این دیدگاهها در بعضی جاها عملی می شوند. "مناطق جداگانه اسلامی" بوجود آمدند. پوسترهای بزرگ را نصب می كنند و روی آنها با حروف بزرگ می نویسند كه در این سرزمین احكام شرعی اجرا می شوند. آیا این اهداف و اعمال، با روح و نص خود شریعت مطابقت دارند؟ پروفسورلئونید سوكیاینن، كارشناس معروف شریعت، در این مورد معتقد است:

بیانیه هایی كه در فوق ذكر شدند، احساسات متضادی را برانگیخته، مبنای ارزیابی های مختلف هستند. این امر تصادفی نیست; زیرا كه مساله مورد نظر، چند جهت گیری دارد. یكی از جنبه های مهم آن، تعبیر قوانین دولتی به عنوان قوانین بیگانه برای مسلمانان و ناسازگار با شریعت است كه این امر، موجب نافرمانی بی پرده از مقامات رسمی می شود. این موضوع بحث خاصی است. ولی من می خواهم گفت و گو در باره شریعت در روسیه معاصر را با اشاره به برخی از مبانی شریعت و راههای عملی كردن آن، شروع كنم.

دعوت ها به معرفی شریعت و گام های عملی در این جهت در برخی از مناطق كشور، كاملا قابل درك است. بی اعتمادی مسلمانان به مقامات حاكم و قابلیت دولت، به حل و فصل مسائل حاد اجتماعی، اقتصادی و ملی رشد می كند. به همین دلیل، شریعت در مقابل قوانین عرفی كه از نظر مسلمانان بیانگر منافع همان قدرت بیگانه و دور از نیازهای آنان است، گذاشته می شود. به همین دلیل، رویكرد به شریعت به عنوان تنها راه حل مشكلات جاری و سنت دیرینه مردمی و مبانی دین، كاملا طبیعی است. تمایل به زندگی مطابق با شریعت نیز شایان احترام است. ولی با توجه به اینكه این مساله با مهمترین جنبه اسلام و شیوه زندگی مسلمانان ارتباط دارد، حل و فصل آن گام های سنجیده و متفكرانه ای را ایجاب می كند كه باید شایسته شان والای شریعت باشند. در همین جا سؤالات زیادی بروز می كنند. این نكته به چشم می خورد كه پیروان شریعت، آن را به عنوان یك چیز تك بعدی، تغییر ناپذیر و غیروابسته به زمان، شرایط اجتماعی، ملی و فرهنگی و واقعیات محلی تلقی می كنند. آنها ادعا می كنند كه مسلمانان می خواهند به گونه ای زندگی كنند كه الله حكم كرده و رسول خدا (ص) به مسلمانان آموخته است.

در میان مسلمانان متدین، افراد زیادی پیدا می شوند كه از كندی گسترش اسلام در زندگی روزمره مردم و كل جامعه، اظهار نارضایتی می كنند. آنها حاضرند این موازین را به زور معرفی كنند و همه ناراضیان را "مسلمان بد" شناخته یا از دین طرد كنند. با این پدیده، چطور باید برخورد كرد؟ خبرنگار "منبر اسلام" این سؤال را از كارمند مسؤول سفارت یكی از كشورهای عربی در مسكو كرد. او چند سال است كه در كشورمان زندگی می كند و از نزدیك با اوضاع مذهبی روسیه آشناست. وی به بسیاری از مناطق سكونت مسلمانان روسیه رفته، با رهبران مذهبی آشناست و در بسیاری از مراسم اجتماعی شركت كرده است. وی با استناد به موقعیت كاری خود، از ارزیابی جریانات در اسلام روسی خودداری كرده، نخواست نامش فاش شود. هیات تحریریه با رعایت این شروط تصمیم گرفته است برخی از دیدگاهها و عقاید این كارشناس عربی را به آگاهی خوانندگان خود برساند. مثال هایی كه او از تاریخ اسلام آورده است، می توانند برای خوانندگان ما جالب باشند. دیدگاه دیپلمات عربی در زیر از نظرتان می گذرد:

مسلمانان روسیه طبیعتا می خواهند ثمرات تجدید حیات دین خود را به صورت رشد معنویت، رفع اعمال ضد اخلاقی، بخصوص در میان جوانان ببینند. ولی نباید فراموش كرد كه آنها طی مدت زیادی از ریشه های مذهبی دور بودند و با روح اخلاق اسلامی پرورش نیافتند. به همین دلیل، نباید انتظار نتایج سریع را داشت، بلكه باید ویژگی های مهم اسلام را به خاطر آورد. به موجب اسلام، هدف مطروح نمی تواند سریع حاصل شود. باید به تدریج بدون شتاب و ارتكاب اشتباهاتی كه ممكن است صلح بین مسلمانان را خدشه دار سازند، به سوی آن حركت كرد. شتابزدگی می تواند به ضرر خود اسلام نیز تمام شود. الله همین را به ما می آموزد و پیغمبر اسلام (ص) همین طور عمل می كرد.

متاسفانه، در كشورمان روح و عمل اسلام مورد مطالعه كافی قرار نگرفته است; این در حالی است كه اسلام، دینی است كه ۱۴ قرن است امكانات فراگیر آموزه اجتماعی سیاسی و اخلاقی خود را به اثبات می رساند. این مكتب، در همه شرایط تاریخی، معاصر و حیاتی و كاملا جوابگوی روحیه زمان بوده است. اسلام شایستگی آن را دارد كه در جامعه روسی، جایگاه شایسته ای كسب كند و در تحولات جاری در كشور، نفوذ قابل توجهی كند. این امر، چه هدفی دارد؟ در روندهای مذهبی عصر حاضر، چه چیزی باعث نگرانی می شود؟ مفتی راویل عین الدین، رئیس اداره روحانی مسلمانان منطقه مركزی اروپایی روسیه، در این مورد می گوید:

مسائلی كه در این زمینه مطرح شدند، باید با مشاركت شخصیت های علاقه مند مورد بحث و بررسی قرار گیرند. من هم حاضرم در این بحث شریك شوم. امیدوارم، نشریه شما كه این مساله حیاتی را طرح كرده است، نیمه راه توقف نكند و به تشریح این موضوع ادامه دهد. ولی فعلا مایلم مختصرا به سؤال اول پاسخ دهم، در حالی كه به سؤال دوم بیشتر خواهم پرداخت.

یكی از عللی كه اسلام در هر دوره تاریخی، لازم و حیاتی است، توجه ویژه این دین به مسؤولیت شخصی انسان در برابر خدا و در قبال امورات دنیوی خود است. انسان مجبور است همیشه در باره آینده خود در دنیا و آخرت فكر كند. "از الله بترسید! بگذار روحتان ببیند، از قبل برای فردا چه چیزی تهیه كرده است!" (سوره حشر، آیه ۱۸)

حالا مایلم در باره نگرانی های خود صحبت كنم. من می توانم روحیات مسلمانان را درك كنم. آنها بعد از وقفه طولانی اجباری، بالاخره موفق شده اند به سرچشمه دین خود برسند. ولی بخشی از مسلمانان خیلی عجله می كنند تا نتایج حیات مذهبی فعالانه را ببینند. آنها می خواهند مردم هرچه زودتر، در زندگی روزمره خود، براساس اسلام عمل كنند. این آرزو نیك و پسندیده است، ولی نباید سال های گذشته زندگی در شرایط سلطه بی دینی و عواقب تخریبی آن را فراموش كرد. نباید عجله كرد و مسلمانان را به "پاك" و "ناپاك" تقسیم كرد. این برخورد به ضرر اسلام و خود مسلمانان است و با اسلام مغایرت دارد. به تاریخ دینمان بنگرید. اسلام ابتدا موفق نبود و با مقاومت شدید روبرو شده بود. در آن شرایط سخت برای جمعیت اولیه اسلامی، الله از مسلمانان خواست كه صبر و حوصله به خرج دهند و نسبت به آنهایی كه نمی خواهند در راه اسلام حركت كنند، از خود خویشتن داری نشان دهند. خداوند همین را به رسول خود آموخت. در قرآن آمده است: "از صبر و دعا كمك بگیرید.الله، یار صابرین است" (سوره بقره آیه ۱۴۸)

منبع: سفارت ج. ا.ا. مسكو، به نقل از روزنامه "منبر اسلام"، شماره ۹، ۱۹۹۸.