رودهای متفاوت دیگر منابع عظیم و هرز آبهایی که در تمامی ایام سال دشتهای حاصلخیز استان را بی استفاده می گذارد منابعی هستند که در کمتر استانی یافت می شود که می توان از این آبها به منظور پرورش ماهیان و آبزیان استفاده نمود. وجود آبهای فراوان و استفاده شایان توجه از آنها می تواند صنایع شیلات را در این منطقه گسترش دهد. برپایی سدهای کارون 3 و 4 و سد کرخه و تأسیسات آبی که اخیراً از سوی دولت در جهت بهره گیری هر چه بیشتر از این نعمت خدادادی صورت پذیرفته گامهای موثر و ارزنده ای است که می تواند آینده این استان را در راستای تولید انرژی و آبیاری زمینهای بایر و بارور این استان قرار دهد و به کشاورزی گسترده آن یاری برساند. همچنین توسعه نخلستانها، زه کشی نخلستانهای قدیم، آبیاری و کانال کشی دشتهای خوزستان از هرز آب رفتن این آبهای غنی به دریاها جلوگیری می کند. اهمیت و روش به کارگیری آب، این « طلای سفید » اکنون در جهان معاصر به عنوان یکی از دستاوردهای علمی است که می تواند جای نفت و منابع دیگر را بگیرد و در واقع جنگ سالهای اخیر جنگ آبی و چگونگی برخورداری از این انرژی ارزشمند است.
همچنین تنوع فرآورده های نباتی و وجود نخل ها، مرکبات ، گیاهان ، سبزیجات و کوهستانهایی که قابلیت پرورش زیتون را دارند و نیز نیشکر خوزستان که شهرتش در تاریخ به استناد نام خوزستان ( شکرستان ) به آفاق رسیده است. از نکته های قابل توجه دیگر استان محسوب می شود . گندم و جو و دانه های روغنی، برنج، اکالیپتوس ، گیاهان دارویی همه و همه استعداد بی نظیر این جلگه حاصلخیز را نشان می دهد که قابلیتهای فراوانی را در دل خود نهفته دارد. از سوی دیگر وجود امکانات ارتباطی، دسترسی به انرژی برق، آب، راه آهن و حمل و نقل آبی و حاصلخیزی خاک و صنایع پیشرفته در منطقه از جمله مواهبی هستند که می توانند این استان را به خطه ای خود کفا و بی بدیل تبدیل نمایند.
موهبت دیگر این استان استعدادهای سرشار زیرزمینی است که یکی از مناطق غنی نفتی خاورمیانه و جهان به شمار می رود . چاههای نفتی بی شمار، گازهای متفاوت صنعتی و مایع، جدیدترین فرآوردهایی هستند که از نظر پیشرفتهای تولیدی و صنعتی، از جایگاه خاصی برخوردارند و خوزستان با عنایت ویژه طبیعی و شرایط اقلیمی، تمامی این مواهب را در دل خود جای داده است و می توان در یک جمله اذعان داشت که خوزستان نه تنها در عرصه فرهنگ و تمدن، نه تنها در عرصه مواهب خدادادی و طبیعی کشاورزی و آبیاری و نه تنها در وجود منابع عظیم زمینی و زیرزمینی بلکه از لحاظ صنعتی نیز سرآمد است و از اصلی ترین مناطق ایرانی است که صنعت و تکنولوژی در آن شکل گرفته که صنایع پتروشیمی، صنعت فولاد ،نورد لوله، صنایع و نیروگاههای تولید برق، صنایع شیمیایی و پالایشگاههای فرآورده های نفتی از آن شمارند.
اما هنرمندان صنعتگر این استان از صنایع آفرینشگرانه انسانی نیز غافل نبوده اند و روستاییان صمیمی و خونگرم این دیار، تجلیات زیبا شناسانه خود را از ابزارهای کارآمد و زیبا با بهره گیری از مواد و عناصر پیرامون خود در قالب صنایع دستی، همچون: گلیم بافی، جاجیم بافی، حصیربافی، عبابافی، چوخابافی ، سجاده بافی، قالی بافی، و صنایع ریز و درشت دیگر به منصه ظهور رسانده و راهی بازارهای محلی کرده اند . البته شهرهایی همچون : دزفول ، شوشتر ، بهبهان ، رامهرمز ، تلاش بیشتری در این زمینه داشته و دارند.
از همه اینها گذشته خوزستان مهد فرهنگ و هنر است . تنوع فرهنگی و تعدد اقوام مختلفی که در این خطه زندگی می کنند، همچون: عرب زبانان، بختیاریها، بهبهانی ها، دزفولی ها، شوشتری ها و بندرنشینان حاشیه خلیج فارس، مجموعه ای متحد و در عین حال گونه گون را در گویش، زبان، آداب و سنن، مناسک و مراسم و جلوه های نیایشی و نمایشی متجلی می سازند که در عین زیبایی، در صور گوناگون قابل توجه و بررسی فرهنگی و هنری است. اشعار، ترانه ها، ضرب المثل ها، موسیقی ، رقصها و آیینهای این اقوام با رعایت ویژگیهای بومی – فرهنگی، خوزستان را غنی تر ساخته و به ارزشهای بالنده و متعالی فرهنگ و هنر نزدیک تر ساخته است.
موسیقی آوازگونه عرب زبانان خوزستان متفاوت از موسیقی اعراب مناطق دیگر جهان با اشکال ابوذیه، علوانیه، رکبانیه و بسته و اشعار حماسی و زیبای « یزله » بیانگر سلحشوری و جنگاوری شیرمردان و عشایر این قوم است. آنان با تکان دادن بیرق ها و هلهله و پایکوبی در شادی، رزم و عزا، آیینی فرهنگی را پاس می دارند. بختیاریها با قدمت باستانی دیرینه و گویش شیرین و اشعار و ترانه های حماسی و تغزلی، دلاوریها و افتخارات تاریخی را در پشتوانه فرهنگی خود دارند و همچون کوهستانهای پرشکوه و پر صلابت خود به حیات تاریخی خویش ادامه می دهند. دیگر اقوام این دیار در زهد، علم، تقوی و فرهنگ و ادب شایستگی های ویژه ای دارند که نشانگر استعدادهای بالقوه این استان فرهنگ پرور است که هراز چندی با وجود امکانات کم و محدودیتها به شکوفایی می نشیند.
و مسجد سلیمان دیار حماسه ها و رشادت هاست. بهبهان شهر علم و ادب است و دزفول، شهر هنر، معماری و مقاومت ؛ که حتی موشک های دور برد رژیم بعثی نیز نتوانست آنان را تسلیم نماید. شوشتر شهر علم و تقوی و صنایع دستی است و شادگان و هویزه سرزمین سلحشوران عشایری و دیگر شهرهای استان هر کدام قابلیت های ستایش برانگیزی را درضمیر فرهنگی خود دارند که قابل تقدیر است .
طبیعت زیبا، اماکن تاریخی و دیدنی، قومیت های مختلف فرهنگی، جاذبه های جهانگردی ، زمینه های اقتصادی و تجاری از جمله عواملی هستند که در خوزستان بوضوح، زمینه های رشد و تولید و سرمایه گذاری های صنعتی، کشاورزی و فرهنگی را نوید می دهد و سرانجام خوزستان سرزمینی دیگر است؛ سرزمین ایثار و شهادت، سرزمین مقاومت و حماسه، سرزمین نخلهای سوخته، سرزمین صفا و صمیمیت ، سرزمینی با دشت های سوخته که آغشته به خون شهیدان است . خوزستان دین عظیمی برگردن این مملکت دارد. خاک پاک این دیار تفته، رایحه دل انگیز هزاران شهید صادق را به مشام می رساند . در خاک گلگون خوزستان با وضو وارد شوید! اینجا سرزمین دیگری است ..
.
جاذبه های گردشگری
|
|||
قابلیت های استان
استان خوزستان داراي ويژگي هاي خاصي است كه در كمتر استاني از كشور چنين ويژگي هاي موجود مي باشد و همين ويژگي ها عاملي گرديده تا استان خوزستان متمايز از ساير استان ها ديده شود و فرصت هاي مناسبي را فراهم آورده تا سرمايه گذاران اعم از داخلي و خارجي براي سرمايه گذاري از اين فرصت ها استفاده نمايند كه در اين خصوص مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. منابع عظيم نفت و گاز:
خوزستان رتبه اول را در كشور دارا مي باشد كه مي توان با ايجاد مجتمع هاي پتروشيمي و پالايشگاهي كوچك زمينه ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب و پايدار را ايجاد نمود. در اين خصوص منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر از فاكتورهاي مناسب براي جذب سرمايه گذاران (داخلي و خارجي) برخوردار مي باشد كه دسترسي اين منطقه به آب هاي آزاد اوليت خاص خود را به اين موضوع بخشيده است.
2. تاسيسات فولادي و ذوب آهن:
استان خوزستان رتبه دوم را در صنايع فولاد و آهن در كشور دارا مي باشد كه سرمايه گذاري در احداث كارگاه هاي مدرن و ساير صنايع مصرف كننده توليدات صنايع مذكور باعث ايجاد فرصت هاي شغلي جديد و حفظ وضع موجود مي گردد.
3. وجود كشت و صنعت هاي مختلف:
مزارع كشت و صنعت هاي متعدد نيشكر و غير نيشكري در سطح استان شرايط لازم را براي ايجاد واحدهاي توليد و كاغذ سازي، نئوپان و فيبر فشرده، خوراك دام، الكل سازي، توليد سركه، توليد قارچ از باگاس نيشكر و كارخانجات دستمال كاغذي مهيا نموده است.
4. وجود رودخانه هاي پر آب كارون، كرخه، دز، زهره، مارون و جراحي:
يك سوم از آب هاي جاري كشور در اين استان جريان دارد. از اين امتياز مي توان در جهت سرمايه گذاري در امر كشاورزي، تحصيل برق، حمل و نق، شيلات و گردشگري استفاده و سرمايه گذاران را در اين امر ترغيب نمود. اجراي پروژه هاي تامين آب اراضي غرب حوزه كرخه از محل سد كرخه، پتانسيل بالائي را جهت ايجاد فرصت هاي شغلي جديد و همچنين احداث واحدهاي توليدي كشاورزي فراهم آورده است.
5. دسترسي به آبهاي آزاد و بين المللي:
ارتباط اين استان با جهان خارج از اين طريق حاصل گرديده است و نتيجه آن ايجاد بنادر بزرگي همچون بندر خرمشهر، بندر آبادان، بندر امام خميني و بندر ماهشهر بوده است كه علاوه بر استان پتانسيل مناسبي را براي كشور ايجاد نموده است.
6. وجود امكانات زيربنائي:
شبكه منظم و گسترده حمل و نقل به عنوان اساس تجارت در اين استان ميا مي باشد، وجود اتوبان هاي احداثي، راه آهن و فرودگاه ها و بنادر از لازمه هاي سرمايه گذاري محسوب مي شوند كه اين استان از آنها برخوردار مي باشد. از طرف ديگر چنانچه طرح اتصال راه آهن خرمشهر به شهر بصره در كشور عراق به اجرا درآيد باعث خواهد شد تا از اين طريق استان با عراق و كشور سوريه و نهايتاً به درياي مديترانه متصل گردد و امكانات لازم براي صادرات و ارائه خدمات به اروپا از اين طريق فراهم آيد.
7. همجواري خوزستان با بازارهاي مصرف جهاني (كشورهاي حاشيه خليج فارس):
وجود شرايط نا مطلوب آب و هوائي در كشورهاي همجوار (حاشيه خليج فارس) زمينه هاي لازم براي جذب سرمايه گذاري در امور كشاورزي و صنعتي در استان خوزستان فراهم است.
8. کشاورزی
استان خوزستان از جهت پتانسيل و قابليت هاي كشاورزي در كشور بي نظير و در دنيا از نقاط ممتاز است . متوسط حجم آورد ساليانه آبهاي آن معادل 32 ميليارد متر مكعب ( يك سوم آبهاي جاري كشور ) است. گفته مي شود از مجموع آبهاي استان 8/19 ميليارد متر مكعب آن در كشاورزي و شيلات استفاده خواهد شد كه بيش از2 برابر مصرف فعلي است. سطح زير كشت آبي استان ساليانه به 3/1 ميليون هكتار حدود دو برابر فعلي قابل گسترش است و به يمن شرايط اقليمش تا سه كشت در سال امكان دارد و توانسته يا مي تواند قطب توليد شكر، گندم، ذرت ، روغن ، خرما ، مركبات، گل و گياه ، شير، گوشت ، ماهي و ميگوي كشور باشد. گفته مي شود اين استان مي تواند توانايي 26% توسعه آتي كشاورزي كشور را يكجا به عهده بگيرد و 5/23 ميليون تن توليدات زراعي و باغي داشته باشد و فرآورده هاي دامي و شيلاتي آن 2 تا 9 برابر شرايط فعلي باشد . در اين گزارش سعي شده است اهم فعاليتها و اقدامات سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان خوزستان اجمالا مورد بررسي قرار گيرد .
خوزستان از حيث زمين و مرغوبيت خاك و حاصلخيزي، يكي از بهترين جلگه هاي ايران است كه گاهي به دليل ويژگيهاي آب و هوايي مي توان در سال دو بار محصول را در آن توليد نمود. فراواني آب، وسعت و باروري خاك و تنوع طبيعي، اين ديار را به جلگه اي زرخيز و پربركت تبديل نموده كه در صورت استفاده صحيح و برنامه ريزيهاي كشاورزي مكانيزه به تنهايي مي تواند كشور را به لحاظ فرآورده هاي كشاورزي تأمين نمايد و آنچه تاكنون در اين استان به دست آمده با برخورداري از همان روش سنتي است كه اگر بهره گيري صحيح از اين امر صورت پذيرد، بزودي خوزستان نه تنها به « طلاي سياه » ( نفت ) بلكه به « طلاي سبز » ( كشاورزي ) شهرت خواهد يافت. بي شك در كمتر استاني از ايران اين همه رودخانه و آبهاي پرخروش و مشرف بر دشتهاي وسيع وجود دارد.
توليد خرما:
استان خوزستان بزرگترين توليد كننده خرما در سطح كشور و سرمايه گذاري بر روي اين محصول و صنايع تبديلي آن از اهميت بالايي برخوردار است. بنابر نظارت كارشناسي پذيرفته شده بسته به نوع درخت خرما هر درخت ساليانه حدوداً 20 تا 30 كيلو خرما ميدهد. در حال حاضر ظرفيت توليد خرما در استان معادل 120000تن ميباشد كه در صورت ايجاد اصلاحات لازم در كاشت و داشت و برداشت درآمد و جذب سرمايه و ترغيب سرمايه گذاران در هيات سرمايه گذاري ارز فراواني را نصيب كشور خواهد داشت.
وجود زمين هاي لازم در خصوص پرورش ماهي و ميگو:
امكانات پرورش و تنوع ابزيان شامل ماهي هاي سردابي، گرم آبي و ميگوهاي پرورشي در آب هاي شيرين و امکانات سرمايه گذاري در طرح هاي جانبي اين فعاليت ها استعداد خاصي را به اين استان بخشيده است. اختصاص اراضي نامناسب چوبيده در آبادان به امر پرورش ماهي و ميگو و توسعه آن از پروژهاي اجرائي هيات سرمايه گذاري محسوب مي گردد.
10. صنعت توريسم و گردشگري:
استان خوزستان با دارا بودن آثاري با قدمت بيش از 10هزار سال قبل از ميلاد مسيح (ع) زمين هاي لازم براي سرمايه گذاري در امر گردشگري و جهانگردي را داراست وجود اثاري همچون معبد چغازنبيل در شوش، اشكفت سلمان و كول فرح ايذه ، كاخهاي داريوش و خشايار و همچنين تالاب هاي شادگان، هورالعظيم، آبشارها و آسياب هاي شوشتر و سد شادروان و بند ميزان زمين هاي مناسبي را براي باستان شناسان و جاهنگردان ايجاد نموده است.
11. سازمان منطقه آزاد تجاري صنعتي اروند(آبادان-خرمشهر) پس از طي مراحل قانوني و تصويب مجلس محترم شوراي اسلامي در تاريخ 4/5/83، فعاليت خود را رسماً آغاز نمود. اين سازمان ، شهرهاي آبادان را که بدليل تاسيس پالايشگاه آبادان در سال 1912 ميلادي يکی از شهرهای بزرگ صنعتی کشور و خرمشهر را که بدليل وجود اولين بندر تجاري کشور از دير باز داراي موقعيتي ممتاز نسبت به ساير نقاط و شهر هاي بندري کشور بوده و همچنين جزيره زيبای توريستی مينو را تحت پوشش خود قرار داده و اکنون با تعيين اين منطقه با اين موقعيت ممتاز بعنوان منطقه آزاد تجاري و صنعتي ميرود تا به بزرگترين منطقه تجاری و صنعتی و گردشگری .خاورميانه تبديل شود .
منطقه آزاد اروند در شمال غربی خلیج فارس به وسعت بیش از 165 کیلو متر مربع در محل تلاقی اروند رود و کارون و دارای مرز مشترک با کشورهای عراق و کویت می باشد. این منطقه از دیرباز به دلیل وجود آب شیرین رودهای کارون و اروند، امکانات حمل و نقل جاده ای ، ریلی و دریایی از مناطق مرزی و نفت خیز کشور بوده ومنجر به ایجاد اولین پالایشگاه نفتی خاورمیانه و بزرگترین بندر تجاری کشور شده است. وجود زمین های حاصلخیز کشاورزی و صید آبزیان و فرهنگ خاص بازرگانی در مردم از دیگر ویژگی های بارز این منطقه است.همچنین زبان و فرهنگ و نسبتهای خویشاوندی مردم منطقه با کشورهای همجوار نیز از مزیتهای منحصر به فرد می باشد.
شیرهای مرده خوزستان
خوزستان موزه روباز شیرهای سنگی تاریخی ایران است. نمادهای قدرتی که قرن هاست از شمال شرقی استان خوزستان گرفته تا شمال غربی، از شرق تا غرب ، در قبرستان های این استان دیده می شوند اما این روزها با کم توجهی مسئولان نسبت به ساماندهی آنها، رفته رفته رو به نابودی و حذف از تاریخ می روند.
شیرهای سنگی که مردم قوم بختیاری بر سر آرامگاه بزرگان ایل میگذارند یکی از نمونههای پایبندی به شیوههای کهن ایرانی در ارج نهادن به بزرگان است که بدون کم و کاستی از راه پر پیچ و خم تاریخ گذر کرده و تا امروز در زندگی و رسوم مردم بختیاری جایگاه خویش را استوار نگاه داشته است.
مجتبی گهستونی سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان درباره این آثار تاریخی می گوید: «تاسف برانگیز است که بگوییم کسی نه از شمار شیرهای سنگی آگاهی دارد و نه تاکنون شیرهای سنگی در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده اند و نه کسی میداند که به طور کامل این آثار تاریخی در چند نقطه از استان هنوز استوار هستند.
شیرهای سنگی را به جز در خوزستان در استانهای لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان و چهارمحال و بختیاری نیز می بینیم ولی تراکم شیرهای سنگی در بعضی مناطق خوزستان به قدری است که گویی پهلوانان و جوانمردان در مقابل شما نشستهاند تا شکوه و اقتدارشان را به رخ بکشند
شیرهای سنگی که روزی روی مزار انسانها مینشستند امروز میروند تا آدمیان را با مزار خود تنها بگذارند چراکه قدیمیترین آنها هر روز در گوشهای از این سرزمین یا به سرقت میروند و یا با تخریب مواجه میشوند و هر چند سازمان میراث فرهنگی با چالش شناسنامهدار کردن این شیرها برای ممانعت از تخریب آنها روبه روست اما حل این چالش نخستین گام برای پاسداشت و حتی بهره برداری از این آثار تاریخی در صنعت گردشگری به شمار می رود.»
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان ادامه می دهد: «از گذشتههای بسیار دور تاکنون شیرهای سنگی، یکی از نمادهای مهم فرهنگی مردم زاگرس میانی و زاگرس غربی بوده اند. فراوانی این شیرها در این مناطق از اهمیت آنها در نگاه مردمان کاسته و ما روز به روز زخم های بیشتر و بیشتری را بر بدن این شیرها میبینیم. با این حال ما شیرهای سنگی را به جز در خوزستان در استانهای لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان و چهارمحال و بختیاری نیز می بینیم ولی تراکم شیرهای سنگی در بعضی مناطق خوزستان به قدری است که گویی پهلوانان و جوانمردان در مقابل شما نشستهاند تا شکوه و اقتدارشان را به رخ بکشند.»
او یکی از دلایل مهم کاهش شمار شیرهای سنگی را آبگیری سدها می داند و می گوید: «سدهایی که هرکدام هنگام آبگیری گله گله شیرهای سنگی را غرق میکنند و در این خصوص باید گفت پس از به زیر آب رفتن تعداد زیادی محوطه و بنا بر اثر آبگیری سد «کارون 3» در سال 1383، امسال با آبگیری سد گتوند، شیرهای سنگی منطقه «آب ماهیک» در شهرستان لالی به زیر آب خواهند رفت.»
گهستونی ادامه می دهد: «در گورستان بارانگرد که میان باغملک و ایذه واقع شده چند شیر سنگی وجود دارد که تعدادی از آنها به دلیل حفاریهای غیرمجاز از جا کنده و شکسته شدهاند.در آخرین بازدید خود از قبرستان شهسوار ایذه که در فهرست آثار ملی (به واسطه وجود سنگ نگاره شاه یا امیر ایلامی که در مقابل او پنج نفر ایستاده اند) به ثبت رسیده و از تعداد زیادی شیرهای سنگی برخوردار است متوجه تخریب بیش از پیش شیرهای سنگی و احیانا سرقت آنها شدم.»
به گفته سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان در حال حاضر در قبرستان های کهباد (شهسوار) و ترشک ایذه و بابا زاهد قلعه خواجه اندیکا تراکم شیرهای سنگی فراوان است و البته بخش قابل توجهی از آنها آسیب جدی دیده اند همچنین دو شیر عظیم سنگی روستاهای آب ماهیک و تنبل پس از آبگیری سد گتوند به زیر آب خواهند رفت که درباره نجات بخشی آنها تاکنون اطلاع رسانی صورت نگرفته است.
ایوب سلطانی، باستان شناس خوزستانی نیز با اشاره به اینکه شیر به جهت خصوصیات کم نظیرش، جایگاه ویژه ای در فرهنگ تصویری و شفاهی اقوام دارد می گوید: شیر در نگار کنده های صخره ای، تندیس های متنوع و سکه های رایج ادوار تاریخی و بافته های عشایر دارای معانی نمادین بوده است. اما بختیاریها با اقتباس از اصل منشا این فلسفه، شیر را به عنوان نماد خود پذیرفته و ارائه کرده اند و در نقوش تخت جمشید جامها و الواح ساسانی و قالیهای شکارگاهی همه جا شیر در جدال با دلاوران نقش بسته است. حجاری و نقشینه های مزین به شیر نشانه ذوق، فکر و احساس این قوم به هنر است که بدون پیرایه و در نهایت سادگی و شیوایی متجلی شده او بر طبیعت و اندیشه جمعی استوار است.
او ادامه می دهد: مردمان با تکیه بر همین واقع نگری و ساده زیستی با رها کردن این سنبل از قید و بند نمادهای درباری سلطنتی و مکتب های مصور توانستند این سنبل مقتدر را به عنوان نماد خود برگزینند، هنری که به طبیعت وابسته است و سادگی، وقار و خشونت را در هم می آمیزد بنابراین منشا شیرهای سنگی و بافته های منقش به شیر را می توان در همان سنت دیرین و باستانی جستجو کرد که بدین صورت در زمینه های دیگر در فرهنگ این قوم رسوخ کرده و به نحو اصالت مندی احیا شده است.
منبع:تبیان
سلاسل دژی بدون زنجیر
سال ۱۳۵۴ بود که فهرست آثار میراث فرهنگی و آثار تاریخی و ملی ایران زمین با ثبت قلعه سلاسل (زنجیرها) شوشتر به شماره ۱۱۲۷ غنیتر شد. حماسههای ایرانی و افسانههای مردمی بنای شهر شوشتر را به هوشنگ، پادشاهی نسبت میدهند که در شاهنامه از او یاد شده است.
یادگار باستانی
شوشتر به لحاظ موقعیت طبیعیاش همواره در طول تاریخ زندگی بشر مسکونی بوده همچنین وجود کوههای صعبالعبور به عنوان حفاظ طبیعی و امتداد رشته کوه زاگرس در شمال این شهر محل و ماوای مناسبی جهت اسکان انسان پیش از تاریخ بوده است. محلهای سکونت بیشماری در کوههای منطقه و دامنههای آن وجود دارد که این واقعیت، بررسیهای باستانشناسی این محلها و محوطههای باستانی را برای کشف و معرفی آثار تاریخی میطلبد.در حمله مغول به منطقه، آسیبها و خسارات جبرانناپذیری به شوشتر وارد آمد اما با وجود تخریبهایی که در طول تاریخ بر پیکر این شهر باستانی وارد آمد هرگز اهالی شوشتر از عمران و آبادانی و ساختن بناها و حصارهای غیرقابل نفوذ دست برنداشتهاند. نگاهی به بافت قدیم شوشتر همه چیز را به اثبات میرساند.وقتی که وارد بافت قدیم شوشتر میشویم همه چیز گویای صلابت، عظمت و بزرگی است. دیوارهای سنگی آنچنان عظمتی را به بیننده القا میکنند که نفسها در سینهها کم میآورند.
در بررسی حصار و دیوار دفاعی شهر به این مورد مهم بایستی توجه کرد: قلعه شوشتر (سلاسل) هرمزان ساسانی هنگام تصرف شهر در آن مستقر شد زیرا عظمت برج و بارو و خندق این قلعه به حدی بود که لشکر اسلام قادر به تصرف این قلعه نبود و سرانجام با همکاری محلیها و پس از اتمام آذوقه ساکنان قلعه، هرمزان خود را تسلیم سپاه اسلام کرد. عظمت و تصرفناپذیری این قلعه تا دوره قاجاریه نیز آن را مقر حاکمنشین ساخته بوده است.
در عصر پهلوی به دلیل از بین رفتن قدرتهای محلی و منطقهای و وادار کردن آنها به اطاعت از حکومت مرکزی امنیت در منطقه و شهر باعث گردید که اهالی دیگر ترسی از هجوم غارتگران نداشته باشند و در نتیجه شهر رو به توسعه و عمران نهاد تا جایی که بنیان حصار شهر نیز در معرض خطر قرار گرفت و بخش اعظم آن در گسترش شهرنشینی از بین رفت.
متاسفانه در چند دهه اخیر به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی (دفاع مقدس حتی) شوشتر از مرکزیت خارج شده اما میتوان اذعان کرد که شوشتر میتواند به عنوان یک قطب فرهنگی، اقتصادی مجددا به گردونه حیات ناب خودش بازگردد.
منبع:تبیان
صنایع دستی دزفول، تاریخی دیرپا
سابقه صنایع دستی را در دزفول باید از زمانی بدانیم كه مهارتهای فردی با استفاده از اندیشه و خلاقیت، دستان پرتوان و سواد اولیه، انسان را به ساخت وسایل مورد نیازش وادار كرد.
بر حسب نوشتههای پروفسور گیرشمن، در 5000 سال قبل از میلاد در كوههای شمال خوزستان مردمانی زندگی میكردند كه با فن سفالگری و بافندگی آشنایی داشتهاند.
با توجه به این كه كوههایی كه در موقعیت جغرافیای شهرستان دزفول قرار دارند جزو كوههای مذكور میباشند به رایج بودن این گونه مهارتها كه امروز به آنها صنایع دستی گفته میشود پی خواهیم برد.
این مصنوعات روزگاری مصرفی بودند و سپس برای معاملات پایاپای استفاده شدند و در نهایت به عنوان شغل و حرفه درآمدند.راستههای متعدد در بازار قدیم، نام برخی محلهها، مساجد و القاب خانوادگی شهروندانی كه از پیشههای صنایع دستی اقتباس گردیده، نشان از غنا و توانمندیهای صنایع دستی این شهرستان است. با اندكی تامل در پیشینه این مشاغل در دزفول به قریب 60 حرفه پی خواهیم برد كه جمعیتی حدود یك ششم شاغلان و كاسبكاران روزگار خود را در این شهر شامل بوده است.
صاحبان این حرفهها تولیدكنندگان كلیه مصنوعات مورد نیاز مردم این خطه اعم از پوشاك، لوازم خانه، وسایل زندگی، تجهیزات و ابزار پیشهوران بودهاند. به طور كلی آنچه در منزل، مسجد و محل كسب مورد بهرهبرداری قرار میگرفت توسط صنعتگران صنایع دستی دزفول ساخته میشد. هیچ كالایی برای مصرف مردم به این منطقه وارد نمیشد بلكه دزفول تامینكننده كالاهای مورد نیاز شهرهای اطراف و استانهای همجوار بوده است. حتی كالاهایی به هندوستان و اروپا و مقنعه و سفال به كشورهای عربی حوزه خلیج فارس صادر میگردید.
باید خاطرنشان كرد انواع حرفههای صنایع دستی از گذشته تا به امروز در این شهرستان بافتههای اداری، بافندگی سنتی، نمدمالی، سفالگری، فلزی و آلیاژی، زیورآلات سنتی، سنگتراشی، كاشی، شیشهگری، خراطی، ریزهكاری چوب، محصولات حصیری، فرآوردههای چرم و پوست، بافتنی، قلمزنی، معرقكاری، چاپهای سنتی و سایر فرآوردههای دستی است.
گستردگی حرفهها در این شهرستان چنان بوده كه از 24 گروه طبقهبندی در كل كشور، دزفول در 18 گروه قریب 60 نوع حرفه داشته است. نام محلهها، مساجد، مكانها و القاب مشهور تاییدی است كه این ادعا را به سندی زنده مبدل میسازد. تعدد رشتهها و كثرت صنعتگران موجب گردید تا دزفول به عنوان قطب صنایع دستی استان خوزستان محسوب شود. علاوه بر آن مصنوعات از چنان كیفیتی برخوردار بودند كه فروش آنها از محدوده جغرافیایی شهرستان و استان گذشته و به دیگر استانها گسیل داده شده و حتی برخی اقلام نیز صادر شدهاند.
زیگورات چغازنبیل
شهر چغازنبیل
محدودهی حکومت ایلامیها خوزستان، لرستان، پشتکوه و کوههای بختیاری بود که از غرب به دجله، از شرق به قسمتی از پارس، از شمال به راه بابل و همدان و از جنوب به خلیج فارس محدود میشد و پایتخت آن شهر باستانی شوش بود.
با به حکومت رسیدن اونتاش نپیریشا (Untash Napirisha) در قرن 13 قبل از میلاد (1340–1300 قبل از میلاد)، چغازنبیل به عنوان پایتخت مذهبی و سیاسی ایلامیها در نزدیکی رود دز ساخته شد و دوراونتاش (Dur Untash) نامیده شد. دوراونتاش به معنای قلعهی اونتاش است. در بعضی از متون به خط میخی این شهر الاونتاش (Ul Untash) ذکر شده که به معنی شهر اونتاش است.
این شهر از سه حصار تودرتوی خشتی تشکیل شده و دروازهی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد. در حد فاصل حصار اول و دوم کاخهای شاهی و آرامگاههای سلاطین ایلام قرار دارند. در بین حصار دوم و سوم بقایای تصفیهخانهی آب دیده میشود که جزو قدیمیترین تأسیسات آبرسانی به شمار میرود. آب آن از رودخانهی کرخه در فاصلهی چهل و پنج کیلومتری از طریق کانالی تأمین میشد. در مرکز حصار سوم معبد اصلی (زیگورات) قرار دارد.
چُغازَنبیل
نیایشگاهی است باستانی که در زمان ایلامیها ساخته شده است. چغازنبیل بخش بهجا مانده از شهر دوراونتش است. این سازه در 1979 در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون 1250 پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمی شکل چند طبقه) چغازنبیل در 45 کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می باشد . ( در محور اصلی شوش به اهواز ) بلندی آغازین آن 52 متر و 5 طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن 25 متر و تنها 2طبقه و نیم از آن باقی مانده است. «چغازنبیل» که نام باستانی این بنا بشمار میآید، واژهای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه میکردند. این مکان نزد باستانشناسان به دور-اونتَش معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفعترین بخش آن است.
بلندی آغازین این بنا 52متر در قالب5 طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن 25 متر و تنها دو طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش وجنوب شهر دزفول در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای دزفول (روناش) و شوش و شوشتر هر سه وجود داشته اند. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود 1250 پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی ویران گردید.
قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود 50 سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بما در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است.
منبع:تبیان
جاذبههای طبیعی استان خوزستان
تالاب شادگان
تالاب بینالمللی شادگان 296 هزار هكتار مساحت دارد و از شمال به شادگان و خور «دورق» و از جنوب به رودخانهی بهمنشیر، از غرب به جاده دارخوئین و آبادان و از شرق به آبهای خورموسی محدود میشود.
سطح تالاب با گیاهان آبدوست چون لویی، چولان و گیاهان غوطهور پوشیده شده و محل بسیار مناسبی برای پذیرش پرندگان آبزی مهاجری است كه در پاییز از شمال اروپا، كانادا و سیبری به این منطقه روی میآورند. در این تالاب انواع ماهیان آب شیرین و شور مانند بنی، شیربد، حمری، شانك، ماهیهای پرورشی و پرندگانی چون فلامینگو، حواصیل، لكلك، غاز وحشی، اردك، گراز و … زیست میكنند. تنها زیستگاه و محل زاد و ولد اردك كركری در جهان این تالاب است و پرندگانی چون «گیلانشاه خالدار» و «اكراس آفریقایی» نیز از نمونههای بسیار كمیابی هستند كه در این منطقه یافت میشوند. تالاب شادگان زیستگاه یك سوم از گونههای جانوری و گیاهی در معرض خطر نابودی است
هورها، باتلاقها
در استان خوزستان به علت ارتفاع پایین، در قسمتی از كرانهها به وسیله دریا و در سایر نقاط به واسطه جریان رودخانهها، باتلاقهای وسیعی به وجود آمده است كه به واسطهی آب دائمی و زیاد به اسم «هور» معروفاند. هورالعظیم، هور مزرعه و الدورق از این جمله هستند.
هورالعظیم
هورالعظیم بزرگترین هور خوزستان از آبهای كرخ، دویرچ و قسمتی از آبهای اروند رود تشكیل شده است. این هور بزرگ كه به طول یكصد كیلومتر و با عرص 15 الی 75 كیلومتر، از طرف غرب به وسیله رودخانه دجله، از طرف شرق به وسیله جلگه صاف ایران محدود شده است و در خاك عراق از طرف جنوب تا كنار دجله و از شمال تا چند كیلومتری شهر عماره ادامه دارد و در خاك ایران شهرهای بستان، سوسنگرد و هویزه كاملا در كنار این هور واقع شدهاند.
هورالعظیم محصول آب اضافی رودخانه كرخه، دجله، دویرچ اس، سراسر هور از نی پوشیده است. عمق آب در كنارههای هور كم است ولی تدریجا در وسط آن به چند متر میرسد، اكثر طوایف در داخل این هور مامن بسیار امنی برای خود تهیه میكنند كه از بهم پیوستن نیها ساخته میشود. این طوایف اكثرا به پرورش گاومیش در هور و اطراف آن اشتغال دارند. حركت در هور با راهنمایی اشخاص مطلع سهل و با قایقهای مخصوص انجام میگیرد.
رودها و چشمهها
خوزستان با وجودیكه آب و هوای گرمی دارد ولی بستر رودهای مهمی چون رودخانهی كارون و اروند، با قابلیت كشتیرانی در آنها و رودهای دیگری مانند زهره، جراحی - مارون، خور، نهرگاهی، بهره، شاهور، مرغاب، آب سوسن، آب شلا، ابوالعباس، اعلا، دره حراز (دمهلی)، بولاواس، صیدون، لیراب، رامهرمز و … است.
همچنین چشمههای آبگرم و معدنی عین خوش، دهلران، گراب، سیزنگر، گلگیر، هر كدام استفادههای درمانی متفاوتی دارند كه تا كنون بهرهبرداری گستردهای از این چشمهها صورت نگرفته است.
ارتفاعات و قلهها
مهمترین ارتفاعات بالای دو هزار و 500 متر استان خوزستان؛ تاراز، تلگه، تورك، دوتو، كله، مونگشت است كه دامنهی برخی از این كوهها از جنگل پوشیده شده و در نوع خود جذابیتی خاص ایجاد كرده است.
جلگهها و دشتها
جنوب و غرب استان خوزستان اراضی جلگهای است كه به سطح فرسایشی رسوبات جوان دورهی ترشیاری گسترش یافته است و هنوز تپههایی از ساختمان گذشته آن در اطراف اهواز به چشم میخورد. قسمت اعظم این جلگه از آبرفتهای رودهای كارون، كرخه و جراحی تشكیل شده است. این جلگه با شیب ملایمی به سوی جنوب تا سواحل خلیج امتداد دارد و شمالیترین نقطهی آن حوالی دزفول است. قسمت جنوبی آن از اراضی بسیار پست و سطحی تشكیل شده كه از تاثیر جزر و مد دریا به وجود آمده است. خاك این قسمت فوقالعاده شور است.
فضاهای جنگلی
براثر تنوع آب و هوا نوع خاك، برخی از مناطق خوزستان را جنگلهای تنگ و بوتهزار، درختچه و درختان پوشانیده است. خوزستان در ادوار گذشته پوشش جنگلی انبوهتری داشته است. برخی سیاحان نوشتهاند كه كرانههای كارون ما بین خرمشهر و اهواز با درختان تبریزی، گز و انواع دیگر كاملا مشجر بوده است. در دامنهی كوه سولك و كوه دزگه جنگل بزرگی از درختان بلوط، بادام جنگلی، بن و غیره وجود دارد. در كرانه رودخانهی كرخه جنگل وجود دارد و در دو طرف رودخانه دز درختان بزرگ و درهمی به چشم میخورد.
مسیر اكثر رودخانهها سراسر از درختان جنگلی گز پوشیده شده است. درخت سدر یا كنار از گیاهان خاص این منطقه است كه از میوه، برگ و چوب آ ن استفاده فراوان میشود. درختان كهور،بده، خرزهره، استبرق و انواع اكالیپتوس نیز در خوزستان یافت میشود.
جنس درختان جنگلی بیشتر بلوط است. مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقی نامرغوب است كه در مناطق كوهستانی پوشش گیاهی غنی تری دارد.
در فصل بارندگی كه از نیمه آبان شروع می شود و تا اواخر فروردین ماه ادامه مییابد، كم كم بر روی تپهها و زمینهایی كه از خاك مناسب برخوردارند، گیاهان خودرو میرویند. در نواحی مرطوب جنس گیاهان از نوع گلسنگ، قارچ و خزه است. در نواحی غیر مرطوب انواع گیاهان بومی میروید. پوشش گیاهی در ارتفاعات شمال شرقی موجب گردیده كه عشایر این منطقه به پرورش دام بپردازند. این منطقه به عنوان مراتع گرمسیری ایل بختیاری مورد استفاده قرار میگیرد. پوشش گیاهی شمال و شمال شرقی به صورت استپ كوهی و كوهپایهای است و درختانی از قبیل بلوط، بن،انجیر، بادام كوهی، كنار،سدر و بوتههایی از گون دارد.
مناطق حفاظت شده و حیات وحش
سواحل زیبای كشور، كوههای بلند و برف گیر، باتلاقها و نیزارها، جلگههای پست و گرم، اقلیم متفاوت و تضاد آشكاری را در محدودهای چنین تنگ به همراه داشته كه موجب غنا و تنوع چشمگیر حیات وحش شده است.
در خلیج فارس بیش از 200 نوع ماهی وجود دارد كه از نظر تنوع و ذخیره پروتئین از بهترین و كم نظیرترین ذخایر حیات وحش كشور به حساب میآید.
از سوی دیگر پرندگانی چون غاز، مرغابی، مرغ نوك دراز، پلیكان، حواصیل اردك، لك لك، هوبره، مرغ میش فلامینگو و درنا كه در سواحل جنوب و در میان هورها و نیزارها زندگی میكنند به غنای حیات وحش این نواحی افزودهاند. در صورت برنامه ریزی و ساماندهی این نواحی و جاذبههای دل انگیز و زیبای این باتلاق و هورها به قطبهای توریستی تبدیل میشوند.
پرندگان دریایی كه همیشه نام و مكان زیست آنها اسرار آمیز، الهام بخش و رویایی بوده است،در سراسر استان پراكندهاند. پرندگان دیگری نیز مانند كبك، تیهو، باقرقره، قمری، سار، كلاغ سیاهو ابلق در لابه لای درهها و بیشهها و كشتزارهای این استان به وفور یافت میشوند. اگرچه از یكصد سال پیش به این طرف دیگر اهالی اطراف رودخانهها، هورها و كوهپایهها چندان وحشتی از شیرها و پلنگها ندارند و جانوران گوشتخواری از این دست كمیاب شدهاند ولی هنوز گوشتخوارانی چون گرگ، گربه وحشی،دله یا عروسك، گوركن، عسل خوار و كفتار در اطراف بیشهها، رودخانهها و درههای اطراف كوهها وجود دارندو ممكن است كسانی در لابه لای درختهای بادام كوهی، بلوط، توت این نواحی بتوانند سنجابهای ایرانی دم بلند، پرمو، دم فرفر و بدن قرمز حنایی را ببینند كه در حال بیرون آمدن از حفره یكی از درختها هستند. گربه تیغی یا تشی جونده ایرانی و نیز انواع موشهای سیاه و موشهای دوپای 5 انگشتی و سه انگشتی، خرگوش وحشی در گوشه و كنار این استان به چشم میخورد.
همچنین مناطق حفاظت شده «كرخه» و «دز» به دلیل اینكه زیستگاه گوزن زرد ایرانی و دارای بیشههای انبوه و بكر هستند ارزشهای جهانگردی دارند.
قدیمی ترین شهر دنیا در ایران
شوش کهن ترین شهر جهان حدود 5 هزار سـال پیش از میلاد به عنوان کانون مذهبی ساکنان دشت اطراف بنیاد نهاده شد...
این شهر بـاستانی به این علت که از آغاز حیات آن تـاکنون زندگی شهری در آن جریان دارد به عنوان کهن ترین شهر جهان شناخته شده است . شوش پـایتخت عیـلام از موقعیت ممتازی برخوردار بود .
عیلام در واقع تلفظ آشوری سرزمین "هل تم تی" به زبان عیلامی به معنای سرزمین خدایان است . این شهر از دیرباز بستر تولد و گسترش تمدن هـای بزرگی بوده ، تمدن هـایی که اکنون چهره ای ماندگار در تاریخ از آنان به جا مانده است . دراین شهر تاریخی عیلامی ها ، آشوری ها ، هخامنشیان ، سلوکیان، پارتیان ، بابلی ها وساسانیان حکمرانی داشته اند . از دیدنی های این شهر می توان به موزه شوش ، بـارگاه دانیـال نبی (ع) ، کـاخ شـاپور ، تپـه های باستانی و قلعه شوش اشاره کرد . محوطه باستانی شوش در شهر شوش ، محوطـه وسیعی را در بـر میگیرد کـه بناها و سازه های معماری بسیار متنوعی پیش از تاریخ تا دوران اسلامی را در خود جای داده است .
کاخ آپادنا یکی از بـاشکوه تـرین کاخ های آن از شهرت عالمگیر برخوردار است و یکی از کم نظیرترین آثار باستانی جهان به شمار می رود . کـاخ آپادانا به دستور داریوش پادشاه هخامنشی درحدود سالهای 521 - 515 پیش از میلاد در شوش روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاده شد .
دیوارهـای کـاخ از خشت و ستون های آن از جنس سنگ است ، کاخ داریوش دارای قسمت های مختلفی از جمله تالار بار عام ، دروازه و کاخ پذیرایی و دارای سه حیاط مرکزی است . قلعه فرانسوی ها ، تپه هـای باستانی آپادانا ، موزه شوش ، هفت تپه ، موزه هفت تپه ، زیگورات چغازنبیل و مقبره دانیال نبی (ع) از دیگر مکان های دیدنی این شهر تاریخی است . بهترین موقع برای بازدید از این شهر زمستان و بهـار است ، در اسفند و فـروردین هوای منطقه بسیار مطبوع و دلپذیر است .
جهان نیوز
میراث ماندگار دزفول
1700 سال قبل، وقتی شاپور ساسانی دستور ساخت محکم ترین و بزرگترین پل دزفول را داد، هیچ گاه خیال نمی کرد ...
که میراث ماندگارش دچار مرگ تدریجی شود. آن هم درست در دورانی که میراث رقبای هم عصر او به عنوان یک افتخار جهانی معرفی و ثبت می شوند!
دزفول را بیش از هر اثر تاریخی و فرهنگی، با پل قدیمی اش می شناسند. پلی که هنوز هم بعد از گذشت 1700سال، نمونه زنده ای از استحکام و ظرافت معماری ایرانی به شمار می رود و میزبان عابران و اتومبیل هایی است که در مسیر عبوری شان از روی آجرهای محکم آن می گذرند. با این حال پل تاریخی دزفول با تمام جاذبه هایش نتوانسته است جایی را در فهرست میراث جهانی یونسکو به خود اختصاص دهد.
همایون حاتمیان تاریخ شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد دزفول در این باره به ایرنا می گوید: «با ثبت جهانی این پل، می توان گامی مهم برای حفظ این بنای مهم و ارزشمند تاریخی برداشت اما این کار مقدماتی می خواهد كه همت جمعی مسئولان برای قطع هرچه سریع تر تردد وسایل نقلیه از روی آن، مرمت و نیز نظارت دقیق برای جلوگیری از تخریب و صدمه بیشتر به بدنه اصلی از جمله این مقدمات است.»
او با اشاره به این که نباید اجازه داد با صدمات بیشتر پل از فضای باستانی خارج شود، می گوید: «باید شكل واقعی پل حفظ شود تا بتوان برای جهانی شدن آن اقدام كرد.»
حاتمیان با ابراز تاسف از ثبت دیرهنگام پل قدیم دزفول در فهرست آثار تاریخی ملی ادامه می دهد: «پل باستانی دزفول در سال 84 به ثبت ملی رسید كه انتظار می رفت این موضوع بسیار زودتر از این زمان تحقق یابد. این سازه تاریخی بین سال های 260 تا 263 میلادی توسط شاپور اول ساسانی احداث شد و آنچه از منابع تاریخی قابل استخراج است احتمال می رود ساخت پل به مدت سه سال در حد فاصل دو تاریخ یاد شده انجام شده باشد.»
به گفته حاتمیان اگرچه مهمترین ویژگی پل این است كه از بدو تاسیس تاكنون همواره محل تردد وسایل نقلیه بوده اما این موضوع اكنون به عنوان یك ضعف و خطر بزرگ برای سازه محسوب می شود. اكتفا به تردد یك طرفه و اقداماتی نظیر آن كفایت نمی كند و با توجه به اینكه پل در مراحل حساسی قرار دارد می بایست هرچه زودتر تردد از روی آن بطور كامل متوقف و مرمت آن آغاز شود.
او ادامه می دهد: «وقتی یك اثر ثبت جهانی شود نام و مشخصات آن در سایت های معتبر گردشگری جهان قرارمی گیرد و گردشگران را به سمت خود سوق می دهد.»
این در حالی است که حسین گلستان باغ، مسئول كمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر دزفول هم با تاكید بر ضرورت ثبت جهانی پل قدیم این شهر به خبرگزاری ایسنا می گوید: «برای توقف تردد اقداماتی درحال انجام است كه احداث راست گرد و چپ گرد در دهانه های ورودی پل از جمله از آن جمله است. با احداث این پروژه كه تا بهمن ماه امسال تحقق خواهد یافت امكان دسترسی وسایط نقلیه بدون نیاز به تردد روی پل برای نقل مكان به دیگر مناطق فراهم می شود و عبور و مرور از طریق این پل بطور كامل قطع خواهد شد.»
قلعه ارجان خوزستان
قلعه ارجان بهبهان در زمان ساسانیان و برای دفاع در برابر هجوم اقوام عرب در قسمت شمال غربی بهبهان توسط آریابرزن که در زبان رومی آریوبرزن گفته میشود ساخنه شد. قلعه ارجان در شهرستان بهبهان واقع شده است. «پل آمیر» نویسنده کتاب خداوند الموت دربارهٔ ارجان مىنویسد: «قلعه ارجان بالاى کوهى سنگلاخ بنا شده است. قلعه در مرتفعترین قسمت کوه متکى به یک تخته سنگ بزرگ ساخته شده و آب باران از همان تختهسنگ وارد انبارهاى قلعه مىگردیده و آنها را پر مىکرده است.»اسلوب ساختمان برجها از قلاع رومى اقتباس شده و به شکل مکعب مىباشد. صحن قلعه ارجان نسبتاً وسیع است و از طرف صحن سه طبقه حجره یکى بالاى دیگرى دیده مىشود و تمامى حجرهها داراى طاق چند شاخه معروف به طاق رومى مىباشند.
توضیح این عکس مربوط به چغازنبیل خوزستان بوده و فعلا عکسی از قلعه ارجان در دسترس نیست
قلعه ارجان{ارگان یا آریاگان}
پل آمیر مولف کتاب خداوند الموت، قلعه ارجان را چنین توصیف کرده است:
قلعه ارجان بالای کوهی سنگلاخ بنا شده است. قلعه در مرتفع ترین قسمت کوه، متکی به یک تخته سنگ بزرگ ساخته شده و آب باران و برف از همان تخته سنگ وارد انبارهای قلعه می گردیده و آنها را پر می کرده است. برجهای قلعه به شکل مکعب می باشد که اسلوب ساختمان برجها از قلاع رومی اقتباس گردیده است.صحن قلعه ارجان چهل ذرع در چهل ذرع می باشد و اطراف صحن سه طبقه حجره یکی بالای دیگری دیده می شد و تمام حجره ها دارای طاق چند شاخه معروف به طاق رومی که محکمترین طاقها به حساب م یآید می باشد. برکیارق فرزند ملکشاه سلجوقی به دستور حسن صباح رهبر فرقه اسماعیلیه در قلعه ارجان زندانی بوده است
پیشینه تاریخی و علل ویرانی ارگان
تاریخ بهبهان همواره و همه جا با تاریخ ارگان همراه بوده و اساسا یکی محسوب می شود . لذا برای روشن شدن آن بهتر است از قدیمی ترین ازمنه یعنی ارگان شروع تا به استقلال تاریخی بهبهان و بعد از آن بپردازیم : شهر قدیمی بهبهان ارجان بواسطه اشیاء بدست آمده در کشفیات باستان شناسی سال 1361 (هجری شمسی )تا کنون قدیمی ترین دوره تاریخی آن معلوم گردیده است که نشان از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح دارد . گور مکشوفه , کتین هوتران فرزند پادشاه ایلامی که در هزاره دوم قبل از میلاد سلطنت میکرد همراه با جام ارگان و حلقه قدرت آن شوکت و عظمت فرهنگی و هنری ارجان را به نمایش می گذارد و با عرضه اطلاعات گرانبهایی از تاریخ بهبهان معلوم میدارد که این شهر قدیمی , چگونه از منظر فرهنگی , بر تارک منطقه می درخشیده است .
نقوش جام ارگان که نشانگر , مرکزیت این منطقه است به نوبه خود عظمت فرهنگی - هنری و شوکت اجتماعی , مردمی را از عمق تاریخ ارگان ( ارجان ) روشن می سازد که تا به حال , برای محققان , نقطه تاریکی به حساب می آمد و بدین طریق نشان میدهد که ارگان در دوره ساسانی بوجود نیامده و عظمت خود را تنها در این دوره بدست نیاورده است . بلکه این شاهان ایلامی بوده اند که این منطقه را برای زندگی برگزیده و شکوفا نموده اند ( شماره های 7-8-9 مجله اثر ) از انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی بیانگر این واقعیت ارزشمند است .
از وضعیت ارگان در دوره مادها و چگونگی حاکمیت بر این ناحیه تا کنون سند و مدرکی بدست نیامده است و به همین دلیل شاید بتوان گفت ارجان در این دوره همچنان در حاکمیت ایلامیان بوده است . شهر قدیمی بهبهان (ارگان ) در دوره هخامنشی بواسطه قرار گیری بر سر یکی از مهمترین راههای ارتباطی آن زمان یعنی راه شاهی که از لودیه در کنار دریای مدیترانه شروع میشده و شوش را از طریق ارگان به پاسارگاد متصل می نموده است از رونق و اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است . استرابو , در خصوص ارگان زمان هخامنشی می نویسد در این شهر مردمی زندگی می کردند که به آنها ( اوکسی ) می گفتند و به قولی دیگر در دوره هخامنشی ارگان بهبهان جزء سرزمین (کی ها )بوده است . اسکندر مقدونی به هنگام تهاجم به تخت جمشید ضمن تصرف ارگان در گذرگاه تنگ تکاب , پس از نبردی سخت با سردار معروف منطقه آریو برزن و تحمل تلفات زیاد از این معبر عبور کرده خود را به تخت جمشید رسانده است . لازم به یاد آوری است که منطقه ارجان نزد یونانیان به نام ارکان معروف بوده است . در دوره اشکانی , جنوب شرقی خوزستان , یعنی ارجان هنوز توسط امیران یا پادشاهان ایلامی اداره می شده که ساتراب نشین جداگانه پارتی (اشکانی )را با اجازه اشکانیان تشکیل داده بودند . نقوش برجسته سنگی موجود در تنگه سروک (سولک )که صحنه تشریفات ,تفویض مقام و منصب ,مراسم مذهبی و جنگ تن به تن را نشان می دهد , یادگار رونق و آبادانی ارگان دوره اشکانی است . سنگ فرش های باقی مانده در تنگ خوئیز و دیگر تنگ های مجاور منطقه ارگان که به هخامنشیان نسبت می دهند عمدتا توسط اشکانیان توسعه و ترمیم یافته اند . در دوره ساسانی , که ارگان یکی از ایالات پنجگانه فارس محسوب میشد از یک طرف بلاد شاپور و از طرف دیگر ,منطقه شوش را از طریق در بند پارس به تخت جمشید متصل می نمود . معروف است که قباد ساسانی پدر انوشیروان ,شهر ارجان را بوسیله عده ای از اسرای رومی (آمد – دیار بکر ) بازسازی و از نو بنا نهاد . آثار بجا مانده از دور ه ساسانی که نشانه بیشتری از عظمت و شوکت شهر قدیمی بهبهان را ردر بردارد عبارتند از آثار دو پل در بستر رودخانه مارون در شمال شهر ارگان و کنار مسجد جامع آن (شماره 44 ثبت آثار باستانی )که مهمترین آن پل بکان و بند بکان است . همچنین آثار پل سومی , در نزدیکی سد شهدا در جوار امام زاده جعفر وجود دارد ,بعضی آنرا منسوب به حجاج بن یوسف از دوره اسلامی میدانند . آتشکده چهار طاق (شماره ثبت 371 )و پل خیری مح خان , در ناحیه خیر آباد که ارگان را به بلاد شاپور در ناحیه ممسنی متصل می کرده است از دیگر آثار منسوب به دوره ساسانی است . بعد از ظهور دین اسلام در سال 16 (هجری قمری ) به فرمان عمر بن خطاب , عثمان بن ابی العاصی به کمک ابو موسی اشعری حاکم بصره ارگان را تصرف نمودند و از آن زمان به بعد امور این منطقه توسط والیانی که از طرف خلیفه وقت برای اداره ولایات فارس فرستاده می شد حل و فصل می گردید . در دوره اسلامی , ارگان عظمت خود را برای چند قرن همچنان حفظ نمود بطوریکه در دوره آل بویه از مراکز مهم ضرب سکه محسوب می گردید. سکه ای مربوط به( 346 هجری قمری) از آنجا بدست آمده که یکطرف آن رکن الدوله و طرف دیگرش اسامی المطیع بالله خلیفه عباسی و عضد الدوله بویی ضرب شده است . مقدسی در خصوص اهمیت اقتصادی ارگان در احسن التقاسیم می نویسد :ارگان شهری است بسیار آباد و پر از نعمت های فراوان و دارای مردمی نجیب است . یخ , رطب , لیمو , عنب در آن جمع است معدن انجیر و زیتون می باشد . صابون و دوشاب بسیار خوبی دارد و این شهر خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان است . در باب اهمیت اقتصادی شهر قدیمی بهبهان همین بس که از عضد الدوله بویی نقل کرده اند که گفته :من عراق را برای نامش و ارگان را برای درآمدش می خواهم . از این گذشته بهبهان مقر حکومت یکی از پادشاهان آل بویه به نام بهاء الدین یا بهاء الدوله بود , که در همان محل نیز چشم از جهان فرو بسته است . بطور کلی ارگان در دوره اسلامی , گذشته از عظمت و رونق اقتصادی ,اجتماعی ,فرهنگی , خود محل برخورد بازرگانان , تجار ,شعر ا ,د انشمندان و حتی موسیقیدانان بوده است که از آن جمله اند , ابراهیم بن بهمن ارجانی و فرزندش اسحاق ابن ابراهیم , که هر دو موسیقی دانانی توانا بوده اند . شیخ ابوالحسن شیرازی و شاگردش احمد بن ابراهیم بنا ارگانی که از عارفان زمانه خود بوده اند . حکیم ناصر خسرو علوی که در سال 443 (هجری قمری )از ارجان دیدن کرده است آن را شهری بزرگ و پر رونق که دارای باغ و بوستان های بسیار است توصیف نموده می نویسد .در سال 452 زلزله ای در ارجان رخ داد که مردمان آن پراکنده شدند و به تدریج از رونق افتاد. عوامل متعددی در ویرانی ارگان و رکود آن موثر بوده اند که مهمترین آنها عبارتند از : - زلزله های پی در پی قرن پنجم هجری قمری که در خصوص این زلزله ابن اثیر در کتاب الکامل فی تاریخ می نویسد دو زلزله شدید یکی در سال 445 (هجری قمری )و دیگری در سال 478 (هجری قمری )در ارگان به وقوع پیوسته است . - شکسته شدن سد ارجان و مختل شدن امور زراعی و کشاورزی - تخریب تدریجی دیوار دفاعی شهر که بعد از آل بویه , توجه چندانی به مرمت و نگهداری آن نمی شد و این امر موجب آسیب پذیری بیشتر شده است . - حملات متعدد اسماعیلیان به ارجان در عصر سلاجقه و غارت و چپاول شهر - جنگ های مستمری که میان مدعیان قدرت در دوران سلجوقیان , خوارزمشاهیان , ایلخانان به وقوع پیوسته خاصه اتابکان فارس و لر که پیوسته بر سر تسلط شهرهای مرزی میان خوزستان و فارس از جمله ارجان و کهگیلویه به جنگ و ستیز برخاسته و موجب وارد آمدن خسارت زیاد به ارگان گردیده است . - تسلط اتراک (خاصه افشارها )و غارتگری آنها در آن نواحی که سالیان درازی ادامه داشت . - سرانجام غارتگری و دستبردهای همسایگان ارگان و رعب و وحشتی که ایجاد کرده بودند, مجموعا زمینه را برای ترک شهر به وسیله مردم فراهم نموده است . بدنبال حوادث مذکور قریه بهبهان که به فاصله کمی (حدود 8 کیلومتر )از ارگان قرار داشت به تدریج پذیرای مردم ارگان گردید و رو به آبادی و رونق نهاد که سرانجام در قرن هشتم (هجری قمری )خود را در تاریخ به جای ارگان نشان داد.
سید عطا الله علوی نژاد
fa.wikibooks.org
ویکی پدیا
کاخ آپادانای شوش خوزستان
کاخ آپادانا در زمان داریوش اول در حدود سالهای ۵۱۵ تا ۵۲۱ قبل از میلاد و به دستور او بر روی آثار و بقایای عیلامی در شوش بناشد. دیوارهای این کاخ از خشت با نمای آجری و ستونهای آن از سنگ است.
این کاخ در حفاریهای بین سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ از زیر خاک بیرون آورهشد و پس از ۷۰ سال در سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی ایران به شمارهٔ ۳۹۸۱ به ثبت رسید.
سرانجام این کاخ مانند سایر کاخهای هخامنشی در زمان حملهٔ اسکندر به کلی ویران شد.
ویکیپدیا
آبشار شوی خوزستان
آبشار شِوی یکی از بزرگ ترین و زیباترین آبشارهای ایران در رشتهکوههای زاگرس است . شوی در گویش لری بختیاری نامی زنانه است به معنی لطافت . این آبشار در مرز استان خوزستان و استان لرستان قرار دارد که همین باعث وجود اختلاف نظر در مورد قرار گیری این آبشار در حوزه جغرافیایی هر کدام از این دو استان است.
گفته میشود که ارتفاع این آبشار در حدود ۸۵ متر و عرض آن نیز حدود ۷۰ متر است لیکن هنوز منبع نقشهبرداری موثقی این مطلب را ذکر نکردهاست. این آبشار در بهار دارای طبیعتی سرسبز و بسیار زیباست. این آبشار در درهای بین کوه چهلویک و سالنکوه واقع در زاگرس بختیاری قرار دارد. همچنین منطقه بسیار زیبای گرپه در آن نزدیکی است.
برای رسیدن به آبشار شوی دو مسیر وجود دارد. مسیر اول از طریق ایستگاه راهآهن تلهزنگ شهرستان اندیمشک میباشد. مسیر دوم از طریق شهرستان دورود میباشد و مسیر سوم از سمت منطقه سردشت و پیرچل بعضی منابع از آن بهعنوان آبشار تلهزنگ یاد میشود.
در نزدیکی این آبشار، آبشار بزرگ دیگری وجود دارد که گاه از آن به آبشار دوم شوی یاد میشود .
شهر باستانی آسک خوزستان
آسک شهری قدیمی و متروکه است که در جنوب شرقی هندیجان و کیان کوه واقع شده است. آسک در حدودالعالم جنین وصف شده است. « دهی است بزرگ و به بر کوه نهاده و بر سر آن کوه آتشی است که دائم همی درفشد شب و روز و حرب از رقیان آنجا بوده است اندر قدیم » این مطلب نشان دهنده آن است که به زمان تحریر حدودالعالم یعنی در اواخر قرن چهارم هجری قمری آسک دهی بزرگ بوده و در دامنه کوهی قرار داشت که بر فراز کوه آن آتش فروزان بوده است.
مرحوم سلطانعلی سلطانی می نویسد : در نزدیکی هندیجان کنونی شهر آسک قدیم واقع بود که بسیاری از جنگ های خوارج در نزدیکی آن رخ داده است و نام این شهر در بعضی از اشعار شعرای عرب آمده است.
بنا به نوشته یکی از قدیمی ترین سیاحان عرب تا قرن چهارم ه.ق آثار قصور عالیه و انبیه عظیمیه باستانی در هندیجان برپا بوده است. آثار عظیم آبیاری روزگار باستان در طرفین رودخانه زهره و خیر آباد که در زیدون یکی شده و از وسط هندیجان می گذرد، پیداست. مورخان درباره آثار آسک نوشته اند : ایوان بلندی داشته و آتشکدهها و دفینه های باستانی و گورهای قدیمی، تابوتها و حجاریهای کتیبه مانند در آسک وجود داشته است. کتیبه هایی به خط پهلوی بر در غربی ایوان (معبد آتشکده ) آسک در سنگ منقوش بوده است. در غرب آسک قلعه گنبدی است که قبلاً برج دیده بانی آنجا بوده است.
صفی آباد استان خوزستان
صفیآباد شهری از شهرهای شهرستان دزفول است و در شمال شهر دزفول قرار دارد. این شهر که در ابتدا منطقهای تحقیقاتی به شمار میرفت، در دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی به منظور تحقیقات کشاورزی و دامپروری ساخته شد. از این منطقه در حال حاضر نیز به همین منظور استفاده میشود. در این منطقه انواع درختان و گیاهها و دامها به صورت تحقیقاتی پرورش مییابند. از نکات قابل توجه این منطقه باید به پرورش گردو و کاج توجه کرد که با در نظر گرفتن آب و هوای منطقه امری غیرممکن به نظر میرسد که البته این درختان به صورت اصلاح شده در این منطقه پرورش داده میشوند و با نمونه اصلی خود تفاوتهایی دارند.
این منطقه در سال ۱۳۵۴ (احتمالا) توسط متخصصان آمریکایی و هلندی در دزفول بنا نهاده شد. این شهر با داشتن جمعیتی معادل ۸۸۶۵۰ نفر در سال ۱۳۸۵ در۱۳ کیلو متری جنوب دزفول و۲ کیلو متری شمال دزآب واقع است از اسامی گذشته این شهر میتوان به کاووس و شریعتی و امام حسین و کوتیان اشاره کرد از مکانهای زیارتی این شهر نیز میتوان به بقعه سید شهاب الدین قائد معروف به فراش اشاره کرد مسجد موسی بن جعفر این شهر از مساجد نمونه وپیشرو به حساب میآید این شهر به هشت طایفه بزرگ وکوچک تقسیم شدهاست اسامی این شش طایفه عبارتند از: فراش وکوتیان ونجف آباد و بنه وبالنگان وعربها ولرها که در ابتدا وانتهای شهر سکونت دارند
گزارشی از دو تپُهٔ باستانی صفی آباد
از سالها پیش ، در دوتپهٔ باستانی جنوب غرب صفی آباد ، اشیا و آثار گرانبهایی از جمله مجسمهها ، سکُهها و سفالهای عهد اسلامی ، ساسانی و هخامنشی به ویژه پیکرهٔ آناهیتا ،اله هی آب یافت میشود که توجه علاقه مندان را به خود معطوف داشتهاست .
آناهیتا در زبان اوستایی ، نام یک پیکر کیهانی هند و ایرانی است ، که ایزدبانوی آبها (آبان) پنداشته میشود و از این رو با نمادهایی چون باروری ، شفا و خرد نیز همراه است .
آناهیتا ، در پارسی میانه یا امروزی ناهید یا آناهید است و در زبان ارمنی آناهیت نامیده میشود .
تاریخ نویسان یونان و روم باستان از او با نام آناتیس anaÏtis یاد کرده و یا او را یکی ازایزدان معابد خود شناساندهاند .
آناهیتا ، آناهید یا ناهید که در زبان پارسی به معنای دور از آلودگی است ، نام ایزد بانوی آب ، باران و باروری در مذاهب ایران باستان است .
به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا » نیز چون «میترا » از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت ،توسط مردم ایران مورد ستایش قرار میگرفت .
آناهیتا با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او او نذر کنند ،یاری میدهد .
البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان عهد باستان یکتاپرست بودند ، ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به عنوان خدایان فرعی تقدیس میشدند .
در تپهٔ فرُاش که متعلُق به دورهٔ اسلامی و بالنجان که متعلق به عهد ساسانی و پیش از ان است ، اشیا و آثار باستانی فراوانی باقی مانده که ارزش تاریخی ، فرهنگی و ملی شایانی دارند .