شهدای سیستان
برات جهانتيغ در سال 1342 در روستاي الله آباد از توابع شهرستان زابل در خانوادهاي مذهبي ديده به جهان گشود تحصيلاتش را تا پايان سوم متوسطه به پايان رساند پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل نهاد مردمي بسيج در پايگاه بسيج محل ثبت نام کرد و جز يکي از بهترين افراد پايگاه محل بود با شروع جنگ تحميلي بر حسب احساس وظيفه علاقهي بسياري به رفتن به جبهه داشت از اين رو در فرصتي مناسب به سوي ميادين نبرد حق عليه باطل رهسپار شد و به عنوان بيسيم چي در عمليات «والفجريک» شرکت جست سرانجام در تاريخ 22/1/62 در سن 20 سالگي در منطقه شرهاني در همان عمليات به لقاءا.... پيوست.
بديل جنابادي در سال 1347 در خانوادهاي مذهبي و مومن در روستاي جهانتيغ از توابع شهرستان زابل ديده به جهان گشود و در دامان پدر و مادري مهربان و انقلابي رشد يافت تحصيلاتش را تا پايان مقطع راهنمايي ادامه داد ليکن فقر و تنگدستي خانواده باعث گشت تا مبادرت به ترک تحصيل نمايد و براي کمک به معاش خانواده همگام با پدرش در کار کشاورزي شرکت جوييد پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل بسيج مستضعفين به عضويت آن نهاد درآمد و با فرا رسيدن دوران خدمت وظيفه به سپاه پاسداران پيوست پس از طي آموزشهاي لازم نظامي به ميادين نبرد حق عليه باطل رهسپار شد و پس از سه بار اعزام و شرکت در عملياتهاي «کربلاي چهار» «کربلاي پنج» و «والفجر هشت» و ابراز فداکاريهاي فراوان در تاريخ 1367/5/3 در منطقه شلمچه در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد
غلامعلي جمالزائي در سال 1344 در شهرستان زابل متولد شد هنوز مدت کوتاهي از عمرش نگذشته بود که فقدان پدر وي را در اندوهي ژرف فروبرد اما مادر دلسوز و فداکارش با تحمل رنجهاي فراوان و پشتسر گذاشتن مشکلات بسيار توانست غلامعلي را ياري نمايد تا بتواند تا کلاس اول راهنمايي تحصيل کند.
جمالزايي به امام و انقلاب علاقهي شديدي داشت و سعي ميکرد که از هر راه ممکن به اسلام خدمت نمايد پس از پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي به خيل رزمندگان اسلام پيوست تا بتواند ادامه دهندهي راه برادر شهيدش باشد او در زير گلولههاي دشمن نماز ميخواند و عبادت ميکرد و اشک ميريخت سرانجام آن فرزند راستين اسلام در سال 1361 در عمليات «بيت المقدس» در سن 17 سالگي در منطقه خرمشهر به فيض شهادت نايل آمد.
عبدالرحمن جُرّ در سال 1338 در شهرستان زابل در خانوادهاي فقير و مذهبي ديده به جهان گشود. تحصيلات خود را تا سوم راهنمايي ادامه داد. پس از آن به خدمت سربازي رفت. وي اخلاق بسيار نيکويي داشت. خواندن نماز اول وقت، شرکت در مراسم مذهبي و حسن انجام وظيفه از ويژگيهاي اخلاقي او بود.
خانوادهي خويش را همواره به انجام کارهاي نيک راهنمايي ميکرد و تنها راه رسيدن به خوشبختي را جلب رضايت پدر و مادر ميدانست. عشق و علاقهاش به نظام جمهوري اسلامي زبانزد همهي دوستان بود.
در نامههايي که به خانوادهاش مينوشت، هميشه يادآوري ميکرد که براي او نگران نباشند و چون جبهه به وجود او نياز دارد، بايد تا رسيدن به پيروزي در آنجا حضور داشته باشد.
سرانجام عبدالرحمن در تاريخ 13/7/1360 بر اثر اصابت گلوله در سنّ 22 سالگي در دزفول به شهادت رسيد.
عيدو تيموري در سال 1344 در يكي از روستاهاي شهرستان زابل چشم به جهان گشود. وجود مشكلات و تنگناهاي مالي، نتوانست در عزم وي براي تحصيل خللي وارد كند و موفق به كسب مدرك ديپلم گرديد. ضمن كار و درس از همكاري با بسيج روستا نيز غافل نبود. تلاش و جديت او در كارهاي شخصي و جمعي، نمودي بارز داشت. محبتها و رفتار مهرآميزش، خاطرات خوشي را براي خانواده و دوستانش به يادگار گذاشت. تيموري بر اثر اصابت تركش مجروح گرديده و براي استراحت به منزل آمده بود. ولي چند روز بعد طاقت نياورد و به جبهه بازگشت و ميگفت من هرگز نميتوانم در منزل استراحت كنم و همرزمانم در جبهه سرگرم مبارزه باشند. وي پس از يك سال حضور در جبهههاي نبرد، بر اثر بمباران شيميايي به فيض شهادت نايل آمد.
غلامرضا تيرافکن در سال 1341 در يکي از روستاهاي شهرستان زابل ديده به جهان گشود. از همان اوان کودکي و نوجواني علاقهي زيادي به نماز و مطالعه سيره ائمه (ع) داشت. ورود به دانشگاه وي مصادف با اوجگيري مبارزات مردمي بر عليه رژيم طاغوت بود. او با استفاده از اطلاعات مذهبي گسترده و منطق تواناي خود مردم را عليه رژيم پهلوي ميشوراند. احساس مسئوليت وي نسبت به حفظ انقلاب او را از ادامه تحصيل بازداشت و در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران درآمد. سرانجام پس از هفت سال مبارزه و جهاد با سپاهيان کفر و استکبار در عمليات «کربلاي پنج» در سال 1365 به ديدار حق شتافت. مسئوليت وي در آموزش ديني رزمندگان، بيانگر توانايي فکري و اعتقادي اوست.
نظر ترنج در سال 1345 در روستاي قائم آباد شهرستان زابل در خانوادهاي تهيدست و مذهبي ديده به جهان گشود. در سن شش سالگي از نعمت مادر محروم گشت و در سن ده سالگي در سوگ پدر نشست. تحصيلاتش را تا مقطع دبيرستان ادامه داد و با انتخابي آگاهانه به عضويت سپاه پاسداران درآمد. آن جوان مؤمن و فداکار و عاشق امام(ره) و انقلاب، بارها به جبهه اعزام شد و سرانجام پس از رزمي دلاورانه در عمليات «کربلاي پنج» در سال 1365 در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
بديل پورعليآبادي در سال 1342 در خانوادهاي مذهبي و مستضعف در روستاي «کود» از بخش شهرکي و نارويي از توابع شهرستان زابل ديده به جهان هستي گشود. در هشت سالگي از نعمت پدر محروم گشت و سرپرستي خانواده بر دوش مادر افتاد. تحصيلاتش را با زحمت و مشقّت فراوان تا سوم راهنمايي ادامه داد. براي تأمين هزينه زندگي خود و مادر و دو برادرش، از هيچ کار و تلاشي دريغ نميورزيد و در شهرهاي يزد و کرمان و ... کارگري ميکرد.
در زمان اوجگيري انقلاب اسلامي با پخش اعلاميهها و پيامهاي حضرت امام (ره) و همچنين نوشتن شعارهاي ضد رژيم پهلوي بر روي ديوارها، در نابودي رژيم شاه نقش فعّالي داشت. حتي يک بار دستگير شد و مورد شکنجه و آزار ساواک قرار گرفت. پس از پيروزي انقلاب براي گذراندن دوران مقدس سربازي به ارتش جمهوري اسلامي پيوست و پس از طي آموزشهاي اوليه نظامي به ميادين حق عليه باطل رهسپار شد. سرانجام پس از هشت ماه حضور مستمر در جبهه و ابراز فداکاريها و شجاعتهاي بسيار در تاريخ 15/8/64 در پايگاه پل شکسته در سن 22 سالگي به فيض عظيم شهادت نايل آمد.
وصيتنامه
خدايا اسلام را پيروز کن تا خون جوانان ما پايمال نشود. شعار ما اين است: «تا خون در رگ ماست، خميني رهبر ماست. ما جوانان شهيد ميشويم و خون ما اسلام را آبياري ميکند. اگر ما سنگر خود را رها سازيم و خوني ريخته نشود، جواب امام و ديگر شهيدان را چه بدهيم؟
بهمن پيکانيثاني در سال 1348 در خانوادهاي مذهبي و محروم در يکي از روستاهاي زابل ديده به جهان گشود. در سنين کودکي به علت خشکسالي زابل، خانوادهاش به زاهدان مهاجرت کرد و بهمن دوران تحصيل را تا سوم دبيرستان در اين شهر ادامه داد. در ايام تحصيل از اعضاي فعال انجمن اسلامي و بسيج دانشآموزي بود و روحي سرشار از صفا و معنويت داشت. در کارهاي خير و خدمت به همنوعان پيشقدم بود و در مراسم عزا و شادي اقوام و همسايگان شرکت ميجست. به انجام فرايض ديني تقيّد کامل داشت و حفظ ارزشهاي ديني را به دوستانش نيز توصيه ميکرد. سرانجام در جريان تک دشمن در خرداد 1367 در منطقه شلمچه در عمليات بيت المقدس 7 با روحيهاي حماسي و صلابت تمام به ميدان نبرد رفت. با آنکه مأموريت امدادرساني داشت، سر از پا نشناخته، جنگيد و پس از ابراز رشادتهاي به ياد ماندني در سن 19 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
غلامرضا پورجواديان در سال 1339 در يکي از روستاهاي سيستان در خانوادهاي کشاورز و مذهبي ديده به جهان هستي گشود. تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش و پس از مهاجرت خانواده به مازندران دوران راهنمايي و دبيرستان را در شهرستان گرگان سپري کرد و موفق به اخذ ديپلم گرديد. مدتي پس از اتمام تحصيلات، ازدواج نمود که ثمره آن دو دختر است. سپس براي گذراندن دوران مقدس سربازي به ارتش جمهوري اسلامي ايران پيوست.
او اعتقاد داشت راه امام و ولايتفقيه و نهضت را ادامه دهيد. پس از طي آموزشهاي لازم نظامي به منطقه عملياتي اعزام شد و براي مدت شش ماه به مقابله جانانه با کوردلان بعثي پرداخت. سرانجام در تاريخ 24/10/61 در منطقه سومار در حالي که به عنوان تخريبچي فعاليت ميکرد در سن 22 سالگي به فيض عظيم شهادت نايل آمد
اسماعيل پودينه در سال 1346 در يکي از روستاهاي شهرستان زابل در خانوادهاي مستضعف و مذهبي ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را تا پنجم ابتدائي ادامه داد ولي به علت فقر مالي خانواده مدرسه را ترک گفت، و براي تأمين معاش خانواده به کارگري پرداخت. علاقهي وي به اسلام و انقلاب موجب شد که خدمت مقدس سربازي را در سپاه پاسداران بگذراند. او چندين بار به جبهه اعزام گشت و سرانجام پس از نبردي دلاورانه در ارديبهشت ماه سال 1365 در منطقه عملياتي جزاير مجنون در سن 19 سالگي به فيض بزر شهادت نايل آمد.
وصيتنامه
پدر و مادر عزيزم، از اينکه توفيق حضور در جبهه را يافتهام، خيلي خوشحالم چون از اول جنگ شوق جبهه در دلم بود، از خداوند ميخواهم که به شما نيز صبر و استقامت عطا نمايد.
غلامرضا پودينه به سال 1346 در بخش شيبآب زابل متولد شد. دوران تحصيل را در روستاي زادگاهش سپري کرد. متانت و خوشخويي وي از همان اوان کودکي زبانزد بود. پيش از گذراندن دوره سربازي به عنوان بسيجي، همراه با برادرش در جبهه اداي وظيفه ميکرد. در نامههاي ارسالي از جبهه، سفارش مؤکّدش پيروي از حضرت امام (ره) بود و از همسرش ميخواست که به حضرت زينب –سلاماللهعليها- تأسي نمايد.
او که در اکثر نمازها، از درگاه خداوند تمنّاي شهادت داشت، سرانجام پس از شش ماه حضور در ميادين نبرد حق عليه باطل در تاريخ 1366/8/7 براثر اصابت گلوله در منطقه عملياتي سومار در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
محمدعلي پودينه در سال 1347 در يکي از روستاهاي زابل و در خانوادهاي مذهبي ديده به جهان هستي گشود. تحصيلاتش را تا پنجم ابتدايي ادامه داد و به علت مشکلات مالي خانواده مجبور به ترکتحصيل شد و در جهت تأمين امروز معاش خانواده به کشاورزي و دامپروري پرداخت. با نهايت تواضع و ادب در خدمت به پدر و مادر از هيچ کوششي فروگذار نميکرد.
با فرا رسيدن دوران خدمت مقدس سربازي در ارتش جمهوري اسلامي ايران به خدمت پرداخت و از همين طريق به جهه اعزام شد. سرانجام پس از نبردي دلاورانه در تاريخ 1367/4/23 در منطقه فکه براثر بمباران شيميايي عراق در سن 20 سالگي به فيض عظيم شهادت نايل آمد.
مزار پودينه در روستاي منصوري از توابع شهرستان زابل در خانوادهاي مستضعف و باايمان ديده به جهان هستي گشود. دو بهار از عمرش نگذشته بود که مادر مهربانش را از دست داد. به دليل مشکلات مالي، از سال سوم ابتدايي، مجبور به ترک تحصيل شد و تا قبل از فرا رسيدن دوره خدمت سربازي در کارهاي کشاورزي به پدرش کمک ميکرد.
با رسيدن به سن قانوني به خدمت سربازي اعزام و در ارتش جمهوري اسلامي مشغول به انجام وظيفه گرديد و از اين طريق به جبهه اعزام شد. سرانجام در تاريخ 2/8/62 در منطقه سومار به فيض عظيم شهادت نايل آمد.
محمد پهلوانشهري در سال 1339 در خانوادهاي مذهبي در شهرستان زابل ديده به جهان هستي گشود. سواد را در حدّ خواندن و نوشتن فراگرفت و براي تأمين هزينه زندگي مجبور به کار شد و تا هنگام رفتن به سربازي براي رفاه خانواده از هيچ کوششي دريغ نورزيد.
پس از پيروزي انقلاب براي گذراندن دوران مقدس سربازي به ارتش جمهوري اسلامي ايران پيوست و پس از طي آموزشهاي لازم در اصفهان به ميادين نبرد حق عليه باطل اعزام گرديد و به مدت چهار ماه و نيم در جبهههاي غرب خدمت نمود. سرانجام در تاريخ 15/11/59 در شهر اهواز بر اثر اصابت ترکش در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
سخن شهيد
بايد با منافقين کوردل و کساني که از انقلاب بد ميگويند، مبارزه کنيم و سنگر انقلاب و اسلام را محکم نگه داريم تا انقلاب اسلامي پيشرفت کند