غم عشق
غم عشق
همه مردم چون عشق در فطرتشان هست عمدتاًاز این بحث لذت می برند و ثانیاً مشکلاتی که انسان با آن روبرو می شود نظیر بلایای دنیوی ،رذایل اخلاقی و... با محبت آسان رفع می شود غم عشق آمد و غمهای دیگر جمله ببرد و این مقاله خلاصه ای از صحبتی که در هیات محبان الرضا (ع) شده است
از صدای سخن عشق نشنیدم خوشتر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند
● وجه تسمیه محب
محبت گرفته شده از حِبَه است و حِبَه بذر هایی است که در صحرا به زمین می ریزد و موقع شکوفایی از زمین بیرون می آید در واقع اصل حیات از همین بذر ها است محبت هم مانند بذر اصل است .
و اگر حب اندر دلی مسکن گیرد و شکوفا شود دیگر این دل به بلا و محبت و راحت و لذت و فراق و وصال و غیبت متغییرنگردد.
و وجه دوم حباب الماء است . حباب الماء حباب هایی است که بر روی آب به هنگام آمدن باران تشکیل می شود و قلب محب هنگام مشاهده محبوب به جوشش و غلیان در می آید و وجه های دیگری هم گفته شده .
وجه تسمیه عشق و تفاوتش با حب
عشق محبت مفرط است و محبت بسیار زیاد است وابن عربی که همین تعریف را از عشق می کند اشاره به آیه والذین امنوا اشد حباًلله میکند سهروردی در رساله حقیقه العشق می گوید که عشق را از عشقه گرفته اند و آن گیاهی است در باغ پدید می آید در بن درخت ، اول بیخ در زمین سخت کند پس سر برآرد و خود در درخت می پیچد همچنان میرود تا جمله درخت را فرا می گیرد و چنانش در شکنجه کشد که نم در میان رگ درخت نماند و هر غذا که به واسطه آب و هوا به درخت می رسد بتاراج می برد تا آن گاه که درخت خشک شود .
● عشق در آیات و روایات
در قرآن کریم عشق به طور صریح نیامده لکن اشاراتی آمده مثل اشد حباًلله یا تعبیری که در مورد زلیخا آمده قد شغفها حباً ولی در روایات به طور صریح آمده مثل تعبیریکه امیرالمومنین (ع) در مورد شهدای کربلا فرموده و لفظ عشاق را به کار برده است یا وجود مبارک خاتم الانبیا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :افضل الناس من عشق العباده و عانقها (الخ)
(بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق می ورزد وآنرا در آغوش می کشد )یا در جای دیگر فرموده اند که جنت عاشق تر است به سلمان تا سلمان به جنت .که این بزرگواران بهشت دیگری دارند (عارف مع الله باالذّات و مع الجنه بالعرض ) آیه شریفه وادخلی جنتی اشاره به این جنت می کند .
آیا اطلاق عاشق بر خدا جایز هست یا نه ؟
محبت صفتی است الهی و خدا خود را به متصّف می کند که در قرآن کریم می فرماید یحب التوابین ، یحب المتوکلین یکی از نامهای ذات اقدسش ودود است .
اگر عشق به معنای انفعال درونی باشد اطلاق آن به حضرتش جایزنیست زیرا ذات اقدس اله مجرد است ، وهمه ی کمالات را بالفعل دارد و تغییری در ذاتش رخ نمی دهد.
● عشق علت ظهور عالم
علت خلقت عالم عشق است در حدیث کنز مخفی پروردگار می فرماید (کُنتُ کَنزاً مَخفیّا فاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفْ فخَلَقْتُ الخَلق) حضرت حق می فرماید گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را آفریدم ،خداوند دوست داشت خود را در آینه های
مختلف ببیند و از این جهت خلایق را دوست دارد چون که پدیده ایی از اویند وپیامبر و امیرالمومنین آینه تمام نمای حضرت حق است و حبیب الله اند نکته هایی که از این حدیث می توانیم بفهمیم این است که اولاً خداوند نسبت به خلق عالم و این عالم سیر حبّی داشته و ثانیاً پروردگار با توجه به این حدیث و ایات مختلف غایت خلق را پیدایش عارف قرار داده است .
(خَلَقْتُ الخَلْق ِلکَیْ اُعْرَفْ) خلق کردم تا شناخته شوم و مقصود از این معرفت،معرفتی نیست که صرفاً با کتب فلسفی و عرفانی حاصل شود بلکه معرفت ایمانی است ایمان غیر از علم است و خود ایمان هم مراتب دارد . ایمان برخی تلقیدی است و ایمان برخی تحقیقی،به عنوان مثال کسی به شما می گوید موجودی هست که چیزی را که درونش بیافتد نابود می کند و نامش آتش است این ایمانی تقلیدی است .یک وقت شما دودآتش را می بینید و از ان به وجود آتش پی می برید و این ایمان کسانی است که با دیدن مخلوقات به خالق پی می برند ، یک وقت شما خود آتش را می بینید و یک وقت در آتش می سوزید و فنا می شوید که در این جا معرفت ، معرفتی حقیقی است
محمد هادی توکلی
غم عشق ـ قسمت دوم
|
غم عشق ـ قسمت دوم
|
غم عشق ـ قسمت سوم
انواع محبت .....
● انواع محبت
در نگاه اول محبت را به چهار بخش تقسیم می کنیم :
۱) محبت حق به خودش
۲) محبت حق به مخلوقات
۳) محبت انسان به خودش
۴) محبت انسان به غیر خودش که شامل حق تعالی و غیر او می شود.
در نگاهی دیگر شیخ اکبر ابن عربی محبت را به سه قسم تقسیم می کند که عبارتند از : ۱. حب الهی(محبت خدا به بنده و محبت بنده به خدا)
۲) حب طبیعی(مشترک انسان و حیوان)
۳) حب روحانی(انسان را از حیوانات جدا می کند)
تقسیمات دیگری نیز هست که بعدها انشاءالله بیان می شود.
۱) محبت خداوند به خودش
در خصوص محبت خداوند به خودش در جلسات قبلی نکاتی عرض شد و این که محبت او به خودش اعظم محبت هاست و عاشق و معشوق اصلی خودش است.
۲) محبت خداوند به مخلوقاتش
در خصوص محبت خدا به مخلوقاتش گفته می شود که این محبت هم نشأت گرفته از محبت خداوند به ذات خودش است زیرا همانطور که گفته شد خداوند خلائق را خلق کرد تا شناخته شود و چون ذات اقدسش محبوب اصلی خودش است و ذاتا خودش را دوست دارد و همین محبت است که محبت اصلی است لذا تمام آثار خودش را دوست دارد این در خصوص ما انسان ها هم صدق می کند انسان ها هم به آثار خود عشق می ورزند،کسی اگر محب کسی شود هر چیزی که با آن محبوب در ارتباط است را دوست می دارد مثلا انسان چون خودش را دوست دارد لذا اثر خود را هم دوست دارد مثلا نقاشی خود را دوست دارد چون اثر خود اوست. یا گفته اند مجنون روی پای سگی را بوسه می زد. علت را پرسیدند: جواب داد که این سگ روزی از کوچۀ لیلی گذر کرده است.
پس خداوند چون ذات خودش را دوست دارد آثار خود را نیز دوست دارد. در آیۀ ۵۴ سوره ما&#۶۵۱۶۳;ده ذات اقدس اله می فرماید: یحبهم و یحبونه این آیۀ شریف نیز اشاره به محبت خداوند به بنده های خاص خود می کند که در این جا ابتدا محبت خود را به مخلوقات بیان می کند و بعد محبت مخلوقات به خودش را که این محبت همان محبت الهی و عشق اکبر در نظر صدرا است که طبق نظر ملاصدرا این مقام یحبونه مخصوص بنده های دارای رتبه های عالی اند و فانی در ذات اقدس احدیت می باشند.
پس خداوند بنده هایش را دوست دارد و این دوست داشتن بنده هایش به خاطر آیات و اسماء بودن آنهاست .
● محبت حضرت حق به بندگان
۱) بنده نوازی خدا: در ارشاد القلوب است که خداوند به موسی(ع) می فرماید: عبدی أنا و حقی لک محب فبحقی علیک کن لی محبا خداوند می فرماید: بنده من به حقی که تو بر گردن من داری من تو را دوست می دارم پس به حقی که من بر تو دارم تو نیز مرا دوست بدار. خداوند به بنده هایش ابراز محبت می کند . این حدیث برای اهلش بسیار عظیم است.
مرحوم دولابی می فرماید: خدا بی نیاز مطلق است. او باید ناز کند و ما باید نیاز نشان بدهیم. او باید ناز کند و ما باید نازش را بخریم اما خدا برعکس عمل می کند، ما ناز می کنیم و خدا ناز ما را می خرد، ما نیازمند نوازشیم، خدا نوازش می کند. از این حدیث بوی نوازش می آید.
۲) حدیث قدسی: در حدیث قدسی دیگری آمده است که خداوند می فرماید: اگر بنده هایی که به من پشت می کنند بدانند که چقدر به آنان اشتیاق دارم از شوق خواهند مرد.
۳) حتی فرعون: فرعون لحظات آخر هر چقدر به موسی استغاثه کرد موسی جواب نداد. خداوند به موسی فرمود :
موسی تو به فرعون جواب ندادی چون او را خلق نکردی اگر او به من استغاثه می کرد دستش را می گرفتم و به فریادش می رسیدم.
۴) شدت محبت خدا به مخلوقاتش: یک نفر به محضر پیامبر اکرم &#۶۱۵۱۱; رسید. بقچه ایی همراهش بود آن را باز کرد. دیدند یک پرنده و چند جوجه داخل آن است. گفت یا رسول الله، من از راه دور به دیدن شماآمدم. در بیابان به یک بوته رسیدم. دیدم کنارآن چند جوجه است. آنها راگرفتم و داخل بقچه کردم. روی سرم گذاشتم تا برای شما هدیه بیاورم. دیدم هرجا می روم، مادرشان به دنبال من می آید. نمی تواند از جوجه هایش دل بکند. بقچه را پهن کردم تا بیاید این جوجه ها را ببرد یا اینکه خودش را هم بگیرم. وقتی بقچه را بازکردم دیدم مادر جوجه ها به میان آنها آمد. شخص گفت: یارسول الله مادر این جوجه ها با اینکه می دانست اسیر می شود، آمد نشست و فرار نکرد من هم او را گرفتم وخدمت شما آوردم. پیغمبر اکرم از این صحنه خیلی منقلب شد و فرمودند: این پرنده چقدر جوجه هایش را دوست دارد! حضرت فرمودند: مهر و محبت خداوند متعال به بندگان و مخلوقاتش هزار مرتبه از این پرنده به جوجه هایش بیشتر است.
این محبتی که درعالم هست تنزلی از محبت عالم والاست لکل حق حقیقه هرحقی دراین عالم حقیقتی در عالم بالا دارد. محبت بقدری مهم است که فرمودند: اگر بین مأمومین و امام جماعت محبت نباشد نمازشان از سقف بالاتر نمی رود.
چطور می توان محبوبیت بیشتری نزد خدا پیدا کرد؟
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله بگو اگر خدا را دوست دارید از من اطاعت کنید تا خدا شما را دوست بدارد. عرض شد که علت خلق مخلوقات پیدایش انسان عارف است و براساس این آیه همانطور که حضرت استاد جوادی آملی فرمودند: وظیفه ی انسان کامل ترسیم هندسه ی محبت است.
مرحوم دولابی می فرمود: در باب محبت زبان هم تأثیر دارد. به خودت تلقین کن که خدا من را دوست دارد. و قرص و محکم واستوار بگو. اگر دوست نداشت خلق نمی کرد و به خودت تلقین کن آن وقت می بینی در به روی تو باز می شود .
محمد هادی توکلی