راسخون

شعر برای کودکان

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

نام برخی از شعر ها و شاعران کودکان


 


    


 ناصر کشاورز



لالايي



چتر ني ني



برف هاي سرد تر



مورچه



جوراب



يه بشقاب سفالي



کلاغ قارقاري



سه ستاره


    


          


    


          


 



 



 


    


 مصطفی رحماندوست



سفره ي شام



پرستار



صبح شد



2پر 2پر 4 پر



آسمان هم خندید



حرفهای آبی



نانوا


    


          


          


 



 



 


    


 عباس یمینی شریف



كودكان كتابخوان



خدا



بچه‌ي خوب



من بابا را خيلي دوست دارم



كار آزاد



من و ماه


    


          


    


          


 



 



 


    


 پروين دولت‌آبادي



آموزگار ما



آفتاب و مهتاب



جويبار



آواز خروس



برف


    


          


          


 



 



 


    


 افسانه شعبان نژاد



زنگوله پا



جای پا


    


          


    


          


 



 



 


    


 گوناگون  



خوشحال و شاد و خندانم



پاشو، پاشو، خورشيد و نگاه کن



فرداي بهتر



عروسک قشنگ من



قفس



چشمک بزن ستاره



سرود دانش آموز



سرود ما با هم



كتاب



زنگ مدرسه



بادبادك من



نوروز



مرغ عشق



درخت سبزپوشم



سرود مادر



معلم



درخت



تولدم



مداد زرد



زنبور طلايي



آفتاب اومده



ما گلهاي خندانيم



پاشو پاشو کوچولو



آقا موشه



کبوتر ناز



خونه زيبا



چرخ و فلک



تو حوض خونه ما



سيب جان سلام



جشن تکليف



آش مادر



نهنگ و ماهي



مگس وزوزو



بستني چوبي



داداش خوبم



آواز غمگين



مارمولك



فصل باران



گربه ي من



آش پشت پا



كاش پروانه بودم



باغ وحش



خوبترين



موش شكمو



صد تا و صد تا بيست تا



آسمان قلبم



يك ستاره



آرزو



کسی مثل فرشته



مادر



در نقش همبازي



پدر



كودكي



عصر تابستان



ستاره



سايه ي من



سواد



آقاي دريا



خوشحال و شاد و خندانم



چشمک بزن ستاره



تلفن همراه



تلفن



بهار



دامن چبن چبن


نام برخی از شعر ها و شاعران کودکان

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


لالايي ماه و مهتابه
لالايي مونس خوابه
لالايي قصه ي گل هاس
پر از آفتاب پر از آبه
لالايي رسم و آيينه
لالايي شعر شيرينه
روون و صاف و ساده
زلال مثل آيينه
لالايي گرمي خونه
لالايي قوت جونه
لالايي ميگه:يک شب هم
کسي تنها نمي مونه
لالايي آسمون داره
گل و رنگين کمون داره
توي چشمون درويشش
نگاهي مهربون داره
لالايي هاي ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالايي و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه


 

 

 
alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


يه روز باباي ني ني
وقتي اومد به خونه
آورد براي ني ني
يه چتر بچه گونه

حالا ني ني به چترش
خيلي علاقمنده
گاهي اونو مي بوسه
باز ميکنه مي بنده

گاهي توي حياطه
مي گيره چتر و بالا
ولي هنوز يه بارون
نيومده تا حالا

هر روز به ابرهاي ميگه:
بارون بشين ببارين
فکر ميکنم که اصلا
چترمو دوست ندارين !

 


 

 

 
alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


ني ني توي حياطه
چشمش به آسمونه
منتظره برف بياد
از ابر دونه دونه

به ابر ميگه :چرا کم
برف مي آري واسه مون
زمستونه ! لم نده
بي کار توي آسمون

برف هاي ديروز تو
هي چيکه چيکه آب شد
آدم برفي اي که
ساخته بودم خراب شد

برف هاي سردتر بريز
توي حياط خونه
برفي که زود آب نشه
يکي دو روز بمونه
 


 

 

 
alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


دانا خداي مهربان
اندر زمين و آسمان
هر چيز يا هرگونه كار
باشد به پيشش آشكار
هركس بگويد حرف زشت
جايش نباشد در بهشت
آهسته گويي يا بلند
داند خداي ارجمند
هر روز و شب نامش بخوان
منما خدا دور از زبان
يزدان هميشه يار تو
خشنود باد از كار تو

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


بچه‌ي خوب و عاقل و هوشيار
اول صبح مي‌شود بيدار
مي‌رود از اتاق خود بيرون
مي‌برد آب و حوله و صابون
مي‌كند دست و روي خود را پاك
خوب دندان خويش را مسواك
مي‌زند شانه‌ي تميز به موي
صاف و براق مي‌كند سر و روي
مي‌نمايد لباس تميز دربر
مي‌رود با ادب به پيش پدر
سخن اول و شروع كلام
مي‌كند با پدر به مهر سلام
مي‌رود با دهان خندان پيش
مي‌زند بوسه دست مادر خويش
مي‌نشيند براي صبحانه
بعد از آن ترك مي‌كند خانه
به دبستان براي كسب كمال
بچه‌ي خوب مي‌رود خوشحال
 


 

 

 
alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


باباي خوب و پيرم
دستش را من مي‌گيرم
چه خوب و مهربان است
چه قدر خوش‌‌زبان است
آن ريش مثل برفش
بامزه كرده حرفش
چين و چروك رويش
رنگ سفيد مويش
بابا را كرده زيبا
اندازه‌ي يك دنيا
شب‌ها كه آيد خانه
با گفتن فسانه
در چشم ما كند خواب
تا صبح پيش از آفتاب
به احترام بابا
با هم مي‌كشيم هورا

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


كار آزادم و آزاده‌پرست
گنج عالم همه در دست من است
طالب من نكشد منت كس
اعتمادش به خدا باشد و بس
به كسي نيست نيازش هرگز
نيست در زندگي خود عاجز
دولت و بخت مددكار وي است
فكر و نيرو همه جا يار وي است
بي‌خبر گوش وي از چون و چراست
نخورد هيچ غمي از كم و كاست
كس نگويد به وي كه آن‌جا بنشين
نه چنان كن، نه چرا شد، نه چنين
هست آقاي خود و نوكر خويش
از كسي نيست دلش در تشويش
كس برايش نشود كارگزين

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


 
"اي ماه آسماني
امشب شدي كماني
مي آورد به دلها
نور تو شادماني

شبها مكن فراموش
ما را ز پاسباني
روز از تمام چشمان
خود را كني تو پنهان

خواهي ترا نبيند
شب مي شوي نمايان
پنهان چگونه ماند
روي سفيد تابان

آن دور دور از ما
بي همنشين و تنها
در آسمان گرفتي
آن بالا بالاها جا
تا آنكه از بلندي
ما را كني تماشا؟

اي ماه شب پرستم
من در پي تو هستم
شبها به روي زيبات
چشمان خود نبستم
امشب كبوتري شو
بنشين به روي دستم

ا كم كمك كنم ناز
با من بخواني آواز
بازي كنيم و شادي
با هم كنيم پرواز
صبح سحر به جايت
برگردي از زمين باز

ه نه، در آسمان باش
بين ستارگان باش
آنها چو كودكان اند
مادر براي شان باش
با هر كدام از آنها
غمخوار و مهربان باش"
 

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


مي‌گشايند باز مدرسه را
مهرماه است، ماه مهر و اميد
روز ديدار دوستان مي‌آيد
مي‌توان باز روي ياران ديد
باز آموزگار ما آيد
با دلي گرم هم‌چنان خورشيد
بگشايد به خنده آن لب شاد
با خود آرد هزار گونه نويد
اي تو آموزگار مهرآموز
مي‌توان با تو داشت گفت و شنيد
از نگاه تو دوستي ريزد
بر لبانت سرود صبح سپيد
 


 

 

 
alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


آفتاب مهتاب چه رنگه!
چقدر هر دو قشنگه
يكي روشني روز
يكي نور شب‌افروز
يكي طلاي زرده
يكي نقره‌ي سرده
يكي پرتو خورشيد
به روي خاك پاشيد
يكي از ماه زيبا
بتابد بر همه جا
آفتاب مهتاب چه رنگه!
چقدر هر دو قشنگه
 

alizare1 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6234
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 


برف آمده شبانه
رو پشت‌بام خانه
برف آمده رو گل‌ها
رو حوض و باغچه‌ي ما
زمين سفيد هوا سرد
ببين كه برف چها كرد
رو جاده‌ها نشسته
رو مسجد و گلدسته
برف قاصد بهاره
زمستان‌ها مي‌باره
سلام سلام سپيدي!
دي‌شب زراه رسيدي؟
 

ravabet_rasekhoon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8847
|
تاریخ عضویت : دی 1392 

با سلام خدمت کاربر محترم

 به دلیل داشتن بانک اشعار در سایت خواهشا از گذاشتن پست های شعر خوداری نمایید در غیر اینصورت پست های شما حذف خواهد شد

با تشکر