شهدای سیستان
علي دامنسبز در سال 1343 در شهرستان زابل در خانوادهاي مذهبي پا به عرصه وجود نهاد. تحصيلاتش را تا اخذ ديپلم با موفقيت به پايان رساند. وي جواني مؤمن و پرشور بود، با تمام وجود نسبت به انقلاب و امام عشق ميورزيد، با اوجگيري مبارزات ملت مسلمان ايران عليه رژيم ستمشاهي در صحنههاي انقلاب حضور يافت و پس از پيروزي انقلاب پيوسته در مراسم مذهبي و انقلابي شرکت ميجست و با بسيج و سپاه پاسداران همکاري نزديک داشت. دامن سبز با برخورداري از روحيهاي عالي و معنويتي مثال زدني با نهايت عشق و اخلاص به خيل رزمندگان اسلام پيوست و در نبرد عليه گروهکهاي ضدانقلاب در کردستان شرکت جست و در عمليات فتحالمبين، بيتالمقدس و رمضان حضور داشت، سرانجام در عمليات «والفجريک» در سال 1362 در سن 19 سالگي به درجهي رفيع شهادت نايل آمد.
ردپاي نور
لاله را از رگ تو رنگ و جلايي دادند
نور و ظلمت شکني پرتو شامت کردند
همه گفتند مرد عشق پيامت ميداد
عيد ذبح است بيا، قرعه به نامت کردند
عليرضا خياطي در سال 1344 در روستاي سکوههي زابل به دنيا آمد. وي در خانوادهاي مذهبي و کشاورز و از ارادتمندان اهلبيت عصمت و طهارت، پرورش يافت. روستاي سکوهه تحت فشار و ظلم خوانين بود. وي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نقش مؤثري در پيشبرد اهداف انقلاب ايفا نمود. خياطي در مراسم دعاهاي کميل، توسل و زيارت عاشورا که در مسجد روستا برگزار ميگرديد، شرکت فعال داشت، با شروع جنگ تحميلي به نداي ابراهيم زمان، خميني کبير لبيک گفت و به جبهه اعزام گرديد. در مرحلهي دوم در عمليات «والفجر چهار» در مريوان شرکت نمود و در سال 1364 در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل گشت.
درسال 1326 در شهرستان زابل پا به عرصه هستی نهاد، او در سایه حضور پدر و مادر مهربانش پرورش یافت، و تحصیلاتش را با موفقیت به پایان رساند. خوشدل در سال 1345 به استخدام ارتش درآمد پس از پیروزی به لشگر زاهدان انتقال یافت، و در آنجا با همکاری مردم مسجد« ابراهیم خلیل الله» را بنا نمود، او با آغاز جنگ تحمیلی در صف سربازان روح الله (ره) قرار گرفت، و در عملیات فتح المبین دلیرانه جنگید، خوشدل سرانجام در تاریخ 1365/2/25 در جبهه سومار هنگام کمک به سربازهای مجروح براثر اصابت ترکش گلوله جانش را در طبق اخلاص نهاد و در سن 39 سالگی عاشقانه به دیار حق و حقیقت پر گشود.
سرباز محمود خواجهداد مهماندوست به سال 1342 در يکي از روستاهاي زابل در خانوادهاي مذهبي ديده به جهان هستي گشود. در دوران تحصيل، همکلاسيهايش را به خواندن نماز و قرآن دعوت ميکرد. او مؤذن مسجد روستا بود و در غياب امام جماعت، نماز به امامت وي اقامه ميشد. فرمانده بسيج دبستان بود و در کشاورزي به پدرش کمک ميکرد. در اوقات فراغت قرآن و کتابهاي داستان مطالعه ميکرد و هميشه با وضو بود. به امام خميني (ره) علاقه زيادي داشت و آرزو داشت ملاقاتش کند.
محمود، امام خميني (ره) را خيلي دوست داشت، اوقات فراغت در سنگر کتاب مطالعه ميکرد و سجدهاش طولاني بود. سرانجام پس از يک سال حضور در جبهه در تاريخ 8/3/1362 در سن 20 سالگي به فيض شهادت رسيد. با شنيدن خبر شهادتش مادر گفت: «او تنها اميدم بود و افتخار ميکنم که در راه خداوند قرباني شد تا در نزد خداوند شرمنده نشويم و از ما راضي شود.»
حبيبالله خندانباراني به سال 1341 در روستاي اماميه شهرستان زابل متولد شد و تا پايان مقطع راهنمايي در زادگاهش به سر برد. وي از همان اوان کودکي علاقه و گرايش زيادي به حضور در مجالس مذهبي و مسجد داشت و تمامي سعياش اين بود که نماز را اول وقت و به جماعت بخواند. اوقات فراغت را به مطالعه متون مذهبي و کار در مزرعه سپري ميکرد. گفتار و رفتارش در ميان خانواده و دوستان همرزمش زبانزد است. او پيوسته قرائت قرآن و حفظ خون شهيدان را سفارش ميکرد و خود سحرگاهان به قرائت قرآن ميپرداخت.
آري سرانجام روح پاکش که تمنّاي وصال حق را داشت، در تنگه چزابه براثر ترکش به ناحيه شکم به ملکوت اعلي عروج کرد و در جوار حضرت دوست آرام گرفت.
نادر خندان باراني در سال 1345 در روستاي اماميه زابل در خانوادهاي مذهبي و کشاورز پا به عرصه وجود نهاد. دورهي ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت به پايان رساند. او در زمينه علم و دانش، استعدادي در خور تحسين داشت. ليکن بنا به ضرورت کمک و مساعدت به والدين، دست از تحصيل کشيد و با پدرش به کشاورزي پرداخت.
نادر جواني مؤمن و دوستداشتني و عاشق انقلاب و امام (ره) بود. هنگامي که به سن قانوني رسيد، سپاه پاسداران را براي خدمت مقدس سربازي انتخاب کرد. پس از آموزش، به جبهه اعزام شد و بعد از حضور مستمر در جبهه سرانجام پس از نبردي جانانه و به يادماندني در عمليات «والفجرهشت» در اسفند سال 64 در منطقه عملياتي فاو در سن 19 سالگي به فيض بزرگ شهادت نايل گشت.
علي خمر در سال 1341 در روستاي خمر از توابع شهرستان زابل ديده به جهان هستي گشود. دوران کودکي را در دامن پرمهر پدر و مادر گذراند. به دليل فقر مالي، خانوادهاش مجبور شدند که از زابل به زاهدان نقل مکان کنند. علي در زاهدان به مدرسه رفت و تحصيلات را تا پايان مقطع راهنمايي ادامه داد. سپس به استخدام ارتش جمهوري اسلامي ايران درآمد. مدت شش ماه آموزشهاي نظامي را در تهران گذراند و سپس به جبهههاي نبرد اعزام شد. در سال 1362 ازدواج کرد و شش ماه بعد در تاريخ 4/2/63 در حين انجام مأموريت در رودخانه کرخه غرق شد و در سن 22 سالگي به ديدار معبود شتافت.
محمدحسن خمر در سال 1320 در خانوادهاي متديّن و مذهبي در روستاي سيادک از توابع شهرستان زابل ديده به جهان هستي گشود. تحصيلاتش را تا ششم ابتدايي نظام قديم در زادگاهش پشتسر گذاشت. در ايام فراغت در کار کشاورزي به پدرش کمک ميکرد.
خمر، فردي باايمان و متّقي، صبور و شکيبا بود. فرايض ديني را همواره و در همه جا چه در جبهه و چه در منزل به نحو احسن انجام ميداد. به حلال و حرام و حفظ امور بيتالمال اهميت زيادي ميداد. بسيار دلسوز و فداکار بود. غرور بيجا در او ديده نميشد. در سنگر رزم، دوستي شفيق و فداکار و از جان گذشته بود؛ بطوري که بسياري از همرزمانش در غم از دست دادن او به شدت گريستند. وي دوستان و همرزمان خود را به خواندن قرآن و انجام واجبات و به خصوص اطاعت از اوامر رهبري سفارش ميکرد. سپس به سربازي رفت و اين خدمت مقدس را در شهرستان خرمآباد سپري کرد. پس از دو سال به استخدام نيروي زميني ارتش درآمد.
با شروع جنگتحميلي به ميادين نبرد حق عليه باطل اعزام شد و مدت هفت سال را در مناطق جنگي گذراند و رشادتها و دلاوريهاي فراواني از خود نشان داد. سرانجام اين عاشق و دلباخته اسلام در تاريخ 5/10/65 در منطقه سومار در سن 45 سالگي به فيض عظيم شهادت نايل آمد.
براتعلي خسروي در سال 1340 در روستاي سهكوههي زابل و در خانوادهاي مذهبي و كشاورز ديده به جهان گشود. دورهي ابتدايي را در زادگاهش و دورهي راهنمايي را در روستاي لوتك سپري كرد. وي دورهي متوسطه را در هنرستان كشاورزي زابل به پايان رساند. اوقات فراغت از تحصيل را هميشه در خدمت پدر و مادر بود. پس از اخذ مدرك ديپلم به خدمت مقدس سربازي اعزام شد و بعد از پايان دورهي آموزشي، توفيق حضور در جبهههاي جنگ را پيدا كرد. سرانجام در مرداد 1360 در منطقهي عملياتي شوش پس از به جا گذاشتن خاطراتي شيرين از رزم حماسياش در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
حبيب الله خسروي در سال 1344 در روستاي سه کوهه شهرستان زابل، در خانوادهاي مذهبي و کشاورز ديده به جهان گشود. در سن شش سالگي مشغول تحصيل گرديد. و پس از اتمام مقطع ابتدايي جهت ادامه تحصيل، در يکي از مدارس راهنمايي شهرستان زابل مشغول درس خواندن شد و با موفقيت اين دوره را پشت سر گذاشت. مقطع دبيرستان را نيز در شهرستان زابل به پايان رساند و موفق به اخذ مدرک ديپلم گرديد. پس از اتمام تحصيلات جهت گذراندن خدمت مقدس سربازي به سپاه پاسداران پيوست و از همين طريق به جبهه اعزام شد. در حين خدمت سربازي در کنکور شرکت نمود و موفق شد وارد مرکز تربيت معلم شهيد مطهري زاهدان شود. وي مجدداً به جبهه اعزام شد و سرانجام در عمليات «والفجرهشت» در بهمن ماه سال 1364 بعد از نبردي ايثارگرانه در سن 20 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
رحمت الله خسروي در سال 1348 در خانوادهاي مذهبي و کشاورز در روستاي لوتک از توابع شهرستان زابل ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را در زادگاهش تا دوم دبيرستان ادامه داد. وي در فعاليتهاي مذهبي در مسجد روستا شرکت فعال داشت. پس از تشکيل پايگاه مقاومت بسيج در روستا، رحمتالله جزو اولين کساني بود که در اين پايگاه ثبت نام کرد و به فعاليت پرداخت. تا اينکه به فرمان امام خميني مبني بر شرکت در جبهه لبيک گفته در سال 1365 همراه با سپاهيان محمد (ص) به سوي ميادين نبرد شتافت. در آنجا در گردان 405 باقرالعلوم بعنوان کمک آرپيجيزن مشغول نبرد گرديد. سرانجام در عمليات کربلاي پنج در بهمن ماه سال 65 در سن 17 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
در سال 1344 در زابل نوزادي با تولدش به خانوادهاي مذهبي گرمي و حرارت بخشيد که نام او را مسعود گذاردند. مسعود تحصيلاتش را تا سال دوم دبيرستان ادامه داد. و همزمان، با تعاليم اسلامي آشنا گرديد.
اوقات بيکاري و فراغت را با تلاوت و فراگيري قرآن کريم سپري ميکرد و اعمال نيکش را پنهان نگه مي داشت. از بدو پيروزي انقلاب در جريانهاي انقلاب و تظاهرات شرکت ميکرد.
با شروع جنگ تحميلي بارها دل از دنيا و قيد و بند آن گسست و به سوي جبهههاي نبرد شتافت. وي که در واحد تخريب فعاليت ميکرد، پس از آفريدن حماسههايي به يادماندني، سرانجام در منطقه عملياتي مهران در عمليات والفجر سه در سال 1362 در سن 18 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.
تاريخ تولد :1344
تاریخ شهادت : 2/3/1367
محل تولد :گلستان /گرگان /-
طول مدت حیات :23
ابراهيم آگوشي در سال 1344 در يکي از روستاهاي شهرستان گرگان در خانوادهاي مذهبي و کشاورز ديده به جهان گشود. در سال 51 راهي دبستان شد. پس از مرگ پدر راهي زابل شد و تا پايان مقطع ابتدايي ادامهي تحصيل داد. به جهت فقر اقتصادي تصميم گرفت روزها کار کند و شبها درس بخواند با اين شرط تا پايهي سوم راهنمايي ادامه تحصيل داد.
در اوجگيري انقلاب با وجود کمي سن از طريق پخش اعلاميه و پوسترهاي شخصيتهاي انقلابي در سرنگوني رژپم پهلوي ايفاي نقش ميکرد. و پس از انقلاب در مجالس و وحافل مذهبي شرکت ميجست به فاراد مستمند و تهيدست کمک مي کرد.
در سال 65 به عضويت ارتش جمهوري اسلامي ايران درآمد و پس از مدتي خدمت و شرکت در چند عمليات در تاريخ دوم خرداد ماه سال 67 در سن 23 سالگي به درجه رفيع شهادت نايل گشت.
تاريخ تولد :1336
تاریخ شهادت : /2/1361
محل تولد :سيستانوبلوچستان /زابل /سه كوهه
طول مدت حیات :25
غلامحسين خدري به سال 1336 در روستاي سه کوهه شهرستان زابل متولد شد. پس از اتمام دوران ابتدايي با اجبار سردار ابراهيم خان به تهران برده شد.
پس از تحمل سختيهاي فراوان در خانهي آن ستمگر در سال 1349 در کارخانه جهان چيت کرج مشغول به کار گرديد. و در تظاهرات کارگري سال 1350 توسط ساواک دستگير و با اعتصاب کارگران آزاد گشت. با وجود کمبود امکانات در سايه پشتکار فراوانش، پس از اخذ ديپلم و شرکت در آزمون ورودي دانشگاهها، به آموزشکده فني قزوين راه يافت.
با اوجگيري تظاهرات مردمي در شکلدهي و هدايت راهپيماييهاي شهرک صنعتي قزوين و کارخانجات فرنخ نقشي محوري ايفا کرد. او پس از پيروزي انقلاب، با شهيد چمران در منطقه کردستان همکاري داشت. خوشرويي، تواضع يتيم نوازي، انفاق، گفتار دلنشين و عشق و محبت به اهلبيت عصمت و طهارت از اوصاف آن شهيد بزرگوار است که خاطرات فراواني را در ذهن اعضاي خانواده و همرزمان به جاي گذارده است.
اين عاشق لقاي حضرت دوست سرانجام در ارديبهشت ماه سال 1361، در عمليات بيتالمقدس جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و در سن 25 سالگي به حضور خداي شهيدان تقديم داشت.
جمعه خدري در سال 1338 در روستاي خدري از توابع سيستان ديده به جهان گشود. وي در دوران کودکي به دليل مشکلات زياد موفق به تحصيل نگرديد. ولي در سنين جواني در حين کار به کسب دانش پرداخت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. خدري صاحب دو فرزند به نام علي و زينب است. او خيلي خوش اخلاق و متدين بود.
به انقلاب اسلامي و امام عشق ميورزيد و دفاع از ميهن را بر خود فرض ميدانست. با شروع جنگ تحميلي دوبار به جبهه اعزام گرديد و با خفاشان شبپرست، جيرهخواران استکبار جهاني و مزدوران بعثي به نبرد پرداخت. سرانجام در تاريخ 1362/8/31 در منطقهي مريوان در سن 24 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.