آشنایی با ملل دیگر
برزیل
در این کشور که همیشه زیر سلطه سفید پوستان بوده است، تعیین سهم سرخ پوستان و سیاه پوستان در فرهنگ امروز آن بسیار مشکل است. سهم آنان در این فرهنگ با توجه به تاریخ هر منطقه و ساختار موجود در روابط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی متفاوت است. به همین دلیل تأثیر سرخ پوستان در ناحیه آمازون، به مراتب از سایر نواحی بیشتر و نفوذ فرهنگی سیاهان در سراسر ساحل، بویژه در ایالتهای ریودوژانیرو، بامبیا، میناس ژرایس، نیرومند و فعال است.
نباید فراموش کرد که سرخ پوستان و سیاهان، همواره بعنوان بردگان و رعایای محروم از حقوق انسانی در حیات برزیل سهیم بوده اند ولی به رغم همه این بیعدالتیها شجاعت کافی برای پیکار و مقاومت داشتهاند.
از جمله رسوم و معتقدات که از سرخ پوستان و آفریقاییها به ارث مانده و در میان طبقات متوسط زنان برزیلی متداول است عادت پوشیدن لباس قرمز رنگ است. «خاصه در نواحی شمال شرق و آمازون». این حسن انتخاب در نواحی سبز و خرم و یا در مناطق خشک و ریگزار زمینه گیرا و مهیجی فراهم نموده و جذابیت خاصی به زنان میدهد.
سیاهان برزیلی و آمریکایی به موسیقی علاقه زیادی دارند و موسیقی جاز مؤید این أمر است. لیکن سیاهان آمریکایی بیشتر به نغمه و آواز میپردازند در حالی که سیاهان برزیلی بیشتر متوجه رقص و حرکات بدنی هستند.
انگلستان
انگلیسیها نسبت به اظهارات کلی و بدون پایه و اساس بیاعتمادند. آنها بیش از دیگران نسبت به آنچه دقیقاًَ قول دادهاند، عمل میکنند. بنابراین، میخواهند دقیقاً بدانند که خود را به چیز متعهد میکنند.
فرانسویها اعتقاد دارند، وقتی که با یک انگلیسی مشغول بحث هستند به هیچوجه نباید باوی چانه زد، زیرا در آن صورت، انگلیسی فرد چانه زننده را به چشم یک خرده سوداگر و یا فروشنده دوره گرد، پنداشته و ارزشی برای وی قائل نخواهند شد، بلکه برای موفقیت در برخورد با یک فرد انگلیسی باید وضع خود را نشان داد و برگفته خود تأکید کرد بدون آنکه لازم باشد علتی برای آن ذکر گردد و این ثبات قدم، ارزش طرف مقابل را در برابر فرد انگلیسی افزایش خواهد داد.
فرانسویان در مورد همسایههای انگلیسی خود، اعتقاد دارند که ایشان در طول تاریخ به خوبی توانستهاند شراب نو را در جام کهنه بریزند و در مقایسه بین خود و انگلیسیها معتقدند که یک فرانسوی یعنی یک مرد عاقل؛ دو فرانسوی یعنی بحث و گفتگو؛ سه فرانسوی یعنی بینظمی و آشوب. و یک انگلیسی یعنی یک ابله، دو انگلیسی یعنی باشگاه ورزشی و سه انگلیسی یعنی امپراطوری بریتانیا.
اندونزی
موضوع تعدد زوجات در اندونزی رواج نداشته و برای کارمندان دولت یا پرسنل این امر منع قانونی دارد.
مقامات اندونزی معتقدند که جامعه هنوز به بلوغ کافی برای تحمل بسیاری از آزادیهای سیاسی و و اجتماعی، مثل تشکیل احزاب «غیر از سه حزب موجود» یا آزادی بیان و تشکیل اجتماعات، نرسیده است و اعطای پیش از موقع چنین فرصتهایی به جامعه، باعث ایجاد ناآرامی و بیثباتی شده و روند توسعه کشور را مختلف خواهند نمود.
بلژیک
دولت، آموزش انحصاری معلمین را در اختیار خود داشته و معلمین توسط مقامات محلی انتخاب میشدند و جهت تدریس در مدارس به گواهینامه نیاز داشتند. این شیوه تعلیم و تربیت با مخالفت شدید گروههای مختلف در بلژیک مواجه گردید و انعکاس سیاسی آنچه که با نام جنگ مدارس نامیده شد، حتی تا اواسط قرن بیستم نیز دراین کشور تداوم داشته است.
در بلژیک مردم در زمینه نظافت عمومی و شخصی، حساسیت زیادی نشان میدهند و در صنعتیترین شهرهای این کشور نیز آلودگی هوا اجتناب ناپذیر است. مردم به نظافت خود و شهرشان اهمیت زیادی میدهند.
بلژیکیها به شوخ طبعی معروفند. اگر کسی بلژیک را کوچک بخواند، به شدت عصبانی میشوند.
پرتغال
مردم پرتغال به دلیل بیثباتی فرهنگی که بر آنها تحمیل شده است دارای یک نوع «همبستگی عاطفی اجتماعی» ویژهای با یکدیگر میباشند. بدین ترتیب مردم پرتغال را میتوان به هنگام وقوع و بروز بحرانهای ناشی از حوادث طبیعی و یا در برخورد با گروههای غیر مشابه اجتماعی با یکدیگر مشاهده نمود.
بسیاری از ارزشهای فرهنگی ویسکوزها مثل مهربانی، خونگرم بودن، تجلی خود را تا به امروز در این جامعه حفظ کردهاست.
میتوان مردم پرتغال را مردمی«صلح طلب»، «راحت طلب»، «خانواده دوست» و طبعاً «مصرف کننده» خواند. صلح طلب به این معنا که پرتغالیها پرخاشگر و خشن نبوده و چه از جنبه روابط و مناسبات انسانی در داخل جامعه و چه از جنبه بینالمللی «سازشکار» میباشند.
در پرتغال در چارچوب خانواده، «حاکمیت روانی» و«مدیریت منزل» با خانمهاست و مردها بیشتر«مطیع همسرشان» بوده و بعضاً «رئیس صوری و خنثی» در خانواده میباشند.
از ویژگیهای دیگر که در جامعه پرتغال برجسته مینماید یکی «مهربانی و عطوفت مردم» و دیگر «انعطاف پذیری سیاسی ـ روانی جامعه» در مورد اقلیتهای نژادی و مذهبی میباشد که در کمتر کشور اروپایی چنین دوستانه، مشاهده میگردد.
سویس
پاپ مخالف است که زن بتواند کشیش شود و نمیتواند چنین اجازه بدهد، اما این در آینده تغییر خواهد کرد و برای این مسئله راه حلی باید پیدا نمود.
بر اساس دستورات کلیسای کاتولیک مردان متأهل نمیتوانند کشیش شوند. در آینده باید این اجازه به آنها داده شود. اما کشیشهایی که در حال حاضر مجردند، نمیتوانند ازدواج کنند.
تعداد جشنها، آداب و رسوم مردم سوئیس همچون سایر مناطق، بدواً با انگیزههای مربوط به فصول و یا جشنهای مذهب پای گرفتند و پیامشان برای دور کردن اندیشههای ناپسند و فراخوان رحمت و برکت برای کار بر روی زمین، یاد آور نشاط، برداشت محصول، به پایان رسیدن زمستان و یا گرامیداشت یک رخداد تاریخی بود و در کل، تمام این جلوهگریها، همواره به سان نمادی از ایمانی قوی در درون مردم، جای گرفته است و یا همچون عاملی برای تحکیم پیوندها یا جامعه، تجلی میکرد.
سریلانکا
مردم سریلانکا تحت تأثیر افکار و آداب و رسوم بودا، ساکت، آرام، میهمان نواز و صلح جو میباشند. اگر چه اشعار فرهنگی غرب در سریلانکا به چشم میخورد ولی توجه مخصوص به حفظ سنتها و ارزشهای فرهنی جامعه توسط مقامهای حکومتی و مردم وجود دارد، در فرهنگ مردم، توجه، بیشتر به انسان است و رابطه انسان با خود او مطرح است نه دیگران.
آنگولا
همبستگی مردم از افزایش طلاق کاسته و امروزه این مسئله عملی نامطلوب تلقی میشود گر چه تعدد زوجات خاصه بین کهنسالان و روستاییان امری طبیعی میباشد ولی جوانان امروزه کمتر به این مسئله گرایش دارند.
ژاپن
غالب مردم ژاپن به خانواده اهمیت زیادی میدهند، به عهد خود وفا دارند، دروغ نمیگویند، تهمت نمیزنند، غیبت نمیکنند، و همواره «ژاپنیگرا» هستند یعنی اینکه رابطه حقیقی آنان با خودشان است و خارجی همیشه خارجی است. بنابراین در برخورد با خارجیان، همواره برخوردی توأم با نزاکت، تبسم، کم صحبتی و عدم گفتگو پیرامون مسائل جدی دارند.